Saturday, December 26, 2009

بیانیه نوزدهم خانواده زندانیان سیاسی؛ظهر عاشورا را انتظار می کشیم


جنبش راه سبز (جرس): خانواده های زندانیان سیاسی با انتشار نوزدهمین بیانیه خود در آستانه روز عاشورا اعلام کردند: ظهر عاشورا وعده همه بستگان آزادگان دربند است که هرجا که خیمه حسینی برپاست الله اکبر گویان و با فریاد یاحسین و یازینب، رهایی عزیزانمان را که بیش از شش ماه است در بند و رنجند، طلب کنیم.


متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منا جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار.

سلام بر حسین(ع)، سلام بر علی بن الحسین، سلام بر اولاد حسین و سلام بر اصحاب حسین. سلام بر یاران حسین در طول تاریخ. از آن زمان که حجّش را برای احیای دین جدّش نیمه تمام گذاشت و به خواهش مردم کوفه راهی سرزمین کربلا شد تا شب عاشورا که از همراهانش خواست حالا که سفرش را بازگشتی نیست او را ترک کنند و در تاریکی شب، راه خود گیرند و سلام بر یاران او تا امروزکه نامش را ورد زبان خویش ساخته اند و راهش را اختیار کرده اند که راه حق است و صدق و راستی.


سلام بر همه یاران فداکار و جان باخته حسین در روز واقعه و سلام بر اسرای کربلا که نیرنگ و دغل یزیدیان، آنان را که اهل بیت رسول خدا(ص) بودند، خارجی نمایاند اما خطبه های غرّای امام سجاد(ع) و زینب کبری(س) نقشه های دیوسیرتان را نقش برآب کرد.


سلام بر حسین، سرور آزادگان عالم که فریاد «هیهات من الذلة» او هنوز در سراسر عالم گوش جان صاحبدلان را به لرزه می اندازد و ندای «ان لم یکن لکم دین فکونوا احراراً» او سرلوحه اعمال حقوق بشردوستان و آزادگان جهان است.


سلام بر حسین که در صحرای تفتیده کربلا خونش به دست مدعیان وقیح و رسوای دینداری به ناحق ریخته شد و سر مبارکش به انتظار پاداش، سفاکانه از تن جدا شد.سلام بر حسین که بهترین یارانش در راه او که راه حق بود، فدا شدند و فرزندانش به اسارت درآمدند. سلام بر حسین که ثارالله بود و ابن ثاره و خونش در رود هستی جاری شد و در همیشه تاریخ جوشید و حق را جلوه گر نمود. و چه حقیر و زبون بودند دشمنانش که چشم بر فردا بستند و دوروزه قدرت دنیوی خود را خواستند و بر خواسته باطلشان ابرام ورزیدند و عاقبت شومی را بر خود پسندیدند که اینک پس از قرن ها هنوز ملعونند و نفرین شده.


و سلام بر زینب، بهترین خون خواه حسین. سلام بر زینب، بهترین افشاگر دسیسه های شیطانی یزید. سلام بر زینب، شکوهمندترین پیام آور عاشورا.


و سلام بر زین العابدین و سیدالساجدین، زیباترین روح پرستنده. خدای را شاکریم که بهترین اسوه های عالم را به ما ارزانی داشته است تا لحظه ای خود را در اوج غربت و تنهایی، بدون پیشوا ندانیم.


اقتدارگرایان بدانند، پیشوای ما حسین(ع) است که جان عزیزش را بر سر عقیده اش فدا کرد و ما جملگی درس آزادگی از مکتب او آموخته ایم. پیشوای ما زینب(س) است که همراهی با حسین اش را بر زندگی آرام در مدینه، رجحان داد و داغ از دست دادن بهترین های زندگیش همراه با درد اسارت فرزندان و اهل حرم برادرش را تا پایان عمر در دل داشت.


پیشوای ما زینب است که پاسخ دندان شکنش به پرسش متکیرانه و تحقیرآمیز آن مست باده قدرت در بارگاه طاغوتی اش، او را برای همیشه در هم شکست: «و ما رأیت الا جمیلاً» و پیشوای ما زین العابدین(ع) است که اراده ازلی پروردگارش حیات او را رقم زد تا به بازماندگان قافله کربلا بیاموزد که خدایی فقط و فقط از آن خداست و بندگی تنها او را سزد.


اینک ما خانواده های زندانیان سیاسی، در آستانه عاشورای حسینی کتاب های مقتل را می گشاییم و می خوانیم و می خوانیم تا ظلم و ظالم را بازشناسیم و با نثار لعن و نفرین برآنان، حق مظلوم را ادا کنیم و حال که ما خود و عزیزانمان، مصداق بارز مظلوم زمان آن هم در کشوری مدعی حکومت اسلامی و مدعی سیره نبوی، عدل علوی و عشق حسینی است، ظهر عاشورا را انتظار می کشیم تا با شنیدن صدای مؤذن، سرها را بالا برده دست هایمان را رو به آسمان بگیریم و با خلوص برای رهایی عزیزانمان از چنگال بی عدالتی دعا کنیم.


ظهر عاشورا وعده ما و خواهران و برادران و مادران و پدران و فرزندان و همه بستگان آزادگان دربند است که زیر آسمان خدا، زیرچرخ کبود ایران لاله گونمان که معطر به عطر شهیدان است، هرجا که خیمه حسینی برپاست با عرض ادب و ارادت به پیشگاه حسین و اولاد و اصحابش، الله اکبر گویان و با فریاد یاحسین و یازینب، رهایی عزیزانمان را که بیش از شش ماه است در بند و رنجند، طلب کنیم و بدعاقبتی را برای همه آنانی بخواهیم که کام ما و فرزندانمان را، خانواده هایمان را و این ملت رشید و آگاه را با بدعهدی و بدکاری تلخ کردند و می دانیم که بهترین عقوبت دهنده خدای قادر قهار منتقم است.

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

۵/۱۰/۱۳۸۸ برابر با تاسوعای حسینی ۱۴۳۱

تجاوز توي زندان اين هم بود توي قرآن

تجاوز توي زندان اين هم بود توي قرآن

تجاوز توي زندان اين هم بود توي قرآن

بالا بردن پرچمهاي قرمز هيهات در عزاداري مردم تهران

بالا بردن پرچمهاي قرمز هيهات در عزاداري مردم تهران

بالا بردن پرچمهاي قرمز هيهات در عزاداري مردم تهران

یورش وحشیانه و ضرب وشتم مادران عزادار توسط نیروهای سرکوبگر


بنابه گزارشات رسید به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نیروهای لباس شخصی به مادران عزادار یورش بردند و آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند.در اثر این یورش وحشیانه یکی از مادران از ناحیه صورت زخمی گردید و تعدادی دیگری از آنها مصدوم شدند.
روز شنبه 5 دی ماه حوالی ساعت 17:15 دقیقه مادران عزادار طبق روال هفتگی خود قصد داشتند که تجمع اعتراضی خود را در میدان آب نمای پارک لاله آغاز کنند.آنها در حال تجمع بودند که نیروی انتظامی و لباس شخصی از تجمع آنها ممانعت کرد. مادران عزادار تجمع خود را در بیرون از پارک در خیابان فاطمی- کارگر آغاز کردند و در حال حرکت بودند.آنها در حین حرکت دست های خود را به نشانه پیروزی برافراشته بودند و به راه پیمائی ادامه میدادند.
نیروهای سرکوبگر انتظامی و بخصوص لباس شخصیها که از اعضای سپاه پاسداران می باشند به سوی مادرا عزادار یورش بردند و آنها را با مشت لگد و باتون مورد ضرب وجرح قرار دادند. یکی از مادران عزادار مورد هجوم یکی از لباس شخصیها قرار گرفت واز ناحیۀ صورت زخمی گردید. سایر مادران علاوه بر ضرب و جرح مورد بی حرمتی قرار گرفتند.در این یورش تعداد زیادی از مادران عزادار مورد اصابت باتون های لباس شخصی قرار گرفتند.علیرغم یورشهای وحشیانه، مادران دلیر به راه پیمائی و اعتراض خود ادامه دادند و تا حوالی میدان انقلاب در زمان تعیین شده همیشگی راس ساعت 18:00 به اعتراض خود پایان دادند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
5 دی 1388 برابر با 26 دسامبر 2009

یورش وحشیانه و ضرب وشتم مادران عزادار توسط نیروهای سرکوبگر


بنابه گزارشات رسید به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نیروهای لباس شخصی به مادران عزادار یورش بردند و آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند.در اثر این یورش وحشیانه یکی از مادران از ناحیه صورت زخمی گردید و تعدادی دیگری از آنها مصدوم شدند.
روز شنبه 5 دی ماه حوالی ساعت 17:15 دقیقه مادران عزادار طبق روال هفتگی خود قصد داشتند که تجمع اعتراضی خود را در میدان آب نمای پارک لاله آغاز کنند.آنها در حال تجمع بودند که نیروی انتظامی و لباس شخصی از تجمع آنها ممانعت کرد. مادران عزادار تجمع خود را در بیرون از پارک در خیابان فاطمی- کارگر آغاز کردند و در حال حرکت بودند.آنها در حین حرکت دست های خود را به نشانه پیروزی برافراشته بودند و به راه پیمائی ادامه میدادند.
نیروهای سرکوبگر انتظامی و بخصوص لباس شخصیها که از اعضای سپاه پاسداران می باشند به سوی مادرا عزادار یورش بردند و آنها را با مشت لگد و باتون مورد ضرب وجرح قرار دادند. یکی از مادران عزادار مورد هجوم یکی از لباس شخصیها قرار گرفت واز ناحیۀ صورت زخمی گردید. سایر مادران علاوه بر ضرب و جرح مورد بی حرمتی قرار گرفتند.در این یورش تعداد زیادی از مادران عزادار مورد اصابت باتون های لباس شخصی قرار گرفتند.علیرغم یورشهای وحشیانه، مادران دلیر به راه پیمائی و اعتراض خود ادامه دادند و تا حوالی میدان انقلاب در زمان تعیین شده همیشگی راس ساعت 18:00 به اعتراض خود پایان دادند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
5 دی 1388 برابر با 26 دسامبر 2009

یورش وحشیانه و ضرب وشتم مادران عزادار توسط نیروهای سرکوبگر


بنابه گزارشات رسید به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نیروهای لباس شخصی به مادران عزادار یورش بردند و آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند.در اثر این یورش وحشیانه یکی از مادران از ناحیه صورت زخمی گردید و تعدادی دیگری از آنها مصدوم شدند.
روز شنبه 5 دی ماه حوالی ساعت 17:15 دقیقه مادران عزادار طبق روال هفتگی خود قصد داشتند که تجمع اعتراضی خود را در میدان آب نمای پارک لاله آغاز کنند.آنها در حال تجمع بودند که نیروی انتظامی و لباس شخصی از تجمع آنها ممانعت کرد. مادران عزادار تجمع خود را در بیرون از پارک در خیابان فاطمی- کارگر آغاز کردند و در حال حرکت بودند.آنها در حین حرکت دست های خود را به نشانه پیروزی برافراشته بودند و به راه پیمائی ادامه میدادند.
نیروهای سرکوبگر انتظامی و بخصوص لباس شخصیها که از اعضای سپاه پاسداران می باشند به سوی مادرا عزادار یورش بردند و آنها را با مشت لگد و باتون مورد ضرب وجرح قرار دادند. یکی از مادران عزادار مورد هجوم یکی از لباس شخصیها قرار گرفت واز ناحیۀ صورت زخمی گردید. سایر مادران علاوه بر ضرب و جرح مورد بی حرمتی قرار گرفتند.در این یورش تعداد زیادی از مادران عزادار مورد اصابت باتون های لباس شخصی قرار گرفتند.علیرغم یورشهای وحشیانه، مادران دلیر به راه پیمائی و اعتراض خود ادامه دادند و تا حوالی میدان انقلاب در زمان تعیین شده همیشگی راس ساعت 18:00 به اعتراض خود پایان دادند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
5 دی 1388 برابر با 26 دسامبر 2009

tehran dec 26-این ماه ماه خونه سید علی سرنگونه5دی

tehran dec 26-این ماه ماه خونه سید علی سرنگونه5دی

tehran dec 26-این ماه ماه خونه سید علی سرنگونه5دی

تظاهرات خیابان انقلاب 5دی





تظاهرات خیابان انقلاب 5دی





تظاهرات خیابان انقلاب 5دی





حکومت تقلب: حساب سازی، سرقت علمی و دوپینگ


۱۳۸۸/۱۰/۰۵

مجید محمدی (جامعه شناس)
گزارش های اولیه از تفریغ بودجه سال ۸۷ نمایانگر حدود ۱۷ میلیارد دلار اختلاف میان مبلغ حاصل از فروش میعانات گاز ، گاز طبیعی ، مایعات گازی ، فرآورده های نفتی و میزان واریز شده به خزانه است به این معنی که ارز حاصل از صادرات موارد فوق ، به حساب خزانه واریز نشده است. رقم واریز نشده به خزانه در سال های ۸۵ و ۸۶ نیز به ترتیب یک میلیارد دلار و ۱۰ میلیارد دلار بوده است. (جمهوری اسلامی، ۲۴ آذر ۱۳۸۸) مجله علمی نیچر در یک گزارش از سرقت علمی در ایران، به ارتکاب این عمل توسط بسیاری از مقامات و وزرای دولت احمدی نژاد پرداخت. (نیچر نیوز، ۹ دسامبر ۲۰۰۹) رضا زاده، رئیس ستاد ورزشی احمدی نژاد در انتخابات دهم رئیس جمهوری و همراهان وی در كادرفنی تیم ملی وزنه برداری ایران توسط كمیته ی فنی فدراسیون وزنه برداری به علت دوپینگ برای همیشه از مربیگری محروم شدند. (تابناک، ۲۵ آذر ۱۳۸۸)...

این اخبار از کدام واقعیت در نظام جمهوری اسلامی ایران حکایت دارند؟

حکومت تقلب

سه مورد فوق که تنها مواردی اندک از حجم گسترده ی حساب سازی، سرقت علمی و دوپینگ شایع در اداره ی امور کشور هستند، از شیوع تقلب در کشور حکایت دارند. سه مورد فوق تخلفاتی پراکنده و یک بار برای همیشه نبوده و نیستند. سرقت اطلاعاتی و علمی در دانشگاه ها بالاخص در میان مدیران کشور و رسانه های دولتی ایران امری شایع و نهادینه شده است. دوپینگ در رشته های ورزشی نه فقط بر اساس تصمیمات فردی ورزشکاران بلکه بعضا با هدایت مربیان و مدیران انجام می شود و کسانی که مرتکب این امور میشوند نه تنها تنزل مرتبه نمی بینند بلکه به ریاست فدراسیون ها منصوب می شوند (مثل مورد رضا زاده و انتصاب او به ریاست فدراسیون وزنه برداری) . اختلاس و حساب سازی و اختصاص دادن اموال دولتی به خود در میان مدیران جمهوری اسلامی قاعده است و نه استثنا و مدیرانی که اموال آنها پیش و پس مدیریت یکی باشد به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند. مدیران بالایی و میانی از جعل سند یا سند سازی در دستگاه های دولتی برای تسریع در برخورداری خود و اعضای خانواده شان از امکانات دولتی استفاده می کنند. شرکت های شبه دولتی نیز اصولا برای تملک اموال دولتی توسط نیروهای نظامی و امنیتی شکل گرفته اند که نوعی تقلب به حساب می آید.

این سه پدیده، تلاش مدیران کشور را برای کسب ثروت و منزلت اجتماعی پس از به انحصار در آوردن قدرت و حذف نیروهای رقیب (حتی خودی ها) منعکس می سازند. حاکمان امروز سالها منتظر کسب این حد از قدرت بودند و حالا که بدان دست یافته اند می خواهند حداکثر استفاده را از آن ببرند و با تقلب و دروغ خود را در جمع طبقهی ممتازه جا بزنند. از این روش ها نه فقط در سطح ملی بلکه در سطح بین المللی برای ارتقای وضعیت حاکمان و ارائهی آمارهای موفقیت آنها و نیز تحکیم ادعای مدیریت جهانی استفاده می شود.

نفی اشرافیت دورهی هاشمی از سوی دولت احمدی نژاد نه نفی اشرافیت، بلکه مصداق آن است. اعضای رده های بالای این دولت و همپیمانان نظامی و امنیتی آن می خواهند چهرهی اشرافیت در ایران را تغییر دهند و با امتیازات ویژه مخالفتی ندارند. از این جهت کسانی که به واسطهی مخالفت با اشرافیت با دولت هاشمی مخالف بودند در این دولت جایی پیدا نکردند. در دوران عمر جمهوری اسلامی، هر دوره متعلق به گروهی از خودی ها بوده که منابع کشور را به خود اختصاص دهند و به طبقات ثروتمند جامعه ارتقا پیدا کنند.

سازوکار جبرانی

نظامیان و نیروهای امنیتی که با دولت احمدی نژاد بر سر کار آمدند در جامعه ی دانشگاهی از منزلتی برخوردار نبودند و در حدی نبودند که به مراتب بالای علمی برسند. آنها در مسابقه ثروت اندوزی نیز که از پایان جنگ آغاز شد خود را بازنده تلقی می کردند. همچنین می خواستند در دورهی مدیریت خود قله های علمی و فرهنگی و ورزشی جهان را با سرعت هرچه بیشتر فتح کنند. از این جهت به مدارک دانشگاهی از نوع آکسفورد، منزلت نویسندگان معروف دنیا، مدال های طلای رقابت های جهانی و درآمدهای مدیران شرکت های بزرگ جهان چشم دوخته بودند. به همین دلیل است که مدیران امروز دولت احمدی نژاد مرتبا کتاب هایی پر از عکس های گلاسه ی خود چاپ می کنند، تا نام خود را در صفحه ی اول کتاب بگذارند، یا به گالریهای نقاشی رفته و گرانترین تابلو را می خرند (مشاعی و خرید تابلوی هدیه ی تهرانی)، یا ساعتی ۲۵۰ هزار تومان حق الزحمه دریافت می کنند، که معادل با حقوق ماهانه ی یک معلم در ایران است.

طنز امروز مدیریت امروز جمهوری اسلامی آن است که ظرفیت آن در حد گروهی گروهبان کودتاچی در یکی از کشورهای آفریقایی فقیر است اما خود را در حد مدیریت جهان می بیند و برای رساندن خود به حد مدیریت جهانی تنها به روش های متقلبانه و غیر قانونی تمسک می جوید. مدیران جمهوری اسلامی می خواهند همان طور که قدرت را آسان به دست آوردند ثروت و منزلت اجتماعی را در حد حاکمان قدرت های بزرگ یک شبه با سرقت علمی، حساب سازی و دوپینگ به چنگ آورند.

باور پذیری تقلب در انتخابات

پرسشی که حاکمان جمهوری اسلامی در ماه های پس از انتخابات به احتمال زیاد از خود پرسیده اند آن است که مردم و جهانیان چرا گزارش های نامزدهای دیگر و کمیته ی صیانت از آرا را می پذیرند اما با گزارش های دولت با تردید مواجه می شوند؟

پاسخ پرسش را باید در مجموعهی رفتارهای خود جستوجو کنند. اگر مجموعه ی تقلب ها و دروغ های دیگر این حکومت نبود، تقلب در انتخابات توسط آن به این سرعت مورد قبول مردم ایران -که پس از چندین دهه شنیدن حرف های متناقض و دروغ دیر باور شده اند- قرار نمی گرفت. آن چه این باور را تحکیم کرد رفتار سرکوبگرانه ی حکومت پس از اعتراضات مردمی بود. رفتار حاکمان نظامی که یا به زبان آوردن سخنان تهدید آمیز و عمل به آنها بوده یا سخنان فریبکارانه و تقلب و جعل و وارونه زنی (با توجیه ضرورت تحکیم قدرت جبهه ی حق و تبلیغات برای آن)، آن چنان اعتماد اکثریت مردم به حکومت را زدوده که امروز اگر واقعیتی نیز بگویند کسی آنها را باور نمی کند.

تقلب گسترده در این حکومت که تقلب در انتخابات تنها یکی از گوشه های آن بود حکومتی را به تصویر می کشد که هیچ خط قرمز و خط ابتذالی در هیچ حوزهای ندارد. پایگاه اجتماعی حاکمان امروز ایران و نحوهی بیان و رفتار آن مقوم این دیدگاه است که برای حفظ قدرت "همه چیز مجاز است" و حاکمان هر گونه که بخواهند می توانند از قدرت خود بهره ببرند. تقلب و دروغگویی، حداقل آن و آدم کشی و شکنجه و تجاوز حد بالاتر آن است. بیمی که اکنون می رود آن است که حاکمان برای ماندن در حکومت در صورت مواجهه با فروپاشی، دست به کشتار جمعی و راه اندازی حمام خون زنند.

--------------------------------------
نظرات مندرج در این یادداشت الزاماً انعکاس نظر رادیوفردا نیست.

حکومت تقلب: حساب سازی، سرقت علمی و دوپینگ


۱۳۸۸/۱۰/۰۵

مجید محمدی (جامعه شناس)
گزارش های اولیه از تفریغ بودجه سال ۸۷ نمایانگر حدود ۱۷ میلیارد دلار اختلاف میان مبلغ حاصل از فروش میعانات گاز ، گاز طبیعی ، مایعات گازی ، فرآورده های نفتی و میزان واریز شده به خزانه است به این معنی که ارز حاصل از صادرات موارد فوق ، به حساب خزانه واریز نشده است. رقم واریز نشده به خزانه در سال های ۸۵ و ۸۶ نیز به ترتیب یک میلیارد دلار و ۱۰ میلیارد دلار بوده است. (جمهوری اسلامی، ۲۴ آذر ۱۳۸۸) مجله علمی نیچر در یک گزارش از سرقت علمی در ایران، به ارتکاب این عمل توسط بسیاری از مقامات و وزرای دولت احمدی نژاد پرداخت. (نیچر نیوز، ۹ دسامبر ۲۰۰۹) رضا زاده، رئیس ستاد ورزشی احمدی نژاد در انتخابات دهم رئیس جمهوری و همراهان وی در كادرفنی تیم ملی وزنه برداری ایران توسط كمیته ی فنی فدراسیون وزنه برداری به علت دوپینگ برای همیشه از مربیگری محروم شدند. (تابناک، ۲۵ آذر ۱۳۸۸)...

این اخبار از کدام واقعیت در نظام جمهوری اسلامی ایران حکایت دارند؟

حکومت تقلب

سه مورد فوق که تنها مواردی اندک از حجم گسترده ی حساب سازی، سرقت علمی و دوپینگ شایع در اداره ی امور کشور هستند، از شیوع تقلب در کشور حکایت دارند. سه مورد فوق تخلفاتی پراکنده و یک بار برای همیشه نبوده و نیستند. سرقت اطلاعاتی و علمی در دانشگاه ها بالاخص در میان مدیران کشور و رسانه های دولتی ایران امری شایع و نهادینه شده است. دوپینگ در رشته های ورزشی نه فقط بر اساس تصمیمات فردی ورزشکاران بلکه بعضا با هدایت مربیان و مدیران انجام می شود و کسانی که مرتکب این امور میشوند نه تنها تنزل مرتبه نمی بینند بلکه به ریاست فدراسیون ها منصوب می شوند (مثل مورد رضا زاده و انتصاب او به ریاست فدراسیون وزنه برداری) . اختلاس و حساب سازی و اختصاص دادن اموال دولتی به خود در میان مدیران جمهوری اسلامی قاعده است و نه استثنا و مدیرانی که اموال آنها پیش و پس مدیریت یکی باشد به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند. مدیران بالایی و میانی از جعل سند یا سند سازی در دستگاه های دولتی برای تسریع در برخورداری خود و اعضای خانواده شان از امکانات دولتی استفاده می کنند. شرکت های شبه دولتی نیز اصولا برای تملک اموال دولتی توسط نیروهای نظامی و امنیتی شکل گرفته اند که نوعی تقلب به حساب می آید.

این سه پدیده، تلاش مدیران کشور را برای کسب ثروت و منزلت اجتماعی پس از به انحصار در آوردن قدرت و حذف نیروهای رقیب (حتی خودی ها) منعکس می سازند. حاکمان امروز سالها منتظر کسب این حد از قدرت بودند و حالا که بدان دست یافته اند می خواهند حداکثر استفاده را از آن ببرند و با تقلب و دروغ خود را در جمع طبقهی ممتازه جا بزنند. از این روش ها نه فقط در سطح ملی بلکه در سطح بین المللی برای ارتقای وضعیت حاکمان و ارائهی آمارهای موفقیت آنها و نیز تحکیم ادعای مدیریت جهانی استفاده می شود.

نفی اشرافیت دورهی هاشمی از سوی دولت احمدی نژاد نه نفی اشرافیت، بلکه مصداق آن است. اعضای رده های بالای این دولت و همپیمانان نظامی و امنیتی آن می خواهند چهرهی اشرافیت در ایران را تغییر دهند و با امتیازات ویژه مخالفتی ندارند. از این جهت کسانی که به واسطهی مخالفت با اشرافیت با دولت هاشمی مخالف بودند در این دولت جایی پیدا نکردند. در دوران عمر جمهوری اسلامی، هر دوره متعلق به گروهی از خودی ها بوده که منابع کشور را به خود اختصاص دهند و به طبقات ثروتمند جامعه ارتقا پیدا کنند.

سازوکار جبرانی

نظامیان و نیروهای امنیتی که با دولت احمدی نژاد بر سر کار آمدند در جامعه ی دانشگاهی از منزلتی برخوردار نبودند و در حدی نبودند که به مراتب بالای علمی برسند. آنها در مسابقه ثروت اندوزی نیز که از پایان جنگ آغاز شد خود را بازنده تلقی می کردند. همچنین می خواستند در دورهی مدیریت خود قله های علمی و فرهنگی و ورزشی جهان را با سرعت هرچه بیشتر فتح کنند. از این جهت به مدارک دانشگاهی از نوع آکسفورد، منزلت نویسندگان معروف دنیا، مدال های طلای رقابت های جهانی و درآمدهای مدیران شرکت های بزرگ جهان چشم دوخته بودند. به همین دلیل است که مدیران امروز دولت احمدی نژاد مرتبا کتاب هایی پر از عکس های گلاسه ی خود چاپ می کنند، تا نام خود را در صفحه ی اول کتاب بگذارند، یا به گالریهای نقاشی رفته و گرانترین تابلو را می خرند (مشاعی و خرید تابلوی هدیه ی تهرانی)، یا ساعتی ۲۵۰ هزار تومان حق الزحمه دریافت می کنند، که معادل با حقوق ماهانه ی یک معلم در ایران است.

طنز امروز مدیریت امروز جمهوری اسلامی آن است که ظرفیت آن در حد گروهی گروهبان کودتاچی در یکی از کشورهای آفریقایی فقیر است اما خود را در حد مدیریت جهان می بیند و برای رساندن خود به حد مدیریت جهانی تنها به روش های متقلبانه و غیر قانونی تمسک می جوید. مدیران جمهوری اسلامی می خواهند همان طور که قدرت را آسان به دست آوردند ثروت و منزلت اجتماعی را در حد حاکمان قدرت های بزرگ یک شبه با سرقت علمی، حساب سازی و دوپینگ به چنگ آورند.

باور پذیری تقلب در انتخابات

پرسشی که حاکمان جمهوری اسلامی در ماه های پس از انتخابات به احتمال زیاد از خود پرسیده اند آن است که مردم و جهانیان چرا گزارش های نامزدهای دیگر و کمیته ی صیانت از آرا را می پذیرند اما با گزارش های دولت با تردید مواجه می شوند؟

پاسخ پرسش را باید در مجموعهی رفتارهای خود جستوجو کنند. اگر مجموعه ی تقلب ها و دروغ های دیگر این حکومت نبود، تقلب در انتخابات توسط آن به این سرعت مورد قبول مردم ایران -که پس از چندین دهه شنیدن حرف های متناقض و دروغ دیر باور شده اند- قرار نمی گرفت. آن چه این باور را تحکیم کرد رفتار سرکوبگرانه ی حکومت پس از اعتراضات مردمی بود. رفتار حاکمان نظامی که یا به زبان آوردن سخنان تهدید آمیز و عمل به آنها بوده یا سخنان فریبکارانه و تقلب و جعل و وارونه زنی (با توجیه ضرورت تحکیم قدرت جبهه ی حق و تبلیغات برای آن)، آن چنان اعتماد اکثریت مردم به حکومت را زدوده که امروز اگر واقعیتی نیز بگویند کسی آنها را باور نمی کند.

تقلب گسترده در این حکومت که تقلب در انتخابات تنها یکی از گوشه های آن بود حکومتی را به تصویر می کشد که هیچ خط قرمز و خط ابتذالی در هیچ حوزهای ندارد. پایگاه اجتماعی حاکمان امروز ایران و نحوهی بیان و رفتار آن مقوم این دیدگاه است که برای حفظ قدرت "همه چیز مجاز است" و حاکمان هر گونه که بخواهند می توانند از قدرت خود بهره ببرند. تقلب و دروغگویی، حداقل آن و آدم کشی و شکنجه و تجاوز حد بالاتر آن است. بیمی که اکنون می رود آن است که حاکمان برای ماندن در حکومت در صورت مواجهه با فروپاشی، دست به کشتار جمعی و راه اندازی حمام خون زنند.

--------------------------------------
نظرات مندرج در این یادداشت الزاماً انعکاس نظر رادیوفردا نیست.

حکومت تقلب: حساب سازی، سرقت علمی و دوپینگ


۱۳۸۸/۱۰/۰۵

مجید محمدی (جامعه شناس)
گزارش های اولیه از تفریغ بودجه سال ۸۷ نمایانگر حدود ۱۷ میلیارد دلار اختلاف میان مبلغ حاصل از فروش میعانات گاز ، گاز طبیعی ، مایعات گازی ، فرآورده های نفتی و میزان واریز شده به خزانه است به این معنی که ارز حاصل از صادرات موارد فوق ، به حساب خزانه واریز نشده است. رقم واریز نشده به خزانه در سال های ۸۵ و ۸۶ نیز به ترتیب یک میلیارد دلار و ۱۰ میلیارد دلار بوده است. (جمهوری اسلامی، ۲۴ آذر ۱۳۸۸) مجله علمی نیچر در یک گزارش از سرقت علمی در ایران، به ارتکاب این عمل توسط بسیاری از مقامات و وزرای دولت احمدی نژاد پرداخت. (نیچر نیوز، ۹ دسامبر ۲۰۰۹) رضا زاده، رئیس ستاد ورزشی احمدی نژاد در انتخابات دهم رئیس جمهوری و همراهان وی در كادرفنی تیم ملی وزنه برداری ایران توسط كمیته ی فنی فدراسیون وزنه برداری به علت دوپینگ برای همیشه از مربیگری محروم شدند. (تابناک، ۲۵ آذر ۱۳۸۸)...

این اخبار از کدام واقعیت در نظام جمهوری اسلامی ایران حکایت دارند؟

حکومت تقلب

سه مورد فوق که تنها مواردی اندک از حجم گسترده ی حساب سازی، سرقت علمی و دوپینگ شایع در اداره ی امور کشور هستند، از شیوع تقلب در کشور حکایت دارند. سه مورد فوق تخلفاتی پراکنده و یک بار برای همیشه نبوده و نیستند. سرقت اطلاعاتی و علمی در دانشگاه ها بالاخص در میان مدیران کشور و رسانه های دولتی ایران امری شایع و نهادینه شده است. دوپینگ در رشته های ورزشی نه فقط بر اساس تصمیمات فردی ورزشکاران بلکه بعضا با هدایت مربیان و مدیران انجام می شود و کسانی که مرتکب این امور میشوند نه تنها تنزل مرتبه نمی بینند بلکه به ریاست فدراسیون ها منصوب می شوند (مثل مورد رضا زاده و انتصاب او به ریاست فدراسیون وزنه برداری) . اختلاس و حساب سازی و اختصاص دادن اموال دولتی به خود در میان مدیران جمهوری اسلامی قاعده است و نه استثنا و مدیرانی که اموال آنها پیش و پس مدیریت یکی باشد به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند. مدیران بالایی و میانی از جعل سند یا سند سازی در دستگاه های دولتی برای تسریع در برخورداری خود و اعضای خانواده شان از امکانات دولتی استفاده می کنند. شرکت های شبه دولتی نیز اصولا برای تملک اموال دولتی توسط نیروهای نظامی و امنیتی شکل گرفته اند که نوعی تقلب به حساب می آید.

این سه پدیده، تلاش مدیران کشور را برای کسب ثروت و منزلت اجتماعی پس از به انحصار در آوردن قدرت و حذف نیروهای رقیب (حتی خودی ها) منعکس می سازند. حاکمان امروز سالها منتظر کسب این حد از قدرت بودند و حالا که بدان دست یافته اند می خواهند حداکثر استفاده را از آن ببرند و با تقلب و دروغ خود را در جمع طبقهی ممتازه جا بزنند. از این روش ها نه فقط در سطح ملی بلکه در سطح بین المللی برای ارتقای وضعیت حاکمان و ارائهی آمارهای موفقیت آنها و نیز تحکیم ادعای مدیریت جهانی استفاده می شود.

نفی اشرافیت دورهی هاشمی از سوی دولت احمدی نژاد نه نفی اشرافیت، بلکه مصداق آن است. اعضای رده های بالای این دولت و همپیمانان نظامی و امنیتی آن می خواهند چهرهی اشرافیت در ایران را تغییر دهند و با امتیازات ویژه مخالفتی ندارند. از این جهت کسانی که به واسطهی مخالفت با اشرافیت با دولت هاشمی مخالف بودند در این دولت جایی پیدا نکردند. در دوران عمر جمهوری اسلامی، هر دوره متعلق به گروهی از خودی ها بوده که منابع کشور را به خود اختصاص دهند و به طبقات ثروتمند جامعه ارتقا پیدا کنند.

سازوکار جبرانی

نظامیان و نیروهای امنیتی که با دولت احمدی نژاد بر سر کار آمدند در جامعه ی دانشگاهی از منزلتی برخوردار نبودند و در حدی نبودند که به مراتب بالای علمی برسند. آنها در مسابقه ثروت اندوزی نیز که از پایان جنگ آغاز شد خود را بازنده تلقی می کردند. همچنین می خواستند در دورهی مدیریت خود قله های علمی و فرهنگی و ورزشی جهان را با سرعت هرچه بیشتر فتح کنند. از این جهت به مدارک دانشگاهی از نوع آکسفورد، منزلت نویسندگان معروف دنیا، مدال های طلای رقابت های جهانی و درآمدهای مدیران شرکت های بزرگ جهان چشم دوخته بودند. به همین دلیل است که مدیران امروز دولت احمدی نژاد مرتبا کتاب هایی پر از عکس های گلاسه ی خود چاپ می کنند، تا نام خود را در صفحه ی اول کتاب بگذارند، یا به گالریهای نقاشی رفته و گرانترین تابلو را می خرند (مشاعی و خرید تابلوی هدیه ی تهرانی)، یا ساعتی ۲۵۰ هزار تومان حق الزحمه دریافت می کنند، که معادل با حقوق ماهانه ی یک معلم در ایران است.

طنز امروز مدیریت امروز جمهوری اسلامی آن است که ظرفیت آن در حد گروهی گروهبان کودتاچی در یکی از کشورهای آفریقایی فقیر است اما خود را در حد مدیریت جهان می بیند و برای رساندن خود به حد مدیریت جهانی تنها به روش های متقلبانه و غیر قانونی تمسک می جوید. مدیران جمهوری اسلامی می خواهند همان طور که قدرت را آسان به دست آوردند ثروت و منزلت اجتماعی را در حد حاکمان قدرت های بزرگ یک شبه با سرقت علمی، حساب سازی و دوپینگ به چنگ آورند.

باور پذیری تقلب در انتخابات

پرسشی که حاکمان جمهوری اسلامی در ماه های پس از انتخابات به احتمال زیاد از خود پرسیده اند آن است که مردم و جهانیان چرا گزارش های نامزدهای دیگر و کمیته ی صیانت از آرا را می پذیرند اما با گزارش های دولت با تردید مواجه می شوند؟

پاسخ پرسش را باید در مجموعهی رفتارهای خود جستوجو کنند. اگر مجموعه ی تقلب ها و دروغ های دیگر این حکومت نبود، تقلب در انتخابات توسط آن به این سرعت مورد قبول مردم ایران -که پس از چندین دهه شنیدن حرف های متناقض و دروغ دیر باور شده اند- قرار نمی گرفت. آن چه این باور را تحکیم کرد رفتار سرکوبگرانه ی حکومت پس از اعتراضات مردمی بود. رفتار حاکمان نظامی که یا به زبان آوردن سخنان تهدید آمیز و عمل به آنها بوده یا سخنان فریبکارانه و تقلب و جعل و وارونه زنی (با توجیه ضرورت تحکیم قدرت جبهه ی حق و تبلیغات برای آن)، آن چنان اعتماد اکثریت مردم به حکومت را زدوده که امروز اگر واقعیتی نیز بگویند کسی آنها را باور نمی کند.

تقلب گسترده در این حکومت که تقلب در انتخابات تنها یکی از گوشه های آن بود حکومتی را به تصویر می کشد که هیچ خط قرمز و خط ابتذالی در هیچ حوزهای ندارد. پایگاه اجتماعی حاکمان امروز ایران و نحوهی بیان و رفتار آن مقوم این دیدگاه است که برای حفظ قدرت "همه چیز مجاز است" و حاکمان هر گونه که بخواهند می توانند از قدرت خود بهره ببرند. تقلب و دروغگویی، حداقل آن و آدم کشی و شکنجه و تجاوز حد بالاتر آن است. بیمی که اکنون می رود آن است که حاکمان برای ماندن در حکومت در صورت مواجهه با فروپاشی، دست به کشتار جمعی و راه اندازی حمام خون زنند.

--------------------------------------
نظرات مندرج در این یادداشت الزاماً انعکاس نظر رادیوفردا نیست.

خبرگزاری فرانسه: درگیری شدید در تهران


خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران از درگیریهای شدید در نقاط مرکزی تهران خبر داده است.

این خبرگزاری نوشت ماموران حکومتی بسوی معترضانی که امروز در نقاط مرکزی شهر تهران تجمع کرده بودند، گاز اشک آور پرتاب کرده و آنها را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. گزارشهای رسيده از سوی شاهدان حاكى است كه درگيرى خشونت بارى ميان مردم و نيروهاى امنيتى در پايتخت تهران رخ داده است.

تلويزيون جهانی بی بی سی و العربيه نیز اين خبر را اعلام كرده اند.

خبرگزاری فرانسه: درگیری شدید در تهران


خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران از درگیریهای شدید در نقاط مرکزی تهران خبر داده است.

این خبرگزاری نوشت ماموران حکومتی بسوی معترضانی که امروز در نقاط مرکزی شهر تهران تجمع کرده بودند، گاز اشک آور پرتاب کرده و آنها را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. گزارشهای رسيده از سوی شاهدان حاكى است كه درگيرى خشونت بارى ميان مردم و نيروهاى امنيتى در پايتخت تهران رخ داده است.

تلويزيون جهانی بی بی سی و العربيه نیز اين خبر را اعلام كرده اند.

خبرگزاری فرانسه: درگیری شدید در تهران


خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران از درگیریهای شدید در نقاط مرکزی تهران خبر داده است.

این خبرگزاری نوشت ماموران حکومتی بسوی معترضانی که امروز در نقاط مرکزی شهر تهران تجمع کرده بودند، گاز اشک آور پرتاب کرده و آنها را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. گزارشهای رسيده از سوی شاهدان حاكى است كه درگيرى خشونت بارى ميان مردم و نيروهاى امنيتى در پايتخت تهران رخ داده است.

تلويزيون جهانی بی بی سی و العربيه نیز اين خبر را اعلام كرده اند.

Friday, December 25, 2009

برگزاری سومین دادگاه علیرضا کیانی با 16مورد اتهامی


سومین دادگاه علیرضا کیانی دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران در طول دو ماه گذشته، صبح چهارشنبه در دادگاه انقلاب بابل برگزار شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در طول دو ماه گذشته این برای سومین بار است که این دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه مازندران به دادگاه احضار شده و به اتهامات مختلف مورد محاکمه قرار می گیرد.

اولین دادگاه علیرضا کیانی در دادگاه بابلسر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و اغتشاش در پردیس دانشگاه مازندران – بابلسر و دومین دادگاه وی در دادگاه عمومی بابل به اتهام اخلال در نظم عمومی و اغتشاش در دانشگاه بابل برگزار شدند. بنا بر این گزارش در حالی که تاکنون احکام این دو دادگاه صادر نشده است، این فعال دانشجویی با 16عنوان اتهامی دیگر به دادگاه انقلاب بابل احضار و محاکمه شده است. بخشی از اتهاماتی که در کیفر خواست این دانشجو توسط دادستانی بابل آمده است به شرح ذیل می باشد:« تحریک دانشجویان به اعتراض و شرکت در تجمعات، اعتقاد به پروژه ی براندازی نرم و حرکت در راستای آن، برگزاری تجمعات و نشست های غیر قانونی در دانشگاه مازندران، ارتباط با بیگانگان و مصاحبه با صدای آمریکا و اظهارات ساختارشکن و خارج از چارچوب نظام، قلمفرسایی تند سیاسی در نشریات غیر قانونی و انتشار مقالات در سایت های ضد انقلاب، زیر سوال بردن ولایت فقیه و مجلس خبرگان، عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی غیر قانونی دانشگاه مازندران، ارتباط با دفتر غیر قانونی تحکیم وحدت، داشتن وبلاگ و ...»

همچنین در پایان این کیفر خواست آمده است که «حضور علیرضا کیانی در محیط های آموزشی و دانشگاهی خدشه ای اساسی به اصول مقدس نظام جمهوری اسلامی وارد می آورد» و از قاضی پرونده در خواست شده تا برای این مسئله تدبیری بیاندیشد.

علیرضا کیانی نیز در این دادگاه با دفاع از خود و با رد اتهامات وارده و تشکیک در اتهام دانستن این به اصطلاح اتهامات از عملکرد خود دفاع کرده و این عناوین را نه تنها مشمول مباحث مربوط به جرایم سیاسی ندانسته بلکه آن را از خصایص یک جامعه ی آزاد و نقاد بر شمرد چنان که حتی خود مسئولین نظام نیز بر این امر تاکید دارند.

برگزاری سومین دادگاه علیرضا کیانی با 16مورد اتهامی


سومین دادگاه علیرضا کیانی دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران در طول دو ماه گذشته، صبح چهارشنبه در دادگاه انقلاب بابل برگزار شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در طول دو ماه گذشته این برای سومین بار است که این دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه مازندران به دادگاه احضار شده و به اتهامات مختلف مورد محاکمه قرار می گیرد.

اولین دادگاه علیرضا کیانی در دادگاه بابلسر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و اغتشاش در پردیس دانشگاه مازندران – بابلسر و دومین دادگاه وی در دادگاه عمومی بابل به اتهام اخلال در نظم عمومی و اغتشاش در دانشگاه بابل برگزار شدند. بنا بر این گزارش در حالی که تاکنون احکام این دو دادگاه صادر نشده است، این فعال دانشجویی با 16عنوان اتهامی دیگر به دادگاه انقلاب بابل احضار و محاکمه شده است. بخشی از اتهاماتی که در کیفر خواست این دانشجو توسط دادستانی بابل آمده است به شرح ذیل می باشد:« تحریک دانشجویان به اعتراض و شرکت در تجمعات، اعتقاد به پروژه ی براندازی نرم و حرکت در راستای آن، برگزاری تجمعات و نشست های غیر قانونی در دانشگاه مازندران، ارتباط با بیگانگان و مصاحبه با صدای آمریکا و اظهارات ساختارشکن و خارج از چارچوب نظام، قلمفرسایی تند سیاسی در نشریات غیر قانونی و انتشار مقالات در سایت های ضد انقلاب، زیر سوال بردن ولایت فقیه و مجلس خبرگان، عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی غیر قانونی دانشگاه مازندران، ارتباط با دفتر غیر قانونی تحکیم وحدت، داشتن وبلاگ و ...»

همچنین در پایان این کیفر خواست آمده است که «حضور علیرضا کیانی در محیط های آموزشی و دانشگاهی خدشه ای اساسی به اصول مقدس نظام جمهوری اسلامی وارد می آورد» و از قاضی پرونده در خواست شده تا برای این مسئله تدبیری بیاندیشد.

علیرضا کیانی نیز در این دادگاه با دفاع از خود و با رد اتهامات وارده و تشکیک در اتهام دانستن این به اصطلاح اتهامات از عملکرد خود دفاع کرده و این عناوین را نه تنها مشمول مباحث مربوط به جرایم سیاسی ندانسته بلکه آن را از خصایص یک جامعه ی آزاد و نقاد بر شمرد چنان که حتی خود مسئولین نظام نیز بر این امر تاکید دارند.

برگزاری سومین دادگاه علیرضا کیانی با 16مورد اتهامی


سومین دادگاه علیرضا کیانی دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران در طول دو ماه گذشته، صبح چهارشنبه در دادگاه انقلاب بابل برگزار شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در طول دو ماه گذشته این برای سومین بار است که این دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه مازندران به دادگاه احضار شده و به اتهامات مختلف مورد محاکمه قرار می گیرد.

اولین دادگاه علیرضا کیانی در دادگاه بابلسر و به اتهام اخلال در نظم عمومی و اغتشاش در پردیس دانشگاه مازندران – بابلسر و دومین دادگاه وی در دادگاه عمومی بابل به اتهام اخلال در نظم عمومی و اغتشاش در دانشگاه بابل برگزار شدند. بنا بر این گزارش در حالی که تاکنون احکام این دو دادگاه صادر نشده است، این فعال دانشجویی با 16عنوان اتهامی دیگر به دادگاه انقلاب بابل احضار و محاکمه شده است. بخشی از اتهاماتی که در کیفر خواست این دانشجو توسط دادستانی بابل آمده است به شرح ذیل می باشد:« تحریک دانشجویان به اعتراض و شرکت در تجمعات، اعتقاد به پروژه ی براندازی نرم و حرکت در راستای آن، برگزاری تجمعات و نشست های غیر قانونی در دانشگاه مازندران، ارتباط با بیگانگان و مصاحبه با صدای آمریکا و اظهارات ساختارشکن و خارج از چارچوب نظام، قلمفرسایی تند سیاسی در نشریات غیر قانونی و انتشار مقالات در سایت های ضد انقلاب، زیر سوال بردن ولایت فقیه و مجلس خبرگان، عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی غیر قانونی دانشگاه مازندران، ارتباط با دفتر غیر قانونی تحکیم وحدت، داشتن وبلاگ و ...»

همچنین در پایان این کیفر خواست آمده است که «حضور علیرضا کیانی در محیط های آموزشی و دانشگاهی خدشه ای اساسی به اصول مقدس نظام جمهوری اسلامی وارد می آورد» و از قاضی پرونده در خواست شده تا برای این مسئله تدبیری بیاندیشد.

علیرضا کیانی نیز در این دادگاه با دفاع از خود و با رد اتهامات وارده و تشکیک در اتهام دانستن این به اصطلاح اتهامات از عملکرد خود دفاع کرده و این عناوین را نه تنها مشمول مباحث مربوط به جرایم سیاسی ندانسته بلکه آن را از خصایص یک جامعه ی آزاد و نقاد بر شمرد چنان که حتی خود مسئولین نظام نیز بر این امر تاکید دارند.

جان زندانی سیاسی که دچار قطع نخاع است در معرض خطر جدی قرار دارد


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،وضعیت جسمی زندانی سیاسی هادی(همایون) عابد با خدا رو به وخامت گذاشته است و جان این زندانی سیاسی که دچار قطع نخاع و قادر به حرکت نیست در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

زندانی سیاسی هادی عابد با خدا 50 ساله، که دچار قطع نخاع است 45 روز است در بهداری زندان مرکزی رشت در شرایط غیر انسانی نگهداری می شود. بهداری زندان از رسیدگی جدی به زخم های این زندانی سیاسی خوداری می کند و این مسئله باعث ایجاد عفونت در زخمهای او شده است و این عفونتها به خون او هم سرایت کرده است و جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است .او در طی 45 روز بازداشت بشدت دچار کاهش وزن شده و از زمان بازداشت تا به حال از استحمام کردن محروم بوده و در وضعیت بسیار بد بهداشتی نگهداری می شود.آقای عابد با خدا قادر به ایستادن و راه رفتن نیست و امور شخصی اش فقط با کمک دیگران صورت می گیرد.

از طرفی دیگر بهداری زندان طی نامه ای به پزشک قانونی و دادگاه انقلاب اعلام کرده است که قادر به نگهداری او در بهداری زندان نیستند.آقای عابد پس از 22 روز بازداشت با پیگیری و اسرار خانواده اش به پزشک قانونی منتقل شد. پزشک قانونی پس از معاینات اولیه به زندان اعلام نمود که او را برای معاینات تخصصی به پزشک متخصص باید برده شود تا در مورد وضعیت این زندانی سیاسی اعلام نظر نماید.بهداری زندان تا به حال هیچ گونه اقدامی برای اعزام این زندانی سیاسی به پزشک متخصص انجام نداده است و آنرا به خانواده زندانی احاله داده است .دکتر مشعوف پزشک متخصص که توسط پزشک قانونی معرفی شده است به خانواده آقای عابد گفته است که فقط با درخواست زندان و در صورت انتقال به مطب او اقدام خواهد کرد در غیر این صورت هیچگونه اقدامی را انجام نخواهد داد. همۀ کارشکنیهای موجود حاکی از آن است که وزارت اطلاعات قصد حذف فیزیکی این زندانی سیاسی را دارد.

لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی هادی(همایون) عابد با خدا در شعبۀ 2 دادگاه انقلاب به 2 سال زندان محکوم شده است و در تاریخ 17 آبان ماه دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل شد. او همچنین در دهۀ 1360 به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق چند سال در زندانهای اوین و قزل الحصار تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. پاسداران هنگامی که قصد دستگیری او را داشتند، بسوی وی شلیک کردند که در اثر اصابت گلوله، باعث قطع نخاع وی شد.قطع نخاع او باعث شده که تعدادی از اندامهایش بطور طبیعی عمل خود را نتوانند انجام دهند که از جملۀ آنها راه رفتن، مثانه (با سوند ) و کلیه و دستگاه گوارشی او بشدت آسیب دیده است.همچنین برادر وی هرمز عابد باخدا در دهۀ 1360 بخاطر هواداری از سازمان مجاهدین در زندان اعدام شد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به هدف پلید وزارت اطلاعات برای حذف فیزیکی این زندانی سیاسی هشدار میدهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری جهان خواستار اقدامات عاجل برای نجات جان این زندانی سیاسی است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
04 دی 1388 برابر با 25 دسامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

جان زندانی سیاسی که دچار قطع نخاع است در معرض خطر جدی قرار دارد


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،وضعیت جسمی زندانی سیاسی هادی(همایون) عابد با خدا رو به وخامت گذاشته است و جان این زندانی سیاسی که دچار قطع نخاع و قادر به حرکت نیست در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

زندانی سیاسی هادی عابد با خدا 50 ساله، که دچار قطع نخاع است 45 روز است در بهداری زندان مرکزی رشت در شرایط غیر انسانی نگهداری می شود. بهداری زندان از رسیدگی جدی به زخم های این زندانی سیاسی خوداری می کند و این مسئله باعث ایجاد عفونت در زخمهای او شده است و این عفونتها به خون او هم سرایت کرده است و جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است .او در طی 45 روز بازداشت بشدت دچار کاهش وزن شده و از زمان بازداشت تا به حال از استحمام کردن محروم بوده و در وضعیت بسیار بد بهداشتی نگهداری می شود.آقای عابد با خدا قادر به ایستادن و راه رفتن نیست و امور شخصی اش فقط با کمک دیگران صورت می گیرد.

از طرفی دیگر بهداری زندان طی نامه ای به پزشک قانونی و دادگاه انقلاب اعلام کرده است که قادر به نگهداری او در بهداری زندان نیستند.آقای عابد پس از 22 روز بازداشت با پیگیری و اسرار خانواده اش به پزشک قانونی منتقل شد. پزشک قانونی پس از معاینات اولیه به زندان اعلام نمود که او را برای معاینات تخصصی به پزشک متخصص باید برده شود تا در مورد وضعیت این زندانی سیاسی اعلام نظر نماید.بهداری زندان تا به حال هیچ گونه اقدامی برای اعزام این زندانی سیاسی به پزشک متخصص انجام نداده است و آنرا به خانواده زندانی احاله داده است .دکتر مشعوف پزشک متخصص که توسط پزشک قانونی معرفی شده است به خانواده آقای عابد گفته است که فقط با درخواست زندان و در صورت انتقال به مطب او اقدام خواهد کرد در غیر این صورت هیچگونه اقدامی را انجام نخواهد داد. همۀ کارشکنیهای موجود حاکی از آن است که وزارت اطلاعات قصد حذف فیزیکی این زندانی سیاسی را دارد.

لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی هادی(همایون) عابد با خدا در شعبۀ 2 دادگاه انقلاب به 2 سال زندان محکوم شده است و در تاریخ 17 آبان ماه دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل شد. او همچنین در دهۀ 1360 به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق چند سال در زندانهای اوین و قزل الحصار تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. پاسداران هنگامی که قصد دستگیری او را داشتند، بسوی وی شلیک کردند که در اثر اصابت گلوله، باعث قطع نخاع وی شد.قطع نخاع او باعث شده که تعدادی از اندامهایش بطور طبیعی عمل خود را نتوانند انجام دهند که از جملۀ آنها راه رفتن، مثانه (با سوند ) و کلیه و دستگاه گوارشی او بشدت آسیب دیده است.همچنین برادر وی هرمز عابد باخدا در دهۀ 1360 بخاطر هواداری از سازمان مجاهدین در زندان اعدام شد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به هدف پلید وزارت اطلاعات برای حذف فیزیکی این زندانی سیاسی هشدار میدهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری جهان خواستار اقدامات عاجل برای نجات جان این زندانی سیاسی است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
04 دی 1388 برابر با 25 دسامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

جان زندانی سیاسی که دچار قطع نخاع است در معرض خطر جدی قرار دارد


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،وضعیت جسمی زندانی سیاسی هادی(همایون) عابد با خدا رو به وخامت گذاشته است و جان این زندانی سیاسی که دچار قطع نخاع و قادر به حرکت نیست در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

زندانی سیاسی هادی عابد با خدا 50 ساله، که دچار قطع نخاع است 45 روز است در بهداری زندان مرکزی رشت در شرایط غیر انسانی نگهداری می شود. بهداری زندان از رسیدگی جدی به زخم های این زندانی سیاسی خوداری می کند و این مسئله باعث ایجاد عفونت در زخمهای او شده است و این عفونتها به خون او هم سرایت کرده است و جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است .او در طی 45 روز بازداشت بشدت دچار کاهش وزن شده و از زمان بازداشت تا به حال از استحمام کردن محروم بوده و در وضعیت بسیار بد بهداشتی نگهداری می شود.آقای عابد با خدا قادر به ایستادن و راه رفتن نیست و امور شخصی اش فقط با کمک دیگران صورت می گیرد.

از طرفی دیگر بهداری زندان طی نامه ای به پزشک قانونی و دادگاه انقلاب اعلام کرده است که قادر به نگهداری او در بهداری زندان نیستند.آقای عابد پس از 22 روز بازداشت با پیگیری و اسرار خانواده اش به پزشک قانونی منتقل شد. پزشک قانونی پس از معاینات اولیه به زندان اعلام نمود که او را برای معاینات تخصصی به پزشک متخصص باید برده شود تا در مورد وضعیت این زندانی سیاسی اعلام نظر نماید.بهداری زندان تا به حال هیچ گونه اقدامی برای اعزام این زندانی سیاسی به پزشک متخصص انجام نداده است و آنرا به خانواده زندانی احاله داده است .دکتر مشعوف پزشک متخصص که توسط پزشک قانونی معرفی شده است به خانواده آقای عابد گفته است که فقط با درخواست زندان و در صورت انتقال به مطب او اقدام خواهد کرد در غیر این صورت هیچگونه اقدامی را انجام نخواهد داد. همۀ کارشکنیهای موجود حاکی از آن است که وزارت اطلاعات قصد حذف فیزیکی این زندانی سیاسی را دارد.

لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی هادی(همایون) عابد با خدا در شعبۀ 2 دادگاه انقلاب به 2 سال زندان محکوم شده است و در تاریخ 17 آبان ماه دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل شد. او همچنین در دهۀ 1360 به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق چند سال در زندانهای اوین و قزل الحصار تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. پاسداران هنگامی که قصد دستگیری او را داشتند، بسوی وی شلیک کردند که در اثر اصابت گلوله، باعث قطع نخاع وی شد.قطع نخاع او باعث شده که تعدادی از اندامهایش بطور طبیعی عمل خود را نتوانند انجام دهند که از جملۀ آنها راه رفتن، مثانه (با سوند ) و کلیه و دستگاه گوارشی او بشدت آسیب دیده است.همچنین برادر وی هرمز عابد باخدا در دهۀ 1360 بخاطر هواداری از سازمان مجاهدین در زندان اعدام شد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به هدف پلید وزارت اطلاعات برای حذف فیزیکی این زندانی سیاسی هشدار میدهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری جهان خواستار اقدامات عاجل برای نجات جان این زندانی سیاسی است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
04 دی 1388 برابر با 25 دسامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

انتقال نیروهای سرکوبگر به پادگان زهرا براي جلوگيري از هجوم مردم به بیت ولي فقيه نظام در روز عاشورا وتاسوعا در تهران


نیروهای سرکوبگر نظام به پادگان زهرا سپاه محمد رسول الله تهران منتقل شدند.سران دولت کودتا ودیکتاتوری برای جلوگیری از تجمعات اعتراضی مردمی در روزهای جمعه, شنبه ویکشنبه دست به تشکیل ستاد ویژه ای از فرماندهان بلند مربته سپاه زده اند.
با توجه به اعلام عمومی تجمع وراهپیمایی اعتراضی مردم در روزهای شنبه ویکشنبه از میدان امام حسین تا میدان آزادی, پادگان حضرت زهرا ,سپاه محمد رسول الله واقع در میدان حر به عنوان ستاد فرماندهی وتجمیع نیروهای سرکوب گر شناخت شده است.از ظهر روز پنج شنبه 3 ديماه دهها دستگاه اتوبوس کار انتقال نیرو به این پادگان را در قلب شهر تهران آغاز کرده اند.
بنا بر اين خبر,محدودیت های شدید آمد وشد در خیابان خمینی واطراف میدان حر موجب ترافیک سنگین در این محدوده از تقاطع خیابان خمینی ,خیابان خوش جنوبی به سمت میدان حر شده است.در حال حاضر ده ها دستگاه اتوبوس مخصوص انتقال نیروهای سرکوب گر در جلوی این پادگان قرار گرفته اند.به نظر می رسد سازمان دهی اصلی نیروهای سرکوب گر در این پادگان محوری صورت خواهد گرفت.خیابان خمینی در محدوده ی چهارراه کمالی تا میدان حر حالت حکومت نظامی به خود گرفته است وامکان عبور ومرور از این ناحیه برای خودروهای شخصی غیر ممکن شده است.به نظر می رسد در ساعات پایانی شب به حجم نیروهای سرکوب گر در این پادگان افزوده شود و هدف اصلی آن هم هجوم به مردم در صورت حرکت مردم به سمت بیت رهبری است.
شایعه ی احتمال هجوم مردم به بیت رهبری در روز عاشورا وتاسوعا در تهران قوت گرفته است وهمین امر موجب تمرکز نیروهای امنیتی ونظامی در این محدوده شده است.

انتقال نیروهای سرکوبگر به پادگان زهرا براي جلوگيري از هجوم مردم به بیت ولي فقيه نظام در روز عاشورا وتاسوعا در تهران


نیروهای سرکوبگر نظام به پادگان زهرا سپاه محمد رسول الله تهران منتقل شدند.سران دولت کودتا ودیکتاتوری برای جلوگیری از تجمعات اعتراضی مردمی در روزهای جمعه, شنبه ویکشنبه دست به تشکیل ستاد ویژه ای از فرماندهان بلند مربته سپاه زده اند.
با توجه به اعلام عمومی تجمع وراهپیمایی اعتراضی مردم در روزهای شنبه ویکشنبه از میدان امام حسین تا میدان آزادی, پادگان حضرت زهرا ,سپاه محمد رسول الله واقع در میدان حر به عنوان ستاد فرماندهی وتجمیع نیروهای سرکوب گر شناخت شده است.از ظهر روز پنج شنبه 3 ديماه دهها دستگاه اتوبوس کار انتقال نیرو به این پادگان را در قلب شهر تهران آغاز کرده اند.
بنا بر اين خبر,محدودیت های شدید آمد وشد در خیابان خمینی واطراف میدان حر موجب ترافیک سنگین در این محدوده از تقاطع خیابان خمینی ,خیابان خوش جنوبی به سمت میدان حر شده است.در حال حاضر ده ها دستگاه اتوبوس مخصوص انتقال نیروهای سرکوب گر در جلوی این پادگان قرار گرفته اند.به نظر می رسد سازمان دهی اصلی نیروهای سرکوب گر در این پادگان محوری صورت خواهد گرفت.خیابان خمینی در محدوده ی چهارراه کمالی تا میدان حر حالت حکومت نظامی به خود گرفته است وامکان عبور ومرور از این ناحیه برای خودروهای شخصی غیر ممکن شده است.به نظر می رسد در ساعات پایانی شب به حجم نیروهای سرکوب گر در این پادگان افزوده شود و هدف اصلی آن هم هجوم به مردم در صورت حرکت مردم به سمت بیت رهبری است.
شایعه ی احتمال هجوم مردم به بیت رهبری در روز عاشورا وتاسوعا در تهران قوت گرفته است وهمین امر موجب تمرکز نیروهای امنیتی ونظامی در این محدوده شده است.

انتقال نیروهای سرکوبگر به پادگان زهرا براي جلوگيري از هجوم مردم به بیت ولي فقيه نظام در روز عاشورا وتاسوعا در تهران


نیروهای سرکوبگر نظام به پادگان زهرا سپاه محمد رسول الله تهران منتقل شدند.سران دولت کودتا ودیکتاتوری برای جلوگیری از تجمعات اعتراضی مردمی در روزهای جمعه, شنبه ویکشنبه دست به تشکیل ستاد ویژه ای از فرماندهان بلند مربته سپاه زده اند.
با توجه به اعلام عمومی تجمع وراهپیمایی اعتراضی مردم در روزهای شنبه ویکشنبه از میدان امام حسین تا میدان آزادی, پادگان حضرت زهرا ,سپاه محمد رسول الله واقع در میدان حر به عنوان ستاد فرماندهی وتجمیع نیروهای سرکوب گر شناخت شده است.از ظهر روز پنج شنبه 3 ديماه دهها دستگاه اتوبوس کار انتقال نیرو به این پادگان را در قلب شهر تهران آغاز کرده اند.
بنا بر اين خبر,محدودیت های شدید آمد وشد در خیابان خمینی واطراف میدان حر موجب ترافیک سنگین در این محدوده از تقاطع خیابان خمینی ,خیابان خوش جنوبی به سمت میدان حر شده است.در حال حاضر ده ها دستگاه اتوبوس مخصوص انتقال نیروهای سرکوب گر در جلوی این پادگان قرار گرفته اند.به نظر می رسد سازمان دهی اصلی نیروهای سرکوب گر در این پادگان محوری صورت خواهد گرفت.خیابان خمینی در محدوده ی چهارراه کمالی تا میدان حر حالت حکومت نظامی به خود گرفته است وامکان عبور ومرور از این ناحیه برای خودروهای شخصی غیر ممکن شده است.به نظر می رسد در ساعات پایانی شب به حجم نیروهای سرکوب گر در این پادگان افزوده شود و هدف اصلی آن هم هجوم به مردم در صورت حرکت مردم به سمت بیت رهبری است.
شایعه ی احتمال هجوم مردم به بیت رهبری در روز عاشورا وتاسوعا در تهران قوت گرفته است وهمین امر موجب تمرکز نیروهای امنیتی ونظامی در این محدوده شده است.

گزارش تکميلي از تظاهرات در ميدان توپخانه تهران


از ساعت 3 بعد از ظهر تعدادي از مردم در مقابل درب مترو توپخانه (خميني ) تجمع کرده بودند هنوز هيچ خبري از نيروهاي گارد و انتظامي نبود. تنها لباس شخصي ها بودند که حضورشان در بين مردم معترض چشم گير بود و همراه با جمعيت حرکت مي کردند. ساعت 15:10 تعداد مردم به خصوص جوانهايي که از مترو بيرون مي آمدند و به صف معترضين مي پيوستند بيشتر مي شود در همين لحظه بود که نيروهاي انتظامي شروع به متفرق کردن مردم از جلو مترو کردند.و همزمان تعدادي موتور سوار لباس مشکي دور ميدان توپخانه شروع به مانور کردند.
جمعيت هم شروع به سردادن شعار الله اکبر و مرگ بر ديکتاتور زنداني سياسي آزاد بايد گردد کردند که دوباره ماموران نيروي انتظامي به سمت جمعيت آمدند و در مقابل جمعيت ايستادند تا مسير آنها را تغيير دهند.
لباس شخصي ها داخل جمعيت حرکت مي کردند و جوانهايي که شعار بر عليه خامنه اي مي دادند را شناسايي و به سراغشان مي رفتند نوجواني 16 ساله داخل جمعيت بود و دائم مي گفت مرگ بر رهبر ما خامنه اي ٰ بشکند کمر رهبر ما خامنه اي که جمعيت هم با صداي بلند در جواب مي گفت آمين که يک نفر از لباس شخصي ها به آرامي که بقيه جمعيت متوجه نشوند به سراغش رفتند و به حالتي که بازداشتش کنند دستش را گرفتند که تعدادي از خانم ها متوجه شدند و او را نجات دادند.
لباس شخصي دائم فرياد مي زد و به بقيه لباس شخصي ها مي گفت برويد دنبالش به آقا فحش داده که تعدادي از جوانها به سمت يکي از لباس شخصي ها حمله کردند و او هم ميله اي را برداشت و به جان تعدادي از جوانها افتاد که خانم ها در مقابلش ايستادند و نگذاشتند به ضرب و شتم جوانها ادامه بدهد.لباس شخصي ها در زير لباسشان باتوم برقي داشتند و هر جايي احساس خطر مي کردند بيرون مي آوردند و به جمعيت حمله مي کردند جمعيت پراکنده مي شد اما دوباره در گوشه اي بهم مي پيوستند ساعت 15:55 جوانها در ميدان توپخانه با شعار الله اکبر عزا عزا ست امروز ملت سبز ايران صاحب عزاست امروز تجمعي را شکل دادند.
راننده ها حتي راننده هاي اتوبوس واحد و اتوبوس هاي شخصي با بوق زدن از مردم حمايت مي کردند که نيروهاي موتور سوار با باتون و گاز اشک آور به جمعيت حمله کردند ساعت 16 رفته رفته تعداد نيروهاي لباس شخصي و انتظامي و حتي نيروهاي گارد مستقر به دور ميدان توپخانه افزوده مي شد و به مغازه دارها دستور بستن مغازه ها را مي دادند.
ساعت 16:10 حدود 200 نيروي گارد و موتور سوار را در توپخانه پياده کردند انها را جلو مخابرات مرکزي نشاندند تا آموزشها و دستورات لازم را به آنها بدهند ون ها و اتومبيل هايي از کلانتري هاي مختلف همچون کلانتري بهارستان ٰ نازي اباد ٰ ترمينال جنوب ٰ جواديه پليس پيشگيري نيروي انتظامي به چشم مي خورد که دور تا دور ميدان را محاصره کرده بودندنزديک ساعت 17 جمعيت در ميدان توپخانه حضور داشتند و جوانها به آرامي از کنار مردم مي گذشتند و مي گفتند وعده ما تاسوعا و عاشورا.
فعالين حقوق بشر ودمکراسي در ايران
03 دي 1388 برابر با 24 دسامبر 2009

گزارش تکميلي از تظاهرات در ميدان توپخانه تهران


از ساعت 3 بعد از ظهر تعدادي از مردم در مقابل درب مترو توپخانه (خميني ) تجمع کرده بودند هنوز هيچ خبري از نيروهاي گارد و انتظامي نبود. تنها لباس شخصي ها بودند که حضورشان در بين مردم معترض چشم گير بود و همراه با جمعيت حرکت مي کردند. ساعت 15:10 تعداد مردم به خصوص جوانهايي که از مترو بيرون مي آمدند و به صف معترضين مي پيوستند بيشتر مي شود در همين لحظه بود که نيروهاي انتظامي شروع به متفرق کردن مردم از جلو مترو کردند.و همزمان تعدادي موتور سوار لباس مشکي دور ميدان توپخانه شروع به مانور کردند.
جمعيت هم شروع به سردادن شعار الله اکبر و مرگ بر ديکتاتور زنداني سياسي آزاد بايد گردد کردند که دوباره ماموران نيروي انتظامي به سمت جمعيت آمدند و در مقابل جمعيت ايستادند تا مسير آنها را تغيير دهند.
لباس شخصي ها داخل جمعيت حرکت مي کردند و جوانهايي که شعار بر عليه خامنه اي مي دادند را شناسايي و به سراغشان مي رفتند نوجواني 16 ساله داخل جمعيت بود و دائم مي گفت مرگ بر رهبر ما خامنه اي ٰ بشکند کمر رهبر ما خامنه اي که جمعيت هم با صداي بلند در جواب مي گفت آمين که يک نفر از لباس شخصي ها به آرامي که بقيه جمعيت متوجه نشوند به سراغش رفتند و به حالتي که بازداشتش کنند دستش را گرفتند که تعدادي از خانم ها متوجه شدند و او را نجات دادند.
لباس شخصي دائم فرياد مي زد و به بقيه لباس شخصي ها مي گفت برويد دنبالش به آقا فحش داده که تعدادي از جوانها به سمت يکي از لباس شخصي ها حمله کردند و او هم ميله اي را برداشت و به جان تعدادي از جوانها افتاد که خانم ها در مقابلش ايستادند و نگذاشتند به ضرب و شتم جوانها ادامه بدهد.لباس شخصي ها در زير لباسشان باتوم برقي داشتند و هر جايي احساس خطر مي کردند بيرون مي آوردند و به جمعيت حمله مي کردند جمعيت پراکنده مي شد اما دوباره در گوشه اي بهم مي پيوستند ساعت 15:55 جوانها در ميدان توپخانه با شعار الله اکبر عزا عزا ست امروز ملت سبز ايران صاحب عزاست امروز تجمعي را شکل دادند.
راننده ها حتي راننده هاي اتوبوس واحد و اتوبوس هاي شخصي با بوق زدن از مردم حمايت مي کردند که نيروهاي موتور سوار با باتون و گاز اشک آور به جمعيت حمله کردند ساعت 16 رفته رفته تعداد نيروهاي لباس شخصي و انتظامي و حتي نيروهاي گارد مستقر به دور ميدان توپخانه افزوده مي شد و به مغازه دارها دستور بستن مغازه ها را مي دادند.
ساعت 16:10 حدود 200 نيروي گارد و موتور سوار را در توپخانه پياده کردند انها را جلو مخابرات مرکزي نشاندند تا آموزشها و دستورات لازم را به آنها بدهند ون ها و اتومبيل هايي از کلانتري هاي مختلف همچون کلانتري بهارستان ٰ نازي اباد ٰ ترمينال جنوب ٰ جواديه پليس پيشگيري نيروي انتظامي به چشم مي خورد که دور تا دور ميدان را محاصره کرده بودندنزديک ساعت 17 جمعيت در ميدان توپخانه حضور داشتند و جوانها به آرامي از کنار مردم مي گذشتند و مي گفتند وعده ما تاسوعا و عاشورا.
فعالين حقوق بشر ودمکراسي در ايران
03 دي 1388 برابر با 24 دسامبر 2009

گزارش تکميلي از تظاهرات در ميدان توپخانه تهران


از ساعت 3 بعد از ظهر تعدادي از مردم در مقابل درب مترو توپخانه (خميني ) تجمع کرده بودند هنوز هيچ خبري از نيروهاي گارد و انتظامي نبود. تنها لباس شخصي ها بودند که حضورشان در بين مردم معترض چشم گير بود و همراه با جمعيت حرکت مي کردند. ساعت 15:10 تعداد مردم به خصوص جوانهايي که از مترو بيرون مي آمدند و به صف معترضين مي پيوستند بيشتر مي شود در همين لحظه بود که نيروهاي انتظامي شروع به متفرق کردن مردم از جلو مترو کردند.و همزمان تعدادي موتور سوار لباس مشکي دور ميدان توپخانه شروع به مانور کردند.
جمعيت هم شروع به سردادن شعار الله اکبر و مرگ بر ديکتاتور زنداني سياسي آزاد بايد گردد کردند که دوباره ماموران نيروي انتظامي به سمت جمعيت آمدند و در مقابل جمعيت ايستادند تا مسير آنها را تغيير دهند.
لباس شخصي ها داخل جمعيت حرکت مي کردند و جوانهايي که شعار بر عليه خامنه اي مي دادند را شناسايي و به سراغشان مي رفتند نوجواني 16 ساله داخل جمعيت بود و دائم مي گفت مرگ بر رهبر ما خامنه اي ٰ بشکند کمر رهبر ما خامنه اي که جمعيت هم با صداي بلند در جواب مي گفت آمين که يک نفر از لباس شخصي ها به آرامي که بقيه جمعيت متوجه نشوند به سراغش رفتند و به حالتي که بازداشتش کنند دستش را گرفتند که تعدادي از خانم ها متوجه شدند و او را نجات دادند.
لباس شخصي دائم فرياد مي زد و به بقيه لباس شخصي ها مي گفت برويد دنبالش به آقا فحش داده که تعدادي از جوانها به سمت يکي از لباس شخصي ها حمله کردند و او هم ميله اي را برداشت و به جان تعدادي از جوانها افتاد که خانم ها در مقابلش ايستادند و نگذاشتند به ضرب و شتم جوانها ادامه بدهد.لباس شخصي ها در زير لباسشان باتوم برقي داشتند و هر جايي احساس خطر مي کردند بيرون مي آوردند و به جمعيت حمله مي کردند جمعيت پراکنده مي شد اما دوباره در گوشه اي بهم مي پيوستند ساعت 15:55 جوانها در ميدان توپخانه با شعار الله اکبر عزا عزا ست امروز ملت سبز ايران صاحب عزاست امروز تجمعي را شکل دادند.
راننده ها حتي راننده هاي اتوبوس واحد و اتوبوس هاي شخصي با بوق زدن از مردم حمايت مي کردند که نيروهاي موتور سوار با باتون و گاز اشک آور به جمعيت حمله کردند ساعت 16 رفته رفته تعداد نيروهاي لباس شخصي و انتظامي و حتي نيروهاي گارد مستقر به دور ميدان توپخانه افزوده مي شد و به مغازه دارها دستور بستن مغازه ها را مي دادند.
ساعت 16:10 حدود 200 نيروي گارد و موتور سوار را در توپخانه پياده کردند انها را جلو مخابرات مرکزي نشاندند تا آموزشها و دستورات لازم را به آنها بدهند ون ها و اتومبيل هايي از کلانتري هاي مختلف همچون کلانتري بهارستان ٰ نازي اباد ٰ ترمينال جنوب ٰ جواديه پليس پيشگيري نيروي انتظامي به چشم مي خورد که دور تا دور ميدان را محاصره کرده بودندنزديک ساعت 17 جمعيت در ميدان توپخانه حضور داشتند و جوانها به آرامي از کنار مردم مي گذشتند و مي گفتند وعده ما تاسوعا و عاشورا.
فعالين حقوق بشر ودمکراسي در ايران
03 دي 1388 برابر با 24 دسامبر 2009

واحد پول ايران تغيير ميکند



دويچه وله , 24 دسامبر 2009 - رييس کل بانک مرکزي از ضرورت تغيير در ساختار پولي کشور و قطعيت حذف سه يا چهار صفر از واحد پول رسمي گفت. طرح تبديل ريال به تومان، نخست توسط نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم ارائه شد. آيا اين تبديل، در کاهش تورم موثر خواهد بود؟
بررسي تغيير واحد پول توسط بانک مرکزي، به سالهاي آغازين دهه 70 باز ميگردد. اصليترين دليل اين بحث، کاهش ارزش برابري ريال و حجم پول در گردش بود. اين طرح به دليل کشمکشهاي سياسي وقت مسکوت ماند و با روي کار آمدن دولت نهم در سال 84 دوباره به جريان افتاد. طهماسب مظاهري، رييس پيشين بانک مرکزي و شمسالدين حسيني، وزير سابق اقتصاد و دارايي از موافقان حذف سه صفر از پول ملي بودند. آنان نقطه قوت اين طرح را سهولت در داد و ستد و محاسبات عنوان ميکردند.
نظرکارشناسان اقتصادي در باره اثرات اين طرح يکسان نيست. گروهي از استادان دانشگاه معتقدند که کاستن از تعداد صفرهاي پول، تنها تبديل کالا به واحد پول را سادهتر ميکند. به نظر دکتر نيلي، عضو هيات علمي دانشگاه اقتصاد علامه طباطبايي، اين تغيير قبل از حل مشکل رشد حجم پول، تاثيري در مهار تورم ندارد. دکتر بيژن بيدآباد، استاد دانشگاه نيز معتقد است که تغيير پول تاثيري در معاملات يا حجم نقدينگي نميگذارد و حوزه اين تغيير تنها به عمليات حسابداري پول محدود ميشود.
محسن شمشيري، روزنامهنگار اقتصادي از جمله موافقان اين طرح است که بر اهميت تاثير رواني آن اشاره ميکند: ”وقتي مردم براي يک دلار، ده هزار ريال ميدهند، اين پول ملي را بيارزش جلوه ميدهد. الان يک کيلو گوشت، بين 13 تا 20 هزار تومان قيمت دارد. از نظر رواني، پرداخت 20 اسکناس هزار توماني در هر خريد کوچک براي مردم سخت است. تجربه کشورهاي مختلف هم نشان داده که وقتي کشوري با تورم بالا روبروست، چنين تغييري کمک به بهبود معاملات ميکند.“
موافقان اين طرح روي کاهش حجم اسکناس، صرفهجويي در وقت شمارش پول، نگاهداري سادهتر ارقام و ترازنامهها و نيز اشغال فضاي کمتر آمار و اطلاعات مربوط به پول تاکيد ميکنند. محسن شمشيري در همين زمينه ميگويد: ”الان در معاملات و دفاتر حسابداري، به جاي اينکه بنويسند يک هزار تومان، مينويسند ده هزار ريال. در حاليکه واژهي رايج تومان است و مردم در محاسبات خود همواره در حال تبديل رقمهاي رسمي از ريال به تومان هستند. با تغيير حذف سه صفر از واحد پول، چاپ اسکناسهاي درشتتر نيز ميسر ميشود. سالهاست که مردم براي خريد پفک و شکلات و آدامس و چيزهاي ريز ديگر، از اسکناس بزرگ استفاده ميکنند. وقتي پول جديد وارد بازار شود، سکهها هم ارزش بيشتري پيدا ميکنند.“
مهار تورم با تغيير واحد پول
توصيه عموم اقتصاددانان اين است که تغيير واحد پولي بايد در شرايطي انجام شود که تورم در کمترين ميزان باشد. محسن شمشيري، کاهش نرخ تورم در ماههاي اخير و رسيدن آن به 15 درصد را زمان مناسبي براي شروع اين طرح ميداند و ميافزايد: ” با اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها ممکن است شوکي تورمي به اقتصاد ايران وارد شود و ما در آن شرايط نتوانيم حذف سه صفر از واحد پولي را به شکل مطلوب اجرا کنيم. اما چون در شرايط رکود تورمي قرار داريم و نرخ تورم شيب نزولي پيدا کرده، اين فرصت مناسب است.“
رييس بانک مرکزي حذف سه صفر از واحد پول را در گرو اجراي طرح تحول اقتصادي خوانده است. دولت اما با وظايف سنگيني از قبيل مهار بيکاري و تامين اعتبار شرکتها و کارخانهها مواجه است. دولت هنوز نتوانسته بستري منطقي براي اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها فراهم کند. آيا دولت امکانات عيني لازم را براي تغيير واحد پول داراست و آيا ميتواند اعتماد مردم را در اين زمينه نيز جلب کند؟
محسن شمشيري ميگويد: ”اصطلاحي در اقتصاد هست به نام انتظارات تورمي. اگر مردم باور کنند که قيمتها رو به رشد است، حتي اگر توجيهي هم براي رشد قيمت وجود نداشته باشد، باز افزايش قيمت خواهيم داشت. رفتار دولت در اين ميان بسيار مهم است. اگر رفتار مالي دولت با انضباط و کنترل همراه باشد و ما شاهد روند نزولي قيمتها به صورتي پيوسته باشيم، جو رواني جامعه نيز مساعد خواهد شد.“

واحد پول ايران تغيير ميکند



دويچه وله , 24 دسامبر 2009 - رييس کل بانک مرکزي از ضرورت تغيير در ساختار پولي کشور و قطعيت حذف سه يا چهار صفر از واحد پول رسمي گفت. طرح تبديل ريال به تومان، نخست توسط نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم ارائه شد. آيا اين تبديل، در کاهش تورم موثر خواهد بود؟
بررسي تغيير واحد پول توسط بانک مرکزي، به سالهاي آغازين دهه 70 باز ميگردد. اصليترين دليل اين بحث، کاهش ارزش برابري ريال و حجم پول در گردش بود. اين طرح به دليل کشمکشهاي سياسي وقت مسکوت ماند و با روي کار آمدن دولت نهم در سال 84 دوباره به جريان افتاد. طهماسب مظاهري، رييس پيشين بانک مرکزي و شمسالدين حسيني، وزير سابق اقتصاد و دارايي از موافقان حذف سه صفر از پول ملي بودند. آنان نقطه قوت اين طرح را سهولت در داد و ستد و محاسبات عنوان ميکردند.
نظرکارشناسان اقتصادي در باره اثرات اين طرح يکسان نيست. گروهي از استادان دانشگاه معتقدند که کاستن از تعداد صفرهاي پول، تنها تبديل کالا به واحد پول را سادهتر ميکند. به نظر دکتر نيلي، عضو هيات علمي دانشگاه اقتصاد علامه طباطبايي، اين تغيير قبل از حل مشکل رشد حجم پول، تاثيري در مهار تورم ندارد. دکتر بيژن بيدآباد، استاد دانشگاه نيز معتقد است که تغيير پول تاثيري در معاملات يا حجم نقدينگي نميگذارد و حوزه اين تغيير تنها به عمليات حسابداري پول محدود ميشود.
محسن شمشيري، روزنامهنگار اقتصادي از جمله موافقان اين طرح است که بر اهميت تاثير رواني آن اشاره ميکند: ”وقتي مردم براي يک دلار، ده هزار ريال ميدهند، اين پول ملي را بيارزش جلوه ميدهد. الان يک کيلو گوشت، بين 13 تا 20 هزار تومان قيمت دارد. از نظر رواني، پرداخت 20 اسکناس هزار توماني در هر خريد کوچک براي مردم سخت است. تجربه کشورهاي مختلف هم نشان داده که وقتي کشوري با تورم بالا روبروست، چنين تغييري کمک به بهبود معاملات ميکند.“
موافقان اين طرح روي کاهش حجم اسکناس، صرفهجويي در وقت شمارش پول، نگاهداري سادهتر ارقام و ترازنامهها و نيز اشغال فضاي کمتر آمار و اطلاعات مربوط به پول تاکيد ميکنند. محسن شمشيري در همين زمينه ميگويد: ”الان در معاملات و دفاتر حسابداري، به جاي اينکه بنويسند يک هزار تومان، مينويسند ده هزار ريال. در حاليکه واژهي رايج تومان است و مردم در محاسبات خود همواره در حال تبديل رقمهاي رسمي از ريال به تومان هستند. با تغيير حذف سه صفر از واحد پول، چاپ اسکناسهاي درشتتر نيز ميسر ميشود. سالهاست که مردم براي خريد پفک و شکلات و آدامس و چيزهاي ريز ديگر، از اسکناس بزرگ استفاده ميکنند. وقتي پول جديد وارد بازار شود، سکهها هم ارزش بيشتري پيدا ميکنند.“
مهار تورم با تغيير واحد پول
توصيه عموم اقتصاددانان اين است که تغيير واحد پولي بايد در شرايطي انجام شود که تورم در کمترين ميزان باشد. محسن شمشيري، کاهش نرخ تورم در ماههاي اخير و رسيدن آن به 15 درصد را زمان مناسبي براي شروع اين طرح ميداند و ميافزايد: ” با اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها ممکن است شوکي تورمي به اقتصاد ايران وارد شود و ما در آن شرايط نتوانيم حذف سه صفر از واحد پولي را به شکل مطلوب اجرا کنيم. اما چون در شرايط رکود تورمي قرار داريم و نرخ تورم شيب نزولي پيدا کرده، اين فرصت مناسب است.“
رييس بانک مرکزي حذف سه صفر از واحد پول را در گرو اجراي طرح تحول اقتصادي خوانده است. دولت اما با وظايف سنگيني از قبيل مهار بيکاري و تامين اعتبار شرکتها و کارخانهها مواجه است. دولت هنوز نتوانسته بستري منطقي براي اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها فراهم کند. آيا دولت امکانات عيني لازم را براي تغيير واحد پول داراست و آيا ميتواند اعتماد مردم را در اين زمينه نيز جلب کند؟
محسن شمشيري ميگويد: ”اصطلاحي در اقتصاد هست به نام انتظارات تورمي. اگر مردم باور کنند که قيمتها رو به رشد است، حتي اگر توجيهي هم براي رشد قيمت وجود نداشته باشد، باز افزايش قيمت خواهيم داشت. رفتار دولت در اين ميان بسيار مهم است. اگر رفتار مالي دولت با انضباط و کنترل همراه باشد و ما شاهد روند نزولي قيمتها به صورتي پيوسته باشيم، جو رواني جامعه نيز مساعد خواهد شد.“

واحد پول ايران تغيير ميکند



دويچه وله , 24 دسامبر 2009 - رييس کل بانک مرکزي از ضرورت تغيير در ساختار پولي کشور و قطعيت حذف سه يا چهار صفر از واحد پول رسمي گفت. طرح تبديل ريال به تومان، نخست توسط نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم ارائه شد. آيا اين تبديل، در کاهش تورم موثر خواهد بود؟
بررسي تغيير واحد پول توسط بانک مرکزي، به سالهاي آغازين دهه 70 باز ميگردد. اصليترين دليل اين بحث، کاهش ارزش برابري ريال و حجم پول در گردش بود. اين طرح به دليل کشمکشهاي سياسي وقت مسکوت ماند و با روي کار آمدن دولت نهم در سال 84 دوباره به جريان افتاد. طهماسب مظاهري، رييس پيشين بانک مرکزي و شمسالدين حسيني، وزير سابق اقتصاد و دارايي از موافقان حذف سه صفر از پول ملي بودند. آنان نقطه قوت اين طرح را سهولت در داد و ستد و محاسبات عنوان ميکردند.
نظرکارشناسان اقتصادي در باره اثرات اين طرح يکسان نيست. گروهي از استادان دانشگاه معتقدند که کاستن از تعداد صفرهاي پول، تنها تبديل کالا به واحد پول را سادهتر ميکند. به نظر دکتر نيلي، عضو هيات علمي دانشگاه اقتصاد علامه طباطبايي، اين تغيير قبل از حل مشکل رشد حجم پول، تاثيري در مهار تورم ندارد. دکتر بيژن بيدآباد، استاد دانشگاه نيز معتقد است که تغيير پول تاثيري در معاملات يا حجم نقدينگي نميگذارد و حوزه اين تغيير تنها به عمليات حسابداري پول محدود ميشود.
محسن شمشيري، روزنامهنگار اقتصادي از جمله موافقان اين طرح است که بر اهميت تاثير رواني آن اشاره ميکند: ”وقتي مردم براي يک دلار، ده هزار ريال ميدهند، اين پول ملي را بيارزش جلوه ميدهد. الان يک کيلو گوشت، بين 13 تا 20 هزار تومان قيمت دارد. از نظر رواني، پرداخت 20 اسکناس هزار توماني در هر خريد کوچک براي مردم سخت است. تجربه کشورهاي مختلف هم نشان داده که وقتي کشوري با تورم بالا روبروست، چنين تغييري کمک به بهبود معاملات ميکند.“
موافقان اين طرح روي کاهش حجم اسکناس، صرفهجويي در وقت شمارش پول، نگاهداري سادهتر ارقام و ترازنامهها و نيز اشغال فضاي کمتر آمار و اطلاعات مربوط به پول تاکيد ميکنند. محسن شمشيري در همين زمينه ميگويد: ”الان در معاملات و دفاتر حسابداري، به جاي اينکه بنويسند يک هزار تومان، مينويسند ده هزار ريال. در حاليکه واژهي رايج تومان است و مردم در محاسبات خود همواره در حال تبديل رقمهاي رسمي از ريال به تومان هستند. با تغيير حذف سه صفر از واحد پول، چاپ اسکناسهاي درشتتر نيز ميسر ميشود. سالهاست که مردم براي خريد پفک و شکلات و آدامس و چيزهاي ريز ديگر، از اسکناس بزرگ استفاده ميکنند. وقتي پول جديد وارد بازار شود، سکهها هم ارزش بيشتري پيدا ميکنند.“
مهار تورم با تغيير واحد پول
توصيه عموم اقتصاددانان اين است که تغيير واحد پولي بايد در شرايطي انجام شود که تورم در کمترين ميزان باشد. محسن شمشيري، کاهش نرخ تورم در ماههاي اخير و رسيدن آن به 15 درصد را زمان مناسبي براي شروع اين طرح ميداند و ميافزايد: ” با اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها ممکن است شوکي تورمي به اقتصاد ايران وارد شود و ما در آن شرايط نتوانيم حذف سه صفر از واحد پولي را به شکل مطلوب اجرا کنيم. اما چون در شرايط رکود تورمي قرار داريم و نرخ تورم شيب نزولي پيدا کرده، اين فرصت مناسب است.“
رييس بانک مرکزي حذف سه صفر از واحد پول را در گرو اجراي طرح تحول اقتصادي خوانده است. دولت اما با وظايف سنگيني از قبيل مهار بيکاري و تامين اعتبار شرکتها و کارخانهها مواجه است. دولت هنوز نتوانسته بستري منطقي براي اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها فراهم کند. آيا دولت امکانات عيني لازم را براي تغيير واحد پول داراست و آيا ميتواند اعتماد مردم را در اين زمينه نيز جلب کند؟
محسن شمشيري ميگويد: ”اصطلاحي در اقتصاد هست به نام انتظارات تورمي. اگر مردم باور کنند که قيمتها رو به رشد است، حتي اگر توجيهي هم براي رشد قيمت وجود نداشته باشد، باز افزايش قيمت خواهيم داشت. رفتار دولت در اين ميان بسيار مهم است. اگر رفتار مالي دولت با انضباط و کنترل همراه باشد و ما شاهد روند نزولي قيمتها به صورتي پيوسته باشيم، جو رواني جامعه نيز مساعد خواهد شد.“

لس آنجلس تايمز: تظاهركنندگان تهران با نيروهاي امنيتي ايران درگير شدند


بر اساس شاهدان و ويديوهاي آماتوري كه روي اينترنت گذاشته شده, چندين هزار تظاهركننده امروز به خيابانهاي تهران آمدند و با نيروهاي امنيتي درگير شدند. اين آخرين ناآراميها در پايتخت اين كشور در حالي صورت ميگيرد كه ايران خود را براي بروز خشونت ها در سراسركشور در عاشور در آخر اين هفته آماده ميكند. تظاهركنندگان امروز در ميدان امام خميني در مركز تهران گردهم آمدند, در حاليكه پليس با وسايل كامل ضد شورش آنها را محاصره كرده بود. پليس با تظاهركنندگاني كه فرياد مي زدند ”مرگ بر ديكتاتور” در اوايل عصر بازي موش و گربه ميكردند [جنگ و گريز داشتند .]
آنها فرياد مي زدند: ” ميراث منتظري خاتمه اين ديكتاتوري است.”
چندين سايت اپوزيسيون گزارش كردند, همچنين درگيريهايي بين نيروهاي امنيتي و سوگواران كه براي گراميداشت منتظري در زنجان اقدام كرده بودند وجود داشت. .…
امروز, طرفداران ميرحسين موسوي و مهدي كروبي شخصيت هاي اپوزيسيون كه در انتخابات ماه ژوئن به محمود احمدي نژاد باختند, يك گزارش 370 صفحه يي در مورد تقلبات انتخاباتي منتشر كردند .
آژانس ايران خبر -

لس آنجلس تايمز: تظاهركنندگان تهران با نيروهاي امنيتي ايران درگير شدند


بر اساس شاهدان و ويديوهاي آماتوري كه روي اينترنت گذاشته شده, چندين هزار تظاهركننده امروز به خيابانهاي تهران آمدند و با نيروهاي امنيتي درگير شدند. اين آخرين ناآراميها در پايتخت اين كشور در حالي صورت ميگيرد كه ايران خود را براي بروز خشونت ها در سراسركشور در عاشور در آخر اين هفته آماده ميكند. تظاهركنندگان امروز در ميدان امام خميني در مركز تهران گردهم آمدند, در حاليكه پليس با وسايل كامل ضد شورش آنها را محاصره كرده بود. پليس با تظاهركنندگاني كه فرياد مي زدند ”مرگ بر ديكتاتور” در اوايل عصر بازي موش و گربه ميكردند [جنگ و گريز داشتند .]
آنها فرياد مي زدند: ” ميراث منتظري خاتمه اين ديكتاتوري است.”
چندين سايت اپوزيسيون گزارش كردند, همچنين درگيريهايي بين نيروهاي امنيتي و سوگواران كه براي گراميداشت منتظري در زنجان اقدام كرده بودند وجود داشت. .…
امروز, طرفداران ميرحسين موسوي و مهدي كروبي شخصيت هاي اپوزيسيون كه در انتخابات ماه ژوئن به محمود احمدي نژاد باختند, يك گزارش 370 صفحه يي در مورد تقلبات انتخاباتي منتشر كردند .
آژانس ايران خبر -

لس آنجلس تايمز: تظاهركنندگان تهران با نيروهاي امنيتي ايران درگير شدند


بر اساس شاهدان و ويديوهاي آماتوري كه روي اينترنت گذاشته شده, چندين هزار تظاهركننده امروز به خيابانهاي تهران آمدند و با نيروهاي امنيتي درگير شدند. اين آخرين ناآراميها در پايتخت اين كشور در حالي صورت ميگيرد كه ايران خود را براي بروز خشونت ها در سراسركشور در عاشور در آخر اين هفته آماده ميكند. تظاهركنندگان امروز در ميدان امام خميني در مركز تهران گردهم آمدند, در حاليكه پليس با وسايل كامل ضد شورش آنها را محاصره كرده بود. پليس با تظاهركنندگاني كه فرياد مي زدند ”مرگ بر ديكتاتور” در اوايل عصر بازي موش و گربه ميكردند [جنگ و گريز داشتند .]
آنها فرياد مي زدند: ” ميراث منتظري خاتمه اين ديكتاتوري است.”
چندين سايت اپوزيسيون گزارش كردند, همچنين درگيريهايي بين نيروهاي امنيتي و سوگواران كه براي گراميداشت منتظري در زنجان اقدام كرده بودند وجود داشت. .…
امروز, طرفداران ميرحسين موسوي و مهدي كروبي شخصيت هاي اپوزيسيون كه در انتخابات ماه ژوئن به محمود احمدي نژاد باختند, يك گزارش 370 صفحه يي در مورد تقلبات انتخاباتي منتشر كردند .
آژانس ايران خبر -

مطبوعات ايران، زير منگنه وزارت ارشاد



دسامبر 2009 - بي بي سي , نيکي محجوب :
برخوردهاي انجام شده با روزنامه نگاران در ايران پس از دهمين انتخابات رياست جمهوري اين کشور، موجب ابراز نگراني فعالان اين حوزه شده است، تا آنجا که انجمن دفاع از آزادي مطبوعات محدوديت هاي ايجاد شده براي مطبوعات ايران را 'بي سابقه 'خواند.
صاحبنظران و کارشناسان معتقدند انتصاب محمد علي رامين به عنوان معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فشارها را بر روزنامه نگاران و صاحبان قلم افزايش داده است.
ماشاالله شمس الواعظين سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات به بي بي سي مي گويد:' نظارتي که هم اکنون به وسيله وزارت ارشاد و به طور مشخص معاونت مطبوعاتي اجرا مي شود، پا را فراتر از محدوده هاي قانوني گذاشته است.تذکرهاي شفاهي معاونت مطبوعاتي معاونت مطبوعات تنها به تخلفات نيست بلکه حتي توصيه مي شود که چه تيتر وعناويني در مطبوعات استفاده شود. همچنين استقرار واحدهايي از وزارت فرهنگ و ارشاد براي نظارت بر صفحات آخر زير چاپ از اقدامات ماه هاي اخير است که رسانه هاي مکتوب تحت نظر دارد.'
وي مي گويد:'حقوق روزنامه نگاران وحق آزادي مطبوعات در سه حوزه تضييع مي شود. نخست حق انتشار آزاد مطبوعات که در قانون اساسي اشاره شده است. اما صف تقاضا کنندگان به چهار هزار رسيده و همچنان به اين تقاضاها رسيدگي نشده است. '
آقاي شمس ادامه مي دهد که حق دوم' حق برخورداي از امنيت شغلي به کلي ناديده گرفته شده 'و حق دادرسي عادلانه نيز به کلي سلب شده و' روزنامه نگار فاقد پناهنگاه حقوقي' است و حتي بازداشت هاي به صورت شبانه و خياباني صورت مي گيرد.
آقاي رامين معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد نيز پيشتر در سخناني در مورد وضعيت مطبوعات ايران گفته بود:'شرايط امروز مطبوعات ما به شدت نامطلوب است. مسئولان از وضعيت مطبوعات ناراضي هستند. حاکميت از مطبوعات راضي نيست، اين وضعيت بايد اصلاح شود و اصلاحشدني است.'
اين سخنان در حالي مطرح مي شود که طرفداران دولت معتقدند فضاي رسانه اي ايران براي روزنامه نگاران مناسب است. محمود احمدي نژاد نيز بر اين مسئله که در دوران رياست جمهوري اش برخوردي با مطبوعات نشده تاکيد دارد.
آقاي احمدي نژاد در همين باره گفته است که در سه دوره هشت ساله رياست جمهوري هاي پيشين دريچه نقد به طور مطلق بسته بوده، اما در دوران او با تجربه گذشته و اعتقاد به نقد مطلق عکس العملي نشان داده نشده و انتقادها تحمل شده است.
اما ماشاالله شمس الواعظين مي گويد روز به روز وضعيت مطبوعات بدتر مي شود و همزمان با اين وضع اقبال بر رسانه هاي فراسوي مرزها در افکار عمومي افزايش يافته و توليد داخلي رسانه اي با تهديدهاي موجود به شدت کاهش پيدا کرده است.
روزنامه هاي مختلف اصلاح طلب و معدودي از روزنامه هاي اصولگرا از زمان انتصاب آقاي رامين با تذکر هاي شفاهي و کتبي مختلف با مضمون پخش شايعات و مطالب خلاف واقع، مواجه شدند و در برخي موارد به دلايل مشکلات پيش آمده دست به تعديل نيروهايشان زده اند.
از سوي ديگر، روزنامه نگاري در ايران که نخواست نامش فاش شود، مي گويد آقاي رامين در زمان انتصاب در سمت معاونت مطبوعاتي اعلام کرد که آمده تا روزنامه ها بمانند اما ظاهرا اتفاق ديگري در حال روي دادن است.
اين روزنامه نگار مي گويد:' نه فقط روزنامه هاي اصلاح طلب که روزنامه هاي اصولگرا منتقد دولت هم به اين وضع دچار شده اند. آقاي رامين سرزده وارد روزنامه ها مي شود و از قانون و قانونمداري سخنان مي گويد، اما آنچه ما مي بينيم برخلاف صحبت هاي پيشين معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در مورد ماندگاري مطبوعات، ايشان آمده که مطبوعات هرچه سريع تر بروند.'
آقاي رامين در يکي از سخنراني هايش گفته براي تدوين نظام جامع رسانهها، بايد يک جمع فرهنگي را شکل دهيم و اين قانون را آن قدر جامع و مانع تنظيم کنيم که هيچ دولتمرد يا صاحب رسانهاي نتواند سليقهاي با آن برخورد کند. اما کارشناسان بر اين باورند که اين سخنان محدوديت هاي موجود بر روزنامه نگاران را بيشتر و فضاي مطبوعات ايران را بسته تر مي کند.

مطبوعات ايران، زير منگنه وزارت ارشاد



دسامبر 2009 - بي بي سي , نيکي محجوب :
برخوردهاي انجام شده با روزنامه نگاران در ايران پس از دهمين انتخابات رياست جمهوري اين کشور، موجب ابراز نگراني فعالان اين حوزه شده است، تا آنجا که انجمن دفاع از آزادي مطبوعات محدوديت هاي ايجاد شده براي مطبوعات ايران را 'بي سابقه 'خواند.
صاحبنظران و کارشناسان معتقدند انتصاب محمد علي رامين به عنوان معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فشارها را بر روزنامه نگاران و صاحبان قلم افزايش داده است.
ماشاالله شمس الواعظين سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات به بي بي سي مي گويد:' نظارتي که هم اکنون به وسيله وزارت ارشاد و به طور مشخص معاونت مطبوعاتي اجرا مي شود، پا را فراتر از محدوده هاي قانوني گذاشته است.تذکرهاي شفاهي معاونت مطبوعاتي معاونت مطبوعات تنها به تخلفات نيست بلکه حتي توصيه مي شود که چه تيتر وعناويني در مطبوعات استفاده شود. همچنين استقرار واحدهايي از وزارت فرهنگ و ارشاد براي نظارت بر صفحات آخر زير چاپ از اقدامات ماه هاي اخير است که رسانه هاي مکتوب تحت نظر دارد.'
وي مي گويد:'حقوق روزنامه نگاران وحق آزادي مطبوعات در سه حوزه تضييع مي شود. نخست حق انتشار آزاد مطبوعات که در قانون اساسي اشاره شده است. اما صف تقاضا کنندگان به چهار هزار رسيده و همچنان به اين تقاضاها رسيدگي نشده است. '
آقاي شمس ادامه مي دهد که حق دوم' حق برخورداي از امنيت شغلي به کلي ناديده گرفته شده 'و حق دادرسي عادلانه نيز به کلي سلب شده و' روزنامه نگار فاقد پناهنگاه حقوقي' است و حتي بازداشت هاي به صورت شبانه و خياباني صورت مي گيرد.
آقاي رامين معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد نيز پيشتر در سخناني در مورد وضعيت مطبوعات ايران گفته بود:'شرايط امروز مطبوعات ما به شدت نامطلوب است. مسئولان از وضعيت مطبوعات ناراضي هستند. حاکميت از مطبوعات راضي نيست، اين وضعيت بايد اصلاح شود و اصلاحشدني است.'
اين سخنان در حالي مطرح مي شود که طرفداران دولت معتقدند فضاي رسانه اي ايران براي روزنامه نگاران مناسب است. محمود احمدي نژاد نيز بر اين مسئله که در دوران رياست جمهوري اش برخوردي با مطبوعات نشده تاکيد دارد.
آقاي احمدي نژاد در همين باره گفته است که در سه دوره هشت ساله رياست جمهوري هاي پيشين دريچه نقد به طور مطلق بسته بوده، اما در دوران او با تجربه گذشته و اعتقاد به نقد مطلق عکس العملي نشان داده نشده و انتقادها تحمل شده است.
اما ماشاالله شمس الواعظين مي گويد روز به روز وضعيت مطبوعات بدتر مي شود و همزمان با اين وضع اقبال بر رسانه هاي فراسوي مرزها در افکار عمومي افزايش يافته و توليد داخلي رسانه اي با تهديدهاي موجود به شدت کاهش پيدا کرده است.
روزنامه هاي مختلف اصلاح طلب و معدودي از روزنامه هاي اصولگرا از زمان انتصاب آقاي رامين با تذکر هاي شفاهي و کتبي مختلف با مضمون پخش شايعات و مطالب خلاف واقع، مواجه شدند و در برخي موارد به دلايل مشکلات پيش آمده دست به تعديل نيروهايشان زده اند.
از سوي ديگر، روزنامه نگاري در ايران که نخواست نامش فاش شود، مي گويد آقاي رامين در زمان انتصاب در سمت معاونت مطبوعاتي اعلام کرد که آمده تا روزنامه ها بمانند اما ظاهرا اتفاق ديگري در حال روي دادن است.
اين روزنامه نگار مي گويد:' نه فقط روزنامه هاي اصلاح طلب که روزنامه هاي اصولگرا منتقد دولت هم به اين وضع دچار شده اند. آقاي رامين سرزده وارد روزنامه ها مي شود و از قانون و قانونمداري سخنان مي گويد، اما آنچه ما مي بينيم برخلاف صحبت هاي پيشين معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در مورد ماندگاري مطبوعات، ايشان آمده که مطبوعات هرچه سريع تر بروند.'
آقاي رامين در يکي از سخنراني هايش گفته براي تدوين نظام جامع رسانهها، بايد يک جمع فرهنگي را شکل دهيم و اين قانون را آن قدر جامع و مانع تنظيم کنيم که هيچ دولتمرد يا صاحب رسانهاي نتواند سليقهاي با آن برخورد کند. اما کارشناسان بر اين باورند که اين سخنان محدوديت هاي موجود بر روزنامه نگاران را بيشتر و فضاي مطبوعات ايران را بسته تر مي کند.

مطبوعات ايران، زير منگنه وزارت ارشاد



دسامبر 2009 - بي بي سي , نيکي محجوب :
برخوردهاي انجام شده با روزنامه نگاران در ايران پس از دهمين انتخابات رياست جمهوري اين کشور، موجب ابراز نگراني فعالان اين حوزه شده است، تا آنجا که انجمن دفاع از آزادي مطبوعات محدوديت هاي ايجاد شده براي مطبوعات ايران را 'بي سابقه 'خواند.
صاحبنظران و کارشناسان معتقدند انتصاب محمد علي رامين به عنوان معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فشارها را بر روزنامه نگاران و صاحبان قلم افزايش داده است.
ماشاالله شمس الواعظين سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات به بي بي سي مي گويد:' نظارتي که هم اکنون به وسيله وزارت ارشاد و به طور مشخص معاونت مطبوعاتي اجرا مي شود، پا را فراتر از محدوده هاي قانوني گذاشته است.تذکرهاي شفاهي معاونت مطبوعاتي معاونت مطبوعات تنها به تخلفات نيست بلکه حتي توصيه مي شود که چه تيتر وعناويني در مطبوعات استفاده شود. همچنين استقرار واحدهايي از وزارت فرهنگ و ارشاد براي نظارت بر صفحات آخر زير چاپ از اقدامات ماه هاي اخير است که رسانه هاي مکتوب تحت نظر دارد.'
وي مي گويد:'حقوق روزنامه نگاران وحق آزادي مطبوعات در سه حوزه تضييع مي شود. نخست حق انتشار آزاد مطبوعات که در قانون اساسي اشاره شده است. اما صف تقاضا کنندگان به چهار هزار رسيده و همچنان به اين تقاضاها رسيدگي نشده است. '
آقاي شمس ادامه مي دهد که حق دوم' حق برخورداي از امنيت شغلي به کلي ناديده گرفته شده 'و حق دادرسي عادلانه نيز به کلي سلب شده و' روزنامه نگار فاقد پناهنگاه حقوقي' است و حتي بازداشت هاي به صورت شبانه و خياباني صورت مي گيرد.
آقاي رامين معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد نيز پيشتر در سخناني در مورد وضعيت مطبوعات ايران گفته بود:'شرايط امروز مطبوعات ما به شدت نامطلوب است. مسئولان از وضعيت مطبوعات ناراضي هستند. حاکميت از مطبوعات راضي نيست، اين وضعيت بايد اصلاح شود و اصلاحشدني است.'
اين سخنان در حالي مطرح مي شود که طرفداران دولت معتقدند فضاي رسانه اي ايران براي روزنامه نگاران مناسب است. محمود احمدي نژاد نيز بر اين مسئله که در دوران رياست جمهوري اش برخوردي با مطبوعات نشده تاکيد دارد.
آقاي احمدي نژاد در همين باره گفته است که در سه دوره هشت ساله رياست جمهوري هاي پيشين دريچه نقد به طور مطلق بسته بوده، اما در دوران او با تجربه گذشته و اعتقاد به نقد مطلق عکس العملي نشان داده نشده و انتقادها تحمل شده است.
اما ماشاالله شمس الواعظين مي گويد روز به روز وضعيت مطبوعات بدتر مي شود و همزمان با اين وضع اقبال بر رسانه هاي فراسوي مرزها در افکار عمومي افزايش يافته و توليد داخلي رسانه اي با تهديدهاي موجود به شدت کاهش پيدا کرده است.
روزنامه هاي مختلف اصلاح طلب و معدودي از روزنامه هاي اصولگرا از زمان انتصاب آقاي رامين با تذکر هاي شفاهي و کتبي مختلف با مضمون پخش شايعات و مطالب خلاف واقع، مواجه شدند و در برخي موارد به دلايل مشکلات پيش آمده دست به تعديل نيروهايشان زده اند.
از سوي ديگر، روزنامه نگاري در ايران که نخواست نامش فاش شود، مي گويد آقاي رامين در زمان انتصاب در سمت معاونت مطبوعاتي اعلام کرد که آمده تا روزنامه ها بمانند اما ظاهرا اتفاق ديگري در حال روي دادن است.
اين روزنامه نگار مي گويد:' نه فقط روزنامه هاي اصلاح طلب که روزنامه هاي اصولگرا منتقد دولت هم به اين وضع دچار شده اند. آقاي رامين سرزده وارد روزنامه ها مي شود و از قانون و قانونمداري سخنان مي گويد، اما آنچه ما مي بينيم برخلاف صحبت هاي پيشين معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در مورد ماندگاري مطبوعات، ايشان آمده که مطبوعات هرچه سريع تر بروند.'
آقاي رامين در يکي از سخنراني هايش گفته براي تدوين نظام جامع رسانهها، بايد يک جمع فرهنگي را شکل دهيم و اين قانون را آن قدر جامع و مانع تنظيم کنيم که هيچ دولتمرد يا صاحب رسانهاي نتواند سليقهاي با آن برخورد کند. اما کارشناسان بر اين باورند که اين سخنان محدوديت هاي موجود بر روزنامه نگاران را بيشتر و فضاي مطبوعات ايران را بسته تر مي کند.

بازداشت سه دانشجوی دانشگاه مشهد توسط نیروهای امنیتی


بازداشت سه دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد توسط نیروهای امنیتی

سایت جنبش راه سیز: با پایان یافتن تجمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به لغو مجوز مراسم بزرگداشت آیت الله العظمی منتظری در این دانشگاه 3 تن از دانشجویان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

در هنگام خروج دانشجویان از در شمالی دانشگاه سه نفر از دانشجویان با نامهای "آرشام دامغانی"، "مهران هدشی" و "امیر ثابت مقدم" توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و تاکنون از سرنوشتشان خبری در دست نیست.

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic