Monday, February 8, 2010

خودكشي يك زنداني عادي در زندان گوهر دشت به دلیل تهدید به تجاوز جنسی


خبرنگار آژانس ايران خبر: زنداني عادي حميد رضا اسدي ، فرزند محمد جمعه شب ( 16 بهمن) به علت فشار روحي و رواني دست به خودكشي زد. وي 17 سال سن داشته و مدت 5 روز بود كه به بند 12 زندان گوهر دشت آورده شده بود.
حميد رضا معتاد بوده و از زمان ورود به زندان مشكل اعتياد خودش را با مسئولين زندان گوهر دشت درميان مي گذارد... ولي مسئولين زندان توجه اي به مشكلات وي نمي كنند. و به وي ميگويند انقدر مزاحم ما نشو وگرنه تو را به اندرزگاه 5 منتقل مي كنيم. در اندرزگاه 5 كه بروي آنجا مسئله مواد مخدرت حل مي شود .مآموران زندان با مورد تمسخر قرار دادن وي را تهديد به تجاوز و ... مي كنند. بي اعتنايي مسئولين زندان باعث مي شود كه تحت فشار شديد روحي رواني جمعه شب خود را در حمام سالن 12 حلق آويز كند.

گزارشات تكميلي از شهرستان لار /شهرملتهب و وضعيت بحراني است


خبرنگار آژانس ايران خبر,19 بهمن :
شب گذشت مردم با حكومت نظامي در سطح شهر روبرو بودند از امروز صبح دوشنبه 19 بهمن تعدادي ازمغازه ها به ضرب سركوب مجبوربه باز كردن مغازه هايشان شدند . اما هنوز خواسته هاي مردم برآورده نشده است و شهرملتهب و وضعيت بحراني است.
يكي از شهروندان گفت : هنوز دستگيري ها و بازداشت ها در سطح شهر ادامه دارد اين دستگيري ها شب گذشته نيز ادامه داشته است

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۱۱/۱۹
عکس از آرشیو

پدر بمب اتمی ایران؟



توسط رضا تقی زاده (تحلیلگر سیاسی)
اجرای « دستور » رئیس دولت دهم دایر بر غنی سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ صد می تواند فاصله زمانی مورد نیاز ایران برای دست یافتن به اورانیوم غنی شده با غلظت نظامی و ایجاد ظرفیت تولید بمب اتمی را به نصف تقلیل دهد.

بی تردید اتخاذ تصمیم دولت ایران در مورد تولید اورانیوم غنی شده با غلظت بالاتر از میزان ۳.۵ در صد، در شرایطی که چین همچنان یافتن راه حل سیاسی برای خروج از بن بست اتمی ایران را توصیه می کند، تنها می تواند به هماهنگ تر کردن جامعه جهانی علیه ایران انجامیده، و اعمال تحریم های تازه را غیر قابل اجتناب بسازد.

از نگاه گروهی از ناظران آشنا با بر نامه های توسعه اتمی جمهوری اسلامی، دولت ایران شاید می توانست اعلام غنی سازی اورانیوم با غلظت تا ۲۰ در صد را، به بهانه تامین سوخت مورد نیاز راکتور آزمایشگاهی تهران، به بعد از تصویب احتمالی تحریم های تازه شورای امنیت موکول ساخته و این اقدام را بعنوان عمل متقابل و تلافی جویانه معرفی کند.

در چنین صورتی ایران می توانست همچنان راه رسیدن به سازش با جامعه بین المللی را باز نگاه دارد.

اینک با اعلام آغاز غنی سازی با غلظت ۲۰ درصد، تصویب قطعنامه تنبیهی تازه در شورای امنیت علیه ایران تقریبا غیر قابل اجتناب می نماید.

ایران در گذشته نسبت به کلیه قطعنامه های تنبیهی عکس العمل تلافی جویانه داشته و در قبال قطعنامه احتمالی آینده نیز انتظار می رود که رویه گذشته را تکرار کند.

طی اولین اقدام تلافی جویانه نسبت به اولین قطعنامه تنبیهی شورای امنیت در سال ۲۰۰۶ ، ایران اجرای پرتکل الحاقی و بند ۳.۱ را معلق نهاد. اقدام تلافی جویانه احتمالی بعدی ایران، در پاسخ به قطعنامه تنبیهی تازه شورای امنیت، می تواند اعلام خروج از آژانس بین المللی انرژی اتمی و به تبع آن، معلق نهادن تعهدات ناشی از پیوستن به معاهده منع گسترش سلاح های اتمی باشد.

قابل انتظار است که دستور خروج از آژانس و گام های بعدی را نیز، به منظور دادن چهره حقوقی محکم تر به آن تصمیم، مجلس شورای اسلامی بعنوان تکلیف به دولت ابلاغ کند.

در این صورت بازرسان آژانس مجبور به ترک ایران خواهند شد و نظارت سازمان ملل و جامعه بین المللی بر ذخیره موجود اورانیوم غنی شده در اختیار ایران قطع خواهد شد.

افزایش غلظت اورانیوم تا میزان ۹۰ در صد، با استفاده از اورانیوم غنی شده تا میزان ۳.۵ در صد کنونی، از آن مرحله به بعد بدون نظارت گزارش به آژانس می تواند انجام بگیرد.

پس از افزایش میزان غلظت اورانیوم، مرحله فعل و انفعالات شیمیایی تبدیل اورانیوم گازی شکل با غلظت ۹۰ در صد، به اورانیوم جامد، و بکار گرفتن آن بعنوان «توده انفجاری» در یک آزمایش اتمی، نیازمند به زمان زیادی نیست.

حساسیت و اهمیت افزایش غلظت اورانیوم از ۳.۵ در صد به ۲۰ در صد، در کاهش قابل ملاحظه زمان لازم برای دست پیداکردن به غلظت نظامی است.

این نسبت زمانی، با افزایش میزان غلظت اورانیوم، نسبت تصاعدی معکوس دارد، به این ترتیب که افزایش غلظت از صفر تا ۳.۵ در صد نیازمند زمانی زیادتر از افزایش غلظت از ۳.۵ در صد تا ۲۰ و ۳۰ در صد است.

به این ترتیب در صورت افزایش غلظت ذخیره اورانیوم موجود ایران به حدود ۲۰ در صد، در عمل زمان لازم در مرحله بعد برای تبدیل آن به غلظت نظامی در حدود پنجاه در صد کاهش خواهد یافت.

نکته بسیار مهم در سخنان روز دو شنبه علی اکبر صالحی پیرامون دست زدن به غنی سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد تاکید ایشان بر ادامه غنی سازی با همین غلظت بدون توجه به میزان سوخت مورد نیاز راکتور آزمایشگاهی تهران است .

با وجود تناقض گفتار آقای صالحی با سخنان آقای احمدی نژاد که مبادرت به غنی سازی ۲۰ درصدی را به دلیل خودداری دنیای خارج از فروش سوخت مورد نیاز راکتور تهران و انقضای مهلت سه ماهه ایشان به نظام بین المللی اعلام کرده بود، که خود دلیل روشنی بر بیارتباط بودن افزایش غلظت تازه با هدف تولید سوخت اتمی برای راکتور آزمایشگاهی تهران است، از ابتدا نیز ارتباط روشنی مابین هدف افزایش غلظت غنی سازی در ایران، با تامین سوخت برای راکتور آزمایشگاهی مورد بحث وجود نداشت.

سادهترین دلیل، فقدان تکنولوژی و ابزار لازم در ایران برای تبدیل اورانیوم غنی شده با غلظت ۲۰ در صد به سوخت قابل مصرف در یک کوره اتمی است. ایران این نظر، در بهترین شرایط نیازمند ۵ سال زمان و دست یافتن به تکنولوژی مربوط است.

دلیل ورود فرانسه به مبادله پیشنهادی سوخت و پیوستن آن کشور به روسیه نیز عدم کارایی روسیه در زمینه تولید سوخت خاص با غلظت ۲۰ در صد و واگذاری آن به کشوری بود که (مانند آرژانتین) امکانات فنی لازم را در اختیار داشت.

اگر چه، در مورد تبدیل اورانیوم با غلظت کم ایران به غلظت بیشتر و تولید سوخت اتمی، روسیه موضوع نا خالصیهای اورانیوم غنی شده ایران را نیز بعنوان یک عامل بازدارنده و ضرورت همکاری فرانسه مطرح ساخته بود.

با این و جود نا خالصی های موجود در اورانیوم غنی شده ایران، مانع از افزایش میزان غلظت آن تا ۲۰ در صد و یا بیشتر نیست.

با توجه به مسیری که برنامه های اتمی ایران در پیش گرفته، دعوت به اعمال فشارهای بیشتر و تشویق نظام جهانی به اعمال تحریم های تازه، ظاهرا هدف اعلام نشده دولت ایران است.

روی آوردن به این سیاست را می توان خود زنی و یا تحریک حریف به حمله نامید. شاید با این استنباط و یا در تعقیب این هدف که مسیر خروج ایران از معاهده منع گسترش سلاح های اتمی، پیامد حمله بعدی حریف (اعمال تحریم های تازه) سریع تر پیموده شود.

همزمان با صدور دستور غنی سازی با غلظت بیشتر، رئیس دولت ایران بار دیگر تاکید کرد که تولید و استفاده از سلاح اتمی در دکترین نظامی ایران قرار ندارد. آقای مهمان پرست سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز روز بعد این نکته را مورد اشاره قرار داد.

با این و جود، تغییر دکترین دفاعی هر کشور در هر زمان قابل انجام است.روسیه و امریکا هر دوسال و یا چهار سال به این عمل مبادرت میورزند. در مورد ایران در هر زمان توجیه این تغییر میتوانند با استناد بر «ضرورت دفاع در مقابل فشارهای کشورهای زورگو» ، «دفاع از امت مظلوم و انقلابی و حفظ امنیت سرزمین مقدس ایران در مقابل قدرت های استکباری» صورت گیرد.

برنامه های توسعه اتمی ایران، تا رسیدن به مرحله تولید سوخت برای کارخانه های برق اتمی دست کم ۱۵ تا بیست سال از هدف های اعلام شده دور است.

به جز کارخانه در دست ساختمان بوشهر که روسیه سوخت مورد نیاز آن را برای یک سال و نیم تحویل داده، ایران هیچ طرح تازه ایجاد کارخانه برق اتمی را در دست اجرا ندارد.

مواد خام داخلی ایران نیز حتی برای تولید سوخت یک راکتور در اندازه های بوشهر کافی نیست. در عین حال با بر خورداری از ذخایر اورانیوم غنی شده و تکیه بر منابع خام موجود داخلی، و در صورت مصون ماندن از هجوم نظامی خارجی، ایران می تواند بدون صرف زمان بیشتر به یک قدرت نظامی اتمی تبدیل شود.

از این لحاظ، صرف بیش از ۲۰ سال زمان در مسیر توسعه اتمی بعد از انقلاب و هزینه کردن میلیاردها دلار در راه ایجاد تاسیسات اتمی متعدد و تحمل ده ها میلیارد دلار زیانهای ناشی از تحمیل تحریم ها، که به خصوص صنایع نفت و گاز ایران را با رکود روبه رو ساخته است، برنامه یاد شده ناگزیر است که در جایی به تامین هدفی بیانجامد.

با توجه به دور از دسترس ماندن هدف های بخش غیرنظامی برنامه اتمی ایران، تلاش برای دست یافتن به هدف های نظامی اتمی می تواند، تحت «شرایط خاص تحمیلی!» مورد توجه قرار گیرد.

در این صورت، و با توجه به ناشناخته ماندن کارشناسان اتمی ایران در افکار عمومی، و فقدان چهرهای نظیر عبدالقدیر خان در میان آنها، پدر بمب اتمی احتمالی ایران، بجای یک شخصیت علمی، می تواند یک چهره سیاسی معرفی شود!

یکی از مدیران متروی تهران بیش از 40 روز که در بند 209 است


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یکی از مدیران متروی تهران که از روز عاشورا دستگیر شده است هیچ خبری از وضعیت و شرایط او در دست نیست.
آقای رضا آزادی 54 ساله از مهندسین قبلی نیروی هوایی و از مدیران فعلی مترو تهران است او روز عاشورا هنگامی که در خیابان کریم خان اتومبیل خودش را مقابل سوپر مارکتی پارک می کرد و برای خرید وارد سوپر شد. هنگام بازگشت از سوپر متوجه ربوده شدن ماشینش می شود. آقای آزادی به پلیس 110 ربوده شدن ماشینش را اطلاع میدهد ولی بعد از مدتی طولانی انتظار از پلیس خبری نمی شود و ناچار به بازگشت به منزل خود می شود. شب هنگام نیروهای لباس شخصی به منزل او یورش می برند و وی را دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل می کنند.
زندانی سیاسی رضا آزادی از ناراحتی حاد قلبی رنج می برد و دارو مصرف می کند . عدم رسیدگی پزشگی جدی و یا تحت شکنجه قرار دادن او باعث به خطر انداختن جان وی خواهد شد.
خانواده آقای آزادی برای اطلاع یافتن از وضعیت و شرایط عزیزشان که بیش از 40 روز است از او بی خبر هستند به دادگاه انقلاب و زندان اوین، تقریبا بطور روزانه مراجعه می کنند اما از دادن هرگونه پاسخی در مورد وضعیت و شرایط او تا به حال خوداری کرده اند.

بازجویان وزارت اطلاعات فرزندان او را تهدید کرده اند که آنها را هم بازداشت خواهند کرد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به منازل مردم و دستگیری و انتقال آنها به شکنجه گاه اوین را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار تشکیل جلسه اصطراری شورای امنیت سازمان ملل برای رسیدگی به جنایت علیه بشریت در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
19 بهمن 1388 برابر با 08 فوریه 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

بازداشت ۱۴ تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر


سایت ندای سبز آزادی: در ادامه فشارهاي نيروهاي امنيتي در آستانه 22 بهمن، بر دانشجویان دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي تكنيك تهران) بیش از 14 تن از دانشجویان این دانشگاه بازداشت شده اند.

نيروهاي امنيتي در طي هفته گذشته، 5 نفر از دانشجويان دانشگاه را با احضاريه تلفني كه توسط حراست دانشگاه انجام مي شد، به دفتر پيگيري وزارت اطلاعات فرستاده اند که همگی این دانشجویان بازداشت شدند و از ابتداي هفته تنها يكي از دانشجويان با خانواده خود تماس گرفته و از حضور خود در زندان اوين خبر داده است

تا این لحظه از محل نگهداری سایر دانشجویان اطلاعی در دست نیست.

در ادامه این پروژه نیروهای امنیتی شش نفر ديگر از دانشجويان را نيز با تماس تلفني حراست دانشگاه به دفتر پيگيري احضار کردند كه تا امروز خبري از بازگشت آنان در دست نيست. نكته بسیار مهم در این احضارها اين مسئله است كه اكثر دانشجويان احضار شده دانشجوي فعال سیاسی در سطح دانشگاه نبودند و حتي به كميته انضباطي نيز فراخوانده نشده بودند.

از سوی دیگر از طرف دادسراي عمومي و انقلاب تهران با 10 نفر از دانشجويان دانشگاه تماس گرفته شده و در اقدامي غير قانوني آنها را به دادسرا احضار کرده اند و اين در شرايطي است كه با دهها نفر ديگر از دانشجويان اين دانشگاه نيز تماس گرفته شده و آنها را تهديد به بازداشت در صورت حضور در تجمعات آينده كرده اند.

اين حالي است كه بيش از 60 تن از اساتيد دانشگاه در نامه اي خواستار پايان فشار هاي بي مورد بر دانشجويان شده بودند که رئيس دانشگاه امیرکبیر نیز قول پیگیری و توقف این اقدامات را به اساتید داد و اساتید نیز براساس این قول نامه خود را منتشر ننمودند.

براساس گزارش رسیده به ندای سبز آزادی دانشگاه اميركبير شرايطي ناگواري طي مي كند و فضاي امنيتي و سختي را در آستانه 22 بهمن تحمل مي كند.


دوشنبه، 19 بهمن ماه

در اوکراین، یانوکوویچ به تیموشنکو: شکست را بپذیر


در حالی که شمارش آرای مردم در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین همچنان ادامه دارد، ویکتور یانوکوویچ، نامزد مورد حمایت روسیه، خود را پیروز انتخابات میداند و از رقیب خود خواسته است شکست را بپذیرد.

کمیته رسمی انتخابات اوکراین اعلام کرده است که پس از شمارش بیش از ۹۵ درصد از آراء ریخته شده به صندوق ویکتور یانوکوویچ با اندکی فاصله از رقیب خود، خانم یولیا تیموشنکو، پیشی گرفته است.

در همین حال گزارش ها از شهر کیف، پایتخت اوکراین، حاکی از آن است که رایگیری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری این کشور روز یکشنبه به آرامی برگزار شده است.

بر اساس یک نظرسنجی دولتی، ویکتور یانوکوویچ حدود ۴۸ درصد آرا و رقیب او، یولیا تیموشنکو، حدود ۴۵ درصد آرا را به خود اختصاص داده است.

ویکتور یانوکوویچ در بخش های جنوبی و شرقی اوکراین در همسایگی با روسیه طرفداران زیادی دارد.

در حالی که هر دو نامزد این انتخابات یکدیگر را به تقلب در انتخابات متهم کرده اند، خانم تیموشنکو هشدار داده است که در صورت غیرواقعی بودن نتیجه انتخابات هواداران وی راهپیمایی بزرگی برپا خواهند کرد.

این اولین باری نیست که ویکتور یانوکوویچ به تقلب در انتخابات متهم می شود. در سال ۲۰۰۴، معترضان به برنده شدن ویکتور یانوکوویچ با اعتراضات گسترده و «انقلاب نارنجی» رقیب وی، ویکتور یوشچنکو، را به ریاست جمهوری انتخاب کردند.

اما در همین حال ناظران بین المللی زیر نظر سازمان امینت و همکاری اروپا جدیدترین انتخابات اوکراین را «نمایشی خیره کننده» از دموکراسی دانسته و از رهبران دو جناح مخالف در کشور خواسته اند که به «حکم مردم» توجه کنند.

پیروزی ویکتور یانوکوویچ و نزدیک شدن اوکراین به مواضع روسیه می تواند برای آرمانهای انقلاب نارنجی و پنج سال روند بازسازی اقتصادی اوکراین ناامیدکننده باشد.

در حالی که هر دو نامزد انتخابات بر روابط نزدیکتر با اروپا و حفظ روابط با روسیه تأکید کرده اند، به نظر نمیرسد که نامزد طرفدار روسیه به عضویت کشورش در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، تمایلی داشته باشد.

این در حالی است که عضویت در ناتو برای خانم تیموشنکو وطرفداران «انقلاب نارنجی» از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

اسامی 56 تن از فعالین سیاسی محکوم به اعدام در سراسر ایران


سازمان ضد اعدام کردستان :
اسامی 56 تن از محکومین به اعدام در سراسر ایران
اسامی فعالان دانشجویی و مدنی و سیاسی محکوم به اعدام در کردستان:
۱- زینب جلالیان - اهل ماکو - زندان کرمانشاه
۲- شیرکو معارفی - اهل بانه - زندان سقز
۳ - حبیب لطیفی - اهل سنندج - زندان سنندج
۴- سامی حسینی - اهل سلماس - زندان اورومیه
۵- جمال محمدی - اهل سلماس - زندان اورومیه
۶ - رستم ارکیا۷- رشید آخکندی
۸- حسین خضری خانی - اهل اورومیه - زندان اورومیه
۹ - فرزاد کمانگر - اهل کامیاران - زندان اوین تهران
۱۰- علی حیدریان - اهل سنندج - زندان اوین تهران
۱۱- فرهاد وکیلی - اهل سنندج - زندان اوین تهران
۱۲- مصطفی سلیمی - اهل سقز - زندان سقز
۱۳- انور رستمی
۱۴- ایرج محمدی - اهل میاندوآب - زندان اورومیه
۱۵- محمد امین آگوشی - اهل پیرانشهر - زندان اورومیه
۱۶- احمد پولادخانی - اهل پیرانشهر - زندان اورومیه
۱۷- حسن طالعی - اهل ماکو
۱۸- شیرین علم هویی - اهل ماکو - زندان اوین تهران
۱۹- محمد امین عبدالهی - اهل بوکان
۲۰- قادر محمد زاده – اهل بوکان
۲۱- عزیز محمدزاده – اهل بانه - زندان سقز
اسامی محکومین به اعدام در تهران:

1- علی صارمی
2- ایوب پرکار
3- احمد کریمی
4- ناصر عبدالحسینی
5- رضا خادمی
6- امیر رضا عارفی
7- علیرضا رمی خیر آبادی
8- خالد حردانی
9- سعید شاه قلعه ای
10- عباس دلدار
11- فرهاد وکیلی
اسامی محکومین به اعدام در سیستان و بلوچستان:
1- عبدالرحمان ناروئی
2- عابد گهرام زهی
3- عبدالجلیل ریگی
4- ناصر شه بخش
5- محمود ریگی
6- علی ساعدی
7- ولید نیسی
8- ماحد فرادی پور
9- دعیر مهاوی
10- ماهر مهاوی
11- احمد ساعدی
12- یوسف لفته پور

اسامی محکومین به اعدام در خوزستان:

1- اوده افراوی
2- علی رضا سلمان دلفی
3- علی حلفی
4- مسلم الحایی
5- عبدالرضا نواسری
6- یحیی ناصری
7- عبدالایمان زائری
8- ناظم بریحی
9- عبدالرضا هلیچی
10- زمال باوی
11- ریسان سواری
12- لیلا کعبی

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۱۱/۱۹

تعداد 9 خبرنگار ايراني در آستانه 22 بهمن دستگير شدند


خبرگزاري فرانسه
به گزارش سايتهاي اپوزيسيون و روزنامه اعتماد در روز دوشنبه؛ مقامات ايراني تعداد 9 خبرنگار كه براي شبكههاي رسانهيي مختلف كار ميكردند را طي دو روز گذشته دستگير كردهاند.
اعتماد، سه نفر از خبرنگاران دستگير شده را معرفي كرد كه عبارتند از اكبر منتجبي از ايراندُخت كه يك هفتهنـامه اصلاحطلب است، مهسا جازين از روزنامه دولتي ايران كه در شهر مركزي اصفهان كار ميكند و احمد جليلي فراهاني از خبرگزاري مهر.…
دليل دستگيري آنها بلافاصله مشخص نشد اما اين دستگيريها درست در آستانه چند روز باقي به 31 مين سالگرد انقلاب اسلامي صورت گرفته است. سايت كلمه، گزارش داد كه 55 نفر از پرسنل رسانهيي، اخيراً در ايران در بازداشت هستند و دراينحال خبرنگاران بدون مرز هم اعلام كرده كه 40 نفر خبرنگار بعد از انتخاباتِ مورد منازعه در ژوئن 2009 و اعتراضاتي كه بود دستگير شدهاند.
حاميان اپوزيسيون، اعتراضات ضدحكومتي زيادي برگزار كردهاند كه با وقايع مورد حمايت رژيم مصادف شده است و بطور خاص انتظارات زيادي در مناسبت 11 فوريه وجود دارد.

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۱۱/۱۹

منصوره پیرنیا: پارو می زنیم، در قایقی که هر موج به عقب پرتش می کند



توسط حسین قویمی

صدای انقلاب

۳۱ سال از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ میگذرد و اينک در آستانه سی و دومين سالگرد انقلاب اسلامی بسياری از موافقان و مخالفان حکومت خود را برای شرکت در راهپيمايی های ۲۲ بهمن آماده می سازند.

در اين روزهای پر تنش با برخی از روزنامه نگاران، نویسندگان و کنشگران مدنی به گفتوگو نشسته ايم و از آنها خواسته ايم تا پلی به گذشته بزنند و ديروز و امروز را در ترازوی مقايسه بسنجند.

از منصوره پيرنيا، روزنامه نگار و نویسنده، درباره تفاوت پوشش رسانه ای ۳۱ سال پيش و امروز در ايران پرسيده ام:

منصوره پيرنيا: در جامعه ای که می خواهد صدای مردم را به هم برساند و روزنامه نگار وسيله ارتباطی است، مطبوعات بايد چند خصوصيت داشته باشد: يا اين که مطبوعات از مالکيت خصوصی برخوردارند يعنی کسانی چون دکتر مصباح زاده، مسعودی يا اميرانی مالک روزنامه، نشريه يا مجله هستند و يا اين که دولت بر روی مطبوعات کنترل کامل دارد. متاسفانه مردم ايران هرگز شانس مالکيت عمومی بر مطبوعات را نداشتند و بعد از انقلاب مشروطه اين فرصت پيش نيامد که مطبوعات در اختيار مردم باشد و مردم مستقيماً بتوانند صدايشان را بدون هيچ واسطه دولتی يا بخش خصوصی به هم برسانند.

تفاوت بعد و قبل از انقلاب اين است که پيش از انقلاب ما از آزادی های نسبی مطبوعاتی برخوردار بوديم به عنوان مثال تحريريه کيهان به معنای واقعی يک محيط آزاد و حرفه ای بود و دولت بر ما کنترل نداشت.

خانم پيرنيا! فضای سياسی واجتماعی ۳۱ سال پيش را با فضای امروز جامعه ايران می توان مقايسه کرد؟

اين دو فضا اصلاً با يکديگر قابل مقايسه نيست. مطرح کردن فضای سياسی بدون مطرح کردن فضای اجتماعی امکان پذير نيست و در آن روزگار آزادی های اجتماعی بيشتر بود به عنوان مثال اگر دختری می خواست مينی ژوپ میپوشيد و مادرش هم چادر بر سر داشت و کسی به اين دو نمی گفت که چگونه فکر کنند. از طرف ديگر می ديديم که وسايل سنتی ارتباطات در اختيار مذهبيون قرار داشت و می توانستند در مسجد و منبر روضه خوانی حرف های خود را بزنند و کسانی که می خواستند اين حرف ها را بشنوند می توانستند مستمع مذهبيون باشند. حتی چپی ها و توده ایها با تردستی خاصی ديدگاه های خود را در روزنامه ها منعکس می کردند.

فضای سياسی و اجتماعی بعد از مشروطيت هر چه بود رو به بهبود بود تا زمان انقلاب. بعد از انقلاب مردم احوال کسی را پيدا کردند که در درون قايقی نشسته و در حال پارو زدن به جلو است ولی با يک موج به عقب پرتاب می شود. اکنون دستاوردهای انسانی ديگر در دسترس نيست، محيط تلخ و سرد است، زنان و دختران پرخاشجو شده اند، انسان ها نسبت به يکديگر نامهربان شده اند، قوانين اجتماعی به عقب برگشته، همه چيز به صورت سيه روزی و کوردلی درآمده است و متاسفانه نور روشنايی که بايد بر جامعه می تابيد و آن را به سوی آينده سوق می داد اکنون وجود ندارد.

خانم پيرنيا! در اين سه دهه مسايل مهمی رخ داده است. چه خاطره ای يا چه موضوعی ذهن شما را بيشتر به خود مشغول کرده است؟

در اين سه دهه با اين که از ايران دور بودم اما تمام لحظات زندگيم در فکر مردم بوده ام. آن چه خيلی آزارم داده و می دهد وضعيت زنان ايران است، اين که چطور تمام قوانين حمايت از خانواده، قوانين حضانت و قوانين پيشرويی که به آن دسترسی پيدا کرده بوديم و زن را تحت پوشش قرار می داد همه از بين رفت و تمام دستاوردها روز به روز نقش بر آب شد. در جامعه ای که زنان و مردان آزادی ندارند، شلاق میخورند و تحقير می شوند چطور می توانم بگويم موضوع خاصی ذهنم را به خود مشغول کرده است.

اما اکنون نور اميدی که جوانان داخل کشور به ما می دهند روشنايی آفرين است و می بينيم که چطور اين جوانان حماسه آفريدند. اين حماسه جواب تحقيرهايی بود چون آفتابه به گردن انداختن و دور خيابان ها گرداندن همين جوان ها.

ايرانی می خواهد به عزت خود دوباره دست يابد و اين مسئله حق اوست. در طول تاريخ هميشه اعراب، مغول ها و ديگران آمدند و به ايرانی ها توسری زدند و در نهايت هم انقلاب آمد و به مردم توسری زد، ولی حق اين ملت است که چون ققنوس از زير خاکستر بلند شود و من اميد دارم که چنين شود.

آیت الله زنجانی: ریختن خون مردم محاربه است

اعدام 2 زندانی سیاسی به اتهام محاربه ، اعتراضات بین المللی فراوانی را بر انگیخته است. این در حالی است که قوه قضاییه جمهوری اسلامی از در پیش بودن اعدامهای بیشتری با اتهامات مشابه خبر داده است .آیت...


محکومیت محسن امین زاده به تحمل شش سال حبس تعزیری


محسن امین زاده، رييس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم شده است.
خبرگزاری هرانا- یکی از بازداشت شدگان پس از انتخابات به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.
عباس شیری وکیل مدافع محسن امین زاده در گفتگو با ایسنا، با بیان این مطلب اظهار داشت: رای صادره از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب برای محسن امینزاده رییس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان امروز به این جانب ابلاغ شد و موكل در مورد اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت كشور و همچنین تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با شبكههای خارجی جمعا به شش سال حبس تعزیری محكوم شد.وی با بیان اینكه دادگاه پرونده را در مورد اتهام توهین به رییسجمهور مفتوح نگه داشت كه متعاقبا آن را رسیدگی و رای صادر كند، گفت: دادگاه به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامی 5 سال حبس و به استناد ماده 500 قانون مجازات اسلامی یك سال حبس برای موكل در نظر گرفته است.وکیل مدافع محسن امین زاده گفته است که به این حکم اعتراض خواهد کرد.
محسن امینزاده معاون وزارت امور خارجه ایران در دوران محمد خاتمی بودهاست. همچنین او عضو موسس جبهه مشارکت ایران اسلامی بودهاست. امین زاده صبح روز سه شنبه ۲۶ خرداد در جريانات مربوط به رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) بازداشت شد.


منبع خبر : هرانا

Sunday, February 7, 2010

دعوت جنبش سبز گیلان برای حضور سبزها در راهپیمایی 22 بهمن رشت/مبارزه شروع شده است، در خانه نمانید


مبارزه شروع شده است و نمی توانیم بی طرف باشیم
شبکه جنبش راه سبز (جرس): جنبش سبز گیلان در فراخوانی از سبزهای این استان دعوت کرد تا در راهپیمایی بزرگ 22 بهمن در شهر رشت حضور یابند.
به گزارش جرس در ابتدای این فراخوان آمده است:امروز، هشت ماه پس از کودتای انتخاباتی شاهد آخرین دست و پا زدن های کودتاچیان هستیم. بسیاری از هم میهنان و همشهریان مان بازداشت یا کشته شده اند. آری می زنند، می گیریند، می کشند، اما اگر با هم باشیم مثل روز عاشورای تهران مجبور به تسلیم یا فرار می شوند. ما امروز یاد گرفته ایم که چگونه از تجمع مسالمت آمیز خود دفاع کنیم.



در این فراخوان آمده است: ما جزء اولین شهرهایی بودیم که در برابر دروغ و تقلب آشکار حکومت ایستادیم. در گلسار و منظریه و مقابل دانشگاه علوم پایه، حق مان را فریاد زدیم. در روز قدس و 13 آبان ترس و ناامیدی را رها کردیم و به خیابان آمدیم. در روز عاشورا علیه ظلم شعار دادیم. ده ها تن از همشهریان مان، جوانان، دانشجویان و فرهیختگان این شهر، به خاطر دفاع از حقوق و کرامت همه ما متحمل شکنجه و زندان یا محروم از تحصیل شده اند. برادران تالش ما، فقط به خاطر سنی بودن اسیر بدترین ظلم ها شده اند و خانه و کاشانه شان ویران شده است.

سبزهای گیلان تاکید کرده اند:ما نمیتوانیم در برابر این ظلم آشکار سکوت کنیم. نمیتوانیم اجازه دهیم که ما را گوساله و بزغاله بنامند. نمیتوانیم در خانه بمانیم و سرنوشت کشور و استان خود را از طریق اخبار ماهواره های پارازیت زده دنبال کنیم. امروز کافی است به خیابان بیاییم تا داغ ترین خبر جهان، خود ما باشیم!



در پایان این فراخوان آمده است: همه ما جنایتهای کودتاچیان را از طریق اخبار و رسانه ها دیدیم. همه دیدیم و دانستیم که مبارزه فقط بر سر این نیست که فلان شخص رئیس جمهور بشود یا کس دیگر، بلکه بحث بر سر این است که می خواهند ما را به صورت گوساله و بزغاله و گوسفند خوشه بندی کنند و به جای حق، علف جلوی ملت بریزند. امروز همه میدانیم که اگر به خیابان نیاییم، اگر حق مان را فریاد نکنیم، اگر در برابر ظلم به بی گناهان ایستادگی نکنیم، فردا به خانه هایمان می ریزند وا به یغمایمان می برند. چه بخواهیم، چه نخواهیم مبارزه شروع شده است و ما جزئی از آن هستیم و نمی توانیم بیطرف باشیم. امروز هر تصمیمی بگیریم، خود و همشهریان مان، تا آخر عمر بار مسئولیت آن را بر دوش خواهیم کشید.

زینب کاظم خواه خبرنگار رسمی یک خبرگزاری دولتی بازداشت شد


زینب کاظم خواه خبرنگار رسمی یک خبرگزاری دولتی بامداد امروز توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شد.

خبرگزاری هرانا - یک روزنامه نگار دیگر شب گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا خانم زینب کاظم خواه خبرنگار یک خبرگزاری دولتی ساعت 3 بامداد امروز یکشنبه با یورش 9 تن از ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت وی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

ماموران وزارت اطلاعات در مراجعه به منزل این خبرنگار با نشان دادن حکمی که اتهام ایشان را شرکت در تجمعات نوشته بود بازداشت و کلیه لوازم شخصی وی را ضبط کردند.

بازداشت روزنامه نگاران و فعالین سیاسی و مدنی در آستانه سالگرد 22 بهمن با شدت تمام در دستور کار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار دارد و در این بین ده ها تن از آنها بازداشت شده اند.


یکشنبه، 18 بهمن ماه
یکشنبه، 18 بهمن ماه 1388

برنامه 22 بهمن مشهد..لطفا اطلاع رسانی کنید


همراه شو هموطن!

خواهرم ، برادرم، همشهریم، هموطنم سلام

سلامی که بوی آزادی را نوید می دهد، سلامی به روشنی خورشید و سلامی به بزرگی و زیبایی آسمان آبی ...

در این ایام تاریکی و ظلمت یک چراغ را می توان دید، آری، چراغ وحدت. این چراغ آنگونه که در این ایام به ما آموخت با مظلومیت تمام فقط به هدف خود بیندیشیم و فقط برای بدست آوردن آن مبارزه کنیم حتی، با ارزش از بین رفتن جانمان ... ما برای آزادی مبارزه می کنیم همچون حسین (ع)که برای آزادی مبارزه کرد، ما با ظلم و ستم مبارزه می کنیم همچون علی (ع)که در برابر ظالم ایستاد، ما با هر اعتقاد و مذهب و اندیشه از گذشته خود آموخته ایم که اینگونه باشیم و کسانی که در این راه قدم برنمی دارند به یقین به بی راهه می روند، ما با اتحاد و دلگرمی به همنوعان خود آسمانی که در آن خورشید آزادی ست را در آغوش خواهیم گرفت.

پس بپاخیز ، بپاخیز هموطن...

امیدواریم ما را در فجر سبز یاری رسانید..
12 و 13 بهمن: ترسيم " V" سبز بر روي اسكناسها
14 بهمن : سبز كردن و ترسيم " V" سبز بر روي تابلوهاي راهنمايي رانندگي و ايستگاه اتوبوسها
15 بهمن: پخش سرودهاي انقلابي و مرسوم جنبش سبز از طريق دستگاههاي FM بر روي فركانس در 100 مگاهرتز در خيابانهاي احمدآباد، سجاد و ... از ساعت 18 الی 21
16 بهمن: تجمع سكوت در سه راه راهنمايي از ساعت 6 عصر براي پاسداشت مجاهدتهاي آيت الله منتظري.
از 17 تا 21 بهمن : اطلاع رساني، اسكناس نويسي و ... براي شركت در تظاهرات 22 بهمن.
21 بهمن: بانگ الله اكبر و مرگ بر ديكتاتور ساعت 21الی 22
22 بهمن : تجمع در ميدان تقي آباد و در صورت امكان راهپيمايي آرام تا فلكه برق در ساعت 10
اندکی صبر سحر نزدیک است.....

جمعی از مردم سبز مشهد

محصولی عملاً کاره ای نیست


مخبر کمیسیون اجتماعی مجلس: محصولی عملاً در وزارت رفاه مسئولیتی ندارد

مخبر کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: زمانی که سازمان‌های بازنشستگی و تأمین اجتماعی زیر مجموعه وزارت رفاه نیستند، پیداست که وزیر رفاه هم در وزارت رفاه مسئولیتی ندارد.

سید جواد زمانی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس توانا با اشاره به اینکه اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس به دلیل عملکرد ضعیف در وزارت رفاه و تأمین اجتماعی مصمم به ادغام وزارتخانه رفاه با کار شدند، اظهار داشت: این طرح امروز در کمیسیون اجتماعی مطرح و بعد از نهایی شدن سه‌شنبه در صحن علنی مجلس مطرح می‌‌شود.

وی تصریح کرد: محصولی در زمان رأی گیری در مجلس وعده داد که سازمان تأمین اجتماعی را به وزارت رفاه برگرداند اما نتوانست این کار را انجام دهد.

زمانی افزود: وضعیت نابسامان در سازمان تأمین اجتماعی و بازنشستگی منجر به وجود آوردن مشکلات متعددی در جامعه شده است.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس اضافه کرد: رئیس جمهوری می‌توانست با کنار گذاشتن ذبیحی، تأمین اجتماعی را طبق اساسنامه به وزارت رفاه برگرداند اما وی این کار را نکرد.

نماینده مردم کنگاور، صحنه و هریسن بیان داشت: کمیسیون اجتماعی امیدوار است تکلیف وزارت رفاه در سال جاری مشخص شود.

وی در پایان خاطر نشان کرد: با ادغام وزارت رفاه و وزارت کار مشکلات موجود در صندوق‌های بازنشستگی، درمانی و فعالیت‌های اقتصادی شستا مرتفع خواهد شد.

دومین جلسه ی دادگاه هفت مدیر پیشین جامعه ی بهايی برگزار شد


کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - دومین جلسه ی دادگاه هقت مدیر پیشين جامعه ی بهایی امروز 18 بهمن ماه برگزار شد.

دومین جلسه ی دادگاه مدیران جامعه ی بهایی در حالی برگزار شد که باز هم از حضور خانواده های آنها جلوگیری به عمل آمد و دادگاه به صورت غیر علنی برگزار شد.

جلسه ی اول این دادگاه روز 22 دیماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. از روند برگزاری دادگاه ها این طور استنباط می شود که جلسات محاکمه ایشان دنباله دار خواهد بود.

فریبا کمالآبادی، جمالالدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضائی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم، شش تن از مدیران جامعه بهائیان هستند که ۲۵ اردبیهشت ماه سال گذشته در منازل شخصیشان بازداشت شدند.

مهوش ثابت، یکی دیگر از مدیران جامعه بهائیان نیز ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ بازداشت شده بود.

18 بهمن 1388

نقش مرتضوی در کهریزک و فروش سوالات کنکور


نماینده اصفهان صبح امروز نطق با شش محور در صحن علنی مجلس ایراد کرد.

به گزارش خبرآنلاین، حسن کامران بخشی از نطق امروز خود را به بحث درباره دادستان سابق تهران اختصاص داد و با اشاره به گزارش مجلس از حوادث پس از انتخابات گفت: با توجه به گزارش تفحص مجلس، اسنادی از کهریزک و فروش سوالات کنکور موجود است که نشان از نقش دادستان سابق تهران دارد.

وی بی آنکه از سعید مرتضوی نامی ببرد، ادامه داد: او یک متهم است و دادگاه باید اتهامات آن را بررسی کند.

کامران کنایه‌ای هم به دستگاه قضایی زد و با اشاره به اعتراضات مسئولان این دستگاه به تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه، گفت: هرچند به دلیل آن تفحص از قوه قضاییه، با برخی نمایندگان تسویه حساب شد اما بنده از آیت الله آملی برای برخورد با عوامل خطاکار سپاسگذارم. او ادامه داد: البته توقع نداشتیم که دولت به ایشان [مرتضوی] منصب جدید بدهند!

این نماینده اصفهان که به توصیه به ساده زیستی در مجلس شهرت دارد، در نطق امروزش هم گفت: کسی زی‌طلبگی و ساده زیستی را به سخره نگیرد. کسی منکر لقمه حلال نیست، اما اگر کسی زندگیش چاق شد، حتما از رانت استفاده کرده است! به اعتبار مسئولیت نمایندگی، نباید بچه هایمان را سرکار بگذاریم، این مخالف مزاج امام خمینی(ره) است.

وی به نقل از امام گفت: ای کارگزاران، اگر دنیا سراغتان آمد، شما سراغ دنیا نروید. کامران سپس درباره رابطه ایران با آمریکا، به نقل از امام(ره)، آن را رابطه گرگ و میش نامید و به نقل از مقام معظم رهبری افزود: با دشمن قهر هستیم. مگر اینکه مثل شوروی از هم بپاشد.

وی به لزوم پیروی از رهبری در نظام ولایی ایران اشاره کرد و خطاب به کسانی که از این مسیر منحرف شده‌اند گفت: برای آنکه کج و کوله نروید، به حرفهای رهبری بچسبید و آنها را عملیاتی کنید.

نماینده اصفهان ابراز امیدواری کرد که ۲۲ بهمن امسال نماد دیگری از بصیرت مردم همچون ۹ دی باشد و تصریح کرد: در اصفهان خانمی را سراغ دارم که ۳ تا شهید داده و یک پسرش را هم کیهان در سال۶۰ نوشت که چریک است. این خانم امروز هم به آب به آسیاب دشمن ریختگان نشان می‌دهد که همچنان از تفکر انقلاب حفاظت می‌کند.

Saturday, February 6, 2010

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یکی از جوانان زندانی سالن جوانان زندان گوهردشت بر اثر فشارها و رفتارهای غیر انسانی در زندان


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یکی از جوانان زندانی سالن جوانان زندان گوهردشت بر اثر فشارها و رفتارهای غیر انسانی در زندان اقدام به خودکشی نمود و جان سپرد.
زندانی حمید رضا اسدی 5 روز بود که به سالن 12 معروف به سالن جوانان در بند 4 زندان گوهردشت منتقل شده بود. او در طی این مدت چند بار به محمود مغنیان و علی محمدی رئیس بند و معاون زندان مراجعه کرد و خواستار رسیدگی به وضعیت خودش شد. ولی با تهدیدات و برخوردهای غیر انسانی آنها مواجه شد.
محمود مغنیان رئیس بند 4 زندان گوهردشت کرج و از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی این زندانی را تهدید کرد که اگر باز هم مراجعه و پیگیری کند او را به بند 5 خواهد فرستاد و در کنار زندانیام معتاد و شرور قرار خواهد داد. توهین ها و کلماتی که مغنیان علیه این زندانی بکار می برد غیر قابل نوشتن است.
این جوان زندانی وقتی که در معرض بن بست فشارها و تهدیدات قرار گرفت اقدام به خودکشی نمود هنگامی که همبندیان او متوجه خودکشی وی شدند و این مسئله را به رئیس بند اطلاع دادند چند ساعت بعد اقدام به انتقال وی به بهداری نمودند که به دلیل عدم رسیدگی به موقع جان سپرد.
اکثر زندانیانی که در سالن 12 معروف به سالن جوانان زندانی هستند سنین آنها بین 16 تا 22 سال می باشند. آنها در روزهای اخیر بارها مورد یورش وحشیانه گارد زندان قرار گرفتند و در حدود 25 نفر از آنها در اثر ضربات باتون زخمی شده و به بهداری زندان منتقل شدند. مغنیان تلویزیونی را که جوانان از فروشگاه زندان خریده بودند را از آنها گرفت و ضبط نمود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تحت فشارهای طاقت فرسا و غیر انسانی قرار دادن زندانیان جوان که منجر به خودکشی آنها می شود را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار رسیدگی به جنایت علیه بشریت در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
18 بهمن 1388 برابر با 07 فوریه 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

Friday, February 5, 2010

بخشنامه لاریجانی درباره مرخصی زندانيان


رييس قوه قضاييه به مناسبت دهه فجر طي بخشنامهاي به واحدهاي قضايي و دادسراهاي سراسر كشور دستور اعطاي مرخصي به محكومين زنداني با شرايط خاص را با اخذ تامين مناسب تا پايان بهمن ماه صادر كرد.


خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: رييس قوه قضاييه به مناسبت دهه فجر طي بخشنامهاي به واحدهاي قضايي و دادسراهاي سراسر كشور دستور اعطاي مرخصي به محكومين زنداني با شرايط خاص را با اخذ تامين مناسب تا پايان بهمن ماه صادر كرد.
متن کامل اين بخشنامه به شرح ذيل است:

با گراميداشت ايام ا... دهه مبارکه فجر به ميمنت اين ايام فرخنده و با توجه به آثار مثبت و سازنده مشارکت افراد در مجالس و محافل مذهبي دهه آخر ماه صفر و براي نيل به اهداف عالي در بازسازي اجتماعي و اخلاقي زندانيان و نيز برقراري روابط عاطفي بين زندانيان و فرزندان و ساير اعضاي خانواده آنان مقتضي است به محکومين زنداني با رعايت شرايط ذيل و اخذ تأمين مناسب تا پايان بهمنماه مرخصي داده شود.

الف) زندانيان محکوم به حبس:
1- محکومين به حبس ابد به شرط تحمل حداقل 5 سال حبس
2- محکومين به حبس بيش از 10 سال به شرط تحمل حداقل دو سال حبس
3- محکومين به حبس از 5 تا 10 سال به شرط تحمل حداقل يک سال حبس
4- محکومين به حبس کمتر از 5 سال به شرط تحمل حداقل سه ماه حبس
ب) زندانياني که صرفاً به دليل عجز از پرداخت جزاي نقدي در حبس به سر ميبرند:
1- محکومين به جزاي نقدي که مقدار باقي مانده آن بيش از سي ميليون ريال باشد به شرط تحمل حداقل سه ماه حبس
2-محکومين به جزاي نقدي که مقدار باقي مانده آن کمتر از سي ميليون ريال باشد به شرط تحمل حداقل يک ماه حبس
تبصره: محکومين به جزاي نقدي که مقدار باقي مانده آن کمتر از ده ميليون ريال باشد به شرط تحمل حداقل پنج ماه حبس، مرخصي منتهي به آزادي اعطاء شود.
ج ) محکومين جرايم غيرعمدي، محکومين مالي و يا بيماران صعبالعلاج و لاعلاج( به تشخيص پزشکي قانوني يا پزشک معتمد):

زندانياني که به لحاظ عجز از پرداخت ديه در جرايم غير عمد بازداشت هستند و همچنين دارندگان محکوميتهاي مالي، صرفنظر از مدت اقامت در زندان از مرخصي موضوع اين بخشنامه برخوردار خواهند بود.

تبصره: مرتکبين جرايم ذيل از شمول اين بخشنامه مستثني خواهند بود.

سرقت مسلحانه، سرقت عادي داراي بيش از سه سابقه، اقدام عليه امنيت کشور، داير کردن مراکز فساد و فحشا، تجاوز به عنف، آدمربايي، اخلال در نظام اقتصادي، جرائم باندي و عمده مواد مخدر ( ترياک و ملحقات آن بيش از 100 کيلو، هروئين و ملحقات آن بيش از يک کيلو) محکومين به قصاص و اعدام و حدود شرعي و ساير محکوماني که اخلاق و رفتار آنها در زندان به گونهاي بوده که بنا به نظر دادستان يا قاضي ناظر زندان يا رئيس زندان يا شوراي طبقهبندي شايستگي برخورداري از مرخصيها را ندارند.

دادستانهاي سراسر کشور ملزم به اجراي اين بخشنامه بوده و علاوه بر آنها شوراي طبقهبندي زندانها نيز ميتوانند در اجراي تبصره 2 ماده 124 آييننامه اجرايي سازمان زندانها به واجدين شرايط مرخصي اعطاء نمايند.

http://www.hra-news.org/news/12671.aspx

نامه فرزاد کمانگر به ریاست قوه قضائیه


فرزاد کمانگر فعال مدنی در بند با نگارش نامه ای به ریاست قوه قضائیه بر لزوم وجود سایه قانون بر این پرونده و برگزاری دادگاه مجدد تاکید کرده است.


خبرگزاری هرانا - حقوق شهروندان، اندیشه و بیان: وکیل فرزاد کمانگر حدود دو سال قبل با اعتقاد به بی گناهی موکل خود درخواست اعمال ماده ۱۸(برگزاری دادگاه مجدد) را به قوه قضائیه ارائه نمود، پس از این اقدام همواره دستگاه قضایی و امنیتی از ناپدید بودن این پرونده سخن گفته اند، این موضوع باعث شده است تا سه متهم پرونده کماکان تحت حکم اعدام قطعی به سر برند و هر لحظه احتمال اجرای حکم برای آنان متصور باشد.
فرزاد کمانگر، آموزگار دربند با نگارش و ارسال نامه ای به ریاست قوه قضائیه بر لزوم وجود سایه قانون بر این پرونده و برگزاری دادگاه مجدد تاکید کرده است، متن این نامه عیناً در پی می آید :

جناب آیت الله لاریجانی

با سلام ،

ده سال پیش هنگامی که آیت الله شاهرودی اعلام نمودند که ویرانه ای را تحویل گرفته اند ، همه امیدوارانه تغییر و تحولاتی اساسی در قوة قضائیه را به انتظار نشستند. حضور ده سالة ایشان که فرصت کمی هم نبود با احیای مجدد دادسراها ، تصویب قانون حفظ حقوق شهروندی و کرامت انسانی ،تهیه لایحه حبس زدایی و موضع گیری های صریح ایشان در برابر احکام سنگسار و اعدام کودکان زیر هجده سال و بقیة اقدامات اصلاح گرایانة ایشان در قوة قضائیه امیدهای بسیاری را در جهت آبادانی این ویرانه در اقشار مختلف مردم و زندانیان و به طور کلی هر شخصی که به نحوی از انحاء با قوة قضائیه سر و کار داشته است به وجود آورد ، اما هنوز هم نابسامانی ، ناهنجاری ، خودسری، برخوردهای سلیقه ای و قانون گریزی در مجموعة تحت امر ایشان و ادامه آن، که متأسفانه تاکنون فرصتی برای جنابعالی در رفع آن ها به عمل نیامده است ، آن چنان رواج داشته و دارد که ناچارم به عنوان فردی که خود را یک زندانی سیاسی و عقیدتی می داند، شرح آنچه را که به ناروا بر این جانب روا ساخته اند به عرض حضرتعالی برسانم؛
۱) در مرداد ماه ۸۵ دستگیر شدم در حالیکه تا روز قبل از آن به عنوان معلمی که با دوازده سال سابقة تدریس از انواع فیلترهای حراست و گزینش عبور کرده و مسئولیت پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک را به عهده داشته ام . در مرحله تفهیم اتهام و بازجویی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اتهام اینجانب عضویت در حزب پژاک اعلام شد.در روند تمام بازجویی ها در تهران ، کرمانشاه و سنندج مرا تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی و روانی قرار دادند تا به این اتهام واهی تن دهم . اینجانب علیرغم تحمل شکنجه های طاقت فرسا به دلیل واهی بودن چنین اتهامی همواره و همواره اتهام فوق را رد نموده ام. با این وجود متأسفانه تنها بر اساس برداشت ذهنی بازجویان اولیة پرونده و شرایط منطقه انتساب اتهام فوق به اینجانب را مسجل اعلام کردند.
۲) در جلسة هفت دقیقه ای در شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران در کمال ناباوری از قاضی پرونده شنیدم که :”وزارت اطلاعات خواستار اعدام شماست ، بروید و آن ها را راضی کنید.”
۳) قبل از جلسة دادرسی ، اینجانب از کلیة اتهامات مبرا شناخته شده و این بار با اتهام جدید عضویت در حزب پ.ک.ک. در جلسه مذکور محکوم به اعدام گردیدم .با تأسف حکم مذکور در دیوان عالی کشور بدون توجه به انواع و اقسام امور خلاف قانون آیین دادرسی کیفری که بروز آن در پرونده محرز و متقن است ، تأیید گردید.
۴) پس از مدتی بر اثر اعتراضات مردمی که در مرداد ماه۸۷ به خاطر اعتراض به حکم اینجانب ، دوباره در بازداشتگاه ۲۰۹ تهران بهمدت۵ ماه دیگر تحت بازجویی مجدد قرار گرفتم و در کمال شگفتی رویکرد کلی بازجویان و کارشناسان وزارت اطلاعات با عملکرد سابق تناسب معکوس داشته است و در حالیکه با شواهد و قراین بسیار و بازجویی های جدید برای کارشناسان پرونده مشخص شده بود که عضو هیچ حزب و سازمانی نبوده ام، به اینجانب اعلام نمودند با توجه به شرایط جدید حاکم بر پرونده از خانواده، دوستان و همکاارن بخواهید که مبادا مورد سوء استفاده قرار بگیرند، چرا که اساسا شما عضو هیچ حزب و گروهی نبوده اید که اکنون کسی بخواهد با موج سواری سیاسی از پرونده بهره برداریِ مصادره به مطلوب بنماید.
“جناب آیت الله لاریجانی اینجانب خود را فردی بی گناه می دانم و نمی توانم انتساب اتهامی را به خود قبول نمایم که از بیخ و بن جعلی و خیالی بوده ، به طوری که بازجوی اخیرالذکر اینجانب در بازداشتگاه ۲۰۹ ضمن اظهار تأسف شدید به خاطر اعمال شکنجه بر من در سنندج و کرمانشاه این اعمال را عملی خودسرانه و قانون شکنی محض می دانست و پی گیری حقوقی آن را حق مسلم من می دانست وحتی قرار شد تمامی مساعی قانونی را به کار گیرند تا روند بررسی پرونده اینجانب تحت اعمال ماده هجده انجام پذیرد، اما اینجانب پس از مدت تقریبا ۱۸ ماه و حتی با پی گیری نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی نه تنها هنوز جوابی در یافت نکرده ام ، بلکه این بار در کمال حیرت دریافتم که اثری از پرونده ام در هیچ یک از بخش ها ی قوه قضایه نمی باشد .

جناب آیت الله لاریجانی از شما بعنوان قاضی القضات حکومت اسلامی چند سؤال دارم که امیدوارم چنانچه مشغله های فراوان در این شرایط اجازه دهد پاسخ آن ها را حداقل به این جناب اعلام فرمایید:

۱) به نظر شما دادگاهی که پس از ۱۹ ماه بازداشت با قرائت کیفرخواست و دفاعیات من کلا ۶ یا ۷ دقیقه طول کشیده و حتی در دادگاه اجازة صحبت کردن با وکیلم هم به من داده نشده است و همچنین بعد از این جلسة دادگاه چند دقیقه ای قاضی مرا متهم به همکاری با فرزاد کمانگر ( یعنی خودم ! ! ؟ ) می نماید، می تواند حکم عادلانه ای صادر بنماید یا آیا اساسا پرونده را مطالعه نموده است؟
۲) کارشناسان وزارت اطلاغات ۱۵ ماه قبل از دادگاه و بعد در مراحل بعد مستمراً به من اعلام نمودند صدور حکم اعدام برای من ارسال پیامی روشن برای فعالان سیاسی و مردم جهت دوری از احزاب کرد و نشان دادن حسن نیت به بعضی از کشورهای همسایه!؟ می باشد. آیا اینجانب به عنوان شهروندی در جمهوری اسلامی دارای این حقوق می باشم که وجه المصالحه بهبود روابط عادی کشورم با همسایگانش قرار نگیرم؟
۳) سخنگوی محترم قوه قضائیه آقای جمشیدی در مصاحبة خود در تاریخ ۲۴/۴/۸۷ تمامی اتهامات پیشین مرا حذف نمود و این بار در اظهار نظری جدید اتهام مرا عضویت در حزبی که من اتهام آن را هم قبول نداشتم بیان می کنند، اما چگونه است که هنوز دستور رسیدگی به پرونده اینجانب صادر نشده است.
۴) چرا دستگاه امنیتی عنوان می نماید که با توجه به بازتاب های وسیع رسانه ای و اجتماعی پروندة اینجانب چنانچه تجدیدنظری در گردش کار و موارد اتهامی و دادنامه های صادره صورت گیرد ، بیم تجری نهادهای حقوق بشری و نهادهای مدنی وگروه های سیاسی دگر اندیش که قبلا در محکومیت حکم غیر قانونی اینجانب موضع گیری نموده اند ، می گردد. آیا پذیرش اشتباه و عبرت گیری از گذشته که در آموزه های اسلامی به آن حکم شده است ، آن چنان ناگوار و تلخ می باشد که برای فرار از آن به چنین دستاویزی چنگ زد؟
۵) با توجه به آنچه که گذشت آیا کل ماجرا را نافی و ناقض اصل استقلال و تفکیک قوا از یکدیگر نمی دانید؟ اگر نه چگونه است که قضات به عنوان اشخاصی مستقل نمی توانند در پرونده اعمال حق نموده و در عوض خود را ملزم به رعایت توصیه های غیررسمی نهادهای امنیتی می دانند؟
۶) آیا با عنایت به سطور گذشته، اینجانب به عنوان فردی تبعة ایران و برخوردار از حقوق شهروندی جمهوری اسلامی ایران ، این حق را دارم که مجددا و در دادگاهی بی طرف و بر اساس قوانین مدون و رسمی جمهوری اسلامی و فارغ از ملاحظات سیاسی و مصلحت اندیشی های بی مورد ، محاکمه گردم ؟
جناب آیت الله لاریجانی با عنایت به موارد مشروحه فوق که نقض قانون آیین دادرسی کیفری در تمامی مراحل رسیدگی به پروندة اینجانب کاملا آشکار و واضح بوده است و بر همین اساس در جهت احقاق حق خود قبلا تقاضای اعمال ماده هجده به عمل آورده ، که از اختیارات خاص مقام محترم رئیس قوه قضائیه بوده و این تقاضا در زمان حاکمیت این ماده قانونی و قبل از فسخ آن به عمل آمده است . بنابراین اینجانب به این وسیله رسما و مجددا از حضرتعالی تقاضا دارم دستور فرمایید به خواسته مشروع اینجانب ، اگر تاکنون رسیدگی نشده باشد رسیدگی به عمل آمده و عنایت فرمایید نتیجه را نیز اعلام دارند تا پس از گذشت سال ها تحمل ناراحتی روحی بتوانم به زندگی عادی خود بازگردم.

توفیق حضرتعالی را در اجرای مسئولیت سنگین دادپروری صمیمانه آرزومندم

فرزاد کمانگر
۱۵ بهمن ۱۳۸۸

رونوشت :
- دادستان محترم کل کشور
- دادستان محترم تهران
- کمیسیون حقوق بشر قوه قضائیه
- فراکسیون نمایندگان محترم کرد مجلس شررای اسلامی

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic