Saturday, November 28, 2009

«من سیاسی نیستم»؛ گفتوگو با یک وکیل تسخیری


این روزها شعبه پانزده دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی همدانی روزگار پر مشغله ا ی را سپری می کند. احکام اولیه کسانی که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت شدند از سوی ریاست این شعبه یکی پس از دیگری صادر می شود.

احکامی که در بسیاری از موارد انتقاد های بسیاری را متوجه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران کرده است.

متهمان معترض به نتایج انتخابات اولین بار در دادگاهی دسته جمعی به همراه یک کیفرخواست عمومی شرکت کردند، دادگاهی که منتقدان از آن با عنوان دادگاه نمایشی یاد می کنند.

در دادگاه بدوی متهمان شرکت کننده که شمار آن ها به ده ها نفر می رسید از داشتن وکلای تعیینی بی بهره بودند و به جای وکلای تعیینی وکلای تسخیری بر صندلی وکالت تکیه زده بودند.

کمتر کسی تا کنون از نحوه وکالت این وکلا چیزی شنیده است. برخی از خانواده های متهمان می گویند آنها از شیوه دفاع این وکلا در دادگاه چندان راضی نیستند.

رادیو فردا با هدف روشن تر شدن کار وکلای تسخیری با محمد حسین صمدی یزدی، وکیل تسخیری حسام ترمسی، از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات گفتوگو کرده است.

حسام ترمسی در دادگاه بدوی به اتهام شرکت در تظاهرات غیر قانونی و سنگ پرانی به ماموران به دوسال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است.



راديو فردا: می توانم بپرسم که ورود شما به اين پرونده ها به چه صورت بود؟

محمد حسین صمدی یزدی: نه، اين کار طبق قانون قدغن است. طبق قانون اگر اسرار موکل را بر کسی فاش کنيد، حق امانت داری و وکالت را رعايت نکرده ايد.

راديو فردا: آقای صمدی! بخشی از اطلاعات هر پروندهای در هر جای دنيا نگفتنی است، ولی بخشی از اطلاعات پرونده هم عمومی است.

ببينيد ما در مورد پرونده تجزيه نداريم، که قسمتی از آن را بگوييم و قسمتی را نگوييم.

راديو فردا: چيزهايی وجود دارد که گفتن آن ارتباطی به مسايل شخصی فرد نداشته و با مسايل قانونی هم منافاتی ندارد.

مسايل ژورناليستی و حقوقی و سياسی با هم متفاوت است. اما ما که کارهای حقوقی انجام می دهيم بايستی هر حرفی را که می گوييم با دلايل آن مطرح کنيم. شما اکنون توجيه اجتماعی می آوريد، ولی من نمی توانم اين توجيهات را در قالب حقوق بپذيرم، چون در سر حقوقی ها قالب های زيادی وجود است.

راديو فردا: شما با تلويزيون ايران مصاحبه و در مورد پرونده صحبت کرديد و گفتيد روند دادگاه خيلی خوب بود.

من در مورد روند پرونده صحبت نکردم. از من در مورد اين دادگاه سؤال کردند و من گفتم در اين دادگاه آيين دادرسی رعايت شد. آيين دادرسی هم در مورد شکل رسيدگی به پرونده است.

راديو فردا: شما اعتقاد داريد شکل رسيدگی به پرونده دردادگاه از نظر قانونی مشکلی نداشت؟

من در شکل دادگاه چيز خلافی نديدم. اين حرف ها فقط برای اين است که غوغا سالاری شود.

راديو فردا: يکی از متهمانی که شما پرونده او را به عهده داشتيد، يک جوان تقریبا ۲۰ ساله به اسم حسام ترمسی بود با اتهام شرکت در تجمعات غيرقانونی و سنگ پرانی به ماموران. حکمی که برای او صادر شده کمی عجيب است (۲ سال و ۴ ماه حبس تعزیری) . اين حکم چگونه صادر شده و آيا به نظر شما با اتهامات او همخوانی دارد؟

آقای ضرغامی شما در دادگاه عمومی ديديد که موکل من کيست؟ کسی شنيده که من اسم موکلم را بگويم؟ من عادت ندارم چيزی در اين موارد بگويم، اين کار بدی است.

راديو فردا: اين را می شود در اينترنت پیدا کرد و من می خواهم بپرسم شما وکالت او را به عهده داشتيد؟

آقای ضرغامی من اصلاً با اينترنت کاری ندارم. من وکيل هر کسی بودم دقيقاً به وظيفه قانونی ام عمل کردم و هر کسی قاضی پرونده بوده به وظيفه قانونی خودش عمل کرده است. من ضامن عملکرد هيچکس نيستم.

راديو فردا: يعنی برای شما فرقی نمی کرد و اگر وکيل تسخيری هم نبوديد کارتان را انجام می داديد؟

واقعاً فرقی ندارد و همه مرا می شناسند.

راديو فردا: شما در ابتدا گفتيد که وکيل تسخيری اين پرونده ها بوديد و طوری اين مسئله را مطرح کرديد که من احساس کردم نوع وکالت اين پرونده ها برای شما فرق دارد.

هيچ فرقی نمی کند. اگر کسی وجدان داشته باشد و در تمام مسايل خدا را مد نظر قرار دهد از هر پروندهای دفاع می کند.

راديو فردا: اما بسياری از وکلای اين دادگاه ها تسخيری بودند.

بله، عده ای تسخيری بودند. من و آقای نيکبخت تعيينی بوديم، ولی آقای نيکبخت ديگر دفاع نکرد و من هم گفتم ديگر نمی آيم زيرا ديدم تمام کسانی که آنجا بودند صراحتاً مطالبی را اقرار کردند و بسياری از اقارير مطابق با واقعيت بود، خوب جای چه دفاعی باقی می ماند؟ آيا من بايد بروم استغاثه کنم؟

راديو فردا: به نظر شما اقارير آنها تحت فشار نبود؟

من به مسايل پشت پرده کاری ندارم، شما هستيد که علم غيب داريد. من فقط در مورد دادگاه صحبت می کنم.

اينها مردمانی بودند با استخوان، استوار و محکم. بر هر کدام اگر ستمی روا شده بود در دادگاه دم بر می آورند و می گفتند ما آزار و اذيت شده ايم. اينها کودکان دبستانی نبودند بلکه کسانی بودند که سوابق بسيار زيادی دارند، حالا چه عاملی باعث شده بيايند اين مطالب را بگويند؟

راديو فردا: آقای صمدی! خيلی ها حتی خانواده آقای ابطحی می گويند اين دادگاه ها نمايشی بود.

خيلی ها هر حرفی را می زنند ولی شنونده بايد عاقل باشد و مسايل را تجزيه و تحليل کند و با مبانی و اصول حقايق بسنجد.

راديو فردا: يکی از مسالی که در اين دادگاه مطرح بود تقلب درانتخابات بود. به نظر شما تقلب در انتخابات دروغ بود؟

من اصلاً سياسی نيستم و از مسايل سياسی هيچ چيز نمی دانم.

راديو فردا: پس چطور پروندههای سياسی را قبول کرديد؟

سياست به اين معنا که مرحوم سهراب سپهری گفت قطاری ديدم بار سياست می برد و چه خالی می رفت. اما اگر سياست به معنای تدبير امور باشد، تدبير امور را همه پذيرا هستند. شما چرا اين قدر دوست داريد قضايا را ادامه دهيد. راديوی شما را همه شنيده اند خيلی از مطالب راديو راست نيست و شما پيش وجدان خودتان چه می کنيد. اگر راست باشد ايرادی ندارد.

راديو فردا: شما در جايگاه قضاوت می نشينيد؟

شما مرا محکوم و محاکمه کرديد و گفتيد من سياسی هستم و همه جور قضاوت کرديد، ولی يک سؤال که از شما می پرسم برآشفته می شويد.

راديو فردا: من برآشفته نشدم و می گويم اگر شما سياسی نيستيد، پس چطور حتی به عنوان يک وکيل تسخيری پرونده سياسی را به عهده گرفتيد؟

اين پرونده سياسی نيست. پرونده وقتی به قوه قضاييه آمد آنجا همه چيز حقوقی، قضايی و کيفری است. اصلاً سياست يعنی چه.

راديو فردا: شما معتقد هستيد جرم سياسی وجود ندارد؟

آقای ضرغامی اگرکسی از مقررات تخطی کند به دادگاه می آيد، دادگاه هم يا کيفری است يا حقوقی. اينجا ديگر سياست جايگاهی ندارد و اين به زعم شما سياست است.

راديو فردا: بعضی از اين افراد وکلای تعيينی داشتند، اما به آنها اجازه دفاع ندادند و وکلای تسخيری مانند شما را برای وکالت پرونده ها تعيين کردند.

من اين را از شما می شنوم. من وکيل تعيينی کسی بودم و همراه با يکی ديگر از آقايان به دادگاه رفتيم و ما را راه دادند. من نمی دانم منظور آنها چيست که می گويند وکلای تعيينی را راه نمی دادند. بعضی از آقايان علاقه دارند بروند ۱۰ روز پرونده را مطالعه کنند، اما نمی شود. بايد وقت گذاشت و پرونده را مطالعه کرد. آقای وکيل اگر سرت شلوغ است پرونده قبول نکن. کسانی که آنجا می روند بايد برنامه ريزی بکنند، اما بعضی ها نمی خواهند اين کار را بکنند و برای اين که فرافکنی کنند کاسه و کوزه را سر ديگران می شکنند که کار خوبی نيست. خوب بگو کار دارم و غير از اين پرونده ۳۰ پرونده ديگر هم به عهده دارم، اما برای اين که حسن شهرتی پيدا کنم اين پرونده را هم قبول کردم. آقای ضرغامی بعضی ها اين مسئله را نمی گويند، تو چرا فريب می خوری؟

راديو فردا: وقتی شما پرونده ای را قبول می کنيد و در حکم آن موکل تجديد نظر می شود و حکمش سبک شده يا نجات پيدا می کند آن وقت حسن شهرت شما بيشتر می شود تا اين که پروندهای قبول کنيد و بعد هم با يک حکم سنگين برای يک اتهام کوچک تمام شود.

من مأمور به انجام وظيفه هستم و تمام موکلينم بعد از دفاع در دادگاه صورت مرا بوسيده اند.

راديو فردا: در همين دادگاه ؟

درهر دادگاهی و اتفاقاً آقای رئيس دادگاه به من گفته است ممنون دفاع خوبی کردی. اينها نظرات شخصی خودم است و به اين معنی نيست که سخنان من نظر زيد است و بکر.

«من سیاسی نیستم»؛ گفتوگو با یک وکیل تسخیری


این روزها شعبه پانزده دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی همدانی روزگار پر مشغله ا ی را سپری می کند. احکام اولیه کسانی که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت شدند از سوی ریاست این شعبه یکی پس از دیگری صادر می شود.

احکامی که در بسیاری از موارد انتقاد های بسیاری را متوجه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران کرده است.

متهمان معترض به نتایج انتخابات اولین بار در دادگاهی دسته جمعی به همراه یک کیفرخواست عمومی شرکت کردند، دادگاهی که منتقدان از آن با عنوان دادگاه نمایشی یاد می کنند.

در دادگاه بدوی متهمان شرکت کننده که شمار آن ها به ده ها نفر می رسید از داشتن وکلای تعیینی بی بهره بودند و به جای وکلای تعیینی وکلای تسخیری بر صندلی وکالت تکیه زده بودند.

کمتر کسی تا کنون از نحوه وکالت این وکلا چیزی شنیده است. برخی از خانواده های متهمان می گویند آنها از شیوه دفاع این وکلا در دادگاه چندان راضی نیستند.

رادیو فردا با هدف روشن تر شدن کار وکلای تسخیری با محمد حسین صمدی یزدی، وکیل تسخیری حسام ترمسی، از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات گفتوگو کرده است.

حسام ترمسی در دادگاه بدوی به اتهام شرکت در تظاهرات غیر قانونی و سنگ پرانی به ماموران به دوسال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است.



راديو فردا: می توانم بپرسم که ورود شما به اين پرونده ها به چه صورت بود؟

محمد حسین صمدی یزدی: نه، اين کار طبق قانون قدغن است. طبق قانون اگر اسرار موکل را بر کسی فاش کنيد، حق امانت داری و وکالت را رعايت نکرده ايد.

راديو فردا: آقای صمدی! بخشی از اطلاعات هر پروندهای در هر جای دنيا نگفتنی است، ولی بخشی از اطلاعات پرونده هم عمومی است.

ببينيد ما در مورد پرونده تجزيه نداريم، که قسمتی از آن را بگوييم و قسمتی را نگوييم.

راديو فردا: چيزهايی وجود دارد که گفتن آن ارتباطی به مسايل شخصی فرد نداشته و با مسايل قانونی هم منافاتی ندارد.

مسايل ژورناليستی و حقوقی و سياسی با هم متفاوت است. اما ما که کارهای حقوقی انجام می دهيم بايستی هر حرفی را که می گوييم با دلايل آن مطرح کنيم. شما اکنون توجيه اجتماعی می آوريد، ولی من نمی توانم اين توجيهات را در قالب حقوق بپذيرم، چون در سر حقوقی ها قالب های زيادی وجود است.

راديو فردا: شما با تلويزيون ايران مصاحبه و در مورد پرونده صحبت کرديد و گفتيد روند دادگاه خيلی خوب بود.

من در مورد روند پرونده صحبت نکردم. از من در مورد اين دادگاه سؤال کردند و من گفتم در اين دادگاه آيين دادرسی رعايت شد. آيين دادرسی هم در مورد شکل رسيدگی به پرونده است.

راديو فردا: شما اعتقاد داريد شکل رسيدگی به پرونده دردادگاه از نظر قانونی مشکلی نداشت؟

من در شکل دادگاه چيز خلافی نديدم. اين حرف ها فقط برای اين است که غوغا سالاری شود.

راديو فردا: يکی از متهمانی که شما پرونده او را به عهده داشتيد، يک جوان تقریبا ۲۰ ساله به اسم حسام ترمسی بود با اتهام شرکت در تجمعات غيرقانونی و سنگ پرانی به ماموران. حکمی که برای او صادر شده کمی عجيب است (۲ سال و ۴ ماه حبس تعزیری) . اين حکم چگونه صادر شده و آيا به نظر شما با اتهامات او همخوانی دارد؟

آقای ضرغامی شما در دادگاه عمومی ديديد که موکل من کيست؟ کسی شنيده که من اسم موکلم را بگويم؟ من عادت ندارم چيزی در اين موارد بگويم، اين کار بدی است.

راديو فردا: اين را می شود در اينترنت پیدا کرد و من می خواهم بپرسم شما وکالت او را به عهده داشتيد؟

آقای ضرغامی من اصلاً با اينترنت کاری ندارم. من وکيل هر کسی بودم دقيقاً به وظيفه قانونی ام عمل کردم و هر کسی قاضی پرونده بوده به وظيفه قانونی خودش عمل کرده است. من ضامن عملکرد هيچکس نيستم.

راديو فردا: يعنی برای شما فرقی نمی کرد و اگر وکيل تسخيری هم نبوديد کارتان را انجام می داديد؟

واقعاً فرقی ندارد و همه مرا می شناسند.

راديو فردا: شما در ابتدا گفتيد که وکيل تسخيری اين پرونده ها بوديد و طوری اين مسئله را مطرح کرديد که من احساس کردم نوع وکالت اين پرونده ها برای شما فرق دارد.

هيچ فرقی نمی کند. اگر کسی وجدان داشته باشد و در تمام مسايل خدا را مد نظر قرار دهد از هر پروندهای دفاع می کند.

راديو فردا: اما بسياری از وکلای اين دادگاه ها تسخيری بودند.

بله، عده ای تسخيری بودند. من و آقای نيکبخت تعيينی بوديم، ولی آقای نيکبخت ديگر دفاع نکرد و من هم گفتم ديگر نمی آيم زيرا ديدم تمام کسانی که آنجا بودند صراحتاً مطالبی را اقرار کردند و بسياری از اقارير مطابق با واقعيت بود، خوب جای چه دفاعی باقی می ماند؟ آيا من بايد بروم استغاثه کنم؟

راديو فردا: به نظر شما اقارير آنها تحت فشار نبود؟

من به مسايل پشت پرده کاری ندارم، شما هستيد که علم غيب داريد. من فقط در مورد دادگاه صحبت می کنم.

اينها مردمانی بودند با استخوان، استوار و محکم. بر هر کدام اگر ستمی روا شده بود در دادگاه دم بر می آورند و می گفتند ما آزار و اذيت شده ايم. اينها کودکان دبستانی نبودند بلکه کسانی بودند که سوابق بسيار زيادی دارند، حالا چه عاملی باعث شده بيايند اين مطالب را بگويند؟

راديو فردا: آقای صمدی! خيلی ها حتی خانواده آقای ابطحی می گويند اين دادگاه ها نمايشی بود.

خيلی ها هر حرفی را می زنند ولی شنونده بايد عاقل باشد و مسايل را تجزيه و تحليل کند و با مبانی و اصول حقايق بسنجد.

راديو فردا: يکی از مسالی که در اين دادگاه مطرح بود تقلب درانتخابات بود. به نظر شما تقلب در انتخابات دروغ بود؟

من اصلاً سياسی نيستم و از مسايل سياسی هيچ چيز نمی دانم.

راديو فردا: پس چطور پروندههای سياسی را قبول کرديد؟

سياست به اين معنا که مرحوم سهراب سپهری گفت قطاری ديدم بار سياست می برد و چه خالی می رفت. اما اگر سياست به معنای تدبير امور باشد، تدبير امور را همه پذيرا هستند. شما چرا اين قدر دوست داريد قضايا را ادامه دهيد. راديوی شما را همه شنيده اند خيلی از مطالب راديو راست نيست و شما پيش وجدان خودتان چه می کنيد. اگر راست باشد ايرادی ندارد.

راديو فردا: شما در جايگاه قضاوت می نشينيد؟

شما مرا محکوم و محاکمه کرديد و گفتيد من سياسی هستم و همه جور قضاوت کرديد، ولی يک سؤال که از شما می پرسم برآشفته می شويد.

راديو فردا: من برآشفته نشدم و می گويم اگر شما سياسی نيستيد، پس چطور حتی به عنوان يک وکيل تسخيری پرونده سياسی را به عهده گرفتيد؟

اين پرونده سياسی نيست. پرونده وقتی به قوه قضاييه آمد آنجا همه چيز حقوقی، قضايی و کيفری است. اصلاً سياست يعنی چه.

راديو فردا: شما معتقد هستيد جرم سياسی وجود ندارد؟

آقای ضرغامی اگرکسی از مقررات تخطی کند به دادگاه می آيد، دادگاه هم يا کيفری است يا حقوقی. اينجا ديگر سياست جايگاهی ندارد و اين به زعم شما سياست است.

راديو فردا: بعضی از اين افراد وکلای تعيينی داشتند، اما به آنها اجازه دفاع ندادند و وکلای تسخيری مانند شما را برای وکالت پرونده ها تعيين کردند.

من اين را از شما می شنوم. من وکيل تعيينی کسی بودم و همراه با يکی ديگر از آقايان به دادگاه رفتيم و ما را راه دادند. من نمی دانم منظور آنها چيست که می گويند وکلای تعيينی را راه نمی دادند. بعضی از آقايان علاقه دارند بروند ۱۰ روز پرونده را مطالعه کنند، اما نمی شود. بايد وقت گذاشت و پرونده را مطالعه کرد. آقای وکيل اگر سرت شلوغ است پرونده قبول نکن. کسانی که آنجا می روند بايد برنامه ريزی بکنند، اما بعضی ها نمی خواهند اين کار را بکنند و برای اين که فرافکنی کنند کاسه و کوزه را سر ديگران می شکنند که کار خوبی نيست. خوب بگو کار دارم و غير از اين پرونده ۳۰ پرونده ديگر هم به عهده دارم، اما برای اين که حسن شهرتی پيدا کنم اين پرونده را هم قبول کردم. آقای ضرغامی بعضی ها اين مسئله را نمی گويند، تو چرا فريب می خوری؟

راديو فردا: وقتی شما پرونده ای را قبول می کنيد و در حکم آن موکل تجديد نظر می شود و حکمش سبک شده يا نجات پيدا می کند آن وقت حسن شهرت شما بيشتر می شود تا اين که پروندهای قبول کنيد و بعد هم با يک حکم سنگين برای يک اتهام کوچک تمام شود.

من مأمور به انجام وظيفه هستم و تمام موکلينم بعد از دفاع در دادگاه صورت مرا بوسيده اند.

راديو فردا: در همين دادگاه ؟

درهر دادگاهی و اتفاقاً آقای رئيس دادگاه به من گفته است ممنون دفاع خوبی کردی. اينها نظرات شخصی خودم است و به اين معنی نيست که سخنان من نظر زيد است و بکر.

«من سیاسی نیستم»؛ گفتوگو با یک وکیل تسخیری


این روزها شعبه پانزده دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی همدانی روزگار پر مشغله ا ی را سپری می کند. احکام اولیه کسانی که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت شدند از سوی ریاست این شعبه یکی پس از دیگری صادر می شود.

احکامی که در بسیاری از موارد انتقاد های بسیاری را متوجه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران کرده است.

متهمان معترض به نتایج انتخابات اولین بار در دادگاهی دسته جمعی به همراه یک کیفرخواست عمومی شرکت کردند، دادگاهی که منتقدان از آن با عنوان دادگاه نمایشی یاد می کنند.

در دادگاه بدوی متهمان شرکت کننده که شمار آن ها به ده ها نفر می رسید از داشتن وکلای تعیینی بی بهره بودند و به جای وکلای تعیینی وکلای تسخیری بر صندلی وکالت تکیه زده بودند.

کمتر کسی تا کنون از نحوه وکالت این وکلا چیزی شنیده است. برخی از خانواده های متهمان می گویند آنها از شیوه دفاع این وکلا در دادگاه چندان راضی نیستند.

رادیو فردا با هدف روشن تر شدن کار وکلای تسخیری با محمد حسین صمدی یزدی، وکیل تسخیری حسام ترمسی، از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات گفتوگو کرده است.

حسام ترمسی در دادگاه بدوی به اتهام شرکت در تظاهرات غیر قانونی و سنگ پرانی به ماموران به دوسال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است.



راديو فردا: می توانم بپرسم که ورود شما به اين پرونده ها به چه صورت بود؟

محمد حسین صمدی یزدی: نه، اين کار طبق قانون قدغن است. طبق قانون اگر اسرار موکل را بر کسی فاش کنيد، حق امانت داری و وکالت را رعايت نکرده ايد.

راديو فردا: آقای صمدی! بخشی از اطلاعات هر پروندهای در هر جای دنيا نگفتنی است، ولی بخشی از اطلاعات پرونده هم عمومی است.

ببينيد ما در مورد پرونده تجزيه نداريم، که قسمتی از آن را بگوييم و قسمتی را نگوييم.

راديو فردا: چيزهايی وجود دارد که گفتن آن ارتباطی به مسايل شخصی فرد نداشته و با مسايل قانونی هم منافاتی ندارد.

مسايل ژورناليستی و حقوقی و سياسی با هم متفاوت است. اما ما که کارهای حقوقی انجام می دهيم بايستی هر حرفی را که می گوييم با دلايل آن مطرح کنيم. شما اکنون توجيه اجتماعی می آوريد، ولی من نمی توانم اين توجيهات را در قالب حقوق بپذيرم، چون در سر حقوقی ها قالب های زيادی وجود است.

راديو فردا: شما با تلويزيون ايران مصاحبه و در مورد پرونده صحبت کرديد و گفتيد روند دادگاه خيلی خوب بود.

من در مورد روند پرونده صحبت نکردم. از من در مورد اين دادگاه سؤال کردند و من گفتم در اين دادگاه آيين دادرسی رعايت شد. آيين دادرسی هم در مورد شکل رسيدگی به پرونده است.

راديو فردا: شما اعتقاد داريد شکل رسيدگی به پرونده دردادگاه از نظر قانونی مشکلی نداشت؟

من در شکل دادگاه چيز خلافی نديدم. اين حرف ها فقط برای اين است که غوغا سالاری شود.

راديو فردا: يکی از متهمانی که شما پرونده او را به عهده داشتيد، يک جوان تقریبا ۲۰ ساله به اسم حسام ترمسی بود با اتهام شرکت در تجمعات غيرقانونی و سنگ پرانی به ماموران. حکمی که برای او صادر شده کمی عجيب است (۲ سال و ۴ ماه حبس تعزیری) . اين حکم چگونه صادر شده و آيا به نظر شما با اتهامات او همخوانی دارد؟

آقای ضرغامی شما در دادگاه عمومی ديديد که موکل من کيست؟ کسی شنيده که من اسم موکلم را بگويم؟ من عادت ندارم چيزی در اين موارد بگويم، اين کار بدی است.

راديو فردا: اين را می شود در اينترنت پیدا کرد و من می خواهم بپرسم شما وکالت او را به عهده داشتيد؟

آقای ضرغامی من اصلاً با اينترنت کاری ندارم. من وکيل هر کسی بودم دقيقاً به وظيفه قانونی ام عمل کردم و هر کسی قاضی پرونده بوده به وظيفه قانونی خودش عمل کرده است. من ضامن عملکرد هيچکس نيستم.

راديو فردا: يعنی برای شما فرقی نمی کرد و اگر وکيل تسخيری هم نبوديد کارتان را انجام می داديد؟

واقعاً فرقی ندارد و همه مرا می شناسند.

راديو فردا: شما در ابتدا گفتيد که وکيل تسخيری اين پرونده ها بوديد و طوری اين مسئله را مطرح کرديد که من احساس کردم نوع وکالت اين پرونده ها برای شما فرق دارد.

هيچ فرقی نمی کند. اگر کسی وجدان داشته باشد و در تمام مسايل خدا را مد نظر قرار دهد از هر پروندهای دفاع می کند.

راديو فردا: اما بسياری از وکلای اين دادگاه ها تسخيری بودند.

بله، عده ای تسخيری بودند. من و آقای نيکبخت تعيينی بوديم، ولی آقای نيکبخت ديگر دفاع نکرد و من هم گفتم ديگر نمی آيم زيرا ديدم تمام کسانی که آنجا بودند صراحتاً مطالبی را اقرار کردند و بسياری از اقارير مطابق با واقعيت بود، خوب جای چه دفاعی باقی می ماند؟ آيا من بايد بروم استغاثه کنم؟

راديو فردا: به نظر شما اقارير آنها تحت فشار نبود؟

من به مسايل پشت پرده کاری ندارم، شما هستيد که علم غيب داريد. من فقط در مورد دادگاه صحبت می کنم.

اينها مردمانی بودند با استخوان، استوار و محکم. بر هر کدام اگر ستمی روا شده بود در دادگاه دم بر می آورند و می گفتند ما آزار و اذيت شده ايم. اينها کودکان دبستانی نبودند بلکه کسانی بودند که سوابق بسيار زيادی دارند، حالا چه عاملی باعث شده بيايند اين مطالب را بگويند؟

راديو فردا: آقای صمدی! خيلی ها حتی خانواده آقای ابطحی می گويند اين دادگاه ها نمايشی بود.

خيلی ها هر حرفی را می زنند ولی شنونده بايد عاقل باشد و مسايل را تجزيه و تحليل کند و با مبانی و اصول حقايق بسنجد.

راديو فردا: يکی از مسالی که در اين دادگاه مطرح بود تقلب درانتخابات بود. به نظر شما تقلب در انتخابات دروغ بود؟

من اصلاً سياسی نيستم و از مسايل سياسی هيچ چيز نمی دانم.

راديو فردا: پس چطور پروندههای سياسی را قبول کرديد؟

سياست به اين معنا که مرحوم سهراب سپهری گفت قطاری ديدم بار سياست می برد و چه خالی می رفت. اما اگر سياست به معنای تدبير امور باشد، تدبير امور را همه پذيرا هستند. شما چرا اين قدر دوست داريد قضايا را ادامه دهيد. راديوی شما را همه شنيده اند خيلی از مطالب راديو راست نيست و شما پيش وجدان خودتان چه می کنيد. اگر راست باشد ايرادی ندارد.

راديو فردا: شما در جايگاه قضاوت می نشينيد؟

شما مرا محکوم و محاکمه کرديد و گفتيد من سياسی هستم و همه جور قضاوت کرديد، ولی يک سؤال که از شما می پرسم برآشفته می شويد.

راديو فردا: من برآشفته نشدم و می گويم اگر شما سياسی نيستيد، پس چطور حتی به عنوان يک وکيل تسخيری پرونده سياسی را به عهده گرفتيد؟

اين پرونده سياسی نيست. پرونده وقتی به قوه قضاييه آمد آنجا همه چيز حقوقی، قضايی و کيفری است. اصلاً سياست يعنی چه.

راديو فردا: شما معتقد هستيد جرم سياسی وجود ندارد؟

آقای ضرغامی اگرکسی از مقررات تخطی کند به دادگاه می آيد، دادگاه هم يا کيفری است يا حقوقی. اينجا ديگر سياست جايگاهی ندارد و اين به زعم شما سياست است.

راديو فردا: بعضی از اين افراد وکلای تعيينی داشتند، اما به آنها اجازه دفاع ندادند و وکلای تسخيری مانند شما را برای وکالت پرونده ها تعيين کردند.

من اين را از شما می شنوم. من وکيل تعيينی کسی بودم و همراه با يکی ديگر از آقايان به دادگاه رفتيم و ما را راه دادند. من نمی دانم منظور آنها چيست که می گويند وکلای تعيينی را راه نمی دادند. بعضی از آقايان علاقه دارند بروند ۱۰ روز پرونده را مطالعه کنند، اما نمی شود. بايد وقت گذاشت و پرونده را مطالعه کرد. آقای وکيل اگر سرت شلوغ است پرونده قبول نکن. کسانی که آنجا می روند بايد برنامه ريزی بکنند، اما بعضی ها نمی خواهند اين کار را بکنند و برای اين که فرافکنی کنند کاسه و کوزه را سر ديگران می شکنند که کار خوبی نيست. خوب بگو کار دارم و غير از اين پرونده ۳۰ پرونده ديگر هم به عهده دارم، اما برای اين که حسن شهرتی پيدا کنم اين پرونده را هم قبول کردم. آقای ضرغامی بعضی ها اين مسئله را نمی گويند، تو چرا فريب می خوری؟

راديو فردا: وقتی شما پرونده ای را قبول می کنيد و در حکم آن موکل تجديد نظر می شود و حکمش سبک شده يا نجات پيدا می کند آن وقت حسن شهرت شما بيشتر می شود تا اين که پروندهای قبول کنيد و بعد هم با يک حکم سنگين برای يک اتهام کوچک تمام شود.

من مأمور به انجام وظيفه هستم و تمام موکلينم بعد از دفاع در دادگاه صورت مرا بوسيده اند.

راديو فردا: در همين دادگاه ؟

درهر دادگاهی و اتفاقاً آقای رئيس دادگاه به من گفته است ممنون دفاع خوبی کردی. اينها نظرات شخصی خودم است و به اين معنی نيست که سخنان من نظر زيد است و بکر.

دادخواهی خانواده کیانوش آسا از قوه قضائیه و مجلس


کیانوش آسا ۲۵ ساله، در راهپیمایی مسالمت آمیز ۲۵ خرداد مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود
۱۳۸۸/۰۹/۰۷

خانواده کیانوش آسا با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به مسئولان قوای قضائیه و مقننه، و کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی خواستار «رسيدگی و پاسخ صريح، روشن و دقيق» به زوایای پنهان چگونگی کشته شدن این دانشجوی کارشناسی ارشد شدند.

آنها در این نامه جزئیات تازه ای از کشته شدن فرزندشان را فاش کردند و آن را «جنایت بزرگ و ضد بشری» توصیف کرده اند.

فاطمه فلاح، مادر کیانوش آسا و کامران برادر وی، در نامه سرگشاده خود علاوه بر رئیس قوه قضائیه، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و کمیته حقیقتیاب مجلس شورای اسلامی را نیز مورد خطاب قرار داده و از آنها خواسته اند که «بعد از پيگيری دقيق، نتيجه را در اختيار خانواده داغدار کيانوش آسا» قرار دهند و تأکید کرده اند که بعد از معرفی عاملان و آمران اين جنايت هولناک خواستار «محاکمه روشن و شفاف و مجازات قاتل يا قاتلين با هر لباس و در هر مکانی» با حضور خانواده وی هستند.

کیانوش آسا ۲۵ ساله، نقاش، کاريکاتوريست، و نوازنده اهل کرمانشاه و دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت تهران بود که روز دوشنبه ۲۵ خرداد در جریان راهپیمایی مسالمت آمیز معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات، هدف اصابت گلوله قرار گرفت و پس از مجروح شدن مفقود شد.

پیکر بیجان این دانشجو پس از ۹ روز جستوجوی خانواده اش در میان کشته شدگان «مجهول الهویه» پزشکی قانونی تهران شناسایی شد و روز هفتم تیر در مراسمی خصوصی که با حضور مأموران امنیتی همراه بود، در زادگاهش کمانشاه به خاک سپرده شد.

نیروهای امنیتی فیلم مراسم خاکسپاری کیانوش آسا را هم توقیف کردند و مدتی بعد در مراسم چهلم وی که در اواسط مرداد ماه با حضور گسترده مردم کرمانشاه همراه بود نزدیک به ۱۵ نفر را بازداشت کردند.

درخواست محاکمه شفاف قاتلان و آمران

خانواده کیانوش آسا در نامه سرگشاده خود با اشاره به اینکه وی « روز ۲۳ خرداد برای انجام امور مربوط به پايان نامه دوره کارشناسی ارشد خود از زادگاهش کرمانشاه به دانشگاه علم و صنعت ايران برمی گردد» از حضور وی در تجمع ميليونی آزادی در روز ۲۵ خرداد، و پس از آن مفقود شدنش خبر دادند.

آنها همچنین اعلام کردند که در پی ۹ روز جستوجوی مداوم گروهی و شبانهروزی «در زندان اوين و کهريزک، دادگاه انقلاب، پليس امنيت، حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، آگاهی شاپو، بيمارستان حضرت رسول و ديگر بيمارستان های تهران، ناباورانه روز سوم تير جسد او را در پزشکی قانونی تهران با دهانی پر از خون ناشی از اصابت گلوله ها» شناسايی کردند.

در نامه خانواده کیانوش آسا، همچنین با اشاره به اینکه در جریان پیگیری ۹ روزه بارها به آنها گفته بودند که «کيانوش در اوين زندانی است» اضافه کردهاند که «هيچگاه تصور نمی کرديم حضور عزيزمان در يک راهپيمايی مسالمت آميز ميليونی، ما را روزها و شب ها در اضطراب و بیخبری قرار داده و سپس به پزشکی قانونی بکشاند و در برابر صحنه و سپس شرايطی قرار دهد که در بدترين حالات و اوضاع ممکن، تصور آن را هم به ذهن خود راه نمی داديم».

به گفته خانواده آسا «طبق گفته های دوستان نزديک، در آخرين لحظات حادثه، تنها يک گلوله به پهلوی کيانوش اصابت می کند و زخمی می شود بعد از آن ديگر کسی از او اطلاعی ندارد و بر اساس گزارش پزشکی قانونی، جسد در تاريخ ۲۹ خرداد يعنی چهار روز بعد از اصابت آن گلوله به مرکز پزشکی قانونی تهران تحويل می گردد اما وقتی که ما جسد را روز سوم تير شناسايی کرديم ديديم که علاوه بر آن گلوله، گلوله ديگری هم به گردنش اصابت کرده و بدين سادگی با جنايتی هولناک جان دانشجوی کُرد جوان از خطه کرمانشاه را از او و خانواده و جامعه گرفتند».

در نامه خانواده آسا همچنبن به تناقض های گزارش پزشکی قانونی و دادگاه انقلاب در خصوص چگونگی کشته شدن کیانوش آسا اشاره شده است.

بنابر اعلام خانواده کیانوش آسا همچنین «گزارش پزشکی قانونی ناقص بوده و تنها علت فوت را اصابت گلوله عنوان کرده و به روز فوت و اينکه گلوله های موجود در بدن از يک جنس يا جنس های متفاوت بوده تا نوع و شکل مرگ مشخص گردد، اشاره ای نکرده است».

این خانواده در نامه خود نوشته اند «هيچگاه تصور نمی کرديم که از همه آن دوران های ظلم و تجاوز صدام جنايتکار و آوارگی های پی در پی عبور کرده ولی سالها بعد، بعد از به ثمر نشستن زحمت های شبانه روزی کيانوش آسا و خانواده اش در رسيدن او به اين جايگاه علمی و نخبگی و دانايی، به همين سادگی آماج گلوله های کسانی قرار بگيرد که به ظاهر خود را ايرانی خوانده اما استفاده بیپروا از اسلحه بر عليه جوانان ايرانی و ريختن خون آنها را مجاز دانسته، اين جنايت بزرگ را مرتکب شده و اين چنين آتش به زندگی ما زده و غم و ماتم و اندوه را به خانه و خانواده و ماه ها گريه های شبانه روز را بر مادرش تحميل کنند و در اين زمينه با طفره رفتن از اين فاجعه عظيم و ويرانگر تا کنون هيچ شخص يا سازمانی پاسخگو نبوده است».

خانواده کیانوش آسا در این نامه خطاب به آیت الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، و سایر مقام های مسئول تأکید کرده اند که «کمترين تقاضای ما به عنوان خانواده کيانوش آسا که بزرگترين ظلم غير قابل تصور بر ما تحميل شده، در ابتدا، مشخص شدن زوايای نامعلوم اين فاجعه است».

آنها همچنین از مقام های مسئول خواستند تا پاسخ دهند که کیانوش آسا «قبل از مرگ يعنی در روزهای ۲۵ تا ۲۹ خرداد در چه شرايطی بوده؟ کدام روز جان خود را از دست داده؟ محل نگهداری اش کجا بوده؟ بعد از زخمی شدن از گلوله اول آيا به بيمارستان انتقال داده شده؟ و در آن صورت در کدام بيمارستان بوده؟ و آيا بدن زخمیاش تحت درمان مناسب قرار گرفته يا نه؟»

خانواده کیانوش آسا همچنین خواستار پاسخگویی به این پرسش ها شدند که «لباسها، عينک، ساعت و تلفن همراهش در کجا نگهداری شده يا می شود؟ و چرا آنها را به ما تحويل نداده اند؟»

دادخواهی خانواده کیانوش آسا از قوه قضائیه و مجلس


کیانوش آسا ۲۵ ساله، در راهپیمایی مسالمت آمیز ۲۵ خرداد مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود
۱۳۸۸/۰۹/۰۷

خانواده کیانوش آسا با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به مسئولان قوای قضائیه و مقننه، و کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی خواستار «رسيدگی و پاسخ صريح، روشن و دقيق» به زوایای پنهان چگونگی کشته شدن این دانشجوی کارشناسی ارشد شدند.

آنها در این نامه جزئیات تازه ای از کشته شدن فرزندشان را فاش کردند و آن را «جنایت بزرگ و ضد بشری» توصیف کرده اند.

فاطمه فلاح، مادر کیانوش آسا و کامران برادر وی، در نامه سرگشاده خود علاوه بر رئیس قوه قضائیه، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و کمیته حقیقتیاب مجلس شورای اسلامی را نیز مورد خطاب قرار داده و از آنها خواسته اند که «بعد از پيگيری دقيق، نتيجه را در اختيار خانواده داغدار کيانوش آسا» قرار دهند و تأکید کرده اند که بعد از معرفی عاملان و آمران اين جنايت هولناک خواستار «محاکمه روشن و شفاف و مجازات قاتل يا قاتلين با هر لباس و در هر مکانی» با حضور خانواده وی هستند.

کیانوش آسا ۲۵ ساله، نقاش، کاريکاتوريست، و نوازنده اهل کرمانشاه و دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت تهران بود که روز دوشنبه ۲۵ خرداد در جریان راهپیمایی مسالمت آمیز معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات، هدف اصابت گلوله قرار گرفت و پس از مجروح شدن مفقود شد.

پیکر بیجان این دانشجو پس از ۹ روز جستوجوی خانواده اش در میان کشته شدگان «مجهول الهویه» پزشکی قانونی تهران شناسایی شد و روز هفتم تیر در مراسمی خصوصی که با حضور مأموران امنیتی همراه بود، در زادگاهش کمانشاه به خاک سپرده شد.

نیروهای امنیتی فیلم مراسم خاکسپاری کیانوش آسا را هم توقیف کردند و مدتی بعد در مراسم چهلم وی که در اواسط مرداد ماه با حضور گسترده مردم کرمانشاه همراه بود نزدیک به ۱۵ نفر را بازداشت کردند.

درخواست محاکمه شفاف قاتلان و آمران

خانواده کیانوش آسا در نامه سرگشاده خود با اشاره به اینکه وی « روز ۲۳ خرداد برای انجام امور مربوط به پايان نامه دوره کارشناسی ارشد خود از زادگاهش کرمانشاه به دانشگاه علم و صنعت ايران برمی گردد» از حضور وی در تجمع ميليونی آزادی در روز ۲۵ خرداد، و پس از آن مفقود شدنش خبر دادند.

آنها همچنین اعلام کردند که در پی ۹ روز جستوجوی مداوم گروهی و شبانهروزی «در زندان اوين و کهريزک، دادگاه انقلاب، پليس امنيت، حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، آگاهی شاپو، بيمارستان حضرت رسول و ديگر بيمارستان های تهران، ناباورانه روز سوم تير جسد او را در پزشکی قانونی تهران با دهانی پر از خون ناشی از اصابت گلوله ها» شناسايی کردند.

در نامه خانواده کیانوش آسا، همچنین با اشاره به اینکه در جریان پیگیری ۹ روزه بارها به آنها گفته بودند که «کيانوش در اوين زندانی است» اضافه کردهاند که «هيچگاه تصور نمی کرديم حضور عزيزمان در يک راهپيمايی مسالمت آميز ميليونی، ما را روزها و شب ها در اضطراب و بیخبری قرار داده و سپس به پزشکی قانونی بکشاند و در برابر صحنه و سپس شرايطی قرار دهد که در بدترين حالات و اوضاع ممکن، تصور آن را هم به ذهن خود راه نمی داديم».

به گفته خانواده آسا «طبق گفته های دوستان نزديک، در آخرين لحظات حادثه، تنها يک گلوله به پهلوی کيانوش اصابت می کند و زخمی می شود بعد از آن ديگر کسی از او اطلاعی ندارد و بر اساس گزارش پزشکی قانونی، جسد در تاريخ ۲۹ خرداد يعنی چهار روز بعد از اصابت آن گلوله به مرکز پزشکی قانونی تهران تحويل می گردد اما وقتی که ما جسد را روز سوم تير شناسايی کرديم ديديم که علاوه بر آن گلوله، گلوله ديگری هم به گردنش اصابت کرده و بدين سادگی با جنايتی هولناک جان دانشجوی کُرد جوان از خطه کرمانشاه را از او و خانواده و جامعه گرفتند».

در نامه خانواده آسا همچنبن به تناقض های گزارش پزشکی قانونی و دادگاه انقلاب در خصوص چگونگی کشته شدن کیانوش آسا اشاره شده است.

بنابر اعلام خانواده کیانوش آسا همچنین «گزارش پزشکی قانونی ناقص بوده و تنها علت فوت را اصابت گلوله عنوان کرده و به روز فوت و اينکه گلوله های موجود در بدن از يک جنس يا جنس های متفاوت بوده تا نوع و شکل مرگ مشخص گردد، اشاره ای نکرده است».

این خانواده در نامه خود نوشته اند «هيچگاه تصور نمی کرديم که از همه آن دوران های ظلم و تجاوز صدام جنايتکار و آوارگی های پی در پی عبور کرده ولی سالها بعد، بعد از به ثمر نشستن زحمت های شبانه روزی کيانوش آسا و خانواده اش در رسيدن او به اين جايگاه علمی و نخبگی و دانايی، به همين سادگی آماج گلوله های کسانی قرار بگيرد که به ظاهر خود را ايرانی خوانده اما استفاده بیپروا از اسلحه بر عليه جوانان ايرانی و ريختن خون آنها را مجاز دانسته، اين جنايت بزرگ را مرتکب شده و اين چنين آتش به زندگی ما زده و غم و ماتم و اندوه را به خانه و خانواده و ماه ها گريه های شبانه روز را بر مادرش تحميل کنند و در اين زمينه با طفره رفتن از اين فاجعه عظيم و ويرانگر تا کنون هيچ شخص يا سازمانی پاسخگو نبوده است».

خانواده کیانوش آسا در این نامه خطاب به آیت الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، و سایر مقام های مسئول تأکید کرده اند که «کمترين تقاضای ما به عنوان خانواده کيانوش آسا که بزرگترين ظلم غير قابل تصور بر ما تحميل شده، در ابتدا، مشخص شدن زوايای نامعلوم اين فاجعه است».

آنها همچنین از مقام های مسئول خواستند تا پاسخ دهند که کیانوش آسا «قبل از مرگ يعنی در روزهای ۲۵ تا ۲۹ خرداد در چه شرايطی بوده؟ کدام روز جان خود را از دست داده؟ محل نگهداری اش کجا بوده؟ بعد از زخمی شدن از گلوله اول آيا به بيمارستان انتقال داده شده؟ و در آن صورت در کدام بيمارستان بوده؟ و آيا بدن زخمیاش تحت درمان مناسب قرار گرفته يا نه؟»

خانواده کیانوش آسا همچنین خواستار پاسخگویی به این پرسش ها شدند که «لباسها، عينک، ساعت و تلفن همراهش در کجا نگهداری شده يا می شود؟ و چرا آنها را به ما تحويل نداده اند؟»

دادخواهی خانواده کیانوش آسا از قوه قضائیه و مجلس


کیانوش آسا ۲۵ ساله، در راهپیمایی مسالمت آمیز ۲۵ خرداد مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود
۱۳۸۸/۰۹/۰۷

خانواده کیانوش آسا با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به مسئولان قوای قضائیه و مقننه، و کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی خواستار «رسيدگی و پاسخ صريح، روشن و دقيق» به زوایای پنهان چگونگی کشته شدن این دانشجوی کارشناسی ارشد شدند.

آنها در این نامه جزئیات تازه ای از کشته شدن فرزندشان را فاش کردند و آن را «جنایت بزرگ و ضد بشری» توصیف کرده اند.

فاطمه فلاح، مادر کیانوش آسا و کامران برادر وی، در نامه سرگشاده خود علاوه بر رئیس قوه قضائیه، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و کمیته حقیقتیاب مجلس شورای اسلامی را نیز مورد خطاب قرار داده و از آنها خواسته اند که «بعد از پيگيری دقيق، نتيجه را در اختيار خانواده داغدار کيانوش آسا» قرار دهند و تأکید کرده اند که بعد از معرفی عاملان و آمران اين جنايت هولناک خواستار «محاکمه روشن و شفاف و مجازات قاتل يا قاتلين با هر لباس و در هر مکانی» با حضور خانواده وی هستند.

کیانوش آسا ۲۵ ساله، نقاش، کاريکاتوريست، و نوازنده اهل کرمانشاه و دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت تهران بود که روز دوشنبه ۲۵ خرداد در جریان راهپیمایی مسالمت آمیز معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات، هدف اصابت گلوله قرار گرفت و پس از مجروح شدن مفقود شد.

پیکر بیجان این دانشجو پس از ۹ روز جستوجوی خانواده اش در میان کشته شدگان «مجهول الهویه» پزشکی قانونی تهران شناسایی شد و روز هفتم تیر در مراسمی خصوصی که با حضور مأموران امنیتی همراه بود، در زادگاهش کمانشاه به خاک سپرده شد.

نیروهای امنیتی فیلم مراسم خاکسپاری کیانوش آسا را هم توقیف کردند و مدتی بعد در مراسم چهلم وی که در اواسط مرداد ماه با حضور گسترده مردم کرمانشاه همراه بود نزدیک به ۱۵ نفر را بازداشت کردند.

درخواست محاکمه شفاف قاتلان و آمران

خانواده کیانوش آسا در نامه سرگشاده خود با اشاره به اینکه وی « روز ۲۳ خرداد برای انجام امور مربوط به پايان نامه دوره کارشناسی ارشد خود از زادگاهش کرمانشاه به دانشگاه علم و صنعت ايران برمی گردد» از حضور وی در تجمع ميليونی آزادی در روز ۲۵ خرداد، و پس از آن مفقود شدنش خبر دادند.

آنها همچنین اعلام کردند که در پی ۹ روز جستوجوی مداوم گروهی و شبانهروزی «در زندان اوين و کهريزک، دادگاه انقلاب، پليس امنيت، حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، آگاهی شاپو، بيمارستان حضرت رسول و ديگر بيمارستان های تهران، ناباورانه روز سوم تير جسد او را در پزشکی قانونی تهران با دهانی پر از خون ناشی از اصابت گلوله ها» شناسايی کردند.

در نامه خانواده کیانوش آسا، همچنین با اشاره به اینکه در جریان پیگیری ۹ روزه بارها به آنها گفته بودند که «کيانوش در اوين زندانی است» اضافه کردهاند که «هيچگاه تصور نمی کرديم حضور عزيزمان در يک راهپيمايی مسالمت آميز ميليونی، ما را روزها و شب ها در اضطراب و بیخبری قرار داده و سپس به پزشکی قانونی بکشاند و در برابر صحنه و سپس شرايطی قرار دهد که در بدترين حالات و اوضاع ممکن، تصور آن را هم به ذهن خود راه نمی داديم».

به گفته خانواده آسا «طبق گفته های دوستان نزديک، در آخرين لحظات حادثه، تنها يک گلوله به پهلوی کيانوش اصابت می کند و زخمی می شود بعد از آن ديگر کسی از او اطلاعی ندارد و بر اساس گزارش پزشکی قانونی، جسد در تاريخ ۲۹ خرداد يعنی چهار روز بعد از اصابت آن گلوله به مرکز پزشکی قانونی تهران تحويل می گردد اما وقتی که ما جسد را روز سوم تير شناسايی کرديم ديديم که علاوه بر آن گلوله، گلوله ديگری هم به گردنش اصابت کرده و بدين سادگی با جنايتی هولناک جان دانشجوی کُرد جوان از خطه کرمانشاه را از او و خانواده و جامعه گرفتند».

در نامه خانواده آسا همچنبن به تناقض های گزارش پزشکی قانونی و دادگاه انقلاب در خصوص چگونگی کشته شدن کیانوش آسا اشاره شده است.

بنابر اعلام خانواده کیانوش آسا همچنین «گزارش پزشکی قانونی ناقص بوده و تنها علت فوت را اصابت گلوله عنوان کرده و به روز فوت و اينکه گلوله های موجود در بدن از يک جنس يا جنس های متفاوت بوده تا نوع و شکل مرگ مشخص گردد، اشاره ای نکرده است».

این خانواده در نامه خود نوشته اند «هيچگاه تصور نمی کرديم که از همه آن دوران های ظلم و تجاوز صدام جنايتکار و آوارگی های پی در پی عبور کرده ولی سالها بعد، بعد از به ثمر نشستن زحمت های شبانه روزی کيانوش آسا و خانواده اش در رسيدن او به اين جايگاه علمی و نخبگی و دانايی، به همين سادگی آماج گلوله های کسانی قرار بگيرد که به ظاهر خود را ايرانی خوانده اما استفاده بیپروا از اسلحه بر عليه جوانان ايرانی و ريختن خون آنها را مجاز دانسته، اين جنايت بزرگ را مرتکب شده و اين چنين آتش به زندگی ما زده و غم و ماتم و اندوه را به خانه و خانواده و ماه ها گريه های شبانه روز را بر مادرش تحميل کنند و در اين زمينه با طفره رفتن از اين فاجعه عظيم و ويرانگر تا کنون هيچ شخص يا سازمانی پاسخگو نبوده است».

خانواده کیانوش آسا در این نامه خطاب به آیت الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، و سایر مقام های مسئول تأکید کرده اند که «کمترين تقاضای ما به عنوان خانواده کيانوش آسا که بزرگترين ظلم غير قابل تصور بر ما تحميل شده، در ابتدا، مشخص شدن زوايای نامعلوم اين فاجعه است».

آنها همچنین از مقام های مسئول خواستند تا پاسخ دهند که کیانوش آسا «قبل از مرگ يعنی در روزهای ۲۵ تا ۲۹ خرداد در چه شرايطی بوده؟ کدام روز جان خود را از دست داده؟ محل نگهداری اش کجا بوده؟ بعد از زخمی شدن از گلوله اول آيا به بيمارستان انتقال داده شده؟ و در آن صورت در کدام بيمارستان بوده؟ و آيا بدن زخمیاش تحت درمان مناسب قرار گرفته يا نه؟»

خانواده کیانوش آسا همچنین خواستار پاسخگویی به این پرسش ها شدند که «لباسها، عينک، ساعت و تلفن همراهش در کجا نگهداری شده يا می شود؟ و چرا آنها را به ما تحويل نداده اند؟»

داروی ضد ایدز؛ رسوايی دیگری برای رژیم آخوندی


سایت فردا در تهران: داروی گیاهی که با نام تجاری " آیمد" برای بیماران مبتلا به ایدز استفاده می شود، هیچ تاثیر درمانی ندارد.

یک عضو کمیته کشوری ایدز با انتقاد از تبلیغاتی که در خصوص این دارو صورت گرفته است، گفت: آیمد یک داروی گیاهی است که هیچ فایده ای ندارد.

این متخصص بیماریهای عفونی با عنوان این مطلب که برخی با تبلیغات این دارو به دنبال مطرح شدن و حضور در تلویزیون بودند، گفت: این دارو در هیچ یک از مجامع علمی دنیا تایید نشده است و نمی توان حتی یک مقاله در مورد آیمد در مجلات معتبر علمی دنیا یافت.

این عضو کمیته کشوری ایدز با اشاره به مخالفت این کمیته برای استفاده مردم از داروی آیمد، افزود: در حال حاضر این دارو بر روی بیمارانی که هیچ امیدی به زنده ماندن آنان نیست، آزمایش می شود.

وی تاکید کرد: البته این کار با گرفتن رضایت نامه و امضا از بیماران صورت می گیرد و این بیماران چون در آخر خط هستند، مخالفتی با این پیشنهاد ندارند.

داروی ضد ایدز؛ رسوايی دیگری برای رژیم آخوندی


سایت فردا در تهران: داروی گیاهی که با نام تجاری " آیمد" برای بیماران مبتلا به ایدز استفاده می شود، هیچ تاثیر درمانی ندارد.

یک عضو کمیته کشوری ایدز با انتقاد از تبلیغاتی که در خصوص این دارو صورت گرفته است، گفت: آیمد یک داروی گیاهی است که هیچ فایده ای ندارد.

این متخصص بیماریهای عفونی با عنوان این مطلب که برخی با تبلیغات این دارو به دنبال مطرح شدن و حضور در تلویزیون بودند، گفت: این دارو در هیچ یک از مجامع علمی دنیا تایید نشده است و نمی توان حتی یک مقاله در مورد آیمد در مجلات معتبر علمی دنیا یافت.

این عضو کمیته کشوری ایدز با اشاره به مخالفت این کمیته برای استفاده مردم از داروی آیمد، افزود: در حال حاضر این دارو بر روی بیمارانی که هیچ امیدی به زنده ماندن آنان نیست، آزمایش می شود.

وی تاکید کرد: البته این کار با گرفتن رضایت نامه و امضا از بیماران صورت می گیرد و این بیماران چون در آخر خط هستند، مخالفتی با این پیشنهاد ندارند.

داروی ضد ایدز؛ رسوايی دیگری برای رژیم آخوندی


سایت فردا در تهران: داروی گیاهی که با نام تجاری " آیمد" برای بیماران مبتلا به ایدز استفاده می شود، هیچ تاثیر درمانی ندارد.

یک عضو کمیته کشوری ایدز با انتقاد از تبلیغاتی که در خصوص این دارو صورت گرفته است، گفت: آیمد یک داروی گیاهی است که هیچ فایده ای ندارد.

این متخصص بیماریهای عفونی با عنوان این مطلب که برخی با تبلیغات این دارو به دنبال مطرح شدن و حضور در تلویزیون بودند، گفت: این دارو در هیچ یک از مجامع علمی دنیا تایید نشده است و نمی توان حتی یک مقاله در مورد آیمد در مجلات معتبر علمی دنیا یافت.

این عضو کمیته کشوری ایدز با اشاره به مخالفت این کمیته برای استفاده مردم از داروی آیمد، افزود: در حال حاضر این دارو بر روی بیمارانی که هیچ امیدی به زنده ماندن آنان نیست، آزمایش می شود.

وی تاکید کرد: البته این کار با گرفتن رضایت نامه و امضا از بیماران صورت می گیرد و این بیماران چون در آخر خط هستند، مخالفتی با این پیشنهاد ندارند.

تهدید تروریستی مداح احمدی نژاد علیه موسوی و کروبی


سایت رجانیوز متعلق به لباس شخصی ها: حاج منصور ارضی با انتقاد از رها کردن عوامل اصلی حوادث اخیر و عدم اراده برای برخورد با آن‌ها تأکید کرد: چنانچه مسئولین به وظیفه خود عمل نکنند، مردم خود به بند "م" وصیت‌نامه سیاسی- الهی امام خمینی عمل خواهند کرد.

این مداح مشهور تهران که در حسینیه لباس‌فروش‌های تهران سخن می‌گفت، افزود: در حال حاضر تمرکز عوامل حوادث اخیر بر روی دانشگاه‌ها است و از آنجایی که عوامل اصلی یعنی آن 3 نفر آزاد هستند و کسی کاری به آن‌ها ندارد، به فتنه‌انگیزی‌های خود ادامه می‌دهند.

ارضی با بیان اینکه هنوز وصیت‌نامه سیاسی امام خمینی منسوخ نشده است، ادامه داد: در صورت مسامحه مسئولین در برخورد با عوامل اصلی، مردم خود به بند میم وصیت نامه عمل خواهند کرد و اگر تاکنون نیز برخوردی نکرده‌اند، به احترام گل روی رهبر انقلاب بوده است.

تهدید تروریستی مداح احمدی نژاد علیه موسوی و کروبی


سایت رجانیوز متعلق به لباس شخصی ها: حاج منصور ارضی با انتقاد از رها کردن عوامل اصلی حوادث اخیر و عدم اراده برای برخورد با آن‌ها تأکید کرد: چنانچه مسئولین به وظیفه خود عمل نکنند، مردم خود به بند "م" وصیت‌نامه سیاسی- الهی امام خمینی عمل خواهند کرد.

این مداح مشهور تهران که در حسینیه لباس‌فروش‌های تهران سخن می‌گفت، افزود: در حال حاضر تمرکز عوامل حوادث اخیر بر روی دانشگاه‌ها است و از آنجایی که عوامل اصلی یعنی آن 3 نفر آزاد هستند و کسی کاری به آن‌ها ندارد، به فتنه‌انگیزی‌های خود ادامه می‌دهند.

ارضی با بیان اینکه هنوز وصیت‌نامه سیاسی امام خمینی منسوخ نشده است، ادامه داد: در صورت مسامحه مسئولین در برخورد با عوامل اصلی، مردم خود به بند میم وصیت نامه عمل خواهند کرد و اگر تاکنون نیز برخوردی نکرده‌اند، به احترام گل روی رهبر انقلاب بوده است.

تهدید تروریستی مداح احمدی نژاد علیه موسوی و کروبی


سایت رجانیوز متعلق به لباس شخصی ها: حاج منصور ارضی با انتقاد از رها کردن عوامل اصلی حوادث اخیر و عدم اراده برای برخورد با آن‌ها تأکید کرد: چنانچه مسئولین به وظیفه خود عمل نکنند، مردم خود به بند "م" وصیت‌نامه سیاسی- الهی امام خمینی عمل خواهند کرد.

این مداح مشهور تهران که در حسینیه لباس‌فروش‌های تهران سخن می‌گفت، افزود: در حال حاضر تمرکز عوامل حوادث اخیر بر روی دانشگاه‌ها است و از آنجایی که عوامل اصلی یعنی آن 3 نفر آزاد هستند و کسی کاری به آن‌ها ندارد، به فتنه‌انگیزی‌های خود ادامه می‌دهند.

ارضی با بیان اینکه هنوز وصیت‌نامه سیاسی امام خمینی منسوخ نشده است، ادامه داد: در صورت مسامحه مسئولین در برخورد با عوامل اصلی، مردم خود به بند میم وصیت نامه عمل خواهند کرد و اگر تاکنون نیز برخوردی نکرده‌اند، به احترام گل روی رهبر انقلاب بوده است.

صدای ساز آقای چاوز


با آنکه به بار آمدن رُسوایی دیپلُماتیک در سفرهای خارجی آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر مسند ریاست جمهوری موضوع تازه ای به شُمار نمی آید اما آنچه که در 3 هفته اخیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ناچار به هضم آن گردیده، بی گمان از کیفیت تازه ای در این زمینه حکایت می کُند.

رژیم ولایت فقیه به گونه روز افزونی با فاصله گیری نزدیکان کم شُمارش در جامعه جهانی روبرو می شود. این واقعیت تلخ را ابتدا رووسای جُمهور تُرکیه و برزیل به آقای احمدی نژاد یادآوری کردند. برخلاف پروتُکُل معمول دیدارهای رسمی، هیچیک از همتایان وی حاضر به استقبال از او در فرودگاه یا دیدار در محل اقامت رسمی خود نشد. حرکت مزبور که در عُرف دیپلُماتیک یک توهین صریح محسوب می شود، از سوی هیات اعزامی بارگاه ولایت بدون هیچ واکُنشی قورت داده شُد.

در نظر به آنچه که به انتظار گُماشته آیت الله خامنه ای در ونزوئلا نشسته بود، شانه سرد آقایان گُل و لولا، یک آغوش داغ می تواند به حساب بیاید. آقای چاوز فقط به غیبت از مراسم استقبال از آقای محمود احمدی نژاد اکتفا نکرد، او همچنین میهمان خود را وادار کرد تا با ریتم سرود شاهنشاهی از برابر گارد احترام عُبور کُند.

تصادُف یا عمد، در هر حال نتیجه یکسان است و آن بی اعتباری و در بهترین حالت، ناچیز و خُرد شمُردن مسوولان رژیم ولایت فقیه از سوی یکی از نزدیکترین یاران گرمابه ای آن است. عدم اعتراض طرفها و پخش بی کم و کاست این صحنه از سوی تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی نشان داد که آقای چاوز چندان هم در ارزیابی خود از آنها به خطا نرفته است.

جمهوری اسلامی مُدتها است که کمابیش با بی اعتنایی تحقیرآمیز یا اعلام آشکار بیزاری از نمایندگان و فرستادگان خود در مجامع بین المللی کمابیش کنار آمده است. برای رژیم ایزوله ای که همه ی دوستان آن در پهنه بین المللی را با انگُشتان یک دست می توان شمُرد، قبول پرداخت هزینه ی گزاف برای فرستادن علامت حیات حتی از زیر لایه ضخیمی از خوار شُدن و به سختی مورد نکوهش قرار گرفتن، یک شر کم تر به حساب می آید.

کیفیت تازه ای که در این مُناسبات روی داده است، گُسترش بی اعتباری و کراهت از رژیم نظامی – امنیتی ولی فقیه حتی نزد همدمانی است که بابت دوستی شان نرخهای گزاف مُطالبه کرده و دریافت می کُنند. برای رژیمی که نفس اش زیر فشار یک جُنبش اجتماعی به شُماره اُفتاده است، کاهش جذابیتهای نقدی خود از سوی مُشتریانش می تواند علامت روشنی از آینده ای باشد که برایش تصور می شود.

صدای ساز آقای چاوز


با آنکه به بار آمدن رُسوایی دیپلُماتیک در سفرهای خارجی آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر مسند ریاست جمهوری موضوع تازه ای به شُمار نمی آید اما آنچه که در 3 هفته اخیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ناچار به هضم آن گردیده، بی گمان از کیفیت تازه ای در این زمینه حکایت می کُند.

رژیم ولایت فقیه به گونه روز افزونی با فاصله گیری نزدیکان کم شُمارش در جامعه جهانی روبرو می شود. این واقعیت تلخ را ابتدا رووسای جُمهور تُرکیه و برزیل به آقای احمدی نژاد یادآوری کردند. برخلاف پروتُکُل معمول دیدارهای رسمی، هیچیک از همتایان وی حاضر به استقبال از او در فرودگاه یا دیدار در محل اقامت رسمی خود نشد. حرکت مزبور که در عُرف دیپلُماتیک یک توهین صریح محسوب می شود، از سوی هیات اعزامی بارگاه ولایت بدون هیچ واکُنشی قورت داده شُد.

در نظر به آنچه که به انتظار گُماشته آیت الله خامنه ای در ونزوئلا نشسته بود، شانه سرد آقایان گُل و لولا، یک آغوش داغ می تواند به حساب بیاید. آقای چاوز فقط به غیبت از مراسم استقبال از آقای محمود احمدی نژاد اکتفا نکرد، او همچنین میهمان خود را وادار کرد تا با ریتم سرود شاهنشاهی از برابر گارد احترام عُبور کُند.

تصادُف یا عمد، در هر حال نتیجه یکسان است و آن بی اعتباری و در بهترین حالت، ناچیز و خُرد شمُردن مسوولان رژیم ولایت فقیه از سوی یکی از نزدیکترین یاران گرمابه ای آن است. عدم اعتراض طرفها و پخش بی کم و کاست این صحنه از سوی تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی نشان داد که آقای چاوز چندان هم در ارزیابی خود از آنها به خطا نرفته است.

جمهوری اسلامی مُدتها است که کمابیش با بی اعتنایی تحقیرآمیز یا اعلام آشکار بیزاری از نمایندگان و فرستادگان خود در مجامع بین المللی کمابیش کنار آمده است. برای رژیم ایزوله ای که همه ی دوستان آن در پهنه بین المللی را با انگُشتان یک دست می توان شمُرد، قبول پرداخت هزینه ی گزاف برای فرستادن علامت حیات حتی از زیر لایه ضخیمی از خوار شُدن و به سختی مورد نکوهش قرار گرفتن، یک شر کم تر به حساب می آید.

کیفیت تازه ای که در این مُناسبات روی داده است، گُسترش بی اعتباری و کراهت از رژیم نظامی – امنیتی ولی فقیه حتی نزد همدمانی است که بابت دوستی شان نرخهای گزاف مُطالبه کرده و دریافت می کُنند. برای رژیمی که نفس اش زیر فشار یک جُنبش اجتماعی به شُماره اُفتاده است، کاهش جذابیتهای نقدی خود از سوی مُشتریانش می تواند علامت روشنی از آینده ای باشد که برایش تصور می شود.

صدای ساز آقای چاوز


با آنکه به بار آمدن رُسوایی دیپلُماتیک در سفرهای خارجی آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر مسند ریاست جمهوری موضوع تازه ای به شُمار نمی آید اما آنچه که در 3 هفته اخیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ناچار به هضم آن گردیده، بی گمان از کیفیت تازه ای در این زمینه حکایت می کُند.

رژیم ولایت فقیه به گونه روز افزونی با فاصله گیری نزدیکان کم شُمارش در جامعه جهانی روبرو می شود. این واقعیت تلخ را ابتدا رووسای جُمهور تُرکیه و برزیل به آقای احمدی نژاد یادآوری کردند. برخلاف پروتُکُل معمول دیدارهای رسمی، هیچیک از همتایان وی حاضر به استقبال از او در فرودگاه یا دیدار در محل اقامت رسمی خود نشد. حرکت مزبور که در عُرف دیپلُماتیک یک توهین صریح محسوب می شود، از سوی هیات اعزامی بارگاه ولایت بدون هیچ واکُنشی قورت داده شُد.

در نظر به آنچه که به انتظار گُماشته آیت الله خامنه ای در ونزوئلا نشسته بود، شانه سرد آقایان گُل و لولا، یک آغوش داغ می تواند به حساب بیاید. آقای چاوز فقط به غیبت از مراسم استقبال از آقای محمود احمدی نژاد اکتفا نکرد، او همچنین میهمان خود را وادار کرد تا با ریتم سرود شاهنشاهی از برابر گارد احترام عُبور کُند.

تصادُف یا عمد، در هر حال نتیجه یکسان است و آن بی اعتباری و در بهترین حالت، ناچیز و خُرد شمُردن مسوولان رژیم ولایت فقیه از سوی یکی از نزدیکترین یاران گرمابه ای آن است. عدم اعتراض طرفها و پخش بی کم و کاست این صحنه از سوی تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی نشان داد که آقای چاوز چندان هم در ارزیابی خود از آنها به خطا نرفته است.

جمهوری اسلامی مُدتها است که کمابیش با بی اعتنایی تحقیرآمیز یا اعلام آشکار بیزاری از نمایندگان و فرستادگان خود در مجامع بین المللی کمابیش کنار آمده است. برای رژیم ایزوله ای که همه ی دوستان آن در پهنه بین المللی را با انگُشتان یک دست می توان شمُرد، قبول پرداخت هزینه ی گزاف برای فرستادن علامت حیات حتی از زیر لایه ضخیمی از خوار شُدن و به سختی مورد نکوهش قرار گرفتن، یک شر کم تر به حساب می آید.

کیفیت تازه ای که در این مُناسبات روی داده است، گُسترش بی اعتباری و کراهت از رژیم نظامی – امنیتی ولی فقیه حتی نزد همدمانی است که بابت دوستی شان نرخهای گزاف مُطالبه کرده و دریافت می کُنند. برای رژیمی که نفس اش زیر فشار یک جُنبش اجتماعی به شُماره اُفتاده است، کاهش جذابیتهای نقدی خود از سوی مُشتریانش می تواند علامت روشنی از آینده ای باشد که برایش تصور می شود.

قطع تمام همکاریهای رژیم تهران با آژانس اتمی


خبرگزاری حکومتی مهر: نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین المللی انرژی اتمی صدور قطعنامه جدید را اشتباه تاریخی طراحان آن خواند و گفت: این قطعنامه علاوه بر اینکه فضای همکاری فعلی را مختل می کند باعث خواهد شد جمهوری اسلامی همکاریهای خود را ادامه ندهد.

علی اصغر سلطانیه گفت، تاکنون هیچ قطعنامه ای از سوی شورای امنیت و یا شورای حکام مانع ادامه فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی نشده و این قطعنامه اخیر نیز تاثیری بر این فعالیت ها ندارد و ما کماکان به فعالیت های خود ادامه خواهیم داد.

نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید کرد: دنیا بداند که جمهوری اسلامی لحظه ای در دنبال کردن فعالیت های هسته ای خود درنگ نخواهد کرد و صدور قطعنامه اخیر شورای حکام نیز باعث مصرتر شدن ما در پیگیری این فعالیتها می شود.


حتی یک کلمه از قطعنامه آژانس را اجرا نخواهیم کرد

به گزارش رادیو آلمان، سلطانیه در واکنش به تصویب قطعنامه در شورای حکام گفت، جمهوری اسلامی حتی یک کلمه از این قطعنامه را هم اجرا نخواهد کرد.
قطعنامه شورای حکام از جمهوری اسلامی می‌خواهد که ادامه ساخت مرکز اتمی فوردو را فورا متوقف کند.

ایالات متحده آمریکا نسبت به واکنش منفی جمهوری اسلامی در برابر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هشدار داد و گفت این کار پیامد خواهد داشت.

قطع تمام همکاریهای رژیم تهران با آژانس اتمی


خبرگزاری حکومتی مهر: نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین المللی انرژی اتمی صدور قطعنامه جدید را اشتباه تاریخی طراحان آن خواند و گفت: این قطعنامه علاوه بر اینکه فضای همکاری فعلی را مختل می کند باعث خواهد شد جمهوری اسلامی همکاریهای خود را ادامه ندهد.

علی اصغر سلطانیه گفت، تاکنون هیچ قطعنامه ای از سوی شورای امنیت و یا شورای حکام مانع ادامه فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی نشده و این قطعنامه اخیر نیز تاثیری بر این فعالیت ها ندارد و ما کماکان به فعالیت های خود ادامه خواهیم داد.

نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید کرد: دنیا بداند که جمهوری اسلامی لحظه ای در دنبال کردن فعالیت های هسته ای خود درنگ نخواهد کرد و صدور قطعنامه اخیر شورای حکام نیز باعث مصرتر شدن ما در پیگیری این فعالیتها می شود.


حتی یک کلمه از قطعنامه آژانس را اجرا نخواهیم کرد

به گزارش رادیو آلمان، سلطانیه در واکنش به تصویب قطعنامه در شورای حکام گفت، جمهوری اسلامی حتی یک کلمه از این قطعنامه را هم اجرا نخواهد کرد.
قطعنامه شورای حکام از جمهوری اسلامی می‌خواهد که ادامه ساخت مرکز اتمی فوردو را فورا متوقف کند.

ایالات متحده آمریکا نسبت به واکنش منفی جمهوری اسلامی در برابر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هشدار داد و گفت این کار پیامد خواهد داشت.

قطع تمام همکاریهای رژیم تهران با آژانس اتمی


خبرگزاری حکومتی مهر: نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین المللی انرژی اتمی صدور قطعنامه جدید را اشتباه تاریخی طراحان آن خواند و گفت: این قطعنامه علاوه بر اینکه فضای همکاری فعلی را مختل می کند باعث خواهد شد جمهوری اسلامی همکاریهای خود را ادامه ندهد.

علی اصغر سلطانیه گفت، تاکنون هیچ قطعنامه ای از سوی شورای امنیت و یا شورای حکام مانع ادامه فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی نشده و این قطعنامه اخیر نیز تاثیری بر این فعالیت ها ندارد و ما کماکان به فعالیت های خود ادامه خواهیم داد.

نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید کرد: دنیا بداند که جمهوری اسلامی لحظه ای در دنبال کردن فعالیت های هسته ای خود درنگ نخواهد کرد و صدور قطعنامه اخیر شورای حکام نیز باعث مصرتر شدن ما در پیگیری این فعالیتها می شود.


حتی یک کلمه از قطعنامه آژانس را اجرا نخواهیم کرد

به گزارش رادیو آلمان، سلطانیه در واکنش به تصویب قطعنامه در شورای حکام گفت، جمهوری اسلامی حتی یک کلمه از این قطعنامه را هم اجرا نخواهد کرد.
قطعنامه شورای حکام از جمهوری اسلامی می‌خواهد که ادامه ساخت مرکز اتمی فوردو را فورا متوقف کند.

ایالات متحده آمریکا نسبت به واکنش منفی جمهوری اسلامی در برابر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هشدار داد و گفت این کار پیامد خواهد داشت.

روسيه از احتمال تروريستی بودن حادثه قطار خبر داد


خبرگزاري اينترفاکس روسیه روز شنبه اعلام کرد دادستان کل روسيه پرونده اي جنايي براي رسيدگي به اتهامات تروريسم در ارتباط با کشته شدن دهها تن در حادثه از خط خارج شدن يک قطار مسافربري در اين کشور گشوده است.

اينترفاکس همچنين به نقل از دفتر دادستاني روسيه اعلام کرد پرونده اي جنايي در خصوص اتهامات مبني بر مالکيت غيرقانوني مواد منفجره در اين ارتباط باز شده است.

اين در حاليست که رئيس شرکت ملي خطوط راه اهن روسيه احتمال داده است اين حادثه بر اثر انفجار بمب روي داده باشد.

به گزارش خبرگزاري رويتر از مسکو، دستکم 39 نفر براثر از خط خارج شدن قطار سريع السير مسکو - سنت پيترزبورگ کشته و بيش از صد تن ديگر نيز در اين حادثه زخمي شدند.

روسيه از احتمال تروريستی بودن حادثه قطار خبر داد


خبرگزاري اينترفاکس روسیه روز شنبه اعلام کرد دادستان کل روسيه پرونده اي جنايي براي رسيدگي به اتهامات تروريسم در ارتباط با کشته شدن دهها تن در حادثه از خط خارج شدن يک قطار مسافربري در اين کشور گشوده است.

اينترفاکس همچنين به نقل از دفتر دادستاني روسيه اعلام کرد پرونده اي جنايي در خصوص اتهامات مبني بر مالکيت غيرقانوني مواد منفجره در اين ارتباط باز شده است.

اين در حاليست که رئيس شرکت ملي خطوط راه اهن روسيه احتمال داده است اين حادثه بر اثر انفجار بمب روي داده باشد.

به گزارش خبرگزاري رويتر از مسکو، دستکم 39 نفر براثر از خط خارج شدن قطار سريع السير مسکو - سنت پيترزبورگ کشته و بيش از صد تن ديگر نيز در اين حادثه زخمي شدند.

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic