Friday, December 11, 2009

در استانه ی محرم:درسی که باید از جنبش 16 آذر اموخت- پیام حشمت اله طبرزدی به مردم ایران


در استانه ی محرم:درسی که باید از جنبش 16 آذر اموخت- پیام حشمت اله طبرزدی به مردم ایران
جنبش دانشجویی 16آذر برای همگان درس اموز بود.درس اول برای حکومت گران بود. البته اگر بیاموزند که می دانم نمی اموزند.امیدوارم اما حکومت گران این نوشته را اگر قبول ندارند ،ان را به دقت بخوانند و کمی در باره ی مضمون ان درنگ نمایند. ان ها خوب می دانند که من در نوشته هایم از بزرگ نمایی و خیال پردازی پرهیز می کنم و طی این 15-16 سال اخیر، در بیان مسیر کلی حوادث،کمتر به خطا رفته ام. نمی خواهم برای ان ها دلسوزی کنم اما تلاش دارم با بیان واقعیت ها و ارایه ی راه حل ها ،تا اندازه ی ممکن هزینه ی مبارزات را برای مردم و حتا حکومت پایین بیاورم.

حکومت از 13 آبان تا 16آذر به مدت یک ماه فرصت داشت تا به هر نحو ممکن از تظاهرات 16آذر پیشگیری کند. این پیشگیری راه های گوناگون اعم از مصالحه و گفتگو تا مماشات ومسالمت و تهدید و سرکوب را در بر می گرفت. اما حکومت راه سوم،یعنی به زعم خودشان کوتاه ترین راه را برگزید.در این کار اما حسین شریعتمدار که او را گوبلز حکومت ولایت فقیه لقب داده اند،نقش مهمی داشت. البته خبرگزاری امنیتی فارس نیز در این امر نقش داشت.ان ها پس از تظاهرات 13 آبان ماه چنین تبلیغ کردند که ان تظاهرات در نسبت با تظاهرات روز قدس بسیار کم رنگ تر بوده است.این دروغ بزرگ را مطرح کردند و به دنبال ان،خود و دیگران را به اشتباه انداختند.با القای این دروغ می خواستند به نیرو های انتظامی-امنیتی و در راس ان ها تصمیم گیرندگان نظامی وانمود کنند که از راه سرکوب می توان جنبش را مهار و سرکوب کرد. این تز با حضور سردار نقدی در میدان سرکوب،تقویت شد و حکومت گران را فریفت.

من خود در تظاهرات روز قدس و 13 آبان حضور داشتم. اتفاقا هر دو بار مسیر هفتم تیر را انتخاب کردم. تنها تفاوت تظاهرات 13 آبان با روز قدس این بود که در روز 13 آبان به مردم اجازه ندادند به هم بپیوندن و با سرکوب خشن،موجب به راه افتادن تظاهرات پراکنده اما با شعار های تند در همه ی کوچه و خیابان های مرکزی شهر شدند.من البته فقط از تهران که خود در میدان مبارزه بوده ام می گویم و از شهر های دیگر سخنی نمی گویم.پس تظاهرات روز 13 آبان اگر با سرکوب روبرو نشده بود ،به مانند روز قدس میلیونی برگزار شده بود.دستگاه تبلیغی-امنیتی اما دروغ پراکنی کرد و قربانی این دروغ در مرحله ی اول خود حکومتی ها بودند.حکومتی ها با خود اندیشیدند که اگر در 16آذر بیش از 13 آبان تهدید و خشونت به کار گیرند ،حتما موفق خواهند شد که پیشگویی گوبلز حکومت مبنی بر توقف کامل جنبش سبز در 16 آذر را عملی سازند. همین تحلیل اشتباه از سوی تندرو ترین عناصر قضایی مثل محسنی اژه ای،نظامی مثل سردار نقدی،تبلیغی مثل شریعتمداری،امام جمعه ها مثل احمد خاتمی و انتظامی مثل سردار مقدم ها ، حکومت را بر ان داشت تا یک ماه تمام به تهدید و سرکوب و بازداشت رو بیاورد. به راستی انچه توانستند انجام دادند و تعداد بازداشتی های دانشجویی به اندازه ای بود که شاید در تاریخ دانشگاه بی سابقه بوده باشد.

در روز 16 آذر نیز از هیچ وسیله ای برای سرکوب دریغ نورزیدند. به راستی در روز 16 آذر خیابان های مرکزی شهر در اشغال کامل نیرو های نظامی-امنیتی-شبه نظامی-انتظامی و لباس شخصی بود. من خود ساعت 10.30 صبح 16 آذر در خیابان امیر اباد به سمت میدان انقلاب بودم. در دوطرف خیابان و به فاصله ی کمتر از 5 متر، نیرو چیده بودند. حتا در مواردی مشاهده کردم که نیرویی که غایب است،سپر خود را در محل استقرار گذاشته تا نشان بدهد که برمی گردد!حکومت اصلا از افکار عمومی واهمه نکرده و برایش اهمیتی ندارد که میلیون ها شهروند تهرانی که از ان مسیر ها گذر می کنند در باره ی این لشکر کشی چه داوری خواهد داشت! قطعا از این امر اگاه هستند که مردم با دیدن این صحنه ها حکومت گران را مورد سرزنش قرار خواهند داد.

در هرصورت لشکر کشی صورت گرفت،خیابان ها اشغال شد و با خشونت کامل با شهروندان معترض و حتا رهگذر،برخورد کردند اما برای ان ها حاصلی جز شکست در برداشت؟چرا گوبلز حکومت و خبرگزاری های امنیتی و حکومتی همچون تظاهرات 13 آبان به چرتکه اندازی نپرداختند؟خشونت بی حد و حصر ،نتیجه ی معکوس دارد و این واقعیت در روز 13 آبان و 16 آذر اشکار شد.اما با کمال تاسف با انجام تظاهرات بی سابقه ی دانشجویی-مردمی در 16 آذر،بار دیگر شاهد تهدید های بیشتر محسنی اژه ای و سردار مقدم هستیم.گویا ان ها باور ندارند که با چند حزب و سازمان و گروه اندک اجتماعی رودر رو نیستند. ان ها با میلیون ها جوان ایرانی شجاع رودر رو شده اند. همان جوانانی که انقلاب بهمن 57 را به وجود اوردند و طی 8 سال جنگ در مقابل لشکریان تا دندان مسلح عراقی ایستادگی کردند. این ها همان جوانان هستند. از خارج ایران که نیامده اند.شجاعت جوانان ایرانی زبانزد خاص و عام است. اما حکومتی ها گمان کرده اند اگر مواد مخدر و سرگرمی های گوناگون افزایش پیدا کند، این جوانا سرگرم دسکو های شبانه شده و حال مبارزه را نخواهند داشت. کما این که 9 سال پیش پاسدار بازجو ها در زندان ضد اطلاعات ارتش به من همین را می گفتند.من به حکومتی ها اعلام می کنم که این جوانان ازادی خواه و سکولار، البته اهل تفریح و شادی و زندگی متفاوت از انچه شما تبلیغ کرده اید هستند و ریخت و قیافه اشان نیز با نرم های مورد نظر شما در تضاد است،اما به لحاظ دلیری و مبارزه برای به دست اوردن ازادی ،همان جوانان همیشگی ایرانی هستند. پس اشتباه نکنید.

به راستی پرسش من از محسنی اژه ای و سردار مقدم ها این است که شما ها که مرتب مردم را تهدید می کنید تا کنون چه کاری می توانستید انجام بدهید که ندادید؟هرگاه جنبشی توده ای شد که این جنبش چنین شده است، با بازداشت همه ی رهبران و فعالان و بازداشت هزاران جوان مبارز،تنها اثر اجتماعی اش این است که جنبش رادیکال تر و جدی تر می شود.نیک اگاه هستید که امکان کشتن حتا یک نفر را نیز ندارید. برای این که کشتن حتا یک نفر به مفهوم انداختن اتش در انبار باروت است.البته می دانم که این تهدید ها متوجه ی دو جریان است. جریان اول سران حکومت هستند. شما با این تهدید ها می خواهید به سران بگویید که چرا خشن تر برخورد نمی کنید. یا این که باید خشن تر برخورد کنید.جریان دوم اصلاح طلب ها و رهبران اصلاح طلب جنبش است که می خواهید انها را از بازداشت بترسانید. نیک اگاه هستنید که بازداشت هریک از کسانی چون خاتمی،رفسنجانی،کروبی و موسوی،حکومت را با چه مصیبتی روبرو خواهد کرد.پس اگر عقلی هست به ان رجوع کنید و بیش از این خود و مردم را نیازارید.هرگاه دادستان کل از خانواده ها بخواهد که از امدن فرزندان به میدان مبارزه ی مسالمت امیز پیشگیری کنند به این مفهوم است که پذیرفته اند،این ها نه خس و خاشاک هستند و نه عده ای گول خورده و نه عوامل بیگانه. بلکه توده های مردم و جوانان سلحشور همین کشورند که حکومت از رویارویی با ان ها باز مانده و از زبان تهدید برای محدود کردن ان ها توسط خانواده ها استفاده می شود. به راستی که تاریخ تکرار می شود. همین زبان را در انقلاب بهمن 57 سران رژیم شاه به کار می بردند. اما خانواده ها اگر حتا می خواستند، حریف فرزندان انقلابی خود نشدند.خوب است عقلای حکومت،عنان کار از دست چنین تندروهایی بگیرند. در غیر این صورت دیر یا زود با اعمال خشونت و استفاده از زبان تهدید،کار دست ان ها خواهند داد.

پیام 16 آذر برای اصلاح طلب های نزدیک به ملی-مذهبی ها و به ویژه احزاب قدیمی مثل نهضت ازادی وهمفکران ان ها در نیرو های اصلاح طلب نیز بسیار شفاف بود. ان ها نیز در چند ماه گذشته از همه ی امکانات تبلیغی بهره بردند تا به مردم بگویند که شعار ساختارشکن ندهند.از طرح جمهوری ایرانی و جانم فدای ایران ،اکیدا خود داری نمایند و تاکید بر اجرای قانون اساسی را سرلوحه ی مبارزات البته مدنی خود قرار بدهند! این احزاب و جریانات که در انقلاب بهمن 57 نیز نقش اصولی داشته اند خوب است از خود پرسش کنند که جنبش سبز به ویژه جنبش دانشجویی پیشرو با جمعیتی بالغ بر 4 میلیون تا چه اندازه به تحلیل ها و توصیه های بزرگ منشانه ی ان ها توجه کرده است! ان ها برای یک بار هم که شده بپذیرند که این جنبش به شدت سکولار است و خواهان جدایی دین از حکومت است. رفتار خود را با نحوه ی برخورد نیرو های سرکوب تنظیم می کند.

چرا این حزب ها که به لحاظ تحلیل و عمل سیاسی از مردم و دانشجویان عقب افتاده اند،و کارکرد تاریخی خود را به همین دلیل از دست داده اند در جریان انقلاب بهمن 57 چنین توصیه هایی را روا نمی داشتند؟ایا سرکوب های ان دوران زیاد تر از امروز بود یا ماهیت ان رژیم از این رژیم ضد بشری تر بود؟کینه ورزی این احزاب نسبت به رژیم شاه ان ها را به ان موضع رادیکال حمایت از خمینی کشیده بود یا ترس از بازداشت،و نوعی سمپاتی به رژیم اسلامی ان ها را وا می دارد که درست در شب 16آذر،دست به انتشار چنان اعلامیه هایی بزنند؟ایا جنبش دانشجویی که این احزاب ادعای همفکری تاریخی با ان را دارند تا چه اندازه به دستورالعمل های حزبی ان ها توجه کرد؟ برای یک بار خوب است این احزاب ،خود را با مردم و دانشجویان هماهنگ کنند. لازم نیست همیشه جنبش های اجتماعی خود را با احزاب شکست خورده ، هماهنگ سازند. یک بار به توصیه ی این احزاب گوش فرا دادیم تا اکنون 31 سال گرفتار شده ایم. این مطلب را نوشتم ،بلکه این احزاب از مردم جدا افتاده، قدری به خود امده و از پیله ی ایدیولوژیک به در ایند.

16 آذر اما درس های اموختنی برای همه ی ما نیز داشت.به راستی هیچ کس باور نمی کرد پتانسیل جنبش دانشجویی تا این اندازه باشد.البته اعلام زمان های متعدد مثل 1،3 و 5 پس از ظهر موجب شد که مردم نتوانند ان گونه که باید با فرزندان دانشجوی خود دست بدهند. اما حماسه به اندازه ای بزرگ بود و جنبش به قدری گسترده بود که این ضعف در ان قوت گم شد. اما برای اینده باید بیشتر اندیشید.باید جنبش های خودجوش افزایش یابد.دانشگاه البته خود به خود حامل این جنبش های پراکنده و خودجوش است. تا دانشگاه باز است و کلاسی برقرار است،این اعتراضات ادامه خواهد داشت. اما بازار و کارخانه و اداره و مدرسه نیز وظایفی دارند.

ماه محرم درپیش است و امکان اعتراضات بیشتر خواهد شد.البته یک جنبش سکولار نمی تواند با مناسبت های مذهبی برخورد ابزاری و دوگانه کند.به باور من اما برای گسترش اعتراضات در این روز ها بهانه های درست و عقلانی نیز وجود دارد. اول این که اگرچه جنبش سکولار است اما در بدنه ی ان بخش بزرگی هستند که همواره در روز های بزرگداشت دلاوری های امام حسین برای ازادی و ازادگی شرکت کرده اند. تفاوت امسال این است که ان ها این بزرگداشت را جهت دار خواهند کرد.

فراموش نمی کنم محرم 2 سال پیش که در زندان بودم، روحانی بند که انسان نسبتا اگاهی بود از من نیز دعوت کرد تا در برنامه ی بزرگداشت،شرکت کنم. ان شب حدود 10 روحانی دیگر از قم امده بودند و اتفاقا برای من به عنوان زندانی سیاسی رژیم،نیز احترام قایل بودند. حتا روحانی بند از من دعوت کرد که به عنوان برادر دو شهید، در مورد عاشورای حسینی سخن بگویم. من یعنی زندانی سیاسی جمهوری اسلامی که به نام امام حسین به مردم ظلم می کنند،در ان شب خطاب به روحانی ها و زندانی ها گفتم اگر هدف امام حسین شناخته شود ،کار تمام است. برای این که من شخصا از روحیه ی ضد ظلم و مخالف زورگویی امام حسین درس ها اموخته ام.هیچ اشکالی ندارد که خواهان جدایی دین از سیاست باشی و در عین حال از روحیه ی ازادگی و ضد ظلم بودن امام حسین نیز تجلیل کنی. ان ها نیز در مقابل ظلم یزید زمان ،دست به مبارزه و مقاومت زدند.غالبا ایرانی ها حسین را نیز مظهر ازادگی و دلاوری می دانند.

از دیگر سو بزرگداشت دلاوری های حسین ویاران او در روز های محرم برای ما ایرانیان یاد اور روزهای تاریخی تاسوعا و عاشورای سال 57 نیز هست. ان روز ها نیز در فصل زمستان و پیش از 22 بهمن ماه بود. قرابت تاریخی و مناسبت مذهبی ما را وا می دارد که در روز های محرم بدون نگرانی از دوگانگی دین سیاسی و سکولاریزم به گسترش جنبش سبز بپردازیم. توده ها در چنین شرایطی امنیت بیشتری برای پیوستن به جنبش سبز دموکراسی خواهی احساس خواهند کرد. برای این که حکومت اجازه ی هیچ تجمعی را نداده و این روز ها فرصت خوبی برای مردم خواهد بود.باید از این پتانسیل به نفع جنبش بهره برد.

البته اگر مذهبی ها بخواهند به بهانه ی روز های محرم ،جنبش را به سوی یک جنبش سکتاریستی بکشانند عملا موقعیت خود در جنبش را ضعیف تر خواهند کرد.به قول مردم،موسوی یک بهانه است-کل نظام نشانه است.پس مناسبت محرم نیز می تواند بهانه و فرصت خوبی باشد. مگر خمینی از همین فرصت علیه شاه استفاده نکرد؟مردمی که به میرحسین و کروبی رای دادند اما رای ان ها به حساب نیامد و در این 6 ماه نیز نتوانستند با جوانان همیاری عملی کنند حق دارند فریاد یاحسین-میرحسین سربدهند.کما این که در دانشگاه و خیابان فریاد می زنند:فریاد ملت ما-دین از سیاست جدا.این دو نوع شعار با هم تضادی ندارد. فرصت طلبی ملت را می نمایاند.

پیش به سوی گسترش جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران با استفاده از هر مناسبتی حتا اگر روزهای محرم یا 12و 22 بهمن باشد.16 آذر به ما اموخت که جنبش سبز شکست ناپذیر است.

حشمت اله طبرزدی

دبیرکل جبهه ی دموکراتیک ایران

زنده باد ازادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد

در استانه ی محرم:درسی که باید از جنبش 16 آذر اموخت- پیام حشمت اله طبرزدی به مردم ایران


در استانه ی محرم:درسی که باید از جنبش 16 آذر اموخت- پیام حشمت اله طبرزدی به مردم ایران
جنبش دانشجویی 16آذر برای همگان درس اموز بود.درس اول برای حکومت گران بود. البته اگر بیاموزند که می دانم نمی اموزند.امیدوارم اما حکومت گران این نوشته را اگر قبول ندارند ،ان را به دقت بخوانند و کمی در باره ی مضمون ان درنگ نمایند. ان ها خوب می دانند که من در نوشته هایم از بزرگ نمایی و خیال پردازی پرهیز می کنم و طی این 15-16 سال اخیر، در بیان مسیر کلی حوادث،کمتر به خطا رفته ام. نمی خواهم برای ان ها دلسوزی کنم اما تلاش دارم با بیان واقعیت ها و ارایه ی راه حل ها ،تا اندازه ی ممکن هزینه ی مبارزات را برای مردم و حتا حکومت پایین بیاورم.

حکومت از 13 آبان تا 16آذر به مدت یک ماه فرصت داشت تا به هر نحو ممکن از تظاهرات 16آذر پیشگیری کند. این پیشگیری راه های گوناگون اعم از مصالحه و گفتگو تا مماشات ومسالمت و تهدید و سرکوب را در بر می گرفت. اما حکومت راه سوم،یعنی به زعم خودشان کوتاه ترین راه را برگزید.در این کار اما حسین شریعتمدار که او را گوبلز حکومت ولایت فقیه لقب داده اند،نقش مهمی داشت. البته خبرگزاری امنیتی فارس نیز در این امر نقش داشت.ان ها پس از تظاهرات 13 آبان ماه چنین تبلیغ کردند که ان تظاهرات در نسبت با تظاهرات روز قدس بسیار کم رنگ تر بوده است.این دروغ بزرگ را مطرح کردند و به دنبال ان،خود و دیگران را به اشتباه انداختند.با القای این دروغ می خواستند به نیرو های انتظامی-امنیتی و در راس ان ها تصمیم گیرندگان نظامی وانمود کنند که از راه سرکوب می توان جنبش را مهار و سرکوب کرد. این تز با حضور سردار نقدی در میدان سرکوب،تقویت شد و حکومت گران را فریفت.

من خود در تظاهرات روز قدس و 13 آبان حضور داشتم. اتفاقا هر دو بار مسیر هفتم تیر را انتخاب کردم. تنها تفاوت تظاهرات 13 آبان با روز قدس این بود که در روز 13 آبان به مردم اجازه ندادند به هم بپیوندن و با سرکوب خشن،موجب به راه افتادن تظاهرات پراکنده اما با شعار های تند در همه ی کوچه و خیابان های مرکزی شهر شدند.من البته فقط از تهران که خود در میدان مبارزه بوده ام می گویم و از شهر های دیگر سخنی نمی گویم.پس تظاهرات روز 13 آبان اگر با سرکوب روبرو نشده بود ،به مانند روز قدس میلیونی برگزار شده بود.دستگاه تبلیغی-امنیتی اما دروغ پراکنی کرد و قربانی این دروغ در مرحله ی اول خود حکومتی ها بودند.حکومتی ها با خود اندیشیدند که اگر در 16آذر بیش از 13 آبان تهدید و خشونت به کار گیرند ،حتما موفق خواهند شد که پیشگویی گوبلز حکومت مبنی بر توقف کامل جنبش سبز در 16 آذر را عملی سازند. همین تحلیل اشتباه از سوی تندرو ترین عناصر قضایی مثل محسنی اژه ای،نظامی مثل سردار نقدی،تبلیغی مثل شریعتمداری،امام جمعه ها مثل احمد خاتمی و انتظامی مثل سردار مقدم ها ، حکومت را بر ان داشت تا یک ماه تمام به تهدید و سرکوب و بازداشت رو بیاورد. به راستی انچه توانستند انجام دادند و تعداد بازداشتی های دانشجویی به اندازه ای بود که شاید در تاریخ دانشگاه بی سابقه بوده باشد.

در روز 16 آذر نیز از هیچ وسیله ای برای سرکوب دریغ نورزیدند. به راستی در روز 16 آذر خیابان های مرکزی شهر در اشغال کامل نیرو های نظامی-امنیتی-شبه نظامی-انتظامی و لباس شخصی بود. من خود ساعت 10.30 صبح 16 آذر در خیابان امیر اباد به سمت میدان انقلاب بودم. در دوطرف خیابان و به فاصله ی کمتر از 5 متر، نیرو چیده بودند. حتا در مواردی مشاهده کردم که نیرویی که غایب است،سپر خود را در محل استقرار گذاشته تا نشان بدهد که برمی گردد!حکومت اصلا از افکار عمومی واهمه نکرده و برایش اهمیتی ندارد که میلیون ها شهروند تهرانی که از ان مسیر ها گذر می کنند در باره ی این لشکر کشی چه داوری خواهد داشت! قطعا از این امر اگاه هستند که مردم با دیدن این صحنه ها حکومت گران را مورد سرزنش قرار خواهند داد.

در هرصورت لشکر کشی صورت گرفت،خیابان ها اشغال شد و با خشونت کامل با شهروندان معترض و حتا رهگذر،برخورد کردند اما برای ان ها حاصلی جز شکست در برداشت؟چرا گوبلز حکومت و خبرگزاری های امنیتی و حکومتی همچون تظاهرات 13 آبان به چرتکه اندازی نپرداختند؟خشونت بی حد و حصر ،نتیجه ی معکوس دارد و این واقعیت در روز 13 آبان و 16 آذر اشکار شد.اما با کمال تاسف با انجام تظاهرات بی سابقه ی دانشجویی-مردمی در 16 آذر،بار دیگر شاهد تهدید های بیشتر محسنی اژه ای و سردار مقدم هستیم.گویا ان ها باور ندارند که با چند حزب و سازمان و گروه اندک اجتماعی رودر رو نیستند. ان ها با میلیون ها جوان ایرانی شجاع رودر رو شده اند. همان جوانانی که انقلاب بهمن 57 را به وجود اوردند و طی 8 سال جنگ در مقابل لشکریان تا دندان مسلح عراقی ایستادگی کردند. این ها همان جوانان هستند. از خارج ایران که نیامده اند.شجاعت جوانان ایرانی زبانزد خاص و عام است. اما حکومتی ها گمان کرده اند اگر مواد مخدر و سرگرمی های گوناگون افزایش پیدا کند، این جوانا سرگرم دسکو های شبانه شده و حال مبارزه را نخواهند داشت. کما این که 9 سال پیش پاسدار بازجو ها در زندان ضد اطلاعات ارتش به من همین را می گفتند.من به حکومتی ها اعلام می کنم که این جوانان ازادی خواه و سکولار، البته اهل تفریح و شادی و زندگی متفاوت از انچه شما تبلیغ کرده اید هستند و ریخت و قیافه اشان نیز با نرم های مورد نظر شما در تضاد است،اما به لحاظ دلیری و مبارزه برای به دست اوردن ازادی ،همان جوانان همیشگی ایرانی هستند. پس اشتباه نکنید.

به راستی پرسش من از محسنی اژه ای و سردار مقدم ها این است که شما ها که مرتب مردم را تهدید می کنید تا کنون چه کاری می توانستید انجام بدهید که ندادید؟هرگاه جنبشی توده ای شد که این جنبش چنین شده است، با بازداشت همه ی رهبران و فعالان و بازداشت هزاران جوان مبارز،تنها اثر اجتماعی اش این است که جنبش رادیکال تر و جدی تر می شود.نیک اگاه هستید که امکان کشتن حتا یک نفر را نیز ندارید. برای این که کشتن حتا یک نفر به مفهوم انداختن اتش در انبار باروت است.البته می دانم که این تهدید ها متوجه ی دو جریان است. جریان اول سران حکومت هستند. شما با این تهدید ها می خواهید به سران بگویید که چرا خشن تر برخورد نمی کنید. یا این که باید خشن تر برخورد کنید.جریان دوم اصلاح طلب ها و رهبران اصلاح طلب جنبش است که می خواهید انها را از بازداشت بترسانید. نیک اگاه هستنید که بازداشت هریک از کسانی چون خاتمی،رفسنجانی،کروبی و موسوی،حکومت را با چه مصیبتی روبرو خواهد کرد.پس اگر عقلی هست به ان رجوع کنید و بیش از این خود و مردم را نیازارید.هرگاه دادستان کل از خانواده ها بخواهد که از امدن فرزندان به میدان مبارزه ی مسالمت امیز پیشگیری کنند به این مفهوم است که پذیرفته اند،این ها نه خس و خاشاک هستند و نه عده ای گول خورده و نه عوامل بیگانه. بلکه توده های مردم و جوانان سلحشور همین کشورند که حکومت از رویارویی با ان ها باز مانده و از زبان تهدید برای محدود کردن ان ها توسط خانواده ها استفاده می شود. به راستی که تاریخ تکرار می شود. همین زبان را در انقلاب بهمن 57 سران رژیم شاه به کار می بردند. اما خانواده ها اگر حتا می خواستند، حریف فرزندان انقلابی خود نشدند.خوب است عقلای حکومت،عنان کار از دست چنین تندروهایی بگیرند. در غیر این صورت دیر یا زود با اعمال خشونت و استفاده از زبان تهدید،کار دست ان ها خواهند داد.

پیام 16 آذر برای اصلاح طلب های نزدیک به ملی-مذهبی ها و به ویژه احزاب قدیمی مثل نهضت ازادی وهمفکران ان ها در نیرو های اصلاح طلب نیز بسیار شفاف بود. ان ها نیز در چند ماه گذشته از همه ی امکانات تبلیغی بهره بردند تا به مردم بگویند که شعار ساختارشکن ندهند.از طرح جمهوری ایرانی و جانم فدای ایران ،اکیدا خود داری نمایند و تاکید بر اجرای قانون اساسی را سرلوحه ی مبارزات البته مدنی خود قرار بدهند! این احزاب و جریانات که در انقلاب بهمن 57 نیز نقش اصولی داشته اند خوب است از خود پرسش کنند که جنبش سبز به ویژه جنبش دانشجویی پیشرو با جمعیتی بالغ بر 4 میلیون تا چه اندازه به تحلیل ها و توصیه های بزرگ منشانه ی ان ها توجه کرده است! ان ها برای یک بار هم که شده بپذیرند که این جنبش به شدت سکولار است و خواهان جدایی دین از حکومت است. رفتار خود را با نحوه ی برخورد نیرو های سرکوب تنظیم می کند.

چرا این حزب ها که به لحاظ تحلیل و عمل سیاسی از مردم و دانشجویان عقب افتاده اند،و کارکرد تاریخی خود را به همین دلیل از دست داده اند در جریان انقلاب بهمن 57 چنین توصیه هایی را روا نمی داشتند؟ایا سرکوب های ان دوران زیاد تر از امروز بود یا ماهیت ان رژیم از این رژیم ضد بشری تر بود؟کینه ورزی این احزاب نسبت به رژیم شاه ان ها را به ان موضع رادیکال حمایت از خمینی کشیده بود یا ترس از بازداشت،و نوعی سمپاتی به رژیم اسلامی ان ها را وا می دارد که درست در شب 16آذر،دست به انتشار چنان اعلامیه هایی بزنند؟ایا جنبش دانشجویی که این احزاب ادعای همفکری تاریخی با ان را دارند تا چه اندازه به دستورالعمل های حزبی ان ها توجه کرد؟ برای یک بار خوب است این احزاب ،خود را با مردم و دانشجویان هماهنگ کنند. لازم نیست همیشه جنبش های اجتماعی خود را با احزاب شکست خورده ، هماهنگ سازند. یک بار به توصیه ی این احزاب گوش فرا دادیم تا اکنون 31 سال گرفتار شده ایم. این مطلب را نوشتم ،بلکه این احزاب از مردم جدا افتاده، قدری به خود امده و از پیله ی ایدیولوژیک به در ایند.

16 آذر اما درس های اموختنی برای همه ی ما نیز داشت.به راستی هیچ کس باور نمی کرد پتانسیل جنبش دانشجویی تا این اندازه باشد.البته اعلام زمان های متعدد مثل 1،3 و 5 پس از ظهر موجب شد که مردم نتوانند ان گونه که باید با فرزندان دانشجوی خود دست بدهند. اما حماسه به اندازه ای بزرگ بود و جنبش به قدری گسترده بود که این ضعف در ان قوت گم شد. اما برای اینده باید بیشتر اندیشید.باید جنبش های خودجوش افزایش یابد.دانشگاه البته خود به خود حامل این جنبش های پراکنده و خودجوش است. تا دانشگاه باز است و کلاسی برقرار است،این اعتراضات ادامه خواهد داشت. اما بازار و کارخانه و اداره و مدرسه نیز وظایفی دارند.

ماه محرم درپیش است و امکان اعتراضات بیشتر خواهد شد.البته یک جنبش سکولار نمی تواند با مناسبت های مذهبی برخورد ابزاری و دوگانه کند.به باور من اما برای گسترش اعتراضات در این روز ها بهانه های درست و عقلانی نیز وجود دارد. اول این که اگرچه جنبش سکولار است اما در بدنه ی ان بخش بزرگی هستند که همواره در روز های بزرگداشت دلاوری های امام حسین برای ازادی و ازادگی شرکت کرده اند. تفاوت امسال این است که ان ها این بزرگداشت را جهت دار خواهند کرد.

فراموش نمی کنم محرم 2 سال پیش که در زندان بودم، روحانی بند که انسان نسبتا اگاهی بود از من نیز دعوت کرد تا در برنامه ی بزرگداشت،شرکت کنم. ان شب حدود 10 روحانی دیگر از قم امده بودند و اتفاقا برای من به عنوان زندانی سیاسی رژیم،نیز احترام قایل بودند. حتا روحانی بند از من دعوت کرد که به عنوان برادر دو شهید، در مورد عاشورای حسینی سخن بگویم. من یعنی زندانی سیاسی جمهوری اسلامی که به نام امام حسین به مردم ظلم می کنند،در ان شب خطاب به روحانی ها و زندانی ها گفتم اگر هدف امام حسین شناخته شود ،کار تمام است. برای این که من شخصا از روحیه ی ضد ظلم و مخالف زورگویی امام حسین درس ها اموخته ام.هیچ اشکالی ندارد که خواهان جدایی دین از سیاست باشی و در عین حال از روحیه ی ازادگی و ضد ظلم بودن امام حسین نیز تجلیل کنی. ان ها نیز در مقابل ظلم یزید زمان ،دست به مبارزه و مقاومت زدند.غالبا ایرانی ها حسین را نیز مظهر ازادگی و دلاوری می دانند.

از دیگر سو بزرگداشت دلاوری های حسین ویاران او در روز های محرم برای ما ایرانیان یاد اور روزهای تاریخی تاسوعا و عاشورای سال 57 نیز هست. ان روز ها نیز در فصل زمستان و پیش از 22 بهمن ماه بود. قرابت تاریخی و مناسبت مذهبی ما را وا می دارد که در روز های محرم بدون نگرانی از دوگانگی دین سیاسی و سکولاریزم به گسترش جنبش سبز بپردازیم. توده ها در چنین شرایطی امنیت بیشتری برای پیوستن به جنبش سبز دموکراسی خواهی احساس خواهند کرد. برای این که حکومت اجازه ی هیچ تجمعی را نداده و این روز ها فرصت خوبی برای مردم خواهد بود.باید از این پتانسیل به نفع جنبش بهره برد.

البته اگر مذهبی ها بخواهند به بهانه ی روز های محرم ،جنبش را به سوی یک جنبش سکتاریستی بکشانند عملا موقعیت خود در جنبش را ضعیف تر خواهند کرد.به قول مردم،موسوی یک بهانه است-کل نظام نشانه است.پس مناسبت محرم نیز می تواند بهانه و فرصت خوبی باشد. مگر خمینی از همین فرصت علیه شاه استفاده نکرد؟مردمی که به میرحسین و کروبی رای دادند اما رای ان ها به حساب نیامد و در این 6 ماه نیز نتوانستند با جوانان همیاری عملی کنند حق دارند فریاد یاحسین-میرحسین سربدهند.کما این که در دانشگاه و خیابان فریاد می زنند:فریاد ملت ما-دین از سیاست جدا.این دو نوع شعار با هم تضادی ندارد. فرصت طلبی ملت را می نمایاند.

پیش به سوی گسترش جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران با استفاده از هر مناسبتی حتا اگر روزهای محرم یا 12و 22 بهمن باشد.16 آذر به ما اموخت که جنبش سبز شکست ناپذیر است.

حشمت اله طبرزدی

دبیرکل جبهه ی دموکراتیک ایران

زنده باد ازادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد

ندا بی آنکه خود خواسته باشد به قهرمان تبدیل شد


نام ندا آقا سلطان در میان قهرمانان برجسته سال ۲۰۰۹ در جهان انتشار یافته است.

نشریه آمریکایی تایم فهرست برترین های جهان در زمینه های مختلف در سال ۲۰۰۹ را منتشر کرده است که در آن ندا آقا سلطان، زن جوان ایرانی که در جریان اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ضرب گلوله کشته شد، در دومین رده اسامی ده نفری قرار دارد که به عنوان قهرمانان جهان در این سال معرفی شده اند.

افرادی که نام آنان در فهرست ده قهرمان جهان در سال جاری آمده است کسانی هستند که فعالیت یا شرایط آنان عاملی الهام بخش برای توده های مردم در سراسر جهان تلقی شده و یا بر تحولات جهانی تاثیری مثبت گذاشته است.

نشریه تایم در شرحی بر این انتخاب نوشته است که ندا آقا سلطان، بی آنکه خود در صدد باشد، به یک قهرمان تبدیل شد.

به نوشته تایم، این زن جوان در جریان درگیری نیروهای دولتی ایران با مخالفان در روز ۲۰ ژوئن در تهران هدف اصابت گلوله قرار گرفت و جان داد.

تایم می نویسد که تصویر آخرین لحظات حیات ندا آقا سلطان، که با یک دستگاه موبایل برداشته شد و در شبکه اینترنت قرار گرفت، احتمالا پر بیینده ترین صحنه مرگ یک انسان در تمامی طول تاریخ بشر بوده است.

در این مقاله آمده است که این دانشجوی فلسفه تقریبا به فوریت به نماد نهضت مخالفان نتیجه انتخاب مناقشه برانگیز محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران مبدل شد.

به نوشته تایم، در هفته های بعد از واقعه مرگ ندا، نام او یکی از شعارهای مبارزاتی معترضان ایرانی و چهره او نماد سرکوب هزاران ایرانی به دست حکومت این کشور شد.

نشریه تایم هر سال فهرستی از برترین های جهان را در زمینه های مختلف منتشر می کند.

ندا بی آنکه خود خواسته باشد به قهرمان تبدیل شد


نام ندا آقا سلطان در میان قهرمانان برجسته سال ۲۰۰۹ در جهان انتشار یافته است.

نشریه آمریکایی تایم فهرست برترین های جهان در زمینه های مختلف در سال ۲۰۰۹ را منتشر کرده است که در آن ندا آقا سلطان، زن جوان ایرانی که در جریان اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ضرب گلوله کشته شد، در دومین رده اسامی ده نفری قرار دارد که به عنوان قهرمانان جهان در این سال معرفی شده اند.

افرادی که نام آنان در فهرست ده قهرمان جهان در سال جاری آمده است کسانی هستند که فعالیت یا شرایط آنان عاملی الهام بخش برای توده های مردم در سراسر جهان تلقی شده و یا بر تحولات جهانی تاثیری مثبت گذاشته است.

نشریه تایم در شرحی بر این انتخاب نوشته است که ندا آقا سلطان، بی آنکه خود در صدد باشد، به یک قهرمان تبدیل شد.

به نوشته تایم، این زن جوان در جریان درگیری نیروهای دولتی ایران با مخالفان در روز ۲۰ ژوئن در تهران هدف اصابت گلوله قرار گرفت و جان داد.

تایم می نویسد که تصویر آخرین لحظات حیات ندا آقا سلطان، که با یک دستگاه موبایل برداشته شد و در شبکه اینترنت قرار گرفت، احتمالا پر بیینده ترین صحنه مرگ یک انسان در تمامی طول تاریخ بشر بوده است.

در این مقاله آمده است که این دانشجوی فلسفه تقریبا به فوریت به نماد نهضت مخالفان نتیجه انتخاب مناقشه برانگیز محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران مبدل شد.

به نوشته تایم، در هفته های بعد از واقعه مرگ ندا، نام او یکی از شعارهای مبارزاتی معترضان ایرانی و چهره او نماد سرکوب هزاران ایرانی به دست حکومت این کشور شد.

نشریه تایم هر سال فهرستی از برترین های جهان را در زمینه های مختلف منتشر می کند.

ندا بی آنکه خود خواسته باشد به قهرمان تبدیل شد


نام ندا آقا سلطان در میان قهرمانان برجسته سال ۲۰۰۹ در جهان انتشار یافته است.

نشریه آمریکایی تایم فهرست برترین های جهان در زمینه های مختلف در سال ۲۰۰۹ را منتشر کرده است که در آن ندا آقا سلطان، زن جوان ایرانی که در جریان اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ضرب گلوله کشته شد، در دومین رده اسامی ده نفری قرار دارد که به عنوان قهرمانان جهان در این سال معرفی شده اند.

افرادی که نام آنان در فهرست ده قهرمان جهان در سال جاری آمده است کسانی هستند که فعالیت یا شرایط آنان عاملی الهام بخش برای توده های مردم در سراسر جهان تلقی شده و یا بر تحولات جهانی تاثیری مثبت گذاشته است.

نشریه تایم در شرحی بر این انتخاب نوشته است که ندا آقا سلطان، بی آنکه خود در صدد باشد، به یک قهرمان تبدیل شد.

به نوشته تایم، این زن جوان در جریان درگیری نیروهای دولتی ایران با مخالفان در روز ۲۰ ژوئن در تهران هدف اصابت گلوله قرار گرفت و جان داد.

تایم می نویسد که تصویر آخرین لحظات حیات ندا آقا سلطان، که با یک دستگاه موبایل برداشته شد و در شبکه اینترنت قرار گرفت، احتمالا پر بیینده ترین صحنه مرگ یک انسان در تمامی طول تاریخ بشر بوده است.

در این مقاله آمده است که این دانشجوی فلسفه تقریبا به فوریت به نماد نهضت مخالفان نتیجه انتخاب مناقشه برانگیز محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران مبدل شد.

به نوشته تایم، در هفته های بعد از واقعه مرگ ندا، نام او یکی از شعارهای مبارزاتی معترضان ایرانی و چهره او نماد سرکوب هزاران ایرانی به دست حکومت این کشور شد.

نشریه تایم هر سال فهرستی از برترین های جهان را در زمینه های مختلف منتشر می کند.

منشوری برای پاس داشت «انسان بودن»


نیوشا بقراطی

برای بودن و نه تنها بودن که انسان بودن، برای پاس داشت جوهره نهادين نوع بشر و برای نزديکتر شدن به مرزهای تعريف شده بشريت بود که ۶۱ سال پيش، در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ نمايندگان کشورهای عضو سازمان تازه تأسيس ملل که سر برآورده از روزها و سال های سياه جنگ دوم جهانی بود، در پاريس گرد هم آمدند تا يکی از مهمترين اسناد بين المللی تاريخ در زمينه حقوق و آزادی های فردی را به جهان معرفی کنند؛ اعلاميه جهانی حقوق بشر.

منشور حقوق بشر سازمان ملل در ۳۰ بند مجزا، تمامی افراد و بنيادهای اجتماعی را در سراسر جهان به تلاش در جهت گسترش آزادی های فردی، گسترش آموزش و ارج نهادن بر حرمت حقوق انسان ها فرا می خواند.

اعلاميه جهانی حقوق بشر، با اين کلمات آغاز می شود: شناسايی حيثيت ذاتی کليه اعضای خانواده بشری و حقوق يکسان و غير قابل بحث آنان، اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشکيل می دهد.

اعلاميه در ادامه می افزايد: مجمع عمومی اين اعلاميه جهانی، حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمامی مردم و کليه ملل اعلام می کند.

دو سال بعد، در سال ۱۹۵۰ ميلادی روز ۱۰ دسامبر از سوی مجمع عمومی، روزی برای پاس داشت اين حقوق بنيادين در نظر گرفته شد. حقوقی که در ۳۰ ماده با تصريح آزادی و برابری همه انسان ها آغاز می شود و در ادامه، بر موارد جزيی تری در اين زمينه ها پای می فشارد که از آن جمله اند: عدم تبعيض نژادی، جنسيتی، مذهبی، مالی و امثال آن، حق امنيت شخصی، رد بردگی، ممنوعيت شکنجه و مجازات غير انسانی، حق شمول در قانون، تساوی در برابر قانون، ممنوعيت توقيف و حبس خودسرانه، حرمت زندگی خصوصی، حق انتخاب محل اقامت و حق باز گشت به ميهن، حق پناه جويی، حق زناشويی و برابری در ازدواج، حق مالکيت، حق آزادی فکر و مذهب، آزادی بيان، حق تجمع و گرد همايی، حق شرکت در اداره کشور، حق انتخاب شغل و برابری شغلی، امنيت اجتماعی، بهره مندی از اتحاديه ها، حق تفريح و استراحت، لزوم برخورداری از رفاه نسبی، آموزش و پرورش و حق انتخابات آزاد و مبتنی بر اراده ملت.

منشور جهانی حقوق بشر هم چنين تصريح می کند که تمامی متهمان، در پيشگاه قانون بی گناه هستند. مگر آن که خلافش ثابت شود.

اين اعلاميه اگر چه ضمانت اجرايی حقوقی ندارد، اما به عنوان ميزان و نموداری برای سنجش اعتبار حقوقی کشورها به شمار می رود و تمامی اعضای سازمان ملل متحد از لحاظ عرفی و اخلاقی به اجرای مفاد آن خوانده شده اند. آرمانی متشکل از حقوق نهادين بشر که از شش دهه و اندی اين سوتر، اگر چه شمار زيادی از کشورها را با خود همراه کرده، اما برای بسياری ديگر از مردم جهان، هم چنان تنها يک آرمان و نه يک واقعيت به شمار می رود.

منشوری برای پاس داشت «انسان بودن»


نیوشا بقراطی

برای بودن و نه تنها بودن که انسان بودن، برای پاس داشت جوهره نهادين نوع بشر و برای نزديکتر شدن به مرزهای تعريف شده بشريت بود که ۶۱ سال پيش، در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ نمايندگان کشورهای عضو سازمان تازه تأسيس ملل که سر برآورده از روزها و سال های سياه جنگ دوم جهانی بود، در پاريس گرد هم آمدند تا يکی از مهمترين اسناد بين المللی تاريخ در زمينه حقوق و آزادی های فردی را به جهان معرفی کنند؛ اعلاميه جهانی حقوق بشر.

منشور حقوق بشر سازمان ملل در ۳۰ بند مجزا، تمامی افراد و بنيادهای اجتماعی را در سراسر جهان به تلاش در جهت گسترش آزادی های فردی، گسترش آموزش و ارج نهادن بر حرمت حقوق انسان ها فرا می خواند.

اعلاميه جهانی حقوق بشر، با اين کلمات آغاز می شود: شناسايی حيثيت ذاتی کليه اعضای خانواده بشری و حقوق يکسان و غير قابل بحث آنان، اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشکيل می دهد.

اعلاميه در ادامه می افزايد: مجمع عمومی اين اعلاميه جهانی، حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمامی مردم و کليه ملل اعلام می کند.

دو سال بعد، در سال ۱۹۵۰ ميلادی روز ۱۰ دسامبر از سوی مجمع عمومی، روزی برای پاس داشت اين حقوق بنيادين در نظر گرفته شد. حقوقی که در ۳۰ ماده با تصريح آزادی و برابری همه انسان ها آغاز می شود و در ادامه، بر موارد جزيی تری در اين زمينه ها پای می فشارد که از آن جمله اند: عدم تبعيض نژادی، جنسيتی، مذهبی، مالی و امثال آن، حق امنيت شخصی، رد بردگی، ممنوعيت شکنجه و مجازات غير انسانی، حق شمول در قانون، تساوی در برابر قانون، ممنوعيت توقيف و حبس خودسرانه، حرمت زندگی خصوصی، حق انتخاب محل اقامت و حق باز گشت به ميهن، حق پناه جويی، حق زناشويی و برابری در ازدواج، حق مالکيت، حق آزادی فکر و مذهب، آزادی بيان، حق تجمع و گرد همايی، حق شرکت در اداره کشور، حق انتخاب شغل و برابری شغلی، امنيت اجتماعی، بهره مندی از اتحاديه ها، حق تفريح و استراحت، لزوم برخورداری از رفاه نسبی، آموزش و پرورش و حق انتخابات آزاد و مبتنی بر اراده ملت.

منشور جهانی حقوق بشر هم چنين تصريح می کند که تمامی متهمان، در پيشگاه قانون بی گناه هستند. مگر آن که خلافش ثابت شود.

اين اعلاميه اگر چه ضمانت اجرايی حقوقی ندارد، اما به عنوان ميزان و نموداری برای سنجش اعتبار حقوقی کشورها به شمار می رود و تمامی اعضای سازمان ملل متحد از لحاظ عرفی و اخلاقی به اجرای مفاد آن خوانده شده اند. آرمانی متشکل از حقوق نهادين بشر که از شش دهه و اندی اين سوتر، اگر چه شمار زيادی از کشورها را با خود همراه کرده، اما برای بسياری ديگر از مردم جهان، هم چنان تنها يک آرمان و نه يک واقعيت به شمار می رود.

منشوری برای پاس داشت «انسان بودن»


نیوشا بقراطی

برای بودن و نه تنها بودن که انسان بودن، برای پاس داشت جوهره نهادين نوع بشر و برای نزديکتر شدن به مرزهای تعريف شده بشريت بود که ۶۱ سال پيش، در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ نمايندگان کشورهای عضو سازمان تازه تأسيس ملل که سر برآورده از روزها و سال های سياه جنگ دوم جهانی بود، در پاريس گرد هم آمدند تا يکی از مهمترين اسناد بين المللی تاريخ در زمينه حقوق و آزادی های فردی را به جهان معرفی کنند؛ اعلاميه جهانی حقوق بشر.

منشور حقوق بشر سازمان ملل در ۳۰ بند مجزا، تمامی افراد و بنيادهای اجتماعی را در سراسر جهان به تلاش در جهت گسترش آزادی های فردی، گسترش آموزش و ارج نهادن بر حرمت حقوق انسان ها فرا می خواند.

اعلاميه جهانی حقوق بشر، با اين کلمات آغاز می شود: شناسايی حيثيت ذاتی کليه اعضای خانواده بشری و حقوق يکسان و غير قابل بحث آنان، اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشکيل می دهد.

اعلاميه در ادامه می افزايد: مجمع عمومی اين اعلاميه جهانی، حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمامی مردم و کليه ملل اعلام می کند.

دو سال بعد، در سال ۱۹۵۰ ميلادی روز ۱۰ دسامبر از سوی مجمع عمومی، روزی برای پاس داشت اين حقوق بنيادين در نظر گرفته شد. حقوقی که در ۳۰ ماده با تصريح آزادی و برابری همه انسان ها آغاز می شود و در ادامه، بر موارد جزيی تری در اين زمينه ها پای می فشارد که از آن جمله اند: عدم تبعيض نژادی، جنسيتی، مذهبی، مالی و امثال آن، حق امنيت شخصی، رد بردگی، ممنوعيت شکنجه و مجازات غير انسانی، حق شمول در قانون، تساوی در برابر قانون، ممنوعيت توقيف و حبس خودسرانه، حرمت زندگی خصوصی، حق انتخاب محل اقامت و حق باز گشت به ميهن، حق پناه جويی، حق زناشويی و برابری در ازدواج، حق مالکيت، حق آزادی فکر و مذهب، آزادی بيان، حق تجمع و گرد همايی، حق شرکت در اداره کشور، حق انتخاب شغل و برابری شغلی، امنيت اجتماعی، بهره مندی از اتحاديه ها، حق تفريح و استراحت، لزوم برخورداری از رفاه نسبی، آموزش و پرورش و حق انتخابات آزاد و مبتنی بر اراده ملت.

منشور جهانی حقوق بشر هم چنين تصريح می کند که تمامی متهمان، در پيشگاه قانون بی گناه هستند. مگر آن که خلافش ثابت شود.

اين اعلاميه اگر چه ضمانت اجرايی حقوقی ندارد، اما به عنوان ميزان و نموداری برای سنجش اعتبار حقوقی کشورها به شمار می رود و تمامی اعضای سازمان ملل متحد از لحاظ عرفی و اخلاقی به اجرای مفاد آن خوانده شده اند. آرمانی متشکل از حقوق نهادين بشر که از شش دهه و اندی اين سوتر، اگر چه شمار زيادی از کشورها را با خود همراه کرده، اما برای بسياری ديگر از مردم جهان، هم چنان تنها يک آرمان و نه يک واقعيت به شمار می رود.

لگدمال كردن عکس خمينى؛ تجمع آخوندک های قم

تلوزیون رژیم: طلاب حوزه علمیه فردا در اعتراض به اهانت اغتشاشگران به ساحت امام خمینی (ره) تجمع می کنند .

در بیانیه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم آمده است: جسارت وقیحانه برخی آشوبگران در روز 16 آذر بـه ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی ، قلب تمـامی ارادتمنـدان آن عزیز را جریحه دار کرده است . استـادان، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم که همواره از ابتدای نهضت امام عزیز تا به امروز پیشگام و پشتیبان این انقـلاب مقـدس و الهی بوده اند برای ابراز انزجار و تنفر از اقـدامات گستاخانه اخیر و اعلام حمایت از خلف صالح حضرت امـام رهبر معظم انقلاب اسـلامی حضرت آیت الله خـامنه ای و هشدار جدی به فتنه انگیزان و سرکردگان آشوب ها که چند ماه است به بهانه های واهی و به صورت هماهنگ با دشمنان قسم خورده ملت بنیان های نظام مقتدر و مظلوم اسلامی را نشانه گرفته اند فردا شنبه 21 آذر در مدرسه فیضیه اجتماع خواهند کرد .

به همین مناسبت درس های حوزه از ساعت 10 تا 12 فردا تعطیل اعلام می شود .

لگدمال كردن عکس خمينى؛ تجمع آخوندک های قم

تلوزیون رژیم: طلاب حوزه علمیه فردا در اعتراض به اهانت اغتشاشگران به ساحت امام خمینی (ره) تجمع می کنند .

در بیانیه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم آمده است: جسارت وقیحانه برخی آشوبگران در روز 16 آذر بـه ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی ، قلب تمـامی ارادتمنـدان آن عزیز را جریحه دار کرده است . استـادان، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم که همواره از ابتدای نهضت امام عزیز تا به امروز پیشگام و پشتیبان این انقـلاب مقـدس و الهی بوده اند برای ابراز انزجار و تنفر از اقـدامات گستاخانه اخیر و اعلام حمایت از خلف صالح حضرت امـام رهبر معظم انقلاب اسـلامی حضرت آیت الله خـامنه ای و هشدار جدی به فتنه انگیزان و سرکردگان آشوب ها که چند ماه است به بهانه های واهی و به صورت هماهنگ با دشمنان قسم خورده ملت بنیان های نظام مقتدر و مظلوم اسلامی را نشانه گرفته اند فردا شنبه 21 آذر در مدرسه فیضیه اجتماع خواهند کرد .

به همین مناسبت درس های حوزه از ساعت 10 تا 12 فردا تعطیل اعلام می شود .

لگدمال كردن عکس خمينى؛ تجمع آخوندک های قم

تلوزیون رژیم: طلاب حوزه علمیه فردا در اعتراض به اهانت اغتشاشگران به ساحت امام خمینی (ره) تجمع می کنند .

در بیانیه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم آمده است: جسارت وقیحانه برخی آشوبگران در روز 16 آذر بـه ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی ، قلب تمـامی ارادتمنـدان آن عزیز را جریحه دار کرده است . استـادان، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم که همواره از ابتدای نهضت امام عزیز تا به امروز پیشگام و پشتیبان این انقـلاب مقـدس و الهی بوده اند برای ابراز انزجار و تنفر از اقـدامات گستاخانه اخیر و اعلام حمایت از خلف صالح حضرت امـام رهبر معظم انقلاب اسـلامی حضرت آیت الله خـامنه ای و هشدار جدی به فتنه انگیزان و سرکردگان آشوب ها که چند ماه است به بهانه های واهی و به صورت هماهنگ با دشمنان قسم خورده ملت بنیان های نظام مقتدر و مظلوم اسلامی را نشانه گرفته اند فردا شنبه 21 آذر در مدرسه فیضیه اجتماع خواهند کرد .

به همین مناسبت درس های حوزه از ساعت 10 تا 12 فردا تعطیل اعلام می شود .

هویت زندانی سیاسی جان باخته در سلول انفرادی اوین


یک زندانی سیاسی محبوس در بند 240 زندان اوین صبح امروز به طرز مشکوکی جانباخته است.

خبرگزاری هرانا - به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران صبح امروز یک زندانی سیاسی در بند 240 زندان اوین به طرز مشکوکی جانباخته است، پیکر بی جان این زندانی پس از مرگ به بهداری بند 7 زندان اوین منتقل شده است، پزشکان مستقر در زندان اوین مرگ وی بر اثر قطع نخاع را تائید کردند.

هویت این زندانی تا کنون برای مجموعه مشخص نشده است در گزارشات تکمیلی مشخصات این زندانی را جهت تنویر افکار عمومی اعلام خواهیم نمود.

بند 240 زندان اوین پیشتر از سوی حفاظت قوه قضائیه و سازمان زندانها اداره می شد و از سلولهای انفرادی آن جهت تنبیه زندانیان استفاده میشده است ، از سال گذشته و بخصوص پس از وقایع اخیر اداره کامل آن در دست وزارت اطلاعات می باشد ، این بند که خیل عظیمی از زندانیان وقایع اخیر را در خود جا داده است کاربرد مشابهی با بند 209 زندان اوین دارد.
لازم به ذکر است اکثر بازداشتی های روز های 13 آبان و 16 آذر ماه در سلولهای انفرادی این بند نگهداری می شود.

----- تکمیلی---

نام زندانی جانباخته مهدی کریم پور می باشد.
تکمیل شده در ساعت 7:35 روز جمعه 20 آذر ماه

هویت زندانی سیاسی جان باخته در سلول انفرادی اوین


یک زندانی سیاسی محبوس در بند 240 زندان اوین صبح امروز به طرز مشکوکی جانباخته است.

خبرگزاری هرانا - به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران صبح امروز یک زندانی سیاسی در بند 240 زندان اوین به طرز مشکوکی جانباخته است، پیکر بی جان این زندانی پس از مرگ به بهداری بند 7 زندان اوین منتقل شده است، پزشکان مستقر در زندان اوین مرگ وی بر اثر قطع نخاع را تائید کردند.

هویت این زندانی تا کنون برای مجموعه مشخص نشده است در گزارشات تکمیلی مشخصات این زندانی را جهت تنویر افکار عمومی اعلام خواهیم نمود.

بند 240 زندان اوین پیشتر از سوی حفاظت قوه قضائیه و سازمان زندانها اداره می شد و از سلولهای انفرادی آن جهت تنبیه زندانیان استفاده میشده است ، از سال گذشته و بخصوص پس از وقایع اخیر اداره کامل آن در دست وزارت اطلاعات می باشد ، این بند که خیل عظیمی از زندانیان وقایع اخیر را در خود جا داده است کاربرد مشابهی با بند 209 زندان اوین دارد.
لازم به ذکر است اکثر بازداشتی های روز های 13 آبان و 16 آذر ماه در سلولهای انفرادی این بند نگهداری می شود.

----- تکمیلی---

نام زندانی جانباخته مهدی کریم پور می باشد.
تکمیل شده در ساعت 7:35 روز جمعه 20 آذر ماه

هویت زندانی سیاسی جان باخته در سلول انفرادی اوین


یک زندانی سیاسی محبوس در بند 240 زندان اوین صبح امروز به طرز مشکوکی جانباخته است.

خبرگزاری هرانا - به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران صبح امروز یک زندانی سیاسی در بند 240 زندان اوین به طرز مشکوکی جانباخته است، پیکر بی جان این زندانی پس از مرگ به بهداری بند 7 زندان اوین منتقل شده است، پزشکان مستقر در زندان اوین مرگ وی بر اثر قطع نخاع را تائید کردند.

هویت این زندانی تا کنون برای مجموعه مشخص نشده است در گزارشات تکمیلی مشخصات این زندانی را جهت تنویر افکار عمومی اعلام خواهیم نمود.

بند 240 زندان اوین پیشتر از سوی حفاظت قوه قضائیه و سازمان زندانها اداره می شد و از سلولهای انفرادی آن جهت تنبیه زندانیان استفاده میشده است ، از سال گذشته و بخصوص پس از وقایع اخیر اداره کامل آن در دست وزارت اطلاعات می باشد ، این بند که خیل عظیمی از زندانیان وقایع اخیر را در خود جا داده است کاربرد مشابهی با بند 209 زندان اوین دارد.
لازم به ذکر است اکثر بازداشتی های روز های 13 آبان و 16 آذر ماه در سلولهای انفرادی این بند نگهداری می شود.

----- تکمیلی---

نام زندانی جانباخته مهدی کریم پور می باشد.
تکمیل شده در ساعت 7:35 روز جمعه 20 آذر ماه

حجاب سمبل سرکوب و تحقیر، چه بر سر زن و چه بر سر مرد!


سایت انتگراسیون- حنیف حیدرنژاد

ایدئولوژی ضد انسانی حکومت حاکم بر ایران زن بودن را "مایه ننگ" می داند. یکی از "آب دار ترین" فحش های تفکر مرد سالارانه، اسلامی- لومپنی در این تفکر و یکی از "غیرتی ترین" حرف ها که باید "خون مرد" را به جوش بیاورد، آنجاست که رفتار و حرکات یک مرد با "زن" مقایسه شود. مواردی از قبیل؛ نیگاش کن مثل زن راه میره، این ادا و اطوارهای زنانه رو بذار کنار، سوسول، اوا خواهر و ... از این نمونه است.

از آنجا که این ایدئولوژی ارزشی برای زن قائل نیست، برای "تمسخر و تحقیر" مردان نیز از این نوع مثال ها استفاده می شود؛ مثل؛ پسرا شیرن- مثل شمشیرن، دخترا موشن- مثل خرگوشن، اه نیگاش کن مثل موش می مونه، از زن هم کمتره و ... حتی رئیس جمهور این رژیم نیز از همین ادبیات استفاده می کند، آنجا که با خنده و تمسخر می گفت: روسای کشورهای آسیائی مثل زنهائی که سبد دستشونه که میخوان برن خرید، توی نوبت ملاقات (با او ) ایستاده بودند. (نقل به مضمون)

کنون نیز مامورین دستگاه سرکوب و شکنجه پرورده شده در همین مکتب فکری، فکر می کنند با پوشاندن چادر و حجاب بر سر مجید توکلی، یک فعال دانشجوئی و انتشار عکس های آن، می توانند جوانان فعال و آزادی خواه، اعم از زن یا مرد را تحقیر کنند. اگر برای رژیم زن بودن "مایه ننگ و تمسخر" است، برای یک جنبش آزادی خواهی، احترام به کرامت انسانی (زن و مرد) بالاترین افتخار است.

اتفاقا از ویژه گی های جنبش آزادی خواهانه کنونی مردم ایران در مبارزه برای رهائی، حضور گسترده زنان در آن است. امروز بسیاری از مردان آگاه و آزادی خواه ایران با بر سر کردن حجاب و انتشار عکس آن، نشان می دهند که براستی حجاب سمبل سرکوب و تحقیر زنان است. زن و زیبائی او چیزی برای قایم کردن و پوشاندن ندارد. زیبائی و جذابیت او ستایش انگیز و گیسوان افشانش چون چنگی است که وقتی به باد سپرده می شود آواز آن حسی مالامال از عشق و اعجاب را بر می انگیزد. اگر یک ایدئولوژی و حکومت بر آمده از آن توان دیدن وجود انسانی زن را ندارد و دید "شهوت پرستانه" خود از زن را به حساب "اغواگری" او می گذارد، اوست که باید برود.

باید منتظر بود تا در آینده در تظاهرات خیابانی، زنان و دختران مبارز، حجاب تحقیر و بردگی از سر کشیده و هرچه رساتر فریاد آزادی سر دهند.

حجاب سمبل سرکوب و تحقیر، چه بر سر زن و چه بر سر مرد!


سایت انتگراسیون- حنیف حیدرنژاد

ایدئولوژی ضد انسانی حکومت حاکم بر ایران زن بودن را "مایه ننگ" می داند. یکی از "آب دار ترین" فحش های تفکر مرد سالارانه، اسلامی- لومپنی در این تفکر و یکی از "غیرتی ترین" حرف ها که باید "خون مرد" را به جوش بیاورد، آنجاست که رفتار و حرکات یک مرد با "زن" مقایسه شود. مواردی از قبیل؛ نیگاش کن مثل زن راه میره، این ادا و اطوارهای زنانه رو بذار کنار، سوسول، اوا خواهر و ... از این نمونه است.

از آنجا که این ایدئولوژی ارزشی برای زن قائل نیست، برای "تمسخر و تحقیر" مردان نیز از این نوع مثال ها استفاده می شود؛ مثل؛ پسرا شیرن- مثل شمشیرن، دخترا موشن- مثل خرگوشن، اه نیگاش کن مثل موش می مونه، از زن هم کمتره و ... حتی رئیس جمهور این رژیم نیز از همین ادبیات استفاده می کند، آنجا که با خنده و تمسخر می گفت: روسای کشورهای آسیائی مثل زنهائی که سبد دستشونه که میخوان برن خرید، توی نوبت ملاقات (با او ) ایستاده بودند. (نقل به مضمون)

کنون نیز مامورین دستگاه سرکوب و شکنجه پرورده شده در همین مکتب فکری، فکر می کنند با پوشاندن چادر و حجاب بر سر مجید توکلی، یک فعال دانشجوئی و انتشار عکس های آن، می توانند جوانان فعال و آزادی خواه، اعم از زن یا مرد را تحقیر کنند. اگر برای رژیم زن بودن "مایه ننگ و تمسخر" است، برای یک جنبش آزادی خواهی، احترام به کرامت انسانی (زن و مرد) بالاترین افتخار است.

اتفاقا از ویژه گی های جنبش آزادی خواهانه کنونی مردم ایران در مبارزه برای رهائی، حضور گسترده زنان در آن است. امروز بسیاری از مردان آگاه و آزادی خواه ایران با بر سر کردن حجاب و انتشار عکس آن، نشان می دهند که براستی حجاب سمبل سرکوب و تحقیر زنان است. زن و زیبائی او چیزی برای قایم کردن و پوشاندن ندارد. زیبائی و جذابیت او ستایش انگیز و گیسوان افشانش چون چنگی است که وقتی به باد سپرده می شود آواز آن حسی مالامال از عشق و اعجاب را بر می انگیزد. اگر یک ایدئولوژی و حکومت بر آمده از آن توان دیدن وجود انسانی زن را ندارد و دید "شهوت پرستانه" خود از زن را به حساب "اغواگری" او می گذارد، اوست که باید برود.

باید منتظر بود تا در آینده در تظاهرات خیابانی، زنان و دختران مبارز، حجاب تحقیر و بردگی از سر کشیده و هرچه رساتر فریاد آزادی سر دهند.

حجاب سمبل سرکوب و تحقیر، چه بر سر زن و چه بر سر مرد!


سایت انتگراسیون- حنیف حیدرنژاد

ایدئولوژی ضد انسانی حکومت حاکم بر ایران زن بودن را "مایه ننگ" می داند. یکی از "آب دار ترین" فحش های تفکر مرد سالارانه، اسلامی- لومپنی در این تفکر و یکی از "غیرتی ترین" حرف ها که باید "خون مرد" را به جوش بیاورد، آنجاست که رفتار و حرکات یک مرد با "زن" مقایسه شود. مواردی از قبیل؛ نیگاش کن مثل زن راه میره، این ادا و اطوارهای زنانه رو بذار کنار، سوسول، اوا خواهر و ... از این نمونه است.

از آنجا که این ایدئولوژی ارزشی برای زن قائل نیست، برای "تمسخر و تحقیر" مردان نیز از این نوع مثال ها استفاده می شود؛ مثل؛ پسرا شیرن- مثل شمشیرن، دخترا موشن- مثل خرگوشن، اه نیگاش کن مثل موش می مونه، از زن هم کمتره و ... حتی رئیس جمهور این رژیم نیز از همین ادبیات استفاده می کند، آنجا که با خنده و تمسخر می گفت: روسای کشورهای آسیائی مثل زنهائی که سبد دستشونه که میخوان برن خرید، توی نوبت ملاقات (با او ) ایستاده بودند. (نقل به مضمون)

کنون نیز مامورین دستگاه سرکوب و شکنجه پرورده شده در همین مکتب فکری، فکر می کنند با پوشاندن چادر و حجاب بر سر مجید توکلی، یک فعال دانشجوئی و انتشار عکس های آن، می توانند جوانان فعال و آزادی خواه، اعم از زن یا مرد را تحقیر کنند. اگر برای رژیم زن بودن "مایه ننگ و تمسخر" است، برای یک جنبش آزادی خواهی، احترام به کرامت انسانی (زن و مرد) بالاترین افتخار است.

اتفاقا از ویژه گی های جنبش آزادی خواهانه کنونی مردم ایران در مبارزه برای رهائی، حضور گسترده زنان در آن است. امروز بسیاری از مردان آگاه و آزادی خواه ایران با بر سر کردن حجاب و انتشار عکس آن، نشان می دهند که براستی حجاب سمبل سرکوب و تحقیر زنان است. زن و زیبائی او چیزی برای قایم کردن و پوشاندن ندارد. زیبائی و جذابیت او ستایش انگیز و گیسوان افشانش چون چنگی است که وقتی به باد سپرده می شود آواز آن حسی مالامال از عشق و اعجاب را بر می انگیزد. اگر یک ایدئولوژی و حکومت بر آمده از آن توان دیدن وجود انسانی زن را ندارد و دید "شهوت پرستانه" خود از زن را به حساب "اغواگری" او می گذارد، اوست که باید برود.

باید منتظر بود تا در آینده در تظاهرات خیابانی، زنان و دختران مبارز، حجاب تحقیر و بردگی از سر کشیده و هرچه رساتر فریاد آزادی سر دهند.

تحریم نفتی رژیم؛ تلاش آمریکا برای متقاعد کردن چین


خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه

"الکساندر گابویف" طی مقاله ای که در روزنامه "کامرسانت" روسیه منتشر شد، می نویسد که "ویلیام برنز" معاون وزیر امور خارجه آمریکا دیروز به سفر خود به چین پایان داد و در جریان آن تلاش کرد که پکن را متقاعد سازد که از تحریمات شدید علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد حمایت کند. سفر برنز غیر منتظره بود. ماموریت های فوری دیپلمات ها امری نادر است و حاکی از آن می باشد که طرفین نتوانستند که در مسائل اصولی به توافق برسند. در جریان سفر ماه نوامبر "باراک اوباما" رییس جمهور آمریکابه منطقه، وی از چین خواست که در امور مبارزه با تهدیدات جهانی برنامه های هسته ای ایران و کره شمالی همکاری موثرتری با آمریکا داشته باشد.

در این مقاله همچنین گفته می شود که در آن وقت اوباما در پایان مذاکرات با هوجین تائو رهبر چین اعلام کرد که موضع آمریکا و چین در مورد این مسئله یکی است. وی توضیح داد: "ما توافق نمودیم که ایران باید ثابت کند که برنامه هسته ای این کشور صلح آمیز و شفاف است. عدم استفاده ایران از امکان موجود پیامدهایی را برای آن به همراه خواهد داشت". رهبر چین در آن زمان مخالفتی نکرد. سکوت دیپلماتیک هو جین تائو از سوی بسیاری از ناظران جهان بعنوان آن تلقی شد که پکن آماده است که اگر نه حمایت اما حداقل بسته تحریمات آتی شدید علیه ایران که آمریکا ممکن است در ژانویه به شورای امنیت ارائه دهد را وتو نکند.

در این مقاله گفته می شود که طی این دو هفته و نیمی که از سفر اوباما به پکن می گذرد، تنها یک چیز می تواند باعث نگرانی عمیق واشنگتن شده باشد و آن هم فعال شدن فوری همکاری های ایران و چین در زمینه پالایش و استخراج نفت. روز 19 نوامبر یعنی روزی که اوباما چین را ترک کرد، خبرگزاری "ایرنا" اطلاع داد که تهران تایید کرد که کمپانی دولتی Sinopec چین از فاز اول حوزه بزرگ نفت و گاز "یادآوران" بهره برداری خواهد کرد. ارزش این پروژه 2 میلیارد دلار برآورد می شود. این طرح اجرای توافقات میان تهران و پکن محسوب می شود که در نوامبر سال 2004 بعمل آمد. اجرای این طرح ها وابستگی چین به واردات منابع فسیلی از ایران را افزایش می دهد که امسال بعد از عربستان سعودی مکان دوم را در میان صادر کنندگان نفت به چین داشته و 15% از واردات نفتی این کشور را تامین می کند.

در بخش دیگری از این مقاله اشاره شده که یکی از نگرانی های دیگر آمریکا معامله ایست است که 25 نوامبر میان Sinopec و کمپانی ملی پالایش نفت ایران (NIORDC) انجام شد. این دو کمپانی یادداشت تفاهمی امضا کردند که بر اساس آن سرمایه گذاری های طرف چینی در احداث پالایشگاه در ایران 6,5 میلیارد دلار خواهد بود. بر اساس گزارش وزارت نفت ایران، چین در احداث پالایشگاه هرمز و توسعه پالایشگاه آبادان شرکت خواهد کرد. NIORDC اعلام کرد که سرمایه گذاری های چین سبب خواهد شد که ظرفیت کشور در سال 2012 دوبرابر شود و همین مسئله باعث می شود که وابستگی های جمهوری اسلامی از واردات فرآورده های نفتی کاهش یابد.

مولف در پایان مقاله خود یادآوری می کند که در این میان به تصور بسیاری از کارشناسان آمریکایی دقیقا مسئله محدودیت صدور محصولات نفتی به ایران باید اساسی برای تحریمات اصلی آمریکا علیه ایران باشد: کمبود سوخت باعث فلج شدن حمل و نقل در کشور شده و در کل اقتصاد جمهوری اسلامی را مختل خواهد کرد و همین مسئله باعث می شود که تهران در برابر غرب عقب نشینی کند. اما امضای توافقنامه های جدید چین-ایران می تواند "کارت های آمریکا را رو کند". ضمنا احتمال داده می شود که چین با کاهش تاثیر تحریماتی که آمریکا بر آنها اصرار می ورزد حتی بدون استفاده از حق وتوی خود در شورای امنیت عمل کند. این بدان معناست که واشنگتن بار دیگر باید پکن را متقاعد سازد که در همکاری های خود با ایران تعجیل به خرج ندهد. این مسئله را فقط می توان با اعطای ارجحیت های تجاری با چین حل نمود. ممکن است که ویلیام برنز لیست همین "تخفیفات تجاری" را برای پکن آورده باشد

تحریم نفتی رژیم؛ تلاش آمریکا برای متقاعد کردن چین


خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه

"الکساندر گابویف" طی مقاله ای که در روزنامه "کامرسانت" روسیه منتشر شد، می نویسد که "ویلیام برنز" معاون وزیر امور خارجه آمریکا دیروز به سفر خود به چین پایان داد و در جریان آن تلاش کرد که پکن را متقاعد سازد که از تحریمات شدید علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد حمایت کند. سفر برنز غیر منتظره بود. ماموریت های فوری دیپلمات ها امری نادر است و حاکی از آن می باشد که طرفین نتوانستند که در مسائل اصولی به توافق برسند. در جریان سفر ماه نوامبر "باراک اوباما" رییس جمهور آمریکابه منطقه، وی از چین خواست که در امور مبارزه با تهدیدات جهانی برنامه های هسته ای ایران و کره شمالی همکاری موثرتری با آمریکا داشته باشد.

در این مقاله همچنین گفته می شود که در آن وقت اوباما در پایان مذاکرات با هوجین تائو رهبر چین اعلام کرد که موضع آمریکا و چین در مورد این مسئله یکی است. وی توضیح داد: "ما توافق نمودیم که ایران باید ثابت کند که برنامه هسته ای این کشور صلح آمیز و شفاف است. عدم استفاده ایران از امکان موجود پیامدهایی را برای آن به همراه خواهد داشت". رهبر چین در آن زمان مخالفتی نکرد. سکوت دیپلماتیک هو جین تائو از سوی بسیاری از ناظران جهان بعنوان آن تلقی شد که پکن آماده است که اگر نه حمایت اما حداقل بسته تحریمات آتی شدید علیه ایران که آمریکا ممکن است در ژانویه به شورای امنیت ارائه دهد را وتو نکند.

در این مقاله گفته می شود که طی این دو هفته و نیمی که از سفر اوباما به پکن می گذرد، تنها یک چیز می تواند باعث نگرانی عمیق واشنگتن شده باشد و آن هم فعال شدن فوری همکاری های ایران و چین در زمینه پالایش و استخراج نفت. روز 19 نوامبر یعنی روزی که اوباما چین را ترک کرد، خبرگزاری "ایرنا" اطلاع داد که تهران تایید کرد که کمپانی دولتی Sinopec چین از فاز اول حوزه بزرگ نفت و گاز "یادآوران" بهره برداری خواهد کرد. ارزش این پروژه 2 میلیارد دلار برآورد می شود. این طرح اجرای توافقات میان تهران و پکن محسوب می شود که در نوامبر سال 2004 بعمل آمد. اجرای این طرح ها وابستگی چین به واردات منابع فسیلی از ایران را افزایش می دهد که امسال بعد از عربستان سعودی مکان دوم را در میان صادر کنندگان نفت به چین داشته و 15% از واردات نفتی این کشور را تامین می کند.

در بخش دیگری از این مقاله اشاره شده که یکی از نگرانی های دیگر آمریکا معامله ایست است که 25 نوامبر میان Sinopec و کمپانی ملی پالایش نفت ایران (NIORDC) انجام شد. این دو کمپانی یادداشت تفاهمی امضا کردند که بر اساس آن سرمایه گذاری های طرف چینی در احداث پالایشگاه در ایران 6,5 میلیارد دلار خواهد بود. بر اساس گزارش وزارت نفت ایران، چین در احداث پالایشگاه هرمز و توسعه پالایشگاه آبادان شرکت خواهد کرد. NIORDC اعلام کرد که سرمایه گذاری های چین سبب خواهد شد که ظرفیت کشور در سال 2012 دوبرابر شود و همین مسئله باعث می شود که وابستگی های جمهوری اسلامی از واردات فرآورده های نفتی کاهش یابد.

مولف در پایان مقاله خود یادآوری می کند که در این میان به تصور بسیاری از کارشناسان آمریکایی دقیقا مسئله محدودیت صدور محصولات نفتی به ایران باید اساسی برای تحریمات اصلی آمریکا علیه ایران باشد: کمبود سوخت باعث فلج شدن حمل و نقل در کشور شده و در کل اقتصاد جمهوری اسلامی را مختل خواهد کرد و همین مسئله باعث می شود که تهران در برابر غرب عقب نشینی کند. اما امضای توافقنامه های جدید چین-ایران می تواند "کارت های آمریکا را رو کند". ضمنا احتمال داده می شود که چین با کاهش تاثیر تحریماتی که آمریکا بر آنها اصرار می ورزد حتی بدون استفاده از حق وتوی خود در شورای امنیت عمل کند. این بدان معناست که واشنگتن بار دیگر باید پکن را متقاعد سازد که در همکاری های خود با ایران تعجیل به خرج ندهد. این مسئله را فقط می توان با اعطای ارجحیت های تجاری با چین حل نمود. ممکن است که ویلیام برنز لیست همین "تخفیفات تجاری" را برای پکن آورده باشد

تحریم نفتی رژیم؛ تلاش آمریکا برای متقاعد کردن چین


خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه

"الکساندر گابویف" طی مقاله ای که در روزنامه "کامرسانت" روسیه منتشر شد، می نویسد که "ویلیام برنز" معاون وزیر امور خارجه آمریکا دیروز به سفر خود به چین پایان داد و در جریان آن تلاش کرد که پکن را متقاعد سازد که از تحریمات شدید علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد حمایت کند. سفر برنز غیر منتظره بود. ماموریت های فوری دیپلمات ها امری نادر است و حاکی از آن می باشد که طرفین نتوانستند که در مسائل اصولی به توافق برسند. در جریان سفر ماه نوامبر "باراک اوباما" رییس جمهور آمریکابه منطقه، وی از چین خواست که در امور مبارزه با تهدیدات جهانی برنامه های هسته ای ایران و کره شمالی همکاری موثرتری با آمریکا داشته باشد.

در این مقاله همچنین گفته می شود که در آن وقت اوباما در پایان مذاکرات با هوجین تائو رهبر چین اعلام کرد که موضع آمریکا و چین در مورد این مسئله یکی است. وی توضیح داد: "ما توافق نمودیم که ایران باید ثابت کند که برنامه هسته ای این کشور صلح آمیز و شفاف است. عدم استفاده ایران از امکان موجود پیامدهایی را برای آن به همراه خواهد داشت". رهبر چین در آن زمان مخالفتی نکرد. سکوت دیپلماتیک هو جین تائو از سوی بسیاری از ناظران جهان بعنوان آن تلقی شد که پکن آماده است که اگر نه حمایت اما حداقل بسته تحریمات آتی شدید علیه ایران که آمریکا ممکن است در ژانویه به شورای امنیت ارائه دهد را وتو نکند.

در این مقاله گفته می شود که طی این دو هفته و نیمی که از سفر اوباما به پکن می گذرد، تنها یک چیز می تواند باعث نگرانی عمیق واشنگتن شده باشد و آن هم فعال شدن فوری همکاری های ایران و چین در زمینه پالایش و استخراج نفت. روز 19 نوامبر یعنی روزی که اوباما چین را ترک کرد، خبرگزاری "ایرنا" اطلاع داد که تهران تایید کرد که کمپانی دولتی Sinopec چین از فاز اول حوزه بزرگ نفت و گاز "یادآوران" بهره برداری خواهد کرد. ارزش این پروژه 2 میلیارد دلار برآورد می شود. این طرح اجرای توافقات میان تهران و پکن محسوب می شود که در نوامبر سال 2004 بعمل آمد. اجرای این طرح ها وابستگی چین به واردات منابع فسیلی از ایران را افزایش می دهد که امسال بعد از عربستان سعودی مکان دوم را در میان صادر کنندگان نفت به چین داشته و 15% از واردات نفتی این کشور را تامین می کند.

در بخش دیگری از این مقاله اشاره شده که یکی از نگرانی های دیگر آمریکا معامله ایست است که 25 نوامبر میان Sinopec و کمپانی ملی پالایش نفت ایران (NIORDC) انجام شد. این دو کمپانی یادداشت تفاهمی امضا کردند که بر اساس آن سرمایه گذاری های طرف چینی در احداث پالایشگاه در ایران 6,5 میلیارد دلار خواهد بود. بر اساس گزارش وزارت نفت ایران، چین در احداث پالایشگاه هرمز و توسعه پالایشگاه آبادان شرکت خواهد کرد. NIORDC اعلام کرد که سرمایه گذاری های چین سبب خواهد شد که ظرفیت کشور در سال 2012 دوبرابر شود و همین مسئله باعث می شود که وابستگی های جمهوری اسلامی از واردات فرآورده های نفتی کاهش یابد.

مولف در پایان مقاله خود یادآوری می کند که در این میان به تصور بسیاری از کارشناسان آمریکایی دقیقا مسئله محدودیت صدور محصولات نفتی به ایران باید اساسی برای تحریمات اصلی آمریکا علیه ایران باشد: کمبود سوخت باعث فلج شدن حمل و نقل در کشور شده و در کل اقتصاد جمهوری اسلامی را مختل خواهد کرد و همین مسئله باعث می شود که تهران در برابر غرب عقب نشینی کند. اما امضای توافقنامه های جدید چین-ایران می تواند "کارت های آمریکا را رو کند". ضمنا احتمال داده می شود که چین با کاهش تاثیر تحریماتی که آمریکا بر آنها اصرار می ورزد حتی بدون استفاده از حق وتوی خود در شورای امنیت عمل کند. این بدان معناست که واشنگتن بار دیگر باید پکن را متقاعد سازد که در همکاری های خود با ایران تعجیل به خرج ندهد. این مسئله را فقط می توان با اعطای ارجحیت های تجاری با چین حل نمود. ممکن است که ویلیام برنز لیست همین "تخفیفات تجاری" را برای پکن آورده باشد

آمریکا: تحریمهای معنادار علیه رژیم تهران در راه است


به گزارش خبرگزاری فرانسه از کرکوک (عراق)، وزیر دفاع آمریکا امروز اعلام کرد که تحریمهای اضافی و معنادار علیه رژیم تهران در راه است.

ربرت گیتس که به شمال عراق سفر کرده است، روز جمعه در جمع خبرنگاران گفت، اگر رژیم تهران مسیر خود را تغییر ندهد و به نادیده گرفتن درخواستهای بین المللی ادامه دهد، بزودی شاهد اعمال تحریمهای اضافی و معنادار علیه این رژیم خواهید بود.

وزیر دفاع آمریکا گفت، رژیم تهران جامعه بین المللی را به تمسخر گرفته است و همین امر باعث اجماع بی سابقه جهانی علیه آنها شد.

ربرت گیتس در ادامه گفت، برای مقابله با تهدید هسته ای رژیم تهران، هیچ گزینه ای منتفی نیست.


آخرین هشدار قدرت های غربی به رژیم تهران

رادیو فرانسه: نمایندگان قدرت های غربی در شورای امنیت سازمان ملل روز پنجشنبه خطاب به مقامات تهران اعلام کردند که در صورت نقض تعهدات بین المللی توسط جمهوری اسلامی ایران مجازات های تازه ای علیه این کشور اعمال می شود.

دراین بین، نماینده فرانسه در شورای امنیت گفت : زمان رو به پایان است و ما آخرین هشدار را به ایران می دهیم تا به پیشنهاد جامعه بین المللی پاسخ دهد.

نماینده فرانسه در شورای امنیت هشدار داد در صورتی که ایران پاسخی رضایت بخش ارایه نکند فرانسه در پیشنهاد قطعنامه ای جدید علیه ایران پیشقدم خواهد شد.

همزمان نماینده بریتانیا در شورای امنیت گفت که اعضای دائم شورای امنیت به اضافۀ آلمان تا آخر سال جاری میلادی آخرین ارزیابی خود را در مورد ایران به دست خواهند داد.

به گفتۀ نمایندۀ انگلستان در شورای امنیت اگر رویکرد تازه ای از سوی ایران مشاهده نشود شورای امنیت از آغاز سال آینده میلادی اعمال مجازات های تازه را علیه ایران مد نظر قرار خواهد داد.


بیانیه شدید اللحن وزرای خارجه اتحادیه اروپا علیه رژیم

ایسنا: وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در بیانیه ای شدیداللحن، جمهوری اسلامی را به اعمال تحریم های جدید تهدید و به نقض حقوق بشر متهم کردند.

وزير امور خارجه اتريش در اين باره گفت اتحاديه اروپا قطعنامه اي را براي تحريم هاي جديد علیه ایران در برابر شوراي امنيت سازمان مل قرار خواهد داد.

خبرگزاري اتريش به نقل از مايکل اشپيندگر، افزود: اگر اين قطعنامه تصويب نشود، اتحاديه اروپا مي تواند به طور يکجانبه در خصوص تحريم ها عليه ايران تصميم گيري کند.

وزير امور خارجه اتريش ادامه داد: شکيبايي جامعه بين الملل هم اکنون به مويي بند است.


ضرورت اعمال تحريمهاى جديد عليه رژيم تهران

مسئول جدید سياست خارجی اتحاديه اروپا بر ضرورت اعمال تحريمهاي جديد عليه رژيم تهران تاكيد كرد.

به گزارش آسوشيتدپرس، كاترين اشتون طی یک سخنرانی گفت اتحادیه اروپا بايد اعمال تحريمهاي جديد را عليه رژيم تهران به خاطر برنامه هسته ای اش در نظر بگيرد.


رژيم تهران به بمب اتمى نزديكتر مى شود

روزنامه فاينشنال تايمز در گزارشی نوشت، رژيم تهران به بمب اتمى نزديكتر مى شود. این رژیم اعلام كرده كه مى خواهد ده مرکز غنى سازى اورانیوم ديگر شبيه به تاسیسات نطنز بسازد. ديپلماتهاى غربى اين ادعا را مردود دانسته و اعلام كردند كه اين يک هدف خيالى است و رژيم تهران هرگز نمى تواند به ‌طور جدى به آن دست يابد. اما اين موضوع، باعث ترس و بيم از آن شده كه رژيم تهران در آستانه برداشتن يک گام بزرگ بسوى توليد اورانيوم با درجه تسليحاتى است.

این روزنامه به نقل از يک ديپلمات غربى نوشت، رژيم تهران ظرف چند ماه قادر خواهد بود كه اورانيوم غنی شده با غلظت پائین را به اورانیوم با غلظت 20 درصد برساند.

يک كارشناس هسته ای در موسسه مطالعات استراتژيک گفته است، پرش بسوی غنی سازی اورانیوم 20 درصد در واقع آنها را در شرف دستیابی به اورانيوم با درجه تسليحاتى قرار مى دهد. دليل آن اين است كه هر چه سطح غنى سازى را بالاتر ببرند، تلاش تكنيكى كمترى لازم است تا گامهاى بيشترى در غنى سازى تا رسيدن به 90 درصد بردارند.

آمریکا: تحریمهای معنادار علیه رژیم تهران در راه است


به گزارش خبرگزاری فرانسه از کرکوک (عراق)، وزیر دفاع آمریکا امروز اعلام کرد که تحریمهای اضافی و معنادار علیه رژیم تهران در راه است.

ربرت گیتس که به شمال عراق سفر کرده است، روز جمعه در جمع خبرنگاران گفت، اگر رژیم تهران مسیر خود را تغییر ندهد و به نادیده گرفتن درخواستهای بین المللی ادامه دهد، بزودی شاهد اعمال تحریمهای اضافی و معنادار علیه این رژیم خواهید بود.

وزیر دفاع آمریکا گفت، رژیم تهران جامعه بین المللی را به تمسخر گرفته است و همین امر باعث اجماع بی سابقه جهانی علیه آنها شد.

ربرت گیتس در ادامه گفت، برای مقابله با تهدید هسته ای رژیم تهران، هیچ گزینه ای منتفی نیست.


آخرین هشدار قدرت های غربی به رژیم تهران

رادیو فرانسه: نمایندگان قدرت های غربی در شورای امنیت سازمان ملل روز پنجشنبه خطاب به مقامات تهران اعلام کردند که در صورت نقض تعهدات بین المللی توسط جمهوری اسلامی ایران مجازات های تازه ای علیه این کشور اعمال می شود.

دراین بین، نماینده فرانسه در شورای امنیت گفت : زمان رو به پایان است و ما آخرین هشدار را به ایران می دهیم تا به پیشنهاد جامعه بین المللی پاسخ دهد.

نماینده فرانسه در شورای امنیت هشدار داد در صورتی که ایران پاسخی رضایت بخش ارایه نکند فرانسه در پیشنهاد قطعنامه ای جدید علیه ایران پیشقدم خواهد شد.

همزمان نماینده بریتانیا در شورای امنیت گفت که اعضای دائم شورای امنیت به اضافۀ آلمان تا آخر سال جاری میلادی آخرین ارزیابی خود را در مورد ایران به دست خواهند داد.

به گفتۀ نمایندۀ انگلستان در شورای امنیت اگر رویکرد تازه ای از سوی ایران مشاهده نشود شورای امنیت از آغاز سال آینده میلادی اعمال مجازات های تازه را علیه ایران مد نظر قرار خواهد داد.


بیانیه شدید اللحن وزرای خارجه اتحادیه اروپا علیه رژیم

ایسنا: وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در بیانیه ای شدیداللحن، جمهوری اسلامی را به اعمال تحریم های جدید تهدید و به نقض حقوق بشر متهم کردند.

وزير امور خارجه اتريش در اين باره گفت اتحاديه اروپا قطعنامه اي را براي تحريم هاي جديد علیه ایران در برابر شوراي امنيت سازمان مل قرار خواهد داد.

خبرگزاري اتريش به نقل از مايکل اشپيندگر، افزود: اگر اين قطعنامه تصويب نشود، اتحاديه اروپا مي تواند به طور يکجانبه در خصوص تحريم ها عليه ايران تصميم گيري کند.

وزير امور خارجه اتريش ادامه داد: شکيبايي جامعه بين الملل هم اکنون به مويي بند است.


ضرورت اعمال تحريمهاى جديد عليه رژيم تهران

مسئول جدید سياست خارجی اتحاديه اروپا بر ضرورت اعمال تحريمهاي جديد عليه رژيم تهران تاكيد كرد.

به گزارش آسوشيتدپرس، كاترين اشتون طی یک سخنرانی گفت اتحادیه اروپا بايد اعمال تحريمهاي جديد را عليه رژيم تهران به خاطر برنامه هسته ای اش در نظر بگيرد.


رژيم تهران به بمب اتمى نزديكتر مى شود

روزنامه فاينشنال تايمز در گزارشی نوشت، رژيم تهران به بمب اتمى نزديكتر مى شود. این رژیم اعلام كرده كه مى خواهد ده مرکز غنى سازى اورانیوم ديگر شبيه به تاسیسات نطنز بسازد. ديپلماتهاى غربى اين ادعا را مردود دانسته و اعلام كردند كه اين يک هدف خيالى است و رژيم تهران هرگز نمى تواند به ‌طور جدى به آن دست يابد. اما اين موضوع، باعث ترس و بيم از آن شده كه رژيم تهران در آستانه برداشتن يک گام بزرگ بسوى توليد اورانيوم با درجه تسليحاتى است.

این روزنامه به نقل از يک ديپلمات غربى نوشت، رژيم تهران ظرف چند ماه قادر خواهد بود كه اورانيوم غنی شده با غلظت پائین را به اورانیوم با غلظت 20 درصد برساند.

يک كارشناس هسته ای در موسسه مطالعات استراتژيک گفته است، پرش بسوی غنی سازی اورانیوم 20 درصد در واقع آنها را در شرف دستیابی به اورانيوم با درجه تسليحاتى قرار مى دهد. دليل آن اين است كه هر چه سطح غنى سازى را بالاتر ببرند، تلاش تكنيكى كمترى لازم است تا گامهاى بيشترى در غنى سازى تا رسيدن به 90 درصد بردارند.

آمریکا: تحریمهای معنادار علیه رژیم تهران در راه است


به گزارش خبرگزاری فرانسه از کرکوک (عراق)، وزیر دفاع آمریکا امروز اعلام کرد که تحریمهای اضافی و معنادار علیه رژیم تهران در راه است.

ربرت گیتس که به شمال عراق سفر کرده است، روز جمعه در جمع خبرنگاران گفت، اگر رژیم تهران مسیر خود را تغییر ندهد و به نادیده گرفتن درخواستهای بین المللی ادامه دهد، بزودی شاهد اعمال تحریمهای اضافی و معنادار علیه این رژیم خواهید بود.

وزیر دفاع آمریکا گفت، رژیم تهران جامعه بین المللی را به تمسخر گرفته است و همین امر باعث اجماع بی سابقه جهانی علیه آنها شد.

ربرت گیتس در ادامه گفت، برای مقابله با تهدید هسته ای رژیم تهران، هیچ گزینه ای منتفی نیست.


آخرین هشدار قدرت های غربی به رژیم تهران

رادیو فرانسه: نمایندگان قدرت های غربی در شورای امنیت سازمان ملل روز پنجشنبه خطاب به مقامات تهران اعلام کردند که در صورت نقض تعهدات بین المللی توسط جمهوری اسلامی ایران مجازات های تازه ای علیه این کشور اعمال می شود.

دراین بین، نماینده فرانسه در شورای امنیت گفت : زمان رو به پایان است و ما آخرین هشدار را به ایران می دهیم تا به پیشنهاد جامعه بین المللی پاسخ دهد.

نماینده فرانسه در شورای امنیت هشدار داد در صورتی که ایران پاسخی رضایت بخش ارایه نکند فرانسه در پیشنهاد قطعنامه ای جدید علیه ایران پیشقدم خواهد شد.

همزمان نماینده بریتانیا در شورای امنیت گفت که اعضای دائم شورای امنیت به اضافۀ آلمان تا آخر سال جاری میلادی آخرین ارزیابی خود را در مورد ایران به دست خواهند داد.

به گفتۀ نمایندۀ انگلستان در شورای امنیت اگر رویکرد تازه ای از سوی ایران مشاهده نشود شورای امنیت از آغاز سال آینده میلادی اعمال مجازات های تازه را علیه ایران مد نظر قرار خواهد داد.


بیانیه شدید اللحن وزرای خارجه اتحادیه اروپا علیه رژیم

ایسنا: وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در بیانیه ای شدیداللحن، جمهوری اسلامی را به اعمال تحریم های جدید تهدید و به نقض حقوق بشر متهم کردند.

وزير امور خارجه اتريش در اين باره گفت اتحاديه اروپا قطعنامه اي را براي تحريم هاي جديد علیه ایران در برابر شوراي امنيت سازمان مل قرار خواهد داد.

خبرگزاري اتريش به نقل از مايکل اشپيندگر، افزود: اگر اين قطعنامه تصويب نشود، اتحاديه اروپا مي تواند به طور يکجانبه در خصوص تحريم ها عليه ايران تصميم گيري کند.

وزير امور خارجه اتريش ادامه داد: شکيبايي جامعه بين الملل هم اکنون به مويي بند است.


ضرورت اعمال تحريمهاى جديد عليه رژيم تهران

مسئول جدید سياست خارجی اتحاديه اروپا بر ضرورت اعمال تحريمهاي جديد عليه رژيم تهران تاكيد كرد.

به گزارش آسوشيتدپرس، كاترين اشتون طی یک سخنرانی گفت اتحادیه اروپا بايد اعمال تحريمهاي جديد را عليه رژيم تهران به خاطر برنامه هسته ای اش در نظر بگيرد.


رژيم تهران به بمب اتمى نزديكتر مى شود

روزنامه فاينشنال تايمز در گزارشی نوشت، رژيم تهران به بمب اتمى نزديكتر مى شود. این رژیم اعلام كرده كه مى خواهد ده مرکز غنى سازى اورانیوم ديگر شبيه به تاسیسات نطنز بسازد. ديپلماتهاى غربى اين ادعا را مردود دانسته و اعلام كردند كه اين يک هدف خيالى است و رژيم تهران هرگز نمى تواند به ‌طور جدى به آن دست يابد. اما اين موضوع، باعث ترس و بيم از آن شده كه رژيم تهران در آستانه برداشتن يک گام بزرگ بسوى توليد اورانيوم با درجه تسليحاتى است.

این روزنامه به نقل از يک ديپلمات غربى نوشت، رژيم تهران ظرف چند ماه قادر خواهد بود كه اورانيوم غنی شده با غلظت پائین را به اورانیوم با غلظت 20 درصد برساند.

يک كارشناس هسته ای در موسسه مطالعات استراتژيک گفته است، پرش بسوی غنی سازی اورانیوم 20 درصد در واقع آنها را در شرف دستیابی به اورانيوم با درجه تسليحاتى قرار مى دهد. دليل آن اين است كه هر چه سطح غنى سازى را بالاتر ببرند، تلاش تكنيكى كمترى لازم است تا گامهاى بيشترى در غنى سازى تا رسيدن به 90 درصد بردارند.

شکنجه، تجاوز، جنایت، بسیجی؛... دیگر اثر ندارد


سایت جنبش راه سبز متعلق به هواداران موسوی: کاربرد خشونت عریان علیه هزاران دانشجویی که روز شانزده آذر برای اعتراض به حکومت دست به تجمع های مسالمت آمیز زده بودند از چنان وسعتی برخوردار بود که بسیاری از رسانه های معتبر بین المللی، گروهی از دولت ها و برخی نهادهای حقوق بشری نسبت به آن واکنش نشان داده اند.

نیروهای امنیتی برای سرکوب این تجمع ها علاوه بر دستگیری تعداد زیادی از معترضان اقدام به ضرب و شتم دانشجویان و استفاده از گاز فلفل و گاز اشک آور کردند اما در نهایت نتوانستند مانع شنیده شدن صدای معترضان شوند.

انبوه فیلم ها و عکس های منتشر شده از تجمع های دانشجویی روز شانزدهم آذر به خوبی گویای آن است که اراده دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی برای ممانعت از برگزاری تجمع های دانشجویی با شکست روبرو بوده است. لحن حاکی از عصبانیت دادستان کل کشور در مصاحبه مطبوعاتی وی نیز که به مانند همیشه حاوی تهدیدهایی برای برخورد با معترضان به حکومت بود، نگرانی مقام های امنیتی را نسبت به غیرقابل مهار بودن اعتراض ها به شکلی عیان تر نشان می دهد.

نگرانی مقام های امنیتی این است که موج اعتراض ها علاوه بر تهران و شهرهای بزرگ به سایر شهرها نیز سرایت کند. فریادهای اعتراضی دانشجویان در برخی شهرهای شمالی کشور و شهرهایی مانند نجف آباد اصفهان در روز شانزدهم آذر می تواند نشانه های محکمی از سرایت اعتراض ها به شهرهای کوچک باشد.

برخی تحلیل گران پیش بینی می کنند با گسترده شدن موج اعتراض ها توان حکومت برای برخورد با مخالفان روز به روز فرسایش بیشتری پیدا خواهد کرد.

موج فراخوان ها و برنامه ریزی های اینترنتی برای برگزاری تجمعات اعتراضی در دهه اول محرم، دلیلی بر ناکارآمدی سیاست های سرکوبگرانه دولت برای از بین بردن انگیزه مخالفان است.

برخی پیش بینی ها حاکی از آن است که موج اعتراض های دانشجویی ممکن است تا ابتدای محرم ادامه پیدا کند و آن زمان با عمومی تر شدن تجمعات دشواریهای کنترل اوضاع را برای نیروهای امنیتی به مراتب سخت تر سازد.

شکنجه، تجاوز، جنایت، بسیجی؛... دیگر اثر ندارد


سایت جنبش راه سبز متعلق به هواداران موسوی: کاربرد خشونت عریان علیه هزاران دانشجویی که روز شانزده آذر برای اعتراض به حکومت دست به تجمع های مسالمت آمیز زده بودند از چنان وسعتی برخوردار بود که بسیاری از رسانه های معتبر بین المللی، گروهی از دولت ها و برخی نهادهای حقوق بشری نسبت به آن واکنش نشان داده اند.

نیروهای امنیتی برای سرکوب این تجمع ها علاوه بر دستگیری تعداد زیادی از معترضان اقدام به ضرب و شتم دانشجویان و استفاده از گاز فلفل و گاز اشک آور کردند اما در نهایت نتوانستند مانع شنیده شدن صدای معترضان شوند.

انبوه فیلم ها و عکس های منتشر شده از تجمع های دانشجویی روز شانزدهم آذر به خوبی گویای آن است که اراده دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی برای ممانعت از برگزاری تجمع های دانشجویی با شکست روبرو بوده است. لحن حاکی از عصبانیت دادستان کل کشور در مصاحبه مطبوعاتی وی نیز که به مانند همیشه حاوی تهدیدهایی برای برخورد با معترضان به حکومت بود، نگرانی مقام های امنیتی را نسبت به غیرقابل مهار بودن اعتراض ها به شکلی عیان تر نشان می دهد.

نگرانی مقام های امنیتی این است که موج اعتراض ها علاوه بر تهران و شهرهای بزرگ به سایر شهرها نیز سرایت کند. فریادهای اعتراضی دانشجویان در برخی شهرهای شمالی کشور و شهرهایی مانند نجف آباد اصفهان در روز شانزدهم آذر می تواند نشانه های محکمی از سرایت اعتراض ها به شهرهای کوچک باشد.

برخی تحلیل گران پیش بینی می کنند با گسترده شدن موج اعتراض ها توان حکومت برای برخورد با مخالفان روز به روز فرسایش بیشتری پیدا خواهد کرد.

موج فراخوان ها و برنامه ریزی های اینترنتی برای برگزاری تجمعات اعتراضی در دهه اول محرم، دلیلی بر ناکارآمدی سیاست های سرکوبگرانه دولت برای از بین بردن انگیزه مخالفان است.

برخی پیش بینی ها حاکی از آن است که موج اعتراض های دانشجویی ممکن است تا ابتدای محرم ادامه پیدا کند و آن زمان با عمومی تر شدن تجمعات دشواریهای کنترل اوضاع را برای نیروهای امنیتی به مراتب سخت تر سازد.

شکنجه، تجاوز، جنایت، بسیجی؛... دیگر اثر ندارد


سایت جنبش راه سبز متعلق به هواداران موسوی: کاربرد خشونت عریان علیه هزاران دانشجویی که روز شانزده آذر برای اعتراض به حکومت دست به تجمع های مسالمت آمیز زده بودند از چنان وسعتی برخوردار بود که بسیاری از رسانه های معتبر بین المللی، گروهی از دولت ها و برخی نهادهای حقوق بشری نسبت به آن واکنش نشان داده اند.

نیروهای امنیتی برای سرکوب این تجمع ها علاوه بر دستگیری تعداد زیادی از معترضان اقدام به ضرب و شتم دانشجویان و استفاده از گاز فلفل و گاز اشک آور کردند اما در نهایت نتوانستند مانع شنیده شدن صدای معترضان شوند.

انبوه فیلم ها و عکس های منتشر شده از تجمع های دانشجویی روز شانزدهم آذر به خوبی گویای آن است که اراده دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی برای ممانعت از برگزاری تجمع های دانشجویی با شکست روبرو بوده است. لحن حاکی از عصبانیت دادستان کل کشور در مصاحبه مطبوعاتی وی نیز که به مانند همیشه حاوی تهدیدهایی برای برخورد با معترضان به حکومت بود، نگرانی مقام های امنیتی را نسبت به غیرقابل مهار بودن اعتراض ها به شکلی عیان تر نشان می دهد.

نگرانی مقام های امنیتی این است که موج اعتراض ها علاوه بر تهران و شهرهای بزرگ به سایر شهرها نیز سرایت کند. فریادهای اعتراضی دانشجویان در برخی شهرهای شمالی کشور و شهرهایی مانند نجف آباد اصفهان در روز شانزدهم آذر می تواند نشانه های محکمی از سرایت اعتراض ها به شهرهای کوچک باشد.

برخی تحلیل گران پیش بینی می کنند با گسترده شدن موج اعتراض ها توان حکومت برای برخورد با مخالفان روز به روز فرسایش بیشتری پیدا خواهد کرد.

موج فراخوان ها و برنامه ریزی های اینترنتی برای برگزاری تجمعات اعتراضی در دهه اول محرم، دلیلی بر ناکارآمدی سیاست های سرکوبگرانه دولت برای از بین بردن انگیزه مخالفان است.

برخی پیش بینی ها حاکی از آن است که موج اعتراض های دانشجویی ممکن است تا ابتدای محرم ادامه پیدا کند و آن زمان با عمومی تر شدن تجمعات دشواریهای کنترل اوضاع را برای نیروهای امنیتی به مراتب سخت تر سازد.

حمایت کانادا از مبارزات مردم ایران


وزير امور خارجه كانادا با صدور بيانيه ای از مبارزات مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر این کشور حمايت كرد و نسبت به وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانى نمود.

لارنس كانن، وزير خارجه كانادا در بیانیه ای اعلام كرد، كانادا عميقا نگران وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ايران است كه از زمان انتخابات رياست جمهورى به طور قابل توجهى وخيم تر شده است. در هفتم دسامبر (16 آذر)، نيروهاى امنيتى يكبار ديگر با خشونت تظاهركنندگان را سرکوب كردند. تلاشهاى حكومت ايران در محدود كردن آزادى بيان و اجتماعات تاسف انگيز است. مردم ايران حق دارند صدايشان شنيده شود و از حقوقى كه شايسته آن هستتد برخوردار باشند.


حمایت رئیس جمهور آمریکا از مبارزات مردم ایران

رئيس جمهور آمريكا روز پنج شنبه هنگام دريافت جایزه صلح نوبل در اسلو پايتخت نروژ، حمايت خود را از مبارزات مردم ایران اعلام كرد و گفت، ایالات متحده همیشه در کنار آنهايی است که برای آزادی مبارزه می کنند، مانند آنگ سان سوكى (رهبر اپوزیسیون میانمار) تا مخالفان شجاع زیمبابوه، تا ایرانیانی که در خيابانهای تهران تظاهرات کردند.

پرزیدنت اوباما گفت، در ارتباط با دولتهايی كه قوانين را نقض مى ‌كنند من معتقدم كه باید روشهای قاطعانه ای را در پیش گیریم كه بتوانند رفتار آنها را تغيير دهند. اگر ما خواهان يک صلح پایدار هستيم، پس جامعه بين ‌المللى بايد حرفش معنا داشته باشد و جدى گرفته شود. آن رژيمهايى كه قانون را نقض مى ‌كنند بايد حساب پس بدهند. تحريم بايد برايشان بهای مشخص داشته باشد. لجاجت و سرپيچى اين دولتها بايد با فشار فزاينده مواجه شود. چنين فشارى هم وقتى ممكن مى ‌شود كه جهان با هم متحد باشد و يكى شود. آنهايی كه عقيده دارند قوانين بين ‌المللى باید محترم شمرده شود، نمى ‌توانند نقض اين قوانين را توسط ديگران ناديده بگيرند. آنهايی كه به امنيت شهروندانشان اهمیت می دهند، نمى ‌توانند يک مسابقه تسليحاتى در خاورميانه يا شرق آسيا را ناديده بگيرند. آنهايی كه در جستجوى صلح هستند نمى ‌توانند بيكار بنشينند و برخى دولتها خودشان را براى جنگ اتمى آماده كنند. همين اصل براى كشورهايى صادق است كه قوانین بين ‌الملل را با سركوب مردم خودشان نقض مى ‌كنند. من معتقدم در جايى كه شهروندان از آزادى بيان يا عبادت بگونه اى كه مايل هستند، از انتخاب رهبران خود يا از تجمع بدون ترس، منع مى شوند، صلح، پايدار نيست. ظلم و فساد و سرکوب می تواند به خشونت منجر شود. ما به جايگاه والای آزادیخواهانی که در میانمار و زیمبابوه و خیابانهای ایران تلاش می کنند، گواهى مى دهيم. اين امر گوياى آن است كه رهبران اين دولتها از آرزوهاى مردم خودشان بيش از قدرت هر كشور ديگرى مى هراسند و اين مسئوليت تمام كشورهاى آزاد جهان است كه براى اين جنبش ها روشن سازند كه اميد و تاريخ در طرف آنها است.

حمایت کانادا از مبارزات مردم ایران


وزير امور خارجه كانادا با صدور بيانيه ای از مبارزات مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر این کشور حمايت كرد و نسبت به وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانى نمود.

لارنس كانن، وزير خارجه كانادا در بیانیه ای اعلام كرد، كانادا عميقا نگران وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ايران است كه از زمان انتخابات رياست جمهورى به طور قابل توجهى وخيم تر شده است. در هفتم دسامبر (16 آذر)، نيروهاى امنيتى يكبار ديگر با خشونت تظاهركنندگان را سرکوب كردند. تلاشهاى حكومت ايران در محدود كردن آزادى بيان و اجتماعات تاسف انگيز است. مردم ايران حق دارند صدايشان شنيده شود و از حقوقى كه شايسته آن هستتد برخوردار باشند.


حمایت رئیس جمهور آمریکا از مبارزات مردم ایران

رئيس جمهور آمريكا روز پنج شنبه هنگام دريافت جایزه صلح نوبل در اسلو پايتخت نروژ، حمايت خود را از مبارزات مردم ایران اعلام كرد و گفت، ایالات متحده همیشه در کنار آنهايی است که برای آزادی مبارزه می کنند، مانند آنگ سان سوكى (رهبر اپوزیسیون میانمار) تا مخالفان شجاع زیمبابوه، تا ایرانیانی که در خيابانهای تهران تظاهرات کردند.

پرزیدنت اوباما گفت، در ارتباط با دولتهايی كه قوانين را نقض مى ‌كنند من معتقدم كه باید روشهای قاطعانه ای را در پیش گیریم كه بتوانند رفتار آنها را تغيير دهند. اگر ما خواهان يک صلح پایدار هستيم، پس جامعه بين ‌المللى بايد حرفش معنا داشته باشد و جدى گرفته شود. آن رژيمهايى كه قانون را نقض مى ‌كنند بايد حساب پس بدهند. تحريم بايد برايشان بهای مشخص داشته باشد. لجاجت و سرپيچى اين دولتها بايد با فشار فزاينده مواجه شود. چنين فشارى هم وقتى ممكن مى ‌شود كه جهان با هم متحد باشد و يكى شود. آنهايی كه عقيده دارند قوانين بين ‌المللى باید محترم شمرده شود، نمى ‌توانند نقض اين قوانين را توسط ديگران ناديده بگيرند. آنهايی كه به امنيت شهروندانشان اهمیت می دهند، نمى ‌توانند يک مسابقه تسليحاتى در خاورميانه يا شرق آسيا را ناديده بگيرند. آنهايی كه در جستجوى صلح هستند نمى ‌توانند بيكار بنشينند و برخى دولتها خودشان را براى جنگ اتمى آماده كنند. همين اصل براى كشورهايى صادق است كه قوانین بين ‌الملل را با سركوب مردم خودشان نقض مى ‌كنند. من معتقدم در جايى كه شهروندان از آزادى بيان يا عبادت بگونه اى كه مايل هستند، از انتخاب رهبران خود يا از تجمع بدون ترس، منع مى شوند، صلح، پايدار نيست. ظلم و فساد و سرکوب می تواند به خشونت منجر شود. ما به جايگاه والای آزادیخواهانی که در میانمار و زیمبابوه و خیابانهای ایران تلاش می کنند، گواهى مى دهيم. اين امر گوياى آن است كه رهبران اين دولتها از آرزوهاى مردم خودشان بيش از قدرت هر كشور ديگرى مى هراسند و اين مسئوليت تمام كشورهاى آزاد جهان است كه براى اين جنبش ها روشن سازند كه اميد و تاريخ در طرف آنها است.

حمایت کانادا از مبارزات مردم ایران


وزير امور خارجه كانادا با صدور بيانيه ای از مبارزات مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر این کشور حمايت كرد و نسبت به وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانى نمود.

لارنس كانن، وزير خارجه كانادا در بیانیه ای اعلام كرد، كانادا عميقا نگران وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ايران است كه از زمان انتخابات رياست جمهورى به طور قابل توجهى وخيم تر شده است. در هفتم دسامبر (16 آذر)، نيروهاى امنيتى يكبار ديگر با خشونت تظاهركنندگان را سرکوب كردند. تلاشهاى حكومت ايران در محدود كردن آزادى بيان و اجتماعات تاسف انگيز است. مردم ايران حق دارند صدايشان شنيده شود و از حقوقى كه شايسته آن هستتد برخوردار باشند.


حمایت رئیس جمهور آمریکا از مبارزات مردم ایران

رئيس جمهور آمريكا روز پنج شنبه هنگام دريافت جایزه صلح نوبل در اسلو پايتخت نروژ، حمايت خود را از مبارزات مردم ایران اعلام كرد و گفت، ایالات متحده همیشه در کنار آنهايی است که برای آزادی مبارزه می کنند، مانند آنگ سان سوكى (رهبر اپوزیسیون میانمار) تا مخالفان شجاع زیمبابوه، تا ایرانیانی که در خيابانهای تهران تظاهرات کردند.

پرزیدنت اوباما گفت، در ارتباط با دولتهايی كه قوانين را نقض مى ‌كنند من معتقدم كه باید روشهای قاطعانه ای را در پیش گیریم كه بتوانند رفتار آنها را تغيير دهند. اگر ما خواهان يک صلح پایدار هستيم، پس جامعه بين ‌المللى بايد حرفش معنا داشته باشد و جدى گرفته شود. آن رژيمهايى كه قانون را نقض مى ‌كنند بايد حساب پس بدهند. تحريم بايد برايشان بهای مشخص داشته باشد. لجاجت و سرپيچى اين دولتها بايد با فشار فزاينده مواجه شود. چنين فشارى هم وقتى ممكن مى ‌شود كه جهان با هم متحد باشد و يكى شود. آنهايی كه عقيده دارند قوانين بين ‌المللى باید محترم شمرده شود، نمى ‌توانند نقض اين قوانين را توسط ديگران ناديده بگيرند. آنهايی كه به امنيت شهروندانشان اهمیت می دهند، نمى ‌توانند يک مسابقه تسليحاتى در خاورميانه يا شرق آسيا را ناديده بگيرند. آنهايی كه در جستجوى صلح هستند نمى ‌توانند بيكار بنشينند و برخى دولتها خودشان را براى جنگ اتمى آماده كنند. همين اصل براى كشورهايى صادق است كه قوانین بين ‌الملل را با سركوب مردم خودشان نقض مى ‌كنند. من معتقدم در جايى كه شهروندان از آزادى بيان يا عبادت بگونه اى كه مايل هستند، از انتخاب رهبران خود يا از تجمع بدون ترس، منع مى شوند، صلح، پايدار نيست. ظلم و فساد و سرکوب می تواند به خشونت منجر شود. ما به جايگاه والای آزادیخواهانی که در میانمار و زیمبابوه و خیابانهای ایران تلاش می کنند، گواهى مى دهيم. اين امر گوياى آن است كه رهبران اين دولتها از آرزوهاى مردم خودشان بيش از قدرت هر كشور ديگرى مى هراسند و اين مسئوليت تمام كشورهاى آزاد جهان است كه براى اين جنبش ها روشن سازند كه اميد و تاريخ در طرف آنها است.

Thursday, December 10, 2009

بيانيه مهم گروهی ازفرماندهان و پرسنل ارتش به سپاه:اگر ازراه تجاوز و تعدی به مردم بازنگرید، با واکنش جان برکفان ارتش مواجه میشوید


گروهی از فرماندهان و پرسنل نيروی هوايی و نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی بيانيهی مهمی انتشار دادند. در اين بيانيه آمدهاست: "در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت میکرديم هرگز گمان نمیبرديم که ممکن است روزی گروهی از سپاهیها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگر سپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند." اين گروه از ارتشيان نوشتهاند: "به آن دسته از تحميلشدگان به سپاه که دست تجاوز و تعدی به جان و مال و آبرو و ناموس ملت ايران دراز کردهاند و بيش از همه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کردهاند، شديدا اخطار میکنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد." بيانيه را بخوانيد:

به نام يزدان پاک

"ارتش پناه ملت"

درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.

ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.

گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا
جمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش
ویژه خبرنامه گویا
پنجشنبه19آذر

بيانيه مهم گروهی ازفرماندهان و پرسنل ارتش به سپاه:اگر ازراه تجاوز و تعدی به مردم بازنگرید، با واکنش جان برکفان ارتش مواجه میشوید


گروهی از فرماندهان و پرسنل نيروی هوايی و نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی بيانيهی مهمی انتشار دادند. در اين بيانيه آمدهاست: "در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت میکرديم هرگز گمان نمیبرديم که ممکن است روزی گروهی از سپاهیها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگر سپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند." اين گروه از ارتشيان نوشتهاند: "به آن دسته از تحميلشدگان به سپاه که دست تجاوز و تعدی به جان و مال و آبرو و ناموس ملت ايران دراز کردهاند و بيش از همه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کردهاند، شديدا اخطار میکنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد." بيانيه را بخوانيد:

به نام يزدان پاک

"ارتش پناه ملت"

درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.

ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.

گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا
جمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش
ویژه خبرنامه گویا
پنجشنبه19آذر

بيانيه مهم گروهی ازفرماندهان و پرسنل ارتش به سپاه:اگر ازراه تجاوز و تعدی به مردم بازنگرید، با واکنش جان برکفان ارتش مواجه میشوید


گروهی از فرماندهان و پرسنل نيروی هوايی و نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی بيانيهی مهمی انتشار دادند. در اين بيانيه آمدهاست: "در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت میکرديم هرگز گمان نمیبرديم که ممکن است روزی گروهی از سپاهیها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگر سپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند." اين گروه از ارتشيان نوشتهاند: "به آن دسته از تحميلشدگان به سپاه که دست تجاوز و تعدی به جان و مال و آبرو و ناموس ملت ايران دراز کردهاند و بيش از همه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کردهاند، شديدا اخطار میکنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد." بيانيه را بخوانيد:

به نام يزدان پاک

"ارتش پناه ملت"

درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.

ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.

گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا
جمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش
ویژه خبرنامه گویا
پنجشنبه19آذر

Time magazine names Iran’s Neda as one of 2009’s top heroes


Washington, 10 December (WashingtonTV)—Neda Aqa-Soltan, the young Iranian woman who was killed during the post-election protests in Tehran, on Tuesday was named one of the top 10 heroes of 2009 by the US magazine, Time.

Her death, captured on film and broadcast across the Internet, provoked international outrage, and the 26-year-old philosophy student became a symbol of the opposition movement, which says that the 12 June vote was rigged.

Neda “was an unintentional hero,” Time magazine said, in naming her the number two hero of the year.

Her last moments “turned into probably the most widely witnessed death in human history,” it said.

“In the days and weeks that followed, Agha-Soltan's name became a battle cry for Iranian protesters, her face a symbol for the thousands of people who suffered under the government's heavy-handed crackdown,” said Time magazine.

A member of the Basij, a volunteer militia force under the command of the Islamic Revolution Guards Corps, is said to have fired the shot that killed the 26-year-old, on the sidelines of a rally in Tehran.

However, Iranian authorities, who have described the death as “suspicious”, say foreign governments and the opposition movement killed her in an attempt to smear the government.

Neda’s parents assert that the Iranian government is to blame for their daughter’s death.

Meanwhile, Iranian protesters are one of ten candidates Time magazine has selected for its annual Person of the Year recognition.

The Iranian protesters have received the most votes in a poll of readers on Time’s website, edging US President Barack Obama by a 5 to 1 margin.

Source: Time magazine website

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic