Tuesday, January 5, 2010

موسسه مطالعاتی؛ میلیتاریزه شدن رژیم و سلطه پاسداران

رادیو آلمان: یک مؤسسه مطالعاتی عقیده دارد که فضای ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری به سرعت به طرف نظامی‌شدن می‌رود. این تحقیق به تقاضای وزارت دفاع ایالات متحده (پنتاگون) صورت گرفته است.

بنا به گزارش مؤسسه مطالعاتی رند Rand که توسط خبرگزاری فرانسه پخش شده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش اصلی را در ایران به دست می‌آورد.

گزارش می‌گوید که با انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و اعلام نتایج قابل بحث آن، صف‌بندی پیشین در حاکمیت ایران به هم ریخت. به دنبال این رویداد، موضع اسلام‌گرایان و سپاه پاسداران تقویت شد.

در این گزارش آمده در سال‌های دراز پس از انقلاب ۱۳۵۷ روحانیون قوی‌ترین نیروی کشور بودند، اما در دهه ۱۹۹۰ قشر تازه‌ای بر اقتصاد کشور مسلط شد. در ده سال اخیر سپاه پاسداران موفق شد با استفاده از تأکید جمهوری اسلامی بر مسائل امنیتی، در عرصۀ سیاسی و اقتصادی قدرت‌نمایی کند.

با افزایش نفوذ سپاه پاسداران به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری، اینک اصلاح‌طلبان و حتی برخی از محافظه‌کاران، سخت نگران هستند که کشور در عرصه سیاسی و اجتماعی هرچه بیشتر نظامی (میلیتاریزه) شود.

نویسندگان گزارش عقیده دارند که ایران در برابر مشکلات سیاسی و اجتماعی فراوانی قرار گرفته است.

گزارش تازه به دولتمردان آمریکایی توصیه می‌کند که مواظب باشند به دست حاکمیت بهانه ندهند تا توجه مردم را از مشکلات داخلی کشور منحرف کند.

بر اساس این گزارش، رژیم ایران غالبا از مناقشات خارجی برای منحرف کردن ذهن مردم از مشکلات داخلی استفاده می‌کند.

مخالفت کميته سياست خارجی مجلس رژیم با سفر جان کری


ایسنا: رييس کميته سياست خارجي مجلس از مخالفت اين کميته با سفر جان کري به ايران خبر داد.

حجت الاسلام والمسلمين حسين ابراهيمي نماينده بيرجند در مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به اين که سياست هاي آمريکا بسيار خصمانه است و انتظار اين بود که با شعارهاي اوباما، تغييري در سياست هاي آمريکا ايجاد شود، خاطرنشان کرد: متاسفانه شاهد بوديم که سياست هاي آمريکا نسبت به زمان بوش هم بدتر شد و موضعش سختگيرانه تر گرديد و عملکرد آمريکا در اين مقطع در اطراف ايران تنش زا بود.

ابراهيمي برخورد آمريکا با موضوع هسته اي ايران را نيز ناجوانمردانه توصيف کرد و يادآور شد: در رابطه با اغتشاشات و آشوب هاي ايران نيز هم اوباما و هم ديگران حمايت کردند و اظهار خشنودي خود را نشان دادند، و مانند گذشته نيز بودجه اي براي براندازي نظام تصويب شد و لذا در اين شرايط عزت، حکمت و مصلحت و اقتدار کشور حکم مي کرد که جان کري را در تهران نپذيريم و زماني وي را قبول کنيم که طبق فرمايش مقام معظم رهبري حداقل کار مثبتي انجام داده باشند.

اين عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، اقدام رييس کميته روابط خارجي سناي آمريکا به تهران را اقدامي در جهت حسن تفاهم ندانست و گفت: کميته سياست خارجي مجلس ديروز اين تصميم را گرفت و دليلي براي پذيرش وي وجود ندارد.

موسسه مطالعاتی؛ میلیتاریزه شدن رژیم و سلطه پاسداران

رادیو آلمان: یک مؤسسه مطالعاتی عقیده دارد که فضای ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری به سرعت به طرف نظامی‌شدن می‌رود. این تحقیق به تقاضای وزارت دفاع ایالات متحده (پنتاگون) صورت گرفته است.

بنا به گزارش مؤسسه مطالعاتی رند Rand که توسط خبرگزاری فرانسه پخش شده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش اصلی را در ایران به دست می‌آورد.

گزارش می‌گوید که با انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و اعلام نتایج قابل بحث آن، صف‌بندی پیشین در حاکمیت ایران به هم ریخت. به دنبال این رویداد، موضع اسلام‌گرایان و سپاه پاسداران تقویت شد.

در این گزارش آمده در سال‌های دراز پس از انقلاب ۱۳۵۷ روحانیون قوی‌ترین نیروی کشور بودند، اما در دهه ۱۹۹۰ قشر تازه‌ای بر اقتصاد کشور مسلط شد. در ده سال اخیر سپاه پاسداران موفق شد با استفاده از تأکید جمهوری اسلامی بر مسائل امنیتی، در عرصۀ سیاسی و اقتصادی قدرت‌نمایی کند.

با افزایش نفوذ سپاه پاسداران به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری، اینک اصلاح‌طلبان و حتی برخی از محافظه‌کاران، سخت نگران هستند که کشور در عرصه سیاسی و اجتماعی هرچه بیشتر نظامی (میلیتاریزه) شود.

نویسندگان گزارش عقیده دارند که ایران در برابر مشکلات سیاسی و اجتماعی فراوانی قرار گرفته است.

گزارش تازه به دولتمردان آمریکایی توصیه می‌کند که مواظب باشند به دست حاکمیت بهانه ندهند تا توجه مردم را از مشکلات داخلی کشور منحرف کند.

بر اساس این گزارش، رژیم ایران غالبا از مناقشات خارجی برای منحرف کردن ذهن مردم از مشکلات داخلی استفاده می‌کند.

مخالفت کميته سياست خارجی مجلس رژیم با سفر جان کری


ایسنا: رييس کميته سياست خارجي مجلس از مخالفت اين کميته با سفر جان کري به ايران خبر داد.

حجت الاسلام والمسلمين حسين ابراهيمي نماينده بيرجند در مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به اين که سياست هاي آمريکا بسيار خصمانه است و انتظار اين بود که با شعارهاي اوباما، تغييري در سياست هاي آمريکا ايجاد شود، خاطرنشان کرد: متاسفانه شاهد بوديم که سياست هاي آمريکا نسبت به زمان بوش هم بدتر شد و موضعش سختگيرانه تر گرديد و عملکرد آمريکا در اين مقطع در اطراف ايران تنش زا بود.

ابراهيمي برخورد آمريکا با موضوع هسته اي ايران را نيز ناجوانمردانه توصيف کرد و يادآور شد: در رابطه با اغتشاشات و آشوب هاي ايران نيز هم اوباما و هم ديگران حمايت کردند و اظهار خشنودي خود را نشان دادند، و مانند گذشته نيز بودجه اي براي براندازي نظام تصويب شد و لذا در اين شرايط عزت، حکمت و مصلحت و اقتدار کشور حکم مي کرد که جان کري را در تهران نپذيريم و زماني وي را قبول کنيم که طبق فرمايش مقام معظم رهبري حداقل کار مثبتي انجام داده باشند.

اين عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، اقدام رييس کميته روابط خارجي سناي آمريکا به تهران را اقدامي در جهت حسن تفاهم ندانست و گفت: کميته سياست خارجي مجلس ديروز اين تصميم را گرفت و دليلي براي پذيرش وي وجود ندارد.

باشگاه زندان اوین نیز به بازداشتگاه تبدیل شد


تغییرات در زندان اوین و اعمال محدودیتهای بیشتر
در اقدامی بی سابقه باشگاه زندان اوین نیز به بازداشتگاه تبدیل شده است.
خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: در راستای امنیتی شدن زندان اوین باشگاه این زندان به محل نگهداری و بازجویی بازداشت شدگان اعتراضات اخیر تبدیل شد.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در پی افزایش تعداد زندانیان سیاسی در زندان اوین و امنیتی تر شدن این زندان، باشگاه ورزشی اندرزگاه 7 این زندان با تیغه کشی تبدیل به محل دیگری برای نگهداری و بازجویی از شهروندان بازداشت شده در اعتراضات اخیر شده است. در این محل بسیاری از شهروندان به صورت دسته جمعی بازجویی میشوند.
همچنین در ادامه این گزارش اشاره شده است، حفاظت اطلاعات زندان اوین نیز با دستور عدم دریافت وسایل از خانواده زندانیان سیاسی، پول، عدم اجازه خرید به زندانیان، عدم ارائه پتو و لوازم اولیه، خاصه در خصوص زندانیان مستقر در قرنطینه اندرزگاه 7 فشار مضاعفی را بر آنان تحمیل می کند.
در حال حاضر بندهای 240، 241، 209، 2 الف، سالن 8 اندرزگاه 8، قرنطینه 1 اندرزگاه 7، باشگاه اندرزگاه 7 به محلهای تعیین شده برای نگهداری از بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات در ایران تبدیل شده است. با احتساب اماکن ذکر شده باید عنوان داشت اکثریت فضای زندان اوین به زندانیان سیاسی و شهروندان معترض اختصاص یافته است.

باشگاه زندان اوین نیز به بازداشتگاه تبدیل شد


تغییرات در زندان اوین و اعمال محدودیتهای بیشتر
در اقدامی بی سابقه باشگاه زندان اوین نیز به بازداشتگاه تبدیل شده است.
خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: در راستای امنیتی شدن زندان اوین باشگاه این زندان به محل نگهداری و بازجویی بازداشت شدگان اعتراضات اخیر تبدیل شد.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در پی افزایش تعداد زندانیان سیاسی در زندان اوین و امنیتی تر شدن این زندان، باشگاه ورزشی اندرزگاه 7 این زندان با تیغه کشی تبدیل به محل دیگری برای نگهداری و بازجویی از شهروندان بازداشت شده در اعتراضات اخیر شده است. در این محل بسیاری از شهروندان به صورت دسته جمعی بازجویی میشوند.
همچنین در ادامه این گزارش اشاره شده است، حفاظت اطلاعات زندان اوین نیز با دستور عدم دریافت وسایل از خانواده زندانیان سیاسی، پول، عدم اجازه خرید به زندانیان، عدم ارائه پتو و لوازم اولیه، خاصه در خصوص زندانیان مستقر در قرنطینه اندرزگاه 7 فشار مضاعفی را بر آنان تحمیل می کند.
در حال حاضر بندهای 240، 241، 209، 2 الف، سالن 8 اندرزگاه 8، قرنطینه 1 اندرزگاه 7، باشگاه اندرزگاه 7 به محلهای تعیین شده برای نگهداری از بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات در ایران تبدیل شده است. با احتساب اماکن ذکر شده باید عنوان داشت اکثریت فضای زندان اوین به زندانیان سیاسی و شهروندان معترض اختصاص یافته است.

طرح اعدام محارب ظرف پنج‌ روز؛ نظر یکی از خوانندگان


طرح اعدام محارب ظرف پنج‌ روز تقدیم مجلس شد. طراح اصلی این طرح روح‌الله حسینیان است. امضا کنندگان: احمد بیغش-غضنفرآبادی-روح‌الله حسینیان-اخوان بیطرف-ثروتی-ونایی-بشیری-آلیا-بهمن محمدی-افشاری-سلیمی-رضارحمانی-لطفی-علیزاده-حسین فدایی-حیاتی- حمید رسایی- کوهکن-کوثری-محمد محمدی-ابطحی- هدایت‌خواه- کامران- طاهری- نادران- زارعی- نوروزی- حسنی نائینی- گروسی- سودانی-آقازاده-حسینی دولت‌آبادی-قاضی زاده-بزرگواری-امیری کهنوج-فرهنگی

باید از همه مردم شیردل و ستم ستیز ایران خواست که اسامی این نمایندگان را که به جای پرداختن به مشکلات روزافزون مردم ، در پی اعدام افراد به جرم آزادیخواهی و به بهانه « محارب » هستند ، خوب خوب به خاطر بسپارند . چون در آینده ای بسیار بسیار نزدیک ، ما مردم با این افراد کار داریم . آن هم چه کاری ! این ها اگر خیال کرده اند در روز موعود می توانند از کشور به دیگر کشورها بگریزند ، سخت در اشتباهند . دروازه دیگر کشورها به روی تروریست ها بسته است . مگر آن که بخواهند به اغوش ملاعمر و بن لادن بغلتند ؛ که آن هم راه به جایی نخواهد برد . ایرانیان به جان آمده از حکومت دینی در همه دنیا پراکنده اند و چشم به راه دیدن روز ازادی ایران . این ایرانیان باشرف نخواهند گذاشت که جنایتکاران ضد مردم ایران ، به اسودگی جان به در برده و بقیه عمر ننگین شان را در آسایش ثروت های ربوده شده از مردم بگذرانند . ما ایرانی ها اکنون در همه جا منتظر دیدن این جنایتکاران هستیم.

طرح اعدام محارب ظرف پنج‌ روز؛ نظر یکی از خوانندگان


طرح اعدام محارب ظرف پنج‌ روز تقدیم مجلس شد. طراح اصلی این طرح روح‌الله حسینیان است. امضا کنندگان: احمد بیغش-غضنفرآبادی-روح‌الله حسینیان-اخوان بیطرف-ثروتی-ونایی-بشیری-آلیا-بهمن محمدی-افشاری-سلیمی-رضارحمانی-لطفی-علیزاده-حسین فدایی-حیاتی- حمید رسایی- کوهکن-کوثری-محمد محمدی-ابطحی- هدایت‌خواه- کامران- طاهری- نادران- زارعی- نوروزی- حسنی نائینی- گروسی- سودانی-آقازاده-حسینی دولت‌آبادی-قاضی زاده-بزرگواری-امیری کهنوج-فرهنگی

باید از همه مردم شیردل و ستم ستیز ایران خواست که اسامی این نمایندگان را که به جای پرداختن به مشکلات روزافزون مردم ، در پی اعدام افراد به جرم آزادیخواهی و به بهانه « محارب » هستند ، خوب خوب به خاطر بسپارند . چون در آینده ای بسیار بسیار نزدیک ، ما مردم با این افراد کار داریم . آن هم چه کاری ! این ها اگر خیال کرده اند در روز موعود می توانند از کشور به دیگر کشورها بگریزند ، سخت در اشتباهند . دروازه دیگر کشورها به روی تروریست ها بسته است . مگر آن که بخواهند به اغوش ملاعمر و بن لادن بغلتند ؛ که آن هم راه به جایی نخواهد برد . ایرانیان به جان آمده از حکومت دینی در همه دنیا پراکنده اند و چشم به راه دیدن روز ازادی ایران . این ایرانیان باشرف نخواهند گذاشت که جنایتکاران ضد مردم ایران ، به اسودگی جان به در برده و بقیه عمر ننگین شان را در آسایش ثروت های ربوده شده از مردم بگذرانند . ما ایرانی ها اکنون در همه جا منتظر دیدن این جنایتکاران هستیم.

لیست ترور جمهوری اسلامی


این نامه را امروز دریافت کردم. با توجه به سراسیمگی رژیم و جنایات پیشینش در همین شرایط، چنین برنامه ای از او نه تنها بعید نیست بلکه قابل انتظار نیز هست. منبع اولیه خبر را نمیشناسم ولی برای منبع دست دوم منبع احترام فراوان قائلم. اگر در باره کذب بودن خبر چیزی بشنوم بلافاصله در همین جا خبر خواهم داد. ولی در شرایط حاضر توزیع آنرا ضروری میدانم

یکی از فرمانده گان سپاه در ماه نوامبر سال پیش علناً فعالین مقیم خارج را تهدید کرده بود و صدا و سیما با تبدیل شدن به سخنگوی بازوی نظامی رژیم هر روز آنرا تکرار میکند. نفسِ خطر تازه نیست. لیکن فوری بودن و لیست احتمالی و پیشنهادی قربانیان آن را باید جدی گرفت

رضا هیوا
چهار ژانویه ۲۰۰۹
چهارده دی ۱۳۸۸
=================

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نامه محرمانه ای به نهادهای اطلاعات بیت رهبری، حفاظت اطلاعات نا جا و سپاه، دفتر دادستانی و قوه قضائیه، اسامی افراد زیر را به عنوان بدنه رهبریت فتنه در کشور اعلام کرده و گفته است برخی از این افراد از کشور گریخته اند و برخی در زندان بسر می برند و برخی نیز هنوز دستگیر نشده اند. لذا آنهایی که در زندان بسر می برند را تحت الحفظ نگهدارید و بقیه را دستگیر کنید و آنهایی که درخارج هستند را با تشکیل تیم ترور خارج از ایران بکشید.

===== لیست =========

محسن آرمين ، منصور آسيم ، مهدي آستاني، زهره آقاجري ، سيد هاشم آقاجري ، ناصر آملي ، صادق آينه وند،

يوسف اباذري ،معصومه ابتكار، محمد علي ابطحي، مژگان اثباتي، بابك احمدي ، سيد عباس احمدي، علي محمد احمدي، كريم ارغنده پور، كورش اسعديبيگي، يداله اسلامي، حميد اسماعيلي، زهرا اشراقي، محسن اشرفي، جواد اطاعت، جعفر افقهي، محمد علي اكبري، مرتضي الويري، جواد امام، شهربانو اماني، محسن امين زاده، ابراهيم اميني، اسداله اميني، مجيد انصاري، حسين انصاري راد، محمد ابراهيم انصاري لاري، محمد علي ايازي، مصطفي ايزدي، محمود ايلخان،

علي باقري، مجتبي بديعي، اشرف بروجردي، محمد رضا بهزاديان، حسين بي غم،

حسين پايا، علي پايا، مسعود پدرام، هومن پناهنده، حسن پورصرافي، سعيد پور عزيزي، احمد پورنجاتي، پرويز پيران،

غلام رضا تاج گردون، علي تاجرنيا، محمد رضا تاجيك، مهدي تحققي، محسن تركاشوند، غلام حسين تكفلي، جلال توكليان، خسرو تهراني، رضا تهراني،


جلال جلالي زاده ، حميد رضا جلايي پور،مهرنوش جعفري، اسحق جهانگيري، سيد صفدر حسيني، سيد محمود حسيني، امير حسين آبادي، غلامرضا حسن آبادي، بهرام حسن زاده، محمود حسيني نيا، الياس حضرتي، عليرضا حقيقي، علي خاتمي، مصطفي خان زادي، هادي خان يكي، علي اصغر خداياري، علي خدابخش، حسين خليلي اردكاني، ابولقاسم خوشرو، علي خوشرو، نادر داودي، محمد دادخواه، محمد دادفر، خشايار ديهيم، احمدرضا درويش،

فاطمه راكعي، علي ربيعي، علي اكبر رحماني، مهدي رحمانيان، عبدالعلي رضايي، جلال رفيع، حسن رمضانيان پور، علي اصغر رمضان پور، محمدرضا رئيس كرمي، غلامعلي رياحي، مجيد روانچي، محسن رناني، علي رهبر،

حسين زمان، امير زماني نيا، محمود زماني قمي، محمد رضا زهدی،

محمد سلامتي، ابراهيم خليفه سلطاني، حسين سليمي، هادي سمتي، علي اصغر سيد آبادي، حميد سيدي، امين سازگار نژاد، جليل سازگار نژاد، مسعود سپهر، احمد ستاري، محمد ستاري فر، معصومه ستوده، ميثم سعيدي،

سيد اصغر شاپوريان، محمد شامخي، ولي اله شجاع پوريان، شهلا شركت،رضا شريفي، محمد شريعتي دهاقاني، اسماعيل دوستي، محمدحسين شريف زادگان، كاظم شكري، علي شكوري راد، احمد شيرزاد، احمد شيخ زاده، علي شيخ زاده، سعيد شيركوند، ،شعبان شهيدي مودب،

محمود صارمي، حسين صادقي، علي صالح آبادي، نادر صديقي، بهروز صحابه، غلامرضا صحرائيان، محمد صدر ، احمد صدري، محمود صدري، علي صوفي، مجيد صيادي،

خسرو طالب زاده، محمود طالقاني نژاد،

غلامرضا ظريفيان،

محمدرضا عارف،حسين عادلي،

حسين لقمانيان ، سعيد ليلاز،

فريده ماشيني ، مرتضي مبلغ ، سيدحميد متقي ، زهرا مجردي ، سيد علي اكبر محتشمي پور، فخرالسادات محتشمي پور، احمد مسجد جامعي، داود محمدي، مير طاهر موسوي، عبدالواحد موسوي لاري،

احمد نراقي، محمد نعيمي پور، علي محمد نمازي، كامبيز نوروزي، صادق نوروزي،

محمد تقي فاضل ميبدي ، محمد فاضلي ، حميد فيض آبادي ، علي فرامرزيان ، احمد قابل ، هادي قابل ، حسين قاضيان ،ابوالفضل قدياني، خسرو قديري ، جواد قديمي ذاكر ، رحمانقلي قلي زاده ، علي قنبري ، محمد قوچاني ، حسين كاظم پور اردبيلي ، مرتضي كاظميان ، رحيم كركه آبادي ، غلامحسين كرباسچي ، مهدي كرباسچي ،ابوالفضل كزازي، مصطفي كزازي، جميله كديور ، محسن كديور ، منوچهر كديور ، داود كرمي ، مهدي كريمي ، حسين كمالي، فرج كميجاني ، بهمن كميلي زاده ، الهه كولايي ،عباس كوشا، محمد كيانوش راد ، بهروز گرانپايه ،
محمد عطريانفر ، احمد عظيمي ، عباس عظيمي زاده ، عليرضا علوي تبار ، فريدون عمو زاده خليلي ، مسعود غفاري ، محمد جواد غلامرضا كاشي ،

محسن گودرزي ، اسدالله كيان ارثي، نجفقلي حبيبي، محمد اشرفي اصفهاني، محمود دعايي، عليرضا محجوب
سهيلا جلودارزاده، ولي الله آذروش، محمدعلي كريمي، دكتر محمود جواد، فدايي حسين محمود زاده، سيد علي محمودي، مهدي مدرسي، سيد حسين مرعشي، علي مزروعي، حميد مصلي، حسن ملك مدني، حسين ملك مدني، احمد منتظري، سعيد منتظري، شيخ حسين هاشميان

دكتر حسين اميري خامكاني، وحيد محمودي، الياس حضرتي، سيد كامل تقوينژاد، محمد قمي، نرگس كريمي، الهه راستگو، عجايبي، مينايي پور، حسن خليلآبادي، زالي، قره ياضي، افشين حبيبزاده، نوربخش، سيد افضل موسوي

لیست ترور جمهوری اسلامی


این نامه را امروز دریافت کردم. با توجه به سراسیمگی رژیم و جنایات پیشینش در همین شرایط، چنین برنامه ای از او نه تنها بعید نیست بلکه قابل انتظار نیز هست. منبع اولیه خبر را نمیشناسم ولی برای منبع دست دوم منبع احترام فراوان قائلم. اگر در باره کذب بودن خبر چیزی بشنوم بلافاصله در همین جا خبر خواهم داد. ولی در شرایط حاضر توزیع آنرا ضروری میدانم

یکی از فرمانده گان سپاه در ماه نوامبر سال پیش علناً فعالین مقیم خارج را تهدید کرده بود و صدا و سیما با تبدیل شدن به سخنگوی بازوی نظامی رژیم هر روز آنرا تکرار میکند. نفسِ خطر تازه نیست. لیکن فوری بودن و لیست احتمالی و پیشنهادی قربانیان آن را باید جدی گرفت

رضا هیوا
چهار ژانویه ۲۰۰۹
چهارده دی ۱۳۸۸
=================

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نامه محرمانه ای به نهادهای اطلاعات بیت رهبری، حفاظت اطلاعات نا جا و سپاه، دفتر دادستانی و قوه قضائیه، اسامی افراد زیر را به عنوان بدنه رهبریت فتنه در کشور اعلام کرده و گفته است برخی از این افراد از کشور گریخته اند و برخی در زندان بسر می برند و برخی نیز هنوز دستگیر نشده اند. لذا آنهایی که در زندان بسر می برند را تحت الحفظ نگهدارید و بقیه را دستگیر کنید و آنهایی که درخارج هستند را با تشکیل تیم ترور خارج از ایران بکشید.

===== لیست =========

محسن آرمين ، منصور آسيم ، مهدي آستاني، زهره آقاجري ، سيد هاشم آقاجري ، ناصر آملي ، صادق آينه وند،

يوسف اباذري ،معصومه ابتكار، محمد علي ابطحي، مژگان اثباتي، بابك احمدي ، سيد عباس احمدي، علي محمد احمدي، كريم ارغنده پور، كورش اسعديبيگي، يداله اسلامي، حميد اسماعيلي، زهرا اشراقي، محسن اشرفي، جواد اطاعت، جعفر افقهي، محمد علي اكبري، مرتضي الويري، جواد امام، شهربانو اماني، محسن امين زاده، ابراهيم اميني، اسداله اميني، مجيد انصاري، حسين انصاري راد، محمد ابراهيم انصاري لاري، محمد علي ايازي، مصطفي ايزدي، محمود ايلخان،

علي باقري، مجتبي بديعي، اشرف بروجردي، محمد رضا بهزاديان، حسين بي غم،

حسين پايا، علي پايا، مسعود پدرام، هومن پناهنده، حسن پورصرافي، سعيد پور عزيزي، احمد پورنجاتي، پرويز پيران،

غلام رضا تاج گردون، علي تاجرنيا، محمد رضا تاجيك، مهدي تحققي، محسن تركاشوند، غلام حسين تكفلي، جلال توكليان، خسرو تهراني، رضا تهراني،


جلال جلالي زاده ، حميد رضا جلايي پور،مهرنوش جعفري، اسحق جهانگيري، سيد صفدر حسيني، سيد محمود حسيني، امير حسين آبادي، غلامرضا حسن آبادي، بهرام حسن زاده، محمود حسيني نيا، الياس حضرتي، عليرضا حقيقي، علي خاتمي، مصطفي خان زادي، هادي خان يكي، علي اصغر خداياري، علي خدابخش، حسين خليلي اردكاني، ابولقاسم خوشرو، علي خوشرو، نادر داودي، محمد دادخواه، محمد دادفر، خشايار ديهيم، احمدرضا درويش،

فاطمه راكعي، علي ربيعي، علي اكبر رحماني، مهدي رحمانيان، عبدالعلي رضايي، جلال رفيع، حسن رمضانيان پور، علي اصغر رمضان پور، محمدرضا رئيس كرمي، غلامعلي رياحي، مجيد روانچي، محسن رناني، علي رهبر،

حسين زمان، امير زماني نيا، محمود زماني قمي، محمد رضا زهدی،

محمد سلامتي، ابراهيم خليفه سلطاني، حسين سليمي، هادي سمتي، علي اصغر سيد آبادي، حميد سيدي، امين سازگار نژاد، جليل سازگار نژاد، مسعود سپهر، احمد ستاري، محمد ستاري فر، معصومه ستوده، ميثم سعيدي،

سيد اصغر شاپوريان، محمد شامخي، ولي اله شجاع پوريان، شهلا شركت،رضا شريفي، محمد شريعتي دهاقاني، اسماعيل دوستي، محمدحسين شريف زادگان، كاظم شكري، علي شكوري راد، احمد شيرزاد، احمد شيخ زاده، علي شيخ زاده، سعيد شيركوند، ،شعبان شهيدي مودب،

محمود صارمي، حسين صادقي، علي صالح آبادي، نادر صديقي، بهروز صحابه، غلامرضا صحرائيان، محمد صدر ، احمد صدري، محمود صدري، علي صوفي، مجيد صيادي،

خسرو طالب زاده، محمود طالقاني نژاد،

غلامرضا ظريفيان،

محمدرضا عارف،حسين عادلي،

حسين لقمانيان ، سعيد ليلاز،

فريده ماشيني ، مرتضي مبلغ ، سيدحميد متقي ، زهرا مجردي ، سيد علي اكبر محتشمي پور، فخرالسادات محتشمي پور، احمد مسجد جامعي، داود محمدي، مير طاهر موسوي، عبدالواحد موسوي لاري،

احمد نراقي، محمد نعيمي پور، علي محمد نمازي، كامبيز نوروزي، صادق نوروزي،

محمد تقي فاضل ميبدي ، محمد فاضلي ، حميد فيض آبادي ، علي فرامرزيان ، احمد قابل ، هادي قابل ، حسين قاضيان ،ابوالفضل قدياني، خسرو قديري ، جواد قديمي ذاكر ، رحمانقلي قلي زاده ، علي قنبري ، محمد قوچاني ، حسين كاظم پور اردبيلي ، مرتضي كاظميان ، رحيم كركه آبادي ، غلامحسين كرباسچي ، مهدي كرباسچي ،ابوالفضل كزازي، مصطفي كزازي، جميله كديور ، محسن كديور ، منوچهر كديور ، داود كرمي ، مهدي كريمي ، حسين كمالي، فرج كميجاني ، بهمن كميلي زاده ، الهه كولايي ،عباس كوشا، محمد كيانوش راد ، بهروز گرانپايه ،
محمد عطريانفر ، احمد عظيمي ، عباس عظيمي زاده ، عليرضا علوي تبار ، فريدون عمو زاده خليلي ، مسعود غفاري ، محمد جواد غلامرضا كاشي ،

محسن گودرزي ، اسدالله كيان ارثي، نجفقلي حبيبي، محمد اشرفي اصفهاني، محمود دعايي، عليرضا محجوب
سهيلا جلودارزاده، ولي الله آذروش، محمدعلي كريمي، دكتر محمود جواد، فدايي حسين محمود زاده، سيد علي محمودي، مهدي مدرسي، سيد حسين مرعشي، علي مزروعي، حميد مصلي، حسن ملك مدني، حسين ملك مدني، احمد منتظري، سعيد منتظري، شيخ حسين هاشميان

دكتر حسين اميري خامكاني، وحيد محمودي، الياس حضرتي، سيد كامل تقوينژاد، محمد قمي، نرگس كريمي، الهه راستگو، عجايبي، مينايي پور، حسن خليلآبادي، زالي، قره ياضي، افشين حبيبزاده، نوربخش، سيد افضل موسوي

ممانعت از مرخصی پیمان عارف علیرغم درگذشت مادربزرگ وی


کمیته گزارشگران حقوق بشر- علیرغم درگذشت مادربزرگ پیمان عارف، دانشجوی ستاره دار دادستان تهران از موافقت با مرخصی وی ممانعت کرد.

روز جمعه 11 دی ماه مادربزرگ این فعال دانشجویی درگذشت و بر اساس ماده 213 آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، اعطای مرخصی حق قانونی وی می باشد. در ماده 213 آمده است: « در موارد ازدواج، فوت بستگان نسبي و سببی درجه نخست از طبقه نخست يا ابتلاء آنان به بيماري حاد كه به سبب آن براي مدت طولاني قادر به حركت نباشند، يا بروز هرگونه حادثه غيرمترقبه و يا معضلي كه اعزام محكوم به مرخصي را ايجاب نمايد محكوم با اخذ تامين متناسب به شرح تبصره۲ ماده ۱۲۵ به مدت يك هفته به مرخصي اعزام ميشود.»

پیمان عارف دانشجوی ستاره دار و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در 28 خردادماه توسط دادسرای نظامی استان گیلان به نیابت از دادسرای نظامی تهران و در حین گذراندن خدمت سربازی در نیروی انتظامی رشت، بازداشت گردید.

وی پس از سه ماه بازداشت موقت، در شهریورماه گذشته در حالی که قرار وثیقه صد میلیون تومانی وی توسط خانواده تودیع شده بود، آزاد نشد و حکم 18 ماه حبس وی که مربوط به گذشته بود به اجرا گذاشته شد. در حال حاضر این فعال دانشجویی در بند 350 زندان اوین نگهداری می شود و از شرایط جسمی و روحی مناسبی برخوردار نیست.

سمیرا جمشیدی همسر این روزنامه نگار و فعال سیاسی با انتقاد نسبت به عملکرد دادستانی تهران گفت: « اگر همسرم کماکان در اختیار نهاد های امنیتی است و در شرایط ویژه به سر می برد ، آقایان چرا وی و سایر زندانیان بند ۳۵۰ را از ۲۰۹ خارج کرده و در بندی که به اصطلاح در اختیار سازمان زندان ها است نگهداری می کنند و اگر هم در اختیار سازمان زندان ها قرار دارد پس چرا از حقوق اولیه یک زندانی بی بهره است؟»

ممانعت از مرخصی پیمان عارف علیرغم درگذشت مادربزرگ وی


کمیته گزارشگران حقوق بشر- علیرغم درگذشت مادربزرگ پیمان عارف، دانشجوی ستاره دار دادستان تهران از موافقت با مرخصی وی ممانعت کرد.

روز جمعه 11 دی ماه مادربزرگ این فعال دانشجویی درگذشت و بر اساس ماده 213 آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، اعطای مرخصی حق قانونی وی می باشد. در ماده 213 آمده است: « در موارد ازدواج، فوت بستگان نسبي و سببی درجه نخست از طبقه نخست يا ابتلاء آنان به بيماري حاد كه به سبب آن براي مدت طولاني قادر به حركت نباشند، يا بروز هرگونه حادثه غيرمترقبه و يا معضلي كه اعزام محكوم به مرخصي را ايجاب نمايد محكوم با اخذ تامين متناسب به شرح تبصره۲ ماده ۱۲۵ به مدت يك هفته به مرخصي اعزام ميشود.»

پیمان عارف دانشجوی ستاره دار و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در 28 خردادماه توسط دادسرای نظامی استان گیلان به نیابت از دادسرای نظامی تهران و در حین گذراندن خدمت سربازی در نیروی انتظامی رشت، بازداشت گردید.

وی پس از سه ماه بازداشت موقت، در شهریورماه گذشته در حالی که قرار وثیقه صد میلیون تومانی وی توسط خانواده تودیع شده بود، آزاد نشد و حکم 18 ماه حبس وی که مربوط به گذشته بود به اجرا گذاشته شد. در حال حاضر این فعال دانشجویی در بند 350 زندان اوین نگهداری می شود و از شرایط جسمی و روحی مناسبی برخوردار نیست.

سمیرا جمشیدی همسر این روزنامه نگار و فعال سیاسی با انتقاد نسبت به عملکرد دادستانی تهران گفت: « اگر همسرم کماکان در اختیار نهاد های امنیتی است و در شرایط ویژه به سر می برد ، آقایان چرا وی و سایر زندانیان بند ۳۵۰ را از ۲۰۹ خارج کرده و در بندی که به اصطلاح در اختیار سازمان زندان ها است نگهداری می کنند و اگر هم در اختیار سازمان زندان ها قرار دارد پس چرا از حقوق اولیه یک زندانی بی بهره است؟»

واكنشهاي رژيم در قبال جنبش, از موضع ضعف است/ جنبش متنوع تر و متحد تر شده و موسوي و كروبي دنباله روي جنبش هستند/نقش جدي زنان


تلويزيون سي ان ان - 13/10/1388 :مجري خانم سوزان مالو, در برنامه سيچوئيشن روم ازخانم آذر نفيسي ميپرسد: در حالي كه دولت ايران اطلاعاتي را كه از كشور بيرون مي آيد را كنترل مي كند, خيلي مشكل است كه بتوان تصوير كاملي از اوضاع آنجا بدست آورد... ما طي هفته هاي گذشته, شاهد تظاهراتهاي عظيمي بوديم كه به صورت خيلي خيلي خشونت آميزي در مي آيند. شما خانواده و دوستاني در آنجا داريد. به نظر شما در آنجا اكنون چه مي گذرد؟
آذر نفيسي, از دانشگاه جان هاپكينز: ... وقتي كه جمهوري اسلامي روي كار آمد, هيچكس انتظار نداشت كشوري كه سكولار بود, تبديل به اولين حكومت مذهبي شود ... فكر مي كنم گزارشاتي كه از ايران مي رسند, حاوي 4 نكته مهم مي باشند : يكي, مسئله برتري است, كه عليرغم سركوب و خشونت , جنبش همچنان در حال رشد كردن است, و دوم اينكه خيلي متنوع تر شده است, و سومين چيز هم اين است كه, عليرغم اين تنوع, وحدت و اتحاد بين اقشار مختلف مردم, ميان سكولارها, مذهبي ها , زنان با روسري و بدون روسري , پير و جوان , همه آنها عليه وضعيت موجود, يعني دولت ايران, در كنار هم قرار گرفته اند, و چهارمين چيز هم اين است كه رهبري , عمدتا از درون اين جنبش صورت مي گيرد, به نحوي كه رهبراني مانند آقاي موسوي و آقاي كروبي, در حقيقت, دنباله روي شعارها و بيانه هايي هستند كه از داخل اين جنبش بيرون مي آيند.
مجري: آيا مي توانيد براي ما توضيح دهيد كه چرا ما امروز شاهد تصاويري هستيم كه در آن, هزاران نفر تظاهرات كننده اي كه طرفدار دولت هستند, بيرون آمدند...
آذر نفيسي: در واقع, شيوه اي كه دولت واكنش نشان مي دهد نيز خيلي گوياي آنچه كه در ايران رخ مي دهد, هست. اولين واكنش آن, يك خشونت باورنكردني بود, چيزي كه نشان مي داد, نه از موضع قدرت, بلكه از موضع ضعف است, زيرا اگر شما اينقدر به خود اطمينان داريد, چرا مجبور مي شويد كساني را بكشيد يا شكنجه كنيد كه چيزي جز صداي خود ندارند. در نتيجه, بدليل استمرار تظاهراتها, و بدليل تضعيف نظام از داخل, و اين همه مردمي كه به اپوزيسيون ملحق مي شوند , دولت مجبور بود نشان دهد كه از حمايت مردم برخوردار است. و حتما توجه كرده ايد كه اين جمعيت را از همه نقاط گرد آورده بودند, و بجاي گلوله, از آنها با ساندويچ و پاداش استقبال كردند و در رسانه ها هم از آنها خيلي استقبال شد. در نتيجه, اين نشان مي دهد كه دولت تا چه حد بيمناك است.
مجري: شما در كتاب خود ... در مورد زنان, زنان جوان و اينكه اوضاع چقدر براي آنها تغيير كرده ... نوشته ايد, و ما شاهد يكي از معترضين زن, يعني ندا آقا سلطان بوديم كه جانش را از دست داد ... آيا زنان نقش بزرگتري در اعتراضات خياباني ايفا مي كنند؟ چه چيزي تغيير كرده است؟
آذر نفيسي: بله قطعا. آنچه كه بر سر زنان ايراني آمده, اول اينكه, آنها قبل از انقلاب, گذشته باشكوهي داشتند, منظورم اين است كه ما, زنان سناتور, وزير, و زناني كه در تمامي جنبه هاي زندگي فعال بودند, داشتيم. وقتي كه انقلاب رخ داد, زنان جزو اولين گروهي بودند كه به خيابانها آمدند و شعار مي دادند كه آزادي, نه غربي است و نه شرقي, بلكه يك مقوله جهاني است. و آنها هم اسيد به صورتشان مي پاشيدند, يا آنها را به زندان مي انداختند... من همواره اين را گفته ام كه, اين مبارزه, تنها سياسي نيست, بلكه مبارزه اي بر سر بود و نبود است. اگر شما يك زن جوان مانند ندا در ايران باشيد, نه فقط عقايد سياسي شما, بلكه نحوه نگرش شما, نحوه حرف زدن شما, گوش كردن شما به موسيقي, ... همگي اينها تبديل به اقدامي عليه دولت مي شود و بايد براي آن مجازات شويد.
مجري: مردم ايران چه مي خواهند؟... آنها از آمريكا و از پرزيدنت اوباما, كه مي گويد مي خواهد با محمود احمدي نژاد تعامل كند, چه مي خواهند؟
آذر نفيسي: من فكر مي كنم كه هر دولت دمكراتيكي, بايد همواره باب گفتگو را, حتي با بدترين رژيمها هم باز بگذارد, و اين بخش از قضيه, فكر مي كنم چيزي است كه مردم به آن اعتراضي ندارند, اما دو چيز است كه مي خواهم يادآوري كنم, يكي , زماني بود كه پرزيدنت اوباما انتخاب شد, يك روزنامه اصلاح طلب عكس او را چاپ كرد و گفت, چرا ما نمي توانيم يك كسي مانند او را داشته باشيم؟ و دولت فورا اين روزنامه را سركوب كرد و آن را بست.... مردم شعار مي دهند كه اوباما اوباما تو با آنهايي يا با ما؟ كه معناي اين است كه آنها, خواهان مداخله يا اقدام نظامي نيستند, آنها خواهان شينده شدن صدايشان هستند.

واكنشهاي رژيم در قبال جنبش, از موضع ضعف است/ جنبش متنوع تر و متحد تر شده و موسوي و كروبي دنباله روي جنبش هستند/نقش جدي زنان


تلويزيون سي ان ان - 13/10/1388 :مجري خانم سوزان مالو, در برنامه سيچوئيشن روم ازخانم آذر نفيسي ميپرسد: در حالي كه دولت ايران اطلاعاتي را كه از كشور بيرون مي آيد را كنترل مي كند, خيلي مشكل است كه بتوان تصوير كاملي از اوضاع آنجا بدست آورد... ما طي هفته هاي گذشته, شاهد تظاهراتهاي عظيمي بوديم كه به صورت خيلي خيلي خشونت آميزي در مي آيند. شما خانواده و دوستاني در آنجا داريد. به نظر شما در آنجا اكنون چه مي گذرد؟
آذر نفيسي, از دانشگاه جان هاپكينز: ... وقتي كه جمهوري اسلامي روي كار آمد, هيچكس انتظار نداشت كشوري كه سكولار بود, تبديل به اولين حكومت مذهبي شود ... فكر مي كنم گزارشاتي كه از ايران مي رسند, حاوي 4 نكته مهم مي باشند : يكي, مسئله برتري است, كه عليرغم سركوب و خشونت , جنبش همچنان در حال رشد كردن است, و دوم اينكه خيلي متنوع تر شده است, و سومين چيز هم اين است كه, عليرغم اين تنوع, وحدت و اتحاد بين اقشار مختلف مردم, ميان سكولارها, مذهبي ها , زنان با روسري و بدون روسري , پير و جوان , همه آنها عليه وضعيت موجود, يعني دولت ايران, در كنار هم قرار گرفته اند, و چهارمين چيز هم اين است كه رهبري , عمدتا از درون اين جنبش صورت مي گيرد, به نحوي كه رهبراني مانند آقاي موسوي و آقاي كروبي, در حقيقت, دنباله روي شعارها و بيانه هايي هستند كه از داخل اين جنبش بيرون مي آيند.
مجري: آيا مي توانيد براي ما توضيح دهيد كه چرا ما امروز شاهد تصاويري هستيم كه در آن, هزاران نفر تظاهرات كننده اي كه طرفدار دولت هستند, بيرون آمدند...
آذر نفيسي: در واقع, شيوه اي كه دولت واكنش نشان مي دهد نيز خيلي گوياي آنچه كه در ايران رخ مي دهد, هست. اولين واكنش آن, يك خشونت باورنكردني بود, چيزي كه نشان مي داد, نه از موضع قدرت, بلكه از موضع ضعف است, زيرا اگر شما اينقدر به خود اطمينان داريد, چرا مجبور مي شويد كساني را بكشيد يا شكنجه كنيد كه چيزي جز صداي خود ندارند. در نتيجه, بدليل استمرار تظاهراتها, و بدليل تضعيف نظام از داخل, و اين همه مردمي كه به اپوزيسيون ملحق مي شوند , دولت مجبور بود نشان دهد كه از حمايت مردم برخوردار است. و حتما توجه كرده ايد كه اين جمعيت را از همه نقاط گرد آورده بودند, و بجاي گلوله, از آنها با ساندويچ و پاداش استقبال كردند و در رسانه ها هم از آنها خيلي استقبال شد. در نتيجه, اين نشان مي دهد كه دولت تا چه حد بيمناك است.
مجري: شما در كتاب خود ... در مورد زنان, زنان جوان و اينكه اوضاع چقدر براي آنها تغيير كرده ... نوشته ايد, و ما شاهد يكي از معترضين زن, يعني ندا آقا سلطان بوديم كه جانش را از دست داد ... آيا زنان نقش بزرگتري در اعتراضات خياباني ايفا مي كنند؟ چه چيزي تغيير كرده است؟
آذر نفيسي: بله قطعا. آنچه كه بر سر زنان ايراني آمده, اول اينكه, آنها قبل از انقلاب, گذشته باشكوهي داشتند, منظورم اين است كه ما, زنان سناتور, وزير, و زناني كه در تمامي جنبه هاي زندگي فعال بودند, داشتيم. وقتي كه انقلاب رخ داد, زنان جزو اولين گروهي بودند كه به خيابانها آمدند و شعار مي دادند كه آزادي, نه غربي است و نه شرقي, بلكه يك مقوله جهاني است. و آنها هم اسيد به صورتشان مي پاشيدند, يا آنها را به زندان مي انداختند... من همواره اين را گفته ام كه, اين مبارزه, تنها سياسي نيست, بلكه مبارزه اي بر سر بود و نبود است. اگر شما يك زن جوان مانند ندا در ايران باشيد, نه فقط عقايد سياسي شما, بلكه نحوه نگرش شما, نحوه حرف زدن شما, گوش كردن شما به موسيقي, ... همگي اينها تبديل به اقدامي عليه دولت مي شود و بايد براي آن مجازات شويد.
مجري: مردم ايران چه مي خواهند؟... آنها از آمريكا و از پرزيدنت اوباما, كه مي گويد مي خواهد با محمود احمدي نژاد تعامل كند, چه مي خواهند؟
آذر نفيسي: من فكر مي كنم كه هر دولت دمكراتيكي, بايد همواره باب گفتگو را, حتي با بدترين رژيمها هم باز بگذارد, و اين بخش از قضيه, فكر مي كنم چيزي است كه مردم به آن اعتراضي ندارند, اما دو چيز است كه مي خواهم يادآوري كنم, يكي , زماني بود كه پرزيدنت اوباما انتخاب شد, يك روزنامه اصلاح طلب عكس او را چاپ كرد و گفت, چرا ما نمي توانيم يك كسي مانند او را داشته باشيم؟ و دولت فورا اين روزنامه را سركوب كرد و آن را بست.... مردم شعار مي دهند كه اوباما اوباما تو با آنهايي يا با ما؟ كه معناي اين است كه آنها, خواهان مداخله يا اقدام نظامي نيستند, آنها خواهان شينده شدن صدايشان هستند.

تهدیدهای جدید و افزایش نگرانی از وضعیت معترضان بازداشت شده


نیروهای امنیتی ایران در حال بازداشت یکی از شهروندان

۱۳۸۸/۱۰/۱۴

مانیا منصور
در روزهای گذشته، به ویژه پس از رخدادهای خونین روز عاشورا، مقامهای امنیتی بار دیگر بر تندی لحن خود افزوده و معترضان را به برخوردهایی شدیدتر تهدید کردند؛ چهارشنبه گذشته فرمانده نیروی انتظامی ایران، با اشاره به عاشورای تهران و این که «دوره مدارا» به پایان رسیده تهدید کرد که از این پس «هر کس در این گونه تظاهرات شرکت کند، پلیس برخورد شدید و قاطع خواهد داشت».

از سوی دیگر تریبونهای نماز جمعه کشور نیز، محل دیگری برای بیان تهدیدهای تند و تیز علیه مخالفان بود.

در تظاهرات دولتی طرفداران آیت الله خامنه ای پس از عاشورا نیز این لحن تند در شعارها و سخنرانیها شنیده شد؛ تلویزیون ایران حتی صحنه هایی را نشان داد که در آن راهپیمایان شعار مرگ بر موسوی سر میدادند.

تهدیدهای جدید با واژگان «محارب» نیز همراه شده اند؛ آیتالله عباس واعظ طبسی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در خراسان، هدایت کنندگان اعتراضها را «محارب» خوانده است که به گفته وی حکمش در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «مشخص» است.

همه این تهدیدها بر نگرانی گروهها و سازمانهای مدافع حقوق بشر در ایران و جهان افزوده است؛ به ویژه که بسیاری از بازداشتشدگان اعتراضها در ایران همچنان در وضعیتی نامشخص در زندان به سر میبرند.

یکی از سازمانهایی که نگرانی خود را در غالب بیاینه ای مطرح کرده است کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران است که میگوید «روحانیون طرفدار دولت در یک پیام آشکارا هماهنگ شده اعدام معترضین بازداشت شده را خواستار شدند، آنها همچنین با ایجاد فشار شدید سیاسی بر قوه قضائیه به ظاهر مستقل جمهوری اسلامی، از این نهاد خواستند که همانند مقامات قضایی پس از انقلاب عمل کنند و به این ترتیب تلاش کردند که مردم را از ادامه تظاهرات برای حقوق خود بترسانند...»

هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به رادیو فردا میگوید: در چند روز گذشته رسانه های طرفدار دولت و به خصوص روحانیون حکومتی که نمازهای جمعه را اجرا میکنند در اقدامی که کاملا به نظر میرسد که به طور هماهنگ انجام شده است، درخواست اعدام بازداشت شدگان را کرده اند.

آنان با لحن بسیار خشنی بازداشت شدگان را مرتد، مفسدفی الارض و یا محارب خوانده اند که در قوانین ایران مجازات چنین اتهاماتی اعدام است وحتی چندین رسانه دولتی هم خبر از اعدامهای قریب الوقوع داده اند.

فکر میکنید این خطر چه قشری از بازداشت شدگان را تهدید میکند؟ احتمالا این خطر شامل حامل تمام بازداشت شدگان نخواهد شد، بلکه بخشی از آنها را تهدید میکند. این بخش به اعتقاد شما چه کسانی هستند؟

این را ما الان اطمینان نداریم چون که برای مثال گفته اند که هفت نفر در سه روز آینده دادگاهی خواهند شد ولی هیچ گونه اطلاعاتی در مورد این افراد نداده اند. که این افراد چه کسانی هستند؟ این امر بستگی به این دارد که درخواست برای اجرای حکم اعدام تا چه اندازه در درون حکومت مورد توجه قرار گیرد؟

اینکه کسانی مثل آیت الله جنتی و چندین امام جمعه دیگر کل معترضان را محارب یا مفسدین فی الارض خوانده اند، بسیار نگران کننده است. چرا که آنها هم خودشان به اعدامهای پس از انقلاب اشاره کرده اند. اعدامهای دهه اول انقلاب، اعدامهای بسیار وسیعی بود. نباید از یاد ببریم که در دوره اول دادگاههای بعد از انتخابات هم حکم اعدام برای افرادی صادر شد. ولی تمامی این افراد کسانی بودند که اصلا قبل از انتخابات دستگیر شده بودند و ربطی به مسائل بعد از انتخابات نداشتند و حتی اتهامات آنان نیز ساختگی بود. بخشی از صدوراین حکم اعدامها هم به نوعی تهدید و ارعاب بود و این گونه به نظر میرسید.

اما با حرفهای جدید سران حکومتی این نگرانی وجود دارد که انجام یک سری اعدامهای گسترده ، خواست آنان است.

شما در بیانیه تان هم اشاره کرده اید که عملکرد دستگاه قضایی ایران در این روزها شباهت بسیاری به روزهای پس از انقلاب ۵۷ دارد. با توجه به اینکه در آن روزها اساسا قوه قضائیه به شکل فعلی تشکیل نشده بود، چه وجه تشابهی بین این دو دوره میبینید؟

در آن زمان هم قوانین به هیچ وجه اجرا نمیشد. اعدامها بسیار سریع اتفاق میافتاد. دادگاهها صحرایی بودند. و به شکل بسیار کوتاهی به حکم نهایی میرسیدند و احکامشان هم بلافاصله اجرا میشد.

الان پس از گذشت ۳۰ سال ، بالاخره قوانینی در این میان نهادینه شده اند. و سلسه مراتبی بوجود آمده است. کسی مثل خود آیتالله جنتی هم اشاره میکند که متاسفانه یکسری موانعی برای اجرای چنین اعدامهای سریعی وجود دارد که منظورش کلا وجود قانون و وجود سلسله مراتب است که اجرای این اعدامها را سخت تر میکند.

البته در اجرای احکام بازداشت و زندانی کردن افراد، شباهتهای بسیار زیادی بین وضع موجود و دهه اول انقلاب میبینم اما هنوز به مرحله اعدام نرسیده است.

فعالیتهای سازمانهای حقوق بشری چقدر میتواند در جلوگیری از وقوع احتمالی چنین اعدامهایی موثر باشد؟

بستگی به این دارد که چقدر حکومت ایران یک حکومت متعارف و عادی باشد. در هر کشوری فعالیتهای بشردوستانه چه در داخل و چه در خارج آن کشور، میتواند بسیار با اهمیت تلقی شود.

اما برآیند من این است که حکومت ایران هیچ گونه اعتنایی به نظرات و افکار عمومی جامعه جهانی ندارد و بر این باور است که باید برای حفظ بقا خودش، دست به چنین اعمالی بزند.

اگر واقعا چنین نتیجه گیری و قضاوتی در سران حکومتی رایج باشد اشتباه بزرگی است.

تهدیدهای جدید و افزایش نگرانی از وضعیت معترضان بازداشت شده


نیروهای امنیتی ایران در حال بازداشت یکی از شهروندان

۱۳۸۸/۱۰/۱۴

مانیا منصور
در روزهای گذشته، به ویژه پس از رخدادهای خونین روز عاشورا، مقامهای امنیتی بار دیگر بر تندی لحن خود افزوده و معترضان را به برخوردهایی شدیدتر تهدید کردند؛ چهارشنبه گذشته فرمانده نیروی انتظامی ایران، با اشاره به عاشورای تهران و این که «دوره مدارا» به پایان رسیده تهدید کرد که از این پس «هر کس در این گونه تظاهرات شرکت کند، پلیس برخورد شدید و قاطع خواهد داشت».

از سوی دیگر تریبونهای نماز جمعه کشور نیز، محل دیگری برای بیان تهدیدهای تند و تیز علیه مخالفان بود.

در تظاهرات دولتی طرفداران آیت الله خامنه ای پس از عاشورا نیز این لحن تند در شعارها و سخنرانیها شنیده شد؛ تلویزیون ایران حتی صحنه هایی را نشان داد که در آن راهپیمایان شعار مرگ بر موسوی سر میدادند.

تهدیدهای جدید با واژگان «محارب» نیز همراه شده اند؛ آیتالله عباس واعظ طبسی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در خراسان، هدایت کنندگان اعتراضها را «محارب» خوانده است که به گفته وی حکمش در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «مشخص» است.

همه این تهدیدها بر نگرانی گروهها و سازمانهای مدافع حقوق بشر در ایران و جهان افزوده است؛ به ویژه که بسیاری از بازداشتشدگان اعتراضها در ایران همچنان در وضعیتی نامشخص در زندان به سر میبرند.

یکی از سازمانهایی که نگرانی خود را در غالب بیاینه ای مطرح کرده است کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران است که میگوید «روحانیون طرفدار دولت در یک پیام آشکارا هماهنگ شده اعدام معترضین بازداشت شده را خواستار شدند، آنها همچنین با ایجاد فشار شدید سیاسی بر قوه قضائیه به ظاهر مستقل جمهوری اسلامی، از این نهاد خواستند که همانند مقامات قضایی پس از انقلاب عمل کنند و به این ترتیب تلاش کردند که مردم را از ادامه تظاهرات برای حقوق خود بترسانند...»

هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به رادیو فردا میگوید: در چند روز گذشته رسانه های طرفدار دولت و به خصوص روحانیون حکومتی که نمازهای جمعه را اجرا میکنند در اقدامی که کاملا به نظر میرسد که به طور هماهنگ انجام شده است، درخواست اعدام بازداشت شدگان را کرده اند.

آنان با لحن بسیار خشنی بازداشت شدگان را مرتد، مفسدفی الارض و یا محارب خوانده اند که در قوانین ایران مجازات چنین اتهاماتی اعدام است وحتی چندین رسانه دولتی هم خبر از اعدامهای قریب الوقوع داده اند.

فکر میکنید این خطر چه قشری از بازداشت شدگان را تهدید میکند؟ احتمالا این خطر شامل حامل تمام بازداشت شدگان نخواهد شد، بلکه بخشی از آنها را تهدید میکند. این بخش به اعتقاد شما چه کسانی هستند؟

این را ما الان اطمینان نداریم چون که برای مثال گفته اند که هفت نفر در سه روز آینده دادگاهی خواهند شد ولی هیچ گونه اطلاعاتی در مورد این افراد نداده اند. که این افراد چه کسانی هستند؟ این امر بستگی به این دارد که درخواست برای اجرای حکم اعدام تا چه اندازه در درون حکومت مورد توجه قرار گیرد؟

اینکه کسانی مثل آیت الله جنتی و چندین امام جمعه دیگر کل معترضان را محارب یا مفسدین فی الارض خوانده اند، بسیار نگران کننده است. چرا که آنها هم خودشان به اعدامهای پس از انقلاب اشاره کرده اند. اعدامهای دهه اول انقلاب، اعدامهای بسیار وسیعی بود. نباید از یاد ببریم که در دوره اول دادگاههای بعد از انتخابات هم حکم اعدام برای افرادی صادر شد. ولی تمامی این افراد کسانی بودند که اصلا قبل از انتخابات دستگیر شده بودند و ربطی به مسائل بعد از انتخابات نداشتند و حتی اتهامات آنان نیز ساختگی بود. بخشی از صدوراین حکم اعدامها هم به نوعی تهدید و ارعاب بود و این گونه به نظر میرسید.

اما با حرفهای جدید سران حکومتی این نگرانی وجود دارد که انجام یک سری اعدامهای گسترده ، خواست آنان است.

شما در بیانیه تان هم اشاره کرده اید که عملکرد دستگاه قضایی ایران در این روزها شباهت بسیاری به روزهای پس از انقلاب ۵۷ دارد. با توجه به اینکه در آن روزها اساسا قوه قضائیه به شکل فعلی تشکیل نشده بود، چه وجه تشابهی بین این دو دوره میبینید؟

در آن زمان هم قوانین به هیچ وجه اجرا نمیشد. اعدامها بسیار سریع اتفاق میافتاد. دادگاهها صحرایی بودند. و به شکل بسیار کوتاهی به حکم نهایی میرسیدند و احکامشان هم بلافاصله اجرا میشد.

الان پس از گذشت ۳۰ سال ، بالاخره قوانینی در این میان نهادینه شده اند. و سلسه مراتبی بوجود آمده است. کسی مثل خود آیتالله جنتی هم اشاره میکند که متاسفانه یکسری موانعی برای اجرای چنین اعدامهای سریعی وجود دارد که منظورش کلا وجود قانون و وجود سلسله مراتب است که اجرای این اعدامها را سخت تر میکند.

البته در اجرای احکام بازداشت و زندانی کردن افراد، شباهتهای بسیار زیادی بین وضع موجود و دهه اول انقلاب میبینم اما هنوز به مرحله اعدام نرسیده است.

فعالیتهای سازمانهای حقوق بشری چقدر میتواند در جلوگیری از وقوع احتمالی چنین اعدامهایی موثر باشد؟

بستگی به این دارد که چقدر حکومت ایران یک حکومت متعارف و عادی باشد. در هر کشوری فعالیتهای بشردوستانه چه در داخل و چه در خارج آن کشور، میتواند بسیار با اهمیت تلقی شود.

اما برآیند من این است که حکومت ایران هیچ گونه اعتنایی به نظرات و افکار عمومی جامعه جهانی ندارد و بر این باور است که باید برای حفظ بقا خودش، دست به چنین اعمالی بزند.

اگر واقعا چنین نتیجه گیری و قضاوتی در سران حکومتی رایج باشد اشتباه بزرگی است.

نامه ی پدر امیر امراللهی نوجوان محکوم به اعدام


کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - امیر امراللهی نوجوان محکوم به اعدام متولد دهم آبان ماه 1368 و در زمان دستگیری 16 ساله بوده است. امیر در 28 آبان ماه 84 که منجر به قتل یک نوجوان دیگر به نام محسن کاظمی شد خود را به مراجع انتظامی معرفی نمود.در حالی که متهم هیچ گونه قصد اولیه بر ارتکاب قتل نداشت و بدون توجه به شرایط سنی، عقلی و روحی وی چهار تن از پنج نفر قضات شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس وی را به اعدام محکوم نمودند. حکم صادره در شعبهی 27 دیوان عالی کشور تایید شد. لازم به ذکر است ایران در سال 1375 به کشورهای عضو پیماننامه حقوق کودک پیوسته است. ماده 378 این پیماننامه اذعان میدارد: مجازات مرگ يا حبس ابد بدون امكان آزادي، نبايد در مورد جرمهايي كه اشخاص زير 18 سال مرتكب مي شوند اعمال گردد. از سوی دیگر مطابق بند 5 مادهی 6 میثاق حقوق مدنی و سیاسی حکم اعدام نبایستی برای افرادی که در سنین پیش از 18 سال مرتکب جرم شدهاند صادر شود. نامه ی زیر نوشته ی پدر امیر امراللهی نوجوان محکوم به اعدام خطاب به اولیای دم مقتول نوشته شده است:

« فَمَن عَفا و أصلَح فَاَجرَه عَلَی الله »

پس کسی که گذشت کند و آشتی ورزد اجرش با خداست. ( سوره شورا – آیه 40 )

خانواده محترم آقای کاظمی ؛

من با چشمی گریان و دلی پر از خون به شما عرض سلام دارم. بعد از گذشت 5 سال باز هم می گویم من خجالت زده و شرمنده و رویم سیاه است. می دانم شما ناراحت هستید ، به خدا ما هم اولا ً برای شما و بعد برای فرزندمان که روزی چند بار می میرد و زنده می شود ناراحتیم. حتما استحضار دارید که فرزند من در زندان مشکل روحی پیدا کرده و چندین بار دست به خودکشی زده و همه ی بدن او مجروح است. حتی ملاحظه فرمودید که در روز دادگاه گفت : بابا بگذار مرا بکشند تا راحت شوم.

اکنون من با شما همدرد هستم و از ابتدا سعی کردم همدردی خودم با شما را با معرفی فرزندم به قانون با دست خود در ساعات اولیه حادثه ، نگرفتن وکیل دفاعی در برابر شما و همچنین اشکهایی که شبانه روز در غم فرزند شما و فرزند خودم می ریزم ؛ ثابت کنم. اکنون جان همه خانواده من و فرزند دربند من در دست توانای شماست. هرطور که بخواهید می توانید جان ما را بگیرید و مختارید و حق هم دارید اما فرزندان ما همدیگر را از قبل نمی شناختند پس حادثه بوجود آمده لحظه ای ، اتفاقی و تصادفی رخ داده است و هیچ قصد و غرض قبلی در کار از هر دو طرف نبوده. لذا قتل ندانسته و ناخواسته به وجود آمده و اکنون که حکم قصاص فرزند من آمده ، شما فرصت کافی برای مشورت و فکر کردن و تصمیم گیری دارید و می دانید چه کار می کنید و هر وقت و هر موقع می توانید فرزند مرا بکشید. آیا با کشتن او یا حتی صد نفر دیگر مشکلی حل می شود؟

پس خانواده محترم کاظمی ؛ شما می توانید کاری کنید که دو خون ریخته نشود ، یکی شده دیگری نشود. شما بگذارید در مورد او خدا و قرآن تصمیم بگیرد و او را به علی اکبر و علی اصغر امام حسین و دستان بریده حضرت عباس ببخشید و او را نکشید زیرا برای شما جا دارد. تا من و خانواده ام و تمام خویشانم و حتی مردم عادی دعاگوی شما بوده و طلب آمرزش و مغفرت برای آن مرحوم شما داشته باشیم و تمام عمرمان مدیون شما و خانواده گرامیتان باشیم. الهی هیچ خانواده ای داغدار نشود ، آمین یا رب العالمین.

روسیاه و شرمنده ی شما بهمن امراللهی ( پدر امیر امراللهی )

نامه ی پدر امیر امراللهی نوجوان محکوم به اعدام


کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - امیر امراللهی نوجوان محکوم به اعدام متولد دهم آبان ماه 1368 و در زمان دستگیری 16 ساله بوده است. امیر در 28 آبان ماه 84 که منجر به قتل یک نوجوان دیگر به نام محسن کاظمی شد خود را به مراجع انتظامی معرفی نمود.در حالی که متهم هیچ گونه قصد اولیه بر ارتکاب قتل نداشت و بدون توجه به شرایط سنی، عقلی و روحی وی چهار تن از پنج نفر قضات شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس وی را به اعدام محکوم نمودند. حکم صادره در شعبهی 27 دیوان عالی کشور تایید شد. لازم به ذکر است ایران در سال 1375 به کشورهای عضو پیماننامه حقوق کودک پیوسته است. ماده 378 این پیماننامه اذعان میدارد: مجازات مرگ يا حبس ابد بدون امكان آزادي، نبايد در مورد جرمهايي كه اشخاص زير 18 سال مرتكب مي شوند اعمال گردد. از سوی دیگر مطابق بند 5 مادهی 6 میثاق حقوق مدنی و سیاسی حکم اعدام نبایستی برای افرادی که در سنین پیش از 18 سال مرتکب جرم شدهاند صادر شود. نامه ی زیر نوشته ی پدر امیر امراللهی نوجوان محکوم به اعدام خطاب به اولیای دم مقتول نوشته شده است:

« فَمَن عَفا و أصلَح فَاَجرَه عَلَی الله »

پس کسی که گذشت کند و آشتی ورزد اجرش با خداست. ( سوره شورا – آیه 40 )

خانواده محترم آقای کاظمی ؛

من با چشمی گریان و دلی پر از خون به شما عرض سلام دارم. بعد از گذشت 5 سال باز هم می گویم من خجالت زده و شرمنده و رویم سیاه است. می دانم شما ناراحت هستید ، به خدا ما هم اولا ً برای شما و بعد برای فرزندمان که روزی چند بار می میرد و زنده می شود ناراحتیم. حتما استحضار دارید که فرزند من در زندان مشکل روحی پیدا کرده و چندین بار دست به خودکشی زده و همه ی بدن او مجروح است. حتی ملاحظه فرمودید که در روز دادگاه گفت : بابا بگذار مرا بکشند تا راحت شوم.

اکنون من با شما همدرد هستم و از ابتدا سعی کردم همدردی خودم با شما را با معرفی فرزندم به قانون با دست خود در ساعات اولیه حادثه ، نگرفتن وکیل دفاعی در برابر شما و همچنین اشکهایی که شبانه روز در غم فرزند شما و فرزند خودم می ریزم ؛ ثابت کنم. اکنون جان همه خانواده من و فرزند دربند من در دست توانای شماست. هرطور که بخواهید می توانید جان ما را بگیرید و مختارید و حق هم دارید اما فرزندان ما همدیگر را از قبل نمی شناختند پس حادثه بوجود آمده لحظه ای ، اتفاقی و تصادفی رخ داده است و هیچ قصد و غرض قبلی در کار از هر دو طرف نبوده. لذا قتل ندانسته و ناخواسته به وجود آمده و اکنون که حکم قصاص فرزند من آمده ، شما فرصت کافی برای مشورت و فکر کردن و تصمیم گیری دارید و می دانید چه کار می کنید و هر وقت و هر موقع می توانید فرزند مرا بکشید. آیا با کشتن او یا حتی صد نفر دیگر مشکلی حل می شود؟

پس خانواده محترم کاظمی ؛ شما می توانید کاری کنید که دو خون ریخته نشود ، یکی شده دیگری نشود. شما بگذارید در مورد او خدا و قرآن تصمیم بگیرد و او را به علی اکبر و علی اصغر امام حسین و دستان بریده حضرت عباس ببخشید و او را نکشید زیرا برای شما جا دارد. تا من و خانواده ام و تمام خویشانم و حتی مردم عادی دعاگوی شما بوده و طلب آمرزش و مغفرت برای آن مرحوم شما داشته باشیم و تمام عمرمان مدیون شما و خانواده گرامیتان باشیم. الهی هیچ خانواده ای داغدار نشود ، آمین یا رب العالمین.

روسیاه و شرمنده ی شما بهمن امراللهی ( پدر امیر امراللهی )

گفتگوى اكبر صارمى، فرزند على صارمى، زندانى سياسى محكوم به اعدام، با صداى آمريكا


گزارش:
چالنگى: خوب به اتفاق شما به كمپ اشرف مىرويم در عراق، زندانى مشهورى هست، آقاى على صارمى كه بهخاطر اعتراض، جزو تظاهر كنندگان معترض به كشتارهاى 1367بود آقاى على صارمى و در سال 1367 هم مىدانيد بسيارى از زندانيانى كه محكوم شده بودند، دوران زندانشان را مىگذراندند به گلوله بسته شدند در زندانها، بين 3 تا حتى 20، بيستو چند هزار نفر گزارش شده تعداد قربانيان و آيتالله منتظرى در اعتراض به همين اقدام بود كه نامهيى نوشت به آيتالله خمينى از جمله در مورد همين مورد و از سمتش كنار رفت. فرزند آقاى على صارمى كه به بيش از ده سال محكوم شده بود و دوران زندان خودش را مىگذراند اخيراً تجديد محاكمه شده و به اعدام محكوم شده. فرزند ايشان در كمپ اشرف هست. كمپ اعضا و هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران در عراق كه خودش داستانها و ماجراهايى بر اين كمپ رفته بود، گزارشهاى پيشين داشتيم، مورد بحث امروز ما نيست. با پسر ايشان صحبت مىكنيم، سلام به شما آقاى اكبر صارمى.
اكبر صارمى: با سلام به شما و بينندگان عزيز برنامه تان.
چالنگى: آقاى صارمى تا آنجايى كه برخى خبرها گواهى مىدهد پدر شما از جمله قصد ديدار از شما داشته يا پس از ديدار از شما بوده به ايران، بازداشت شده. آيا اين اخبار را شما تأييد مىكنيد و به چه شكل بوده و اساساً چرا تجديد محاكمه شد اگر اطلاع داريد شما، بهطور مختصر مىشنويم، و چنين حكمى صادر شده؟
اكبر صارمى: بله، پدرم را در واقع سه سال پيش بعد از اين كه براى ديدن من به قرارگاه اشرف آمده بود، تو برگشتش به ايران تحت تعقيب قرار دادند و تو شهريور 86، بعد از سخنرانى تو مراسم بزرگداشت زندانيان سياسى قتلعام شده او را دستگير كردند و به سلولهاى انفرادى بند 209 زندان اوين بردند. اين بار سومى بود كه پدرم را دستگير هم مىكردند. پدرم مجموعاً بيست سال است كه توى زندان است و تحت وحشيانهترين شكنجهها قرار گرفته. در اثر همين شكنجهها يك بار دچار ديسك كمر شد كه ديگر حتى توان راه رفتن هم نداشت. يك بار ديگر سكته كرد كه نصف بدنش فلج شد. رژيم ايران الان نزديك به دو سال و نيم است كه از اسارت پدرم مىگذرد، از رسيدگى به پروندهاش خوددارى كرده. اما سهشنبه قبل بهطور ناگهانى و بدون برگزارى هيچ پروسه قضايى حكم اعدام به او داده. البته همزمان با پدرم مادرم را هم دستگير كردند. مادرم را به دليل اعتراضى كه به دستگيرى پدرم كرده بود دستگيرش كردند. بگذاريد در اينجا البته به يك نكتهيى اشاره بكنم، آن هم اين است كه رژيم ايران همانطور كه خيلى از تحليلگران مىگويند به روزهاى آخرش رسيده و به شمارش معكوس افتاده. به همين دليل هم هست كه تصميم به سركوب مردم و كشتار زندانيهاى سياسى از جمله پدرم براى بقاى خودش گرفته. آنها مىخواهند همان جناياتى كه توسط خمينى تو قتلعام سال 67، همانطور كه شما اشاره كرديد و بر عليه مجاهدين و زندانيهاى سياسى انجام شد را دوباره تكرار كنند. مستمر هم مىگويند كه فرماندهى اين قيام با مجاهدين است و شعارهاى مجاهدين تو خيابانها توسط مردم ايران فرياد زده مىشود و با بيان اين اتهام محارب با خدا مىخواهند مبارزينى مثل پدرم را اعدام و كشتار كنند. حتماًً شنيديد كه بهرغم وضعيت موجود اما پدرم نامهيى را داده كه البته مفصل است، اما يك جمله از آن را مىخواهم اگر اجازه بدهيد برايتان بخوانم. تو اين نامه گفتند كه در اين ايام حسينى يك بار ديگر از زبان سرور آزادگان فرياد برمى آورم كه اگر آيين محمد و اكنون ميهن ما جز با ريختن خون من و امثال من به سامان نمىرسد پس اى طنابهاى دار مرا در بر گيريد. همانطور كه مىبينيد اين نشانه شجاعت و جسارت مردم ايران و ديگر سركوب و اعدام جلوى قيام مردم ايران را هيچ وقت نگرفته و نمىتواند بگيرد.

گفتگوى اكبر صارمى، فرزند على صارمى، زندانى سياسى محكوم به اعدام، با صداى آمريكا


گزارش:
چالنگى: خوب به اتفاق شما به كمپ اشرف مىرويم در عراق، زندانى مشهورى هست، آقاى على صارمى كه بهخاطر اعتراض، جزو تظاهر كنندگان معترض به كشتارهاى 1367بود آقاى على صارمى و در سال 1367 هم مىدانيد بسيارى از زندانيانى كه محكوم شده بودند، دوران زندانشان را مىگذراندند به گلوله بسته شدند در زندانها، بين 3 تا حتى 20، بيستو چند هزار نفر گزارش شده تعداد قربانيان و آيتالله منتظرى در اعتراض به همين اقدام بود كه نامهيى نوشت به آيتالله خمينى از جمله در مورد همين مورد و از سمتش كنار رفت. فرزند آقاى على صارمى كه به بيش از ده سال محكوم شده بود و دوران زندان خودش را مىگذراند اخيراً تجديد محاكمه شده و به اعدام محكوم شده. فرزند ايشان در كمپ اشرف هست. كمپ اعضا و هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران در عراق كه خودش داستانها و ماجراهايى بر اين كمپ رفته بود، گزارشهاى پيشين داشتيم، مورد بحث امروز ما نيست. با پسر ايشان صحبت مىكنيم، سلام به شما آقاى اكبر صارمى.
اكبر صارمى: با سلام به شما و بينندگان عزيز برنامه تان.
چالنگى: آقاى صارمى تا آنجايى كه برخى خبرها گواهى مىدهد پدر شما از جمله قصد ديدار از شما داشته يا پس از ديدار از شما بوده به ايران، بازداشت شده. آيا اين اخبار را شما تأييد مىكنيد و به چه شكل بوده و اساساً چرا تجديد محاكمه شد اگر اطلاع داريد شما، بهطور مختصر مىشنويم، و چنين حكمى صادر شده؟
اكبر صارمى: بله، پدرم را در واقع سه سال پيش بعد از اين كه براى ديدن من به قرارگاه اشرف آمده بود، تو برگشتش به ايران تحت تعقيب قرار دادند و تو شهريور 86، بعد از سخنرانى تو مراسم بزرگداشت زندانيان سياسى قتلعام شده او را دستگير كردند و به سلولهاى انفرادى بند 209 زندان اوين بردند. اين بار سومى بود كه پدرم را دستگير هم مىكردند. پدرم مجموعاً بيست سال است كه توى زندان است و تحت وحشيانهترين شكنجهها قرار گرفته. در اثر همين شكنجهها يك بار دچار ديسك كمر شد كه ديگر حتى توان راه رفتن هم نداشت. يك بار ديگر سكته كرد كه نصف بدنش فلج شد. رژيم ايران الان نزديك به دو سال و نيم است كه از اسارت پدرم مىگذرد، از رسيدگى به پروندهاش خوددارى كرده. اما سهشنبه قبل بهطور ناگهانى و بدون برگزارى هيچ پروسه قضايى حكم اعدام به او داده. البته همزمان با پدرم مادرم را هم دستگير كردند. مادرم را به دليل اعتراضى كه به دستگيرى پدرم كرده بود دستگيرش كردند. بگذاريد در اينجا البته به يك نكتهيى اشاره بكنم، آن هم اين است كه رژيم ايران همانطور كه خيلى از تحليلگران مىگويند به روزهاى آخرش رسيده و به شمارش معكوس افتاده. به همين دليل هم هست كه تصميم به سركوب مردم و كشتار زندانيهاى سياسى از جمله پدرم براى بقاى خودش گرفته. آنها مىخواهند همان جناياتى كه توسط خمينى تو قتلعام سال 67، همانطور كه شما اشاره كرديد و بر عليه مجاهدين و زندانيهاى سياسى انجام شد را دوباره تكرار كنند. مستمر هم مىگويند كه فرماندهى اين قيام با مجاهدين است و شعارهاى مجاهدين تو خيابانها توسط مردم ايران فرياد زده مىشود و با بيان اين اتهام محارب با خدا مىخواهند مبارزينى مثل پدرم را اعدام و كشتار كنند. حتماًً شنيديد كه بهرغم وضعيت موجود اما پدرم نامهيى را داده كه البته مفصل است، اما يك جمله از آن را مىخواهم اگر اجازه بدهيد برايتان بخوانم. تو اين نامه گفتند كه در اين ايام حسينى يك بار ديگر از زبان سرور آزادگان فرياد برمى آورم كه اگر آيين محمد و اكنون ميهن ما جز با ريختن خون من و امثال من به سامان نمىرسد پس اى طنابهاى دار مرا در بر گيريد. همانطور كه مىبينيد اين نشانه شجاعت و جسارت مردم ايران و ديگر سركوب و اعدام جلوى قيام مردم ايران را هيچ وقت نگرفته و نمىتواند بگيرد.

Monday, January 4, 2010

دیدار اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان با خانواده‌های میلاد اسدی، مهرداد بزرگ و شیوا نظرآهاری


سه شنبه، ۱۵ دي، ۱۳۸۸

جمعی از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران با حضور در منازل میلاد اسدی، شیوا نظر آهاری و مهرداد بزرگ با خانواده این فعالان زندانی دیدار کردند.


به گزارش ادوارنیوز، اعضای شورای مرکزی سازمان ادوارتحکیم ضمن حضور در منزل میلاد اسدی، عضو زندانی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دیدار با خانواده وی در جریان آخرین وضعیت وی که بیش از 35 روز را در بازداشت گذرانده است قرارگرفتند.


همچنین در دیدار با خانواده مهرداد بزرگ، عضو سازمان دانش آموختگان ایران خانواده وی نسبت به بلاتکلیفی فرزندانشان پس از گذشت بیش از 45 روز از بازداشت وی و اتمام بازجویی ها ابراز نگرانی کردند.


بعلاوه در دیدار اعضای شورای مرکزی سازمان با خانواده شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، مادر خانم نظرآهاری نسبت به بازداشت دوباره فرزندش پس از یکصد روز زندان در تابستان سال جاری انتقاد کرد و هدف بازداشت مجدد وی را تعطیلی کلیه فعالیت های کمیته گزارشگران حقوق بشر دانست.

دیدار اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان با خانواده‌های میلاد اسدی، مهرداد بزرگ و شیوا نظرآهاری


سه شنبه، ۱۵ دي، ۱۳۸۸

جمعی از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران با حضور در منازل میلاد اسدی، شیوا نظر آهاری و مهرداد بزرگ با خانواده این فعالان زندانی دیدار کردند.


به گزارش ادوارنیوز، اعضای شورای مرکزی سازمان ادوارتحکیم ضمن حضور در منزل میلاد اسدی، عضو زندانی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دیدار با خانواده وی در جریان آخرین وضعیت وی که بیش از 35 روز را در بازداشت گذرانده است قرارگرفتند.


همچنین در دیدار با خانواده مهرداد بزرگ، عضو سازمان دانش آموختگان ایران خانواده وی نسبت به بلاتکلیفی فرزندانشان پس از گذشت بیش از 45 روز از بازداشت وی و اتمام بازجویی ها ابراز نگرانی کردند.


بعلاوه در دیدار اعضای شورای مرکزی سازمان با خانواده شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، مادر خانم نظرآهاری نسبت به بازداشت دوباره فرزندش پس از یکصد روز زندان در تابستان سال جاری انتقاد کرد و هدف بازداشت مجدد وی را تعطیلی کلیه فعالیت های کمیته گزارشگران حقوق بشر دانست.

متن نامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سالگرد انحلال این تشکل به فراکسیون دانشگاهیان مجلس


سه شنبه، ۱۵ دي، ۱۳۸۸

در 15 آذرماه سال گذشته و یک روز قبل از روز دانشجو فراكسيون دانشگاهيان مجلس، طی اطلاعیه‏ای، ضمن بزرگداشت روز دانشجو، اعلام نمود که «هيچكس حق ندارد مانع فعاليت‌هاي قانونی تشكل‌هاي دانشجويي گردد».



به گزارش خبرنامه امیرکبیر این فراکسیون در ادامه اطلاعیه خود ادعا کرده بود که «كميته دانشجويي فراكسيون دانشگاهيان خانه ملت آمادگي دارد تا هرگونه تخلف از ضوابط قانوني مربوط به فعاليت‌هاي آزاد دانشجويي را پيگيري نموده و بر اساس نظارت قانوني نمايندگان با آن برخورد نمايد. لذا تمامي دانشجويان و تشكل‌هاي دانشجويي در سراسر كشور مي‌توانند موارد مذكور را جهت پيگيري قانونمند به اين كميته گزارش نمايند.»


در 15 دیماه سال گذشته، مدیریت دانشگاه علوم پزشکی شیراز با نقض موارد متعدد آئین‏نامه تشکل‏های اسلامی دانشگاهیان راساً اقدام به برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی با همکاری نیروهای حراست دانشگاه نموده و دفتر آن را نیز شبانه مورد دستبرد قرار داد و چند روز بعد طی روزهای تاسوعا و عاشورا دفاتر انجمن اسلامی سایر دانشکده‏ها را نیز مورد دستبرد قرار داده و پلمپ نمود.


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز طی نامه‏ای به فراکسیون دانشگاهيان مجلس با تشریح روند غیرقانونی انجام گرفته در این دانشگاه در قبال این تشکل و موارد متعدد نقض قانون توسط مدیریت دانشگاه، ضمن تأکید بر قانونی بودن انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز اعلام کرده که انجمن ساخته دست مدیران دانشگاه جعلی و غیرقانونی می باشد.


این تشکل همچنین اعلام نموده که در صورتی که اراده‏ای برای احقاق حقوق تشکل‏های دانشجویی و رسیدگی بی‏طرفانه به دادخواهی اعضای این تشکل در آن فراکسیون وجود داشته باشد، حاضر است در جلسه‏ای نیز مدارک و مستندات خود را ارائه دهد.


متن کامل این نامه به این شرح است:


بسمه تعالی
تاریخ: 1388/10/15


فراكسيون محترم دانشگاهيان مجلس شورای اسلامی


با سلام

در تاریخ 15 آذرماه 1387 به مناسبت روز دانشجو آن فراکسیون محترم اطلاعیه‏ای را منتشر کرد. در آن اطلاعیه بر این نکته تأکید کرده بودید که «هيچكس حق ندارد مانع فعاليت‌هاي قانونی تشكل‌هاي دانشجويي گردد» و نیز اينكه، «كميته دانشجويي فراكسيون دانشگاهيان خانه ملت آمادگي دارد تا هرگونه تخلف از ضوابط قانوني مربوط به فعاليت‌هاي آزاد دانشجويي را پيگيري نموده و بر اساس نظارت قانوني نمايندگان با آن برخورد نمايد. لذا تمامي دانشجويان و تشكل‌هاي دانشجويي در سراسر كشور مي‌توانند موارد مذكور را جهت پيگيري قانونمند به اين كميته گزارش نمايند». در این راستا بر آن شدیم تا با ارسال این نامه، به موارد متعدد نقض آئین‏نامه تشکل‏های اسلامی، مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی، توسط مدیریت دانشگاه علوم پزشکی شیراز که به دنبال آن انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز منحل شد و جای آنرا یک تشکل فرمایشی و ساخته دست مدیریت دانشگاه گرفت، اشاره کنیم. و اگر حقیقتاً اراده‏ای جهت رسیدگی بی‏طرفانه به دادخواهی اعضای این تشکل وجود داشته باشد، حاضریم در جلسه‏ای نیز مدارک و مستندات خود را ارائه دهیم.


در تاریخ 10 دیماه 1387، هیئت نظارت دانشگاه علوم پزشکی شیراز اطلاعیه‏ای را در دانشکده پزشکی مبنی بر برگزاری انتخابات مجدد انجمن اسلامی دانشجویان این دانشکده در تاریخ 15دیماه، منتشر کرد.


در انتشار این اطلاعیه، موارد متعددی از نقض صریح مواد آئین‏نامه‏ تشکل‏های اسلامی صورت گرفته بود. شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و انجمن های اسلامی دانشکده‏های زیرمجموعه این تشکل، طی نامه‏ای در تاریخ 10 دیماه87 به هیئت نظارت این موارد را به صورت مستدل و مستند اعلام نموده و ضمن غیرقانونی خواندن این اقدامات خواستار پایان دادن به این روند غیرقانونی گردید. مواردی که در این نامه به آن پرداخته شد به شرح ذیل می باشد:


1- انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی در خردادماه سال 87 و با حضور نماینده هیئت نظارت دانشگاه برگزار شد. در دستورالعمل اجرایی آئین‏نامه تشکل‏های اسلامی، برگزاری مجدد انتخابات تنها در صورتی پیش‏بینی شده است که رأی به ابطال انتخابات داده شود. از دیگرسو، طبق بند 3 ماده 21 دستورالعمل اجرایی، شکایت درباره نحوه برگزاری انتخابات حداکثر تا 15روز پس از اعلام نتایج انتخابات توسط تشکل، قابل طرح و رسیدگی است. علاوه بر این، حتی اگر شکایتی در موعد قانونی انجام شده بود، رسیدگی به تخلفات انتخاباتی طبق بند 4 ماده 21 دستورالعمل اجرایی، رئیس هیئت نظارت موظف است پس از دریافت شکایت، تشکل موردنظر را با ابلاغ کتبی مطلع نموده و زمان تشکیل جلسه رسیدگی را حداقل یک هفته قبل از رسیدگی شکایت، به تشکل کتباً اعلام نماید. طبق ماده 14 دستورالعمل اجرایی، پس از تشکیل جلسه رسیدگی در حضور هیئت منصفه، شکایت قرائت و دفاعیات نماینده تشکل استماع می‏شود، که هیچکدام از مراحل ذکرشده در این بند طی نشده است. پیشتر از همه این مسائل اینکه، شش ماه پس از برگزاری انتخابات، طرح شکایت وجاهت قانونی ندارد.


2- اطلاعیه نصب شده توسط هیئت نظارت در دانشکده پزشکی، حاکی از آن بود که هیئت نظارت خود برگزار کننده انتخابات است. این درحالی است که طبق بند 2-د ماده 4 آئین‎نامه، و نیز بند 1 ماده 7 دستورالعمل اجرایی، هیئت نظارت دانشگاه، وظیفه نظارت بر حسن اجرای انتخابات را بر عهده دارد و برگزاری انتخابات در صلاحیت آن هیئت نیست. لذا برگزارکننده انتخابات (اعم از ثبت‏نام، رأی‏گیری و ...) همواره خود تشکل است.


3- هیئت نظارت دانشگاه در تاریخ 4 خردادماه 1387، طی نامه‏ای به این مجموعه که تا آن تاریخ با نام «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه‏های شیراز و علوم پزشکی» فعالیت می‏کرد اعلام کرد که این نام غیرقانونی است و انجمن اسلامی دانشکده‏ها می‏توانند در قالب «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز» فعالیت نمایند. انجمن اسلامی دانشکده توانبخشی شیراز (که خود را انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی می داند!) شکایتی را نسبت به این حکم در تاریخ 22 خردادماه (طبق اعلام هیئت نظارت) تحویل هیئت نظارت داد. اگر اعتراضی نسبت به این رأی وجود داشت، طبق ماده 19 آئین‏نامه اجرایی، ظرف مدت 10 روز از تاریخ ابلاغ حکم فرصت بوده است. پرواضح است صرفنظر از صحت ادعای انجمن اسلامی توانبخشی، شکایت در فرصت قانونی صورت نگرفته است. بنابراین حکم صادره در تاریخ 4 خردادماه 1387، قطعی و لازم‏الاجرا است. شایان ذکر است، دبیر انجمن دانشکده توانبخشی، خود عضو هیئت منصفه دانشگاه بوده و بنابراین پس از صدور رأی و قبل از ابلاغ حکم به تشکل ما، در جریان رأی صادره بوده است.


4- طبق ماده 20 دستورالعمل اجرایی، مرجع تجدیدنظر در آرای هیئت نظارت دانشگاه، هیئت نظارت مرکزی می‏باشد و اگر شکایتی نسبت به رأی صادره توسط هیئت نظارت دانشگاه وجود داشته است، هیئت نظارت دانشگاه باید طبق ماده 19، پرونده را برای هیئت نظارت مرکزی ارسال می نموده است و هیئت نظارت دانشگاه خود جایگاهی برای بررسی این قضیه ندارد. در ضمن متذکر می‏شویم که دو نامه‏ای که هیئت نظارت دانشگاه مدعی می‏شود تحویل انجمن اسلامی شده است و انجمن را در جریان شکایت گذاشته‏اند، هیچگاه بدست این تشکل نرسیده است (نامه‏های به شماره 638/هـ/220 مورخ 1387/5/6 و 647/هـ/220 مورخ 1387/6/6). تنها نامه‏ای به شماره 9/01/1006/پ/87 به تاریخ 1387/7/23 تحویل شخص آقای امیریان، دبیر سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی، داده شد که از طرف هیئت نظارت دانشگاه نبوده و قائم مقام ریاست دانشگاه، آقای دکتر فتاحی، آنرا امضا زده بودند. بنابراین، این نامه فاقد وجاهت قانونی بوده است و از آقای امیریان خواسته شد که این مسئله را به اطلاع ریاست دانشگاه برساند.


5- حتی بر فرض تحویل نامه 638/هـ/220 مورخ 1387/5/6، این نامه هیچگونه وجاهت قانونی ندارد. زیرا همانگونه که ذکر شد، اول اینکه اعتراض انجمن اسلامی توانبخشی در فرصت قانونی صورت نگرفته است، دوم اینکه حتی اگر شکایتی در فرصت قانونی صورت می گرفت باید برای بررسی به هیئت نظارت مرکزی فرستاده می شد. سوم اینکه حتی اگر بر فرض محال هیئت نظارت دانشگاه، خود جایگاه بررسی داشت، باید اقدام به تشکیل هیئت منصفه می‏نمود و شکایت به تشکل ارسال می‏شد و فرصت قانونی 7 روزه برای دفاع و حضور در جلسه بررسی شکایت فراهم می‏گردید نه اینکه به صرف شکایت انجمن اسلامی دانشکده توانبخشی، بدون گذراندن هیچ مرحله قانونی، چنین نامه‏ای ارسال می‏شد. چهارم، در این نامه ذکر شده بود که هیئت نظارت دانشگاه، نامه دفتر تحکیم وحدت (طیف شیراز) را ملاک صدور نامه خود قرار داده است که این نیز هیچ وجاهت قانونی ندارد زیرا دفتر تحکیم وحدت (طیف شیراز یا هر طیف دیگری) دارای صلاحیت قانونی تعریف شده برای قانونی یا غیرقانونی دانستن فعالیت گروه دیگری نیست. جای تعجب است که هیئت نظارت دانشگاه چگونه این نامه را ملاک رأی قرار داده است. در مورد نامه 647/هـ/220 مورخ 1387/6/6 نیز به فرض تحویل نامه، علاوه بر صادق بودن موارد مطروحه در همین بند در مورد آن، باید افزود که طبق تبصره بند14 ماده 5، جهت انطباق اساسنامه، 3 ماه به تشکل فرصت داده می شود. در صورتی که در این نامه تنها 13 روز به انجمن اسلامی فرصت داده شده است که اساسنامه خود را منطبق کند. ضمناً اطلاق نام شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به انجمن اسلامی یک دانشکده (دانشکده توانبخشی) توسط هیئت نظارت دانشگاه، اقدامی تعجب برانگیز است و اصل بی‏طرفی هیئت نظارت را با تردیدی جدی مواجه می‏کند، چراکه مفهوم واقعی شورای مرکزی انجمن، متشکل بودن از انجمن دانشکده‏هاست و نه انجمن یک دانشکده.


با وجود اعلام همه این موارد نقض آیین نامه طی نامه ذکر شده و اطلاعیه‏ها، نامه‏ها و بیانیه‏های بعدی انجمن اسلامی، نه تنها هیچ پاسخی از جانب هیئت نظارت به انجمن داده نشد، بلکه این هیئت در تاریخ 15 دیماه راساً اقدام به برگزاری انتخابات با همکاری نیروهای حراست دانشگاه نمود. شایان ذکر است که همین انتخابات غیرقانونی نیز با انصراف 5 نفر از 11 کاندیدا از رسمیت افتاد (بر روی هر تعرفه نام 7 کاندیدا نوشته می‏شد و 2 نفر نیز علی‏البدل بودند؛ بنابراین برای اینکه انتخابات رسمی باشد حداقل 10 کاندیدا لازم بود). در این روز دانشجویان معترض به انتخابات فرمایشی از سوی نیروهای حراست مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند. در این روز حداکثر 30 نفر از دانشجویان در انتخابات شرکت کردند. با این وجود و با کمال تعجب فردای آن روز هیئت نظارت لیستی را تحت عنوان اعضای انجمن اعلام نمود! شب همان روز دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی مورد هجوم نیروهای حراست قرار گرفته و اموال آن به مکان نامعلومی برده شد. چند روز بعد حراست با استفاده از تعطیلات تاسوعا و عاشورا و عدم حضور دانشجویان، در اقدام غیرقانونی دیگری دفاتر انجمن اسلامی سایر دانشکده‏ها را نیز مورد دستبرد قرار داده و آنها را نیز پلمپ نمود. پس از آن شش تن از اعضای انجمن اسلامی به دانشگاه ممنوع‏الورود و به کمیته انضباطی احضار شدند. در همین ایام دبیر هیئت نظارت دانشگاه طی مصاحبه‏ای با خبرگزاری ایسنا شاخه فارس، اظهارات متعدد خلاف واقعی در توجیه برگزاری انتخابات توسط هیئت نظارت عنوان نمود. روابط عمومی شورای مرکزی انجمن اسلامی، طی جوابیه‏ای به این اظهارات پاسخ داده و مدارک کتبی خود را نیز دال بر غیر واقع بودن این اظهارات به همراه جوابیه به خبرگزاری ارائه نمود. اما ریاست دانشگاه تاب این جوابیه روشنگرانه را هم نیاورد و در عرض چند ساعت خبرگزاری را مجبور به حذف جوابیه از روی خروجی خود نمود. متأسفانه ریاست دانشگاه برای حذف این تشکل منتقد قانون را کاملاً زیر پا گذاشته و اندک نیازی نیز به حفظ ظاهر قانونی احساس ننمود.


در پایان ضمن تأکید بر قانونی بودن انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، اعلام می‏داریم که انجمن ساخته دست مدیران دانشگاه جعلی و غیرقانونی می باشد و از آن فراکسیون محترم تقاضا داریم که به این موضوع رسیدگی نموده و مجدداً اعلام می داریم که در صورتی که اراده‏ای برای احقاق حقوق تشکل‏های دانشجویی و رسیدگی بی‏طرفانه به دادخواهی اعضای این تشکل در آن فراکسیون وجود داشته باشد، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز حاضر است در جلسه‏ ای به صورت حضوری مدارک و مستندات خود را ارائه نماید.

متن نامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سالگرد انحلال این تشکل به فراکسیون دانشگاهیان مجلس


سه شنبه، ۱۵ دي، ۱۳۸۸

در 15 آذرماه سال گذشته و یک روز قبل از روز دانشجو فراكسيون دانشگاهيان مجلس، طی اطلاعیه‏ای، ضمن بزرگداشت روز دانشجو، اعلام نمود که «هيچكس حق ندارد مانع فعاليت‌هاي قانونی تشكل‌هاي دانشجويي گردد».



به گزارش خبرنامه امیرکبیر این فراکسیون در ادامه اطلاعیه خود ادعا کرده بود که «كميته دانشجويي فراكسيون دانشگاهيان خانه ملت آمادگي دارد تا هرگونه تخلف از ضوابط قانوني مربوط به فعاليت‌هاي آزاد دانشجويي را پيگيري نموده و بر اساس نظارت قانوني نمايندگان با آن برخورد نمايد. لذا تمامي دانشجويان و تشكل‌هاي دانشجويي در سراسر كشور مي‌توانند موارد مذكور را جهت پيگيري قانونمند به اين كميته گزارش نمايند.»


در 15 دیماه سال گذشته، مدیریت دانشگاه علوم پزشکی شیراز با نقض موارد متعدد آئین‏نامه تشکل‏های اسلامی دانشگاهیان راساً اقدام به برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی با همکاری نیروهای حراست دانشگاه نموده و دفتر آن را نیز شبانه مورد دستبرد قرار داد و چند روز بعد طی روزهای تاسوعا و عاشورا دفاتر انجمن اسلامی سایر دانشکده‏ها را نیز مورد دستبرد قرار داده و پلمپ نمود.


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز طی نامه‏ای به فراکسیون دانشگاهيان مجلس با تشریح روند غیرقانونی انجام گرفته در این دانشگاه در قبال این تشکل و موارد متعدد نقض قانون توسط مدیریت دانشگاه، ضمن تأکید بر قانونی بودن انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز اعلام کرده که انجمن ساخته دست مدیران دانشگاه جعلی و غیرقانونی می باشد.


این تشکل همچنین اعلام نموده که در صورتی که اراده‏ای برای احقاق حقوق تشکل‏های دانشجویی و رسیدگی بی‏طرفانه به دادخواهی اعضای این تشکل در آن فراکسیون وجود داشته باشد، حاضر است در جلسه‏ای نیز مدارک و مستندات خود را ارائه دهد.


متن کامل این نامه به این شرح است:


بسمه تعالی
تاریخ: 1388/10/15


فراكسيون محترم دانشگاهيان مجلس شورای اسلامی


با سلام

در تاریخ 15 آذرماه 1387 به مناسبت روز دانشجو آن فراکسیون محترم اطلاعیه‏ای را منتشر کرد. در آن اطلاعیه بر این نکته تأکید کرده بودید که «هيچكس حق ندارد مانع فعاليت‌هاي قانونی تشكل‌هاي دانشجويي گردد» و نیز اينكه، «كميته دانشجويي فراكسيون دانشگاهيان خانه ملت آمادگي دارد تا هرگونه تخلف از ضوابط قانوني مربوط به فعاليت‌هاي آزاد دانشجويي را پيگيري نموده و بر اساس نظارت قانوني نمايندگان با آن برخورد نمايد. لذا تمامي دانشجويان و تشكل‌هاي دانشجويي در سراسر كشور مي‌توانند موارد مذكور را جهت پيگيري قانونمند به اين كميته گزارش نمايند». در این راستا بر آن شدیم تا با ارسال این نامه، به موارد متعدد نقض آئین‏نامه تشکل‏های اسلامی، مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی، توسط مدیریت دانشگاه علوم پزشکی شیراز که به دنبال آن انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز منحل شد و جای آنرا یک تشکل فرمایشی و ساخته دست مدیریت دانشگاه گرفت، اشاره کنیم. و اگر حقیقتاً اراده‏ای جهت رسیدگی بی‏طرفانه به دادخواهی اعضای این تشکل وجود داشته باشد، حاضریم در جلسه‏ای نیز مدارک و مستندات خود را ارائه دهیم.


در تاریخ 10 دیماه 1387، هیئت نظارت دانشگاه علوم پزشکی شیراز اطلاعیه‏ای را در دانشکده پزشکی مبنی بر برگزاری انتخابات مجدد انجمن اسلامی دانشجویان این دانشکده در تاریخ 15دیماه، منتشر کرد.


در انتشار این اطلاعیه، موارد متعددی از نقض صریح مواد آئین‏نامه‏ تشکل‏های اسلامی صورت گرفته بود. شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و انجمن های اسلامی دانشکده‏های زیرمجموعه این تشکل، طی نامه‏ای در تاریخ 10 دیماه87 به هیئت نظارت این موارد را به صورت مستدل و مستند اعلام نموده و ضمن غیرقانونی خواندن این اقدامات خواستار پایان دادن به این روند غیرقانونی گردید. مواردی که در این نامه به آن پرداخته شد به شرح ذیل می باشد:


1- انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی در خردادماه سال 87 و با حضور نماینده هیئت نظارت دانشگاه برگزار شد. در دستورالعمل اجرایی آئین‏نامه تشکل‏های اسلامی، برگزاری مجدد انتخابات تنها در صورتی پیش‏بینی شده است که رأی به ابطال انتخابات داده شود. از دیگرسو، طبق بند 3 ماده 21 دستورالعمل اجرایی، شکایت درباره نحوه برگزاری انتخابات حداکثر تا 15روز پس از اعلام نتایج انتخابات توسط تشکل، قابل طرح و رسیدگی است. علاوه بر این، حتی اگر شکایتی در موعد قانونی انجام شده بود، رسیدگی به تخلفات انتخاباتی طبق بند 4 ماده 21 دستورالعمل اجرایی، رئیس هیئت نظارت موظف است پس از دریافت شکایت، تشکل موردنظر را با ابلاغ کتبی مطلع نموده و زمان تشکیل جلسه رسیدگی را حداقل یک هفته قبل از رسیدگی شکایت، به تشکل کتباً اعلام نماید. طبق ماده 14 دستورالعمل اجرایی، پس از تشکیل جلسه رسیدگی در حضور هیئت منصفه، شکایت قرائت و دفاعیات نماینده تشکل استماع می‏شود، که هیچکدام از مراحل ذکرشده در این بند طی نشده است. پیشتر از همه این مسائل اینکه، شش ماه پس از برگزاری انتخابات، طرح شکایت وجاهت قانونی ندارد.


2- اطلاعیه نصب شده توسط هیئت نظارت در دانشکده پزشکی، حاکی از آن بود که هیئت نظارت خود برگزار کننده انتخابات است. این درحالی است که طبق بند 2-د ماده 4 آئین‎نامه، و نیز بند 1 ماده 7 دستورالعمل اجرایی، هیئت نظارت دانشگاه، وظیفه نظارت بر حسن اجرای انتخابات را بر عهده دارد و برگزاری انتخابات در صلاحیت آن هیئت نیست. لذا برگزارکننده انتخابات (اعم از ثبت‏نام، رأی‏گیری و ...) همواره خود تشکل است.


3- هیئت نظارت دانشگاه در تاریخ 4 خردادماه 1387، طی نامه‏ای به این مجموعه که تا آن تاریخ با نام «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه‏های شیراز و علوم پزشکی» فعالیت می‏کرد اعلام کرد که این نام غیرقانونی است و انجمن اسلامی دانشکده‏ها می‏توانند در قالب «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز» فعالیت نمایند. انجمن اسلامی دانشکده توانبخشی شیراز (که خود را انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی می داند!) شکایتی را نسبت به این حکم در تاریخ 22 خردادماه (طبق اعلام هیئت نظارت) تحویل هیئت نظارت داد. اگر اعتراضی نسبت به این رأی وجود داشت، طبق ماده 19 آئین‏نامه اجرایی، ظرف مدت 10 روز از تاریخ ابلاغ حکم فرصت بوده است. پرواضح است صرفنظر از صحت ادعای انجمن اسلامی توانبخشی، شکایت در فرصت قانونی صورت نگرفته است. بنابراین حکم صادره در تاریخ 4 خردادماه 1387، قطعی و لازم‏الاجرا است. شایان ذکر است، دبیر انجمن دانشکده توانبخشی، خود عضو هیئت منصفه دانشگاه بوده و بنابراین پس از صدور رأی و قبل از ابلاغ حکم به تشکل ما، در جریان رأی صادره بوده است.


4- طبق ماده 20 دستورالعمل اجرایی، مرجع تجدیدنظر در آرای هیئت نظارت دانشگاه، هیئت نظارت مرکزی می‏باشد و اگر شکایتی نسبت به رأی صادره توسط هیئت نظارت دانشگاه وجود داشته است، هیئت نظارت دانشگاه باید طبق ماده 19، پرونده را برای هیئت نظارت مرکزی ارسال می نموده است و هیئت نظارت دانشگاه خود جایگاهی برای بررسی این قضیه ندارد. در ضمن متذکر می‏شویم که دو نامه‏ای که هیئت نظارت دانشگاه مدعی می‏شود تحویل انجمن اسلامی شده است و انجمن را در جریان شکایت گذاشته‏اند، هیچگاه بدست این تشکل نرسیده است (نامه‏های به شماره 638/هـ/220 مورخ 1387/5/6 و 647/هـ/220 مورخ 1387/6/6). تنها نامه‏ای به شماره 9/01/1006/پ/87 به تاریخ 1387/7/23 تحویل شخص آقای امیریان، دبیر سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی، داده شد که از طرف هیئت نظارت دانشگاه نبوده و قائم مقام ریاست دانشگاه، آقای دکتر فتاحی، آنرا امضا زده بودند. بنابراین، این نامه فاقد وجاهت قانونی بوده است و از آقای امیریان خواسته شد که این مسئله را به اطلاع ریاست دانشگاه برساند.


5- حتی بر فرض تحویل نامه 638/هـ/220 مورخ 1387/5/6، این نامه هیچگونه وجاهت قانونی ندارد. زیرا همانگونه که ذکر شد، اول اینکه اعتراض انجمن اسلامی توانبخشی در فرصت قانونی صورت نگرفته است، دوم اینکه حتی اگر شکایتی در فرصت قانونی صورت می گرفت باید برای بررسی به هیئت نظارت مرکزی فرستاده می شد. سوم اینکه حتی اگر بر فرض محال هیئت نظارت دانشگاه، خود جایگاه بررسی داشت، باید اقدام به تشکیل هیئت منصفه می‏نمود و شکایت به تشکل ارسال می‏شد و فرصت قانونی 7 روزه برای دفاع و حضور در جلسه بررسی شکایت فراهم می‏گردید نه اینکه به صرف شکایت انجمن اسلامی دانشکده توانبخشی، بدون گذراندن هیچ مرحله قانونی، چنین نامه‏ای ارسال می‏شد. چهارم، در این نامه ذکر شده بود که هیئت نظارت دانشگاه، نامه دفتر تحکیم وحدت (طیف شیراز) را ملاک صدور نامه خود قرار داده است که این نیز هیچ وجاهت قانونی ندارد زیرا دفتر تحکیم وحدت (طیف شیراز یا هر طیف دیگری) دارای صلاحیت قانونی تعریف شده برای قانونی یا غیرقانونی دانستن فعالیت گروه دیگری نیست. جای تعجب است که هیئت نظارت دانشگاه چگونه این نامه را ملاک رأی قرار داده است. در مورد نامه 647/هـ/220 مورخ 1387/6/6 نیز به فرض تحویل نامه، علاوه بر صادق بودن موارد مطروحه در همین بند در مورد آن، باید افزود که طبق تبصره بند14 ماده 5، جهت انطباق اساسنامه، 3 ماه به تشکل فرصت داده می شود. در صورتی که در این نامه تنها 13 روز به انجمن اسلامی فرصت داده شده است که اساسنامه خود را منطبق کند. ضمناً اطلاق نام شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به انجمن اسلامی یک دانشکده (دانشکده توانبخشی) توسط هیئت نظارت دانشگاه، اقدامی تعجب برانگیز است و اصل بی‏طرفی هیئت نظارت را با تردیدی جدی مواجه می‏کند، چراکه مفهوم واقعی شورای مرکزی انجمن، متشکل بودن از انجمن دانشکده‏هاست و نه انجمن یک دانشکده.


با وجود اعلام همه این موارد نقض آیین نامه طی نامه ذکر شده و اطلاعیه‏ها، نامه‏ها و بیانیه‏های بعدی انجمن اسلامی، نه تنها هیچ پاسخی از جانب هیئت نظارت به انجمن داده نشد، بلکه این هیئت در تاریخ 15 دیماه راساً اقدام به برگزاری انتخابات با همکاری نیروهای حراست دانشگاه نمود. شایان ذکر است که همین انتخابات غیرقانونی نیز با انصراف 5 نفر از 11 کاندیدا از رسمیت افتاد (بر روی هر تعرفه نام 7 کاندیدا نوشته می‏شد و 2 نفر نیز علی‏البدل بودند؛ بنابراین برای اینکه انتخابات رسمی باشد حداقل 10 کاندیدا لازم بود). در این روز دانشجویان معترض به انتخابات فرمایشی از سوی نیروهای حراست مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند. در این روز حداکثر 30 نفر از دانشجویان در انتخابات شرکت کردند. با این وجود و با کمال تعجب فردای آن روز هیئت نظارت لیستی را تحت عنوان اعضای انجمن اعلام نمود! شب همان روز دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی مورد هجوم نیروهای حراست قرار گرفته و اموال آن به مکان نامعلومی برده شد. چند روز بعد حراست با استفاده از تعطیلات تاسوعا و عاشورا و عدم حضور دانشجویان، در اقدام غیرقانونی دیگری دفاتر انجمن اسلامی سایر دانشکده‏ها را نیز مورد دستبرد قرار داده و آنها را نیز پلمپ نمود. پس از آن شش تن از اعضای انجمن اسلامی به دانشگاه ممنوع‏الورود و به کمیته انضباطی احضار شدند. در همین ایام دبیر هیئت نظارت دانشگاه طی مصاحبه‏ای با خبرگزاری ایسنا شاخه فارس، اظهارات متعدد خلاف واقعی در توجیه برگزاری انتخابات توسط هیئت نظارت عنوان نمود. روابط عمومی شورای مرکزی انجمن اسلامی، طی جوابیه‏ای به این اظهارات پاسخ داده و مدارک کتبی خود را نیز دال بر غیر واقع بودن این اظهارات به همراه جوابیه به خبرگزاری ارائه نمود. اما ریاست دانشگاه تاب این جوابیه روشنگرانه را هم نیاورد و در عرض چند ساعت خبرگزاری را مجبور به حذف جوابیه از روی خروجی خود نمود. متأسفانه ریاست دانشگاه برای حذف این تشکل منتقد قانون را کاملاً زیر پا گذاشته و اندک نیازی نیز به حفظ ظاهر قانونی احساس ننمود.


در پایان ضمن تأکید بر قانونی بودن انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، اعلام می‏داریم که انجمن ساخته دست مدیران دانشگاه جعلی و غیرقانونی می باشد و از آن فراکسیون محترم تقاضا داریم که به این موضوع رسیدگی نموده و مجدداً اعلام می داریم که در صورتی که اراده‏ای برای احقاق حقوق تشکل‏های دانشجویی و رسیدگی بی‏طرفانه به دادخواهی اعضای این تشکل در آن فراکسیون وجود داشته باشد، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز حاضر است در جلسه‏ ای به صورت حضوری مدارک و مستندات خود را ارائه نماید.

آخوند رئيسي : استفاده از سنگ وچوب درتظاهرات يعني محاربه با خدا و حكمش اعدام است

آخوند رئيسي : استفاده از سنگ وچوب درتظاهرات يعني محاربه با خدا و حكمش اعدام است

حمایت دو نهاد روحانی اصلاح طلب از مرجعیت آیت الله صانعی



۱۳۸۸/۱۰/۱۴

مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم دو تشکل عمده روحانیون اصلاحطلب در ایران، با انتشار بیانیه های جداگانهای ضمن انتقاد شدید از بیانیه جامعه مدرسین در رد مرجعیت آیت الله صانعی، بر مراتب علمی و اخلاقی آیت الله صانعی تأکید کرده اند.

بیانیه این دو نهاد روحانی در حمایت از مرجعیت آیتالله صانعی پس از آن منتشر میشود که در روزهای اخیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نهاد حوزوی حامی دولت، اعلام کرد که از نظر این جامعه آیت الله صانعی فاقد ملاکهای لازم برای مرجعیت است.

در عین حال با وجود آنکه برخی از اعضای این جامعه بر فقهی بودن این اظهار نظر تأکید داشتند، برخی دیگر از اعضا این اقدام را واکنشی به مواضع سیاسی آیت الله صانعی خواندند و آن را با جریان خلع مرجعیت آیت الله کاظم شریعتمداری در سالهای نخست انقلاب اسلامی مقایسه کردند.

اکنون مجمع روحانیون مبارز که توسط محمد خاتمی و محمد موسوی خوئینی ها اداره میشود با انتشار بیانیه ای درباره مرجعیت آیت الله یوسف صانعی از وی به عنوان «عالم و استاد برجسته فقه در حوزه های علمیه» نامبرده و تأکید کرده است که «جای هیچ گونه تردیدی در مرجعیت ایشان نیست».

بر اساس نظر فقهی بسیاری از عالمان شیعه، مرجع تقلید بایستی که مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامى، حلال زاده، زنده، عادل و نيز اعلم باشد. همچنین فقه شیعه، شناخت مجتهد جایز التقلید را از سه راه ممکن میداند که شامل یقین خود مقلد، تصدیق دو نفر عالم عادل و تصدیق عده اى از اهل علم است.

در بیانیه مجمع روحانیون مبارز همچنین تأکید شده است که «عدالت و اخلاص آیت الله صانعی مورد تأیید عالمان برجسته حوزه های علمیه و خیل عظیمی از مقلدان بوده و هست و ایشان دهها سال است که به عنوان استاد برجسته فقه آل محمد در حوزه علمیه قم شاگردان فاضل و متعهد زیادی را تربیت نموده اند و از زمانی که به عنوان مرجع تقلید در جامعه اسلامی ایران مطرح گردیدند همواره بر مقلدان ایشان افزوده شده و امروز جای هیچگونه تردیدی در مرجعیت ایشان نیست».

مجمع روحانیون همچنین افزوده است که مرجعیت آیت الله یوسف صانعی «با بیانیه یک گروه مورد پذیرش مقلدان قرار نگرفته است که با بیانیه گروهی دیگر از اعتبار بیفتد».

علاوه بر مجمع روحانیون مبارز، مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز در بیانیه ای از اقدام جامعه مدرسین در انکار مرجعیت آیت الله صانعی انتقاد کرد.

در این بیانیه آمده است: «موقعيت مرجعيت مثل مناصب حکومتی نيست که شخص، گروه، نهاد و تشکلی برای خود حقی در نصب و عزل آن قائل باشد».

اين تشکل مذهبی اقدام جامعه مدرسين حوزه علميه در نفی مرجعيت آيت الله صانعی را سياسی ارزيابی کرد و افزود:«معرفی هايی که از سوی نهادها و تشکلهايی با صبغه سياسی صورت گرفته است، چندان مؤثر نبوده ونيز تجربه نشان داده که عده زيادی از مردم به مراجع تقليد خارج از فهرست های ارائه شده مراجعه کرده اند.»

همزمان با حمایت این دو تشکل روحانی اصلاحطلب از مرجعیت آیت الله صانعی، سایت رسمی این مرجع تقلید از تشدید فشار نهادهای امنیتی برای جلوگیری از فعالیت دفاتر وی و از جمله تعطیلی دفتر آیت الله صانعی در گرگان با مصوبه شورای تأمین استان گلستان خبر داده است.

سایت آیتالله صانعی تأکید کرده که «قطع نظر از قانونی بودن یا نبودن مصوبه قابل ذکر است که تعطیل نمودن دفتر یک مرجع تقلید و قطع ارتباط مقلدان جهت پاسخگویی به مسائل شرعی و حلال و حرام الهی و بیان احکام اسلام از سنتهای سیئه کم نظیر اگر نگوییم بینظیر در طول تاریخ شیعه است».

آیت الله یوسف صانعی که اکنون ۷۲ سال دارد از شاگردان آیت الله بروجردی، آیت الله اراکی، آیت الله محقق داماد و آیت الله خمینی است که بیش از ۱۶ سال پیش با انتشار رساله توضیح المسائل به عنوان مرجع تقلید مقلدان بسیاری را جذب کرده است.

وی که از مراجع مترقی و نوگرا به شمار میرود به اصلاح طلبان نیز نزدیک است و در ماههای اخیر نیز بارها در بیانیه ها و سخنرانی های خود به کارگیری خشونت علیه مردم و به ویژه برگزاری دادگاههای پس از انتخابات و اعتراف گیری اجباری را محکوم کرده است.

دفتر آیت الله صانعی، هنوز به موضوع نفی مرجعیت وی توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم واکنش رسمی نشان نداده است.

حمایت دو نهاد روحانی اصلاح طلب از مرجعیت آیت الله صانعی



۱۳۸۸/۱۰/۱۴

مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم دو تشکل عمده روحانیون اصلاحطلب در ایران، با انتشار بیانیه های جداگانهای ضمن انتقاد شدید از بیانیه جامعه مدرسین در رد مرجعیت آیت الله صانعی، بر مراتب علمی و اخلاقی آیت الله صانعی تأکید کرده اند.

بیانیه این دو نهاد روحانی در حمایت از مرجعیت آیتالله صانعی پس از آن منتشر میشود که در روزهای اخیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نهاد حوزوی حامی دولت، اعلام کرد که از نظر این جامعه آیت الله صانعی فاقد ملاکهای لازم برای مرجعیت است.

در عین حال با وجود آنکه برخی از اعضای این جامعه بر فقهی بودن این اظهار نظر تأکید داشتند، برخی دیگر از اعضا این اقدام را واکنشی به مواضع سیاسی آیت الله صانعی خواندند و آن را با جریان خلع مرجعیت آیت الله کاظم شریعتمداری در سالهای نخست انقلاب اسلامی مقایسه کردند.

اکنون مجمع روحانیون مبارز که توسط محمد خاتمی و محمد موسوی خوئینی ها اداره میشود با انتشار بیانیه ای درباره مرجعیت آیت الله یوسف صانعی از وی به عنوان «عالم و استاد برجسته فقه در حوزه های علمیه» نامبرده و تأکید کرده است که «جای هیچ گونه تردیدی در مرجعیت ایشان نیست».

بر اساس نظر فقهی بسیاری از عالمان شیعه، مرجع تقلید بایستی که مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامى، حلال زاده، زنده، عادل و نيز اعلم باشد. همچنین فقه شیعه، شناخت مجتهد جایز التقلید را از سه راه ممکن میداند که شامل یقین خود مقلد، تصدیق دو نفر عالم عادل و تصدیق عده اى از اهل علم است.

در بیانیه مجمع روحانیون مبارز همچنین تأکید شده است که «عدالت و اخلاص آیت الله صانعی مورد تأیید عالمان برجسته حوزه های علمیه و خیل عظیمی از مقلدان بوده و هست و ایشان دهها سال است که به عنوان استاد برجسته فقه آل محمد در حوزه علمیه قم شاگردان فاضل و متعهد زیادی را تربیت نموده اند و از زمانی که به عنوان مرجع تقلید در جامعه اسلامی ایران مطرح گردیدند همواره بر مقلدان ایشان افزوده شده و امروز جای هیچگونه تردیدی در مرجعیت ایشان نیست».

مجمع روحانیون همچنین افزوده است که مرجعیت آیت الله یوسف صانعی «با بیانیه یک گروه مورد پذیرش مقلدان قرار نگرفته است که با بیانیه گروهی دیگر از اعتبار بیفتد».

علاوه بر مجمع روحانیون مبارز، مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز در بیانیه ای از اقدام جامعه مدرسین در انکار مرجعیت آیت الله صانعی انتقاد کرد.

در این بیانیه آمده است: «موقعيت مرجعيت مثل مناصب حکومتی نيست که شخص، گروه، نهاد و تشکلی برای خود حقی در نصب و عزل آن قائل باشد».

اين تشکل مذهبی اقدام جامعه مدرسين حوزه علميه در نفی مرجعيت آيت الله صانعی را سياسی ارزيابی کرد و افزود:«معرفی هايی که از سوی نهادها و تشکلهايی با صبغه سياسی صورت گرفته است، چندان مؤثر نبوده ونيز تجربه نشان داده که عده زيادی از مردم به مراجع تقليد خارج از فهرست های ارائه شده مراجعه کرده اند.»

همزمان با حمایت این دو تشکل روحانی اصلاحطلب از مرجعیت آیت الله صانعی، سایت رسمی این مرجع تقلید از تشدید فشار نهادهای امنیتی برای جلوگیری از فعالیت دفاتر وی و از جمله تعطیلی دفتر آیت الله صانعی در گرگان با مصوبه شورای تأمین استان گلستان خبر داده است.

سایت آیتالله صانعی تأکید کرده که «قطع نظر از قانونی بودن یا نبودن مصوبه قابل ذکر است که تعطیل نمودن دفتر یک مرجع تقلید و قطع ارتباط مقلدان جهت پاسخگویی به مسائل شرعی و حلال و حرام الهی و بیان احکام اسلام از سنتهای سیئه کم نظیر اگر نگوییم بینظیر در طول تاریخ شیعه است».

آیت الله یوسف صانعی که اکنون ۷۲ سال دارد از شاگردان آیت الله بروجردی، آیت الله اراکی، آیت الله محقق داماد و آیت الله خمینی است که بیش از ۱۶ سال پیش با انتشار رساله توضیح المسائل به عنوان مرجع تقلید مقلدان بسیاری را جذب کرده است.

وی که از مراجع مترقی و نوگرا به شمار میرود به اصلاح طلبان نیز نزدیک است و در ماههای اخیر نیز بارها در بیانیه ها و سخنرانی های خود به کارگیری خشونت علیه مردم و به ویژه برگزاری دادگاههای پس از انتخابات و اعتراف گیری اجباری را محکوم کرده است.

دفتر آیت الله صانعی، هنوز به موضوع نفی مرجعیت وی توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم واکنش رسمی نشان نداده است.

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic