Saturday, January 2, 2010

مقاومت متمدنانه در برابر انحطاط حکومت شکست خورده


جمهوری اسلامی با شتاب در حال تکمیل ویژگیهایی است که یک "حُکومت شکست خورده" برای تعریف شُدن به این صفت باید از آنها برخوردار باشد. تلاش هیستریک رهبران و پایوران مرکزی و محلی باند ولی فقیه در سراسر کشور برای بسیج و کشاندن اوباش استخدام شُده به درگیریهای خونین با مُخالفان و مُنتقدان، چرخه ی تباهی نظام استبداد مذهبی به این سمت را علامتگُذاری می کُند.

آنچه که این روزها از دهان سُخنگویان حُکومت شنیده می شود و در مُلایم ترین بیان، "درآوردن چشم و شکستن دندان" و در اوج خود، دعوت به قصابی "مُحارب، کافر و مُنافق" را در بر می گیرد، پرده نهایی حیات دیوان سالارانه حُکومتی را بازگو می کُند که ابزارهای اقتدار آن پس از برخورد سهمگین با مُقاومت جامعه دُچار تجزیه گردیده و به اشکال خُرد اعمال و نمایش توانمندی و سازماندهی فاشیستی ("خودجوش") نیروی آن فرو می کاهد.

مقامهای دولتی، قانونگُذاران و ناظران اجرای قانون، به صراحت مُخاطبان خود را به نادیده انگاشتن و دور زدن تشریفات رسمی اعمال اقتدار حُکومت فرا می خوانند و آنها را در نقش اهرم فشار برای هر چه بی اثر کردن و از رسمیت انداختن بیشتر "نظام" کلاسیک و ایجاد حُکومت در حُکومت به کار می گیرند.

برای دریافت آن که فرمانهای مزبور فقط در حوزه تهدید باقی نمی ماند و نیاز واقعی و مُبرم صادرکُنندگان آنها را به اجرای شان بازتاب می دهد، می توان به حمله چاقوکشها و چُماقداران به دانشگاه های علم و صنعت تهران (سه شنبه) و دانشگاه آزاد مشهد (چهارشنبه) یا یورش به دفاتر روحانیون مُنتقد و از همه نمایان تر، تیراندازی اوباش مُسلح به روی تظاهُرکُنندگان در 9 دی و روی آوردن به روشهای تروریستی (قتل آقای علی موسوی) اشاره کرد.

جمهوری اسلامی همچون حُکومتهای شکست خورده ای مانند سودان و کُنگو یا سومالی و ساحل عاج، از پایه ای ترین فاکتور انسجام و ثبات در کشور یعنی، تامین رابطه ی مُتوازن با جامعه از طریق کسب مشروعیت اجتماعی بی بهره است. سیستم اقتصادی آن، همانند نمونه های بالا، حیاط خلوت محافل بسته و قشرهای پُر نفوذ و به ویژه نظامیان و جنگ سالاران محلی است و سیستم سیاسی اش بر اساس وابستگیهای قبیله ای، باجناقی، مُرید و مُرادی و ارباب – رعیتی مُهره چینی می شود.

اکنون چنین می نماید که رژیم ولایت فقیه با مرکزیت زدایی از ابزارهای اعمال قهر، یک گام دیگر به سمت همسان شُدن با مُدلهای مُشابه نزدیک شُده باشد. از این رو مُبارزه دلیرانه مردم ایران علیه حُکومت شکست خورده، صرف نظر از آنکه زیر کُدام بهانه و پرچم به جنگ آنها آمده باشد، همزمان یک مُقاومت اجتماعی و مُتمدنانه در برابر انحطاطی است که آیت الله خامنه ای و همدستانش در حال تحمیل به کشور هستند

مقاومت متمدنانه در برابر انحطاط حکومت شکست خورده


جمهوری اسلامی با شتاب در حال تکمیل ویژگیهایی است که یک "حُکومت شکست خورده" برای تعریف شُدن به این صفت باید از آنها برخوردار باشد. تلاش هیستریک رهبران و پایوران مرکزی و محلی باند ولی فقیه در سراسر کشور برای بسیج و کشاندن اوباش استخدام شُده به درگیریهای خونین با مُخالفان و مُنتقدان، چرخه ی تباهی نظام استبداد مذهبی به این سمت را علامتگُذاری می کُند.

آنچه که این روزها از دهان سُخنگویان حُکومت شنیده می شود و در مُلایم ترین بیان، "درآوردن چشم و شکستن دندان" و در اوج خود، دعوت به قصابی "مُحارب، کافر و مُنافق" را در بر می گیرد، پرده نهایی حیات دیوان سالارانه حُکومتی را بازگو می کُند که ابزارهای اقتدار آن پس از برخورد سهمگین با مُقاومت جامعه دُچار تجزیه گردیده و به اشکال خُرد اعمال و نمایش توانمندی و سازماندهی فاشیستی ("خودجوش") نیروی آن فرو می کاهد.

مقامهای دولتی، قانونگُذاران و ناظران اجرای قانون، به صراحت مُخاطبان خود را به نادیده انگاشتن و دور زدن تشریفات رسمی اعمال اقتدار حُکومت فرا می خوانند و آنها را در نقش اهرم فشار برای هر چه بی اثر کردن و از رسمیت انداختن بیشتر "نظام" کلاسیک و ایجاد حُکومت در حُکومت به کار می گیرند.

برای دریافت آن که فرمانهای مزبور فقط در حوزه تهدید باقی نمی ماند و نیاز واقعی و مُبرم صادرکُنندگان آنها را به اجرای شان بازتاب می دهد، می توان به حمله چاقوکشها و چُماقداران به دانشگاه های علم و صنعت تهران (سه شنبه) و دانشگاه آزاد مشهد (چهارشنبه) یا یورش به دفاتر روحانیون مُنتقد و از همه نمایان تر، تیراندازی اوباش مُسلح به روی تظاهُرکُنندگان در 9 دی و روی آوردن به روشهای تروریستی (قتل آقای علی موسوی) اشاره کرد.

جمهوری اسلامی همچون حُکومتهای شکست خورده ای مانند سودان و کُنگو یا سومالی و ساحل عاج، از پایه ای ترین فاکتور انسجام و ثبات در کشور یعنی، تامین رابطه ی مُتوازن با جامعه از طریق کسب مشروعیت اجتماعی بی بهره است. سیستم اقتصادی آن، همانند نمونه های بالا، حیاط خلوت محافل بسته و قشرهای پُر نفوذ و به ویژه نظامیان و جنگ سالاران محلی است و سیستم سیاسی اش بر اساس وابستگیهای قبیله ای، باجناقی، مُرید و مُرادی و ارباب – رعیتی مُهره چینی می شود.

اکنون چنین می نماید که رژیم ولایت فقیه با مرکزیت زدایی از ابزارهای اعمال قهر، یک گام دیگر به سمت همسان شُدن با مُدلهای مُشابه نزدیک شُده باشد. از این رو مُبارزه دلیرانه مردم ایران علیه حُکومت شکست خورده، صرف نظر از آنکه زیر کُدام بهانه و پرچم به جنگ آنها آمده باشد، همزمان یک مُقاومت اجتماعی و مُتمدنانه در برابر انحطاطی است که آیت الله خامنه ای و همدستانش در حال تحمیل به کشور هستند

محمد رضا مدحی کیست؟ مامور اطلاعات

دربهار سال 1387 نامبرده به جهت گرفتن ارتباط با چند تن از چهره های مشهور اپوزیسیون در بانکوک و امارات و همچنین رهگیری
تلاش برای عودت سه تن از افسران ارشد معاونت اطلاعات سپاه پاسداران که در کشور تایلند تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند از سوی وزارت اطلاعات ماموریت میگردد . سه پاسدار فوق که دارای اطلاعات ارزشمندی بودند و از سفارت آمریکا در بانکوک تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند بصورت فوق العاده امر پناهندگی و انتقالشان به یک کشور امن در دستور کار کمیته نجات قرار گرفته که گزارش می شود محمد رضا مدحی بهمراه چهار ایرانی و دو تبعه پاکستان در محل اقامت آن سه پناهجو بصورت شبانه روزی در کمین می باشند ، موضوع به سازمان اطلاعات و امنیت تایلند گزارش و نامبرده و اعضای همراهش بازداشت گردیدند ، متاسفانه تلاشهای خاموش دولت آمریکا برای تحویل گرفتن این تیم تروریستی با توجه به لابی دولت ایران و تایلند و احتمالا دادن امتیازاتی به تایلند به نتیجه نرسیده . اما کشف میگردد که نامبرده که دارای دو همسر بنامهای ف . آغازی و ب . میر حسینی می باشد که ظاهرا در عملیاتهای برون مرزی خویش از همراهی آنها نیز استفاده می نماید طبق اطلاعات دریافتی از اوراق بازجویی وی و همچنین تصاویر پاسپورت وی که در همین مجال نیز گوشه هایی از آنها آمده است ، نامبرده ابتدائا به دوبی رفته و پس از آن در به تایلند رفته است و در آخر نیز در تاریخ پانزدهم جولای 2008 به ایران بازگشته است . نامبرده در بانکوک با ساختن سناریویی تصمیم داشته که دو تن از اعضای تیم خویشرا بنامهای هادی میرکریمی و ناصر غلامی (از اعضای وزارت اطلاعات ) را به عنوان پناهنده و دارای اطلاعات ارزشمندی درباره مسائل هسته ای ایران به سفارت آمریکا و اسرائیل در بانکوک معرفی نماید که با هوشیاری هر دو سفارت نامبرده به تصمیمش نمی رسد . در رابطه با وی و دیدارهایش در شهرهای استانبول و دوبی و بانکوک با افراد شاخص در اپوزیسیون ایران موارد بی شماری است که متاسفانه مجاز به افشای آنها نمی باشم اما موضوع در بخش ضد ترورسیم و خرابکاری دادستانی فدرال آمریکا در حال پیگیری است . نکته حائز اهمیت دیگر آن است که محمدرضا مدحی همان چهره سانسور شده در عکسها می باشد که به همراه وزیر وقت علوم دولت احمدی نژاد در کنفرانس سزامی ۲۰۰۸ کشوراردن شرکت کرده و با وزیر علوم کشور اسراییل رالب (راغب) مجادله، گفت وگو کرده است . اقدام سایت آینده در جهت تطهیر وی و الغای این مطلب که محمدرضا مدحی بمدت دوسال است در خارج از کشور بسر می برد در حالی است که عکسهای نامبرده در مراسم تودیع و معارفه روسای سابق و جدید قوه قضائیه هم اکنون در سایتهای خبری کشور موجود می باشد .


عکسها و اسناد




تاریخ ورود و همچنین دیپورت محمد رضا مدحی از بانکوک به ایران



صویر داکیونت تراول جعلی محمد رضا مدحی به عنوان بازرگان که توسط سازمان امنیت تایلند از وی کشف گردیده




دیدار محرمانه محمد رضا مدحی با دو عضو مشهور اپوزیسیون




دیدار محرمانه وزیر علوم دولت احمدی نژاد با همتای اسرائیلی خویش که در آن محمدرضا مدحی نیز حضور داشته است ( این عکس به دلایلی از سوی وزارت اطلاعات فاش گردید اما در آن چهره مدحی پوشیده گردیده است )




مدحی درکنار دیگر دوستانش این عکس در حدود سه ماه پیش گرفته شده است



محمد رضا مدحی در کنار دیگر مدیران وزارت اطلاعات در سرکوب دانشجویان و مردم معترض به انتخابات




عکس کامل حضور وی در سرکوبها


محمد رضا مدحی کیست؟ مامور اطلاعات

دربهار سال 1387 نامبرده به جهت گرفتن ارتباط با چند تن از چهره های مشهور اپوزیسیون در بانکوک و امارات و همچنین رهگیری
تلاش برای عودت سه تن از افسران ارشد معاونت اطلاعات سپاه پاسداران که در کشور تایلند تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند از سوی وزارت اطلاعات ماموریت میگردد . سه پاسدار فوق که دارای اطلاعات ارزشمندی بودند و از سفارت آمریکا در بانکوک تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند بصورت فوق العاده امر پناهندگی و انتقالشان به یک کشور امن در دستور کار کمیته نجات قرار گرفته که گزارش می شود محمد رضا مدحی بهمراه چهار ایرانی و دو تبعه پاکستان در محل اقامت آن سه پناهجو بصورت شبانه روزی در کمین می باشند ، موضوع به سازمان اطلاعات و امنیت تایلند گزارش و نامبرده و اعضای همراهش بازداشت گردیدند ، متاسفانه تلاشهای خاموش دولت آمریکا برای تحویل گرفتن این تیم تروریستی با توجه به لابی دولت ایران و تایلند و احتمالا دادن امتیازاتی به تایلند به نتیجه نرسیده . اما کشف میگردد که نامبرده که دارای دو همسر بنامهای ف . آغازی و ب . میر حسینی می باشد که ظاهرا در عملیاتهای برون مرزی خویش از همراهی آنها نیز استفاده می نماید طبق اطلاعات دریافتی از اوراق بازجویی وی و همچنین تصاویر پاسپورت وی که در همین مجال نیز گوشه هایی از آنها آمده است ، نامبرده ابتدائا به دوبی رفته و پس از آن در به تایلند رفته است و در آخر نیز در تاریخ پانزدهم جولای 2008 به ایران بازگشته است . نامبرده در بانکوک با ساختن سناریویی تصمیم داشته که دو تن از اعضای تیم خویشرا بنامهای هادی میرکریمی و ناصر غلامی (از اعضای وزارت اطلاعات ) را به عنوان پناهنده و دارای اطلاعات ارزشمندی درباره مسائل هسته ای ایران به سفارت آمریکا و اسرائیل در بانکوک معرفی نماید که با هوشیاری هر دو سفارت نامبرده به تصمیمش نمی رسد . در رابطه با وی و دیدارهایش در شهرهای استانبول و دوبی و بانکوک با افراد شاخص در اپوزیسیون ایران موارد بی شماری است که متاسفانه مجاز به افشای آنها نمی باشم اما موضوع در بخش ضد ترورسیم و خرابکاری دادستانی فدرال آمریکا در حال پیگیری است . نکته حائز اهمیت دیگر آن است که محمدرضا مدحی همان چهره سانسور شده در عکسها می باشد که به همراه وزیر وقت علوم دولت احمدی نژاد در کنفرانس سزامی ۲۰۰۸ کشوراردن شرکت کرده و با وزیر علوم کشور اسراییل رالب (راغب) مجادله، گفت وگو کرده است . اقدام سایت آینده در جهت تطهیر وی و الغای این مطلب که محمدرضا مدحی بمدت دوسال است در خارج از کشور بسر می برد در حالی است که عکسهای نامبرده در مراسم تودیع و معارفه روسای سابق و جدید قوه قضائیه هم اکنون در سایتهای خبری کشور موجود می باشد .


عکسها و اسناد




تاریخ ورود و همچنین دیپورت محمد رضا مدحی از بانکوک به ایران



صویر داکیونت تراول جعلی محمد رضا مدحی به عنوان بازرگان که توسط سازمان امنیت تایلند از وی کشف گردیده




دیدار محرمانه محمد رضا مدحی با دو عضو مشهور اپوزیسیون




دیدار محرمانه وزیر علوم دولت احمدی نژاد با همتای اسرائیلی خویش که در آن محمدرضا مدحی نیز حضور داشته است ( این عکس به دلایلی از سوی وزارت اطلاعات فاش گردید اما در آن چهره مدحی پوشیده گردیده است )




مدحی درکنار دیگر دوستانش این عکس در حدود سه ماه پیش گرفته شده است



محمد رضا مدحی در کنار دیگر مدیران وزارت اطلاعات در سرکوب دانشجویان و مردم معترض به انتخابات




عکس کامل حضور وی در سرکوبها


محمد رضا مدحی کیست؟ مامور اطلاعات

دربهار سال 1387 نامبرده به جهت گرفتن ارتباط با چند تن از چهره های مشهور اپوزیسیون در بانکوک و امارات و همچنین رهگیری
تلاش برای عودت سه تن از افسران ارشد معاونت اطلاعات سپاه پاسداران که در کشور تایلند تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند از سوی وزارت اطلاعات ماموریت میگردد . سه پاسدار فوق که دارای اطلاعات ارزشمندی بودند و از سفارت آمریکا در بانکوک تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند بصورت فوق العاده امر پناهندگی و انتقالشان به یک کشور امن در دستور کار کمیته نجات قرار گرفته که گزارش می شود محمد رضا مدحی بهمراه چهار ایرانی و دو تبعه پاکستان در محل اقامت آن سه پناهجو بصورت شبانه روزی در کمین می باشند ، موضوع به سازمان اطلاعات و امنیت تایلند گزارش و نامبرده و اعضای همراهش بازداشت گردیدند ، متاسفانه تلاشهای خاموش دولت آمریکا برای تحویل گرفتن این تیم تروریستی با توجه به لابی دولت ایران و تایلند و احتمالا دادن امتیازاتی به تایلند به نتیجه نرسیده . اما کشف میگردد که نامبرده که دارای دو همسر بنامهای ف . آغازی و ب . میر حسینی می باشد که ظاهرا در عملیاتهای برون مرزی خویش از همراهی آنها نیز استفاده می نماید طبق اطلاعات دریافتی از اوراق بازجویی وی و همچنین تصاویر پاسپورت وی که در همین مجال نیز گوشه هایی از آنها آمده است ، نامبرده ابتدائا به دوبی رفته و پس از آن در به تایلند رفته است و در آخر نیز در تاریخ پانزدهم جولای 2008 به ایران بازگشته است . نامبرده در بانکوک با ساختن سناریویی تصمیم داشته که دو تن از اعضای تیم خویشرا بنامهای هادی میرکریمی و ناصر غلامی (از اعضای وزارت اطلاعات ) را به عنوان پناهنده و دارای اطلاعات ارزشمندی درباره مسائل هسته ای ایران به سفارت آمریکا و اسرائیل در بانکوک معرفی نماید که با هوشیاری هر دو سفارت نامبرده به تصمیمش نمی رسد . در رابطه با وی و دیدارهایش در شهرهای استانبول و دوبی و بانکوک با افراد شاخص در اپوزیسیون ایران موارد بی شماری است که متاسفانه مجاز به افشای آنها نمی باشم اما موضوع در بخش ضد ترورسیم و خرابکاری دادستانی فدرال آمریکا در حال پیگیری است . نکته حائز اهمیت دیگر آن است که محمدرضا مدحی همان چهره سانسور شده در عکسها می باشد که به همراه وزیر وقت علوم دولت احمدی نژاد در کنفرانس سزامی ۲۰۰۸ کشوراردن شرکت کرده و با وزیر علوم کشور اسراییل رالب (راغب) مجادله، گفت وگو کرده است . اقدام سایت آینده در جهت تطهیر وی و الغای این مطلب که محمدرضا مدحی بمدت دوسال است در خارج از کشور بسر می برد در حالی است که عکسهای نامبرده در مراسم تودیع و معارفه روسای سابق و جدید قوه قضائیه هم اکنون در سایتهای خبری کشور موجود می باشد .


عکسها و اسناد




تاریخ ورود و همچنین دیپورت محمد رضا مدحی از بانکوک به ایران



صویر داکیونت تراول جعلی محمد رضا مدحی به عنوان بازرگان که توسط سازمان امنیت تایلند از وی کشف گردیده




دیدار محرمانه محمد رضا مدحی با دو عضو مشهور اپوزیسیون




دیدار محرمانه وزیر علوم دولت احمدی نژاد با همتای اسرائیلی خویش که در آن محمدرضا مدحی نیز حضور داشته است ( این عکس به دلایلی از سوی وزارت اطلاعات فاش گردید اما در آن چهره مدحی پوشیده گردیده است )




مدحی درکنار دیگر دوستانش این عکس در حدود سه ماه پیش گرفته شده است



محمد رضا مدحی در کنار دیگر مدیران وزارت اطلاعات در سرکوب دانشجویان و مردم معترض به انتخابات




عکس کامل حضور وی در سرکوبها


در اقدامی بی سابقه؛ سخنان مریم رجوی تیتر نخست روزنامه وطن امروز


در حالی که روزنامه های اصلاح طلب به کوچکترین بهانه ای توقیف می شوند در اقدامی بی سابقه روزنامه "وطن امروز" به مدیرمسئولی مهرداد بذرپاش، تیتر نخست خود را به سخنان مریم رجوی اختصاص داد.

گفتنی است در دوران اصلاحات، روزنامه "زن" با مسئولیت فائزه هاشمی بخشی از پیام فرح دیبا را منتشر کرد و به همین بهانه توقیف شد و تجمعاتی نیز در برابر این روزنامه صورت گرفت.

در اقدامی بی سابقه؛ سخنان مریم رجوی تیتر نخست روزنامه وطن امروز


در حالی که روزنامه های اصلاح طلب به کوچکترین بهانه ای توقیف می شوند در اقدامی بی سابقه روزنامه "وطن امروز" به مدیرمسئولی مهرداد بذرپاش، تیتر نخست خود را به سخنان مریم رجوی اختصاص داد.

گفتنی است در دوران اصلاحات، روزنامه "زن" با مسئولیت فائزه هاشمی بخشی از پیام فرح دیبا را منتشر کرد و به همین بهانه توقیف شد و تجمعاتی نیز در برابر این روزنامه صورت گرفت.

در اقدامی بی سابقه؛ سخنان مریم رجوی تیتر نخست روزنامه وطن امروز


در حالی که روزنامه های اصلاح طلب به کوچکترین بهانه ای توقیف می شوند در اقدامی بی سابقه روزنامه "وطن امروز" به مدیرمسئولی مهرداد بذرپاش، تیتر نخست خود را به سخنان مریم رجوی اختصاص داد.

گفتنی است در دوران اصلاحات، روزنامه "زن" با مسئولیت فائزه هاشمی بخشی از پیام فرح دیبا را منتشر کرد و به همین بهانه توقیف شد و تجمعاتی نیز در برابر این روزنامه صورت گرفت.

یک افسر اطلاعاتی رژیم: نظام در حال فروپاشی است


سایت اینترنتی روزنامه تايلندی بانکوک پست در شماره روز یکشنبه (سوم ژانویه) خود نوشته است که با یکی از افسران ارشد اطلاعات سپاه پاسداران که از ایران گریخته مصاحبه ای اختصاصی انجام داده است.

به نوشته این روزنامه، این افسر سابق اطلاعات رژیم، محمدرضا مدحی نام دارد که در سال 2008 در ایران به 73 سال زندان محکوم شده و از ایران گریخته است.

وی در این مصاحبه ضمن دیوانه خواندن احمدی نژاد، رژیم ایران را در حال فروپاشی توصیف کرده است.

این افسر سابق اطلاعات پاسداران گفته که به دلیل سیاستهای نابخردانه احمدی نژاد، کشورهای زیادی هم اکنون در صف دشمنان جمهوری اسلامی قرار گرفته اند.

او که ادعا میکند در گذشته دست راست خامنه ای بوده، مخالف دشمنی با اسرائیل و آمریکاست و خواستار جدا شدن دین از سیاست در ایران میباشد.

این مامور سابق دستگاه جاسوسی رژیم بويژه از دیدگاه های مصباح یزدی اظهار انزجار کرده و او را شخصی دیوانه که بشدت مخالف اسرائیل و آمریکاست خوانده است و همچنین تاکید کرده که احمدی نژاد از دوستان بسیار نزدیک اوست.

او همچنین خواستار اتحاد کشورهای جهان علیه دولت احمدی نژاد شده و از آنها درخواست میکند که دولت احمدی نژاد را به رسمیت نشناسند.

در مورد این افسر اطلاعاتی بیشتر بخوانید
http://shomalcloob2.blogfa.com/post-192.aspx

یک افسر اطلاعاتی رژیم: نظام در حال فروپاشی است


سایت اینترنتی روزنامه تايلندی بانکوک پست در شماره روز یکشنبه (سوم ژانویه) خود نوشته است که با یکی از افسران ارشد اطلاعات سپاه پاسداران که از ایران گریخته مصاحبه ای اختصاصی انجام داده است.

به نوشته این روزنامه، این افسر سابق اطلاعات رژیم، محمدرضا مدحی نام دارد که در سال 2008 در ایران به 73 سال زندان محکوم شده و از ایران گریخته است.

وی در این مصاحبه ضمن دیوانه خواندن احمدی نژاد، رژیم ایران را در حال فروپاشی توصیف کرده است.

این افسر سابق اطلاعات پاسداران گفته که به دلیل سیاستهای نابخردانه احمدی نژاد، کشورهای زیادی هم اکنون در صف دشمنان جمهوری اسلامی قرار گرفته اند.

او که ادعا میکند در گذشته دست راست خامنه ای بوده، مخالف دشمنی با اسرائیل و آمریکاست و خواستار جدا شدن دین از سیاست در ایران میباشد.

این مامور سابق دستگاه جاسوسی رژیم بويژه از دیدگاه های مصباح یزدی اظهار انزجار کرده و او را شخصی دیوانه که بشدت مخالف اسرائیل و آمریکاست خوانده است و همچنین تاکید کرده که احمدی نژاد از دوستان بسیار نزدیک اوست.

او همچنین خواستار اتحاد کشورهای جهان علیه دولت احمدی نژاد شده و از آنها درخواست میکند که دولت احمدی نژاد را به رسمیت نشناسند.

در مورد این افسر اطلاعاتی بیشتر بخوانید
http://shomalcloob2.blogfa.com/post-192.aspx

یک افسر اطلاعاتی رژیم: نظام در حال فروپاشی است


سایت اینترنتی روزنامه تايلندی بانکوک پست در شماره روز یکشنبه (سوم ژانویه) خود نوشته است که با یکی از افسران ارشد اطلاعات سپاه پاسداران که از ایران گریخته مصاحبه ای اختصاصی انجام داده است.

به نوشته این روزنامه، این افسر سابق اطلاعات رژیم، محمدرضا مدحی نام دارد که در سال 2008 در ایران به 73 سال زندان محکوم شده و از ایران گریخته است.

وی در این مصاحبه ضمن دیوانه خواندن احمدی نژاد، رژیم ایران را در حال فروپاشی توصیف کرده است.

این افسر سابق اطلاعات پاسداران گفته که به دلیل سیاستهای نابخردانه احمدی نژاد، کشورهای زیادی هم اکنون در صف دشمنان جمهوری اسلامی قرار گرفته اند.

او که ادعا میکند در گذشته دست راست خامنه ای بوده، مخالف دشمنی با اسرائیل و آمریکاست و خواستار جدا شدن دین از سیاست در ایران میباشد.

این مامور سابق دستگاه جاسوسی رژیم بويژه از دیدگاه های مصباح یزدی اظهار انزجار کرده و او را شخصی دیوانه که بشدت مخالف اسرائیل و آمریکاست خوانده است و همچنین تاکید کرده که احمدی نژاد از دوستان بسیار نزدیک اوست.

او همچنین خواستار اتحاد کشورهای جهان علیه دولت احمدی نژاد شده و از آنها درخواست میکند که دولت احمدی نژاد را به رسمیت نشناسند.

در مورد این افسر اطلاعاتی بیشتر بخوانید
http://shomalcloob2.blogfa.com/post-192.aspx

مسجد قبا در شیراز تخلیه و پلمب شد


مسجد قبا (آتشیها) از سوی شاگردان آیت الله دستغیب تخلیه و توسط شورای تامین استان فارس پلمپ شد.


خبرنگار جرس گزارش داد با توجه به محاصره مسجد قبا توسط گروه های فشاروقطع آب و گاز مسجد و جهت جلوگیری از خشونت عوامل خشونت طلب بر علیه جمعیت حاضردر مسجد ، آیت ا...علی محمد دستغیب با تخلیه مسجدوتحویل آن به شورای تامین امنیت فارس موافقت کرد.


براساس این گزارش ساعتی پیش مسجد قبا به شورای تامین سپرده شد و شورای تامین متعهد گردیده است که از حضور گروه فشار در مسجد جلوگیری نماید.

روز جمعه تعدادی از لباس شخصی ها و گروهک فشار مسجد قبا را اشفال کرده بودند که پیروان و شاگردان آیت الله دستغیب،این مسجد قبا را مجددا از نیروهای نیروهای مهاجم پس گرفته بودند. شورای تامین استان فارس به افراد مستقر در مسجد که از شاگردان و پیروان آیت الله دستغیب بودند اطلاع داده بود که بنا بر بنا بر تصمیم مقامات عالی رتبه نظام ، این مسجد باید تخلیه شود اما آیت الله دستغیب بر مقاومت افراد و عدم تحویل مسجد تاکید کرده بود.

مسجد قبا در شیراز تخلیه و پلمب شد


مسجد قبا (آتشیها) از سوی شاگردان آیت الله دستغیب تخلیه و توسط شورای تامین استان فارس پلمپ شد.


خبرنگار جرس گزارش داد با توجه به محاصره مسجد قبا توسط گروه های فشاروقطع آب و گاز مسجد و جهت جلوگیری از خشونت عوامل خشونت طلب بر علیه جمعیت حاضردر مسجد ، آیت ا...علی محمد دستغیب با تخلیه مسجدوتحویل آن به شورای تامین امنیت فارس موافقت کرد.


براساس این گزارش ساعتی پیش مسجد قبا به شورای تامین سپرده شد و شورای تامین متعهد گردیده است که از حضور گروه فشار در مسجد جلوگیری نماید.

روز جمعه تعدادی از لباس شخصی ها و گروهک فشار مسجد قبا را اشفال کرده بودند که پیروان و شاگردان آیت الله دستغیب،این مسجد قبا را مجددا از نیروهای نیروهای مهاجم پس گرفته بودند. شورای تامین استان فارس به افراد مستقر در مسجد که از شاگردان و پیروان آیت الله دستغیب بودند اطلاع داده بود که بنا بر بنا بر تصمیم مقامات عالی رتبه نظام ، این مسجد باید تخلیه شود اما آیت الله دستغیب بر مقاومت افراد و عدم تحویل مسجد تاکید کرده بود.

مسجد قبا در شیراز تخلیه و پلمب شد


مسجد قبا (آتشیها) از سوی شاگردان آیت الله دستغیب تخلیه و توسط شورای تامین استان فارس پلمپ شد.


خبرنگار جرس گزارش داد با توجه به محاصره مسجد قبا توسط گروه های فشاروقطع آب و گاز مسجد و جهت جلوگیری از خشونت عوامل خشونت طلب بر علیه جمعیت حاضردر مسجد ، آیت ا...علی محمد دستغیب با تخلیه مسجدوتحویل آن به شورای تامین امنیت فارس موافقت کرد.


براساس این گزارش ساعتی پیش مسجد قبا به شورای تامین سپرده شد و شورای تامین متعهد گردیده است که از حضور گروه فشار در مسجد جلوگیری نماید.

روز جمعه تعدادی از لباس شخصی ها و گروهک فشار مسجد قبا را اشفال کرده بودند که پیروان و شاگردان آیت الله دستغیب،این مسجد قبا را مجددا از نیروهای نیروهای مهاجم پس گرفته بودند. شورای تامین استان فارس به افراد مستقر در مسجد که از شاگردان و پیروان آیت الله دستغیب بودند اطلاع داده بود که بنا بر بنا بر تصمیم مقامات عالی رتبه نظام ، این مسجد باید تخلیه شود اما آیت الله دستغیب بر مقاومت افراد و عدم تحویل مسجد تاکید کرده بود.

وقتی حکم قصاص صادر شد، دائم کابوس می دیدم/ مصاحبه با بنیامین رسولی، نوجوان رها شده از چنگال اعدام


مادهی ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک، مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال را منع کرده وایران نیز این کنوانسیون را به رسمیت شناخته است. بهرغم این، سالانه چند مجرم نوجوان ایرانی به پای چوبه دار میروند. مجازات نوجوانان در ایران و از جمله صدور حکم اعدام برای آنان در موارد مختلف از جمله درگیری و قتل، قاچاق مواد مخدر، روابط جنسی و.. همواره یکی از چالشهای مهم نقض حقوق بشر در ایران بودهاست.

نوجوانان متهم به قتل، در زد و خوردها و بخاطر اختلافهای گاه کودکانه، کسی را کشتهاند. آنها برای ارتکاب قتلی غیرعمد و بدون نقشه، به نام قانون و به عمد، محکوم به مرگ میشوند، بنیامین رسولی یکی از این نوجوانان است که در آذر ماه امسال با رضایت اولیای دم مقتول و با رای قضات شعبهی 71 دادگاه کیفری استان آزاد شد. آنچه که در پی می آید مصاحبه ای است که صبا واصفی با بنیامین انجام داده است:

• چه طور حسین کشته شد؟

دوستم ،شهرام را کتک زده بودند، رفتم آن ها را آشتی دهم، دعوا بالا گرفت. وقتی در محله ی ما بودند، کتک خوردند، بعد گفتند: اگر مردی بیا پارک. رفتم پارک آن ها 12 نفر بودند و از بچه های محله ی ما هیچ کسی آن جا نبود. از زیر دست وپایشان فرار کردم. از خانه چاقو برداشتم و برگشتم. اصلا نفهمیدم چاقو کی به تنش خورد، ولی بعدا متوجه شدم چاقو قفسه ی سینه اش را پاره کرده و در بیمارستان فوت کرده است.

• چاقو را از چه کسی گرفته بودی؟

چاقوی دسته چوبی ای بود که یکی از دوستانم برایم از شمال، سوغاتی آورده بود.

• آن زمان چند ساله بودی؟

پانزده سالم بود.آن قدر کوچک و ریزه میزه بودم که مأمور پاسگاه وقتی من را دید با تعجب گفت: بنیامین تویی؟ یه وجبی !

• کجا دستگیر شدی؟

چند مأمور بیست دقیقه بعد از حادثه، برای دستگیری ام به خانه مان آمدند. یکی از آن مأمورها "صفرعلی نصیری" بود که بعدها در زندان رجایی شهر دیدمش که به جرم قتل اعدام شد.

• تنهایی رفتی پاسگاه؟

بله. به پدر ومادرم آدرس دادند گفتند از پشت سر ما بیایند. من را قپان کردند و در صنوق عقب ماشین گذاشتند به پاسگاه بردند.

• وقتی به پاسگاه رفتی به قتل اعتراف کردی؟

اصلا باورم نمی شد چاقو بهش خورده باشد. آن جا با شلنگی که توش ساچمه بود، حسابی کتکم زدند تا جای چاقو را اعتراف کنم. در آگاهی سه بار "جوجه ام" کردند، یک بار هم آویزانم کردند. بعد از این که جای چاقو را گفتم، عکس 3 جنازه را نشانم دادند که جنازه هایشان را پشت ریل راه آهن فاز 4 مهرشهر پیدا کرده بودند، می خواستند اعتراف کنم که آن ها را هم من کشتم.

• راجع به جوجه کردن بیش تر توضیح بده ؟

دست بند به دست می زنند، زانوها را از وسط دو دست بیرون می آورند، یک میله از وسط پاها رد می شود، روی دو تا صندلی می گذارند در حالی که تاب می خوری و کتک می زنند در آن شرایط فقط می توانی داد بزنی.

• چند وقت در آگاهی بودی؟

یک ماه وبیست وهشت روز. دوهفته در سوئیت بودم، در تمام این مدت هم دست بند داشتم، هم پابند؛ به طوری که موهای پاهایم کاملا ریخته.

• چه مدت مورد تنبیه بدنی قرار گرفتی؟

بیست روز مانده به دادگاه دیگر کتکم نمی زدند تا جای کبودی ها برود.

• روزدادگاه هیچ اثری از کبودی یا زخم روی بدنت نبود؟

نه، آن روز فقط یک لکه ی زرد رنگ، روی تنم باقی بود.

• شاهد تنبیه بدنی افراد دیگری هم بودی؟

در زندان دونفر بودند که به جرم خرید وفروش مواد مخدر دستگیر شده بودند، آنها را وقتی برای کتک زدن می بردند کتفشان را در می آوردند می زدند دوباره جا می انداختند.آگاهی حصارک جهنم است. در آگاهی شاپور که اسمش بد دررفته، اگر نتوانند از کسی اعتراف بگیرند به آگاهی حصارک می فرستند.

• وقتی به زندان منتقل شدی باز هم تنبیه بدنی می شدی؟

وقتی به زندان منتقل شدم، رییس اندرزگاه یک روز من را برد که راه وچاه زندان را یادم بدهد. گفت: روی سرامیک سالن راه برو ، بعد فکر کن این طرفت دره است، آن طرفت ناموس مردم، اگر یکی هلت بدهد، خودت را کدام طرف پرت می کنی؟ گفتم: خب، چون پای جان وسط است، مستحب است که بپرم روی ناموس مردم. من جدی جدی این طوری فکر می کردم، ولی بابت حرفم آن روز کتک مفصلی خوردم.

• در زندان وقتت را با چه کارهایی می گذراندی؟

در شورای شهر زندان با علی مهین ترابی کار می کردم .نشریه ی 30 برگی خانه ی ما را با هم کاری واحد فرهنگی بند نسوان کار می کردیم.

• وقتی حکم قصاص برایت صادر شد، چه احساسی داشتی؟

وقتی حکمم صادر شد، دائم کابوس می دیدم.

• در کابوست چه می دیدی؟

می دیدم در یک محوطه ی گرد که دور تا دورش درخت، پشت درخت ها دیوار و وسط درخت ها جوخه ی دار بود. وقتی به طرف درخت ها می رفتم، می خواستند اعدامم کنند و وقتی به سمت دیوار فرار می کردم، یک شبح می آمد و به طرف جوخه هلم می داد.

• از همبندی های تو کسی اعدام شد؟

بله. بهنود شجاعی و ستار شیری اعدام شدند.

• بعد از مرگ آن ها چه احساسی داشتی؟

تا دوماه خواب ازم گرفته شده بود، دائم با خودم حرف می زدم، تیک پیدا کرده بودم.

• خاطره¬ای از آخرین شب زندگی ستار به یاد داری؟

ستار خیلی گریه می کرد، می گفت: می دونم این دفعه برگشتنی نیستم، دلم برای خانواده¬ام می سوزد.

• بهنود چه طور؟

بهنود گریه نمی¬کرد، خیلی آرام بود. شبی نبود که نماز شب نخواند. آن جا خیلی از بچه¬ها معتاد می شوند. هزار جور خلاف های تازه یاد می گیرند، اما بهنود بی خیال همه چیز شده بود. فقط خدا را صدا می زد. کتاب دعایش زرد بود، به شوخی بهش می گفتیم: ساری کتابت کو؟ شب قبل از اعدام همه برایش گریه می کردند، آن¬قدر مظلوم وساکت بود که همه شیفته¬اش بودند.

• بعد از آن که بهنود دیگر به سلول برنگشت، بچه ها چه کار کردند؟

برایش ختم گرفتیم. همه تا چهلمش مشکی پوشیدیم. شب قبل از اعدامش می گفت:99 درصد اعدام می شوم، مگر یک معجزه اتفاق بیفتد و خدا یک نوری به دل شاکی بیندازد.

• وقتی ولی دم ات رضایت داد، چه احساسی داشتی؟

وقتی رضایت دادند، می گفتم: دروغه! باورم نمی شد؛ آخر خیلی از ولی دم ها از این قبیل بلف ها می زنند. همین ولی دم بهنود گفته بود، وقی طناب را دور گردنش بیندازند می بخشد ولی خودش زیر پای بهنود را زده بود. با خودم گفتم، دارند دروغ می گویند.

• چند تا خواهر وبرادر داری؟

6 تا بچه ایم با یک خواهر ناتنی.

• چه کسی توانست رضایت شاکی را جلب کند؟

آزادی ام را مدیون وکیلم، خانم طهماسبی و خواهرم هستم. وقتی آزاد شدم، دلم می خواست پایشان را ببوسم؛ چون برای من خیلی قدم برداشتند. وکیلم بی چشم داشت حتی یک قران پول، مبلغ دیه را از دویست وپنجاه میلیون به پنجاه میلیون رساند.

• حالا دنیای بیرون از زندان برایت چگونه است؟

همه چیز برایم غریبه است. کمبود پدرم را احساس می کنم. باورم نمی شود، مرده. وقتی من زندان بودم بر اثر تصادف ، ضربه مغزی شد و مرد، شاید چون ندیدم، مرگش را باور ندارم.

• دلت می خواهد از این به بعد چطور زندگی کنی؟

دوست دارم از همه چیز لذت ببرم.نصف شب ها بیدار می شوم، چشم هایم را باز می کنم، خواب تو چشمانم وول می زند، اما دلم نمی آید، چشم¬هایم را ببندم. بلند می شوم، مادرم را می بوسم، دلم می خواهد جای خالی روزهایی که تنهایش گذاشتم را پر کنم . آرایشگری بلدم می خواهم بروم توی سلمونی کار کنم تا مادرم زندگی راحت وخوشی داشته باشد. می خواهم با انجمن دفاع از حقوق کودک کار کنم و برای رضایت گرفتن از شاکی ها هر جای ایران که بتوانم بروم.

• به نظرت اعدام، تنبیه مناسبی برای کودکانی است که زیر 18 سال مرتکب جرم می شوند؟

برای هر کودکی، زندان رفتن با این شرایط از صد تا مرگ بدتر است. اعدام یک لحظه است، در چند ثانیه زیر پایت را می زنند، حلقومت می شکند و خفه می شوی، ولی زندان ؛یعنی جنهم. با یک جرم، به زندان می روی با هزار مرض و بیماری برمی گردی.آن جا بچه های کم زور مورد هر جور آزاری قرار می گیرند. ایدز، اعتیاد و افسردگی، این همه بدبختی خودش هزار تا مرگ است.

مصاحبه گر: صبا واصفی

وقتی حکم قصاص صادر شد، دائم کابوس می دیدم/ مصاحبه با بنیامین رسولی، نوجوان رها شده از چنگال اعدام


مادهی ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک، مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال را منع کرده وایران نیز این کنوانسیون را به رسمیت شناخته است. بهرغم این، سالانه چند مجرم نوجوان ایرانی به پای چوبه دار میروند. مجازات نوجوانان در ایران و از جمله صدور حکم اعدام برای آنان در موارد مختلف از جمله درگیری و قتل، قاچاق مواد مخدر، روابط جنسی و.. همواره یکی از چالشهای مهم نقض حقوق بشر در ایران بودهاست.

نوجوانان متهم به قتل، در زد و خوردها و بخاطر اختلافهای گاه کودکانه، کسی را کشتهاند. آنها برای ارتکاب قتلی غیرعمد و بدون نقشه، به نام قانون و به عمد، محکوم به مرگ میشوند، بنیامین رسولی یکی از این نوجوانان است که در آذر ماه امسال با رضایت اولیای دم مقتول و با رای قضات شعبهی 71 دادگاه کیفری استان آزاد شد. آنچه که در پی می آید مصاحبه ای است که صبا واصفی با بنیامین انجام داده است:

• چه طور حسین کشته شد؟

دوستم ،شهرام را کتک زده بودند، رفتم آن ها را آشتی دهم، دعوا بالا گرفت. وقتی در محله ی ما بودند، کتک خوردند، بعد گفتند: اگر مردی بیا پارک. رفتم پارک آن ها 12 نفر بودند و از بچه های محله ی ما هیچ کسی آن جا نبود. از زیر دست وپایشان فرار کردم. از خانه چاقو برداشتم و برگشتم. اصلا نفهمیدم چاقو کی به تنش خورد، ولی بعدا متوجه شدم چاقو قفسه ی سینه اش را پاره کرده و در بیمارستان فوت کرده است.

• چاقو را از چه کسی گرفته بودی؟

چاقوی دسته چوبی ای بود که یکی از دوستانم برایم از شمال، سوغاتی آورده بود.

• آن زمان چند ساله بودی؟

پانزده سالم بود.آن قدر کوچک و ریزه میزه بودم که مأمور پاسگاه وقتی من را دید با تعجب گفت: بنیامین تویی؟ یه وجبی !

• کجا دستگیر شدی؟

چند مأمور بیست دقیقه بعد از حادثه، برای دستگیری ام به خانه مان آمدند. یکی از آن مأمورها "صفرعلی نصیری" بود که بعدها در زندان رجایی شهر دیدمش که به جرم قتل اعدام شد.

• تنهایی رفتی پاسگاه؟

بله. به پدر ومادرم آدرس دادند گفتند از پشت سر ما بیایند. من را قپان کردند و در صنوق عقب ماشین گذاشتند به پاسگاه بردند.

• وقتی به پاسگاه رفتی به قتل اعتراف کردی؟

اصلا باورم نمی شد چاقو بهش خورده باشد. آن جا با شلنگی که توش ساچمه بود، حسابی کتکم زدند تا جای چاقو را اعتراف کنم. در آگاهی سه بار "جوجه ام" کردند، یک بار هم آویزانم کردند. بعد از این که جای چاقو را گفتم، عکس 3 جنازه را نشانم دادند که جنازه هایشان را پشت ریل راه آهن فاز 4 مهرشهر پیدا کرده بودند، می خواستند اعتراف کنم که آن ها را هم من کشتم.

• راجع به جوجه کردن بیش تر توضیح بده ؟

دست بند به دست می زنند، زانوها را از وسط دو دست بیرون می آورند، یک میله از وسط پاها رد می شود، روی دو تا صندلی می گذارند در حالی که تاب می خوری و کتک می زنند در آن شرایط فقط می توانی داد بزنی.

• چند وقت در آگاهی بودی؟

یک ماه وبیست وهشت روز. دوهفته در سوئیت بودم، در تمام این مدت هم دست بند داشتم، هم پابند؛ به طوری که موهای پاهایم کاملا ریخته.

• چه مدت مورد تنبیه بدنی قرار گرفتی؟

بیست روز مانده به دادگاه دیگر کتکم نمی زدند تا جای کبودی ها برود.

• روزدادگاه هیچ اثری از کبودی یا زخم روی بدنت نبود؟

نه، آن روز فقط یک لکه ی زرد رنگ، روی تنم باقی بود.

• شاهد تنبیه بدنی افراد دیگری هم بودی؟

در زندان دونفر بودند که به جرم خرید وفروش مواد مخدر دستگیر شده بودند، آنها را وقتی برای کتک زدن می بردند کتفشان را در می آوردند می زدند دوباره جا می انداختند.آگاهی حصارک جهنم است. در آگاهی شاپور که اسمش بد دررفته، اگر نتوانند از کسی اعتراف بگیرند به آگاهی حصارک می فرستند.

• وقتی به زندان منتقل شدی باز هم تنبیه بدنی می شدی؟

وقتی به زندان منتقل شدم، رییس اندرزگاه یک روز من را برد که راه وچاه زندان را یادم بدهد. گفت: روی سرامیک سالن راه برو ، بعد فکر کن این طرفت دره است، آن طرفت ناموس مردم، اگر یکی هلت بدهد، خودت را کدام طرف پرت می کنی؟ گفتم: خب، چون پای جان وسط است، مستحب است که بپرم روی ناموس مردم. من جدی جدی این طوری فکر می کردم، ولی بابت حرفم آن روز کتک مفصلی خوردم.

• در زندان وقتت را با چه کارهایی می گذراندی؟

در شورای شهر زندان با علی مهین ترابی کار می کردم .نشریه ی 30 برگی خانه ی ما را با هم کاری واحد فرهنگی بند نسوان کار می کردیم.

• وقتی حکم قصاص برایت صادر شد، چه احساسی داشتی؟

وقتی حکمم صادر شد، دائم کابوس می دیدم.

• در کابوست چه می دیدی؟

می دیدم در یک محوطه ی گرد که دور تا دورش درخت، پشت درخت ها دیوار و وسط درخت ها جوخه ی دار بود. وقتی به طرف درخت ها می رفتم، می خواستند اعدامم کنند و وقتی به سمت دیوار فرار می کردم، یک شبح می آمد و به طرف جوخه هلم می داد.

• از همبندی های تو کسی اعدام شد؟

بله. بهنود شجاعی و ستار شیری اعدام شدند.

• بعد از مرگ آن ها چه احساسی داشتی؟

تا دوماه خواب ازم گرفته شده بود، دائم با خودم حرف می زدم، تیک پیدا کرده بودم.

• خاطره¬ای از آخرین شب زندگی ستار به یاد داری؟

ستار خیلی گریه می کرد، می گفت: می دونم این دفعه برگشتنی نیستم، دلم برای خانواده¬ام می سوزد.

• بهنود چه طور؟

بهنود گریه نمی¬کرد، خیلی آرام بود. شبی نبود که نماز شب نخواند. آن جا خیلی از بچه¬ها معتاد می شوند. هزار جور خلاف های تازه یاد می گیرند، اما بهنود بی خیال همه چیز شده بود. فقط خدا را صدا می زد. کتاب دعایش زرد بود، به شوخی بهش می گفتیم: ساری کتابت کو؟ شب قبل از اعدام همه برایش گریه می کردند، آن¬قدر مظلوم وساکت بود که همه شیفته¬اش بودند.

• بعد از آن که بهنود دیگر به سلول برنگشت، بچه ها چه کار کردند؟

برایش ختم گرفتیم. همه تا چهلمش مشکی پوشیدیم. شب قبل از اعدامش می گفت:99 درصد اعدام می شوم، مگر یک معجزه اتفاق بیفتد و خدا یک نوری به دل شاکی بیندازد.

• وقتی ولی دم ات رضایت داد، چه احساسی داشتی؟

وقتی رضایت دادند، می گفتم: دروغه! باورم نمی شد؛ آخر خیلی از ولی دم ها از این قبیل بلف ها می زنند. همین ولی دم بهنود گفته بود، وقی طناب را دور گردنش بیندازند می بخشد ولی خودش زیر پای بهنود را زده بود. با خودم گفتم، دارند دروغ می گویند.

• چند تا خواهر وبرادر داری؟

6 تا بچه ایم با یک خواهر ناتنی.

• چه کسی توانست رضایت شاکی را جلب کند؟

آزادی ام را مدیون وکیلم، خانم طهماسبی و خواهرم هستم. وقتی آزاد شدم، دلم می خواست پایشان را ببوسم؛ چون برای من خیلی قدم برداشتند. وکیلم بی چشم داشت حتی یک قران پول، مبلغ دیه را از دویست وپنجاه میلیون به پنجاه میلیون رساند.

• حالا دنیای بیرون از زندان برایت چگونه است؟

همه چیز برایم غریبه است. کمبود پدرم را احساس می کنم. باورم نمی شود، مرده. وقتی من زندان بودم بر اثر تصادف ، ضربه مغزی شد و مرد، شاید چون ندیدم، مرگش را باور ندارم.

• دلت می خواهد از این به بعد چطور زندگی کنی؟

دوست دارم از همه چیز لذت ببرم.نصف شب ها بیدار می شوم، چشم هایم را باز می کنم، خواب تو چشمانم وول می زند، اما دلم نمی آید، چشم¬هایم را ببندم. بلند می شوم، مادرم را می بوسم، دلم می خواهد جای خالی روزهایی که تنهایش گذاشتم را پر کنم . آرایشگری بلدم می خواهم بروم توی سلمونی کار کنم تا مادرم زندگی راحت وخوشی داشته باشد. می خواهم با انجمن دفاع از حقوق کودک کار کنم و برای رضایت گرفتن از شاکی ها هر جای ایران که بتوانم بروم.

• به نظرت اعدام، تنبیه مناسبی برای کودکانی است که زیر 18 سال مرتکب جرم می شوند؟

برای هر کودکی، زندان رفتن با این شرایط از صد تا مرگ بدتر است. اعدام یک لحظه است، در چند ثانیه زیر پایت را می زنند، حلقومت می شکند و خفه می شوی، ولی زندان ؛یعنی جنهم. با یک جرم، به زندان می روی با هزار مرض و بیماری برمی گردی.آن جا بچه های کم زور مورد هر جور آزاری قرار می گیرند. ایدز، اعتیاد و افسردگی، این همه بدبختی خودش هزار تا مرگ است.

مصاحبه گر: صبا واصفی

وقتی حکم قصاص صادر شد، دائم کابوس می دیدم/ مصاحبه با بنیامین رسولی، نوجوان رها شده از چنگال اعدام


مادهی ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک، مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال را منع کرده وایران نیز این کنوانسیون را به رسمیت شناخته است. بهرغم این، سالانه چند مجرم نوجوان ایرانی به پای چوبه دار میروند. مجازات نوجوانان در ایران و از جمله صدور حکم اعدام برای آنان در موارد مختلف از جمله درگیری و قتل، قاچاق مواد مخدر، روابط جنسی و.. همواره یکی از چالشهای مهم نقض حقوق بشر در ایران بودهاست.

نوجوانان متهم به قتل، در زد و خوردها و بخاطر اختلافهای گاه کودکانه، کسی را کشتهاند. آنها برای ارتکاب قتلی غیرعمد و بدون نقشه، به نام قانون و به عمد، محکوم به مرگ میشوند، بنیامین رسولی یکی از این نوجوانان است که در آذر ماه امسال با رضایت اولیای دم مقتول و با رای قضات شعبهی 71 دادگاه کیفری استان آزاد شد. آنچه که در پی می آید مصاحبه ای است که صبا واصفی با بنیامین انجام داده است:

• چه طور حسین کشته شد؟

دوستم ،شهرام را کتک زده بودند، رفتم آن ها را آشتی دهم، دعوا بالا گرفت. وقتی در محله ی ما بودند، کتک خوردند، بعد گفتند: اگر مردی بیا پارک. رفتم پارک آن ها 12 نفر بودند و از بچه های محله ی ما هیچ کسی آن جا نبود. از زیر دست وپایشان فرار کردم. از خانه چاقو برداشتم و برگشتم. اصلا نفهمیدم چاقو کی به تنش خورد، ولی بعدا متوجه شدم چاقو قفسه ی سینه اش را پاره کرده و در بیمارستان فوت کرده است.

• چاقو را از چه کسی گرفته بودی؟

چاقوی دسته چوبی ای بود که یکی از دوستانم برایم از شمال، سوغاتی آورده بود.

• آن زمان چند ساله بودی؟

پانزده سالم بود.آن قدر کوچک و ریزه میزه بودم که مأمور پاسگاه وقتی من را دید با تعجب گفت: بنیامین تویی؟ یه وجبی !

• کجا دستگیر شدی؟

چند مأمور بیست دقیقه بعد از حادثه، برای دستگیری ام به خانه مان آمدند. یکی از آن مأمورها "صفرعلی نصیری" بود که بعدها در زندان رجایی شهر دیدمش که به جرم قتل اعدام شد.

• تنهایی رفتی پاسگاه؟

بله. به پدر ومادرم آدرس دادند گفتند از پشت سر ما بیایند. من را قپان کردند و در صنوق عقب ماشین گذاشتند به پاسگاه بردند.

• وقتی به پاسگاه رفتی به قتل اعتراف کردی؟

اصلا باورم نمی شد چاقو بهش خورده باشد. آن جا با شلنگی که توش ساچمه بود، حسابی کتکم زدند تا جای چاقو را اعتراف کنم. در آگاهی سه بار "جوجه ام" کردند، یک بار هم آویزانم کردند. بعد از این که جای چاقو را گفتم، عکس 3 جنازه را نشانم دادند که جنازه هایشان را پشت ریل راه آهن فاز 4 مهرشهر پیدا کرده بودند، می خواستند اعتراف کنم که آن ها را هم من کشتم.

• راجع به جوجه کردن بیش تر توضیح بده ؟

دست بند به دست می زنند، زانوها را از وسط دو دست بیرون می آورند، یک میله از وسط پاها رد می شود، روی دو تا صندلی می گذارند در حالی که تاب می خوری و کتک می زنند در آن شرایط فقط می توانی داد بزنی.

• چند وقت در آگاهی بودی؟

یک ماه وبیست وهشت روز. دوهفته در سوئیت بودم، در تمام این مدت هم دست بند داشتم، هم پابند؛ به طوری که موهای پاهایم کاملا ریخته.

• چه مدت مورد تنبیه بدنی قرار گرفتی؟

بیست روز مانده به دادگاه دیگر کتکم نمی زدند تا جای کبودی ها برود.

• روزدادگاه هیچ اثری از کبودی یا زخم روی بدنت نبود؟

نه، آن روز فقط یک لکه ی زرد رنگ، روی تنم باقی بود.

• شاهد تنبیه بدنی افراد دیگری هم بودی؟

در زندان دونفر بودند که به جرم خرید وفروش مواد مخدر دستگیر شده بودند، آنها را وقتی برای کتک زدن می بردند کتفشان را در می آوردند می زدند دوباره جا می انداختند.آگاهی حصارک جهنم است. در آگاهی شاپور که اسمش بد دررفته، اگر نتوانند از کسی اعتراف بگیرند به آگاهی حصارک می فرستند.

• وقتی به زندان منتقل شدی باز هم تنبیه بدنی می شدی؟

وقتی به زندان منتقل شدم، رییس اندرزگاه یک روز من را برد که راه وچاه زندان را یادم بدهد. گفت: روی سرامیک سالن راه برو ، بعد فکر کن این طرفت دره است، آن طرفت ناموس مردم، اگر یکی هلت بدهد، خودت را کدام طرف پرت می کنی؟ گفتم: خب، چون پای جان وسط است، مستحب است که بپرم روی ناموس مردم. من جدی جدی این طوری فکر می کردم، ولی بابت حرفم آن روز کتک مفصلی خوردم.

• در زندان وقتت را با چه کارهایی می گذراندی؟

در شورای شهر زندان با علی مهین ترابی کار می کردم .نشریه ی 30 برگی خانه ی ما را با هم کاری واحد فرهنگی بند نسوان کار می کردیم.

• وقتی حکم قصاص برایت صادر شد، چه احساسی داشتی؟

وقتی حکمم صادر شد، دائم کابوس می دیدم.

• در کابوست چه می دیدی؟

می دیدم در یک محوطه ی گرد که دور تا دورش درخت، پشت درخت ها دیوار و وسط درخت ها جوخه ی دار بود. وقتی به طرف درخت ها می رفتم، می خواستند اعدامم کنند و وقتی به سمت دیوار فرار می کردم، یک شبح می آمد و به طرف جوخه هلم می داد.

• از همبندی های تو کسی اعدام شد؟

بله. بهنود شجاعی و ستار شیری اعدام شدند.

• بعد از مرگ آن ها چه احساسی داشتی؟

تا دوماه خواب ازم گرفته شده بود، دائم با خودم حرف می زدم، تیک پیدا کرده بودم.

• خاطره¬ای از آخرین شب زندگی ستار به یاد داری؟

ستار خیلی گریه می کرد، می گفت: می دونم این دفعه برگشتنی نیستم، دلم برای خانواده¬ام می سوزد.

• بهنود چه طور؟

بهنود گریه نمی¬کرد، خیلی آرام بود. شبی نبود که نماز شب نخواند. آن جا خیلی از بچه¬ها معتاد می شوند. هزار جور خلاف های تازه یاد می گیرند، اما بهنود بی خیال همه چیز شده بود. فقط خدا را صدا می زد. کتاب دعایش زرد بود، به شوخی بهش می گفتیم: ساری کتابت کو؟ شب قبل از اعدام همه برایش گریه می کردند، آن¬قدر مظلوم وساکت بود که همه شیفته¬اش بودند.

• بعد از آن که بهنود دیگر به سلول برنگشت، بچه ها چه کار کردند؟

برایش ختم گرفتیم. همه تا چهلمش مشکی پوشیدیم. شب قبل از اعدامش می گفت:99 درصد اعدام می شوم، مگر یک معجزه اتفاق بیفتد و خدا یک نوری به دل شاکی بیندازد.

• وقتی ولی دم ات رضایت داد، چه احساسی داشتی؟

وقتی رضایت دادند، می گفتم: دروغه! باورم نمی شد؛ آخر خیلی از ولی دم ها از این قبیل بلف ها می زنند. همین ولی دم بهنود گفته بود، وقی طناب را دور گردنش بیندازند می بخشد ولی خودش زیر پای بهنود را زده بود. با خودم گفتم، دارند دروغ می گویند.

• چند تا خواهر وبرادر داری؟

6 تا بچه ایم با یک خواهر ناتنی.

• چه کسی توانست رضایت شاکی را جلب کند؟

آزادی ام را مدیون وکیلم، خانم طهماسبی و خواهرم هستم. وقتی آزاد شدم، دلم می خواست پایشان را ببوسم؛ چون برای من خیلی قدم برداشتند. وکیلم بی چشم داشت حتی یک قران پول، مبلغ دیه را از دویست وپنجاه میلیون به پنجاه میلیون رساند.

• حالا دنیای بیرون از زندان برایت چگونه است؟

همه چیز برایم غریبه است. کمبود پدرم را احساس می کنم. باورم نمی شود، مرده. وقتی من زندان بودم بر اثر تصادف ، ضربه مغزی شد و مرد، شاید چون ندیدم، مرگش را باور ندارم.

• دلت می خواهد از این به بعد چطور زندگی کنی؟

دوست دارم از همه چیز لذت ببرم.نصف شب ها بیدار می شوم، چشم هایم را باز می کنم، خواب تو چشمانم وول می زند، اما دلم نمی آید، چشم¬هایم را ببندم. بلند می شوم، مادرم را می بوسم، دلم می خواهد جای خالی روزهایی که تنهایش گذاشتم را پر کنم . آرایشگری بلدم می خواهم بروم توی سلمونی کار کنم تا مادرم زندگی راحت وخوشی داشته باشد. می خواهم با انجمن دفاع از حقوق کودک کار کنم و برای رضایت گرفتن از شاکی ها هر جای ایران که بتوانم بروم.

• به نظرت اعدام، تنبیه مناسبی برای کودکانی است که زیر 18 سال مرتکب جرم می شوند؟

برای هر کودکی، زندان رفتن با این شرایط از صد تا مرگ بدتر است. اعدام یک لحظه است، در چند ثانیه زیر پایت را می زنند، حلقومت می شکند و خفه می شوی، ولی زندان ؛یعنی جنهم. با یک جرم، به زندان می روی با هزار مرض و بیماری برمی گردی.آن جا بچه های کم زور مورد هر جور آزاری قرار می گیرند. ایدز، اعتیاد و افسردگی، این همه بدبختی خودش هزار تا مرگ است.

مصاحبه گر: صبا واصفی

کدهای مخرب و هک شدن سایتهای معترضان ایرانی


انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه ایران و حوادث بعد از آن، دنیای مجازی اینترنت را هم برای کاربران ایرانی متفاوت کرده است.

به جز فیلتر شدن تعداد زیادی سایت و وبلاگ گروه های مختلف هکرها از جمله هکرهای طرفدار دولت ایران تلاش می کنند وب سایت های مخالفان خود را مورد تعرض قرار دهند.

حمله به سایت توییتر که نقش مهمی در اطلاع رسانی رویدادهای بعد از انتخابات داشت شاید یکی از برجسته ترین موارد در این زمینه بود که گفته می شود هکرهای طرفدار دولت ایران آن را انجام داده اند.

پیش از آن نیز سایت «موج سبز آزادی» که در زمان فعالیت خود یکی از سایت های اصلی معترضان به حساب می آمد، توسط یک گروه هکر از دست گردانندگان اصلی اش خارج شده بود.

چند روز پیش از حمله به توییتر، چند سرور که تعدادی زیادی سایت و وبلاگ متعلق به گروه اصلاح طلب ایرانی را میزبانی می کرد مورد حمله هکرها قرار گرفت و از دسترس خارج شد.

نکته قابل توجه در مورد تمامی این حملات در اینجا است که هکرها از یک نقطه ضعف مهم که کاربران اینترنت، حتی با دانش فنی بالا، کمتر به آن توجه می کنند برای حملات خود استفاده کرده اند.

حمله اکس اس اس

با استفاده از این روش که «اکس اس اس» نام دارد ابتدا هکرها ایمیل گردانندگان این سایتها را هک می کنند و با استفاده از آن با شرکتهای میزبان و کنترل کننده دامنه های این سایتها تماس گرفته و با ذکر اینکه رمز عبور خود را فراموش کرده اند، سعی می کنند که کنترل سرور و دامنه سایت را به دست بگیرند.

وب سایت بالاترین هم یکی از سایت هایی است که در اوایل سال ۲۰۰۹ با استفاده از همین روش مورد حمله قرار گرفت و برای مدتی از دسترس کاربران خارج شد.

هکر ها با استفاده از یک ضعف امنیتی در "جی میل" توانسته بودند از طریق یک حمله «اکس اس اس» به اکانت ایمیل مدیر وب سایت دسترسی پیدا کنند. هک وب سایت توییتر هم به همین روش با رخنه به ایمیل داخلی و تحصیل کنترل دامنه توییر انجام گرفت.

اکس اس اس چیست؟

Cross Site Scripting یا به صورت خلاصه «اکس اس اس» یکی از رایج ترین حملاتی است که در حال حاضر کاربران وب را هدف گرفته است.

در این نوع حمله با باز کردن یک صفحه اینترنتی، کلیک کردن روی یک لینک و یا باز کردن ایمیل، کدی به صورت مخفیانه روی کامپیوتر کاربر اجرا می شود که می تواند اطلاعات مهمی را از روی کامپیوتر کاربر سرقت کند.

ماهیت این حمله به گونه‌ای است که اغلب کاربران تصورش را هم نمی‌کنند که ممکن است به همین سادگی اطلاعات خودشان را از دست بدهند به همین دلیل این نوع حمله دست کم گرفته می‌شود.

برای مثال کاربر روی لینکی که توسط ایمیل برای او فرستاده شده کلیک می کند و یک صفحه اینترنتی را باز می کند، با انجام این کار، هکر می تواند کوکی مربوط به ایمیل کاربر را سرقت کند و از طریق آن وارد ایمیل کاربر بشود تا به اطلاعات او دسترسی پیدا کند.

این سناریو در مورد بقیه حساب های کاربری اینترنتی هم امکان پذیر است.

در حملات «اکس اس اس» فقط با مشاهده یک صفحه اینترنتی که کدهای حمله در آن مخفی شده‌اند کامپیوتر مورد حمله قرار می‌گیرد و کاربر هم از آن مطلع نمی شود.

زمانی که کاربر وارد یک حساب اینترنتی مانند ایمیل، حساب بانکی یا حساب‌های کم اهمیت‌تر می‌شود اطلاعاتی توسط سرورهای این حساب‌ها روی کامپیوتر استفاده کننده ذخیره می شود.

حملات «اکس اس اس» می‌توانند این اطلاعات را از روی کامپیوتر کاربر بربایند و هکر با داشتن این اطلاعات به حساب اصلی دسترسی پیدا کند.

به عنوان مثال کاربری در حال خواندن یک صفحه وب است که به کدهای مخرب آلوده است و همزمان در حساب بانکی خود هم وارد شده است.

هکر می‌تواند با مخفی کردن یک کد در صفحه‌ای که توسط کاربر در حال خوانده شدن است از ضعف سیستم بانکی استفاده کرده و وارد حساب بانکی او بشود.

اطلاع کم استفاده کنندگان اینترنت و نبود ابزارهای مناسب برای جلوگیری از این حملات سبب شده که کاربران به راحتی قربانی این حملات بشوند و به نظر می رسد که هکرهای ایرانی هم به خوبی از این روش حمله برای دسترسی به اطلاعات استفاده می کنند.

در مقابل حملات جدید ایمن نیستید

اغلب کاربران تصور می کنند با داشتن آنتی ویروس، به روز نگاه داشتن سیستم عامل و مرورگر و استفاده از فایروال در مقابل تمامی خطرات ایمن هستند.

اما این ابزارها در مقابله با حملات اکس اس اس موثر نیستند. برای همین به راحتی کاربران می توانند قربانی این نوع حمله شوند، حتی کاربران با دانش فنی بالا.

کارشناسان توصیه می کنند که در انتخاب مرورگر اینترنتی خود دقت زیادی داشته باشید.

به نظر می رسد که در حال حاضر مرورگر فایرفاکس بیشترین امنیت را برای مقابله با حملات «اکس اس اس» داشته باشد.

نصب یک افزونه به نام NoScript در مرورگر فایرفاکس هم به کاربران کمک می کند تا در برابر این گونه حملات ایمنی بسیار بیشتری داشته باشند.

بیشتر این حملات از طریق لینک هایی صورت می گیرد که توسط ایمیل برای کاربران ارسال شده است. کلیک نکردن بر روی لینک هایی که توسط ایمیل ارسال شده است یکی از راه‌های مقابله است.

می‌توان لینک ها را به صورت دستی در مرورگر تایپ کرد تا این اطمینان وجود داشته باشد که به همان سایت مورد نظر هدایت می‌شوید.

گاهی اوقات بدون کلیک کردن روی یک لینک و فقط با باز کردن یک ایمیل، امکان سرقت اطلاعات کاربر نیز وجود دارد.

برای جلوگیری از این نوع حمله می توان ایمیل را روی حالت Plain Text (نوشته خالی بدون (HTML قرار داد تا کدهای مخرب خود به خود اجرا نشوند.

کارشناسان امنیت در اینترنت توصیه می کنند که کاربران گزینه به یاد آوری شناسه و رمز کاربری در مرورگر های خود را غیر فعال و رمزکاربری ایمیل خود را حداقل هر ماه یک بار عوض کنند.

همچنین پیشنهاد می شود که کاربران ایمیل مجزایی برای حساب های کاربری مهم آنلاین خود مانند سرور، وبلاگ و حساب بانک ثبت کنند و از آن ایمیل برای ارتباطات روزمره استفاده نکنند.

شاید رعایت کردن خیلی از این موارد برای کاربران عادی اینترنت سخت باشد. ولی نباید فراموش کرد که مرورگرهای فعلی وب راهی طولانی برای امن شدن در پیش دارند و تا آن زمان برای حفظ امنیت آنلاین باید بیشتر مراقب بود.

کدهای مخرب و هک شدن سایتهای معترضان ایرانی


انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه ایران و حوادث بعد از آن، دنیای مجازی اینترنت را هم برای کاربران ایرانی متفاوت کرده است.

به جز فیلتر شدن تعداد زیادی سایت و وبلاگ گروه های مختلف هکرها از جمله هکرهای طرفدار دولت ایران تلاش می کنند وب سایت های مخالفان خود را مورد تعرض قرار دهند.

حمله به سایت توییتر که نقش مهمی در اطلاع رسانی رویدادهای بعد از انتخابات داشت شاید یکی از برجسته ترین موارد در این زمینه بود که گفته می شود هکرهای طرفدار دولت ایران آن را انجام داده اند.

پیش از آن نیز سایت «موج سبز آزادی» که در زمان فعالیت خود یکی از سایت های اصلی معترضان به حساب می آمد، توسط یک گروه هکر از دست گردانندگان اصلی اش خارج شده بود.

چند روز پیش از حمله به توییتر، چند سرور که تعدادی زیادی سایت و وبلاگ متعلق به گروه اصلاح طلب ایرانی را میزبانی می کرد مورد حمله هکرها قرار گرفت و از دسترس خارج شد.

نکته قابل توجه در مورد تمامی این حملات در اینجا است که هکرها از یک نقطه ضعف مهم که کاربران اینترنت، حتی با دانش فنی بالا، کمتر به آن توجه می کنند برای حملات خود استفاده کرده اند.

حمله اکس اس اس

با استفاده از این روش که «اکس اس اس» نام دارد ابتدا هکرها ایمیل گردانندگان این سایتها را هک می کنند و با استفاده از آن با شرکتهای میزبان و کنترل کننده دامنه های این سایتها تماس گرفته و با ذکر اینکه رمز عبور خود را فراموش کرده اند، سعی می کنند که کنترل سرور و دامنه سایت را به دست بگیرند.

وب سایت بالاترین هم یکی از سایت هایی است که در اوایل سال ۲۰۰۹ با استفاده از همین روش مورد حمله قرار گرفت و برای مدتی از دسترس کاربران خارج شد.

هکر ها با استفاده از یک ضعف امنیتی در "جی میل" توانسته بودند از طریق یک حمله «اکس اس اس» به اکانت ایمیل مدیر وب سایت دسترسی پیدا کنند. هک وب سایت توییتر هم به همین روش با رخنه به ایمیل داخلی و تحصیل کنترل دامنه توییر انجام گرفت.

اکس اس اس چیست؟

Cross Site Scripting یا به صورت خلاصه «اکس اس اس» یکی از رایج ترین حملاتی است که در حال حاضر کاربران وب را هدف گرفته است.

در این نوع حمله با باز کردن یک صفحه اینترنتی، کلیک کردن روی یک لینک و یا باز کردن ایمیل، کدی به صورت مخفیانه روی کامپیوتر کاربر اجرا می شود که می تواند اطلاعات مهمی را از روی کامپیوتر کاربر سرقت کند.

ماهیت این حمله به گونه‌ای است که اغلب کاربران تصورش را هم نمی‌کنند که ممکن است به همین سادگی اطلاعات خودشان را از دست بدهند به همین دلیل این نوع حمله دست کم گرفته می‌شود.

برای مثال کاربر روی لینکی که توسط ایمیل برای او فرستاده شده کلیک می کند و یک صفحه اینترنتی را باز می کند، با انجام این کار، هکر می تواند کوکی مربوط به ایمیل کاربر را سرقت کند و از طریق آن وارد ایمیل کاربر بشود تا به اطلاعات او دسترسی پیدا کند.

این سناریو در مورد بقیه حساب های کاربری اینترنتی هم امکان پذیر است.

در حملات «اکس اس اس» فقط با مشاهده یک صفحه اینترنتی که کدهای حمله در آن مخفی شده‌اند کامپیوتر مورد حمله قرار می‌گیرد و کاربر هم از آن مطلع نمی شود.

زمانی که کاربر وارد یک حساب اینترنتی مانند ایمیل، حساب بانکی یا حساب‌های کم اهمیت‌تر می‌شود اطلاعاتی توسط سرورهای این حساب‌ها روی کامپیوتر استفاده کننده ذخیره می شود.

حملات «اکس اس اس» می‌توانند این اطلاعات را از روی کامپیوتر کاربر بربایند و هکر با داشتن این اطلاعات به حساب اصلی دسترسی پیدا کند.

به عنوان مثال کاربری در حال خواندن یک صفحه وب است که به کدهای مخرب آلوده است و همزمان در حساب بانکی خود هم وارد شده است.

هکر می‌تواند با مخفی کردن یک کد در صفحه‌ای که توسط کاربر در حال خوانده شدن است از ضعف سیستم بانکی استفاده کرده و وارد حساب بانکی او بشود.

اطلاع کم استفاده کنندگان اینترنت و نبود ابزارهای مناسب برای جلوگیری از این حملات سبب شده که کاربران به راحتی قربانی این حملات بشوند و به نظر می رسد که هکرهای ایرانی هم به خوبی از این روش حمله برای دسترسی به اطلاعات استفاده می کنند.

در مقابل حملات جدید ایمن نیستید

اغلب کاربران تصور می کنند با داشتن آنتی ویروس، به روز نگاه داشتن سیستم عامل و مرورگر و استفاده از فایروال در مقابل تمامی خطرات ایمن هستند.

اما این ابزارها در مقابله با حملات اکس اس اس موثر نیستند. برای همین به راحتی کاربران می توانند قربانی این نوع حمله شوند، حتی کاربران با دانش فنی بالا.

کارشناسان توصیه می کنند که در انتخاب مرورگر اینترنتی خود دقت زیادی داشته باشید.

به نظر می رسد که در حال حاضر مرورگر فایرفاکس بیشترین امنیت را برای مقابله با حملات «اکس اس اس» داشته باشد.

نصب یک افزونه به نام NoScript در مرورگر فایرفاکس هم به کاربران کمک می کند تا در برابر این گونه حملات ایمنی بسیار بیشتری داشته باشند.

بیشتر این حملات از طریق لینک هایی صورت می گیرد که توسط ایمیل برای کاربران ارسال شده است. کلیک نکردن بر روی لینک هایی که توسط ایمیل ارسال شده است یکی از راه‌های مقابله است.

می‌توان لینک ها را به صورت دستی در مرورگر تایپ کرد تا این اطمینان وجود داشته باشد که به همان سایت مورد نظر هدایت می‌شوید.

گاهی اوقات بدون کلیک کردن روی یک لینک و فقط با باز کردن یک ایمیل، امکان سرقت اطلاعات کاربر نیز وجود دارد.

برای جلوگیری از این نوع حمله می توان ایمیل را روی حالت Plain Text (نوشته خالی بدون (HTML قرار داد تا کدهای مخرب خود به خود اجرا نشوند.

کارشناسان امنیت در اینترنت توصیه می کنند که کاربران گزینه به یاد آوری شناسه و رمز کاربری در مرورگر های خود را غیر فعال و رمزکاربری ایمیل خود را حداقل هر ماه یک بار عوض کنند.

همچنین پیشنهاد می شود که کاربران ایمیل مجزایی برای حساب های کاربری مهم آنلاین خود مانند سرور، وبلاگ و حساب بانک ثبت کنند و از آن ایمیل برای ارتباطات روزمره استفاده نکنند.

شاید رعایت کردن خیلی از این موارد برای کاربران عادی اینترنت سخت باشد. ولی نباید فراموش کرد که مرورگرهای فعلی وب راهی طولانی برای امن شدن در پیش دارند و تا آن زمان برای حفظ امنیت آنلاین باید بیشتر مراقب بود.

کدهای مخرب و هک شدن سایتهای معترضان ایرانی


انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه ایران و حوادث بعد از آن، دنیای مجازی اینترنت را هم برای کاربران ایرانی متفاوت کرده است.

به جز فیلتر شدن تعداد زیادی سایت و وبلاگ گروه های مختلف هکرها از جمله هکرهای طرفدار دولت ایران تلاش می کنند وب سایت های مخالفان خود را مورد تعرض قرار دهند.

حمله به سایت توییتر که نقش مهمی در اطلاع رسانی رویدادهای بعد از انتخابات داشت شاید یکی از برجسته ترین موارد در این زمینه بود که گفته می شود هکرهای طرفدار دولت ایران آن را انجام داده اند.

پیش از آن نیز سایت «موج سبز آزادی» که در زمان فعالیت خود یکی از سایت های اصلی معترضان به حساب می آمد، توسط یک گروه هکر از دست گردانندگان اصلی اش خارج شده بود.

چند روز پیش از حمله به توییتر، چند سرور که تعدادی زیادی سایت و وبلاگ متعلق به گروه اصلاح طلب ایرانی را میزبانی می کرد مورد حمله هکرها قرار گرفت و از دسترس خارج شد.

نکته قابل توجه در مورد تمامی این حملات در اینجا است که هکرها از یک نقطه ضعف مهم که کاربران اینترنت، حتی با دانش فنی بالا، کمتر به آن توجه می کنند برای حملات خود استفاده کرده اند.

حمله اکس اس اس

با استفاده از این روش که «اکس اس اس» نام دارد ابتدا هکرها ایمیل گردانندگان این سایتها را هک می کنند و با استفاده از آن با شرکتهای میزبان و کنترل کننده دامنه های این سایتها تماس گرفته و با ذکر اینکه رمز عبور خود را فراموش کرده اند، سعی می کنند که کنترل سرور و دامنه سایت را به دست بگیرند.

وب سایت بالاترین هم یکی از سایت هایی است که در اوایل سال ۲۰۰۹ با استفاده از همین روش مورد حمله قرار گرفت و برای مدتی از دسترس کاربران خارج شد.

هکر ها با استفاده از یک ضعف امنیتی در "جی میل" توانسته بودند از طریق یک حمله «اکس اس اس» به اکانت ایمیل مدیر وب سایت دسترسی پیدا کنند. هک وب سایت توییتر هم به همین روش با رخنه به ایمیل داخلی و تحصیل کنترل دامنه توییر انجام گرفت.

اکس اس اس چیست؟

Cross Site Scripting یا به صورت خلاصه «اکس اس اس» یکی از رایج ترین حملاتی است که در حال حاضر کاربران وب را هدف گرفته است.

در این نوع حمله با باز کردن یک صفحه اینترنتی، کلیک کردن روی یک لینک و یا باز کردن ایمیل، کدی به صورت مخفیانه روی کامپیوتر کاربر اجرا می شود که می تواند اطلاعات مهمی را از روی کامپیوتر کاربر سرقت کند.

ماهیت این حمله به گونه‌ای است که اغلب کاربران تصورش را هم نمی‌کنند که ممکن است به همین سادگی اطلاعات خودشان را از دست بدهند به همین دلیل این نوع حمله دست کم گرفته می‌شود.

برای مثال کاربر روی لینکی که توسط ایمیل برای او فرستاده شده کلیک می کند و یک صفحه اینترنتی را باز می کند، با انجام این کار، هکر می تواند کوکی مربوط به ایمیل کاربر را سرقت کند و از طریق آن وارد ایمیل کاربر بشود تا به اطلاعات او دسترسی پیدا کند.

این سناریو در مورد بقیه حساب های کاربری اینترنتی هم امکان پذیر است.

در حملات «اکس اس اس» فقط با مشاهده یک صفحه اینترنتی که کدهای حمله در آن مخفی شده‌اند کامپیوتر مورد حمله قرار می‌گیرد و کاربر هم از آن مطلع نمی شود.

زمانی که کاربر وارد یک حساب اینترنتی مانند ایمیل، حساب بانکی یا حساب‌های کم اهمیت‌تر می‌شود اطلاعاتی توسط سرورهای این حساب‌ها روی کامپیوتر استفاده کننده ذخیره می شود.

حملات «اکس اس اس» می‌توانند این اطلاعات را از روی کامپیوتر کاربر بربایند و هکر با داشتن این اطلاعات به حساب اصلی دسترسی پیدا کند.

به عنوان مثال کاربری در حال خواندن یک صفحه وب است که به کدهای مخرب آلوده است و همزمان در حساب بانکی خود هم وارد شده است.

هکر می‌تواند با مخفی کردن یک کد در صفحه‌ای که توسط کاربر در حال خوانده شدن است از ضعف سیستم بانکی استفاده کرده و وارد حساب بانکی او بشود.

اطلاع کم استفاده کنندگان اینترنت و نبود ابزارهای مناسب برای جلوگیری از این حملات سبب شده که کاربران به راحتی قربانی این حملات بشوند و به نظر می رسد که هکرهای ایرانی هم به خوبی از این روش حمله برای دسترسی به اطلاعات استفاده می کنند.

در مقابل حملات جدید ایمن نیستید

اغلب کاربران تصور می کنند با داشتن آنتی ویروس، به روز نگاه داشتن سیستم عامل و مرورگر و استفاده از فایروال در مقابل تمامی خطرات ایمن هستند.

اما این ابزارها در مقابله با حملات اکس اس اس موثر نیستند. برای همین به راحتی کاربران می توانند قربانی این نوع حمله شوند، حتی کاربران با دانش فنی بالا.

کارشناسان توصیه می کنند که در انتخاب مرورگر اینترنتی خود دقت زیادی داشته باشید.

به نظر می رسد که در حال حاضر مرورگر فایرفاکس بیشترین امنیت را برای مقابله با حملات «اکس اس اس» داشته باشد.

نصب یک افزونه به نام NoScript در مرورگر فایرفاکس هم به کاربران کمک می کند تا در برابر این گونه حملات ایمنی بسیار بیشتری داشته باشند.

بیشتر این حملات از طریق لینک هایی صورت می گیرد که توسط ایمیل برای کاربران ارسال شده است. کلیک نکردن بر روی لینک هایی که توسط ایمیل ارسال شده است یکی از راه‌های مقابله است.

می‌توان لینک ها را به صورت دستی در مرورگر تایپ کرد تا این اطمینان وجود داشته باشد که به همان سایت مورد نظر هدایت می‌شوید.

گاهی اوقات بدون کلیک کردن روی یک لینک و فقط با باز کردن یک ایمیل، امکان سرقت اطلاعات کاربر نیز وجود دارد.

برای جلوگیری از این نوع حمله می توان ایمیل را روی حالت Plain Text (نوشته خالی بدون (HTML قرار داد تا کدهای مخرب خود به خود اجرا نشوند.

کارشناسان امنیت در اینترنت توصیه می کنند که کاربران گزینه به یاد آوری شناسه و رمز کاربری در مرورگر های خود را غیر فعال و رمزکاربری ایمیل خود را حداقل هر ماه یک بار عوض کنند.

همچنین پیشنهاد می شود که کاربران ایمیل مجزایی برای حساب های کاربری مهم آنلاین خود مانند سرور، وبلاگ و حساب بانک ثبت کنند و از آن ایمیل برای ارتباطات روزمره استفاده نکنند.

شاید رعایت کردن خیلی از این موارد برای کاربران عادی اینترنت سخت باشد. ولی نباید فراموش کرد که مرورگرهای فعلی وب راهی طولانی برای امن شدن در پیش دارند و تا آن زمان برای حفظ امنیت آنلاین باید بیشتر مراقب بود.

دورجدید امنیتی کردن فضای جامعه شروع شد :فضاي امنيتي در متروها


نظام قطارهای مترو را امنیتی کرد.با نصب تجهیزات امنیتی در واگن های قطارهای مترو تهران,دورجدید امنیتی کردن فضای جامعه شروع شد.طی چند ماه گذشته مترو تهران,بی آرتی وسایر خطوط حمل ونقل عمومی در شکل گیری اعتراضات وحتی در کشیده شدن دامنه ی اعتراضات به نقاط مختلف نقش مهمی داشتند.از سوی دیگر مترو تهران محل مناسبی برای پخش تصاویر اعتراض های مردمی از طریق بلوتوث ویا ردوبدل کردن فیلم وعکس اعتراضات مردمی از راه امکانات مختلف گوشی های همراه بود.همچنین مترو تهران در مواقع شکل گیری اعتراضات بهترین وسیله جابجایی ودر مواقعی پناهگاه مردم معترض بود.بنابراین نظام برای از بین بردن این دژ نسبتا امن معترضان وبرای شناسایی افرادی که در روزهای اعتراض در ایستگاه های خاص پیاده می شوند اقدام به نصب تجهیزات امنیتی کرده است.شایان ذکر است که نخستین سری از این قطارها از روز شنبه وارد خطوط ریلی شهر تهران شده است

دورجدید امنیتی کردن فضای جامعه شروع شد :فضاي امنيتي در متروها


نظام قطارهای مترو را امنیتی کرد.با نصب تجهیزات امنیتی در واگن های قطارهای مترو تهران,دورجدید امنیتی کردن فضای جامعه شروع شد.طی چند ماه گذشته مترو تهران,بی آرتی وسایر خطوط حمل ونقل عمومی در شکل گیری اعتراضات وحتی در کشیده شدن دامنه ی اعتراضات به نقاط مختلف نقش مهمی داشتند.از سوی دیگر مترو تهران محل مناسبی برای پخش تصاویر اعتراض های مردمی از طریق بلوتوث ویا ردوبدل کردن فیلم وعکس اعتراضات مردمی از راه امکانات مختلف گوشی های همراه بود.همچنین مترو تهران در مواقع شکل گیری اعتراضات بهترین وسیله جابجایی ودر مواقعی پناهگاه مردم معترض بود.بنابراین نظام برای از بین بردن این دژ نسبتا امن معترضان وبرای شناسایی افرادی که در روزهای اعتراض در ایستگاه های خاص پیاده می شوند اقدام به نصب تجهیزات امنیتی کرده است.شایان ذکر است که نخستین سری از این قطارها از روز شنبه وارد خطوط ریلی شهر تهران شده است

دورجدید امنیتی کردن فضای جامعه شروع شد :فضاي امنيتي در متروها


نظام قطارهای مترو را امنیتی کرد.با نصب تجهیزات امنیتی در واگن های قطارهای مترو تهران,دورجدید امنیتی کردن فضای جامعه شروع شد.طی چند ماه گذشته مترو تهران,بی آرتی وسایر خطوط حمل ونقل عمومی در شکل گیری اعتراضات وحتی در کشیده شدن دامنه ی اعتراضات به نقاط مختلف نقش مهمی داشتند.از سوی دیگر مترو تهران محل مناسبی برای پخش تصاویر اعتراض های مردمی از طریق بلوتوث ویا ردوبدل کردن فیلم وعکس اعتراضات مردمی از راه امکانات مختلف گوشی های همراه بود.همچنین مترو تهران در مواقع شکل گیری اعتراضات بهترین وسیله جابجایی ودر مواقعی پناهگاه مردم معترض بود.بنابراین نظام برای از بین بردن این دژ نسبتا امن معترضان وبرای شناسایی افرادی که در روزهای اعتراض در ایستگاه های خاص پیاده می شوند اقدام به نصب تجهیزات امنیتی کرده است.شایان ذکر است که نخستین سری از این قطارها از روز شنبه وارد خطوط ریلی شهر تهران شده است

دانشگاه آزاد مشهد به خاك وخون كشيده شد


از ميان نامه هاي رسيده به آژانس ايران خبر :
نمي دانيد كه مزدوران نظام چطور روز 9 ديماه بچه هاي مارا چاقو ميزدند . درگيري بين بچه هاي ما و بسيج بود. بسيجيها با يک اتوبوس وارده دانشگاه شدند و لباس شخصيها هم بودند. همه با هيکلهاي درشت. اونها يك نفر از دانشجويان پسر رو جلوي کتابخونه چاقو زدند و چند تا از بسيجيها اين دانشجوي زخمي را تحويل مامورها دادند. در اين زمينه حراست دانشگاه هم اجازه خروج اين دانشجو از دانشگاه را نميداد و ما حتي نتوانستيم او را به بيمارستان ببريم ,حراست در مزدوري كامل در دانشگاه را براي لباس شخصيها باز کرد که بيايند و اينطوري خون بريزند. دو نفر از دختران دانشجو هم از شدت ضرب و شتم در كوما رفتند و الان هيچ خبري از آنها نداريم ,از بين دانشجويان پسر چندين نفر ديگر هم مجروح شدند اما همه بچه هاي دانشگاه بر اين باورند كه اينها نعره ها و زوزه هاي آخر گرگ است , ما ميدانيم كه با مقاومت پيروز ميشويم .

دانشگاه آزاد مشهد به خاك وخون كشيده شد


از ميان نامه هاي رسيده به آژانس ايران خبر :
نمي دانيد كه مزدوران نظام چطور روز 9 ديماه بچه هاي مارا چاقو ميزدند . درگيري بين بچه هاي ما و بسيج بود. بسيجيها با يک اتوبوس وارده دانشگاه شدند و لباس شخصيها هم بودند. همه با هيکلهاي درشت. اونها يك نفر از دانشجويان پسر رو جلوي کتابخونه چاقو زدند و چند تا از بسيجيها اين دانشجوي زخمي را تحويل مامورها دادند. در اين زمينه حراست دانشگاه هم اجازه خروج اين دانشجو از دانشگاه را نميداد و ما حتي نتوانستيم او را به بيمارستان ببريم ,حراست در مزدوري كامل در دانشگاه را براي لباس شخصيها باز کرد که بيايند و اينطوري خون بريزند. دو نفر از دختران دانشجو هم از شدت ضرب و شتم در كوما رفتند و الان هيچ خبري از آنها نداريم ,از بين دانشجويان پسر چندين نفر ديگر هم مجروح شدند اما همه بچه هاي دانشگاه بر اين باورند كه اينها نعره ها و زوزه هاي آخر گرگ است , ما ميدانيم كه با مقاومت پيروز ميشويم .

دانشگاه آزاد مشهد به خاك وخون كشيده شد


از ميان نامه هاي رسيده به آژانس ايران خبر :
نمي دانيد كه مزدوران نظام چطور روز 9 ديماه بچه هاي مارا چاقو ميزدند . درگيري بين بچه هاي ما و بسيج بود. بسيجيها با يک اتوبوس وارده دانشگاه شدند و لباس شخصيها هم بودند. همه با هيکلهاي درشت. اونها يك نفر از دانشجويان پسر رو جلوي کتابخونه چاقو زدند و چند تا از بسيجيها اين دانشجوي زخمي را تحويل مامورها دادند. در اين زمينه حراست دانشگاه هم اجازه خروج اين دانشجو از دانشگاه را نميداد و ما حتي نتوانستيم او را به بيمارستان ببريم ,حراست در مزدوري كامل در دانشگاه را براي لباس شخصيها باز کرد که بيايند و اينطوري خون بريزند. دو نفر از دختران دانشجو هم از شدت ضرب و شتم در كوما رفتند و الان هيچ خبري از آنها نداريم ,از بين دانشجويان پسر چندين نفر ديگر هم مجروح شدند اما همه بچه هاي دانشگاه بر اين باورند كه اينها نعره ها و زوزه هاي آخر گرگ است , ما ميدانيم كه با مقاومت پيروز ميشويم .

پژمان رحيمي به پنج سال زندان محکوم شد


پژمان رحيمي از فعالان کارگري خوزستان و دبير انجمن فرهنگي هنري سايه و عضو کميته ي هماهنگي براي کمک به ايجاد تشکل کارگري به اتهام اجتماع و تباني عليه جمهوري اسلامي در دادگاه بدوي به پنج سال حبس محکوم شده است که سه سال از آن به مدت پنج سال تعليق شده است.
در همين ارتباط هم محمد اسماعيل وندي ديگر عضو انجمن سايه نيز به همين اتهام وبه همين مدت زندان محکوم شده است. پژمان رحيمي و محمداسماعيل وندي در روز 26 مرداد ماه دستگير شدند و مدت بيست روز در بازداشتگاه اطلاعات مورد بازجويي قرار گرفتند و مدت دو ماه نيز در زندان کارون اهواز در بند معتادين و سارقين زنداني شدند که در نهايت به قيد وثيقه ي 50ميليوني آزاد شدند.
در اين مدت تعداد 24 نفر از اعضاء و مرتبطين و حتا آشنايان دور و نزديک به انجمن سايه نيز از سوي ستاد خبري اطلاعات اهواز و همچنين اداره ي پيگيري اطلاعات تهران مورد بازجويي قرار گرفتند. افراد زير از سوي ستاد خبري اطلاعات اهواز مورد بازجويي قرار گرفتند:
1.يونس اسفندياري 2.حميدرضا ربيعي زاده 3.مائده شفيعيان 4.سميه بهبهاني 5.حسين درياپور 6. محمدحسين عارف زاده 7.امين منصوري 8.فرنوش اعتمادي 9.بهارآقا الماسي 10.پگاه محبوبي 11.سعيده اسکندري 12.فياض بهادري 13.روزبه رحيمي 14.منوچهرمحمودي 15.پيمان فاضلي 16.اعظم مهدي پور 17.نبي ممبيني 18.روشنک ممبيني 19.بهروز ممبيني 20.رضا ادناني 21.هما ادناني
لازم به ذکر است که برخي از افراد نامبرده چندين بار احضار شده اند و مورد تهديد و بازجويي هاي بي مورد اداره ي اطلاعات قرار گرفته اند.
و همچنين فروغ ميرزايي (وکيل دادگستري)،روزبه کريمي (روزنامه نگار) و مصطفا دهقان (روزنامه نگار) از سوي اداره ي پيگيري اطلاعات تهران احضار شدند و در مورد ارتباطات خود با انجمن فرهنگي هنري سايه مورد بازجويي قرار گرفتند.
انجمن فرهنگي هنري سايه مدت هفت سال است که در حوزه هاي فرهنگي و هنري در شهر اهواز فعاليت مي کند و شناخته شده ترين انجمن غيردولتي در استان خوزستان محسوب مي شود که بارها از سوي مراکز امنيتي و اطلاعاتي مورد آزار و اذيت قرار گرفته بود اما اين بار گويا تصميم بر اين است که به هر صورتي شده جلوي فعاليت انجمن گرفته شود و به همين دليل اعضاي انجمن مورد شديدترين فشارها قرار گرفته اند.
هم اکنون انجمن سايه عملا امکان هيچ گونه فعاليتي ندارد.

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic