Sunday, December 13, 2009

مرگ "منابع مطلع" در جمهوری اسلامی


سایت روز: دادستان تهران اعلام کرد که براساس اظهار نظررسمی پزشکی قانونی، علت مرگ مجید سلیمانی پور و همسرش شهین برون، نشت گاز بوده است. مجید سلیمانی پور، مدیرعامل و عضو هیئت مدیره شرکت "توسعه اعتماد مبین" متعلق به سپاه پاسداران بود که بعد از انتخابات در بزرگ ترین معامله تاریخ بورس ایران به ارزش 7800 میلیارد تومان، پنجاه به علاوه یک درصد سهام شرکت مخابرات ایران را خریداری کرد.

این خرید، تبدیل به یکی از بحث انگیزترین معاملات اقتصادی بعد از انقلاب شد و حتی برخی از مقام های مسوول، آن را به خاطر عدم رعایت ضوابط قانونی مزایده و وجود نداشتن رقابت واقعی بر سر تصاحب شرکت مخابرات، غیرقانونی دانستند. تنها رقیب شرکت توسعه اعتماد مبین در تملک شرکت مخابرات، شرکت سرمایه‌گذاری "مهر اقتصاد ایرانیان" بود که آن هم وابسته به سپاه پاسداران بود.


مرگ بر اثر نشت گاز؟

عباس جعفری دولت آبادی گفته است که پس از معاينه خانم شهيد برون که 49 سال داشت مشخص شد که وي فوت کرده و همسرش مجيد سليماني پور نيز به بيمارستان شهيد چمران منتقل شده و سپس در گذشته است.

دادستان تهران با بیان اینکه پزشکي قانوني در مورد نتايج تحقيقات سم شناسي نيز متعاقبا اظهارنظر خواهد کرد افزود: "محل موتورخانه منزل متوفيان که نشت گاز ناشي نيز ناشي از همين محل بوده، طبق دستور بازپرس پرونده پلمپ شده است."

اظهارات دادستان تهران در حالی صورت گرفت که سيدمسعود ميري، مدير روابط عمومي شرکت توسعه اعتماد مبين در گفتگو با روزنامه اعتماد، فوت آقای سلیمانمی پور در بیمارستان را تکذیب کرد و اظهار داشت که وی و همسرش هر دو با هم فوت کرده اند.

او در حالی خبر از کشف اجساد توسط پسر آقای سلیمانی پور داد که به گفته خودش، پسر مدیر عامل شرکت توسعه اعتماد مبین نیز با والدین اش در یک ساختمان زندگی می کرده است. اما اینکه چگونه بر اثر نشت گاز، زوج سلیمانی پور فوت کرده اند اما پسر آنها که در همان منزل خوابیده بوده نه تنها زنده مانده بلکه هیچ اثری از نشت گاز حس نکرده، سوالی است که تاکنون بی پاسخ مانده. تنها توضیح میری در این زمینه حکایت از آن دارد که به گفته وی، پسر آقای سلیمانی پور در یک اتاق دیگر خوابیده بوده.

مجید سلیمانی پور، جانشين فرمانده دانشگاه امام حسين (وابسته به سپاه پاسداران)، عضو هيات علمي دانشکده فني و مهندسي اين دانشگاه، و مديرعامل شرکت توسعه اعتماد مبين (تشکيل شده از سه شرکت متعلق به بنياد تعاون سپاه و ستاد اجرايي فرمان امام) بود. بر اساس گزارش روزنامه اعتماد، آقای سلیمانی پور 12 روز قبل، يعني نهم آذرماه در مجمع عمومي شرکت مخابرات، وعده تبديل مخابرات به يک اپراتور بزرگ در جهان براي سال 1400 را داده بود و درباره شرکت خود نيز گفته بود با تمام مسوولان نظام در تعامل بالا هستيم اما در کار اقتصادي حريم خود را داريم.

مقامات قضایی در حالی از ادامه تحقیقات درباره فوت آقای سلیمانی پور و همسرش سخن می گویند که در سال های گذشته، تردیدهای زیادی در مورد علت مرگ بسیاری از منابع مطللع از پرونده های حساس وجود داشته است. شاید از همین رو است که خیلی ها معتقدند در قتل این چهره ها ، حکومت ایران دست دارد.


"خودکشی" سعید امامی

شاید سعید امامی (اسلامی) مهم ترین چهره ای بود که اغلب ناظران، علت اعلام شده از سوی حکومت در خصوص مرگ او را نپذیرفتند و باور داشتند که برای جلوگیری از سخن گفتن و به میان کشیده شدن پای مقامات بالاتر در پرونده قتل های زنجیره ای ، سعید امامی را کشته اند.

معاون وزارت اطلاعات در زمان مسوولیت علی فلاحیان، از متهمان اصلی قتل های زنجیره ای بود که اعلام شد در زندان با داروی نظافت خودکشی کرده است. همان زمان وکلای خانواده های مقتولان قتل های زنجیره ای اعلام کردند که در داروی نظافتی که در ایران مصرف می شود هیچ نوع ماده سمی کشنده وجود ندارد. مهدی کروبی، رئیس مجلس ششم نیز اعلام کرد که "سعید امامی خودکشی شده است".

مرگ سعید امامی تا بدان حد مشکوک بود که در جناح اصولگرا نیز ترددیدهای بسیاری برانگیخت. روح الله حسینیان، نماینده فعلی مجلس و از حامیان افراطی محمود احمدی نژاد، همان زمان اعلام کرد که سعید امامی به قتل رسیده و قربانی آمران و عاملان واقعی قتل های زنجیره ای شده است.


مرگ فرمانده نیروی زمینی سپاه در سانحه هوایی

احمد كاظمي، فرمانده نيروي زميني سپاه در دوران جنگ، سعيد مهتدي،‌ فرمانده‌ لشكر 27 محمدرسول‌الله‌، سعيد سليماني‌ معاون‌ عمليات‌، حنيف‌ مسوول‌ اطلاعات‌، رشادي‌ معاون‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ و يزداني‌ فرمانده‌ يگان‌ توپخانه این نیرو، در یک سانحه مشکوک در سال 85 کشته شدند.

خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام ارشد سپاه، علت اصلي سقوط هواپيما را تمام شدن بنزين هواپيما دانست اما ستاد كل‌ نيروهاي‌ مسلح‌ در يك‌ اطلاعيه‌ رسمي‌ نقص فني‌ در هر دو موتور هواپيما را دليل‌ سقوط‌ هواپيماي‌ حامل‌ فرمانده‌ نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ عنوان‌ كرد.

بدین ترتیب، مجموعه‌ای از اظهارات‌ متناقض‌ و متفاوت‌ از سوي‌ مسوولان‌ در اختيار رسانه‌هاي‌ خبري‌ قرار گرفت‌ و منابع‌ مطلع‌ هر كدام‌ اطلاعات‌ متفاوتي‌ از دلايل‌ سقوط‌ هواپيما اعلام‌ كردند و هرگز مشخص نشد علت اصلی سانحه چه بوده است.

تردیدها در مورد مرگ این فرمانده سپاه وقتی بالا گرفت که عباس پالیزدار، دبیر اسبق کمیته تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه، در سخنرانی جنجالی خود در اردیبهشت 78 در دانشگاه همدان، سانحه سقوط هواپیمای احمد کاظمی و حتی سانحه مشابه سقوط هواپیمای رحمان دادمان وزیر راه دولت خاتمی را عمدی دانست. وی اظهار داشت: " در مورد هواپيمای شهيد کاظمی اين پرونده را من بررسی نکرده ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پيداست، می توان ماجرا را عمدی دانست و دست يکی از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط ‏هواپيما داشتيم... در مورد دادمان ماجرا عمدی بود، پرونده هزار ‏صفحه ای اين را مي گويد."


مرگ مشکوک اعضای گروه "مهدویت"

در پی ترور ناموفق علي رازيني رييس کل دادگستري تهران در سال 77 ، این عمل به گروه ناشناخته ای به نام "مهدویت" نسبت داده شد. در آن هنگام نيز، ترور در پرده اي از ابهام باقي ماند و سرانجام گفته شد که غلامرضا عاملي متهم به حمله به رازيني پس از ترور به امارات متحده عربي رفته بوده، اما به خاطر پشيماني، به ميل و اراده خود از امارات متحده عربي به سفارت جمهوري اسلامي ايران "پناهنده شده" تا در ايران محاکمه شود.

پس از آن بود که در آبان 79 خبر رسيد غلامرضا عاملي در خواب با ضربات چاقوي يک زنداني ديگر به شدت مجروح و به بهداري زندان منتقل شده است و در پي اين سوء قصد، دادگاه ضارب به گونه اي مخفيانه و غير علني برگزار شد. سپس، سيد محمد حسيني ميلاني، روحاني مشهدي که به اتهام دادن فتواي قتل علي رازيني به غلامرضا عاملي از چهار سال پيش در زندان به سر مي برد نيز، همچون خود عاملي، در زندان با خطر جاني مواجه شد. خبر ايسنا در اسفند 81 در اين زمينه حکايت داشت که حادثه، يک "بيماري قلبي" بوده، اما در پي عمل جراحي، به "مشکل ريوي" و آن گاه "مرگ" منجر شده است.


خبر گاردین در مورد مسوول شبکه وزارت کشور

حدود یک هفته بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، روزنامهٔ گاردین خبر از "مرگ مشکوک" فردی داد که گفته می شد آمار "واقعی" نتایج انتخابات را – که حاکی از شکست احمدی نژاد بود - افشا کرده بود.

به نوشته این روزنامه این فرد "محمد عسگری" نام داشت، اگرچه بعدها منابع داخلی نام صحیح وی را "محمد مهدی اصغری" ذکر کردند. وی مسئولیت امنیت شبکه وزارت کشور را به عهده داشت و طبق اخبار تایید نشده خبر داده بود که نرم افزار مورد استفاده برای شمارش آرا طوری دستکاری شده بود که نتایج استانها را تغییر دهد.

گاردین در گزارش خود ادآوری می کرد که این شخص ۲۷ خرداد در تهران در اثر یک سانحه مشکوک رانندگی درگذشته است.


پزشک کهریزک

در جدید ترین نمونه باید به قتل مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی، پزشک کهریزک اشاره کرد. جنازه این پزشک وظیفه 19 آبان ماه در خوابگاه محل خدمتش کشف شد.

علت مرگ این پزشک جوان نیز، خودشکی اعلام شد. هرچند که خانواده و دوستان او اعلام کردند که رامین هرگز امکان نداشت دست به کشتن خود بزند. این پزشک جوان دو روز قبل از کشته شدن محسن روح الامینی، او را معاینه کرده بود و می توانست درباره بازداشتگاه کهریزک ، اطلاعاتی موثق به افکار عمومی بدهد.

در پی درگذشت او، سایت های نزدیک به اصلاح طلبان خبر از بازداشت وی توسط نيروی انتظامی قبل از مرگش دادند. به نوشته این سایت ها، رامين پوراندرجانی بعد از بازداشت توسط نيروی انتظامی، بارها به دوستان نزديک خود گفته بود که احتمال قتل وی به علت اطلاع از جنايت‌های کهريزک وجود دارد. او همچنين گفته بود که برای شهادت دروغ در مورد آنچه در کهريزک رخ داده است تحت فشار است و بنابر اظهارات خانواده اش، او قصد داشت در دادگاه عليه مجرمان کهريزک شهادت دهد.

با فوت رامین پوراندرجانی، نام وی نیز به فهرست افرادی اضافه شد که درباره دلایل مرگ آنها هرگز پاسخی قانع کننده از سوی حکومت داده نشده و سرنوشت آنها همچنان در هاله ای از ابهام باقی مانده است.

فیلم؛ گوشمالی بسیجی و گرفتن دوربین و کلاه او

فیلم؛ گوشمالی بسیجی و گرفتن دوربین و کلاه او

فیلم؛ گوشمالی بسیجی و گرفتن دوربین و کلاه او

«عجایب ریاضیات»؛ انتقاد نمایندگان مجلس از وزیر صنایع و معادن

۱۳۸۸/۰۹/۲۲
آرش حسن نیا

معاون وزير صنايع و معادن در واکنش به بالا گرفتن احتمال ارائه نامه نمايندگان مجلس شورای اسلامی برای استيضاح علی اکبر محرابيان، وزير صنايع و معادن، اعلام کرده است که تا کنون هيچ نامه و طرحی برای استيضاح وزير صنايع و معادن در مجلس تهيه نشده است.

طاهر طاهری مطالبی که درباره استيضاح وزير صنايع و معادن مطرح می شود را ديدگاه های شخصی برخی از نمايندگان خوانده است. اما از سوی ديگر نمايندگان منتقد ِ عملکرد علی اکبر محرابيان، از جمله عزت الله اکبری، تاييد می کنند که چنانچه عملکرد وزير صنايع به همين منوال ادامه پيدا کند، دير يا زود وزير را استيضاح می کنند.

علی مطهری، يک عضو ديگر کميسيون صنايع و معادن مجلس، نيز در عين حال که استيضاح را حق قانونی نمايندگان مجلس دانسته اما معتقد است که برای قضاوت درباره عملکرد اين وزير در دولت دهم زود است و بايد برای بهبود عملکرد به محرابيان وقت داد. او راهکارهايی چون «تذکر» و «سوال» از محرابيان را توصيه کرده و استيضاح را «پله آخر» دانسته است.

اما چرا نام محرابيان کمتر از سه ماه بعد از تشکيل دولت دهم به عنوان گزينه استيضاح مجلس مطرح می شود؟

سليمان جعفرزاده، رئيس کميسيون اجتماعی مجلس، اعلام کرده است تا کنون ۶۰ نفر از نمايندگان برای امضای طرح استيضاح علی اکبر محرابيان، وزير صنايع و معادن دولت دهم، اعلام آمادگی کرده اند.

او دلايل اين نمايندگان را چنين بر شمرده است: « با توجه به وضعيت مديريتی موجود در وزارتخانه صنايع و معادن، صنعت قفل شده و شاهد ورشکستگی و تعطيلی برخی از کارخانجات کوچک و بزرگ در کشور هستيم. برخی کارخانجات که به مرحله توليد می رسند هيچگونه حمايتی از آنها نمی شود و در شهرک های صنعتی ما فقط کمتر از ۳۰ درصد از کارخانجات کار می کند و بيش از ۷۰ درصد کاخانه ها به علت مشکلات نقدينگی و حمايتی تعطيل هستند».

وی افزود: « مديريت در صنعت کشور ضعيف است و با اين وضعيت صنعت ما آن شتاب و نشاطی را که لازم بود ندارد و روز به روز به عقب بر می گردد و افت می کند. در بسياری از صنايع آمار و ارقام غلط به مردم می دهيم، ولی متاسفانه هيچ تحولی در صنعت کشور به وجود نيامده و بسياری از صنايع ما هيچ حمايتی از طرف وزارت صنايع دريافت نمی کنند، نه تنها حمايت نمی شوند بلکه بعضاً توسط دوستان، اطرافيان و يا منصوبين وزير نيز سنگ اندازی می شود و اين مسئله مانع رشد و توسعه صنعت شده است».

محرابيان چندی پيش نيز در اتاق بازرگانی اصفهان مورد انتقاد اعضای اين اتاق قرار گرفت. او در آن جلسه در واکنش به سخنان حميدرضا فولادگر، نماينده اصفهان در مجلس شورای اسلامی، که اعلام کرده بود صنايع ايران فقط با ۴۰ درصد ظرفيت خود کار می کند اين عدد را از «عجايب رياضيات» خواند.

در حالی که موضوع استيضاح علی اکبر محرابيان اين روزها جدی تر از قبل شده است، وزير صنايع و معادن روز دوشنبه نيز به اتاق بازرگانی تهران می رود تا يک بار ديگر از تريبون بخش خصوصی به انتقادهای آنان پاسخ گفته و از سياست ها و برنامه های خود دفاع کند.

«عجایب ریاضیات»؛ انتقاد نمایندگان مجلس از وزیر صنایع و معادن

۱۳۸۸/۰۹/۲۲
آرش حسن نیا

معاون وزير صنايع و معادن در واکنش به بالا گرفتن احتمال ارائه نامه نمايندگان مجلس شورای اسلامی برای استيضاح علی اکبر محرابيان، وزير صنايع و معادن، اعلام کرده است که تا کنون هيچ نامه و طرحی برای استيضاح وزير صنايع و معادن در مجلس تهيه نشده است.

طاهر طاهری مطالبی که درباره استيضاح وزير صنايع و معادن مطرح می شود را ديدگاه های شخصی برخی از نمايندگان خوانده است. اما از سوی ديگر نمايندگان منتقد ِ عملکرد علی اکبر محرابيان، از جمله عزت الله اکبری، تاييد می کنند که چنانچه عملکرد وزير صنايع به همين منوال ادامه پيدا کند، دير يا زود وزير را استيضاح می کنند.

علی مطهری، يک عضو ديگر کميسيون صنايع و معادن مجلس، نيز در عين حال که استيضاح را حق قانونی نمايندگان مجلس دانسته اما معتقد است که برای قضاوت درباره عملکرد اين وزير در دولت دهم زود است و بايد برای بهبود عملکرد به محرابيان وقت داد. او راهکارهايی چون «تذکر» و «سوال» از محرابيان را توصيه کرده و استيضاح را «پله آخر» دانسته است.

اما چرا نام محرابيان کمتر از سه ماه بعد از تشکيل دولت دهم به عنوان گزينه استيضاح مجلس مطرح می شود؟

سليمان جعفرزاده، رئيس کميسيون اجتماعی مجلس، اعلام کرده است تا کنون ۶۰ نفر از نمايندگان برای امضای طرح استيضاح علی اکبر محرابيان، وزير صنايع و معادن دولت دهم، اعلام آمادگی کرده اند.

او دلايل اين نمايندگان را چنين بر شمرده است: « با توجه به وضعيت مديريتی موجود در وزارتخانه صنايع و معادن، صنعت قفل شده و شاهد ورشکستگی و تعطيلی برخی از کارخانجات کوچک و بزرگ در کشور هستيم. برخی کارخانجات که به مرحله توليد می رسند هيچگونه حمايتی از آنها نمی شود و در شهرک های صنعتی ما فقط کمتر از ۳۰ درصد از کارخانجات کار می کند و بيش از ۷۰ درصد کاخانه ها به علت مشکلات نقدينگی و حمايتی تعطيل هستند».

وی افزود: « مديريت در صنعت کشور ضعيف است و با اين وضعيت صنعت ما آن شتاب و نشاطی را که لازم بود ندارد و روز به روز به عقب بر می گردد و افت می کند. در بسياری از صنايع آمار و ارقام غلط به مردم می دهيم، ولی متاسفانه هيچ تحولی در صنعت کشور به وجود نيامده و بسياری از صنايع ما هيچ حمايتی از طرف وزارت صنايع دريافت نمی کنند، نه تنها حمايت نمی شوند بلکه بعضاً توسط دوستان، اطرافيان و يا منصوبين وزير نيز سنگ اندازی می شود و اين مسئله مانع رشد و توسعه صنعت شده است».

محرابيان چندی پيش نيز در اتاق بازرگانی اصفهان مورد انتقاد اعضای اين اتاق قرار گرفت. او در آن جلسه در واکنش به سخنان حميدرضا فولادگر، نماينده اصفهان در مجلس شورای اسلامی، که اعلام کرده بود صنايع ايران فقط با ۴۰ درصد ظرفيت خود کار می کند اين عدد را از «عجايب رياضيات» خواند.

در حالی که موضوع استيضاح علی اکبر محرابيان اين روزها جدی تر از قبل شده است، وزير صنايع و معادن روز دوشنبه نيز به اتاق بازرگانی تهران می رود تا يک بار ديگر از تريبون بخش خصوصی به انتقادهای آنان پاسخ گفته و از سياست ها و برنامه های خود دفاع کند.

«عجایب ریاضیات»؛ انتقاد نمایندگان مجلس از وزیر صنایع و معادن

۱۳۸۸/۰۹/۲۲
آرش حسن نیا

معاون وزير صنايع و معادن در واکنش به بالا گرفتن احتمال ارائه نامه نمايندگان مجلس شورای اسلامی برای استيضاح علی اکبر محرابيان، وزير صنايع و معادن، اعلام کرده است که تا کنون هيچ نامه و طرحی برای استيضاح وزير صنايع و معادن در مجلس تهيه نشده است.

طاهر طاهری مطالبی که درباره استيضاح وزير صنايع و معادن مطرح می شود را ديدگاه های شخصی برخی از نمايندگان خوانده است. اما از سوی ديگر نمايندگان منتقد ِ عملکرد علی اکبر محرابيان، از جمله عزت الله اکبری، تاييد می کنند که چنانچه عملکرد وزير صنايع به همين منوال ادامه پيدا کند، دير يا زود وزير را استيضاح می کنند.

علی مطهری، يک عضو ديگر کميسيون صنايع و معادن مجلس، نيز در عين حال که استيضاح را حق قانونی نمايندگان مجلس دانسته اما معتقد است که برای قضاوت درباره عملکرد اين وزير در دولت دهم زود است و بايد برای بهبود عملکرد به محرابيان وقت داد. او راهکارهايی چون «تذکر» و «سوال» از محرابيان را توصيه کرده و استيضاح را «پله آخر» دانسته است.

اما چرا نام محرابيان کمتر از سه ماه بعد از تشکيل دولت دهم به عنوان گزينه استيضاح مجلس مطرح می شود؟

سليمان جعفرزاده، رئيس کميسيون اجتماعی مجلس، اعلام کرده است تا کنون ۶۰ نفر از نمايندگان برای امضای طرح استيضاح علی اکبر محرابيان، وزير صنايع و معادن دولت دهم، اعلام آمادگی کرده اند.

او دلايل اين نمايندگان را چنين بر شمرده است: « با توجه به وضعيت مديريتی موجود در وزارتخانه صنايع و معادن، صنعت قفل شده و شاهد ورشکستگی و تعطيلی برخی از کارخانجات کوچک و بزرگ در کشور هستيم. برخی کارخانجات که به مرحله توليد می رسند هيچگونه حمايتی از آنها نمی شود و در شهرک های صنعتی ما فقط کمتر از ۳۰ درصد از کارخانجات کار می کند و بيش از ۷۰ درصد کاخانه ها به علت مشکلات نقدينگی و حمايتی تعطيل هستند».

وی افزود: « مديريت در صنعت کشور ضعيف است و با اين وضعيت صنعت ما آن شتاب و نشاطی را که لازم بود ندارد و روز به روز به عقب بر می گردد و افت می کند. در بسياری از صنايع آمار و ارقام غلط به مردم می دهيم، ولی متاسفانه هيچ تحولی در صنعت کشور به وجود نيامده و بسياری از صنايع ما هيچ حمايتی از طرف وزارت صنايع دريافت نمی کنند، نه تنها حمايت نمی شوند بلکه بعضاً توسط دوستان، اطرافيان و يا منصوبين وزير نيز سنگ اندازی می شود و اين مسئله مانع رشد و توسعه صنعت شده است».

محرابيان چندی پيش نيز در اتاق بازرگانی اصفهان مورد انتقاد اعضای اين اتاق قرار گرفت. او در آن جلسه در واکنش به سخنان حميدرضا فولادگر، نماينده اصفهان در مجلس شورای اسلامی، که اعلام کرده بود صنايع ايران فقط با ۴۰ درصد ظرفيت خود کار می کند اين عدد را از «عجايب رياضيات» خواند.

در حالی که موضوع استيضاح علی اکبر محرابيان اين روزها جدی تر از قبل شده است، وزير صنايع و معادن روز دوشنبه نيز به اتاق بازرگانی تهران می رود تا يک بار ديگر از تريبون بخش خصوصی به انتقادهای آنان پاسخ گفته و از سياست ها و برنامه های خود دفاع کند.

نا آرامی در اطراف دانشگاه تهران


محوطه بیرونی اطراف دانشگاه تهران در خیابان انقلاب فضای نا آرامی حاکم است. نیروی انتظامی از کسبه خواست تا مغازه های خود را تعطیل کنند.

بنا به گزارش خبرنگار جرس، در دقایق گذشته دانشجویان هوادار جنبش سبزاز دانشگاه خارج شده اند و شعارهایی را در حمایت از جنبش سبز سر می دهند همچنین جمع زیادی از شهروندان تهرانی حامی جنبش سبز نیز به جمع دانشجویان پیوسته اند.

حضور نیروهای پلیس به شدت چشمگیر گزارش شده است اما تا این لحظه هیچ گونه برخورد فیزیکی شدید بین معترضین و پلیس مشاهده نشده است.پلیس با سعی دارد که هر طور شده مانع شکل گیری تجمع گسترده اعتراضی شود.

نا آرامی در اطراف دانشگاه تهران


محوطه بیرونی اطراف دانشگاه تهران در خیابان انقلاب فضای نا آرامی حاکم است. نیروی انتظامی از کسبه خواست تا مغازه های خود را تعطیل کنند.

بنا به گزارش خبرنگار جرس، در دقایق گذشته دانشجویان هوادار جنبش سبزاز دانشگاه خارج شده اند و شعارهایی را در حمایت از جنبش سبز سر می دهند همچنین جمع زیادی از شهروندان تهرانی حامی جنبش سبز نیز به جمع دانشجویان پیوسته اند.

حضور نیروهای پلیس به شدت چشمگیر گزارش شده است اما تا این لحظه هیچ گونه برخورد فیزیکی شدید بین معترضین و پلیس مشاهده نشده است.پلیس با سعی دارد که هر طور شده مانع شکل گیری تجمع گسترده اعتراضی شود.

نا آرامی در اطراف دانشگاه تهران


محوطه بیرونی اطراف دانشگاه تهران در خیابان انقلاب فضای نا آرامی حاکم است. نیروی انتظامی از کسبه خواست تا مغازه های خود را تعطیل کنند.

بنا به گزارش خبرنگار جرس، در دقایق گذشته دانشجویان هوادار جنبش سبزاز دانشگاه خارج شده اند و شعارهایی را در حمایت از جنبش سبز سر می دهند همچنین جمع زیادی از شهروندان تهرانی حامی جنبش سبز نیز به جمع دانشجویان پیوسته اند.

حضور نیروهای پلیس به شدت چشمگیر گزارش شده است اما تا این لحظه هیچ گونه برخورد فیزیکی شدید بین معترضین و پلیس مشاهده نشده است.پلیس با سعی دارد که هر طور شده مانع شکل گیری تجمع گسترده اعتراضی شود.

کرکس در خیابان ولیعصر


سایت هم همین مازیار خسروی

باید چند روز می گذشت تا بتوانم بنویسم. نمی توانستم واژه را در ذهنم کنار هم بچینم. انگشتانم موقع نوشتن انگار می سوخت. اگر همان موقع فیلم یا عکس
گرفته بودم نیازی به نوشتن نبود. بارها در کتاب ها و کلاس های روزنامه نگاری خوانده و شنیده بودم اگر در یک شرایط فرضی، کسی در حال غرق شدن باشد و تنها یک خبرنگار در صحنه حاضر، او از میان دو گزینه نجات غریق و ثبت لحظه، به حکم وظیفه حرفه ای ناگزیر از انتخاب دومی است.
می دانستم اما خیابان ولیعصر کلاس درس نبود....

بسیارانی در جهان، به لطف آن که کوین کارتر، خبرنگار بهتری از من بود، حقیقت عریان گرسنگی سیاه را به چشم خویش دیدند، تلخی سهمناکش را تا ژرفای جان حس کردند و بر پیشانی عرق شرم نشاندند؛ سال 1993 در بیشه زاری در سودان، کودکی گرسنه جان می داد. کمی آن سو تر، کرکسی به مرگ تدریجی او خیره بود و صبورانه انتظار می کشید. او اما در این انتظار تنها نبود. کارتر می گوید: «20 دقیقه منتظر ماندم تا کرکس بال هایش را باز کند.» کرکس سرانجام بال نزد و عکاس به ناچار فلاش را زد.

عکس کارتر در نیویورک تایمز چاپ شد و جهان را تکان داد. بی گمان بسیاری با دیدن آن صحنه شوم، از خوییشتن خوبش شرمگین شدند. نسل کشی خاموش در سودان مساله روز شد. صدها مقاله و سخنرانی در این مورد نوشته شد و کمک های بشر دوستانه بیشتر از راه رسید. اکنون گرسنگی در آفریقا همچنان ادامه دارد. شاید با شدتی کمتر. دستاورد بزرگ اما محکومیت ژنرال البشیر، دیکتاتور نظامی و رییس جمهوری خود خوانده سودان در دادگاه بین المللی لاهه است که هرچند به خاطر جنایتی دیگر و سال ها بعد صورت گرفت اما جریحه دار شدن وجدان جهانی در صدور آن بی تاثیر نبود؛ گاهی یک عکس خوب از هزاران واژه کارسازتر است.

عکس کارتر جایزه پولیتزر را برای او به ارمغان آورد. روح عکاس اما زیر بار لحظه ای که ثبت کرده بود آرام آرام می شکست و خرد می شد؛ کارتر یک سال بعد خودکشی کرد...

سال ها بعد، روز 16 آذر سال 88 خورشیدی، من در خیابان ولیعصر، بالاتر از تقاطع بزرگمهر ایستاده بودم. از درون دانشگاه امیرکبیر به سوی لباس شخصی های وابسته به بسیج سنگ پرانی می شد. آن ها هم با شدتی بیشتر تلافی می کردند. برخلاف معمول، پلیس ضد شورش حاضر در صحنه، اصرار چندانی به متفرق کردن تماشاگران نداشت. گاهی تذکر می دادند «اینجا نیایستید» اما باتوم را چاشنی دستور نمی کردند. شاید دوست داشتند «صحنه جرم» شاهد هم داشته باشد.

یک ربعی گذشت. در تمام این مدت چند فیلمبردار نقابدار و البته خودی، از لابلای جمعیت لنزهایشان را به سوی دانشگاه «زوم» کرده بودند. وقتی «به قدر کفایت» فیلم و عکس گرفتند، فریاد «ماشا الله، حزب الله» در خیابان پیچید و هجوم به دانشگاه امیرکبیر از در شرقی آغاز شد.

حالا نوبت پلیس ضد شورش بود که این سوی خیابان را خلوت کند. با تحکمی بیشتر از پیش فریاد می زدند «جمع نشوید، اینجا نیایستید». جمعیت فکر می کرد این یکی هم مثل قبلی ها چندان جدی نیست. سپر داران باتوم به دست اما جدی بودند. جدی جدی...

باتومی را دیدم که بالا رفت و پایین آمد. خیلی نزدیک به من. هدف اما کس دیگری بود. درست کنارم پیرزنی را دیدم که با دهان پر خون روی زمین افتاد. باورم نمی شد. فکر کردم در هدف گیری اشتباه کرده اند. خواستم او را از زمین بلند کنم که باتوم دیگری به صورتش خورد. این بار معلوم شد که اشتباهی در کار نیست. «طرف» اتفاقا تیرانداز ماهری بود که تیرش به خطا نمی رفت. روی پیرزن خم شدم. دستم را سپر تنش کردم. می توانم جزییات صحنه را واژه به واژه بنویسم. یک لحظه رهایم نمی کند. روی چادر توسی سرش قطره های خون قرمز دلمه شده بود و چشم چپش کبود بود. اما نه. چشمی در کار نبود. جایی که باید چشم باشد اکنون خالی بود. پلک هایش روی هم افتاده بود اما از مردمک خبری نبود. خشکم زد. گویی زمان متوقف شده بود. اگر سوزش باتومی هایی که پی در پی بر دست و تنم می خورد صحنه را «کات» نمی کرد آن لحظه می توانست تا ابد ادامه پیدا کند. به سمت سپردار باتوم به دست برگشتم. فریاد زدم: «نمی بینی پیرزن است؟!» او اما می دید. می دید و همچنان می زد...

چند نفری دورم جمع شدند. یک نفر از پلیس های ضد شورش آمد و دست همکارش را کشید. سعی می کرد او را آرام کند. همین باعث شد که بتوانیم پیرزن نیمه جان را از زمین بلند کنیم. افتان و خیزان به خیابان طالقانی رسیدیم. مثل دیوانه ها فریاد می زدم «آمبولانس! آمبولانس». پیرزن از میان لب های خونی اش می گفت: «نه! بیمارستان نه، پول ندارم».....

این بغض چرا نمی شکند؟ چه احمقی بوده آن که گفته «مرد گریه نمی کند!»

حالا آرام ترم. میدانم که خبرنگار خوبی نیستم. لحظه ای را که باید ثبت می کردم از دست داده ام. خیلی دلم می خواست شما آن را می دید. دلم می خواست همه جهان آن را می دید. با این وجود آرامم. می دانم که خدا بهترین خبرنگار است. همه چیز را «فریم» به «فریم» ثبت می کند و هیچ لحظه ای را از دست نمی دهد...

کرکس در خیابان ولیعصر


سایت هم همین مازیار خسروی

باید چند روز می گذشت تا بتوانم بنویسم. نمی توانستم واژه را در ذهنم کنار هم بچینم. انگشتانم موقع نوشتن انگار می سوخت. اگر همان موقع فیلم یا عکس
گرفته بودم نیازی به نوشتن نبود. بارها در کتاب ها و کلاس های روزنامه نگاری خوانده و شنیده بودم اگر در یک شرایط فرضی، کسی در حال غرق شدن باشد و تنها یک خبرنگار در صحنه حاضر، او از میان دو گزینه نجات غریق و ثبت لحظه، به حکم وظیفه حرفه ای ناگزیر از انتخاب دومی است.
می دانستم اما خیابان ولیعصر کلاس درس نبود....

بسیارانی در جهان، به لطف آن که کوین کارتر، خبرنگار بهتری از من بود، حقیقت عریان گرسنگی سیاه را به چشم خویش دیدند، تلخی سهمناکش را تا ژرفای جان حس کردند و بر پیشانی عرق شرم نشاندند؛ سال 1993 در بیشه زاری در سودان، کودکی گرسنه جان می داد. کمی آن سو تر، کرکسی به مرگ تدریجی او خیره بود و صبورانه انتظار می کشید. او اما در این انتظار تنها نبود. کارتر می گوید: «20 دقیقه منتظر ماندم تا کرکس بال هایش را باز کند.» کرکس سرانجام بال نزد و عکاس به ناچار فلاش را زد.

عکس کارتر در نیویورک تایمز چاپ شد و جهان را تکان داد. بی گمان بسیاری با دیدن آن صحنه شوم، از خوییشتن خوبش شرمگین شدند. نسل کشی خاموش در سودان مساله روز شد. صدها مقاله و سخنرانی در این مورد نوشته شد و کمک های بشر دوستانه بیشتر از راه رسید. اکنون گرسنگی در آفریقا همچنان ادامه دارد. شاید با شدتی کمتر. دستاورد بزرگ اما محکومیت ژنرال البشیر، دیکتاتور نظامی و رییس جمهوری خود خوانده سودان در دادگاه بین المللی لاهه است که هرچند به خاطر جنایتی دیگر و سال ها بعد صورت گرفت اما جریحه دار شدن وجدان جهانی در صدور آن بی تاثیر نبود؛ گاهی یک عکس خوب از هزاران واژه کارسازتر است.

عکس کارتر جایزه پولیتزر را برای او به ارمغان آورد. روح عکاس اما زیر بار لحظه ای که ثبت کرده بود آرام آرام می شکست و خرد می شد؛ کارتر یک سال بعد خودکشی کرد...

سال ها بعد، روز 16 آذر سال 88 خورشیدی، من در خیابان ولیعصر، بالاتر از تقاطع بزرگمهر ایستاده بودم. از درون دانشگاه امیرکبیر به سوی لباس شخصی های وابسته به بسیج سنگ پرانی می شد. آن ها هم با شدتی بیشتر تلافی می کردند. برخلاف معمول، پلیس ضد شورش حاضر در صحنه، اصرار چندانی به متفرق کردن تماشاگران نداشت. گاهی تذکر می دادند «اینجا نیایستید» اما باتوم را چاشنی دستور نمی کردند. شاید دوست داشتند «صحنه جرم» شاهد هم داشته باشد.

یک ربعی گذشت. در تمام این مدت چند فیلمبردار نقابدار و البته خودی، از لابلای جمعیت لنزهایشان را به سوی دانشگاه «زوم» کرده بودند. وقتی «به قدر کفایت» فیلم و عکس گرفتند، فریاد «ماشا الله، حزب الله» در خیابان پیچید و هجوم به دانشگاه امیرکبیر از در شرقی آغاز شد.

حالا نوبت پلیس ضد شورش بود که این سوی خیابان را خلوت کند. با تحکمی بیشتر از پیش فریاد می زدند «جمع نشوید، اینجا نیایستید». جمعیت فکر می کرد این یکی هم مثل قبلی ها چندان جدی نیست. سپر داران باتوم به دست اما جدی بودند. جدی جدی...

باتومی را دیدم که بالا رفت و پایین آمد. خیلی نزدیک به من. هدف اما کس دیگری بود. درست کنارم پیرزنی را دیدم که با دهان پر خون روی زمین افتاد. باورم نمی شد. فکر کردم در هدف گیری اشتباه کرده اند. خواستم او را از زمین بلند کنم که باتوم دیگری به صورتش خورد. این بار معلوم شد که اشتباهی در کار نیست. «طرف» اتفاقا تیرانداز ماهری بود که تیرش به خطا نمی رفت. روی پیرزن خم شدم. دستم را سپر تنش کردم. می توانم جزییات صحنه را واژه به واژه بنویسم. یک لحظه رهایم نمی کند. روی چادر توسی سرش قطره های خون قرمز دلمه شده بود و چشم چپش کبود بود. اما نه. چشمی در کار نبود. جایی که باید چشم باشد اکنون خالی بود. پلک هایش روی هم افتاده بود اما از مردمک خبری نبود. خشکم زد. گویی زمان متوقف شده بود. اگر سوزش باتومی هایی که پی در پی بر دست و تنم می خورد صحنه را «کات» نمی کرد آن لحظه می توانست تا ابد ادامه پیدا کند. به سمت سپردار باتوم به دست برگشتم. فریاد زدم: «نمی بینی پیرزن است؟!» او اما می دید. می دید و همچنان می زد...

چند نفری دورم جمع شدند. یک نفر از پلیس های ضد شورش آمد و دست همکارش را کشید. سعی می کرد او را آرام کند. همین باعث شد که بتوانیم پیرزن نیمه جان را از زمین بلند کنیم. افتان و خیزان به خیابان طالقانی رسیدیم. مثل دیوانه ها فریاد می زدم «آمبولانس! آمبولانس». پیرزن از میان لب های خونی اش می گفت: «نه! بیمارستان نه، پول ندارم».....

این بغض چرا نمی شکند؟ چه احمقی بوده آن که گفته «مرد گریه نمی کند!»

حالا آرام ترم. میدانم که خبرنگار خوبی نیستم. لحظه ای را که باید ثبت می کردم از دست داده ام. خیلی دلم می خواست شما آن را می دید. دلم می خواست همه جهان آن را می دید. با این وجود آرامم. می دانم که خدا بهترین خبرنگار است. همه چیز را «فریم» به «فریم» ثبت می کند و هیچ لحظه ای را از دست نمی دهد...

کرکس در خیابان ولیعصر


سایت هم همین مازیار خسروی

باید چند روز می گذشت تا بتوانم بنویسم. نمی توانستم واژه را در ذهنم کنار هم بچینم. انگشتانم موقع نوشتن انگار می سوخت. اگر همان موقع فیلم یا عکس
گرفته بودم نیازی به نوشتن نبود. بارها در کتاب ها و کلاس های روزنامه نگاری خوانده و شنیده بودم اگر در یک شرایط فرضی، کسی در حال غرق شدن باشد و تنها یک خبرنگار در صحنه حاضر، او از میان دو گزینه نجات غریق و ثبت لحظه، به حکم وظیفه حرفه ای ناگزیر از انتخاب دومی است.
می دانستم اما خیابان ولیعصر کلاس درس نبود....

بسیارانی در جهان، به لطف آن که کوین کارتر، خبرنگار بهتری از من بود، حقیقت عریان گرسنگی سیاه را به چشم خویش دیدند، تلخی سهمناکش را تا ژرفای جان حس کردند و بر پیشانی عرق شرم نشاندند؛ سال 1993 در بیشه زاری در سودان، کودکی گرسنه جان می داد. کمی آن سو تر، کرکسی به مرگ تدریجی او خیره بود و صبورانه انتظار می کشید. او اما در این انتظار تنها نبود. کارتر می گوید: «20 دقیقه منتظر ماندم تا کرکس بال هایش را باز کند.» کرکس سرانجام بال نزد و عکاس به ناچار فلاش را زد.

عکس کارتر در نیویورک تایمز چاپ شد و جهان را تکان داد. بی گمان بسیاری با دیدن آن صحنه شوم، از خوییشتن خوبش شرمگین شدند. نسل کشی خاموش در سودان مساله روز شد. صدها مقاله و سخنرانی در این مورد نوشته شد و کمک های بشر دوستانه بیشتر از راه رسید. اکنون گرسنگی در آفریقا همچنان ادامه دارد. شاید با شدتی کمتر. دستاورد بزرگ اما محکومیت ژنرال البشیر، دیکتاتور نظامی و رییس جمهوری خود خوانده سودان در دادگاه بین المللی لاهه است که هرچند به خاطر جنایتی دیگر و سال ها بعد صورت گرفت اما جریحه دار شدن وجدان جهانی در صدور آن بی تاثیر نبود؛ گاهی یک عکس خوب از هزاران واژه کارسازتر است.

عکس کارتر جایزه پولیتزر را برای او به ارمغان آورد. روح عکاس اما زیر بار لحظه ای که ثبت کرده بود آرام آرام می شکست و خرد می شد؛ کارتر یک سال بعد خودکشی کرد...

سال ها بعد، روز 16 آذر سال 88 خورشیدی، من در خیابان ولیعصر، بالاتر از تقاطع بزرگمهر ایستاده بودم. از درون دانشگاه امیرکبیر به سوی لباس شخصی های وابسته به بسیج سنگ پرانی می شد. آن ها هم با شدتی بیشتر تلافی می کردند. برخلاف معمول، پلیس ضد شورش حاضر در صحنه، اصرار چندانی به متفرق کردن تماشاگران نداشت. گاهی تذکر می دادند «اینجا نیایستید» اما باتوم را چاشنی دستور نمی کردند. شاید دوست داشتند «صحنه جرم» شاهد هم داشته باشد.

یک ربعی گذشت. در تمام این مدت چند فیلمبردار نقابدار و البته خودی، از لابلای جمعیت لنزهایشان را به سوی دانشگاه «زوم» کرده بودند. وقتی «به قدر کفایت» فیلم و عکس گرفتند، فریاد «ماشا الله، حزب الله» در خیابان پیچید و هجوم به دانشگاه امیرکبیر از در شرقی آغاز شد.

حالا نوبت پلیس ضد شورش بود که این سوی خیابان را خلوت کند. با تحکمی بیشتر از پیش فریاد می زدند «جمع نشوید، اینجا نیایستید». جمعیت فکر می کرد این یکی هم مثل قبلی ها چندان جدی نیست. سپر داران باتوم به دست اما جدی بودند. جدی جدی...

باتومی را دیدم که بالا رفت و پایین آمد. خیلی نزدیک به من. هدف اما کس دیگری بود. درست کنارم پیرزنی را دیدم که با دهان پر خون روی زمین افتاد. باورم نمی شد. فکر کردم در هدف گیری اشتباه کرده اند. خواستم او را از زمین بلند کنم که باتوم دیگری به صورتش خورد. این بار معلوم شد که اشتباهی در کار نیست. «طرف» اتفاقا تیرانداز ماهری بود که تیرش به خطا نمی رفت. روی پیرزن خم شدم. دستم را سپر تنش کردم. می توانم جزییات صحنه را واژه به واژه بنویسم. یک لحظه رهایم نمی کند. روی چادر توسی سرش قطره های خون قرمز دلمه شده بود و چشم چپش کبود بود. اما نه. چشمی در کار نبود. جایی که باید چشم باشد اکنون خالی بود. پلک هایش روی هم افتاده بود اما از مردمک خبری نبود. خشکم زد. گویی زمان متوقف شده بود. اگر سوزش باتومی هایی که پی در پی بر دست و تنم می خورد صحنه را «کات» نمی کرد آن لحظه می توانست تا ابد ادامه پیدا کند. به سمت سپردار باتوم به دست برگشتم. فریاد زدم: «نمی بینی پیرزن است؟!» او اما می دید. می دید و همچنان می زد...

چند نفری دورم جمع شدند. یک نفر از پلیس های ضد شورش آمد و دست همکارش را کشید. سعی می کرد او را آرام کند. همین باعث شد که بتوانیم پیرزن نیمه جان را از زمین بلند کنیم. افتان و خیزان به خیابان طالقانی رسیدیم. مثل دیوانه ها فریاد می زدم «آمبولانس! آمبولانس». پیرزن از میان لب های خونی اش می گفت: «نه! بیمارستان نه، پول ندارم».....

این بغض چرا نمی شکند؟ چه احمقی بوده آن که گفته «مرد گریه نمی کند!»

حالا آرام ترم. میدانم که خبرنگار خوبی نیستم. لحظه ای را که باید ثبت می کردم از دست داده ام. خیلی دلم می خواست شما آن را می دید. دلم می خواست همه جهان آن را می دید. با این وجود آرامم. می دانم که خدا بهترین خبرنگار است. همه چیز را «فریم» به «فریم» ثبت می کند و هیچ لحظه ای را از دست نمی دهد...

نشانه های بازتولید تفکر سعید امامی در وزارت اطلاعات


سایت جنبش راه سبز: پس از آنکه سردار جزایری از مقامات ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت به برخورد با مخالفان سیاسی در خارج از مرزهای ایران ، تهدیدات جدی را مطرح نمود، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی نیز از عدم "مستند سازی" فتنه های مخالفان نظام اسلامی انتقاد نمود. به باور کارشناسان این اظهار نظرها نشان از بازتولید رفتارهای جریانات امنیتی در زمان وزرات فلاحیان را دارد.

حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ایران گفت:" توطئه های دشمنان بعد از انتخابات ریاست جمهوری به تولید فتنه انجامید و این فتنه مانند کوه یخی است که در آب اقیانوس سرگردان بوده وفقط بخش کمی از آن بیرون آب است. "

به گزارش خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا،آقای مصلحی شامگاه چهارشنبه که برای جمعی از طلاب و روحانیون حوزه علمیه قم سخن می گفت، تصریح نمود: "ولی فقیه چه در زمان حضرت امام راحل (ره) و چه در این زمان با فتنه هایی مانند فتنه بنی صدر، فتنه منافقین ، فتنه منتظری مواجه بوده، ولی این فتنه اخیر پیچیدگی خاص خود را دارد."

وی افزود: "متاسفانه در زمینه تبیین این فتنه ها برای مردم کارهای مستند هنری صورت نگرفته است که نسل جوان با دیدن حوادث امروز دچار مشکل نشود واگر فیلم های مستند فتنه های قبلی برای جوانان پخش می شد ،آنها می توانستند حوادث اخیر را به خوبی تحلیل نمایند."

این سخنان در حالی بیان می گردد که در سال ۱۳۷۵ سلسله برنامه‌هایی با عنوان "هویت" در نقد و "تببین فتنه های" روشنفکران و نویسندگان از شبکه یک سیما پخش شد. در این برنامه‌ها اعترافاتی از سعیدی سیرجانی، عزت الله سحابی، غلامحسین میرزاصالح پخش و تحلیل‌های مورد نظر مقامات دولتی لابلای آن گنجانده ‌شد.

گفته می شود که این برنامه محصول مشترک صداوسیما و سعید امامی و حسین شریعتمداری (نماینده ولی فقیه و مدیر مسئول فعلی روزنامه کیهان تهران) بوده‌است. پس از رویداد قتل‌های زنجیره‌ای و افشای تخلفات وزارت اطلاعات این برنامه مجددا مورد توجه قرار گرفت. عزت الله سحابی فیلم‌های گرفته شده را پس از ماه‌ها حبس و شکنجه خود و سایر زندانیان می‌داند.

سعیدی سیرجانی در بخشی از این فیلم‌ها رندانه به شکنجه خود اشاره می‌کند: "آنچه که باعث شد من امشب خودم خواهش کنم که بیایند این برنامه را ضبط کنند صحبتی است که از دو روز پیش شروع شده ولی شاید ده دقیقه قبل یک تلنگر سفتی به روح من خورد. می‌خواستم این صحبت را بکنم که این چیزهایی که در طول این مدت من نوشتم، همه رگه‌هایی از لجبازی شدید دارد و شدیدا پشیمانم از این کار." (هویت موسسه فرهنگی-انتشاراتی حیان، ص ۸۱)

در دوران اصلاحات ، غلامحسین میرزاصالح و عزت الله سحابی و نیز سایر کسانی که در برنامه هویت فیلم‌های اعترافات آن‌ها پخش شده بود فرصتی یافتند تا فاش کنند که چگونه در طول مدت بازداشت‌شان و تحت چه فشارهای جسمی و روحی مجبور به اقرار و سخن گفتن علیه خود شده بودند. بسیاری از کسانی که در بازداشت‌گاه‌های وزارت اطلاعات شروع به اعتراف علیه خود و اعتقادات خود می‌کردند امیدوار بودند به این ترتیب از دست بازجویانی که اختیار جان و مرگ متهمان‌شان را در دست داشتند خلاصی یابند.

چندی پیش نیز سرتیپ مسعود جزایری، معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با تاکید بر شناسایی بسیاری از معترضان در داخل و خارج از ایران وعده داده است که با آنها چه در داخل و چه در خارج از کشور در زمان مناسب برخورد خواهد شد.

آقای جزایری همزمان با حضور معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات در راهپیمایی روز 13 آبان در اظهاراتی که در روزنامه کیهان منتشر شد، از اعتراضات پس از انتخابات با عنوان "فتنه" و" کودتای آمریکایی-انگلیسی"یاد کرد و گفت: "تاكنون طیف قابل ملاحظه ای از پیاده نظام جریان فتنه شناسایی و به موقع با آنها برخورد خواهد شد." او همچنین تهدید کرد که"جمهوری اسلامی ایران در عین سعه صدر، نمی تواند به عناصر برانداز و دنباله های كودتای نرم اجازه فتنه گری بدهد و چنانچه ناچار شود حتی خواهد توانست عقبه های برون مرزی كودتا را با چالش جدی مواجه سازد."

نشانه های بازتولید تفکر سعید امامی در وزارت اطلاعات


سایت جنبش راه سبز: پس از آنکه سردار جزایری از مقامات ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت به برخورد با مخالفان سیاسی در خارج از مرزهای ایران ، تهدیدات جدی را مطرح نمود، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی نیز از عدم "مستند سازی" فتنه های مخالفان نظام اسلامی انتقاد نمود. به باور کارشناسان این اظهار نظرها نشان از بازتولید رفتارهای جریانات امنیتی در زمان وزرات فلاحیان را دارد.

حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ایران گفت:" توطئه های دشمنان بعد از انتخابات ریاست جمهوری به تولید فتنه انجامید و این فتنه مانند کوه یخی است که در آب اقیانوس سرگردان بوده وفقط بخش کمی از آن بیرون آب است. "

به گزارش خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا،آقای مصلحی شامگاه چهارشنبه که برای جمعی از طلاب و روحانیون حوزه علمیه قم سخن می گفت، تصریح نمود: "ولی فقیه چه در زمان حضرت امام راحل (ره) و چه در این زمان با فتنه هایی مانند فتنه بنی صدر، فتنه منافقین ، فتنه منتظری مواجه بوده، ولی این فتنه اخیر پیچیدگی خاص خود را دارد."

وی افزود: "متاسفانه در زمینه تبیین این فتنه ها برای مردم کارهای مستند هنری صورت نگرفته است که نسل جوان با دیدن حوادث امروز دچار مشکل نشود واگر فیلم های مستند فتنه های قبلی برای جوانان پخش می شد ،آنها می توانستند حوادث اخیر را به خوبی تحلیل نمایند."

این سخنان در حالی بیان می گردد که در سال ۱۳۷۵ سلسله برنامه‌هایی با عنوان "هویت" در نقد و "تببین فتنه های" روشنفکران و نویسندگان از شبکه یک سیما پخش شد. در این برنامه‌ها اعترافاتی از سعیدی سیرجانی، عزت الله سحابی، غلامحسین میرزاصالح پخش و تحلیل‌های مورد نظر مقامات دولتی لابلای آن گنجانده ‌شد.

گفته می شود که این برنامه محصول مشترک صداوسیما و سعید امامی و حسین شریعتمداری (نماینده ولی فقیه و مدیر مسئول فعلی روزنامه کیهان تهران) بوده‌است. پس از رویداد قتل‌های زنجیره‌ای و افشای تخلفات وزارت اطلاعات این برنامه مجددا مورد توجه قرار گرفت. عزت الله سحابی فیلم‌های گرفته شده را پس از ماه‌ها حبس و شکنجه خود و سایر زندانیان می‌داند.

سعیدی سیرجانی در بخشی از این فیلم‌ها رندانه به شکنجه خود اشاره می‌کند: "آنچه که باعث شد من امشب خودم خواهش کنم که بیایند این برنامه را ضبط کنند صحبتی است که از دو روز پیش شروع شده ولی شاید ده دقیقه قبل یک تلنگر سفتی به روح من خورد. می‌خواستم این صحبت را بکنم که این چیزهایی که در طول این مدت من نوشتم، همه رگه‌هایی از لجبازی شدید دارد و شدیدا پشیمانم از این کار." (هویت موسسه فرهنگی-انتشاراتی حیان، ص ۸۱)

در دوران اصلاحات ، غلامحسین میرزاصالح و عزت الله سحابی و نیز سایر کسانی که در برنامه هویت فیلم‌های اعترافات آن‌ها پخش شده بود فرصتی یافتند تا فاش کنند که چگونه در طول مدت بازداشت‌شان و تحت چه فشارهای جسمی و روحی مجبور به اقرار و سخن گفتن علیه خود شده بودند. بسیاری از کسانی که در بازداشت‌گاه‌های وزارت اطلاعات شروع به اعتراف علیه خود و اعتقادات خود می‌کردند امیدوار بودند به این ترتیب از دست بازجویانی که اختیار جان و مرگ متهمان‌شان را در دست داشتند خلاصی یابند.

چندی پیش نیز سرتیپ مسعود جزایری، معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با تاکید بر شناسایی بسیاری از معترضان در داخل و خارج از ایران وعده داده است که با آنها چه در داخل و چه در خارج از کشور در زمان مناسب برخورد خواهد شد.

آقای جزایری همزمان با حضور معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات در راهپیمایی روز 13 آبان در اظهاراتی که در روزنامه کیهان منتشر شد، از اعتراضات پس از انتخابات با عنوان "فتنه" و" کودتای آمریکایی-انگلیسی"یاد کرد و گفت: "تاكنون طیف قابل ملاحظه ای از پیاده نظام جریان فتنه شناسایی و به موقع با آنها برخورد خواهد شد." او همچنین تهدید کرد که"جمهوری اسلامی ایران در عین سعه صدر، نمی تواند به عناصر برانداز و دنباله های كودتای نرم اجازه فتنه گری بدهد و چنانچه ناچار شود حتی خواهد توانست عقبه های برون مرزی كودتا را با چالش جدی مواجه سازد."

نشانه های بازتولید تفکر سعید امامی در وزارت اطلاعات


سایت جنبش راه سبز: پس از آنکه سردار جزایری از مقامات ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت به برخورد با مخالفان سیاسی در خارج از مرزهای ایران ، تهدیدات جدی را مطرح نمود، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی نیز از عدم "مستند سازی" فتنه های مخالفان نظام اسلامی انتقاد نمود. به باور کارشناسان این اظهار نظرها نشان از بازتولید رفتارهای جریانات امنیتی در زمان وزرات فلاحیان را دارد.

حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ایران گفت:" توطئه های دشمنان بعد از انتخابات ریاست جمهوری به تولید فتنه انجامید و این فتنه مانند کوه یخی است که در آب اقیانوس سرگردان بوده وفقط بخش کمی از آن بیرون آب است. "

به گزارش خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا،آقای مصلحی شامگاه چهارشنبه که برای جمعی از طلاب و روحانیون حوزه علمیه قم سخن می گفت، تصریح نمود: "ولی فقیه چه در زمان حضرت امام راحل (ره) و چه در این زمان با فتنه هایی مانند فتنه بنی صدر، فتنه منافقین ، فتنه منتظری مواجه بوده، ولی این فتنه اخیر پیچیدگی خاص خود را دارد."

وی افزود: "متاسفانه در زمینه تبیین این فتنه ها برای مردم کارهای مستند هنری صورت نگرفته است که نسل جوان با دیدن حوادث امروز دچار مشکل نشود واگر فیلم های مستند فتنه های قبلی برای جوانان پخش می شد ،آنها می توانستند حوادث اخیر را به خوبی تحلیل نمایند."

این سخنان در حالی بیان می گردد که در سال ۱۳۷۵ سلسله برنامه‌هایی با عنوان "هویت" در نقد و "تببین فتنه های" روشنفکران و نویسندگان از شبکه یک سیما پخش شد. در این برنامه‌ها اعترافاتی از سعیدی سیرجانی، عزت الله سحابی، غلامحسین میرزاصالح پخش و تحلیل‌های مورد نظر مقامات دولتی لابلای آن گنجانده ‌شد.

گفته می شود که این برنامه محصول مشترک صداوسیما و سعید امامی و حسین شریعتمداری (نماینده ولی فقیه و مدیر مسئول فعلی روزنامه کیهان تهران) بوده‌است. پس از رویداد قتل‌های زنجیره‌ای و افشای تخلفات وزارت اطلاعات این برنامه مجددا مورد توجه قرار گرفت. عزت الله سحابی فیلم‌های گرفته شده را پس از ماه‌ها حبس و شکنجه خود و سایر زندانیان می‌داند.

سعیدی سیرجانی در بخشی از این فیلم‌ها رندانه به شکنجه خود اشاره می‌کند: "آنچه که باعث شد من امشب خودم خواهش کنم که بیایند این برنامه را ضبط کنند صحبتی است که از دو روز پیش شروع شده ولی شاید ده دقیقه قبل یک تلنگر سفتی به روح من خورد. می‌خواستم این صحبت را بکنم که این چیزهایی که در طول این مدت من نوشتم، همه رگه‌هایی از لجبازی شدید دارد و شدیدا پشیمانم از این کار." (هویت موسسه فرهنگی-انتشاراتی حیان، ص ۸۱)

در دوران اصلاحات ، غلامحسین میرزاصالح و عزت الله سحابی و نیز سایر کسانی که در برنامه هویت فیلم‌های اعترافات آن‌ها پخش شده بود فرصتی یافتند تا فاش کنند که چگونه در طول مدت بازداشت‌شان و تحت چه فشارهای جسمی و روحی مجبور به اقرار و سخن گفتن علیه خود شده بودند. بسیاری از کسانی که در بازداشت‌گاه‌های وزارت اطلاعات شروع به اعتراف علیه خود و اعتقادات خود می‌کردند امیدوار بودند به این ترتیب از دست بازجویانی که اختیار جان و مرگ متهمان‌شان را در دست داشتند خلاصی یابند.

چندی پیش نیز سرتیپ مسعود جزایری، معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با تاکید بر شناسایی بسیاری از معترضان در داخل و خارج از ایران وعده داده است که با آنها چه در داخل و چه در خارج از کشور در زمان مناسب برخورد خواهد شد.

آقای جزایری همزمان با حضور معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات در راهپیمایی روز 13 آبان در اظهاراتی که در روزنامه کیهان منتشر شد، از اعتراضات پس از انتخابات با عنوان "فتنه" و" کودتای آمریکایی-انگلیسی"یاد کرد و گفت: "تاكنون طیف قابل ملاحظه ای از پیاده نظام جریان فتنه شناسایی و به موقع با آنها برخورد خواهد شد." او همچنین تهدید کرد که"جمهوری اسلامی ایران در عین سعه صدر، نمی تواند به عناصر برانداز و دنباله های كودتای نرم اجازه فتنه گری بدهد و چنانچه ناچار شود حتی خواهد توانست عقبه های برون مرزی كودتا را با چالش جدی مواجه سازد."

رد پیشنهاد اتمی جدید رژیم تهران از سوی آمریکا


رادیو آلمان: دولت آمریکا با رد پیشنهاد جدید ایران در مورد مبادله‌ی سوخت، آن را "ناهمخوان با طرح توافق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی" خواند. دولت ایران پیشنهاد کرده بود که مرحله‌ی اول این مبادله در جزیره‌ی کیش انجام شود.

به گفته‌ی یکی از مقام‌های رسمی کاخ سفید که خواسته نامش فاش نشود، پیشنهاد جدید ایران بیانگر «هیچ چیز تازه‌ای نیست». این مقام آمریکایی از دولت ایران خواست تا با پذیرفتن پیشنهاد سازمان بین‌المللی انرژی اتمی، ۱۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم کم‌غلظت خود را «در یک مرحله» به روسیه تحویل دهد.

این مقام رسمی همچنین گفت: «متأسفانه ایران خواهان گفتگوهای بیشتر در مورد برنامه‌های اتمی‌اش نیست.» وی در همین راستا از تهران خواست «این فرصت را از دست ندهد.»

پیش‌تر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هر گونه مبادله داخل ایران را نفی کرده و محمد البرداعی، رییس پیشین آژانس نیز قبل از پایان دوره‌ی ریاستش در وین اعلام کرده بود که از نظر وی «این گزینه‌ی مناسبی نیست و هدف اصلی از پیشنهاد مبادله با ایران جلوگیری از ایجاد هر گونه بحران است».

در همین حال مقام آمریکایی یادشده همچنین خاطرنشان ساخت، پیشنهاد جدید ایران با پیشنهاد «عادلانه و متعادلی» که از سوی آژانس و با مشورت آمریکا، روسیه و فرانسه تنظیم شده است، مغایرت دارد

رد پیشنهاد اتمی جدید رژیم تهران از سوی آمریکا


رادیو آلمان: دولت آمریکا با رد پیشنهاد جدید ایران در مورد مبادله‌ی سوخت، آن را "ناهمخوان با طرح توافق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی" خواند. دولت ایران پیشنهاد کرده بود که مرحله‌ی اول این مبادله در جزیره‌ی کیش انجام شود.

به گفته‌ی یکی از مقام‌های رسمی کاخ سفید که خواسته نامش فاش نشود، پیشنهاد جدید ایران بیانگر «هیچ چیز تازه‌ای نیست». این مقام آمریکایی از دولت ایران خواست تا با پذیرفتن پیشنهاد سازمان بین‌المللی انرژی اتمی، ۱۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم کم‌غلظت خود را «در یک مرحله» به روسیه تحویل دهد.

این مقام رسمی همچنین گفت: «متأسفانه ایران خواهان گفتگوهای بیشتر در مورد برنامه‌های اتمی‌اش نیست.» وی در همین راستا از تهران خواست «این فرصت را از دست ندهد.»

پیش‌تر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هر گونه مبادله داخل ایران را نفی کرده و محمد البرداعی، رییس پیشین آژانس نیز قبل از پایان دوره‌ی ریاستش در وین اعلام کرده بود که از نظر وی «این گزینه‌ی مناسبی نیست و هدف اصلی از پیشنهاد مبادله با ایران جلوگیری از ایجاد هر گونه بحران است».

در همین حال مقام آمریکایی یادشده همچنین خاطرنشان ساخت، پیشنهاد جدید ایران با پیشنهاد «عادلانه و متعادلی» که از سوی آژانس و با مشورت آمریکا، روسیه و فرانسه تنظیم شده است، مغایرت دارد

رد پیشنهاد اتمی جدید رژیم تهران از سوی آمریکا


رادیو آلمان: دولت آمریکا با رد پیشنهاد جدید ایران در مورد مبادله‌ی سوخت، آن را "ناهمخوان با طرح توافق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی" خواند. دولت ایران پیشنهاد کرده بود که مرحله‌ی اول این مبادله در جزیره‌ی کیش انجام شود.

به گفته‌ی یکی از مقام‌های رسمی کاخ سفید که خواسته نامش فاش نشود، پیشنهاد جدید ایران بیانگر «هیچ چیز تازه‌ای نیست». این مقام آمریکایی از دولت ایران خواست تا با پذیرفتن پیشنهاد سازمان بین‌المللی انرژی اتمی، ۱۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم کم‌غلظت خود را «در یک مرحله» به روسیه تحویل دهد.

این مقام رسمی همچنین گفت: «متأسفانه ایران خواهان گفتگوهای بیشتر در مورد برنامه‌های اتمی‌اش نیست.» وی در همین راستا از تهران خواست «این فرصت را از دست ندهد.»

پیش‌تر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هر گونه مبادله داخل ایران را نفی کرده و محمد البرداعی، رییس پیشین آژانس نیز قبل از پایان دوره‌ی ریاستش در وین اعلام کرده بود که از نظر وی «این گزینه‌ی مناسبی نیست و هدف اصلی از پیشنهاد مبادله با ایران جلوگیری از ایجاد هر گونه بحران است».

در همین حال مقام آمریکایی یادشده همچنین خاطرنشان ساخت، پیشنهاد جدید ایران با پیشنهاد «عادلانه و متعادلی» که از سوی آژانس و با مشورت آمریکا، روسیه و فرانسه تنظیم شده است، مغایرت دارد

اشپیگل: صادرات مشکوک زیمنس به ایران

رادیو آلمان: خبرگزاری آلمان به نقل از هفته نامه اشپیگل گزارش داد که دولت آلمان در حال بررسی نقض مقررات تجارت خارجی برای دو محموله صادراتی شرکت زیمنس به ایران است. سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان از تائید این خبر خودداری کرد. بر اساس این گزارش ماموران گمرک آلمان در بندر هامبورگ محموله کمپرسور به مبلغ ۱۶ میلیون یورو به مقصد ایران را توقیف کرده‌اند. در این گزارش همچنین آمده است که نیروی دریائی بریتانیا محموله دیگری از کامپیوتر‌های پیشرفته شرکت زیمنس که قرار بود از طریق چین به ایران ارسال شود را در آب‌های دوبی توقیف کرده‌اند. سخنگوی شرکت زیمنس ضمن رد اتهامات به مجله اشپیگل گفت که تمام فعالیت‌های تجاری این کنسرن با ایران دارای ماهیت غیر نظامی بوده و با قوانین بین‌المللی مطابقت دارند.

اشپیگل: صادرات مشکوک زیمنس به ایران

رادیو آلمان: خبرگزاری آلمان به نقل از هفته نامه اشپیگل گزارش داد که دولت آلمان در حال بررسی نقض مقررات تجارت خارجی برای دو محموله صادراتی شرکت زیمنس به ایران است. سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان از تائید این خبر خودداری کرد. بر اساس این گزارش ماموران گمرک آلمان در بندر هامبورگ محموله کمپرسور به مبلغ ۱۶ میلیون یورو به مقصد ایران را توقیف کرده‌اند. در این گزارش همچنین آمده است که نیروی دریائی بریتانیا محموله دیگری از کامپیوتر‌های پیشرفته شرکت زیمنس که قرار بود از طریق چین به ایران ارسال شود را در آب‌های دوبی توقیف کرده‌اند. سخنگوی شرکت زیمنس ضمن رد اتهامات به مجله اشپیگل گفت که تمام فعالیت‌های تجاری این کنسرن با ایران دارای ماهیت غیر نظامی بوده و با قوانین بین‌المللی مطابقت دارند.

اشپیگل: صادرات مشکوک زیمنس به ایران

رادیو آلمان: خبرگزاری آلمان به نقل از هفته نامه اشپیگل گزارش داد که دولت آلمان در حال بررسی نقض مقررات تجارت خارجی برای دو محموله صادراتی شرکت زیمنس به ایران است. سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان از تائید این خبر خودداری کرد. بر اساس این گزارش ماموران گمرک آلمان در بندر هامبورگ محموله کمپرسور به مبلغ ۱۶ میلیون یورو به مقصد ایران را توقیف کرده‌اند. در این گزارش همچنین آمده است که نیروی دریائی بریتانیا محموله دیگری از کامپیوتر‌های پیشرفته شرکت زیمنس که قرار بود از طریق چین به ایران ارسال شود را در آب‌های دوبی توقیف کرده‌اند. سخنگوی شرکت زیمنس ضمن رد اتهامات به مجله اشپیگل گفت که تمام فعالیت‌های تجاری این کنسرن با ایران دارای ماهیت غیر نظامی بوده و با قوانین بین‌المللی مطابقت دارند.

ارعاب و اذیت کارکنان و اساتید دانشگاه با پرتاب گاز اشک آور


اعتراض شورای اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران نسبت به وقایع روزهای اخیر

سایت امروز: شورای اساتید پردیس دانشکده‌های فنی دانشگاه تهران به مناسبت وقایع 16 و 17 آذر در دانشگاه ها بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرده است:

در روزهای 16 و 17 آذرماه جاری، دانشگاه تهران و پردیس دانشکده های فنی بار دیگر شاهد وقایع بسیار ناگواری بود. در هر دو روز جمع کثیری که دانشجو یا کارمند دانشگاه تهران نبودند با عبور از درهای تحت مراقبت انتظامات وارد صحن دانشگاه شدند و مقابل ساختمان اصلی پردیس دانشکده های فنی تجمع کردند. پیامد هجوم این عده در دو روز متوالی به داخل ساختمان پردیس فنی، ضرب و شتم دانشجویان، ارعاب و اذیت کارکنان و اساتید با پرتاب گاز اشک آور و آفریدن فضای آکنده از تشنج و رعب و وحشت بود. این وقایع که در پی بی توجهی به رخدادهای تلخ حمله به دانشگاه و ساختمان دانشکده فنی در 24 خرداد 88 و کوی دانشگاه در همان شب اتفاق می افتد، به تکرار غیرقابل باوری رسیده است و ورود افراد غیرمسئول به محوطه دانشگاه برای چندمین بار به مسامحه گرفته می شود. گویی که قرار است نابودی نظم و امنیت و انضباط، هتک حرمت دانشگاه، تخریب اموال عمومی و ایجاد محیط رعب و وحشت یک موضوع پیش پا افتاده تلقی شود. با توجه به موارد مذکور شورای پردیس اعلام می دارد که این وقایع به هیچ وجه قابل پذیرش نبوده و علت اصلی بروز این اختلالات، تشنج ها و رخدادهای ناگوار صرفا ورود پر تعداد و غیرمسولانه افرادی غیر از دانشجویان دانشگاه تهران به محیط مقدس دانشگاه است که مسئولیت آن علی القاعده با ریاست محترم و سایر مسئولین ذیربط دانشگاه تهران می باشد. بدیهی است عدم رسیدگی جدی به این امر و پیامدهای آن باعث تداوم به خطر افتادن امنیت دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه شده و به صدمه دیدن جدی فعالیت های آموزشی، پژوهشی و کاهش اعتبار علمی دانشگاه تهران می انجامد. با در نظر گرفتن نکات فوق، شورای پردیس دانشکده های فنی ضمن سلب مسئولیت از عواقب بروز این وقایع اسفبار، خواهان حفظ نظم و حرمت دانشگاه، رعایت مقررا و تامین امنیت دانشگاهیان می باشد.

ارعاب و اذیت کارکنان و اساتید دانشگاه با پرتاب گاز اشک آور


اعتراض شورای اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران نسبت به وقایع روزهای اخیر

سایت امروز: شورای اساتید پردیس دانشکده‌های فنی دانشگاه تهران به مناسبت وقایع 16 و 17 آذر در دانشگاه ها بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرده است:

در روزهای 16 و 17 آذرماه جاری، دانشگاه تهران و پردیس دانشکده های فنی بار دیگر شاهد وقایع بسیار ناگواری بود. در هر دو روز جمع کثیری که دانشجو یا کارمند دانشگاه تهران نبودند با عبور از درهای تحت مراقبت انتظامات وارد صحن دانشگاه شدند و مقابل ساختمان اصلی پردیس دانشکده های فنی تجمع کردند. پیامد هجوم این عده در دو روز متوالی به داخل ساختمان پردیس فنی، ضرب و شتم دانشجویان، ارعاب و اذیت کارکنان و اساتید با پرتاب گاز اشک آور و آفریدن فضای آکنده از تشنج و رعب و وحشت بود. این وقایع که در پی بی توجهی به رخدادهای تلخ حمله به دانشگاه و ساختمان دانشکده فنی در 24 خرداد 88 و کوی دانشگاه در همان شب اتفاق می افتد، به تکرار غیرقابل باوری رسیده است و ورود افراد غیرمسئول به محوطه دانشگاه برای چندمین بار به مسامحه گرفته می شود. گویی که قرار است نابودی نظم و امنیت و انضباط، هتک حرمت دانشگاه، تخریب اموال عمومی و ایجاد محیط رعب و وحشت یک موضوع پیش پا افتاده تلقی شود. با توجه به موارد مذکور شورای پردیس اعلام می دارد که این وقایع به هیچ وجه قابل پذیرش نبوده و علت اصلی بروز این اختلالات، تشنج ها و رخدادهای ناگوار صرفا ورود پر تعداد و غیرمسولانه افرادی غیر از دانشجویان دانشگاه تهران به محیط مقدس دانشگاه است که مسئولیت آن علی القاعده با ریاست محترم و سایر مسئولین ذیربط دانشگاه تهران می باشد. بدیهی است عدم رسیدگی جدی به این امر و پیامدهای آن باعث تداوم به خطر افتادن امنیت دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه شده و به صدمه دیدن جدی فعالیت های آموزشی، پژوهشی و کاهش اعتبار علمی دانشگاه تهران می انجامد. با در نظر گرفتن نکات فوق، شورای پردیس دانشکده های فنی ضمن سلب مسئولیت از عواقب بروز این وقایع اسفبار، خواهان حفظ نظم و حرمت دانشگاه، رعایت مقررا و تامین امنیت دانشگاهیان می باشد.

ارعاب و اذیت کارکنان و اساتید دانشگاه با پرتاب گاز اشک آور


اعتراض شورای اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران نسبت به وقایع روزهای اخیر

سایت امروز: شورای اساتید پردیس دانشکده‌های فنی دانشگاه تهران به مناسبت وقایع 16 و 17 آذر در دانشگاه ها بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرده است:

در روزهای 16 و 17 آذرماه جاری، دانشگاه تهران و پردیس دانشکده های فنی بار دیگر شاهد وقایع بسیار ناگواری بود. در هر دو روز جمع کثیری که دانشجو یا کارمند دانشگاه تهران نبودند با عبور از درهای تحت مراقبت انتظامات وارد صحن دانشگاه شدند و مقابل ساختمان اصلی پردیس دانشکده های فنی تجمع کردند. پیامد هجوم این عده در دو روز متوالی به داخل ساختمان پردیس فنی، ضرب و شتم دانشجویان، ارعاب و اذیت کارکنان و اساتید با پرتاب گاز اشک آور و آفریدن فضای آکنده از تشنج و رعب و وحشت بود. این وقایع که در پی بی توجهی به رخدادهای تلخ حمله به دانشگاه و ساختمان دانشکده فنی در 24 خرداد 88 و کوی دانشگاه در همان شب اتفاق می افتد، به تکرار غیرقابل باوری رسیده است و ورود افراد غیرمسئول به محوطه دانشگاه برای چندمین بار به مسامحه گرفته می شود. گویی که قرار است نابودی نظم و امنیت و انضباط، هتک حرمت دانشگاه، تخریب اموال عمومی و ایجاد محیط رعب و وحشت یک موضوع پیش پا افتاده تلقی شود. با توجه به موارد مذکور شورای پردیس اعلام می دارد که این وقایع به هیچ وجه قابل پذیرش نبوده و علت اصلی بروز این اختلالات، تشنج ها و رخدادهای ناگوار صرفا ورود پر تعداد و غیرمسولانه افرادی غیر از دانشجویان دانشگاه تهران به محیط مقدس دانشگاه است که مسئولیت آن علی القاعده با ریاست محترم و سایر مسئولین ذیربط دانشگاه تهران می باشد. بدیهی است عدم رسیدگی جدی به این امر و پیامدهای آن باعث تداوم به خطر افتادن امنیت دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه شده و به صدمه دیدن جدی فعالیت های آموزشی، پژوهشی و کاهش اعتبار علمی دانشگاه تهران می انجامد. با در نظر گرفتن نکات فوق، شورای پردیس دانشکده های فنی ضمن سلب مسئولیت از عواقب بروز این وقایع اسفبار، خواهان حفظ نظم و حرمت دانشگاه، رعایت مقررا و تامین امنیت دانشگاهیان می باشد.

کسی با کاغذ پاره خامنه ای به چاه نمی رود


منصور امان

ترفند آیت الله خامنه ای برای تحکیم موقعیت خود و ایجاد زمینه سرکوب بیشتر از طریق شانتاژ و جنجال، انزوای وی در میان بخش سُنتی دستگاه روحانیت را بیشتر به رُخ کشیده است. در حالی که ولی فقیه "نظام" اُمیدوار بود در گرد و خاک تعزیه "کاغذ پاره" و زیر فشار هیاهوی ناشی از آن مُخاطبان خود را به آدرس اشتباهی و پُشت سر خود بکشد، چنین نمی نماید که یکی از مُهمترین ابزارهای صحنه گردانی یعنی، این دسته از روحانیون و مراکز بُلندپایه، تمایل زیادی به همبازی شُدن با او داشته باشند.

این واقعیت را از جُمله آیت الله احمد خاتمی، یک مُلای برجسته ی حُکومتی آشکار ساخته است. وی روز گُذشته (شنبه) در مدرسه فیضیه قُم از بی اعتباری آقای خامنه ای در پایگاه های سُنتی روحانیون پرده برداشت و شکایت کرد: "در زمان امام راحل وقتی ایشان اشاره به موضوعی می کرد، حوزه با تمام وجود برمی خاست اما امروز وقتی آقا در خُصوص حوادث انتخابات سُخن می گویند و هُشدارهای لازم را می دهند، هیچکس توجُه ندارد."

وی همچنین در تلاش برای تحریک احساسات شنوندگانش، به گونه بی پیشینه ای انزوای آیت الله خامنه ای در میان طیف یاد شُده را تایید کرد: "در شرایط کُنونی، مقام مُعظم رهبری در غُربت به سر می برند."

این سُخنان به روند سراشیب آتوریته و نُفوذ آقای خامنه ای در میان کسانی اشاره دارد که با وجود بهره بُردن از توازُن سیاسی و اقتصادی موجود، اشتیاق فراوانی برای گره زدن جایگاه و منافع خویش با سرنوشت نه چندان روشن آقای خامنه ای نشان نمی دهند. این امر به ویژه در جنجال اخیر و با عدم واکُنش یا برخورد بسیار مُحتاطانه مراجع و مُلاهای پُر نُفوذ سُنتی به خیمه شب بازی آیت الله خامنه ای، به گونه آزار دهنده و همینطور تهدید آمیزی نمایان گردید.

در همان حال که بیشتر مُلاهای پُرسابقه از معرکه ی کاغذ پاره خود را کنار کشیده اند، تنها واکُنش آشکار در میان این طیف از سوی آیت الله مکارم شیرازی صورت گرفته تا در یک موضع دو پهلو، پوزش مُحترمانه خود از همراهی با آقای خامنه ای و نقش آفرینی فعال در تیاتر وی را اعلام کُند.

همزمان منابع حُکومتی گُزارش کرده اند که آیت الله امامی کاشانی با انجام معرکه گیری گُماشتگان آقای خامنه ای در مدرسه تحت اداره خود (مدرسه عالی مُطهری) مُخالفت کرده است. مراسم مزبور که تنها نوع از این تجمُعات در تهران بود، پس از مُدتی سرگردانی در خیابان ناصر خُسرو، سرانجام با سُخنرانی یک مُلای دون پایه که "جویدن خرخره مُخالفان آقا" را به شنوندگانش رهنمود می داد، به پایان رسید.

تیر شلیک شُده آیت الله خامنه ای، به شتاب در حال تغییر مسیر و کمانه کردن به سمت خود او است. جُز همدستان نظامی – امنیتی وی کمتر کسی حاضر است با طناب "مقام مُعظم" به چاه برود، "رهبر" رنگ باخته می تواند این یادآوری را بر سر برگ هر پروژه ای که برای بقای خود طراحی می کند، به چاپ بدهد.

کسی با کاغذ پاره خامنه ای به چاه نمی رود


منصور امان

ترفند آیت الله خامنه ای برای تحکیم موقعیت خود و ایجاد زمینه سرکوب بیشتر از طریق شانتاژ و جنجال، انزوای وی در میان بخش سُنتی دستگاه روحانیت را بیشتر به رُخ کشیده است. در حالی که ولی فقیه "نظام" اُمیدوار بود در گرد و خاک تعزیه "کاغذ پاره" و زیر فشار هیاهوی ناشی از آن مُخاطبان خود را به آدرس اشتباهی و پُشت سر خود بکشد، چنین نمی نماید که یکی از مُهمترین ابزارهای صحنه گردانی یعنی، این دسته از روحانیون و مراکز بُلندپایه، تمایل زیادی به همبازی شُدن با او داشته باشند.

این واقعیت را از جُمله آیت الله احمد خاتمی، یک مُلای برجسته ی حُکومتی آشکار ساخته است. وی روز گُذشته (شنبه) در مدرسه فیضیه قُم از بی اعتباری آقای خامنه ای در پایگاه های سُنتی روحانیون پرده برداشت و شکایت کرد: "در زمان امام راحل وقتی ایشان اشاره به موضوعی می کرد، حوزه با تمام وجود برمی خاست اما امروز وقتی آقا در خُصوص حوادث انتخابات سُخن می گویند و هُشدارهای لازم را می دهند، هیچکس توجُه ندارد."

وی همچنین در تلاش برای تحریک احساسات شنوندگانش، به گونه بی پیشینه ای انزوای آیت الله خامنه ای در میان طیف یاد شُده را تایید کرد: "در شرایط کُنونی، مقام مُعظم رهبری در غُربت به سر می برند."

این سُخنان به روند سراشیب آتوریته و نُفوذ آقای خامنه ای در میان کسانی اشاره دارد که با وجود بهره بُردن از توازُن سیاسی و اقتصادی موجود، اشتیاق فراوانی برای گره زدن جایگاه و منافع خویش با سرنوشت نه چندان روشن آقای خامنه ای نشان نمی دهند. این امر به ویژه در جنجال اخیر و با عدم واکُنش یا برخورد بسیار مُحتاطانه مراجع و مُلاهای پُر نُفوذ سُنتی به خیمه شب بازی آیت الله خامنه ای، به گونه آزار دهنده و همینطور تهدید آمیزی نمایان گردید.

در همان حال که بیشتر مُلاهای پُرسابقه از معرکه ی کاغذ پاره خود را کنار کشیده اند، تنها واکُنش آشکار در میان این طیف از سوی آیت الله مکارم شیرازی صورت گرفته تا در یک موضع دو پهلو، پوزش مُحترمانه خود از همراهی با آقای خامنه ای و نقش آفرینی فعال در تیاتر وی را اعلام کُند.

همزمان منابع حُکومتی گُزارش کرده اند که آیت الله امامی کاشانی با انجام معرکه گیری گُماشتگان آقای خامنه ای در مدرسه تحت اداره خود (مدرسه عالی مُطهری) مُخالفت کرده است. مراسم مزبور که تنها نوع از این تجمُعات در تهران بود، پس از مُدتی سرگردانی در خیابان ناصر خُسرو، سرانجام با سُخنرانی یک مُلای دون پایه که "جویدن خرخره مُخالفان آقا" را به شنوندگانش رهنمود می داد، به پایان رسید.

تیر شلیک شُده آیت الله خامنه ای، به شتاب در حال تغییر مسیر و کمانه کردن به سمت خود او است. جُز همدستان نظامی – امنیتی وی کمتر کسی حاضر است با طناب "مقام مُعظم" به چاه برود، "رهبر" رنگ باخته می تواند این یادآوری را بر سر برگ هر پروژه ای که برای بقای خود طراحی می کند، به چاپ بدهد.

کسی با کاغذ پاره خامنه ای به چاه نمی رود


منصور امان

ترفند آیت الله خامنه ای برای تحکیم موقعیت خود و ایجاد زمینه سرکوب بیشتر از طریق شانتاژ و جنجال، انزوای وی در میان بخش سُنتی دستگاه روحانیت را بیشتر به رُخ کشیده است. در حالی که ولی فقیه "نظام" اُمیدوار بود در گرد و خاک تعزیه "کاغذ پاره" و زیر فشار هیاهوی ناشی از آن مُخاطبان خود را به آدرس اشتباهی و پُشت سر خود بکشد، چنین نمی نماید که یکی از مُهمترین ابزارهای صحنه گردانی یعنی، این دسته از روحانیون و مراکز بُلندپایه، تمایل زیادی به همبازی شُدن با او داشته باشند.

این واقعیت را از جُمله آیت الله احمد خاتمی، یک مُلای برجسته ی حُکومتی آشکار ساخته است. وی روز گُذشته (شنبه) در مدرسه فیضیه قُم از بی اعتباری آقای خامنه ای در پایگاه های سُنتی روحانیون پرده برداشت و شکایت کرد: "در زمان امام راحل وقتی ایشان اشاره به موضوعی می کرد، حوزه با تمام وجود برمی خاست اما امروز وقتی آقا در خُصوص حوادث انتخابات سُخن می گویند و هُشدارهای لازم را می دهند، هیچکس توجُه ندارد."

وی همچنین در تلاش برای تحریک احساسات شنوندگانش، به گونه بی پیشینه ای انزوای آیت الله خامنه ای در میان طیف یاد شُده را تایید کرد: "در شرایط کُنونی، مقام مُعظم رهبری در غُربت به سر می برند."

این سُخنان به روند سراشیب آتوریته و نُفوذ آقای خامنه ای در میان کسانی اشاره دارد که با وجود بهره بُردن از توازُن سیاسی و اقتصادی موجود، اشتیاق فراوانی برای گره زدن جایگاه و منافع خویش با سرنوشت نه چندان روشن آقای خامنه ای نشان نمی دهند. این امر به ویژه در جنجال اخیر و با عدم واکُنش یا برخورد بسیار مُحتاطانه مراجع و مُلاهای پُر نُفوذ سُنتی به خیمه شب بازی آیت الله خامنه ای، به گونه آزار دهنده و همینطور تهدید آمیزی نمایان گردید.

در همان حال که بیشتر مُلاهای پُرسابقه از معرکه ی کاغذ پاره خود را کنار کشیده اند، تنها واکُنش آشکار در میان این طیف از سوی آیت الله مکارم شیرازی صورت گرفته تا در یک موضع دو پهلو، پوزش مُحترمانه خود از همراهی با آقای خامنه ای و نقش آفرینی فعال در تیاتر وی را اعلام کُند.

همزمان منابع حُکومتی گُزارش کرده اند که آیت الله امامی کاشانی با انجام معرکه گیری گُماشتگان آقای خامنه ای در مدرسه تحت اداره خود (مدرسه عالی مُطهری) مُخالفت کرده است. مراسم مزبور که تنها نوع از این تجمُعات در تهران بود، پس از مُدتی سرگردانی در خیابان ناصر خُسرو، سرانجام با سُخنرانی یک مُلای دون پایه که "جویدن خرخره مُخالفان آقا" را به شنوندگانش رهنمود می داد، به پایان رسید.

تیر شلیک شُده آیت الله خامنه ای، به شتاب در حال تغییر مسیر و کمانه کردن به سمت خود او است. جُز همدستان نظامی – امنیتی وی کمتر کسی حاضر است با طناب "مقام مُعظم" به چاه برود، "رهبر" رنگ باخته می تواند این یادآوری را بر سر برگ هر پروژه ای که برای بقای خود طراحی می کند، به چاپ بدهد.

هشدار نسبت به بازداشت موسوی


سایت نوروز: براساس اخبار رسیده از منابع موثق به پایگاه اطلاع رسانی نوروز خبر احتمال بازداشت مهندس میرحسین موسوی از سوی عوامل کودتاچی به شدت تایید شد. پیش از این سایت کلمه سایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرده بود که اتفاقی در راه است.


مردم هوشیار باشند اتفاقی در پیش است

سایت کلمه: در پی اجرای سناریوی از پیش طراحی‌شده حرمت‌شکنی از امام و نسبت دادن آن به دانشجویان از دیروز رسانه‌های رسمی تبلیغات حجیم و هدف‌داری را آغاز کرده‌اند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر می‌رسد زمینه‌چینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.

به کلیه حامیان جنبس سبز توصیه می‌شود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.

با توجه به محدودیت های شدید اطلاع رسانی ، کلمه به دیگر پایگاه‌های اطلاعاتی پیشنهاد می‌کند کاربرانشان را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.

هشدار نسبت به بازداشت موسوی


سایت نوروز: براساس اخبار رسیده از منابع موثق به پایگاه اطلاع رسانی نوروز خبر احتمال بازداشت مهندس میرحسین موسوی از سوی عوامل کودتاچی به شدت تایید شد. پیش از این سایت کلمه سایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرده بود که اتفاقی در راه است.


مردم هوشیار باشند اتفاقی در پیش است

سایت کلمه: در پی اجرای سناریوی از پیش طراحی‌شده حرمت‌شکنی از امام و نسبت دادن آن به دانشجویان از دیروز رسانه‌های رسمی تبلیغات حجیم و هدف‌داری را آغاز کرده‌اند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر می‌رسد زمینه‌چینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.

به کلیه حامیان جنبس سبز توصیه می‌شود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.

با توجه به محدودیت های شدید اطلاع رسانی ، کلمه به دیگر پایگاه‌های اطلاعاتی پیشنهاد می‌کند کاربرانشان را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.

هشدار نسبت به بازداشت موسوی


سایت نوروز: براساس اخبار رسیده از منابع موثق به پایگاه اطلاع رسانی نوروز خبر احتمال بازداشت مهندس میرحسین موسوی از سوی عوامل کودتاچی به شدت تایید شد. پیش از این سایت کلمه سایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرده بود که اتفاقی در راه است.


مردم هوشیار باشند اتفاقی در پیش است

سایت کلمه: در پی اجرای سناریوی از پیش طراحی‌شده حرمت‌شکنی از امام و نسبت دادن آن به دانشجویان از دیروز رسانه‌های رسمی تبلیغات حجیم و هدف‌داری را آغاز کرده‌اند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر می‌رسد زمینه‌چینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.

به کلیه حامیان جنبس سبز توصیه می‌شود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.

با توجه به محدودیت های شدید اطلاع رسانی ، کلمه به دیگر پایگاه‌های اطلاعاتی پیشنهاد می‌کند کاربرانشان را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.

راهپیمائی مادران عزادار در خیابانهای مرکزی شهر


فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

تجمع اعتراضی و راهپیمائی مادران عزادار در خیابانهای مرکزی شهر
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،مادران عزادار علیرغم حضور نیروهای سرکوبگر با تهدید و توهین ، تجمع اعتراضی و راه پیمائی خود را از پارک لاله تا چهار راه فاطمی برگزار کردند.
روز شنبه 21 آذر از ساعت 17:15 مادران عزادار به روال هفتگی خود در میدان آب نمای پارک لاله تهران در حال تجمع بودند که مامورین سرکوبگر نیروی انتظامی،لباس شخصی و بسیجیها با بر خوردی وحشیانه سعی در متفرق کردن آنها کردند. با اين حال مادران تجمع خود را شکل داده وقصد راه پيمايي درپارك را داشتند اما نیروهای سرکوبگر اجازه راه پیمائی به دور میدان آب نمای پارک لاله را به مادران نداده و آنها را وادار به بیرون رفتن از پارک کردند.
متعاقبا مادران نيز راهپيمايي خود را از میدان آب نمای پارک لاله شروع کرده و وارد خیابانهای مرکزی شهر شدند. آنها از خیابان امیر آباد بسوی چهار راه فاطمی حرکت کردندو هنگام حرکت دستهای خود را به عنوان علامت پیروزي بر سر خود بلند کرده بودند.
در طی مسیر تعداد زیادی از مردم به آنها می پیوستند و کسبه از مادران عزادار حمایت می کردند. خودروها نیز هنگام مشاهده راه پیمائی مادران با بوق زدن از آنها حمایت می کردند .
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه که از نیروهای انتظامی،لباس شخصی و بسیج تشکیل می شدند با عربده کشی و توهین و تهدید سعی در متفرق کردن مادران داشتند. لباس شخصیها خطاب به مادرانی که نسبت به برخوردهای وحشیانه آنها اعتراض می کردند پاسخ ميدادند كه ما پول گرفتیم تا همۀ شما را بکشیم، ميخواهید مثل سری قبل باز هم شما را دستگیر کنیم وبا كلمات توهين آميز خاص خودشان به مادران بزرگوار توهين كرده وميگفتند بروید گم شوید واين روال تا پايان راهپيمايي مادران همچنان توسط سرکوبگران ادامه داشت .اهانتهاي ناروابه مادران گرانقدري که خون فرزندانشان برای آزادی مردم ایران فدا شده و یا در اسارتگاه ولی فقیه بسر می برند.

21 آذر 1388 برابر با 12 دسامبر 2009

راهپیمائی مادران عزادار در خیابانهای مرکزی شهر


فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

تجمع اعتراضی و راهپیمائی مادران عزادار در خیابانهای مرکزی شهر
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،مادران عزادار علیرغم حضور نیروهای سرکوبگر با تهدید و توهین ، تجمع اعتراضی و راه پیمائی خود را از پارک لاله تا چهار راه فاطمی برگزار کردند.
روز شنبه 21 آذر از ساعت 17:15 مادران عزادار به روال هفتگی خود در میدان آب نمای پارک لاله تهران در حال تجمع بودند که مامورین سرکوبگر نیروی انتظامی،لباس شخصی و بسیجیها با بر خوردی وحشیانه سعی در متفرق کردن آنها کردند. با اين حال مادران تجمع خود را شکل داده وقصد راه پيمايي درپارك را داشتند اما نیروهای سرکوبگر اجازه راه پیمائی به دور میدان آب نمای پارک لاله را به مادران نداده و آنها را وادار به بیرون رفتن از پارک کردند.
متعاقبا مادران نيز راهپيمايي خود را از میدان آب نمای پارک لاله شروع کرده و وارد خیابانهای مرکزی شهر شدند. آنها از خیابان امیر آباد بسوی چهار راه فاطمی حرکت کردندو هنگام حرکت دستهای خود را به عنوان علامت پیروزي بر سر خود بلند کرده بودند.
در طی مسیر تعداد زیادی از مردم به آنها می پیوستند و کسبه از مادران عزادار حمایت می کردند. خودروها نیز هنگام مشاهده راه پیمائی مادران با بوق زدن از آنها حمایت می کردند .
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه که از نیروهای انتظامی،لباس شخصی و بسیج تشکیل می شدند با عربده کشی و توهین و تهدید سعی در متفرق کردن مادران داشتند. لباس شخصیها خطاب به مادرانی که نسبت به برخوردهای وحشیانه آنها اعتراض می کردند پاسخ ميدادند كه ما پول گرفتیم تا همۀ شما را بکشیم، ميخواهید مثل سری قبل باز هم شما را دستگیر کنیم وبا كلمات توهين آميز خاص خودشان به مادران بزرگوار توهين كرده وميگفتند بروید گم شوید واين روال تا پايان راهپيمايي مادران همچنان توسط سرکوبگران ادامه داشت .اهانتهاي ناروابه مادران گرانقدري که خون فرزندانشان برای آزادی مردم ایران فدا شده و یا در اسارتگاه ولی فقیه بسر می برند.

21 آذر 1388 برابر با 12 دسامبر 2009

راهپیمائی مادران عزادار در خیابانهای مرکزی شهر


فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

تجمع اعتراضی و راهپیمائی مادران عزادار در خیابانهای مرکزی شهر
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،مادران عزادار علیرغم حضور نیروهای سرکوبگر با تهدید و توهین ، تجمع اعتراضی و راه پیمائی خود را از پارک لاله تا چهار راه فاطمی برگزار کردند.
روز شنبه 21 آذر از ساعت 17:15 مادران عزادار به روال هفتگی خود در میدان آب نمای پارک لاله تهران در حال تجمع بودند که مامورین سرکوبگر نیروی انتظامی،لباس شخصی و بسیجیها با بر خوردی وحشیانه سعی در متفرق کردن آنها کردند. با اين حال مادران تجمع خود را شکل داده وقصد راه پيمايي درپارك را داشتند اما نیروهای سرکوبگر اجازه راه پیمائی به دور میدان آب نمای پارک لاله را به مادران نداده و آنها را وادار به بیرون رفتن از پارک کردند.
متعاقبا مادران نيز راهپيمايي خود را از میدان آب نمای پارک لاله شروع کرده و وارد خیابانهای مرکزی شهر شدند. آنها از خیابان امیر آباد بسوی چهار راه فاطمی حرکت کردندو هنگام حرکت دستهای خود را به عنوان علامت پیروزي بر سر خود بلند کرده بودند.
در طی مسیر تعداد زیادی از مردم به آنها می پیوستند و کسبه از مادران عزادار حمایت می کردند. خودروها نیز هنگام مشاهده راه پیمائی مادران با بوق زدن از آنها حمایت می کردند .
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه که از نیروهای انتظامی،لباس شخصی و بسیج تشکیل می شدند با عربده کشی و توهین و تهدید سعی در متفرق کردن مادران داشتند. لباس شخصیها خطاب به مادرانی که نسبت به برخوردهای وحشیانه آنها اعتراض می کردند پاسخ ميدادند كه ما پول گرفتیم تا همۀ شما را بکشیم، ميخواهید مثل سری قبل باز هم شما را دستگیر کنیم وبا كلمات توهين آميز خاص خودشان به مادران بزرگوار توهين كرده وميگفتند بروید گم شوید واين روال تا پايان راهپيمايي مادران همچنان توسط سرکوبگران ادامه داشت .اهانتهاي ناروابه مادران گرانقدري که خون فرزندانشان برای آزادی مردم ایران فدا شده و یا در اسارتگاه ولی فقیه بسر می برند.

21 آذر 1388 برابر با 12 دسامبر 2009

شایعه فراگیر دستگیری نزدیک موسوی و کروبی


سایت هم میهن: شامگاه شنبه، شایعه فراگیر دستگیری قریب الوقوع رهبران جنبش سبز در فضای مجازی منتشر شد. نخست سایت کلمه، وبسایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرد «اتفاقی در راه است» و از حامیان جنبش سبز خواسته بود تا هوشیار بوده و در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار داشته یاشند.

سایت نوروز نیز به نقل از یک منبع آگاه از احتمال بازداشت مهندس میرحسین موسوی از سوی عوامل کودتاچی قوت گرفته است.

فیس بوک زهرا رهنورد، همسر میر حسین موسوی نیز اعلام کرد: در صورت دستگیری هر کدام از سران اصلاحات، وعده ما: انقلاب تا آزادی. از هم اکنون: بسیج شبکه ی رسانه ای برای اطلاع رسانی وسیع...

همزمان بسیاری از وبسات های هوادار جنبش سبز نیز از بازادشت قریب الوقوع، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی خبر می دهند. برخی منابع حتا از احتمال «تحت نظر» قرار گرفتن هاشمی رفسنجانی خبر می دهند.

به اعتقاد بسیاری از ناظران، پخش تصاویر هتک حرمت بنیانگذار جمهوری اسلامی در صدا و سیما و نسبت دادن آن به هواداران جنبش سبز، می تواند به عنوان زمینه سازی برای اجرای سناریوی برخورد با رهبران این جنبش تلقی شود.

شایعه فراگیر دستگیری نزدیک موسوی و کروبی


سایت هم میهن: شامگاه شنبه، شایعه فراگیر دستگیری قریب الوقوع رهبران جنبش سبز در فضای مجازی منتشر شد. نخست سایت کلمه، وبسایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرد «اتفاقی در راه است» و از حامیان جنبش سبز خواسته بود تا هوشیار بوده و در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار داشته یاشند.

سایت نوروز نیز به نقل از یک منبع آگاه از احتمال بازداشت مهندس میرحسین موسوی از سوی عوامل کودتاچی قوت گرفته است.

فیس بوک زهرا رهنورد، همسر میر حسین موسوی نیز اعلام کرد: در صورت دستگیری هر کدام از سران اصلاحات، وعده ما: انقلاب تا آزادی. از هم اکنون: بسیج شبکه ی رسانه ای برای اطلاع رسانی وسیع...

همزمان بسیاری از وبسات های هوادار جنبش سبز نیز از بازادشت قریب الوقوع، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی خبر می دهند. برخی منابع حتا از احتمال «تحت نظر» قرار گرفتن هاشمی رفسنجانی خبر می دهند.

به اعتقاد بسیاری از ناظران، پخش تصاویر هتک حرمت بنیانگذار جمهوری اسلامی در صدا و سیما و نسبت دادن آن به هواداران جنبش سبز، می تواند به عنوان زمینه سازی برای اجرای سناریوی برخورد با رهبران این جنبش تلقی شود.

شایعه فراگیر دستگیری نزدیک موسوی و کروبی


سایت هم میهن: شامگاه شنبه، شایعه فراگیر دستگیری قریب الوقوع رهبران جنبش سبز در فضای مجازی منتشر شد. نخست سایت کلمه، وبسایت رسمی مهندس میرحسین موسوی در هشداری اعلام کرد «اتفاقی در راه است» و از حامیان جنبش سبز خواسته بود تا هوشیار بوده و در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار داشته یاشند.

سایت نوروز نیز به نقل از یک منبع آگاه از احتمال بازداشت مهندس میرحسین موسوی از سوی عوامل کودتاچی قوت گرفته است.

فیس بوک زهرا رهنورد، همسر میر حسین موسوی نیز اعلام کرد: در صورت دستگیری هر کدام از سران اصلاحات، وعده ما: انقلاب تا آزادی. از هم اکنون: بسیج شبکه ی رسانه ای برای اطلاع رسانی وسیع...

همزمان بسیاری از وبسات های هوادار جنبش سبز نیز از بازادشت قریب الوقوع، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی خبر می دهند. برخی منابع حتا از احتمال «تحت نظر» قرار گرفتن هاشمی رفسنجانی خبر می دهند.

به اعتقاد بسیاری از ناظران، پخش تصاویر هتک حرمت بنیانگذار جمهوری اسلامی در صدا و سیما و نسبت دادن آن به هواداران جنبش سبز، می تواند به عنوان زمینه سازی برای اجرای سناریوی برخورد با رهبران این جنبش تلقی شود.

Saturday, December 12, 2009

استفاده از تانك براي جلوگيري از تظاهرات ضدجكومتي دانشجويان/تصویری



تصاویرضميمه مربوط به حضور تانک های سپاه پاسداران در دانشگاه مازندران در روز 16 آذر و مانور این نیرو ها در آنجا بود .اين مانور با شلیک توپ های جنگی همراه بود. مانور سپاه پاسداران در محوطه خاکی مقابل دانشکده ی تربیت بدنی این دانشگاه برگزار شد و هدفش تحت الشعاع قراردادن تظاهرات عظيم دانشجويان آزاده مازنداران در دروز 16 آذر بود .

استفاده از تانك براي جلوگيري از تظاهرات ضدجكومتي دانشجويان/تصویری



تصاویرضميمه مربوط به حضور تانک های سپاه پاسداران در دانشگاه مازندران در روز 16 آذر و مانور این نیرو ها در آنجا بود .اين مانور با شلیک توپ های جنگی همراه بود. مانور سپاه پاسداران در محوطه خاکی مقابل دانشکده ی تربیت بدنی این دانشگاه برگزار شد و هدفش تحت الشعاع قراردادن تظاهرات عظيم دانشجويان آزاده مازنداران در دروز 16 آذر بود .

استفاده از تانك براي جلوگيري از تظاهرات ضدجكومتي دانشجويان/تصویری



تصاویرضميمه مربوط به حضور تانک های سپاه پاسداران در دانشگاه مازندران در روز 16 آذر و مانور این نیرو ها در آنجا بود .اين مانور با شلیک توپ های جنگی همراه بود. مانور سپاه پاسداران در محوطه خاکی مقابل دانشکده ی تربیت بدنی این دانشگاه برگزار شد و هدفش تحت الشعاع قراردادن تظاهرات عظيم دانشجويان آزاده مازنداران در دروز 16 آذر بود .

کارزار تدارک دادگاه بین­ المللی برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در زندان­های ایران

گیرنده گرامی این سطور




برای نخستین بار در تاریخ ایران، کارزاری جهانی برای رسیدگی مردمی به کشتار زندانیان سیاسی در حال شکل گرفتن است. پیش از این، چنین دادگاهی با عنوان دادگاه راسل در سال ١۹۶۷، علیه جنایات جنگی دولت آمریکا در ویتنام برگزار شد. غیر از دادگاه راسل، تقریبا تمامی محاکماتی که در قرن معاصر برگزار شده، میان دولت ها بوده و یا به درخواست دولت ها برگزار شده است. دادگاه راسل، تنها دادگاهی در تاریخ معاصر است، که مستقل از دولت ها و حکومت ها، علیه جنایات جنگی دولت آمریکا در ویتنام برگزار شد.



هدف این کارزار، تشکیل دادگاهی است برای رسیدگی به اعدام های دسته جمعی و گسترده سال های اولیه دهه ۶٠ و قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶٧. ما، جمعی از خانواده های جان باختگان و جان بدر بردگان از کشتارهای دهه ۶٠، این تلاش را آغاز کرده ایم. این کارزار تاریخی، تلاشی است برای دادخواهی و یک دست کردن مبارزات مان برای رسیدگی به قتل عزیزان مان.



برای به اجرا در آوردن این دادگاه، به کارزاری جهانی نیاز است که توده های مردم عدالت خواه و مدافع حقوق انسانی، ایرانی و غیرایرانی، اعم از کارگر، نویسنده، شاعر، حقوقدان، روزنامه نگار، فعال سیاسی، هنرمند، دانشجو و...، به آن به پیوندند و به پیشبرد آن یاری رسانند.



نقش همه ی ما در به ثمر رساندن این کارزار تاریخی بسیار مهم است. بگذارید در دوران و عصری که به سر می بریم، در دورانی که بیشترین ستم ها، حق کشی ها و جنایت ها در حق مردم ایران انجام گرفته است، دست در دست هم تاریخ را این بار ما مردم بنویسیم.





بیانیه کارزار به پیوست است



کارزار تدارک دادگاه بین­ المللی

برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در زندان­های ایران

کارزار تدارک دادگاه بین­ المللی برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در زندان­های ایران

گیرنده گرامی این سطور




برای نخستین بار در تاریخ ایران، کارزاری جهانی برای رسیدگی مردمی به کشتار زندانیان سیاسی در حال شکل گرفتن است. پیش از این، چنین دادگاهی با عنوان دادگاه راسل در سال ١۹۶۷، علیه جنایات جنگی دولت آمریکا در ویتنام برگزار شد. غیر از دادگاه راسل، تقریبا تمامی محاکماتی که در قرن معاصر برگزار شده، میان دولت ها بوده و یا به درخواست دولت ها برگزار شده است. دادگاه راسل، تنها دادگاهی در تاریخ معاصر است، که مستقل از دولت ها و حکومت ها، علیه جنایات جنگی دولت آمریکا در ویتنام برگزار شد.



هدف این کارزار، تشکیل دادگاهی است برای رسیدگی به اعدام های دسته جمعی و گسترده سال های اولیه دهه ۶٠ و قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶٧. ما، جمعی از خانواده های جان باختگان و جان بدر بردگان از کشتارهای دهه ۶٠، این تلاش را آغاز کرده ایم. این کارزار تاریخی، تلاشی است برای دادخواهی و یک دست کردن مبارزات مان برای رسیدگی به قتل عزیزان مان.



برای به اجرا در آوردن این دادگاه، به کارزاری جهانی نیاز است که توده های مردم عدالت خواه و مدافع حقوق انسانی، ایرانی و غیرایرانی، اعم از کارگر، نویسنده، شاعر، حقوقدان، روزنامه نگار، فعال سیاسی، هنرمند، دانشجو و...، به آن به پیوندند و به پیشبرد آن یاری رسانند.



نقش همه ی ما در به ثمر رساندن این کارزار تاریخی بسیار مهم است. بگذارید در دوران و عصری که به سر می بریم، در دورانی که بیشترین ستم ها، حق کشی ها و جنایت ها در حق مردم ایران انجام گرفته است، دست در دست هم تاریخ را این بار ما مردم بنویسیم.





بیانیه کارزار به پیوست است



کارزار تدارک دادگاه بین­ المللی

برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در زندان­های ایران

کارزار تدارک دادگاه بین­ المللی برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در زندان­های ایران

گیرنده گرامی این سطور




برای نخستین بار در تاریخ ایران، کارزاری جهانی برای رسیدگی مردمی به کشتار زندانیان سیاسی در حال شکل گرفتن است. پیش از این، چنین دادگاهی با عنوان دادگاه راسل در سال ١۹۶۷، علیه جنایات جنگی دولت آمریکا در ویتنام برگزار شد. غیر از دادگاه راسل، تقریبا تمامی محاکماتی که در قرن معاصر برگزار شده، میان دولت ها بوده و یا به درخواست دولت ها برگزار شده است. دادگاه راسل، تنها دادگاهی در تاریخ معاصر است، که مستقل از دولت ها و حکومت ها، علیه جنایات جنگی دولت آمریکا در ویتنام برگزار شد.



هدف این کارزار، تشکیل دادگاهی است برای رسیدگی به اعدام های دسته جمعی و گسترده سال های اولیه دهه ۶٠ و قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶٧. ما، جمعی از خانواده های جان باختگان و جان بدر بردگان از کشتارهای دهه ۶٠، این تلاش را آغاز کرده ایم. این کارزار تاریخی، تلاشی است برای دادخواهی و یک دست کردن مبارزات مان برای رسیدگی به قتل عزیزان مان.



برای به اجرا در آوردن این دادگاه، به کارزاری جهانی نیاز است که توده های مردم عدالت خواه و مدافع حقوق انسانی، ایرانی و غیرایرانی، اعم از کارگر، نویسنده، شاعر، حقوقدان، روزنامه نگار، فعال سیاسی، هنرمند، دانشجو و...، به آن به پیوندند و به پیشبرد آن یاری رسانند.



نقش همه ی ما در به ثمر رساندن این کارزار تاریخی بسیار مهم است. بگذارید در دوران و عصری که به سر می بریم، در دورانی که بیشترین ستم ها، حق کشی ها و جنایت ها در حق مردم ایران انجام گرفته است، دست در دست هم تاریخ را این بار ما مردم بنویسیم.





بیانیه کارزار به پیوست است



کارزار تدارک دادگاه بین­ المللی

برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در زندان­های ایران

تجمع دانشگاه تهران/ 21 آذر


ادامه اعتراض دانشجویان به حمله نیروهای نظامی به دانشگاه تهران در ۱۶ و ۱۷ آذر
شنبه، ۲۱ آذر، ۱۳۸۸
دانشجویان دانشگاه تهران امروز مجدداً در اعتراض به حمله نیروهای نظامی در روزهای ۱۶ و ۱۷ آذر به دانشجویان این دانشگاه دست به اعتراض زده و خواستار استعفای فرهاد رهبر، رئیس این دانشگاه شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشگاه تهران امروز همزمان در مقابل دانشکده فنی و دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران ۲ تجمع اعتراضی برگزار کردند.
در دانشکده هنرهای زیبا دکتر حبیبی رئیس مستعفی این دانشکده در تالار شهید آوینی حاضر شده و با دانشجویان گفتگو کرد که مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت. دکتر حبیبی پس از حملات نیروهای نظامی به دانشجویان دانشگاه تهران در روزهای ۱۶ و ۱۷ آذرماه از سمت خود استعفا داده است. دانشجویان این دانشکده در گفتگو با دکتر حبیبی بر خواسته خود مبنی بر استعفای رهبر تأکید کردند.
همزمان دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران نیز امروز در مقابل این دانشکده دست به تحصن و اعتراض زدند. دانشجویان دانشکده فنی نیز خواستار استعفای فرهاد رهبر هستند.
دانشجویان پس تجمع در مقابل این دانشکده ها به سمت سر در اصلی دانشگاه تهران حرکت کرده و در آنجا تجمع خود را ادامه دادند.
دانشجویان در تجمع خود شعارهایی همچون «رئیس دانشگاه، استعفا، استعفا»، «خمینی کجایی، موسوی تنها شده»، «مرگ بر دیکتاتور» و «رئیس بی کفایت، استعفا، استعفا» سرداده و بر استعفای رهبر تأکید کردند.
لازم به یادآوری است نیروهای انصار نظامی مشتکل از سپاه و اعضای پایگاه های مقاومت بسیج در روزهای شانزهم و هفدم آذرماه همزمان با برپایی مراسم روز دانشجو توسط دانشجویان دانشگاه تهران با استفاده از کارت های تردد آبی رنگی که با هماهنگی سپاه و ریاست دانشگاه تهران به آنان داده شده بود با وسایلی همچون چوب، شوکر، گاز اشک آور و اسپری فلفل وارد دانشگاه تهران شده و به دانشجویان حمله کردند
نقش رهبر در حمله نیروهای نظامی به کوی دانشگاه تهران در بامداد 25 خرداد نیز همچنان نامشخص است

تجمع دانشگاه تهران/ 21 آذر


ادامه اعتراض دانشجویان به حمله نیروهای نظامی به دانشگاه تهران در ۱۶ و ۱۷ آذر
شنبه، ۲۱ آذر، ۱۳۸۸
دانشجویان دانشگاه تهران امروز مجدداً در اعتراض به حمله نیروهای نظامی در روزهای ۱۶ و ۱۷ آذر به دانشجویان این دانشگاه دست به اعتراض زده و خواستار استعفای فرهاد رهبر، رئیس این دانشگاه شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشگاه تهران امروز همزمان در مقابل دانشکده فنی و دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران ۲ تجمع اعتراضی برگزار کردند.
در دانشکده هنرهای زیبا دکتر حبیبی رئیس مستعفی این دانشکده در تالار شهید آوینی حاضر شده و با دانشجویان گفتگو کرد که مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت. دکتر حبیبی پس از حملات نیروهای نظامی به دانشجویان دانشگاه تهران در روزهای ۱۶ و ۱۷ آذرماه از سمت خود استعفا داده است. دانشجویان این دانشکده در گفتگو با دکتر حبیبی بر خواسته خود مبنی بر استعفای رهبر تأکید کردند.
همزمان دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران نیز امروز در مقابل این دانشکده دست به تحصن و اعتراض زدند. دانشجویان دانشکده فنی نیز خواستار استعفای فرهاد رهبر هستند.
دانشجویان پس تجمع در مقابل این دانشکده ها به سمت سر در اصلی دانشگاه تهران حرکت کرده و در آنجا تجمع خود را ادامه دادند.
دانشجویان در تجمع خود شعارهایی همچون «رئیس دانشگاه، استعفا، استعفا»، «خمینی کجایی، موسوی تنها شده»، «مرگ بر دیکتاتور» و «رئیس بی کفایت، استعفا، استعفا» سرداده و بر استعفای رهبر تأکید کردند.
لازم به یادآوری است نیروهای انصار نظامی مشتکل از سپاه و اعضای پایگاه های مقاومت بسیج در روزهای شانزهم و هفدم آذرماه همزمان با برپایی مراسم روز دانشجو توسط دانشجویان دانشگاه تهران با استفاده از کارت های تردد آبی رنگی که با هماهنگی سپاه و ریاست دانشگاه تهران به آنان داده شده بود با وسایلی همچون چوب، شوکر، گاز اشک آور و اسپری فلفل وارد دانشگاه تهران شده و به دانشجویان حمله کردند
نقش رهبر در حمله نیروهای نظامی به کوی دانشگاه تهران در بامداد 25 خرداد نیز همچنان نامشخص است

تجمع دانشگاه تهران/ 21 آذر


ادامه اعتراض دانشجویان به حمله نیروهای نظامی به دانشگاه تهران در ۱۶ و ۱۷ آذر
شنبه، ۲۱ آذر، ۱۳۸۸
دانشجویان دانشگاه تهران امروز مجدداً در اعتراض به حمله نیروهای نظامی در روزهای ۱۶ و ۱۷ آذر به دانشجویان این دانشگاه دست به اعتراض زده و خواستار استعفای فرهاد رهبر، رئیس این دانشگاه شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشگاه تهران امروز همزمان در مقابل دانشکده فنی و دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران ۲ تجمع اعتراضی برگزار کردند.
در دانشکده هنرهای زیبا دکتر حبیبی رئیس مستعفی این دانشکده در تالار شهید آوینی حاضر شده و با دانشجویان گفتگو کرد که مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت. دکتر حبیبی پس از حملات نیروهای نظامی به دانشجویان دانشگاه تهران در روزهای ۱۶ و ۱۷ آذرماه از سمت خود استعفا داده است. دانشجویان این دانشکده در گفتگو با دکتر حبیبی بر خواسته خود مبنی بر استعفای رهبر تأکید کردند.
همزمان دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران نیز امروز در مقابل این دانشکده دست به تحصن و اعتراض زدند. دانشجویان دانشکده فنی نیز خواستار استعفای فرهاد رهبر هستند.
دانشجویان پس تجمع در مقابل این دانشکده ها به سمت سر در اصلی دانشگاه تهران حرکت کرده و در آنجا تجمع خود را ادامه دادند.
دانشجویان در تجمع خود شعارهایی همچون «رئیس دانشگاه، استعفا، استعفا»، «خمینی کجایی، موسوی تنها شده»، «مرگ بر دیکتاتور» و «رئیس بی کفایت، استعفا، استعفا» سرداده و بر استعفای رهبر تأکید کردند.
لازم به یادآوری است نیروهای انصار نظامی مشتکل از سپاه و اعضای پایگاه های مقاومت بسیج در روزهای شانزهم و هفدم آذرماه همزمان با برپایی مراسم روز دانشجو توسط دانشجویان دانشگاه تهران با استفاده از کارت های تردد آبی رنگی که با هماهنگی سپاه و ریاست دانشگاه تهران به آنان داده شده بود با وسایلی همچون چوب، شوکر، گاز اشک آور و اسپری فلفل وارد دانشگاه تهران شده و به دانشجویان حمله کردند
نقش رهبر در حمله نیروهای نظامی به کوی دانشگاه تهران در بامداد 25 خرداد نیز همچنان نامشخص است

tehran uni protest 12 dec-تظاهرات دانشگاه تهران21آذر

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic