Tuesday, December 1, 2009

«بسیجی» در جشنواره فیلم سه قاره نانت فرانسه


پوستر جشنواره فیلم سه قاره نانت، ۲۰۰۹
۱۳۸۸/۰۹/۱۰

مراسم افتتاحیه سی و یکمین دوره از جشنواره فیلم «سه قاره» در شهر نانتِ فرانسه روز سه شنبه ۲۴ نوامبر، سوم آذرماه، برگزار شد.

این جشنواره که مختص سینمای سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی است از سال ۱۹۷۹تا به امروز سعی در معرفی هر چه بهتر سینمای این سه قاره به اروپاییان داشته است.

از ایران نیز امسال فیلم مستند «بسیجی» ساخته مهران تمدن در جشنواره نانت به نمایش درآمد.

مهران تمدن که بسیجی اولین فیلم بلند اوست می گوید: «ساختن این فیلم سه سال به طول انجامید و در این مدت به لطف آشنایی با یکی از اعضای بسیج در جنوب غربی ایران، در نزدیکی مرز ایران و عراق، سعی کردم هر چه بیشتر به دنیای آنها [بسیجی ها] نزدیک شوم تا بلکه آنها را بهتر بفهمم.»

آقای تمدن در ادامه می گوید که در دوازده سالگی ایران را ترک کرده و همراه خانواده خود مقیم فرانسه شده است. او خود را از خانواده ای با تفکرات کمونیستی معرفی می کند و در ادامه می گوید: «من معتقند به خدا نیستم، پدر و مادرم فعالان سیاسی چپ بودند که در دوران شاه علیه رژیم سابق مبارزه می کردند و می شود گفت که من همه عوامل برای رنجاندن مذهبی ها را دارم. با همه اینها می خواستم بدانم آیا گفتوگو بین ما ممکن است یا نه.»

ژان پیر تزه، یکی از داوران فیلم های بخش مسابقه درباره مستند بسیجی می نویسد: «فیلم تمدن صرفا گزارش مستند ژورنالیستی یا پژوهشی اجتماعی نیست؛ هدف کارگردان ساده است: او می خواهد با کسانی که اصلا هم عقیده و هم کیش او نیستند گفتوگو کند و هر چه بهتر آنها را بفهمد، و این کار را از طریق فضاسازی های متفاوت انجام می دهد: از بحث کردن تا شرکت کردن در مراسم مذهبی و رفتن به میدان های جنگ ایران و عراق وهمچنین پرداختن به مفهوم شهیدپروری.»

فیلیپ و آلن ژالادو موسسین این جشنواره هستند که تا امسال که جای خود را به فیلیپ رییاک دادند عضو هیأت رئیسه بوده و مدیریت جشنواره را نیز بر عهده داشته اند.

به گفته آقای رییاک، امسال جشنواره سه قاره نانت با چهره ای «جوانتر» و گروهی «تازه نفس» شروع به کار کرده است و علاوه بر نمایش فیلم، برنامه های متنوع هنری دیگری نیز حول محور سه قاره به اجرا می گذارد.

«تصاویر متعدد» یکی از این برنامه های هنری است. در این نمایشگاه آثار سه هنرمند از سه قاره متفاوت به نمایش گذاشته شده است؛ بوشرا خلیلی، هنرمند مراکشی، خوان رکامان کلمبیایی و میترا فراهانی از ایران. هر سه هنرمند با «ویدئوآرت»های خود در این نمایشگاه شرکت کرده اند.

در جشنواره نانت ۲۰۰۹ علاوه بر بخش مسابقه «فیلم های بلند»، بخشی نیز به «فیلم های کوتاه» اختصاص دارد. همچنین فیلم هایی در بخش «خارج از مسابقه» به نمایش در می آید که اکثرا برای اولین بار در فرانسه به روی پرده می روند. در بخش مسابقه نیز دوازده فیلم به رقابت می پردازند که از این دوازده فیلم دو فیلم مستند و بقیه داستانی است.

بخش دیگر جشنواره نانت فرانسه «ملاقات با مردم» نام دارد که فرصتی است برای گفتوشنود علاقه مندان و مهمانان جشنواره حول مسائل مختلف هنری روز. یکی از این موضوعات در جشنواره امسال «سانسور هنری در ایران» بود که روز شنبه گذشته در محل اصلی جشنواره برگزار شد.

در این جشنواره تاکنون از ایران فیلمسازان متعددی حضور داشته اند، از جمله امیر نادری و ابوالفضل جلیلی که هر یک دو بار برنده جایزه «بالون طلایی» شده اند. در سال ۲۰۰۶ نیز سامان سالور با فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» به جمع ایرانیانی پیوست که در نانت درخشیده اند. سالور برای پنجمین بار نام یک فیلم ایرانی را به عنوان فیلم برتر این جشنواره ثبت کرد.

«بسیجی» در جشنواره فیلم سه قاره نانت فرانسه


پوستر جشنواره فیلم سه قاره نانت، ۲۰۰۹
۱۳۸۸/۰۹/۱۰

مراسم افتتاحیه سی و یکمین دوره از جشنواره فیلم «سه قاره» در شهر نانتِ فرانسه روز سه شنبه ۲۴ نوامبر، سوم آذرماه، برگزار شد.

این جشنواره که مختص سینمای سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی است از سال ۱۹۷۹تا به امروز سعی در معرفی هر چه بهتر سینمای این سه قاره به اروپاییان داشته است.

از ایران نیز امسال فیلم مستند «بسیجی» ساخته مهران تمدن در جشنواره نانت به نمایش درآمد.

مهران تمدن که بسیجی اولین فیلم بلند اوست می گوید: «ساختن این فیلم سه سال به طول انجامید و در این مدت به لطف آشنایی با یکی از اعضای بسیج در جنوب غربی ایران، در نزدیکی مرز ایران و عراق، سعی کردم هر چه بیشتر به دنیای آنها [بسیجی ها] نزدیک شوم تا بلکه آنها را بهتر بفهمم.»

آقای تمدن در ادامه می گوید که در دوازده سالگی ایران را ترک کرده و همراه خانواده خود مقیم فرانسه شده است. او خود را از خانواده ای با تفکرات کمونیستی معرفی می کند و در ادامه می گوید: «من معتقند به خدا نیستم، پدر و مادرم فعالان سیاسی چپ بودند که در دوران شاه علیه رژیم سابق مبارزه می کردند و می شود گفت که من همه عوامل برای رنجاندن مذهبی ها را دارم. با همه اینها می خواستم بدانم آیا گفتوگو بین ما ممکن است یا نه.»

ژان پیر تزه، یکی از داوران فیلم های بخش مسابقه درباره مستند بسیجی می نویسد: «فیلم تمدن صرفا گزارش مستند ژورنالیستی یا پژوهشی اجتماعی نیست؛ هدف کارگردان ساده است: او می خواهد با کسانی که اصلا هم عقیده و هم کیش او نیستند گفتوگو کند و هر چه بهتر آنها را بفهمد، و این کار را از طریق فضاسازی های متفاوت انجام می دهد: از بحث کردن تا شرکت کردن در مراسم مذهبی و رفتن به میدان های جنگ ایران و عراق وهمچنین پرداختن به مفهوم شهیدپروری.»

فیلیپ و آلن ژالادو موسسین این جشنواره هستند که تا امسال که جای خود را به فیلیپ رییاک دادند عضو هیأت رئیسه بوده و مدیریت جشنواره را نیز بر عهده داشته اند.

به گفته آقای رییاک، امسال جشنواره سه قاره نانت با چهره ای «جوانتر» و گروهی «تازه نفس» شروع به کار کرده است و علاوه بر نمایش فیلم، برنامه های متنوع هنری دیگری نیز حول محور سه قاره به اجرا می گذارد.

«تصاویر متعدد» یکی از این برنامه های هنری است. در این نمایشگاه آثار سه هنرمند از سه قاره متفاوت به نمایش گذاشته شده است؛ بوشرا خلیلی، هنرمند مراکشی، خوان رکامان کلمبیایی و میترا فراهانی از ایران. هر سه هنرمند با «ویدئوآرت»های خود در این نمایشگاه شرکت کرده اند.

در جشنواره نانت ۲۰۰۹ علاوه بر بخش مسابقه «فیلم های بلند»، بخشی نیز به «فیلم های کوتاه» اختصاص دارد. همچنین فیلم هایی در بخش «خارج از مسابقه» به نمایش در می آید که اکثرا برای اولین بار در فرانسه به روی پرده می روند. در بخش مسابقه نیز دوازده فیلم به رقابت می پردازند که از این دوازده فیلم دو فیلم مستند و بقیه داستانی است.

بخش دیگر جشنواره نانت فرانسه «ملاقات با مردم» نام دارد که فرصتی است برای گفتوشنود علاقه مندان و مهمانان جشنواره حول مسائل مختلف هنری روز. یکی از این موضوعات در جشنواره امسال «سانسور هنری در ایران» بود که روز شنبه گذشته در محل اصلی جشنواره برگزار شد.

در این جشنواره تاکنون از ایران فیلمسازان متعددی حضور داشته اند، از جمله امیر نادری و ابوالفضل جلیلی که هر یک دو بار برنده جایزه «بالون طلایی» شده اند. در سال ۲۰۰۶ نیز سامان سالور با فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» به جمع ایرانیانی پیوست که در نانت درخشیده اند. سالور برای پنجمین بار نام یک فیلم ایرانی را به عنوان فیلم برتر این جشنواره ثبت کرد.

«بسیجی» در جشنواره فیلم سه قاره نانت فرانسه


پوستر جشنواره فیلم سه قاره نانت، ۲۰۰۹
۱۳۸۸/۰۹/۱۰

مراسم افتتاحیه سی و یکمین دوره از جشنواره فیلم «سه قاره» در شهر نانتِ فرانسه روز سه شنبه ۲۴ نوامبر، سوم آذرماه، برگزار شد.

این جشنواره که مختص سینمای سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی است از سال ۱۹۷۹تا به امروز سعی در معرفی هر چه بهتر سینمای این سه قاره به اروپاییان داشته است.

از ایران نیز امسال فیلم مستند «بسیجی» ساخته مهران تمدن در جشنواره نانت به نمایش درآمد.

مهران تمدن که بسیجی اولین فیلم بلند اوست می گوید: «ساختن این فیلم سه سال به طول انجامید و در این مدت به لطف آشنایی با یکی از اعضای بسیج در جنوب غربی ایران، در نزدیکی مرز ایران و عراق، سعی کردم هر چه بیشتر به دنیای آنها [بسیجی ها] نزدیک شوم تا بلکه آنها را بهتر بفهمم.»

آقای تمدن در ادامه می گوید که در دوازده سالگی ایران را ترک کرده و همراه خانواده خود مقیم فرانسه شده است. او خود را از خانواده ای با تفکرات کمونیستی معرفی می کند و در ادامه می گوید: «من معتقند به خدا نیستم، پدر و مادرم فعالان سیاسی چپ بودند که در دوران شاه علیه رژیم سابق مبارزه می کردند و می شود گفت که من همه عوامل برای رنجاندن مذهبی ها را دارم. با همه اینها می خواستم بدانم آیا گفتوگو بین ما ممکن است یا نه.»

ژان پیر تزه، یکی از داوران فیلم های بخش مسابقه درباره مستند بسیجی می نویسد: «فیلم تمدن صرفا گزارش مستند ژورنالیستی یا پژوهشی اجتماعی نیست؛ هدف کارگردان ساده است: او می خواهد با کسانی که اصلا هم عقیده و هم کیش او نیستند گفتوگو کند و هر چه بهتر آنها را بفهمد، و این کار را از طریق فضاسازی های متفاوت انجام می دهد: از بحث کردن تا شرکت کردن در مراسم مذهبی و رفتن به میدان های جنگ ایران و عراق وهمچنین پرداختن به مفهوم شهیدپروری.»

فیلیپ و آلن ژالادو موسسین این جشنواره هستند که تا امسال که جای خود را به فیلیپ رییاک دادند عضو هیأت رئیسه بوده و مدیریت جشنواره را نیز بر عهده داشته اند.

به گفته آقای رییاک، امسال جشنواره سه قاره نانت با چهره ای «جوانتر» و گروهی «تازه نفس» شروع به کار کرده است و علاوه بر نمایش فیلم، برنامه های متنوع هنری دیگری نیز حول محور سه قاره به اجرا می گذارد.

«تصاویر متعدد» یکی از این برنامه های هنری است. در این نمایشگاه آثار سه هنرمند از سه قاره متفاوت به نمایش گذاشته شده است؛ بوشرا خلیلی، هنرمند مراکشی، خوان رکامان کلمبیایی و میترا فراهانی از ایران. هر سه هنرمند با «ویدئوآرت»های خود در این نمایشگاه شرکت کرده اند.

در جشنواره نانت ۲۰۰۹ علاوه بر بخش مسابقه «فیلم های بلند»، بخشی نیز به «فیلم های کوتاه» اختصاص دارد. همچنین فیلم هایی در بخش «خارج از مسابقه» به نمایش در می آید که اکثرا برای اولین بار در فرانسه به روی پرده می روند. در بخش مسابقه نیز دوازده فیلم به رقابت می پردازند که از این دوازده فیلم دو فیلم مستند و بقیه داستانی است.

بخش دیگر جشنواره نانت فرانسه «ملاقات با مردم» نام دارد که فرصتی است برای گفتوشنود علاقه مندان و مهمانان جشنواره حول مسائل مختلف هنری روز. یکی از این موضوعات در جشنواره امسال «سانسور هنری در ایران» بود که روز شنبه گذشته در محل اصلی جشنواره برگزار شد.

در این جشنواره تاکنون از ایران فیلمسازان متعددی حضور داشته اند، از جمله امیر نادری و ابوالفضل جلیلی که هر یک دو بار برنده جایزه «بالون طلایی» شده اند. در سال ۲۰۰۶ نیز سامان سالور با فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» به جمع ایرانیانی پیوست که در نانت درخشیده اند. سالور برای پنجمین بار نام یک فیلم ایرانی را به عنوان فیلم برتر این جشنواره ثبت کرد.

این اشک های شور از کجا می آید پدر

این اشک های شور از کجا می آید پدر

این اشک های شور از کجا می آید پدر

معرفت سیاسی جوادی آملی و زبان اشاره


آیت‌الله جوادی آملی با کناره‌گیری از مقام امامت جمعه‌ی شهر قم، با نهايت ظرافت، درایت و هوشمندی، سخنانی را گفت که تا به امروز هيچ کس لايه‌ی زيرین آن را نکاویده است. برای فهم هوشمندی سیاسی و تعهد اخلاقی وی بايد ابتدا پیشینه‌ی موضع‌گیری‌های او را بررسی کرد. اما این نکته را نیز نباید از خاطر دور داشت که آیت‌الله جوادی آملی جايگاهی علمی و معرفتی دارد و اساساً هرگز شأن فعال سياسی نداشته و زبان و ادبيات سیاسی متعارفی که در جاهای دیگر برای ابراز مخالفت يا اعتراض استفاده می‌شود، با خلقيات او سازگار نیست. اما هنگامی که مجموع سخنان و حرکت‌های وی را در کنار هم بگذاریم و شواهد و قرائن پیرامونی را با هم جمع کنیم، به یک مضمون روشن می‌رسیم: «اعلام اعتراض جدی و عمیق آيت‌الله جوادی آملی»؛ اما چگونه؟

سابقه‌ی اختلاف آیت‌الله جوادی آملی با محمود احمدی‌نژاد به ماجرای مشهور و عالم‌گیر هاله‌ی نور رییس دولت نهم در سازمان ملل بر می‌گردد که او با ذوق و شوق این حکایتِ خودساخته را نزد استاد اخلاق حوزه‌ی قم بازگفت. آیت‌الله جوادی آملی با تنبیهی مشفقانه کوشش کرد او را از دروغ گفتن بر حذر دارد و البته این اندرز معلم اخلاق در محمود احمدی‌نژاد اثری نکرد و او بی‌پرواتر از گذشته به دروغ‌گویی‌های خود ادامه داد. گویا این بی‌اعتنایی او و بی‌پروایی‌اش در بازی‌کردن با عقاید دینی و سست گرفتن اصول اخلاقی، آغازی بود برای زاویه گرفتن آیت‌الله جوادی آملی.

در همان روزهای نخست پس از انتخابات، آیت‌الله جوادی آملی از علمایی بود که به خشونت‌ها و درگیری‌ها اعتراض کرد و حاصل این اعتراض او راهپیمایی‌ای شد که عده‌ای از طلبه‌های قم بر پا کردند و رسماً او را در قم منافق خواندند (طبعاً حامیان جنبش سبز نمی‌توانستند این شعارها را علیه وی بدهند و پیدا بود که این شعارها از چه ناحیه‌ای تنظیم و تبلیغ می‌شد). اندک زمانی بعد آیت‌الله امینی، آیت‌الله استادی و آیت‌الله جوادی آملی نشانه‌های اعتراض بیشتر خود را با غیبت از نماز جمعه آشکار کردند. مدت زیادی نگذشته است که آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با رییس سازمان امور مالیاتی کشور سخنانی را گفت که چه بسا تندترین تعابیر علیه محمود احمدی‌نژاد باشد:

«سرمایه عظیمی به نام نفت در داخل کشور است، اگر روزی به جایی برسیم که نفت بفروشیم و کشور را اداره کنیم، ورشکست می‌شویم...در این صورت نسل بعد همه نفرین‌ها را متوجه ما می‌کند که چرا شما سرمایه را فروختید، مگر آدم عاقل نفت می‌فروشد تا کشور را اداره کند... براساس روایتی از امام علی (ع) ملتی که خاک و آب به اندازه کافی دارد اگر بخواهد مواد غذایی وارد کند خدا او را از رحمت دور کرده است... آدم عاقلی که سرمایه‌ای مثل خاک و آب دارد اگر از کشور دیگر مواد غذایی وارد کند، معلوم می‌شود بی‌عرضه است... جهنم فقط برای آدم شرابخوار نیست برای آدم بی‌عرضه هم هست.»

اشارات آیت‌الله جوادی آملی روشن است؛ بی‌کفایتی در امور اقتصادی و بحران‌های پیاپی مالی در کشور چیزی نیست که امروز بر کسی پوشیده باشد و وی با این اشارات محمود احمدی‌نژاد را فردی بی‌عرضه خوانده است که سزاوار جهنم می‌شود! یافتن مرجع ضمیر عبارات بالا کار دشواری نیست.

زمزمه‌هایی که چند ماه پیش درباره‌ی پاسخ تند آیت‌الله جوادی آملی به آقای گلپایگانی از بیت رهبری شایع شد، حکایت از نارضایتی او از سوء مدیریت مقامات عالی نظام در مدیریت بحران پیش آمده داشت. اما کناره‌گیری وی از مقام امامت جمعه که رسانه‌های حامی دولت کودتا تمام کوشش خود را برای به حاشیه راندن آن کردند، نکات ظریفی داشت که از دید بسیاری دور ماند و پاره‌ای از جملات مهم آن یکسره در پرده باقی ماند.

از میان جملاتِ‌ آیت‌الله جوادی آملی خوب است این‌ها را بازخوانی کنیم. وی وظایف امام جمعه را بر می‌شمارد و می‌گوید این وظایف «یكی رهبری و هدایت مردم در سیر من الخلق إلی الحق و دیگری رساندن پیام‌های خداوند در سیر من الحق إلی الخلق باشد و اگر در این دو زمینه كوتاهی كند باید از مردم عذرخواهی كند... در نماز جمعه مردم همه ساكتند و این امام جمعه است كه رهبری مردم را در ارتباط با مردم به عهده گرفته و باید تمام سعیش را انجام دهد. اگر نتواند ارتباط خوبی برقرار كند اینجاست كه وظیفه ما عذرخواهی است.»

یکی از نکات این تعبیر این است که او امامت جمعه را نمونه‌ای از امامت و رهبری در مقیاس کوچک‌تر می‌داند (هدایت مردم در سیر من الخلق الی الحق و...). گذشته از این‌، آیت‌الله جوادی آملی از علمایی است که معتقد به ولایت فقیهان است و نه ولی فقیه. به عبارت دیگر، وی ولایت را از آنِ فقها دانسته و این ولایت شامل خود او هم می‌شود. مضمون دیگر این سخن آن است که اگر امام یا رهبر در این وظیفه‌ی خود کوتاهی کند،‌ باید بیاید و از مردم عذرخواهی کند.

او سپس توضیح می‌دهد که وقتی کسی در نماز امام می‌شود (یا مقام رهبری را به عهده می‌گیرد)‌،‌ فصل‌الخطاب می‌شود. مردم سکوت می‌کنند تا او سخن بگوید. به عبارت دیگر، مردم به او اعتماد می‌کنند که او راه درست را انتخاب کند و خطا نکند. اما آیت‌الله جوادی آملی بلافاصله توضیح می‌دهد که اگر او نتواند ارتباط خوبی بر قرار کند (یعنی چنین اتفاقی کاملاً ممکن و شدنی است) و اگر او خطا کند (یعنی او خطا هم می‌کند)، وظیفه‌ی او این است که بیاید و عذرخواهی کند.

این استاد اخلاق با خطاب قرار دادن خود، به در می‌گوید که دیوار بشنود. اگر او که در مقام امامت جمعه است، نتوانسته حق مردم را ادا کند (وی را با امام جمعه‌ی تهران مقایسه کنید‌)، پس خود را ملزم به «عذرخواهی» و «کناره‌گیری» می‌داند. پیام این عمل برای عالی‌ترین مقام رهبری سیاسی کشور چیست؟ یعنی اگر شما هم خطا کردید و ارتباط درستی با مردمی که سکوت کردند و منتظر تصمیم درست شما شدند، برقرار نکردید، باید عذرخواهی کنید و کناره‌گیری. اخلاقی بودن عمل رهبر و امام چنین اقتضایی دارد.

نکته‌ی بعدی این است که آیت‌الله جوادی آملی منصوب رهبری است. یعنی مردم او را به امامت جمعه‌ی قم منصوب نکرده‌اند. ولی وی برای کناره‌گیری از مقام امامت جمعه منتظر اشاره‌ای از سوی رهبر کشور نمی‌ماند. او به رهبر کشور نامه‌ی استعفا نمی‌نویسد، بلکه مردم را مخاطب قرار می‌دهد. خودش رأساً تصمیم می‌گیرد کناره‌گیری کند و این کار را هم می‌کند. تنها عاملی که در این تصمیم‌گیری جدی گرفته نشده، شخص رهبری است. پیام از این روشن‌تر؟

کناره‌گیری وی، یک کناره‌گیری ساده نیست. او نمی‌گوید به دلیل کهولت سن، بیماری، خستگی یا مشغله‌های کاری و علمی کناره‌گیری می‌کند. نوع استخدام کلمات است که به کناره‌گیری آیت‌الله جوادی آملی اهمیت و معنای مضاعفی می‌دهد. این پیام عذرخواهی و کناره‌گیری دادن آن هم در لفافه‌ی سخنانِ خودش و قصه‌ی طوطی و بزرگان را به نحوی دیگر تکرار کردن، پیام‌های سنگین و مهمی دارد. برای فهم این نکات، باید معنای این عبارات و سابقه‌ی نارضایتی وی را از دولت کودتا جست‌وجو کرد. او در خاتمه‌ی سخنان‌اش تنها به یک تشکر خشک و خالی از رهبری و شورای سیاست‌گزاری اکتفا می‌کند و بدون هیچ‌گونه هماهنگی قبلی راه‌اش را از این دستگاه جدا می‌کند.

آیت‌الله جوادی آملی سخنانی را به زبان رمز و اشاره گفت که مخاطبان خاص به سرعت آن را دریافت کردند، اما عموم مخاطبان در غوغاهای رسانه‌ای تنها کناره‌گیری او را دیدند و نفس کناره‌گیری را اعتراض تلقی کردند، حال آنکه مهم‌تر از کناره‌گیری، سخنان نکته‌دار و تکان‌دهنده‌ی او بود که به عمل او رنگ سیاسی و اخلاقی دیگری می‌زد.

معرفت سیاسی جوادی آملی و زبان اشاره


آیت‌الله جوادی آملی با کناره‌گیری از مقام امامت جمعه‌ی شهر قم، با نهايت ظرافت، درایت و هوشمندی، سخنانی را گفت که تا به امروز هيچ کس لايه‌ی زيرین آن را نکاویده است. برای فهم هوشمندی سیاسی و تعهد اخلاقی وی بايد ابتدا پیشینه‌ی موضع‌گیری‌های او را بررسی کرد. اما این نکته را نیز نباید از خاطر دور داشت که آیت‌الله جوادی آملی جايگاهی علمی و معرفتی دارد و اساساً هرگز شأن فعال سياسی نداشته و زبان و ادبيات سیاسی متعارفی که در جاهای دیگر برای ابراز مخالفت يا اعتراض استفاده می‌شود، با خلقيات او سازگار نیست. اما هنگامی که مجموع سخنان و حرکت‌های وی را در کنار هم بگذاریم و شواهد و قرائن پیرامونی را با هم جمع کنیم، به یک مضمون روشن می‌رسیم: «اعلام اعتراض جدی و عمیق آيت‌الله جوادی آملی»؛ اما چگونه؟

سابقه‌ی اختلاف آیت‌الله جوادی آملی با محمود احمدی‌نژاد به ماجرای مشهور و عالم‌گیر هاله‌ی نور رییس دولت نهم در سازمان ملل بر می‌گردد که او با ذوق و شوق این حکایتِ خودساخته را نزد استاد اخلاق حوزه‌ی قم بازگفت. آیت‌الله جوادی آملی با تنبیهی مشفقانه کوشش کرد او را از دروغ گفتن بر حذر دارد و البته این اندرز معلم اخلاق در محمود احمدی‌نژاد اثری نکرد و او بی‌پرواتر از گذشته به دروغ‌گویی‌های خود ادامه داد. گویا این بی‌اعتنایی او و بی‌پروایی‌اش در بازی‌کردن با عقاید دینی و سست گرفتن اصول اخلاقی، آغازی بود برای زاویه گرفتن آیت‌الله جوادی آملی.

در همان روزهای نخست پس از انتخابات، آیت‌الله جوادی آملی از علمایی بود که به خشونت‌ها و درگیری‌ها اعتراض کرد و حاصل این اعتراض او راهپیمایی‌ای شد که عده‌ای از طلبه‌های قم بر پا کردند و رسماً او را در قم منافق خواندند (طبعاً حامیان جنبش سبز نمی‌توانستند این شعارها را علیه وی بدهند و پیدا بود که این شعارها از چه ناحیه‌ای تنظیم و تبلیغ می‌شد). اندک زمانی بعد آیت‌الله امینی، آیت‌الله استادی و آیت‌الله جوادی آملی نشانه‌های اعتراض بیشتر خود را با غیبت از نماز جمعه آشکار کردند. مدت زیادی نگذشته است که آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با رییس سازمان امور مالیاتی کشور سخنانی را گفت که چه بسا تندترین تعابیر علیه محمود احمدی‌نژاد باشد:

«سرمایه عظیمی به نام نفت در داخل کشور است، اگر روزی به جایی برسیم که نفت بفروشیم و کشور را اداره کنیم، ورشکست می‌شویم...در این صورت نسل بعد همه نفرین‌ها را متوجه ما می‌کند که چرا شما سرمایه را فروختید، مگر آدم عاقل نفت می‌فروشد تا کشور را اداره کند... براساس روایتی از امام علی (ع) ملتی که خاک و آب به اندازه کافی دارد اگر بخواهد مواد غذایی وارد کند خدا او را از رحمت دور کرده است... آدم عاقلی که سرمایه‌ای مثل خاک و آب دارد اگر از کشور دیگر مواد غذایی وارد کند، معلوم می‌شود بی‌عرضه است... جهنم فقط برای آدم شرابخوار نیست برای آدم بی‌عرضه هم هست.»

اشارات آیت‌الله جوادی آملی روشن است؛ بی‌کفایتی در امور اقتصادی و بحران‌های پیاپی مالی در کشور چیزی نیست که امروز بر کسی پوشیده باشد و وی با این اشارات محمود احمدی‌نژاد را فردی بی‌عرضه خوانده است که سزاوار جهنم می‌شود! یافتن مرجع ضمیر عبارات بالا کار دشواری نیست.

زمزمه‌هایی که چند ماه پیش درباره‌ی پاسخ تند آیت‌الله جوادی آملی به آقای گلپایگانی از بیت رهبری شایع شد، حکایت از نارضایتی او از سوء مدیریت مقامات عالی نظام در مدیریت بحران پیش آمده داشت. اما کناره‌گیری وی از مقام امامت جمعه که رسانه‌های حامی دولت کودتا تمام کوشش خود را برای به حاشیه راندن آن کردند، نکات ظریفی داشت که از دید بسیاری دور ماند و پاره‌ای از جملات مهم آن یکسره در پرده باقی ماند.

از میان جملاتِ‌ آیت‌الله جوادی آملی خوب است این‌ها را بازخوانی کنیم. وی وظایف امام جمعه را بر می‌شمارد و می‌گوید این وظایف «یكی رهبری و هدایت مردم در سیر من الخلق إلی الحق و دیگری رساندن پیام‌های خداوند در سیر من الحق إلی الخلق باشد و اگر در این دو زمینه كوتاهی كند باید از مردم عذرخواهی كند... در نماز جمعه مردم همه ساكتند و این امام جمعه است كه رهبری مردم را در ارتباط با مردم به عهده گرفته و باید تمام سعیش را انجام دهد. اگر نتواند ارتباط خوبی برقرار كند اینجاست كه وظیفه ما عذرخواهی است.»

یکی از نکات این تعبیر این است که او امامت جمعه را نمونه‌ای از امامت و رهبری در مقیاس کوچک‌تر می‌داند (هدایت مردم در سیر من الخلق الی الحق و...). گذشته از این‌، آیت‌الله جوادی آملی از علمایی است که معتقد به ولایت فقیهان است و نه ولی فقیه. به عبارت دیگر، وی ولایت را از آنِ فقها دانسته و این ولایت شامل خود او هم می‌شود. مضمون دیگر این سخن آن است که اگر امام یا رهبر در این وظیفه‌ی خود کوتاهی کند،‌ باید بیاید و از مردم عذرخواهی کند.

او سپس توضیح می‌دهد که وقتی کسی در نماز امام می‌شود (یا مقام رهبری را به عهده می‌گیرد)‌،‌ فصل‌الخطاب می‌شود. مردم سکوت می‌کنند تا او سخن بگوید. به عبارت دیگر، مردم به او اعتماد می‌کنند که او راه درست را انتخاب کند و خطا نکند. اما آیت‌الله جوادی آملی بلافاصله توضیح می‌دهد که اگر او نتواند ارتباط خوبی بر قرار کند (یعنی چنین اتفاقی کاملاً ممکن و شدنی است) و اگر او خطا کند (یعنی او خطا هم می‌کند)، وظیفه‌ی او این است که بیاید و عذرخواهی کند.

این استاد اخلاق با خطاب قرار دادن خود، به در می‌گوید که دیوار بشنود. اگر او که در مقام امامت جمعه است، نتوانسته حق مردم را ادا کند (وی را با امام جمعه‌ی تهران مقایسه کنید‌)، پس خود را ملزم به «عذرخواهی» و «کناره‌گیری» می‌داند. پیام این عمل برای عالی‌ترین مقام رهبری سیاسی کشور چیست؟ یعنی اگر شما هم خطا کردید و ارتباط درستی با مردمی که سکوت کردند و منتظر تصمیم درست شما شدند، برقرار نکردید، باید عذرخواهی کنید و کناره‌گیری. اخلاقی بودن عمل رهبر و امام چنین اقتضایی دارد.

نکته‌ی بعدی این است که آیت‌الله جوادی آملی منصوب رهبری است. یعنی مردم او را به امامت جمعه‌ی قم منصوب نکرده‌اند. ولی وی برای کناره‌گیری از مقام امامت جمعه منتظر اشاره‌ای از سوی رهبر کشور نمی‌ماند. او به رهبر کشور نامه‌ی استعفا نمی‌نویسد، بلکه مردم را مخاطب قرار می‌دهد. خودش رأساً تصمیم می‌گیرد کناره‌گیری کند و این کار را هم می‌کند. تنها عاملی که در این تصمیم‌گیری جدی گرفته نشده، شخص رهبری است. پیام از این روشن‌تر؟

کناره‌گیری وی، یک کناره‌گیری ساده نیست. او نمی‌گوید به دلیل کهولت سن، بیماری، خستگی یا مشغله‌های کاری و علمی کناره‌گیری می‌کند. نوع استخدام کلمات است که به کناره‌گیری آیت‌الله جوادی آملی اهمیت و معنای مضاعفی می‌دهد. این پیام عذرخواهی و کناره‌گیری دادن آن هم در لفافه‌ی سخنانِ خودش و قصه‌ی طوطی و بزرگان را به نحوی دیگر تکرار کردن، پیام‌های سنگین و مهمی دارد. برای فهم این نکات، باید معنای این عبارات و سابقه‌ی نارضایتی وی را از دولت کودتا جست‌وجو کرد. او در خاتمه‌ی سخنان‌اش تنها به یک تشکر خشک و خالی از رهبری و شورای سیاست‌گزاری اکتفا می‌کند و بدون هیچ‌گونه هماهنگی قبلی راه‌اش را از این دستگاه جدا می‌کند.

آیت‌الله جوادی آملی سخنانی را به زبان رمز و اشاره گفت که مخاطبان خاص به سرعت آن را دریافت کردند، اما عموم مخاطبان در غوغاهای رسانه‌ای تنها کناره‌گیری او را دیدند و نفس کناره‌گیری را اعتراض تلقی کردند، حال آنکه مهم‌تر از کناره‌گیری، سخنان نکته‌دار و تکان‌دهنده‌ی او بود که به عمل او رنگ سیاسی و اخلاقی دیگری می‌زد.

معرفت سیاسی جوادی آملی و زبان اشاره


آیت‌الله جوادی آملی با کناره‌گیری از مقام امامت جمعه‌ی شهر قم، با نهايت ظرافت، درایت و هوشمندی، سخنانی را گفت که تا به امروز هيچ کس لايه‌ی زيرین آن را نکاویده است. برای فهم هوشمندی سیاسی و تعهد اخلاقی وی بايد ابتدا پیشینه‌ی موضع‌گیری‌های او را بررسی کرد. اما این نکته را نیز نباید از خاطر دور داشت که آیت‌الله جوادی آملی جايگاهی علمی و معرفتی دارد و اساساً هرگز شأن فعال سياسی نداشته و زبان و ادبيات سیاسی متعارفی که در جاهای دیگر برای ابراز مخالفت يا اعتراض استفاده می‌شود، با خلقيات او سازگار نیست. اما هنگامی که مجموع سخنان و حرکت‌های وی را در کنار هم بگذاریم و شواهد و قرائن پیرامونی را با هم جمع کنیم، به یک مضمون روشن می‌رسیم: «اعلام اعتراض جدی و عمیق آيت‌الله جوادی آملی»؛ اما چگونه؟

سابقه‌ی اختلاف آیت‌الله جوادی آملی با محمود احمدی‌نژاد به ماجرای مشهور و عالم‌گیر هاله‌ی نور رییس دولت نهم در سازمان ملل بر می‌گردد که او با ذوق و شوق این حکایتِ خودساخته را نزد استاد اخلاق حوزه‌ی قم بازگفت. آیت‌الله جوادی آملی با تنبیهی مشفقانه کوشش کرد او را از دروغ گفتن بر حذر دارد و البته این اندرز معلم اخلاق در محمود احمدی‌نژاد اثری نکرد و او بی‌پرواتر از گذشته به دروغ‌گویی‌های خود ادامه داد. گویا این بی‌اعتنایی او و بی‌پروایی‌اش در بازی‌کردن با عقاید دینی و سست گرفتن اصول اخلاقی، آغازی بود برای زاویه گرفتن آیت‌الله جوادی آملی.

در همان روزهای نخست پس از انتخابات، آیت‌الله جوادی آملی از علمایی بود که به خشونت‌ها و درگیری‌ها اعتراض کرد و حاصل این اعتراض او راهپیمایی‌ای شد که عده‌ای از طلبه‌های قم بر پا کردند و رسماً او را در قم منافق خواندند (طبعاً حامیان جنبش سبز نمی‌توانستند این شعارها را علیه وی بدهند و پیدا بود که این شعارها از چه ناحیه‌ای تنظیم و تبلیغ می‌شد). اندک زمانی بعد آیت‌الله امینی، آیت‌الله استادی و آیت‌الله جوادی آملی نشانه‌های اعتراض بیشتر خود را با غیبت از نماز جمعه آشکار کردند. مدت زیادی نگذشته است که آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با رییس سازمان امور مالیاتی کشور سخنانی را گفت که چه بسا تندترین تعابیر علیه محمود احمدی‌نژاد باشد:

«سرمایه عظیمی به نام نفت در داخل کشور است، اگر روزی به جایی برسیم که نفت بفروشیم و کشور را اداره کنیم، ورشکست می‌شویم...در این صورت نسل بعد همه نفرین‌ها را متوجه ما می‌کند که چرا شما سرمایه را فروختید، مگر آدم عاقل نفت می‌فروشد تا کشور را اداره کند... براساس روایتی از امام علی (ع) ملتی که خاک و آب به اندازه کافی دارد اگر بخواهد مواد غذایی وارد کند خدا او را از رحمت دور کرده است... آدم عاقلی که سرمایه‌ای مثل خاک و آب دارد اگر از کشور دیگر مواد غذایی وارد کند، معلوم می‌شود بی‌عرضه است... جهنم فقط برای آدم شرابخوار نیست برای آدم بی‌عرضه هم هست.»

اشارات آیت‌الله جوادی آملی روشن است؛ بی‌کفایتی در امور اقتصادی و بحران‌های پیاپی مالی در کشور چیزی نیست که امروز بر کسی پوشیده باشد و وی با این اشارات محمود احمدی‌نژاد را فردی بی‌عرضه خوانده است که سزاوار جهنم می‌شود! یافتن مرجع ضمیر عبارات بالا کار دشواری نیست.

زمزمه‌هایی که چند ماه پیش درباره‌ی پاسخ تند آیت‌الله جوادی آملی به آقای گلپایگانی از بیت رهبری شایع شد، حکایت از نارضایتی او از سوء مدیریت مقامات عالی نظام در مدیریت بحران پیش آمده داشت. اما کناره‌گیری وی از مقام امامت جمعه که رسانه‌های حامی دولت کودتا تمام کوشش خود را برای به حاشیه راندن آن کردند، نکات ظریفی داشت که از دید بسیاری دور ماند و پاره‌ای از جملات مهم آن یکسره در پرده باقی ماند.

از میان جملاتِ‌ آیت‌الله جوادی آملی خوب است این‌ها را بازخوانی کنیم. وی وظایف امام جمعه را بر می‌شمارد و می‌گوید این وظایف «یكی رهبری و هدایت مردم در سیر من الخلق إلی الحق و دیگری رساندن پیام‌های خداوند در سیر من الحق إلی الخلق باشد و اگر در این دو زمینه كوتاهی كند باید از مردم عذرخواهی كند... در نماز جمعه مردم همه ساكتند و این امام جمعه است كه رهبری مردم را در ارتباط با مردم به عهده گرفته و باید تمام سعیش را انجام دهد. اگر نتواند ارتباط خوبی برقرار كند اینجاست كه وظیفه ما عذرخواهی است.»

یکی از نکات این تعبیر این است که او امامت جمعه را نمونه‌ای از امامت و رهبری در مقیاس کوچک‌تر می‌داند (هدایت مردم در سیر من الخلق الی الحق و...). گذشته از این‌، آیت‌الله جوادی آملی از علمایی است که معتقد به ولایت فقیهان است و نه ولی فقیه. به عبارت دیگر، وی ولایت را از آنِ فقها دانسته و این ولایت شامل خود او هم می‌شود. مضمون دیگر این سخن آن است که اگر امام یا رهبر در این وظیفه‌ی خود کوتاهی کند،‌ باید بیاید و از مردم عذرخواهی کند.

او سپس توضیح می‌دهد که وقتی کسی در نماز امام می‌شود (یا مقام رهبری را به عهده می‌گیرد)‌،‌ فصل‌الخطاب می‌شود. مردم سکوت می‌کنند تا او سخن بگوید. به عبارت دیگر، مردم به او اعتماد می‌کنند که او راه درست را انتخاب کند و خطا نکند. اما آیت‌الله جوادی آملی بلافاصله توضیح می‌دهد که اگر او نتواند ارتباط خوبی بر قرار کند (یعنی چنین اتفاقی کاملاً ممکن و شدنی است) و اگر او خطا کند (یعنی او خطا هم می‌کند)، وظیفه‌ی او این است که بیاید و عذرخواهی کند.

این استاد اخلاق با خطاب قرار دادن خود، به در می‌گوید که دیوار بشنود. اگر او که در مقام امامت جمعه است، نتوانسته حق مردم را ادا کند (وی را با امام جمعه‌ی تهران مقایسه کنید‌)، پس خود را ملزم به «عذرخواهی» و «کناره‌گیری» می‌داند. پیام این عمل برای عالی‌ترین مقام رهبری سیاسی کشور چیست؟ یعنی اگر شما هم خطا کردید و ارتباط درستی با مردمی که سکوت کردند و منتظر تصمیم درست شما شدند، برقرار نکردید، باید عذرخواهی کنید و کناره‌گیری. اخلاقی بودن عمل رهبر و امام چنین اقتضایی دارد.

نکته‌ی بعدی این است که آیت‌الله جوادی آملی منصوب رهبری است. یعنی مردم او را به امامت جمعه‌ی قم منصوب نکرده‌اند. ولی وی برای کناره‌گیری از مقام امامت جمعه منتظر اشاره‌ای از سوی رهبر کشور نمی‌ماند. او به رهبر کشور نامه‌ی استعفا نمی‌نویسد، بلکه مردم را مخاطب قرار می‌دهد. خودش رأساً تصمیم می‌گیرد کناره‌گیری کند و این کار را هم می‌کند. تنها عاملی که در این تصمیم‌گیری جدی گرفته نشده، شخص رهبری است. پیام از این روشن‌تر؟

کناره‌گیری وی، یک کناره‌گیری ساده نیست. او نمی‌گوید به دلیل کهولت سن، بیماری، خستگی یا مشغله‌های کاری و علمی کناره‌گیری می‌کند. نوع استخدام کلمات است که به کناره‌گیری آیت‌الله جوادی آملی اهمیت و معنای مضاعفی می‌دهد. این پیام عذرخواهی و کناره‌گیری دادن آن هم در لفافه‌ی سخنانِ خودش و قصه‌ی طوطی و بزرگان را به نحوی دیگر تکرار کردن، پیام‌های سنگین و مهمی دارد. برای فهم این نکات، باید معنای این عبارات و سابقه‌ی نارضایتی وی را از دولت کودتا جست‌وجو کرد. او در خاتمه‌ی سخنان‌اش تنها به یک تشکر خشک و خالی از رهبری و شورای سیاست‌گزاری اکتفا می‌کند و بدون هیچ‌گونه هماهنگی قبلی راه‌اش را از این دستگاه جدا می‌کند.

آیت‌الله جوادی آملی سخنانی را به زبان رمز و اشاره گفت که مخاطبان خاص به سرعت آن را دریافت کردند، اما عموم مخاطبان در غوغاهای رسانه‌ای تنها کناره‌گیری او را دیدند و نفس کناره‌گیری را اعتراض تلقی کردند، حال آنکه مهم‌تر از کناره‌گیری، سخنان نکته‌دار و تکان‌دهنده‌ی او بود که به عمل او رنگ سیاسی و اخلاقی دیگری می‌زد.

گروگانهای انگلیسی؛ آیا کت و شلوار تازه در راه است؟


میلاد جاوید

دقایقی پیش در بخش خبری ساعت چهارده تلویزیون رژیم اسلامی ، در حالی که نخست گوینده خبر از « جنجال تازه رسانه هایی انگلیس » سخن می گفت ، مصاحبه ای پخش شد از سخنگوی وزارت خارجه رژیم که خبرنگاران از او درباره درستی یا نادرستی خبر بازداشت پنج ملوان انگلیسی در آبهای خلیج فارس پرسیدند . با این که تاریخ این رویداد به چند روز پیش یعنی بیست و پنج نوامبر باز می گردد ، سخنگوی دروغ پرداز رژیم مکر و ریا و فریب گفت که این خبر در حال حاضر دردست بررسی است و به محض دریافت اخبار کافی ، آن را به اطلاع خواهد رساند .

یعنی این که من نمی دانم آن ها را بازداشت کرده اند یا نه ؛ و باید بررسی شود تا بتوانم به شما خبر بدهم .

عجبا !

وزارت خارجه رژیم نمی داند در کشور چه خبر است و اکنون که رسانه های غربی این خبر را منتشر کرده اند می گوید که خبر در دست بررسی است . این ها با تلسکوپ می گردند و از روی نقشه زمین یک کشور تازه تاسیس – به بزرگی منطقه امامزاده داود - را می یابند و اخبارش را لحظه به لحظه ارسال می کنند تا بگویند ما هم در جهان دوستانی داریم و نسبت به آنچه در جهان می گذرد حساسیم و خلاصه هر جا پشه پر بزند شست ما خبردار می شود ، آن وقت نمی دانند زیر دماغ خودشان چه می گذرد ؟

ظریفی می گفت با توپ و تشرهای غربی ها لابد حضرات چنان چاییده اند که دماغشان به قدر یک پرتقال آماسیده و از این رو نمی بینند زیرش چه خبر است !

به هر روی ، با توجه به اظهار بی اطلاعی سخنگوی عقب افتاده رژیم ، دولت احمدی نژاد چاره ای ندارد جز آن که باز هم مثل بچه آدم - و پیش از آن که غربی ها توی پوزه اش بزنند – برای گروگان ها کت و شلوار بخرد و آن ها را بی سر و صدا آزاد کند و موضوع را به جنجال رسانه ای غرب نسبت بدهد و سر و ته اش را هم بیاورد ، یا آن که خبر را تایید کند و باز هم شاخ و نشان بکشد که آری ، من آنم که هیتلر بود رو سپید !

البته در آن صورت ، وزیر خارجه اش مثل گربه توسری خورده باید مقابل دوربین بایستد و توضیح بدهد که چرا وزارتخانه اش نمی داند که در کشور چه خبر است و چرا سخنگوی اش در برابر چشم میلیون ها بیننده باید درباره بازداشت چند ملوان ( به اصطلاح همیشگی خودشان ، جاسوس ) اظهار بی اطلاعی کند ؛ و توضیح بدهد که چرا چنین دروغ بزرگ و آشکار و مضحکی گفته شده است .

بازی های این کریه ترین دلقک های روی زمین ، در عین تکراری بودن ، به راستی شگفت انگیز است .

گروگانهای انگلیسی؛ آیا کت و شلوار تازه در راه است؟


میلاد جاوید

دقایقی پیش در بخش خبری ساعت چهارده تلویزیون رژیم اسلامی ، در حالی که نخست گوینده خبر از « جنجال تازه رسانه هایی انگلیس » سخن می گفت ، مصاحبه ای پخش شد از سخنگوی وزارت خارجه رژیم که خبرنگاران از او درباره درستی یا نادرستی خبر بازداشت پنج ملوان انگلیسی در آبهای خلیج فارس پرسیدند . با این که تاریخ این رویداد به چند روز پیش یعنی بیست و پنج نوامبر باز می گردد ، سخنگوی دروغ پرداز رژیم مکر و ریا و فریب گفت که این خبر در حال حاضر دردست بررسی است و به محض دریافت اخبار کافی ، آن را به اطلاع خواهد رساند .

یعنی این که من نمی دانم آن ها را بازداشت کرده اند یا نه ؛ و باید بررسی شود تا بتوانم به شما خبر بدهم .

عجبا !

وزارت خارجه رژیم نمی داند در کشور چه خبر است و اکنون که رسانه های غربی این خبر را منتشر کرده اند می گوید که خبر در دست بررسی است . این ها با تلسکوپ می گردند و از روی نقشه زمین یک کشور تازه تاسیس – به بزرگی منطقه امامزاده داود - را می یابند و اخبارش را لحظه به لحظه ارسال می کنند تا بگویند ما هم در جهان دوستانی داریم و نسبت به آنچه در جهان می گذرد حساسیم و خلاصه هر جا پشه پر بزند شست ما خبردار می شود ، آن وقت نمی دانند زیر دماغ خودشان چه می گذرد ؟

ظریفی می گفت با توپ و تشرهای غربی ها لابد حضرات چنان چاییده اند که دماغشان به قدر یک پرتقال آماسیده و از این رو نمی بینند زیرش چه خبر است !

به هر روی ، با توجه به اظهار بی اطلاعی سخنگوی عقب افتاده رژیم ، دولت احمدی نژاد چاره ای ندارد جز آن که باز هم مثل بچه آدم - و پیش از آن که غربی ها توی پوزه اش بزنند – برای گروگان ها کت و شلوار بخرد و آن ها را بی سر و صدا آزاد کند و موضوع را به جنجال رسانه ای غرب نسبت بدهد و سر و ته اش را هم بیاورد ، یا آن که خبر را تایید کند و باز هم شاخ و نشان بکشد که آری ، من آنم که هیتلر بود رو سپید !

البته در آن صورت ، وزیر خارجه اش مثل گربه توسری خورده باید مقابل دوربین بایستد و توضیح بدهد که چرا وزارتخانه اش نمی داند که در کشور چه خبر است و چرا سخنگوی اش در برابر چشم میلیون ها بیننده باید درباره بازداشت چند ملوان ( به اصطلاح همیشگی خودشان ، جاسوس ) اظهار بی اطلاعی کند ؛ و توضیح بدهد که چرا چنین دروغ بزرگ و آشکار و مضحکی گفته شده است .

بازی های این کریه ترین دلقک های روی زمین ، در عین تکراری بودن ، به راستی شگفت انگیز است .

گروگانهای انگلیسی؛ آیا کت و شلوار تازه در راه است؟


میلاد جاوید

دقایقی پیش در بخش خبری ساعت چهارده تلویزیون رژیم اسلامی ، در حالی که نخست گوینده خبر از « جنجال تازه رسانه هایی انگلیس » سخن می گفت ، مصاحبه ای پخش شد از سخنگوی وزارت خارجه رژیم که خبرنگاران از او درباره درستی یا نادرستی خبر بازداشت پنج ملوان انگلیسی در آبهای خلیج فارس پرسیدند . با این که تاریخ این رویداد به چند روز پیش یعنی بیست و پنج نوامبر باز می گردد ، سخنگوی دروغ پرداز رژیم مکر و ریا و فریب گفت که این خبر در حال حاضر دردست بررسی است و به محض دریافت اخبار کافی ، آن را به اطلاع خواهد رساند .

یعنی این که من نمی دانم آن ها را بازداشت کرده اند یا نه ؛ و باید بررسی شود تا بتوانم به شما خبر بدهم .

عجبا !

وزارت خارجه رژیم نمی داند در کشور چه خبر است و اکنون که رسانه های غربی این خبر را منتشر کرده اند می گوید که خبر در دست بررسی است . این ها با تلسکوپ می گردند و از روی نقشه زمین یک کشور تازه تاسیس – به بزرگی منطقه امامزاده داود - را می یابند و اخبارش را لحظه به لحظه ارسال می کنند تا بگویند ما هم در جهان دوستانی داریم و نسبت به آنچه در جهان می گذرد حساسیم و خلاصه هر جا پشه پر بزند شست ما خبردار می شود ، آن وقت نمی دانند زیر دماغ خودشان چه می گذرد ؟

ظریفی می گفت با توپ و تشرهای غربی ها لابد حضرات چنان چاییده اند که دماغشان به قدر یک پرتقال آماسیده و از این رو نمی بینند زیرش چه خبر است !

به هر روی ، با توجه به اظهار بی اطلاعی سخنگوی عقب افتاده رژیم ، دولت احمدی نژاد چاره ای ندارد جز آن که باز هم مثل بچه آدم - و پیش از آن که غربی ها توی پوزه اش بزنند – برای گروگان ها کت و شلوار بخرد و آن ها را بی سر و صدا آزاد کند و موضوع را به جنجال رسانه ای غرب نسبت بدهد و سر و ته اش را هم بیاورد ، یا آن که خبر را تایید کند و باز هم شاخ و نشان بکشد که آری ، من آنم که هیتلر بود رو سپید !

البته در آن صورت ، وزیر خارجه اش مثل گربه توسری خورده باید مقابل دوربین بایستد و توضیح بدهد که چرا وزارتخانه اش نمی داند که در کشور چه خبر است و چرا سخنگوی اش در برابر چشم میلیون ها بیننده باید درباره بازداشت چند ملوان ( به اصطلاح همیشگی خودشان ، جاسوس ) اظهار بی اطلاعی کند ؛ و توضیح بدهد که چرا چنین دروغ بزرگ و آشکار و مضحکی گفته شده است .

بازی های این کریه ترین دلقک های روی زمین ، در عین تکراری بودن ، به راستی شگفت انگیز است .

حزب ‌الله لبنان و ازدواج موقت (صیغه)


خبرآنلاین: مجله‌ فارین پالیسی نوشت که ازدواج موقت در لبنان رایج شده، به ویژه این مسئله در داخل حزب‌الله در بیروت و جنوب لبنان پس از جنگ سال 2006 با اسرائیل بیشتر شده است.

به گزارش پرس.تی.وی، این مجله اشاره داشت که تشویق حزب‌الله برای این نوع از ازدواج‌ها و این پدیده نشان دهنده‌ی این مطلب است که این حزب به این مساله نیاز داشته تا قدرت و نیروی برتری در میان حزب‌ها و گروه‌های شیعه‌ی داخلی لبنان باشد.

مجله‌ی فرین پالیسی نوشت:‌ «زمانی که حزب‌الله پس از مقابله با اسرائیل قدرتمند شد، مجبور شد تا با این حقیقت دست و پنجه نرم کند که بسیاری از شیعیان لبنانی به اعتقادات مذهبی رهبران حزب‌الله که الگوبرداری از ایران است، اعتقاد ندارند. رهبران حزب‌الله به جامعه‌ای پای گذاشتند که اساس آن توسط سکولارهای چپ‌گرا در دهه‌ی هفتاد و هشتاد قرن گذشته پایه‌ریزی شده بود و فرهنگی بین‌المللی بر بیروت حاکم بود».

این مجله افزود:‌ «امروزه مردم شیعه‌ی لبنان با چهره‌هایی همچون هیفا وهبی، تبلیغات و برنامه‌های غربی بی‌شمار و فن‌آوری‌های تکنولوژیک همچون آشنایی اینترنتی مواجه هستند. ایجاد توازن بین نیازهای جنسی این جامعه و حمایت از مقاومت در برابر اسرائیل یکی از نیازهای حیاتی حزب‌الله برای ماندن و در اختیار داشتن قدرت است».

این مجله از قول لقمان سلیم نویسنده و فعال شیعه لبنانی نوشت: «اعضای حزب‌الله به دلیل مسائل امنیتی قادر نیستند که ازدواج موقت داشته باشند و این اجازه به حزب‌الله داده نمی‌شود و ما ناچاریم به طور آشکار بین حزب‌الله به عنوان یک سازمان و حزب‌الله به عنوان حزبی که جامعه را رهبری می‌کند، تفاوت قائل شویم». این مجله از قول سلیم نقل کرد که حزب‌الله تصمیم گرفته تا این پدیده را پس از جنگ 2006 توسعه دهد تا حمایت از این حزب توسط شیعیان ادامه یابد و تمام شیعیان این کشور را تحت کنترل خود داشته باشد.

فارین پالیسی در پایان این گزارش می‌نویسد: «حزب‌الله پس از این بود که تصمیم گرفت با عنوان‌های دینی اجازه‌ی این کار را بدهد تا بتواند جامعه‌ی شیعیان را کنترل کند. این در حالیست که اعضای حزب بر این مساله نظارت دارند و اماکن مخصوصی را برای دیدار افراد در نظر گرفته‌اند و حتی به حل مشکلات این افراد می‌پردازند».

حزب ‌الله لبنان و ازدواج موقت (صیغه)


خبرآنلاین: مجله‌ فارین پالیسی نوشت که ازدواج موقت در لبنان رایج شده، به ویژه این مسئله در داخل حزب‌الله در بیروت و جنوب لبنان پس از جنگ سال 2006 با اسرائیل بیشتر شده است.

به گزارش پرس.تی.وی، این مجله اشاره داشت که تشویق حزب‌الله برای این نوع از ازدواج‌ها و این پدیده نشان دهنده‌ی این مطلب است که این حزب به این مساله نیاز داشته تا قدرت و نیروی برتری در میان حزب‌ها و گروه‌های شیعه‌ی داخلی لبنان باشد.

مجله‌ی فرین پالیسی نوشت:‌ «زمانی که حزب‌الله پس از مقابله با اسرائیل قدرتمند شد، مجبور شد تا با این حقیقت دست و پنجه نرم کند که بسیاری از شیعیان لبنانی به اعتقادات مذهبی رهبران حزب‌الله که الگوبرداری از ایران است، اعتقاد ندارند. رهبران حزب‌الله به جامعه‌ای پای گذاشتند که اساس آن توسط سکولارهای چپ‌گرا در دهه‌ی هفتاد و هشتاد قرن گذشته پایه‌ریزی شده بود و فرهنگی بین‌المللی بر بیروت حاکم بود».

این مجله افزود:‌ «امروزه مردم شیعه‌ی لبنان با چهره‌هایی همچون هیفا وهبی، تبلیغات و برنامه‌های غربی بی‌شمار و فن‌آوری‌های تکنولوژیک همچون آشنایی اینترنتی مواجه هستند. ایجاد توازن بین نیازهای جنسی این جامعه و حمایت از مقاومت در برابر اسرائیل یکی از نیازهای حیاتی حزب‌الله برای ماندن و در اختیار داشتن قدرت است».

این مجله از قول لقمان سلیم نویسنده و فعال شیعه لبنانی نوشت: «اعضای حزب‌الله به دلیل مسائل امنیتی قادر نیستند که ازدواج موقت داشته باشند و این اجازه به حزب‌الله داده نمی‌شود و ما ناچاریم به طور آشکار بین حزب‌الله به عنوان یک سازمان و حزب‌الله به عنوان حزبی که جامعه را رهبری می‌کند، تفاوت قائل شویم». این مجله از قول سلیم نقل کرد که حزب‌الله تصمیم گرفته تا این پدیده را پس از جنگ 2006 توسعه دهد تا حمایت از این حزب توسط شیعیان ادامه یابد و تمام شیعیان این کشور را تحت کنترل خود داشته باشد.

فارین پالیسی در پایان این گزارش می‌نویسد: «حزب‌الله پس از این بود که تصمیم گرفت با عنوان‌های دینی اجازه‌ی این کار را بدهد تا بتواند جامعه‌ی شیعیان را کنترل کند. این در حالیست که اعضای حزب بر این مساله نظارت دارند و اماکن مخصوصی را برای دیدار افراد در نظر گرفته‌اند و حتی به حل مشکلات این افراد می‌پردازند».

حزب ‌الله لبنان و ازدواج موقت (صیغه)


خبرآنلاین: مجله‌ فارین پالیسی نوشت که ازدواج موقت در لبنان رایج شده، به ویژه این مسئله در داخل حزب‌الله در بیروت و جنوب لبنان پس از جنگ سال 2006 با اسرائیل بیشتر شده است.

به گزارش پرس.تی.وی، این مجله اشاره داشت که تشویق حزب‌الله برای این نوع از ازدواج‌ها و این پدیده نشان دهنده‌ی این مطلب است که این حزب به این مساله نیاز داشته تا قدرت و نیروی برتری در میان حزب‌ها و گروه‌های شیعه‌ی داخلی لبنان باشد.

مجله‌ی فرین پالیسی نوشت:‌ «زمانی که حزب‌الله پس از مقابله با اسرائیل قدرتمند شد، مجبور شد تا با این حقیقت دست و پنجه نرم کند که بسیاری از شیعیان لبنانی به اعتقادات مذهبی رهبران حزب‌الله که الگوبرداری از ایران است، اعتقاد ندارند. رهبران حزب‌الله به جامعه‌ای پای گذاشتند که اساس آن توسط سکولارهای چپ‌گرا در دهه‌ی هفتاد و هشتاد قرن گذشته پایه‌ریزی شده بود و فرهنگی بین‌المللی بر بیروت حاکم بود».

این مجله افزود:‌ «امروزه مردم شیعه‌ی لبنان با چهره‌هایی همچون هیفا وهبی، تبلیغات و برنامه‌های غربی بی‌شمار و فن‌آوری‌های تکنولوژیک همچون آشنایی اینترنتی مواجه هستند. ایجاد توازن بین نیازهای جنسی این جامعه و حمایت از مقاومت در برابر اسرائیل یکی از نیازهای حیاتی حزب‌الله برای ماندن و در اختیار داشتن قدرت است».

این مجله از قول لقمان سلیم نویسنده و فعال شیعه لبنانی نوشت: «اعضای حزب‌الله به دلیل مسائل امنیتی قادر نیستند که ازدواج موقت داشته باشند و این اجازه به حزب‌الله داده نمی‌شود و ما ناچاریم به طور آشکار بین حزب‌الله به عنوان یک سازمان و حزب‌الله به عنوان حزبی که جامعه را رهبری می‌کند، تفاوت قائل شویم». این مجله از قول سلیم نقل کرد که حزب‌الله تصمیم گرفته تا این پدیده را پس از جنگ 2006 توسعه دهد تا حمایت از این حزب توسط شیعیان ادامه یابد و تمام شیعیان این کشور را تحت کنترل خود داشته باشد.

فارین پالیسی در پایان این گزارش می‌نویسد: «حزب‌الله پس از این بود که تصمیم گرفت با عنوان‌های دینی اجازه‌ی این کار را بدهد تا بتواند جامعه‌ی شیعیان را کنترل کند. این در حالیست که اعضای حزب بر این مساله نظارت دارند و اماکن مخصوصی را برای دیدار افراد در نظر گرفته‌اند و حتی به حل مشکلات این افراد می‌پردازند».

روز جهانی مبارزه با ایدز؛ هر روز یک قربانی در ایران


امروز اول دسامبر روز جهانی مبارزه با ایدز است. به نوشته روزنامه همشهری، مسئولان جمهوری اسلامی اطلاعات ضد‌ونقيضي درباره آمار مبتلايان و همچنين روند پيشرفت اين بيماري مهلک ارائه می دهند. اظهاراتي كه نشان مي‌دهد هنوز تصوير درستي از روند پيشرفت اين بيماري در ايران وجود ندارد.

رادیو آلمان در گزارشی نوشت، وزارت بهداشت ایران اعلام کرد در سه ماهه دوم سال جاری، تعداد فوت‌شدگان مبتلا به ایدز ۹۴ نفر بیشتر از سه ماهه اول بوده است. براساس این گزارش در این مدت روزانه بیش از یک نفر در ایران بر اثر ایدز جان خود را از دست داده است.

بنا به گزارش رسمی وزارت بهداشت ایران که در آبان ماه امسال منتشر شد، در بهار سال جاری ۳۳۱۵ نفر در اثر ابتلا به ایدز جان خود را از دست داده‌اند، در حالی که این رقم در تابستان به ۳۴۰۹ نفرافزایش یافته است. بر اساس این گزارش در سه ماهه دوم سال ۸۸ تعداد مبتلایان به ایدز ۹۴ نفر بیشتر از سه ماهه اول بوده است. این گزارش تصریح می‌کند که در سه ماهه دوم امسال روزانه بیش از یک مورد مرگ ناشی از ایدز در ایران وجود داشته است.

وزارت بهداشت ایران همچنین اعلام کرد، تا تاریخ اول مهرماه ۱۳۸۸ مجموعا ۲۰ هزار و ۱۳۰ نفر مبتلا به ویروس HIV در ایران شناسایی شده‌اند. این در حالی است که به گفته‌ی نایب رئیس انجمن حمایت از بیماران عفونی کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۸۳ تا ۱۲۰ هزار فرد آلوده به ویروس HIV در ایران وجود دارند.

آمار وزارت بهداشت در مورد کسانی که وارد فاز بیماری ایدز شده‌اند، تصریح می‌کند که تا پایان تابستان امسال دو هزار و ۹۷ نفر مبتلا به ایدز شده‌اند. این رقم در بهار سال جاری ۱۹۷۵ نفر گزارش شده بود. ۹۳درصد از مبتلایان به ایدز در ایران را مردان و ۳ درصد را زنان تشکیل می‌دهند.


راه‌های انتقال ایدز در ایران در حال تغییرند

براساس آمارهای رسمی، ۶ / ۷۶ درصد مبتلایان به ایدز از راه اعتیاد تزریقی و۳ / ۱۳ درصد از راه تماس جنسی غیر ایمن به این بیماری مبتلا شده‌اند. این در حالی است که آمار سال ۱۳۸۷ نشان می‌داد که ۵ / ۶۹ درصد مبتلایان به این بیماری از طریق سرنگ مشترک و ۵ / ۸ درصد از طریق رابطه جنسی ناایمن آلوده شده‌اند. به عبارت دیگر درصد کسانی که از طریق تماس جنسی به ایدز مبتلا می‌شوند، رو به افزایش است.

البته ظاهرا مسئولان وزارت بهداشت این تغییر الگوی انتقال را باور ندارند. دکتر حسن امامی رضوی معاون سلامت وزارت بهداشت در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس می‌گوید: «آمارها موج سوم ایدز از طریق رابطه جنسی را تایید نمی‌کند، زیرا بخشی از افزایش موارد ابتلا از طریق رابطه جنسی، به علت کاهش موارد ابتلا از طریق اعتیاد تزریقی و کنترل این بیماری در بین افراد معتاد با آموزش و ارائه سرنگ و کاندوم رایگان بوده که به معنای گسترش این بیماری از طریق روابط جنسی نیست. بنابراین، ما موج سوم ایدز از طریق رابطه جنسی را تایید نمی‌کنیم».

در حقیقت به عقیده‌ی وی چون آمار ابتلا از طریق سرنگ آلوده کم شده، بنابراین نمی‌توان گفت میزان انتقال از راه تماس جنسی افزیش یافته است. این در حالی است که دکتر مینو محرز نایب رئیس انجمن حمایت از بیماران عفونی در سمینار سالانه ایدز در ایران که روز یک‌شنبه هشتم آذرماه برگزار شد، نسبت به تغییر الگوی انتقال ایدز از سرنگ آلوده به سمت رابطه جنسی هشدار داد.

به گزارش روزنامه سرمایه، دکتر محرز در این سمینار از والدین، مسئولان مدارس و شورای سلامت صدا و سیما انتقاد کرد و گفت: «۸۰ درصد مخاطبان تلویزیون، برای اولین بار کلمه "کاندوم" را از تلویزیون می‌شنوند. در چنین شرایطی و در حالی که سن ازدواج در کشور ما بالا رفته و آمار طلاق هم رو به افزایش گذاشته، طبیعی است که تماس جنسی محافظت نشده نیز افزایش یابد که در نتیجه باید منتظر شیوع موارد ابتلا به بیماری ایدز از طریق تماس‌های جنسی باشیم».

از سوی برخی از کارشناسان عنوان می‌شود که آمار مبتلایان از طریق رابطه جنسی می‌تواند بیشتر از میزان اعلام شده باشد. در آمارهای اعلام‌شده توسط وزارت بهداشت، بیش از ۱۹ درصد راه ابتلا، موارد نامشخص اعلام شده. کارشناسان معتقدند کسانی که راه ابتلای خود را نامشخص اعلام کرده‌اند، کسانی هستند که از طریق رابطه جنسی آلوده شده و نمی‌خواهند آن را ابراز کنند.

دکتر مسعود مردانی عضو کمیته کشوری ایدز در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایسنا گفته است: «این درصد نامشخص، به علت حجب و حیا، رابطه جنسی را کتمان می‌کنند، بنابراین می‌توان گفت نزدیک ۲۷ تا ۲۸ درصد موارد ابتلا به ایدز در ایران ممکن است به دلیل روابط جنسی باشد».

روز جهانی مبارزه با ایدز؛ هر روز یک قربانی در ایران


امروز اول دسامبر روز جهانی مبارزه با ایدز است. به نوشته روزنامه همشهری، مسئولان جمهوری اسلامی اطلاعات ضد‌ونقيضي درباره آمار مبتلايان و همچنين روند پيشرفت اين بيماري مهلک ارائه می دهند. اظهاراتي كه نشان مي‌دهد هنوز تصوير درستي از روند پيشرفت اين بيماري در ايران وجود ندارد.

رادیو آلمان در گزارشی نوشت، وزارت بهداشت ایران اعلام کرد در سه ماهه دوم سال جاری، تعداد فوت‌شدگان مبتلا به ایدز ۹۴ نفر بیشتر از سه ماهه اول بوده است. براساس این گزارش در این مدت روزانه بیش از یک نفر در ایران بر اثر ایدز جان خود را از دست داده است.

بنا به گزارش رسمی وزارت بهداشت ایران که در آبان ماه امسال منتشر شد، در بهار سال جاری ۳۳۱۵ نفر در اثر ابتلا به ایدز جان خود را از دست داده‌اند، در حالی که این رقم در تابستان به ۳۴۰۹ نفرافزایش یافته است. بر اساس این گزارش در سه ماهه دوم سال ۸۸ تعداد مبتلایان به ایدز ۹۴ نفر بیشتر از سه ماهه اول بوده است. این گزارش تصریح می‌کند که در سه ماهه دوم امسال روزانه بیش از یک مورد مرگ ناشی از ایدز در ایران وجود داشته است.

وزارت بهداشت ایران همچنین اعلام کرد، تا تاریخ اول مهرماه ۱۳۸۸ مجموعا ۲۰ هزار و ۱۳۰ نفر مبتلا به ویروس HIV در ایران شناسایی شده‌اند. این در حالی است که به گفته‌ی نایب رئیس انجمن حمایت از بیماران عفونی کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۸۳ تا ۱۲۰ هزار فرد آلوده به ویروس HIV در ایران وجود دارند.

آمار وزارت بهداشت در مورد کسانی که وارد فاز بیماری ایدز شده‌اند، تصریح می‌کند که تا پایان تابستان امسال دو هزار و ۹۷ نفر مبتلا به ایدز شده‌اند. این رقم در بهار سال جاری ۱۹۷۵ نفر گزارش شده بود. ۹۳درصد از مبتلایان به ایدز در ایران را مردان و ۳ درصد را زنان تشکیل می‌دهند.


راه‌های انتقال ایدز در ایران در حال تغییرند

براساس آمارهای رسمی، ۶ / ۷۶ درصد مبتلایان به ایدز از راه اعتیاد تزریقی و۳ / ۱۳ درصد از راه تماس جنسی غیر ایمن به این بیماری مبتلا شده‌اند. این در حالی است که آمار سال ۱۳۸۷ نشان می‌داد که ۵ / ۶۹ درصد مبتلایان به این بیماری از طریق سرنگ مشترک و ۵ / ۸ درصد از طریق رابطه جنسی ناایمن آلوده شده‌اند. به عبارت دیگر درصد کسانی که از طریق تماس جنسی به ایدز مبتلا می‌شوند، رو به افزایش است.

البته ظاهرا مسئولان وزارت بهداشت این تغییر الگوی انتقال را باور ندارند. دکتر حسن امامی رضوی معاون سلامت وزارت بهداشت در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس می‌گوید: «آمارها موج سوم ایدز از طریق رابطه جنسی را تایید نمی‌کند، زیرا بخشی از افزایش موارد ابتلا از طریق رابطه جنسی، به علت کاهش موارد ابتلا از طریق اعتیاد تزریقی و کنترل این بیماری در بین افراد معتاد با آموزش و ارائه سرنگ و کاندوم رایگان بوده که به معنای گسترش این بیماری از طریق روابط جنسی نیست. بنابراین، ما موج سوم ایدز از طریق رابطه جنسی را تایید نمی‌کنیم».

در حقیقت به عقیده‌ی وی چون آمار ابتلا از طریق سرنگ آلوده کم شده، بنابراین نمی‌توان گفت میزان انتقال از راه تماس جنسی افزیش یافته است. این در حالی است که دکتر مینو محرز نایب رئیس انجمن حمایت از بیماران عفونی در سمینار سالانه ایدز در ایران که روز یک‌شنبه هشتم آذرماه برگزار شد، نسبت به تغییر الگوی انتقال ایدز از سرنگ آلوده به سمت رابطه جنسی هشدار داد.

به گزارش روزنامه سرمایه، دکتر محرز در این سمینار از والدین، مسئولان مدارس و شورای سلامت صدا و سیما انتقاد کرد و گفت: «۸۰ درصد مخاطبان تلویزیون، برای اولین بار کلمه "کاندوم" را از تلویزیون می‌شنوند. در چنین شرایطی و در حالی که سن ازدواج در کشور ما بالا رفته و آمار طلاق هم رو به افزایش گذاشته، طبیعی است که تماس جنسی محافظت نشده نیز افزایش یابد که در نتیجه باید منتظر شیوع موارد ابتلا به بیماری ایدز از طریق تماس‌های جنسی باشیم».

از سوی برخی از کارشناسان عنوان می‌شود که آمار مبتلایان از طریق رابطه جنسی می‌تواند بیشتر از میزان اعلام شده باشد. در آمارهای اعلام‌شده توسط وزارت بهداشت، بیش از ۱۹ درصد راه ابتلا، موارد نامشخص اعلام شده. کارشناسان معتقدند کسانی که راه ابتلای خود را نامشخص اعلام کرده‌اند، کسانی هستند که از طریق رابطه جنسی آلوده شده و نمی‌خواهند آن را ابراز کنند.

دکتر مسعود مردانی عضو کمیته کشوری ایدز در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایسنا گفته است: «این درصد نامشخص، به علت حجب و حیا، رابطه جنسی را کتمان می‌کنند، بنابراین می‌توان گفت نزدیک ۲۷ تا ۲۸ درصد موارد ابتلا به ایدز در ایران ممکن است به دلیل روابط جنسی باشد».

روز جهانی مبارزه با ایدز؛ هر روز یک قربانی در ایران


امروز اول دسامبر روز جهانی مبارزه با ایدز است. به نوشته روزنامه همشهری، مسئولان جمهوری اسلامی اطلاعات ضد‌ونقيضي درباره آمار مبتلايان و همچنين روند پيشرفت اين بيماري مهلک ارائه می دهند. اظهاراتي كه نشان مي‌دهد هنوز تصوير درستي از روند پيشرفت اين بيماري در ايران وجود ندارد.

رادیو آلمان در گزارشی نوشت، وزارت بهداشت ایران اعلام کرد در سه ماهه دوم سال جاری، تعداد فوت‌شدگان مبتلا به ایدز ۹۴ نفر بیشتر از سه ماهه اول بوده است. براساس این گزارش در این مدت روزانه بیش از یک نفر در ایران بر اثر ایدز جان خود را از دست داده است.

بنا به گزارش رسمی وزارت بهداشت ایران که در آبان ماه امسال منتشر شد، در بهار سال جاری ۳۳۱۵ نفر در اثر ابتلا به ایدز جان خود را از دست داده‌اند، در حالی که این رقم در تابستان به ۳۴۰۹ نفرافزایش یافته است. بر اساس این گزارش در سه ماهه دوم سال ۸۸ تعداد مبتلایان به ایدز ۹۴ نفر بیشتر از سه ماهه اول بوده است. این گزارش تصریح می‌کند که در سه ماهه دوم امسال روزانه بیش از یک مورد مرگ ناشی از ایدز در ایران وجود داشته است.

وزارت بهداشت ایران همچنین اعلام کرد، تا تاریخ اول مهرماه ۱۳۸۸ مجموعا ۲۰ هزار و ۱۳۰ نفر مبتلا به ویروس HIV در ایران شناسایی شده‌اند. این در حالی است که به گفته‌ی نایب رئیس انجمن حمایت از بیماران عفونی کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۸۳ تا ۱۲۰ هزار فرد آلوده به ویروس HIV در ایران وجود دارند.

آمار وزارت بهداشت در مورد کسانی که وارد فاز بیماری ایدز شده‌اند، تصریح می‌کند که تا پایان تابستان امسال دو هزار و ۹۷ نفر مبتلا به ایدز شده‌اند. این رقم در بهار سال جاری ۱۹۷۵ نفر گزارش شده بود. ۹۳درصد از مبتلایان به ایدز در ایران را مردان و ۳ درصد را زنان تشکیل می‌دهند.


راه‌های انتقال ایدز در ایران در حال تغییرند

براساس آمارهای رسمی، ۶ / ۷۶ درصد مبتلایان به ایدز از راه اعتیاد تزریقی و۳ / ۱۳ درصد از راه تماس جنسی غیر ایمن به این بیماری مبتلا شده‌اند. این در حالی است که آمار سال ۱۳۸۷ نشان می‌داد که ۵ / ۶۹ درصد مبتلایان به این بیماری از طریق سرنگ مشترک و ۵ / ۸ درصد از طریق رابطه جنسی ناایمن آلوده شده‌اند. به عبارت دیگر درصد کسانی که از طریق تماس جنسی به ایدز مبتلا می‌شوند، رو به افزایش است.

البته ظاهرا مسئولان وزارت بهداشت این تغییر الگوی انتقال را باور ندارند. دکتر حسن امامی رضوی معاون سلامت وزارت بهداشت در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس می‌گوید: «آمارها موج سوم ایدز از طریق رابطه جنسی را تایید نمی‌کند، زیرا بخشی از افزایش موارد ابتلا از طریق رابطه جنسی، به علت کاهش موارد ابتلا از طریق اعتیاد تزریقی و کنترل این بیماری در بین افراد معتاد با آموزش و ارائه سرنگ و کاندوم رایگان بوده که به معنای گسترش این بیماری از طریق روابط جنسی نیست. بنابراین، ما موج سوم ایدز از طریق رابطه جنسی را تایید نمی‌کنیم».

در حقیقت به عقیده‌ی وی چون آمار ابتلا از طریق سرنگ آلوده کم شده، بنابراین نمی‌توان گفت میزان انتقال از راه تماس جنسی افزیش یافته است. این در حالی است که دکتر مینو محرز نایب رئیس انجمن حمایت از بیماران عفونی در سمینار سالانه ایدز در ایران که روز یک‌شنبه هشتم آذرماه برگزار شد، نسبت به تغییر الگوی انتقال ایدز از سرنگ آلوده به سمت رابطه جنسی هشدار داد.

به گزارش روزنامه سرمایه، دکتر محرز در این سمینار از والدین، مسئولان مدارس و شورای سلامت صدا و سیما انتقاد کرد و گفت: «۸۰ درصد مخاطبان تلویزیون، برای اولین بار کلمه "کاندوم" را از تلویزیون می‌شنوند. در چنین شرایطی و در حالی که سن ازدواج در کشور ما بالا رفته و آمار طلاق هم رو به افزایش گذاشته، طبیعی است که تماس جنسی محافظت نشده نیز افزایش یابد که در نتیجه باید منتظر شیوع موارد ابتلا به بیماری ایدز از طریق تماس‌های جنسی باشیم».

از سوی برخی از کارشناسان عنوان می‌شود که آمار مبتلایان از طریق رابطه جنسی می‌تواند بیشتر از میزان اعلام شده باشد. در آمارهای اعلام‌شده توسط وزارت بهداشت، بیش از ۱۹ درصد راه ابتلا، موارد نامشخص اعلام شده. کارشناسان معتقدند کسانی که راه ابتلای خود را نامشخص اعلام کرده‌اند، کسانی هستند که از طریق رابطه جنسی آلوده شده و نمی‌خواهند آن را ابراز کنند.

دکتر مسعود مردانی عضو کمیته کشوری ایدز در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایسنا گفته است: «این درصد نامشخص، به علت حجب و حیا، رابطه جنسی را کتمان می‌کنند، بنابراین می‌توان گفت نزدیک ۲۷ تا ۲۸ درصد موارد ابتلا به ایدز در ایران ممکن است به دلیل روابط جنسی باشد».

صفار هرندی: ما زندانی سیاسی نداریم


صفارهرندي در پاسخ به شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد» گفت: ما زنداني سياسي نداريم بلكه آنهايي كه شما ميگويد زنداني امنيتي هستند كه به خاطر اردوكشي به خيابانها به حبس افتادهاند.

به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، محمدحسين صفارهرندي شب گذشته در دانشگاه محقق اردبيلي و در جمع دانشجويان اين دانشگاه در سخناني افزود: امروز در اردوگاه آمريكا تنها كساني اعلام و ابراز وجود ميكنند كه همچنان به دلارهاي آمريكا چشم طمع دارند و خود را در مقابل ان مرعوب شده ميدانند.
وي خاطر نشان كرد: البته در حال حاضر صداي ملت بزرگ ايران كه شعار نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي است را سر ميدهند گوش اين ابرقدرتها را كر كرده است و ننگ بزرگي بر پيشاني آنها حك شده است!.
صفارهرندي ادامه داد: شعاري كه دانشجويان ما در 30 سال گذشته بارها آن را تكرار و در صحنههاي مبارزاتي الگو قرار دادند مرگ بر استكبار به ويژه آمريكا و اسرائيلي بوده است كه دنيا لحظهاي از دست آنها آرام و قرار نيافته است.
وي روز 16 آذر را روز ننگ و نفرت از آمريكا دانست و تصريح كرد: همه ساله در 16 آذر ياد پيشگاماني را گرامي ميداريم كه در صحنههاي مبارزات ضد استبدادي خون خود را به پاي نهال انقلاب ريختند و اجازه ندادند آمريكاي جهانخوار ايران را چون گوشت قرباني تقسيم كرده و در آن جولان دهد.
صفارهرندي گفت: تحقيري كه آمريكا در 30 سال گذشته از ملت ما به ويژه دانشجويان و نسل جوان پذيرفته است هرگز فراموش نخواهد كرد .
وي گفت: در 16 آذر سه شخصيت اهورايي خود را فدا كردند تا چهره منحوس نيكسون بيشتر از گذشته لكهدار شده و بيآبرو شود.
وی گفت: اين نظام به هيچ وجه به قدرتهاي بزرگ كه قصد تجاوز، بلوا و شورش را در ايران مقتدر ما داشته باشند اجازه خودنمايي نخواهند داد و به جز از آمريكا دست ديگر سران استكبار نظير انگليس و روسيه را نيز از منافع اين ملت قطع خواهد كرد(یعنی هنوز قطع نشده،اعتراف در اوج دروغگویی).
وي با طرح اين سئوال كه چرا عدهاي در اوايل انقلاب با فروپاشي شوروي سابق دست به دامن آمريكا شدند، گفت: آنهايي كه براساس اين تفكر طرفداري آمريكا را مزيت بزرگ ميدانستند امروز در نهايت حقارت و مذلت شعار مرگ بر روسيه را سر ميدهند و در اين فضا افكار و اذهان عدهاي را مخدوش ميسازند.
صفارهرندي انقلاب اسلامي را به مانند يك الگوي شايسته براي كشورها و جوامع كنوني اعلام كرد و گفت: ايرانيان هميشه به اين تفكر خود ميبالند كه هرگز به اردوگاه شرق و غرب وارد نشده و روي انديشه ماركسيست، ليبراليسم، امپرياليست تكيه نكرده و تنها الگوي خود را انقلاب اسلامي و ارزشهاي آن ميدانند.
وی گفت: الگوي انقلاب اسلامي كه امروز در بسياري از كشورهاي جهان در حال تكرار و سرمشق قرار گرفتن است حتي به حيات خلوت آمريكا و كشورهاي همسايه آن رسيده است و عظمت اين انديشه تزلزل بر كاخ استبداد انداخته است.
صفارهرندي در ادامه اراجیف ملا پسند ادامه داد: در شرايطي كه در اوايل انقلاب منطقه خاورميانه رژيم آمريكا در بين كشورهاي منطقه خاورميانه بيش از 70 درصد طرفدار و محبوبيت داشت امروز با ظهور انديشه والاي انقلاب اسلامي اين طرفداري به كمتر از 20 درصد رسيده و در حقيقت ستاره آمريكا در حال افول و غروب است.
وي نزول همزمان قدرت سياسي آمريكا را با قدرت اقتصادي يك تغيير خوشايند براي جوامع آزاده اعلام كرد و اظهار داشت: در حالي كه آمريكا روزهاي بسيار سخت و دشواري را در بحث اقتصادي و سرمايهاي پشت سر ميگذارد هيچ راه گريزي براي آن وجود ندارد و پيشبينيهاي تئورسينهاي جهاني حكايت از فروپاشي اقتصاد آمريكا در سال 2012 ميدهد.

وي در پاسخ به شعار دانشجويان كه (مرگ بر روسيه) سر ميدادند، گفت: آيا دانشجوي ما امروز احساس ميكند كه در سفارت روسيه نيز اسنادي مبني بر جاسوسي و اقدام عليه امنيت كشور جمع شده و وجود دارد كه اين گونه شعار ميدهند.
صفارهرندي گفت: شعار دانشجو ذلت نميپذيرد يك شعار تاريخي و ماندگار در تاريخ اين انقلاب است و با همين شعارها بوده است كه تفكر ضد استكباري دانشجو در هر مقطعي اجازه نداده است دانشجويان ما در برابر موضعگيريهاي دشمنان انقلاب ساكت نشسته و اجازه خودنمايي به برخيها را بدهند.

وی گفت: نفوذ و اقتدار رژیم در کشور های آمریکایی و آفریقایی آنقدر اثرگذار بوده است كه حتي از رئيس جمهور ما به عنوان برند موفقيت خود ياد ميكنند و در حقيقت احمدينژاد را فرزند صالح و شايسته اين انقلاب ميدانند.
صفارهرندي در بخش ديگري از اراجیف خود گفت: دموكراسي در نظام اسلامي ما احترام به راي اكثريت است نه اينكه بخواهند به نام دموكراسي و با چوب و چماق و نيز آشوب و هرج و مرج عدهاي را بكشند و يا انديشه را در قالب قاعدههاي دموكراسي زير سئوال ببرند.
وي دانشجويان امروز را دانشجويان پيرو خط حقيقت و ولايت خواند و گفت: هيچ ذلتي براي دانشجو بالاتر از اين نيست كه منافع ملي را با دست خود به دشمناني تحويل دهيم كه تشنه خون اين نظام هستند و اگر پايش بيفتد حتي لحظهاي به آزادي و آسايش اين نظام رحم نميكنند.
صفارهرندي گفت: دانشجوي ما نبايد اجازه دهد عدهاي احزابي مسلك اعتبار و ارزش دانشجو را در پستوهاي حزب و جريانات سياسي خود به بازي گرفته و با انواع حيل و سياستپيشگي دانشجوي ما را وابسته اجنبي بنامد.
وي ادامه داد: تعدادي از آنهايي كه به موسوي راي دادند و با وضو و عقيده قابل احترام پا به عرصه انتخابات گذاشتند با ديدن حوادث بعد از انتخابات از اين تفكر پشيمان شده و حتي از آن اعلام بيزاري ميكنند.

وی گفت: امروز دانشجويان انجمن اسلامي با انشعاب و جدا شدن از افكار و انديشه تحكيم وحدت طيف شيراز و علامه طباطبايي به يك استقلال فكري و عقيدتي رسيدند و در حقيقت مدافع انقلاب هستند.


وي در پاسخ به شعار دانشجويان كه يك صدا «ننگ ما وزير فرهنگ ما» سر ميدادند گفت: ننگ شما وزير فرهنگي است كه به علت تعدد همسراني كه اختيار كرده در حال حاضر در خارج از كشور به سر ميبرد.
وي در پاسخ به شعار ديگري كه مرگ بر ديكتاتور سر ميدادند گفت: ديكتاتور كسي است كه ميخواهد حق اكثريت را فداي اقليت كند.
صفارهرندي در پاسخ به شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد» گفت: ما زنداني سياسي نداريم بلكه آنهايي كه شما ميگويد زنداني امنيتي هستند كه به خاطر اردوكشي به خيابانها به حبس افتادهاند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين در پاسخ به شعار طرفداران موسوي كه شعار «روحاني واقعي منتظري و صانعي» سر ميدادند گفت: روحاني كه فتواي او در راديو بي.بي.سي پخش شود معلوم است در اين نظام چه جايگاهي دارد

صفار هرندی: ما زندانی سیاسی نداریم


صفارهرندي در پاسخ به شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد» گفت: ما زنداني سياسي نداريم بلكه آنهايي كه شما ميگويد زنداني امنيتي هستند كه به خاطر اردوكشي به خيابانها به حبس افتادهاند.

به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، محمدحسين صفارهرندي شب گذشته در دانشگاه محقق اردبيلي و در جمع دانشجويان اين دانشگاه در سخناني افزود: امروز در اردوگاه آمريكا تنها كساني اعلام و ابراز وجود ميكنند كه همچنان به دلارهاي آمريكا چشم طمع دارند و خود را در مقابل ان مرعوب شده ميدانند.
وي خاطر نشان كرد: البته در حال حاضر صداي ملت بزرگ ايران كه شعار نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي است را سر ميدهند گوش اين ابرقدرتها را كر كرده است و ننگ بزرگي بر پيشاني آنها حك شده است!.
صفارهرندي ادامه داد: شعاري كه دانشجويان ما در 30 سال گذشته بارها آن را تكرار و در صحنههاي مبارزاتي الگو قرار دادند مرگ بر استكبار به ويژه آمريكا و اسرائيلي بوده است كه دنيا لحظهاي از دست آنها آرام و قرار نيافته است.
وي روز 16 آذر را روز ننگ و نفرت از آمريكا دانست و تصريح كرد: همه ساله در 16 آذر ياد پيشگاماني را گرامي ميداريم كه در صحنههاي مبارزات ضد استبدادي خون خود را به پاي نهال انقلاب ريختند و اجازه ندادند آمريكاي جهانخوار ايران را چون گوشت قرباني تقسيم كرده و در آن جولان دهد.
صفارهرندي گفت: تحقيري كه آمريكا در 30 سال گذشته از ملت ما به ويژه دانشجويان و نسل جوان پذيرفته است هرگز فراموش نخواهد كرد .
وي گفت: در 16 آذر سه شخصيت اهورايي خود را فدا كردند تا چهره منحوس نيكسون بيشتر از گذشته لكهدار شده و بيآبرو شود.
وی گفت: اين نظام به هيچ وجه به قدرتهاي بزرگ كه قصد تجاوز، بلوا و شورش را در ايران مقتدر ما داشته باشند اجازه خودنمايي نخواهند داد و به جز از آمريكا دست ديگر سران استكبار نظير انگليس و روسيه را نيز از منافع اين ملت قطع خواهد كرد(یعنی هنوز قطع نشده،اعتراف در اوج دروغگویی).
وي با طرح اين سئوال كه چرا عدهاي در اوايل انقلاب با فروپاشي شوروي سابق دست به دامن آمريكا شدند، گفت: آنهايي كه براساس اين تفكر طرفداري آمريكا را مزيت بزرگ ميدانستند امروز در نهايت حقارت و مذلت شعار مرگ بر روسيه را سر ميدهند و در اين فضا افكار و اذهان عدهاي را مخدوش ميسازند.
صفارهرندي انقلاب اسلامي را به مانند يك الگوي شايسته براي كشورها و جوامع كنوني اعلام كرد و گفت: ايرانيان هميشه به اين تفكر خود ميبالند كه هرگز به اردوگاه شرق و غرب وارد نشده و روي انديشه ماركسيست، ليبراليسم، امپرياليست تكيه نكرده و تنها الگوي خود را انقلاب اسلامي و ارزشهاي آن ميدانند.
وی گفت: الگوي انقلاب اسلامي كه امروز در بسياري از كشورهاي جهان در حال تكرار و سرمشق قرار گرفتن است حتي به حيات خلوت آمريكا و كشورهاي همسايه آن رسيده است و عظمت اين انديشه تزلزل بر كاخ استبداد انداخته است.
صفارهرندي در ادامه اراجیف ملا پسند ادامه داد: در شرايطي كه در اوايل انقلاب منطقه خاورميانه رژيم آمريكا در بين كشورهاي منطقه خاورميانه بيش از 70 درصد طرفدار و محبوبيت داشت امروز با ظهور انديشه والاي انقلاب اسلامي اين طرفداري به كمتر از 20 درصد رسيده و در حقيقت ستاره آمريكا در حال افول و غروب است.
وي نزول همزمان قدرت سياسي آمريكا را با قدرت اقتصادي يك تغيير خوشايند براي جوامع آزاده اعلام كرد و اظهار داشت: در حالي كه آمريكا روزهاي بسيار سخت و دشواري را در بحث اقتصادي و سرمايهاي پشت سر ميگذارد هيچ راه گريزي براي آن وجود ندارد و پيشبينيهاي تئورسينهاي جهاني حكايت از فروپاشي اقتصاد آمريكا در سال 2012 ميدهد.

وي در پاسخ به شعار دانشجويان كه (مرگ بر روسيه) سر ميدادند، گفت: آيا دانشجوي ما امروز احساس ميكند كه در سفارت روسيه نيز اسنادي مبني بر جاسوسي و اقدام عليه امنيت كشور جمع شده و وجود دارد كه اين گونه شعار ميدهند.
صفارهرندي گفت: شعار دانشجو ذلت نميپذيرد يك شعار تاريخي و ماندگار در تاريخ اين انقلاب است و با همين شعارها بوده است كه تفكر ضد استكباري دانشجو در هر مقطعي اجازه نداده است دانشجويان ما در برابر موضعگيريهاي دشمنان انقلاب ساكت نشسته و اجازه خودنمايي به برخيها را بدهند.

وی گفت: نفوذ و اقتدار رژیم در کشور های آمریکایی و آفریقایی آنقدر اثرگذار بوده است كه حتي از رئيس جمهور ما به عنوان برند موفقيت خود ياد ميكنند و در حقيقت احمدينژاد را فرزند صالح و شايسته اين انقلاب ميدانند.
صفارهرندي در بخش ديگري از اراجیف خود گفت: دموكراسي در نظام اسلامي ما احترام به راي اكثريت است نه اينكه بخواهند به نام دموكراسي و با چوب و چماق و نيز آشوب و هرج و مرج عدهاي را بكشند و يا انديشه را در قالب قاعدههاي دموكراسي زير سئوال ببرند.
وي دانشجويان امروز را دانشجويان پيرو خط حقيقت و ولايت خواند و گفت: هيچ ذلتي براي دانشجو بالاتر از اين نيست كه منافع ملي را با دست خود به دشمناني تحويل دهيم كه تشنه خون اين نظام هستند و اگر پايش بيفتد حتي لحظهاي به آزادي و آسايش اين نظام رحم نميكنند.
صفارهرندي گفت: دانشجوي ما نبايد اجازه دهد عدهاي احزابي مسلك اعتبار و ارزش دانشجو را در پستوهاي حزب و جريانات سياسي خود به بازي گرفته و با انواع حيل و سياستپيشگي دانشجوي ما را وابسته اجنبي بنامد.
وي ادامه داد: تعدادي از آنهايي كه به موسوي راي دادند و با وضو و عقيده قابل احترام پا به عرصه انتخابات گذاشتند با ديدن حوادث بعد از انتخابات از اين تفكر پشيمان شده و حتي از آن اعلام بيزاري ميكنند.

وی گفت: امروز دانشجويان انجمن اسلامي با انشعاب و جدا شدن از افكار و انديشه تحكيم وحدت طيف شيراز و علامه طباطبايي به يك استقلال فكري و عقيدتي رسيدند و در حقيقت مدافع انقلاب هستند.


وي در پاسخ به شعار دانشجويان كه يك صدا «ننگ ما وزير فرهنگ ما» سر ميدادند گفت: ننگ شما وزير فرهنگي است كه به علت تعدد همسراني كه اختيار كرده در حال حاضر در خارج از كشور به سر ميبرد.
وي در پاسخ به شعار ديگري كه مرگ بر ديكتاتور سر ميدادند گفت: ديكتاتور كسي است كه ميخواهد حق اكثريت را فداي اقليت كند.
صفارهرندي در پاسخ به شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد» گفت: ما زنداني سياسي نداريم بلكه آنهايي كه شما ميگويد زنداني امنيتي هستند كه به خاطر اردوكشي به خيابانها به حبس افتادهاند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين در پاسخ به شعار طرفداران موسوي كه شعار «روحاني واقعي منتظري و صانعي» سر ميدادند گفت: روحاني كه فتواي او در راديو بي.بي.سي پخش شود معلوم است در اين نظام چه جايگاهي دارد

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic