Monday, January 11, 2010

راهکارهای مهدی کروبی برای خروج از وضعیت کنونی


به گزارش سایت سحام نیوز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسمه تعالی

ملت آزاده و عزادار ایران؛

آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته می شوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنايت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.



حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.



مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟





همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!





خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسين در غیاب اساتید گرانقدر بر اين خیال خاماند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.





در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!



آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اصلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:



1- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختند و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.



2- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.





3- پرهيز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای 98 درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.





4- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند. به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری 84 بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.



5- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملي، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان هاي امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.

مهدی کروبی

21 دی ماه 1388

راهکارهای مهدی کروبی برای خروج از وضعیت کنونی


به گزارش سایت سحام نیوز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسمه تعالی

ملت آزاده و عزادار ایران؛

آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته می شوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنايت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.



حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.



مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟





همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!





خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسين در غیاب اساتید گرانقدر بر اين خیال خاماند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.





در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!



آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اصلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:



1- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختند و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.



2- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.





3- پرهيز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای 98 درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.





4- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند. به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری 84 بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.



5- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملي، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان هاي امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.

مهدی کروبی

21 دی ماه 1388

ترک تحصیل میلیون ها دانش آموز در ایران



طی چهار سال گذشته سه میلیون کودک ایرانی ترک تحصیل کرده‌اند



سایت حکومتی جهان نیوز: جمعيت دانش آموزي كشور از 18ميليون نفر در دهه 60 در پي سياست هاي كنترل جمعيت به 14 ميليون و 500 هزار نفر در سال گذشته رسيد. بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال کشور جمعیت در حال تحصیل کشور باید چیزی در حدود 15 میلیون و 500 نفر باشد .فقدان ثبت نام و اعزام يك ميليون دانش آموز به مدرسه از سوي خانواده ها در فاصله يك سال گذشته اين شائبه را دامن زد كه يك ميليون دانش آموز اقدام به ترك تحصيل كرده اند و ترجيح مي دهند تا دوران كودكي و نوجواني خود را در محيطي غير از مدرسه سپري كنند.
در همین رابطه نیزبرخي مراجع اعلام مي كنند كه طی چهار سال گذشته سه میلیون کودک ایرانی ترک تحصیل کرده‌اند.
فتاح نيازی، معاون آموزشی "مؤسسه آموزش از راه دور" اعلام کرده است که در سطح كشور بيش از 13 ميليون كم‌‏سواد بين11 تا 45 سال وجود دارد که سه ميليون نفر از این عده دانش‌آموزان ترک تحصیل کرده اند که لازم ‌التعليم هستند و بین 11 تا 17 سال سن دارند.
وی در مصاحبه با یکی از رسانه های کشور اعلام کرده بود که طبق آخرين آمار مستند به دست آمده، دو ميليون و 400 هزار لازم التعليم از تحصيل در سال تحصيلي گذشته بازمانده‌ و متاسفانه در يكي از مقاطع تحصيلي از ابتدايي تا پايان متوسطه ترك تحصيل كرده‌اند!
این در حالی است که طبق برنامه پنجساله تا سال 1393 باید بی سوادی در گروه سنی زیر 50 سال در مناطق مختلف کشور ریشه کن شود. اما متاسفانه هر ساله شاهد افزایش شمار زیاد کودکانی هستیم که از تحصیل باز می مانند.
اگر چه مسئولان وزارت آموزش و پرورش از علت اين ميزان كاهش اظهار بي اطلاعي مي كنند، اما پيداست كه سر در گمي استراتژي آموزش و پرورش در كنترل و رفع ناهنجاريهاي به وجود آمده در ميان دانش آموزان وفقرو استرس و فشارهاي ناشي از تحصيل، علت اصلي ترك تحصيل ها باشد.
بر اساس اظهار نظر کارشناسان این حوزه برترین عوامل مشترک در ترک تحصیل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی بخصوص در مقطع متوسطه ، فقر مالی و فقر انگیزشی است که بیشترین نقش را داشته است .
در همین رابطه فرید کاشفی، روانشناس علوم تربیتی گفت: ترک تحصیل دانش آموزان با وضعیت اقتصادی جامعه و خانواده در ارتباط می باشد. عواملی چون پایین بودن در آمد ‚مسکن نا مناسب عدم سرپرستی و حضور پدر و مادر در خانواده‚ کثرت فرزندان و طبقه پایین شغلی والدین بر ترک تحصیل فرزندان تاثیر دارد.
وی گفت:پس مسلم است که کیفیت آموزش و تربیت در رشد جسمانی و قوای دفاعی دانش آموز در خانواده هایی با سطح پایین اقتصادی و فرهنگی جامعه و خانواده اثرات مستقیمی بر عدم پیشرفت فرزندان به جای می گذارد.
بر اساس پژوهشی که در همین رابطه انجام شده است روي آوردن به شغل‌هاي كاذب اصلي‌ترين دليل‌ ترك تحصيل عنوان شده است.
یک از معلمان شاغل در مناطق روستایی سیستان و بلوچستان میزان ترک تحصیل دانش آموزان را در آن مناطق بالا می داند و می گوید: علت اصلی این امر وجود شغلهای کاذبی همچون حمل سوخت قاچاق و دلالی مواد مخدر است که متاسفانه در آمد این مشاغل به نحو چشمگیری بالا است.
وی می گوید : اگرخود دانش آموزان هم مایل به ترک تحصیل نباشند والدین ،آنها را مجبور به این کار می کنند زیرا معتقدند این کودکان اگر هم درس بخوانند بالاخره باید به سراغ همین مشاغل بروند و درآمد داشته باشند.
این معلم معتقد است درآمد بالای این مشاغل باعث وسوسه دانش آموزان راهنمایی و دبیرستانی می شود به نحوی که خود آنها اذعان دارند که درآمد فقط دو روز از این مشاغل کاذب برابر یک ماه حقوق تدریس معلم می باشد.
علی باقرزاده معاون آموزش و پرورش عمومی وزارت آموزش و پرورش نیزمعتقد است بسیاری از این ترک تحصیلها در مناطق دور افتاده و روستایی کشور صورت می گیرد و به علت فرهنگ خاص حاکم بر آن مناطق بیشتر منجر به ترک تحصیل در دختران می شود به نحوی که در حال حاضر میزان ترک تحصیل در بین دختران بیش از پسران است.
باقرزاده با اشاره به اینکه دلایل کارشناسی بسیاری برای ترک تحصیل دانش آموزان و بازماندگان از تحصیل وجود دارد که در استانهای مختلف کشور متفاوت است ، گفت: « فقر،ازدواج زودرس برای دختران، فرهنگ پایین خانواده درخصوص میزان تحصیل فرزندانشان و اختلافات خانوادگی از جمله عوامل عمده در این مسئله محسوب می شوند».

ترک تحصیل میلیون ها دانش آموز در ایران



طی چهار سال گذشته سه میلیون کودک ایرانی ترک تحصیل کرده‌اند



سایت حکومتی جهان نیوز: جمعيت دانش آموزي كشور از 18ميليون نفر در دهه 60 در پي سياست هاي كنترل جمعيت به 14 ميليون و 500 هزار نفر در سال گذشته رسيد. بر اساس اعلام سازمان ثبت احوال کشور جمعیت در حال تحصیل کشور باید چیزی در حدود 15 میلیون و 500 نفر باشد .فقدان ثبت نام و اعزام يك ميليون دانش آموز به مدرسه از سوي خانواده ها در فاصله يك سال گذشته اين شائبه را دامن زد كه يك ميليون دانش آموز اقدام به ترك تحصيل كرده اند و ترجيح مي دهند تا دوران كودكي و نوجواني خود را در محيطي غير از مدرسه سپري كنند.
در همین رابطه نیزبرخي مراجع اعلام مي كنند كه طی چهار سال گذشته سه میلیون کودک ایرانی ترک تحصیل کرده‌اند.
فتاح نيازی، معاون آموزشی "مؤسسه آموزش از راه دور" اعلام کرده است که در سطح كشور بيش از 13 ميليون كم‌‏سواد بين11 تا 45 سال وجود دارد که سه ميليون نفر از این عده دانش‌آموزان ترک تحصیل کرده اند که لازم ‌التعليم هستند و بین 11 تا 17 سال سن دارند.
وی در مصاحبه با یکی از رسانه های کشور اعلام کرده بود که طبق آخرين آمار مستند به دست آمده، دو ميليون و 400 هزار لازم التعليم از تحصيل در سال تحصيلي گذشته بازمانده‌ و متاسفانه در يكي از مقاطع تحصيلي از ابتدايي تا پايان متوسطه ترك تحصيل كرده‌اند!
این در حالی است که طبق برنامه پنجساله تا سال 1393 باید بی سوادی در گروه سنی زیر 50 سال در مناطق مختلف کشور ریشه کن شود. اما متاسفانه هر ساله شاهد افزایش شمار زیاد کودکانی هستیم که از تحصیل باز می مانند.
اگر چه مسئولان وزارت آموزش و پرورش از علت اين ميزان كاهش اظهار بي اطلاعي مي كنند، اما پيداست كه سر در گمي استراتژي آموزش و پرورش در كنترل و رفع ناهنجاريهاي به وجود آمده در ميان دانش آموزان وفقرو استرس و فشارهاي ناشي از تحصيل، علت اصلي ترك تحصيل ها باشد.
بر اساس اظهار نظر کارشناسان این حوزه برترین عوامل مشترک در ترک تحصیل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی بخصوص در مقطع متوسطه ، فقر مالی و فقر انگیزشی است که بیشترین نقش را داشته است .
در همین رابطه فرید کاشفی، روانشناس علوم تربیتی گفت: ترک تحصیل دانش آموزان با وضعیت اقتصادی جامعه و خانواده در ارتباط می باشد. عواملی چون پایین بودن در آمد ‚مسکن نا مناسب عدم سرپرستی و حضور پدر و مادر در خانواده‚ کثرت فرزندان و طبقه پایین شغلی والدین بر ترک تحصیل فرزندان تاثیر دارد.
وی گفت:پس مسلم است که کیفیت آموزش و تربیت در رشد جسمانی و قوای دفاعی دانش آموز در خانواده هایی با سطح پایین اقتصادی و فرهنگی جامعه و خانواده اثرات مستقیمی بر عدم پیشرفت فرزندان به جای می گذارد.
بر اساس پژوهشی که در همین رابطه انجام شده است روي آوردن به شغل‌هاي كاذب اصلي‌ترين دليل‌ ترك تحصيل عنوان شده است.
یک از معلمان شاغل در مناطق روستایی سیستان و بلوچستان میزان ترک تحصیل دانش آموزان را در آن مناطق بالا می داند و می گوید: علت اصلی این امر وجود شغلهای کاذبی همچون حمل سوخت قاچاق و دلالی مواد مخدر است که متاسفانه در آمد این مشاغل به نحو چشمگیری بالا است.
وی می گوید : اگرخود دانش آموزان هم مایل به ترک تحصیل نباشند والدین ،آنها را مجبور به این کار می کنند زیرا معتقدند این کودکان اگر هم درس بخوانند بالاخره باید به سراغ همین مشاغل بروند و درآمد داشته باشند.
این معلم معتقد است درآمد بالای این مشاغل باعث وسوسه دانش آموزان راهنمایی و دبیرستانی می شود به نحوی که خود آنها اذعان دارند که درآمد فقط دو روز از این مشاغل کاذب برابر یک ماه حقوق تدریس معلم می باشد.
علی باقرزاده معاون آموزش و پرورش عمومی وزارت آموزش و پرورش نیزمعتقد است بسیاری از این ترک تحصیلها در مناطق دور افتاده و روستایی کشور صورت می گیرد و به علت فرهنگ خاص حاکم بر آن مناطق بیشتر منجر به ترک تحصیل در دختران می شود به نحوی که در حال حاضر میزان ترک تحصیل در بین دختران بیش از پسران است.
باقرزاده با اشاره به اینکه دلایل کارشناسی بسیاری برای ترک تحصیل دانش آموزان و بازماندگان از تحصیل وجود دارد که در استانهای مختلف کشور متفاوت است ، گفت: « فقر،ازدواج زودرس برای دختران، فرهنگ پایین خانواده درخصوص میزان تحصیل فرزندانشان و اختلافات خانوادگی از جمله عوامل عمده در این مسئله محسوب می شوند».

نقش مدیر نمونه دستگاه قضایی رژیم در فجایع کهریزک

رادیو آلمان: گزارش کمیته‌ی ویژه‌ی مجلس در مورد وضعیت بازداشت‌شدگان پس از انتخابات تقدیم مجلس شد. در این گزارش مسئولیت انتقال بازداشت‌شدگان به کهریزک بر عهده‌ی سعید مرتضوی، دادستان وقت، گذاشته و هر گونه آزار جنسی تکذیب شده است.

کمیته‌ی مجلس، ویژه‌ی پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات، روز یکشنبه (۲۰ دی / ۱۰ ژانویه) گزارش مشروح خود را تقدیم مجلس کرد.

در این گزارش تأکید شده که انتقال بازداشت‌شدگان ۱۸ تیر به کهریزک به دستور و اصرار دادستان وقت تهران، سعید مرتضوی، انجام گرفته و دستگاه قضایی باید پاسخگوی وقایع به وجود آمده باشد.

کمیته‌ی پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان انتخاباتی متشکل از اعضای کمیسیون‌های امنیت ملی، قضايی، بهداشت و درمان و آموزش و تحقیقات بوده و در تاریخ پنجم مردادماه تشکیل شده است.

کمیته‌ پیگیری می‌گوید در روز دوشنبه، ششم مردادماه، جلسه‌ای با حضور دادستان وقت عمومی و انقلاب تهران، قاضی مرتضوی، تشکیل داده و از وی گزارشی از روند دستگیری‌ها و بازداشتی‌ها که تعدادشان در آن زمان ۳۹۰ نفر اعلام شد دریافت کرده است.

مرتضوی علت کشته شدن محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر را طبق گزارش پزشکی قانونی، ‌مننژیت عنوان کرده است. وی در پاسخ به این پرسش که به چه دلیل بازداشت‌شدگان ۱۸ تیر به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شدند، گفته که شرایط این بازداشت‌گاه استاندارد و مناسب است و «فقدان ظرفیت زندان اوین» اصلی‌ترین دلیل انتقال بازداشتی‌ها به کهریزک بوده است.

هیأت تحقیق می‌گوید، روز سه‌شنبه، هفتم مردادماه، به زندان اوین مراجعت و با ۶۰ زندانی که از کهریزک به آنجا منتقل شده بودند گفت‌وگو کرده است. زندانی شدن ۱۴۷ نفر در یک مساحت کم، عدم وجود تهویه، فقدان آب و غذای مناسب، شنیدن فحش‌های رکیک، کلاغ‌پر رفتن همراه با ضرب و شتم، همجواری با اراذل و اوباش و تحقیر، شکایت ‌مشترکی بود که اکثر این زندانیان بیان داشتند.

این کمیته در گزارش خود می‌افزاید، زندانیان اوین هیچ گونه شکایتی از این زندان و مأموران و مسئولان نداشتند، در حالی‌که اکثر زندانیان کهریزک از برخورد نامناسب در این بازداشت‌گاه سخن گفتند.


«پر بودن ظرفیت اوین صحت نداشت»

مسئولان زندان اوین به کمیته‌ی تحقیق گفتند که انتقال بازداشت‌شدگان ۱۸ تیرماه به بهانه فقدان جا و ظرفیت در زندان اوین مطلب صحیحی نیست. زندان اوین کاملا آمادگی پذیرش آن بازداشت‌شدگان را داشته است.

کمیته‌ی پیگیری مجلس با اشاره به بررسی‌های انجام شده می‌نویسد، کهریزک به منظور نگهداری اراذل و اوباش و فروشندگان کلان مواد مخدر ایجاد شد که به مرور زمان سایر زندانیان نیز به آن راه یافته‌اند. در همین رابطه دربین، رئيس دفتر ویژ‌ه‌ی ریاست وقت قوه‌ی قضائیه در تاریخ ۱۷ بهمن ۸۶ در نامه‌ای به رییس سازمان زندان‌ها و مرتضوی خواستار آن می‌شود که «هیچ متهمی از حوزه‌های دیگر بدون هماهنگی با دادستان تهران به این بازداشت‌گاه اعزام نشوند».

همچنین فرماندهی انتظامی تهران در ۵ اردیبهشت‌ماه ۸۸ نامه‌ا‌ی به مرتضوی ارسال کرده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مبنی بر اینکه کهریزک طبق تدابیر قبلی باید محل نگهداری اراذل و اوباش و مواد‌فروشان و مجرمین خطرناک باشد، «در حالی‌که دادسراها بی‌رویه هر نوع متهم را اعزام می‌کنند». وی از مرتضوی می‌خواهد که فقط متهمین مذکور اعزام شوند.

کمیته با اشاره به اصلی‌ترین دلیل ایجاد بازداشت‌گاه کهریزک، ‌‌انتقال بازداشت‌شدگان پس از انتخابات به این بازداشت‌گاه را غیر قابل توجیه می‌داند و می‌گوید، دستگاه قضا باید پاسخگو باشد.

به گفته‌ی کمیته، ‌۱۴۷ تن از بازداشت‌شدگان در روز ۱۹ تیرماه به دستور دادستان وقت تهران به کهریزک اعزام می‌شوند. کمیته می‌افزاید، اگر چه اعزام این افراد به کهریزک حتی در صورت فقدان ظرفیت زندان اوین هم قابل توجیه نیست، اما مسئولان زندان اوین اذعان داشته‌اند که زندان اوین ظرفیت پذیرش بازداشت‌شدگان را داشته است. ضمن آنکه مسئولان بازداشت‌گاه کهریزک با این عنوان که ظرفیت پذیرش این تعداد را ندارند ابتدا از پذیرش آنها سرباز زده و بازداشت‌شدگان ساعتی در بیرون از بازداشتگاه معطل ماندند اما به دلیل اصرار مقام قضایی دستوردهنده مجبور به پذیرش آنها می‌شوند.


«دل رهبر معظم انقلاب به درد آمد»

گزارش می‌افزاید که بازداشت‌شدگان در سالن کوچک قرنطینه به مساحت ۷۰ متر جای داده شده و طی ۴ روز در شرایط بسیار سخت و بد آب و هوا در گرمای تابستان بدون تهویه و امکانات بهداشتی، غذایی و آشامیدنی و همچنین با ضرب و شتم و توهین تحقیر توسط مأموران نگهداری در کنار ۳۰ نفر از اراذل و اوباش پرخطر نگهداری شدند.

کمیته تحقیق می‌نویسد، همه‌ی این دلایل موجب شد که «دل رهبر معظم انقلاب به درد آمد».

کمیته‌ی مجلس به دو ظلم بزرگ اشاره می‌کند، نخست «ظلم آشکار بر بازداشت‌شدگان ۱۸ تیرماه که باید از آنها دلجویی درخور شود» و دوم، «ظلم بزرگ‌تر» یعنی «خدشه‌دار شدن آبروی نظام».


کشته شدن جوادی‌فر، روح‌الامینی و محمد کامرانی

کمیته‌ی پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات دلیل کشته شدن جوادی‌فر، روح‌الامینی و محمد کامرانی را ضرب و شتم، نبود یا نقصان در رسیدگی پزشکی و وضعیت بسیار نامناسب عنوان کرده است.


«هر گونه آزار جنسی تکذیب می‌‌شود»

کمیته در مورد آزار جنسی برخی از بازداشت‌شدگان می‌نویسد، پس از نامه‌ی مهدی کروبی مسئله را پیگیری کرده و در گفت‌وگو با جوانی که گفته می‌شد مورد آزار جنسی قرار گرفته به این نتیجه رسیده که «مادر آن جوان بر اثر کثرت شایعات دچار نوعی توهم شده است و خود آن جوان هم قائل بود که مادرش درگیر یک توهم ذهنی است».

کمیته می‌گوید، پس از بررسی‌های دیگر به «هیچ موردی از آزار جنسی نرسیده» و آن را قویا تکذیب می‌کند.

کمیته ‌می‌گوید، هیچ گونه شواهدی مبنی بر شکنجه و آزار جسمی در اوین دیده نشده است. کمیته همچنین خاطرنشان می‌سازد که گزارش‌هایی از برخوردهای نامناسب برخی از افراد نیروی انتظامی دریافت کرده است.

کمیته خواستار نظارت تمامی بازداشت‌گاه‌ها توسط سازمان زندان‌ها شده و می‌خواهد که این سازمان در تمامی زمینه‌ها پاسخگوی شرایط زندان‌ها باشد. همچنین یادآوری شده که هنوز هم برخی دیگر از بازداشت‌گاه‌ها وجود دارند که هر چه سریع‌تر باید نسبت به نظارت بر آنها و استانداردسازی آنها اقدام شود.


کمیته تحقیق: علت اصلی حوادث رفتار موسوی و کروبی است

کمیته‌ی پیگیری مجلس در پایان علل اصلی پدید آمدن این حوادث را القای «دروغ بزرگ تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و رفتارهای غیرقانونی» می‌داند. کمیته دو کاندیدای معترض به نتایج انتخابات یعنی میر حسین موسوی و مهدی کروبی را به «قانون شکنی و تحریک احساسات و عواطف مردم» متهم کرده و می‌نویسد، اگر آنها اینگونه رفتار نمی‌کردند «فرصت گران‌سنگ حضور ۴۰ میلیونی مردم در پای صندوق‌های رأی تضییع» نمی‌شد.

کمیته می‌گوید،‌میر حسین موسوی و مهدی کروبی باید پاسخگو باشند و «دستگاه قضایی نباید در خصوص این گونه رفتارهای مجرمان بی‌اعتنا باشد».


مرتضوی، مدیر نمونه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی

باید اشاره کرد که سعید مرتضوی که امروز متهم شماره یک پرونده کهریزک است، در فروردین ۸۳ از سوی رئیس قوه‌‌ی قضاییه وقت جمهوری اسلامی به عنوان مدیر نمونه‌ی سال ۸۲ کشور لوح تقدیر و جایزه گرفت.

در آن زمان خبرگزاری ایسنا گزارش داد که حجت‌الاسلام علیزاده، رئیس دادگستری تهران لوح تقدیر آیت‌الله هاشمی شاهرودی را به سعید مرتضوی،دادستان عمومی و انقلاب تهران اهدا کرده است.

پیش از آن سعید مرتضوی ده‌ها روزنامه و مجله را به طور فله‌ای بست. وی بسیاری از خبرنگاران و نمایندگان مجلس را به دادگاه فراخواند، به طوری که برخی از ایشان راهی زندان شدند.

با کشته‌شدن زهرا کاظمی، خبرنگار کانادایی / ایرانی در تیرماه ۸۲ در دادستانی تهران، نام سعید مرتضوی بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاد. بسیاری نقش تاکنون مبهم مرتضوی را در قتل زهرا کاظمی عمده می‌دانند. ولی محافظه‌کاران جمهوری اسلامی همواره از وی حمایت کرده‌اند.

نقش مدیر نمونه دستگاه قضایی رژیم در فجایع کهریزک

رادیو آلمان: گزارش کمیته‌ی ویژه‌ی مجلس در مورد وضعیت بازداشت‌شدگان پس از انتخابات تقدیم مجلس شد. در این گزارش مسئولیت انتقال بازداشت‌شدگان به کهریزک بر عهده‌ی سعید مرتضوی، دادستان وقت، گذاشته و هر گونه آزار جنسی تکذیب شده است.

کمیته‌ی مجلس، ویژه‌ی پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات، روز یکشنبه (۲۰ دی / ۱۰ ژانویه) گزارش مشروح خود را تقدیم مجلس کرد.

در این گزارش تأکید شده که انتقال بازداشت‌شدگان ۱۸ تیر به کهریزک به دستور و اصرار دادستان وقت تهران، سعید مرتضوی، انجام گرفته و دستگاه قضایی باید پاسخگوی وقایع به وجود آمده باشد.

کمیته‌ی پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان انتخاباتی متشکل از اعضای کمیسیون‌های امنیت ملی، قضايی، بهداشت و درمان و آموزش و تحقیقات بوده و در تاریخ پنجم مردادماه تشکیل شده است.

کمیته‌ پیگیری می‌گوید در روز دوشنبه، ششم مردادماه، جلسه‌ای با حضور دادستان وقت عمومی و انقلاب تهران، قاضی مرتضوی، تشکیل داده و از وی گزارشی از روند دستگیری‌ها و بازداشتی‌ها که تعدادشان در آن زمان ۳۹۰ نفر اعلام شد دریافت کرده است.

مرتضوی علت کشته شدن محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر را طبق گزارش پزشکی قانونی، ‌مننژیت عنوان کرده است. وی در پاسخ به این پرسش که به چه دلیل بازداشت‌شدگان ۱۸ تیر به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شدند، گفته که شرایط این بازداشت‌گاه استاندارد و مناسب است و «فقدان ظرفیت زندان اوین» اصلی‌ترین دلیل انتقال بازداشتی‌ها به کهریزک بوده است.

هیأت تحقیق می‌گوید، روز سه‌شنبه، هفتم مردادماه، به زندان اوین مراجعت و با ۶۰ زندانی که از کهریزک به آنجا منتقل شده بودند گفت‌وگو کرده است. زندانی شدن ۱۴۷ نفر در یک مساحت کم، عدم وجود تهویه، فقدان آب و غذای مناسب، شنیدن فحش‌های رکیک، کلاغ‌پر رفتن همراه با ضرب و شتم، همجواری با اراذل و اوباش و تحقیر، شکایت ‌مشترکی بود که اکثر این زندانیان بیان داشتند.

این کمیته در گزارش خود می‌افزاید، زندانیان اوین هیچ گونه شکایتی از این زندان و مأموران و مسئولان نداشتند، در حالی‌که اکثر زندانیان کهریزک از برخورد نامناسب در این بازداشت‌گاه سخن گفتند.


«پر بودن ظرفیت اوین صحت نداشت»

مسئولان زندان اوین به کمیته‌ی تحقیق گفتند که انتقال بازداشت‌شدگان ۱۸ تیرماه به بهانه فقدان جا و ظرفیت در زندان اوین مطلب صحیحی نیست. زندان اوین کاملا آمادگی پذیرش آن بازداشت‌شدگان را داشته است.

کمیته‌ی پیگیری مجلس با اشاره به بررسی‌های انجام شده می‌نویسد، کهریزک به منظور نگهداری اراذل و اوباش و فروشندگان کلان مواد مخدر ایجاد شد که به مرور زمان سایر زندانیان نیز به آن راه یافته‌اند. در همین رابطه دربین، رئيس دفتر ویژ‌ه‌ی ریاست وقت قوه‌ی قضائیه در تاریخ ۱۷ بهمن ۸۶ در نامه‌ای به رییس سازمان زندان‌ها و مرتضوی خواستار آن می‌شود که «هیچ متهمی از حوزه‌های دیگر بدون هماهنگی با دادستان تهران به این بازداشت‌گاه اعزام نشوند».

همچنین فرماندهی انتظامی تهران در ۵ اردیبهشت‌ماه ۸۸ نامه‌ا‌ی به مرتضوی ارسال کرده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مبنی بر اینکه کهریزک طبق تدابیر قبلی باید محل نگهداری اراذل و اوباش و مواد‌فروشان و مجرمین خطرناک باشد، «در حالی‌که دادسراها بی‌رویه هر نوع متهم را اعزام می‌کنند». وی از مرتضوی می‌خواهد که فقط متهمین مذکور اعزام شوند.

کمیته با اشاره به اصلی‌ترین دلیل ایجاد بازداشت‌گاه کهریزک، ‌‌انتقال بازداشت‌شدگان پس از انتخابات به این بازداشت‌گاه را غیر قابل توجیه می‌داند و می‌گوید، دستگاه قضا باید پاسخگو باشد.

به گفته‌ی کمیته، ‌۱۴۷ تن از بازداشت‌شدگان در روز ۱۹ تیرماه به دستور دادستان وقت تهران به کهریزک اعزام می‌شوند. کمیته می‌افزاید، اگر چه اعزام این افراد به کهریزک حتی در صورت فقدان ظرفیت زندان اوین هم قابل توجیه نیست، اما مسئولان زندان اوین اذعان داشته‌اند که زندان اوین ظرفیت پذیرش بازداشت‌شدگان را داشته است. ضمن آنکه مسئولان بازداشت‌گاه کهریزک با این عنوان که ظرفیت پذیرش این تعداد را ندارند ابتدا از پذیرش آنها سرباز زده و بازداشت‌شدگان ساعتی در بیرون از بازداشتگاه معطل ماندند اما به دلیل اصرار مقام قضایی دستوردهنده مجبور به پذیرش آنها می‌شوند.


«دل رهبر معظم انقلاب به درد آمد»

گزارش می‌افزاید که بازداشت‌شدگان در سالن کوچک قرنطینه به مساحت ۷۰ متر جای داده شده و طی ۴ روز در شرایط بسیار سخت و بد آب و هوا در گرمای تابستان بدون تهویه و امکانات بهداشتی، غذایی و آشامیدنی و همچنین با ضرب و شتم و توهین تحقیر توسط مأموران نگهداری در کنار ۳۰ نفر از اراذل و اوباش پرخطر نگهداری شدند.

کمیته تحقیق می‌نویسد، همه‌ی این دلایل موجب شد که «دل رهبر معظم انقلاب به درد آمد».

کمیته‌ی مجلس به دو ظلم بزرگ اشاره می‌کند، نخست «ظلم آشکار بر بازداشت‌شدگان ۱۸ تیرماه که باید از آنها دلجویی درخور شود» و دوم، «ظلم بزرگ‌تر» یعنی «خدشه‌دار شدن آبروی نظام».


کشته شدن جوادی‌فر، روح‌الامینی و محمد کامرانی

کمیته‌ی پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات دلیل کشته شدن جوادی‌فر، روح‌الامینی و محمد کامرانی را ضرب و شتم، نبود یا نقصان در رسیدگی پزشکی و وضعیت بسیار نامناسب عنوان کرده است.


«هر گونه آزار جنسی تکذیب می‌‌شود»

کمیته در مورد آزار جنسی برخی از بازداشت‌شدگان می‌نویسد، پس از نامه‌ی مهدی کروبی مسئله را پیگیری کرده و در گفت‌وگو با جوانی که گفته می‌شد مورد آزار جنسی قرار گرفته به این نتیجه رسیده که «مادر آن جوان بر اثر کثرت شایعات دچار نوعی توهم شده است و خود آن جوان هم قائل بود که مادرش درگیر یک توهم ذهنی است».

کمیته می‌گوید، پس از بررسی‌های دیگر به «هیچ موردی از آزار جنسی نرسیده» و آن را قویا تکذیب می‌کند.

کمیته ‌می‌گوید، هیچ گونه شواهدی مبنی بر شکنجه و آزار جسمی در اوین دیده نشده است. کمیته همچنین خاطرنشان می‌سازد که گزارش‌هایی از برخوردهای نامناسب برخی از افراد نیروی انتظامی دریافت کرده است.

کمیته خواستار نظارت تمامی بازداشت‌گاه‌ها توسط سازمان زندان‌ها شده و می‌خواهد که این سازمان در تمامی زمینه‌ها پاسخگوی شرایط زندان‌ها باشد. همچنین یادآوری شده که هنوز هم برخی دیگر از بازداشت‌گاه‌ها وجود دارند که هر چه سریع‌تر باید نسبت به نظارت بر آنها و استانداردسازی آنها اقدام شود.


کمیته تحقیق: علت اصلی حوادث رفتار موسوی و کروبی است

کمیته‌ی پیگیری مجلس در پایان علل اصلی پدید آمدن این حوادث را القای «دروغ بزرگ تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و رفتارهای غیرقانونی» می‌داند. کمیته دو کاندیدای معترض به نتایج انتخابات یعنی میر حسین موسوی و مهدی کروبی را به «قانون شکنی و تحریک احساسات و عواطف مردم» متهم کرده و می‌نویسد، اگر آنها اینگونه رفتار نمی‌کردند «فرصت گران‌سنگ حضور ۴۰ میلیونی مردم در پای صندوق‌های رأی تضییع» نمی‌شد.

کمیته می‌گوید،‌میر حسین موسوی و مهدی کروبی باید پاسخگو باشند و «دستگاه قضایی نباید در خصوص این گونه رفتارهای مجرمان بی‌اعتنا باشد».


مرتضوی، مدیر نمونه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی

باید اشاره کرد که سعید مرتضوی که امروز متهم شماره یک پرونده کهریزک است، در فروردین ۸۳ از سوی رئیس قوه‌‌ی قضاییه وقت جمهوری اسلامی به عنوان مدیر نمونه‌ی سال ۸۲ کشور لوح تقدیر و جایزه گرفت.

در آن زمان خبرگزاری ایسنا گزارش داد که حجت‌الاسلام علیزاده، رئیس دادگستری تهران لوح تقدیر آیت‌الله هاشمی شاهرودی را به سعید مرتضوی،دادستان عمومی و انقلاب تهران اهدا کرده است.

پیش از آن سعید مرتضوی ده‌ها روزنامه و مجله را به طور فله‌ای بست. وی بسیاری از خبرنگاران و نمایندگان مجلس را به دادگاه فراخواند، به طوری که برخی از ایشان راهی زندان شدند.

با کشته‌شدن زهرا کاظمی، خبرنگار کانادایی / ایرانی در تیرماه ۸۲ در دادستانی تهران، نام سعید مرتضوی بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاد. بسیاری نقش تاکنون مبهم مرتضوی را در قتل زهرا کاظمی عمده می‌دانند. ولی محافظه‌کاران جمهوری اسلامی همواره از وی حمایت کرده‌اند.

سرکوب وحشیانه مادران عزادار؛ مشاهدات يک مادر داغدار


انتشار:فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

امروز در حالی به محل نگهداری مادران عزادار و حاميانشان رسيدم كه يك شب از نگهداری آنان گذشته بود.
خانواده ها از صبح زود در آنجا حضور داشتند و تنها چيزی كه دستگيرشان شده بود ، اينكه آنان 30 نفرند ، كه حال 5 تن از آنان شب گذشته وخیم شده بود و به اورژانس انتقال پيدا كردند و دوباره به محل باز گردانده شدند. كسی جوابگو نبود ، سرباز جوانی جلوی درب آنجا نگهبانی ميداد و يا به قول خودش انجام وظيفه ميكرد ، هيچ سوالی را نميتوانست پاسخ دهد ، يا پاسخی نداشت.
خانواده ها هر كدام نظری داشتند ، بعضی ها انتظار داشتند كه همين امروز بايد آنان را آزاد كنند ، چون معتقد بودند آنان غير از حضور در پارك مرتكب گناهی نشدند ، اگر اين گناه شمارده شود ، اگر ورود به پارك ممنوع است پس دور پارك را ديوار بكشند ، ساعتی به همين شكل گذشت و همه منتظر تا قاضی بيايد.... .
نيروهای لباس شخصی با ماشينهای شيشه دودی وارد و خارج ميشدند و كسی نميدانست قاضی كدامين آنان است . دختران و پسران جوان نگران مادرانشان و مردان نگران همسرانشان ، و مادرانی كه به حمايت از دوستان دربند خود آمده بودند تا به خانواده ها دلگرمی دهند.
يك ساعت از ظهر گذشته بود و از قاضی خبری نبود و يا قاضی در كار نبود ، بلاخره طاقت خانواده ها به سر آمد و به جلو درب ورودی آمدند ، و سراغ قاضی را گرفتند ، وقتی كه جوابی نشنيدند ، يك صدا گفتند : «مادران ، مادران ، مادران .... »صدا اوج گرفت و تبديل به فرياد «مادران آزاد بايد گردند» شده بود. انتظار اين واكنش را از مادران نداشتند و فكر ميكردند كه حتما چند نفری در بين خانواده ها هستند كه قصد دارند اين تجمع را شكل داده و با شعار دادن اعتراض خود را اعلام كنند ، برای همين با دوربين هايشان به ميان خانواده ها آمدند و با اظهار اينكه قاضی آمده بود ولی سر و صدای شما باعث شد او برود ، قصد داشتند خانواده ها را وادار به سكوت كنند .
تنی چند از خانواده ها نيز دور شدند و بقيه به وسط خيابان آمدند و به اتومبيل هایی كه در رفت و آمد بودند ميگفتند: از مادران عزا دار حمايت كنيد ، عده ای ميگفتند : (اينا ديگه كی هستن مادرا رو گرفتن) و همين تبديل به يك شعار زيبا شده بود .
از ما خواستند كه از آنجا دور شويم و برای انجام اين خواسته شان از فردی كه هميشه در پارك برای ترساندن مادران از آن استفاده ميكردند ، اين بار نيز به آن متوسل شدند ، فردی به نام علی آل بويه . مردی با قدی بلند و هيكلی درشت و بسيار خشن با باتومی در دست و لباس نيروی انتظامی با چند ستاره . چند جوان نيز او را همراهی ميكردند كه همه كاور پوشيده بودند و آمده برای زدن خانواده ها ، كه اين اتفاق نيافتاد . از نزديك ترين نقطه تا دور ترين نقطه فيلم و عكس گرفتند ، از در و ديوار دار و درخت ، رهگذران ، اتومبيل ها و هرچه و هر كس كه از آنجا ميگذشت.
ساعت از 2 گذشته بود . ناهار را همه به اتفاق نان سنگك و پنير كه روی يكی از ماشين های پارك شده گسترده بودند ، صرف شد . مادران برای جوانترها لقمه ميگرفتند و به آنها ميداند ، تا اينكه ساعت 2:30 اعلام كردند متهمين را ميخواهند به دادگاه ببرند. همه جمع شدند آنان را در حالی كه 2 تا 2 تا دستهايشان را دستبند زده بودند ، سوار ميني بوس كردند ، بعضی ها شان توانستند پرده ماشين را كنار بزنند و خود را نشان دهند ، ما نيز با تكان دادن دست و فرستادن بوسه آنان را بدرقه كرديم و بدنبالشان به طرف دادگاه انقلاب رفتيم ، آنجا نيز يك بار ديگر توانستيم آنها را به همان شكل ببينيم ، دوباره قدم زدن ها ، بيخبری ها اين بار در اينجا تكرار شد .
پيرمردی 70 ساله همسرش را گرفته بودند ، هر از گاهی سرش را تكان ميداد و ميگفت : الله و اكبر . و از همسرش ميگفت كه بيمار است و ديشب حالش بد شده بود ، خانواده ها با خريد چای و شيرينی همدلی شان را نشان ميدادند و همبستگي شان باعث ميشد كه سوز سرما در آن غروب كمتر حس شود ، نزديك به 8 ساعت بود كه همه سر پا ايستاده بودند و خسته از بلاتكليفی .
بلاخره متوجه شديم 2 تن از مادران را ميخواهند آزاد كنند . همه يكجا جمع شديم ، آن لحظه را هيچ قلمی نميتواند ثبت كند ، مگر دوربين فيلم برداری . مادری 75 ساله لنگان ، لنگان با پای شكسته اشك همه را در آورد و بعد از آن مادری رنج كشيده كه بيمار بوده و چاره ای جز آزاديش نبود . انتظار برای آزادی ديگران همچنان ادامه داشت ، تا اينكه آنان را با همان مينی بوس خارج كردند و گفتند به وزرا ميبريم . وقتی به وزرا رسيديم متوجه شديم كه فريب خورديم و آنان را به اوين برده بودند و عده ای را نيز در همانجا نگهداشته بودند. آخر نفهميدم چه بر سر دوستانم آمد و فردا دوباره تكرار امروز.

یک مادر داغدار
‏يكشنبه‏، 21 دی 1388

سرکوب وحشیانه مادران عزادار؛ مشاهدات يک مادر داغدار


انتشار:فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

امروز در حالی به محل نگهداری مادران عزادار و حاميانشان رسيدم كه يك شب از نگهداری آنان گذشته بود.
خانواده ها از صبح زود در آنجا حضور داشتند و تنها چيزی كه دستگيرشان شده بود ، اينكه آنان 30 نفرند ، كه حال 5 تن از آنان شب گذشته وخیم شده بود و به اورژانس انتقال پيدا كردند و دوباره به محل باز گردانده شدند. كسی جوابگو نبود ، سرباز جوانی جلوی درب آنجا نگهبانی ميداد و يا به قول خودش انجام وظيفه ميكرد ، هيچ سوالی را نميتوانست پاسخ دهد ، يا پاسخی نداشت.
خانواده ها هر كدام نظری داشتند ، بعضی ها انتظار داشتند كه همين امروز بايد آنان را آزاد كنند ، چون معتقد بودند آنان غير از حضور در پارك مرتكب گناهی نشدند ، اگر اين گناه شمارده شود ، اگر ورود به پارك ممنوع است پس دور پارك را ديوار بكشند ، ساعتی به همين شكل گذشت و همه منتظر تا قاضی بيايد.... .
نيروهای لباس شخصی با ماشينهای شيشه دودی وارد و خارج ميشدند و كسی نميدانست قاضی كدامين آنان است . دختران و پسران جوان نگران مادرانشان و مردان نگران همسرانشان ، و مادرانی كه به حمايت از دوستان دربند خود آمده بودند تا به خانواده ها دلگرمی دهند.
يك ساعت از ظهر گذشته بود و از قاضی خبری نبود و يا قاضی در كار نبود ، بلاخره طاقت خانواده ها به سر آمد و به جلو درب ورودی آمدند ، و سراغ قاضی را گرفتند ، وقتی كه جوابی نشنيدند ، يك صدا گفتند : «مادران ، مادران ، مادران .... »صدا اوج گرفت و تبديل به فرياد «مادران آزاد بايد گردند» شده بود. انتظار اين واكنش را از مادران نداشتند و فكر ميكردند كه حتما چند نفری در بين خانواده ها هستند كه قصد دارند اين تجمع را شكل داده و با شعار دادن اعتراض خود را اعلام كنند ، برای همين با دوربين هايشان به ميان خانواده ها آمدند و با اظهار اينكه قاضی آمده بود ولی سر و صدای شما باعث شد او برود ، قصد داشتند خانواده ها را وادار به سكوت كنند .
تنی چند از خانواده ها نيز دور شدند و بقيه به وسط خيابان آمدند و به اتومبيل هایی كه در رفت و آمد بودند ميگفتند: از مادران عزا دار حمايت كنيد ، عده ای ميگفتند : (اينا ديگه كی هستن مادرا رو گرفتن) و همين تبديل به يك شعار زيبا شده بود .
از ما خواستند كه از آنجا دور شويم و برای انجام اين خواسته شان از فردی كه هميشه در پارك برای ترساندن مادران از آن استفاده ميكردند ، اين بار نيز به آن متوسل شدند ، فردی به نام علی آل بويه . مردی با قدی بلند و هيكلی درشت و بسيار خشن با باتومی در دست و لباس نيروی انتظامی با چند ستاره . چند جوان نيز او را همراهی ميكردند كه همه كاور پوشيده بودند و آمده برای زدن خانواده ها ، كه اين اتفاق نيافتاد . از نزديك ترين نقطه تا دور ترين نقطه فيلم و عكس گرفتند ، از در و ديوار دار و درخت ، رهگذران ، اتومبيل ها و هرچه و هر كس كه از آنجا ميگذشت.
ساعت از 2 گذشته بود . ناهار را همه به اتفاق نان سنگك و پنير كه روی يكی از ماشين های پارك شده گسترده بودند ، صرف شد . مادران برای جوانترها لقمه ميگرفتند و به آنها ميداند ، تا اينكه ساعت 2:30 اعلام كردند متهمين را ميخواهند به دادگاه ببرند. همه جمع شدند آنان را در حالی كه 2 تا 2 تا دستهايشان را دستبند زده بودند ، سوار ميني بوس كردند ، بعضی ها شان توانستند پرده ماشين را كنار بزنند و خود را نشان دهند ، ما نيز با تكان دادن دست و فرستادن بوسه آنان را بدرقه كرديم و بدنبالشان به طرف دادگاه انقلاب رفتيم ، آنجا نيز يك بار ديگر توانستيم آنها را به همان شكل ببينيم ، دوباره قدم زدن ها ، بيخبری ها اين بار در اينجا تكرار شد .
پيرمردی 70 ساله همسرش را گرفته بودند ، هر از گاهی سرش را تكان ميداد و ميگفت : الله و اكبر . و از همسرش ميگفت كه بيمار است و ديشب حالش بد شده بود ، خانواده ها با خريد چای و شيرينی همدلی شان را نشان ميدادند و همبستگي شان باعث ميشد كه سوز سرما در آن غروب كمتر حس شود ، نزديك به 8 ساعت بود كه همه سر پا ايستاده بودند و خسته از بلاتكليفی .
بلاخره متوجه شديم 2 تن از مادران را ميخواهند آزاد كنند . همه يكجا جمع شديم ، آن لحظه را هيچ قلمی نميتواند ثبت كند ، مگر دوربين فيلم برداری . مادری 75 ساله لنگان ، لنگان با پای شكسته اشك همه را در آورد و بعد از آن مادری رنج كشيده كه بيمار بوده و چاره ای جز آزاديش نبود . انتظار برای آزادی ديگران همچنان ادامه داشت ، تا اينكه آنان را با همان مينی بوس خارج كردند و گفتند به وزرا ميبريم . وقتی به وزرا رسيديم متوجه شديم كه فريب خورديم و آنان را به اوين برده بودند و عده ای را نيز در همانجا نگهداشته بودند. آخر نفهميدم چه بر سر دوستانم آمد و فردا دوباره تكرار امروز.

یک مادر داغدار
‏يكشنبه‏، 21 دی 1388

ریختن سرمایه های ملی به جیب ترکها و آخوندهای دلال


ماجرای 6 فروند هواپیمای ترک که به انبار منتقل شدند

خبرگزاری مهر: پس از گذشت سالها از ماجرای خرید شش فروند هواپیمای دست دوم ایرباس از کشور ترکیه، مدیرعامل شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران از سرنوشت نهایی این هواپیماها گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، سال 1380 همزمان با دوران وزارت احمد خرم ( وزیر اسبق راه و ترابری )، ایران 6 فروند هواپیمای دست دوم ایرباس 200-300 از کشور ترکیه خریداری کرد که بعدها به دلیل زمین گیر شدن این هواپیماها، وی به همراه مدیرعامل وقت شرکت هواپیمایی هما تحت فشار سنگین توسط کارشناسان و نمایندگان مجلس قرار گرفتند.

ماجرا از این قرار بود که باوجود مخالفت کارشناسان ذی ربط، شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در سال 80 شش فروند هواپیمای دست دوم ایرباس 200-300 از کشور ترکیه ( با هزینه کل 118 میلیون و587 هزار و 394 دلار ) خریداری کرد.

این در حالی بود که بعدها پس از ورود شش فروند هواپیمای خریداری شده از ترکیه به ایران و عدم توجه به توصیه های کارشناسان ذی ربط، این هواپیماها زمین گیر و به انبار منتقل شدند تا اینکه گزارش تحقیق و تفحص مجلس ششم از بخش هوایی نیز به این موضوع پرداخت.

در این گزارش آمده بود: با وجود هشدار مدیر مهندسی نیرو(موتور) مبنی بر وجود اشکالات اساسی در طراحی موتور شش فروند هواپیمای دست دوم خریداری شده از ترکیه و اینکه تعداد معدودی هواپیما در دنیا مجهز به این نوع موتورها هستند و تولید موتورهای مذکور به دلیل قابلیتهای ضعیف خود به عنوان یک پروژه شکست خورده از طرف کارخانه جنرال الکتریک متوقف شده وهمچنین محدودیت مراکز تعمیراتی این گونه موتورها که به کشورهای ترکیه ، هلند ، آمریکا و اسرائیل ختم می شود، دیری نمی پاید موتورهای این هواپیماها به دلیل سوختن و کنده شدن (تیغه های توربین) از کار افتاده و هواپیماها یکی پس از دیگری زمین گیرشوند.

در ادامه این گزارش آمده بود: یکی از شرکتهای معتبر اروپایی در پاسخ به استعلام یکی از شرکتهای هواپیمایی خصوصی ایرانی آنها را از خرید هواپیماهای مذکور منصرف می کند. مدیران شرکت هواپیمایی ترکیش ایر در مصاحبه های خود به هزینه های بالای تعمیر ، نگهداری وسوخت این هواپیماها اذعان کرده و خرید این هواپیماها از سوی ایران را نجات شرکت شان از ورشکستگی اعلام کردند، در شرایطی که هواپیماهای بهتری برای فروش موجود بود.

در بخش دیگری از گزارش تحقیق و تفحص مجلس ششم از بخش هوایی تصریح شده بود: شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران بابت کل هزینه خرید این شش فروند هواپیما ، سه موتور یدکی ، یک دستگاه موتور کمکی و خرید قطعات جمعا 118 میلیون و587 هزار و 394 دلار پرداخت کرد و بابت هزینه های جانبی شامل حق ماموریت ، کارکنان قسمت های مختلف ( حدود 5700 نفر در روز ) جمعا یک میلیون و 104 هزار و 916 دلار پرداخت می شود.

حال پس از گذشت سالها از ماجرای خرید شش فروند هواپیمای دست دوم ایرباس 200-300 از کشور ترکیه، مدیرعامل شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران از سرنوشت نهایی این هواپیماها سخن گفت.

فرهاد پرورش در گفتگو با مهر اعلام کرد: در حال حاضر 5 فروند هواپیمای هما که سالها قبل از ترکیه خریداری شده بودند زمین گیر هستند به نحوی که هیچ پروازی با آنها انجام نمی‌شود.

ریختن سرمایه های ملی به جیب ترکها و آخوندهای دلال


ماجرای 6 فروند هواپیمای ترک که به انبار منتقل شدند

خبرگزاری مهر: پس از گذشت سالها از ماجرای خرید شش فروند هواپیمای دست دوم ایرباس از کشور ترکیه، مدیرعامل شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران از سرنوشت نهایی این هواپیماها گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، سال 1380 همزمان با دوران وزارت احمد خرم ( وزیر اسبق راه و ترابری )، ایران 6 فروند هواپیمای دست دوم ایرباس 200-300 از کشور ترکیه خریداری کرد که بعدها به دلیل زمین گیر شدن این هواپیماها، وی به همراه مدیرعامل وقت شرکت هواپیمایی هما تحت فشار سنگین توسط کارشناسان و نمایندگان مجلس قرار گرفتند.

ماجرا از این قرار بود که باوجود مخالفت کارشناسان ذی ربط، شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در سال 80 شش فروند هواپیمای دست دوم ایرباس 200-300 از کشور ترکیه ( با هزینه کل 118 میلیون و587 هزار و 394 دلار ) خریداری کرد.

این در حالی بود که بعدها پس از ورود شش فروند هواپیمای خریداری شده از ترکیه به ایران و عدم توجه به توصیه های کارشناسان ذی ربط، این هواپیماها زمین گیر و به انبار منتقل شدند تا اینکه گزارش تحقیق و تفحص مجلس ششم از بخش هوایی نیز به این موضوع پرداخت.

در این گزارش آمده بود: با وجود هشدار مدیر مهندسی نیرو(موتور) مبنی بر وجود اشکالات اساسی در طراحی موتور شش فروند هواپیمای دست دوم خریداری شده از ترکیه و اینکه تعداد معدودی هواپیما در دنیا مجهز به این نوع موتورها هستند و تولید موتورهای مذکور به دلیل قابلیتهای ضعیف خود به عنوان یک پروژه شکست خورده از طرف کارخانه جنرال الکتریک متوقف شده وهمچنین محدودیت مراکز تعمیراتی این گونه موتورها که به کشورهای ترکیه ، هلند ، آمریکا و اسرائیل ختم می شود، دیری نمی پاید موتورهای این هواپیماها به دلیل سوختن و کنده شدن (تیغه های توربین) از کار افتاده و هواپیماها یکی پس از دیگری زمین گیرشوند.

در ادامه این گزارش آمده بود: یکی از شرکتهای معتبر اروپایی در پاسخ به استعلام یکی از شرکتهای هواپیمایی خصوصی ایرانی آنها را از خرید هواپیماهای مذکور منصرف می کند. مدیران شرکت هواپیمایی ترکیش ایر در مصاحبه های خود به هزینه های بالای تعمیر ، نگهداری وسوخت این هواپیماها اذعان کرده و خرید این هواپیماها از سوی ایران را نجات شرکت شان از ورشکستگی اعلام کردند، در شرایطی که هواپیماهای بهتری برای فروش موجود بود.

در بخش دیگری از گزارش تحقیق و تفحص مجلس ششم از بخش هوایی تصریح شده بود: شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران بابت کل هزینه خرید این شش فروند هواپیما ، سه موتور یدکی ، یک دستگاه موتور کمکی و خرید قطعات جمعا 118 میلیون و587 هزار و 394 دلار پرداخت کرد و بابت هزینه های جانبی شامل حق ماموریت ، کارکنان قسمت های مختلف ( حدود 5700 نفر در روز ) جمعا یک میلیون و 104 هزار و 916 دلار پرداخت می شود.

حال پس از گذشت سالها از ماجرای خرید شش فروند هواپیمای دست دوم ایرباس 200-300 از کشور ترکیه، مدیرعامل شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران از سرنوشت نهایی این هواپیماها سخن گفت.

فرهاد پرورش در گفتگو با مهر اعلام کرد: در حال حاضر 5 فروند هواپیمای هما که سالها قبل از ترکیه خریداری شده بودند زمین گیر هستند به نحوی که هیچ پروازی با آنها انجام نمی‌شود.

بانکهای دولتی در آستانه ورشکستگی


سایت حکومتی جهان نیوز: نتیجه سیاستهای انبساطی پولی و اجبار بانکها به پرداخت بیش از حد تسهیلات به بخشهای مختلف به ورشکستگی بانکهای دولتی انجامیده است. به عبارتی چنین سیاستهایی نه تنها موجب افزایش تولید و اشتغال نشد بلکه رکود اقتصادی را نیز در کشور به همراه داشته است.

این در حالی است که پرداخت بیش از حد تسهیلات نیز بر بحران بانکها افزوده است. بنا به گزارشات رسمی تا کنون بانکها 4 برابر سرمایه خود را وام پرداخت کرده اند که بدین ترتیب آنها در وضعیت بحرانی به سر می برند.

از سوی دیگر، بانکها تنها 10 درصد منابع مالی خود را از دولت دریافت می کنند و 90 درصد آن، از مردم تامین می شود. لذا با توجه به ضوابط حاکم در شرایط فعلی، سرمایه این بانکها کفایت نمی کند.

از طرفی بانکها به نسبت منابع جذب شده در مصارف خود دست و دلبازی زیادی به اجبار دولت انجام داده اند. بنا بر گزارشهای بانک مرکزی در سال 1387، نسبت مانده تسهیلات به مانده سپرده‌ها( نسبت مصارف به منابع) در بانک‌های دولتی و غیردولتی به ترتیب معادل 100.4 و 79.8درصد بود که این امر نشان‌ می‌دهد بانکهای دولتی 4 دهم درصد بیشتر از منابع خود صرف پرداخت تسهیلات کرده اند.

همچنین بسیاری از بخشهای اقتصاد که از بانکهای دولتی وامهای ارزان قیمت در یافت کرده اند هم اکنون با رکود مواجه شده اند و این موضوع موجب افزایش مطالبات معوق بانکها شده است.

از طرفی معوقات وامهای پرداختی و عدم وصول آنها به علت رکود حاکم بر اقتصاد کشور نیز شرایط را بحرانی تر نموده است. براساس جدیدترین گزارش بانک مرکزی، میزان مطالبات معوق بانکها به 48 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است که این رقم نسبت به آخرین رقم اعلام شده پیش از این 8 هزار میلیارد تومان افزایش نشان می دهد. این در حالی است که تا پایان آذر ماه سال 87 میزان کل مطالبات سیستم بانکی از بخش دولتی و غیر‌دولتی معادل 20 هزار میلیارد تومان بود که هم اکنون این میزان بیش از دو برابر افزایش داشته است.

در همین حال، بررسی‌های سازمان بازرسی کل کشور از شناسایی 9 هزار و 831 فرد حقیقی و حقوقی حکایت دارد که بیش از یک‌میلیارد تومان از بانکها وام گرفتند. بیشتر افرادی که وام گرفته‌اند افرادحقیقی‌ هستند. ضعف ضمانت‌نامه‌ها و عدم پیگیری‌های لازم و رکود حاکم بر اقتصاد کشور موجب عدم بازگشت این وام‌ها به بانک‌ها شده است.

در چنین شرایطی دولت پیشنهاد اختصاص 15 هزار میلیارد تومان منابع مالی از حساب ذخیره ارزی برای افزایش سرمایه بانکها را به مجلس ارایه داد که مجلس به دلیل اثرات تورمی این پیشنهاد را نپذیرفت.

این شرایط در حالی است که قرار بود با پرداخت تسهیلات ارزان قیمت در قالب "طرح‌های زودبازده" به تولید و ایجاد اشتغال سرعت بخشیده شود اما در نهایت این سیاست به رانت‌خواری، رشد نقدینگی ، تورم ، ورشکستگی ، بیکاری و در نهایت به رکود انجامیده است.

بانکهای دولتی در آستانه ورشکستگی


سایت حکومتی جهان نیوز: نتیجه سیاستهای انبساطی پولی و اجبار بانکها به پرداخت بیش از حد تسهیلات به بخشهای مختلف به ورشکستگی بانکهای دولتی انجامیده است. به عبارتی چنین سیاستهایی نه تنها موجب افزایش تولید و اشتغال نشد بلکه رکود اقتصادی را نیز در کشور به همراه داشته است.

این در حالی است که پرداخت بیش از حد تسهیلات نیز بر بحران بانکها افزوده است. بنا به گزارشات رسمی تا کنون بانکها 4 برابر سرمایه خود را وام پرداخت کرده اند که بدین ترتیب آنها در وضعیت بحرانی به سر می برند.

از سوی دیگر، بانکها تنها 10 درصد منابع مالی خود را از دولت دریافت می کنند و 90 درصد آن، از مردم تامین می شود. لذا با توجه به ضوابط حاکم در شرایط فعلی، سرمایه این بانکها کفایت نمی کند.

از طرفی بانکها به نسبت منابع جذب شده در مصارف خود دست و دلبازی زیادی به اجبار دولت انجام داده اند. بنا بر گزارشهای بانک مرکزی در سال 1387، نسبت مانده تسهیلات به مانده سپرده‌ها( نسبت مصارف به منابع) در بانک‌های دولتی و غیردولتی به ترتیب معادل 100.4 و 79.8درصد بود که این امر نشان‌ می‌دهد بانکهای دولتی 4 دهم درصد بیشتر از منابع خود صرف پرداخت تسهیلات کرده اند.

همچنین بسیاری از بخشهای اقتصاد که از بانکهای دولتی وامهای ارزان قیمت در یافت کرده اند هم اکنون با رکود مواجه شده اند و این موضوع موجب افزایش مطالبات معوق بانکها شده است.

از طرفی معوقات وامهای پرداختی و عدم وصول آنها به علت رکود حاکم بر اقتصاد کشور نیز شرایط را بحرانی تر نموده است. براساس جدیدترین گزارش بانک مرکزی، میزان مطالبات معوق بانکها به 48 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است که این رقم نسبت به آخرین رقم اعلام شده پیش از این 8 هزار میلیارد تومان افزایش نشان می دهد. این در حالی است که تا پایان آذر ماه سال 87 میزان کل مطالبات سیستم بانکی از بخش دولتی و غیر‌دولتی معادل 20 هزار میلیارد تومان بود که هم اکنون این میزان بیش از دو برابر افزایش داشته است.

در همین حال، بررسی‌های سازمان بازرسی کل کشور از شناسایی 9 هزار و 831 فرد حقیقی و حقوقی حکایت دارد که بیش از یک‌میلیارد تومان از بانکها وام گرفتند. بیشتر افرادی که وام گرفته‌اند افرادحقیقی‌ هستند. ضعف ضمانت‌نامه‌ها و عدم پیگیری‌های لازم و رکود حاکم بر اقتصاد کشور موجب عدم بازگشت این وام‌ها به بانک‌ها شده است.

در چنین شرایطی دولت پیشنهاد اختصاص 15 هزار میلیارد تومان منابع مالی از حساب ذخیره ارزی برای افزایش سرمایه بانکها را به مجلس ارایه داد که مجلس به دلیل اثرات تورمی این پیشنهاد را نپذیرفت.

این شرایط در حالی است که قرار بود با پرداخت تسهیلات ارزان قیمت در قالب "طرح‌های زودبازده" به تولید و ایجاد اشتغال سرعت بخشیده شود اما در نهایت این سیاست به رانت‌خواری، رشد نقدینگی ، تورم ، ورشکستگی ، بیکاری و در نهایت به رکود انجامیده است.

اعتراف به تنفر گسترده مردم بویژه جوانان از آخوندها


خبرگزاری حکومتی فارس: يك نماينده مجلس شورای اسلامی از رفتار غيراخلاقي عوامل جريان فتنه در روز عاشورا در منطقه‌اي از تهران پرده برداشت. عليرضا سليمي نماينده محلات گفت: حجت الاسلام حسين اميري طلبه‌اي است كه براي تبليغ و سخنراني در دهه اول محرم در تهران حضور داشت و صبح روز عاشورا براي ايراد سخنراني در يكي از مساجد نزديك به دانشگاه صنعتي شريف تهران با سوار شدن در اتوبوس‌هاي BRT عازم اين مسجد شد. وی به نقل از اين طلبه جوان افزود:‌ در اتوبوس عده‌اي از عوامل جريان فتنه در حضور ديگر مسافران به فحاشی و تمسخر اين روحاني پرداختند.

اعتراف به تنفر گسترده مردم بویژه جوانان از آخوندها


خبرگزاری حکومتی فارس: يك نماينده مجلس شورای اسلامی از رفتار غيراخلاقي عوامل جريان فتنه در روز عاشورا در منطقه‌اي از تهران پرده برداشت. عليرضا سليمي نماينده محلات گفت: حجت الاسلام حسين اميري طلبه‌اي است كه براي تبليغ و سخنراني در دهه اول محرم در تهران حضور داشت و صبح روز عاشورا براي ايراد سخنراني در يكي از مساجد نزديك به دانشگاه صنعتي شريف تهران با سوار شدن در اتوبوس‌هاي BRT عازم اين مسجد شد. وی به نقل از اين طلبه جوان افزود:‌ در اتوبوس عده‌اي از عوامل جريان فتنه در حضور ديگر مسافران به فحاشی و تمسخر اين روحاني پرداختند.

کشته شدن یک زندانی زن در شکنجه گاه عشرت آباد


فیس بوک: بر طبق خبری از یک منبع موثق از داخل عشرت آباد دختری با نام کوچک الهه .24 ساله . (قد متوسط/ هنگام دستگیری مانتوی مشکی و شلوار لی بر تن داشته است) در هنگام بازجویی با برخورد صندلی به سر دچار خونریزی مغزی شده و بلافاصله به شهادت میرسد. بر طبق گزارش رسیده این دختر از کودکان بی خانواده بوده که در یک نوانخانه ای (پرورشگاه) در کردستان دوران کودکی خود را گذرانده و سپس برای کار به تهران آمده است. وی در ماههای اخیر ظاهرا در یک تولیدی لباس در نزدیکی میدان انقلاب به عنوان کارگر برشکار مشغول بکار بوده است.از آنجایی که این دختر هیچگونه ولی و رسیدگی کننده ای نداشته و بازجو دائما از او اسم و ادرس اقوام و محل سکونت و افرادی که با او همکاری کرده اند را خواسته و در یک لحظه با عصبانیت صندلی را به سمت او پرتاب میکند و این امر موجب مرگ او در عصر روز 18 دیماه 1388 میشود. جسد او را بلافاصله از پادگان به نقطه ای نا معلوم برده اند. (به علاوه بر اساس همین گزارش , افراد زخمی در زندان عشرت آباد فاقد هرگونه درمان و داروی و لباس گرم میباشند و با دختران بسیار رفتار غیر انسانی میشود)


فاجعه ای فراتر از کهریزک در عشرت آباد

اطلاعاتی را که من به شما میدهم در موثق بودنش شکی نکنید . چرا که خبری را که من به شما میدهم واقعیتی است که با چشمان خود ظرف چند روز گذشته شاهد آن بوده ام . و عذاب وجدان باعث شد که سکوت نکنم .
تعدادی از دستگیر شدگان روز عاشورا توسط سپاه و نیروهای بسیج در پادگان عشرت آباد نگهداری میشوند . توجه کنید تعداد آمار ارائه شده دستگیر شدگان توسط نیروی انتظامی جدای این دستگیر شدگان توسط سپاه پاسداران در این بازداشتگاه میباشد . سپاه و بسیج در دستگیریهای عاشورا بصورت خود سر عمل کرده و دستگیرشدگان توسط نیروهای خود را به این پادگان انتقال داده اند.
لازم به ذکر است که تعداد دستگیر شدگان بالای 500 نفر هستند که خانمها را در اتاقهایی جدا و آقایان را در اتاقهایی دیگر در شرایط بسیار بد نگهداری میکنند .
سپاه که مسئولیت این پادگان را در اختیار دارد هنوز قانع نشده که دستگیر شدگان توسط خود را به نیروی انتظامی یا مراجع قضایی بسپارد . و شدیدترین شکنجه ها و اذیت و آزار را علیه این دستگیر شدگان به عنوان محارب به خدا اعمال میکنند تا جایی که دو نفر از این دستگیر شدگان در این بازداشتگاه ظرف 48 ساعت از زمان بازداشت به خاطر شرایط بازداشتگاه و احتمالا ضرب و شتم کشته شدند . و از کشته شدگان احتمالی بعدی من به شخصه دیگر خبری ندارم
درب این بازداشتگاه حتی با مراجعه و اصرار مسئولین قضایی و انتظامی از سوی سپاه به روی این افراد مسئول جهت بازدید در طی مدتی که خبرهایی از این بازداشتگاه در سایتها پیچید باز نشد .
اوضاع و شرایط در این بازداشتگاه برای بازداشت شدگان بسیار بد است
احتمال وقوع فاجعه ای بسیار فراتر از کهریزک در این بازداشتگاه وجود دارد

کشته شدن یک زندانی زن در شکنجه گاه عشرت آباد


فیس بوک: بر طبق خبری از یک منبع موثق از داخل عشرت آباد دختری با نام کوچک الهه .24 ساله . (قد متوسط/ هنگام دستگیری مانتوی مشکی و شلوار لی بر تن داشته است) در هنگام بازجویی با برخورد صندلی به سر دچار خونریزی مغزی شده و بلافاصله به شهادت میرسد. بر طبق گزارش رسیده این دختر از کودکان بی خانواده بوده که در یک نوانخانه ای (پرورشگاه) در کردستان دوران کودکی خود را گذرانده و سپس برای کار به تهران آمده است. وی در ماههای اخیر ظاهرا در یک تولیدی لباس در نزدیکی میدان انقلاب به عنوان کارگر برشکار مشغول بکار بوده است.از آنجایی که این دختر هیچگونه ولی و رسیدگی کننده ای نداشته و بازجو دائما از او اسم و ادرس اقوام و محل سکونت و افرادی که با او همکاری کرده اند را خواسته و در یک لحظه با عصبانیت صندلی را به سمت او پرتاب میکند و این امر موجب مرگ او در عصر روز 18 دیماه 1388 میشود. جسد او را بلافاصله از پادگان به نقطه ای نا معلوم برده اند. (به علاوه بر اساس همین گزارش , افراد زخمی در زندان عشرت آباد فاقد هرگونه درمان و داروی و لباس گرم میباشند و با دختران بسیار رفتار غیر انسانی میشود)


فاجعه ای فراتر از کهریزک در عشرت آباد

اطلاعاتی را که من به شما میدهم در موثق بودنش شکی نکنید . چرا که خبری را که من به شما میدهم واقعیتی است که با چشمان خود ظرف چند روز گذشته شاهد آن بوده ام . و عذاب وجدان باعث شد که سکوت نکنم .
تعدادی از دستگیر شدگان روز عاشورا توسط سپاه و نیروهای بسیج در پادگان عشرت آباد نگهداری میشوند . توجه کنید تعداد آمار ارائه شده دستگیر شدگان توسط نیروی انتظامی جدای این دستگیر شدگان توسط سپاه پاسداران در این بازداشتگاه میباشد . سپاه و بسیج در دستگیریهای عاشورا بصورت خود سر عمل کرده و دستگیرشدگان توسط نیروهای خود را به این پادگان انتقال داده اند.
لازم به ذکر است که تعداد دستگیر شدگان بالای 500 نفر هستند که خانمها را در اتاقهایی جدا و آقایان را در اتاقهایی دیگر در شرایط بسیار بد نگهداری میکنند .
سپاه که مسئولیت این پادگان را در اختیار دارد هنوز قانع نشده که دستگیر شدگان توسط خود را به نیروی انتظامی یا مراجع قضایی بسپارد . و شدیدترین شکنجه ها و اذیت و آزار را علیه این دستگیر شدگان به عنوان محارب به خدا اعمال میکنند تا جایی که دو نفر از این دستگیر شدگان در این بازداشتگاه ظرف 48 ساعت از زمان بازداشت به خاطر شرایط بازداشتگاه و احتمالا ضرب و شتم کشته شدند . و از کشته شدگان احتمالی بعدی من به شخصه دیگر خبری ندارم
درب این بازداشتگاه حتی با مراجعه و اصرار مسئولین قضایی و انتظامی از سوی سپاه به روی این افراد مسئول جهت بازدید در طی مدتی که خبرهایی از این بازداشتگاه در سایتها پیچید باز نشد .
اوضاع و شرایط در این بازداشتگاه برای بازداشت شدگان بسیار بد است
احتمال وقوع فاجعه ای بسیار فراتر از کهریزک در این بازداشتگاه وجود دارد

فیلم؛ حمله چماقداران وحشی خامنه ای به کروبی در قزوین

فیلم؛ حمله چماقداران وحشی خامنه ای به کروبی در قزوین

خارج کردن دسته جمعی زندانیان عادی از زندان اوین


حداقل 400 زندانی در دو روز گذشته از زندان اوین به سایر زندانها منتقل شدند.
خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: دست کم چهارصد تن از زندانیان عادی زندان اوین در طی روزهای اخیر به زندانهای دیگر منتقل شده اند.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، به دستور مسئولان مربوطه طی روزهای شنبه و یکشنبه هفته جاری (19 و 20 دیماه) دست کم چهارصد زندانی در دو مرحله انتقالی صد نفره و سیصد نفره به زندانهای دیگر استان تهران منتقل شدند.
زندانیان منتقل شده محکومان پرونده های دیه، مهریه، نفقه و موارد مشابه بودند که همگی تحت تدابیر امنیتی به زندانهای دیگر واقع در استان تهران منتقل شدند. انتقال زندانیان در زمان تنظیم این گزارش کماکان ادامه دارد.
گفته میشود در پی اظهار مقامات قضایی در خصوص آزاد نکردن معترضان وقایع اخیر و افزایش حجم شهروندان بازداشت شده، نیاز دستگاه امنیتی به محل ثابت و متمرکزی برای نگهداری و مدیریت مسئله بازداشت شدگان که هم اکنون اکثریت ساکنان زندان اوین را تشکیل می دهند، این زندان را دستخوش تغییر و تحولات مدیریتی و ساختاری کرده است، این زندان پیش تر در دهه شصت نیز به صورت خاص محل نگهداری زندانیان سیاسی بوده است.

خارج کردن دسته جمعی زندانیان عادی از زندان اوین


حداقل 400 زندانی در دو روز گذشته از زندان اوین به سایر زندانها منتقل شدند.
خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: دست کم چهارصد تن از زندانیان عادی زندان اوین در طی روزهای اخیر به زندانهای دیگر منتقل شده اند.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، به دستور مسئولان مربوطه طی روزهای شنبه و یکشنبه هفته جاری (19 و 20 دیماه) دست کم چهارصد زندانی در دو مرحله انتقالی صد نفره و سیصد نفره به زندانهای دیگر استان تهران منتقل شدند.
زندانیان منتقل شده محکومان پرونده های دیه، مهریه، نفقه و موارد مشابه بودند که همگی تحت تدابیر امنیتی به زندانهای دیگر واقع در استان تهران منتقل شدند. انتقال زندانیان در زمان تنظیم این گزارش کماکان ادامه دارد.
گفته میشود در پی اظهار مقامات قضایی در خصوص آزاد نکردن معترضان وقایع اخیر و افزایش حجم شهروندان بازداشت شده، نیاز دستگاه امنیتی به محل ثابت و متمرکزی برای نگهداری و مدیریت مسئله بازداشت شدگان که هم اکنون اکثریت ساکنان زندان اوین را تشکیل می دهند، این زندان را دستخوش تغییر و تحولات مدیریتی و ساختاری کرده است، این زندان پیش تر در دهه شصت نیز به صورت خاص محل نگهداری زندانیان سیاسی بوده است.

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic