Friday, November 27, 2009

"جمهوري سبز"


ما هيچ وقت به اندازه دوران بعد از كودتا آزاد نبوده‌ايم و در عين حال هيچوقت به اين اندازه سركوب نشده ايم! اما چندان هم ناراضي نيستيم! قبل از كودتاي 23 خرداد، ما همه حقوقمان و اولاً" حق بيان و حق اعتراض را از دست داده بوديم، اما هرگز به اندازه دوران بعد از كودتا نتوانستيم آزادانه و تمام عيار بر آن وضعيت تلخ برآشوبيم و انتقاداتمان را بر زبان بياوريم. كودتاي 23 خرداد به "مالباختگي تمام عيار ملت ما" عينيت بخشيد و باعث شد فرصتي بي نظير براي خيزش در مقابل ظلمي چند دهه اي را پيدا كنيم. اعتراض كرديم و سركوب شديم و باز برخاستيم و افتاديم. باز زدند و كشتند و ما هنوز بر مي خيزيم و هنوز هستيم.

قبل از كودتا هر روز، رو دررو، به ما توهين می‌شد و بايد سكوت می‌كرديم؛ ما را تك تك زنداني يا سركوب می‌كردند، به نام كارگر، دانشجو، معلم و روزنامه نگار! فارس، كرد، بلوچ، ترك،... بعد از كودتا هم چنين است، تازه دسته دسته به سوي زندانها مي برندمان، اما ما ديگر همان مردم نبوديم و نيستيم. هر يكي را كه مي گيرند، سايرين انگيزه مي يابند تا سخت تر شوند، مبارزه را جدي تر بگيرند و اين بساط فرعوني را در هم بپيچند! قبل از كودتا ما هر جايی، روی ديوارها، در روزنامه‌ها و بر رو‌ی پرده سينما، آن تصوير بی‌روح و دل به هم‌زنی را می‌ديديم كه حاكمان می‌خواستند از خودمان به خوردمان بدهند. ملتي ذليل و افسرده و توسري خور. اما بعد از كودتا ما خيابانها و سايتها را آنطوري نقاشي كرده ايم كه "ما مي خواهيم". آنچنان كه شور زندگي را در ما برانگيخته است و حالا حاكمان از ديوارها رو برمي گردانند و با سطل هاي رنگ، شبها به جان در و ديوار شهرها مي افتند و ديوارها را رنگ مي كنند تا "واقعيت زنده" ما را نبينند! بعد از كودتا همه ما انرژي فروخفته خود را رها كرده ايم و تبديل به "ما" شده ايم و اين آزادي را مديون شرايط بعد از كودتا هستيم! با تمام سختي ها و سياهي هايش. و چنانچه گفته اند: عدو شود سبب خير، اگر خدا خواهد!

بعد از همه اين سالها كه به نظر می‌رسید زهر استبداد و ستم در ذهن و جان ما رخنه كرده است، حالا ما ديگر زنده ايم و هر اندیشه صحیحی و هر قدم بظاهر كوچكي یك پیروزی بزرگ به شمار می‌آيد؛ از آن جایی كه حكومت با تمام قوا در پی آن است كه ساكت و خانه نشينمان كند، هر سخنی و هر حركتي و هر اقدام كوچكي، اعلام دوباره اصول و اعتراض مان محسوب می‌شود. از آن جایی كه ما را مزورانه به دام انداخته اند، هر حركت ما ارزش یك گام بزرگ را مي يابد. حال آن حركت نامه نگاشتن به رهبري باشد و يا نوشتن شعاري در پس كوچه اي در تاريكي شب. همه اين كارها ارزش مبارزه با ستم را پيدا كرده و توسط ملت ستايش مي شوند. قبل از كودتا، اوضاع و احوال غالباً دهشتناك زندگي ما‌، نهایتاً این امكان را برایمان فراهم می‌آورد كه، بدون نقاب و بدون حجاب، در آن وضعیت بی‌قرار كننده و تحمل ناپذیری كه حاكمان مي خواستند "زنده بمانيم!". بعد از كودتا ما در حال مبارزه با اين وضع، در حالي كه چوب و باتوم و گلوله مي خوريم و مي گريزيم و زنداني مي شويم و مي ميريم، تازه داريم "زندگي مي كنيم". تازه داريم لذت زندگي كردن را تجربه مي كنيم.

مبارزه، اسارت، مهاجرت، فرار و علی‌الخصوص مرگ (كه از مواجهه با آن در دوران‌های خوش‌تر شانه خالی می‌كردیم) اينك دغدغه دائمی ما شده است! و جالب است كه بيشتر زندگي را احساس مي كنيم، و در محاصره اينهمه "امكان مردن"، ما داريم بهتر از قبل "زندگي" مي كنيم. مي دانيم كه گريزي از اين نداريم كه بايستيم و با سياهي و تباهي مبارزه كنيم. حتي اگر نخواهيم وارد قضاياي سياسي شويم، ناگهان از يك جايي باتوم يا گاز اشك آور و احضاريه و زندان به زندگي ما سرك مي كشد و يا گلوله اي سرگردان قلب ما را نشانه مي رود، چنانكه بسياري از شهروندان بيگناه چنين كشته شدند. آموخته ايم كه این‌ اتفاقات ديگر قابل اجتناب نيستند و با خانه نشستن نمي شود از آنها جلوگيري كرد. حتي اگر در خانه اي در حومه شهر زندگي كنيم، از گزند حكومت در امان نيستييم و به زودي مرگ را با سلاحهاي برنده تري بنام "فقر مطلق" و يا "تبعيض" و "اعتياد" و "بزه" به در خانه هايمان مي آورند!

این‌ها سهم ما، سرنوشت ما و اساسا" واقعیت ما به مثابه يك "انسان" است؛ هر لحظه از زندگی‌مان تعبیر كامل این عبارت شده است كه"مرگ با عزت بهتر از زندگي ذليلانه است". قبل از كودتا هر كدام از ما كلاه خود را چسبيده بوديم ولي حالا باور داريم "يكي براي همه، همه براي يكي!" و براي همديگر چتري از مهرباني مي گسترانيم تا از گزند كودتاچيان در امان بمانيم! بنابراين هر تصمیمی كه هریك از ما برای خود مي گيرد، تصمیمی معتبر به حساب می‌آيد تا دست كم به باقيمانده زندگي خود معنا ببخشد. چرا كه حالا ديگر همگي ما "رو در روی مرگ" قرار گرفته ايم و هر بار سئوالي روبروي ماست به اين صورت كه "مرگ بهتر است تا ... ".

من در این جا روی سخنم آن دسته نخبگان و روشنفكران و مبارزان نیست كه در نهضت روشنگري مردم سهيم بوده و هستند، بلكه همه ايرانياني است كه در هر ساعت شبانه روز ، در این سالهاي سال در دلشان به ستمكاران تاريخ و يزيد و ابن ملجم و شمر لعنت فرستاده اند و از مظلومان تاريخ جانبداري كرده اند اما به اين ستم سياه كه سالهاست بر كشورمان حكومت مي كند، با قدرت "نه" نگفته اند! مي بينيد كه سبعیت و وحشيگري حاكمان هریك از ما را به نوعي به سوي نيستي و فلاكت سوق داده است و ديگر هرگونه سكوت ما خيانتي غيرقابل بخشش نسبت به خود و مردم است. مي بينيد كه بعد از كودتا هر يك از ما به نوعي، از خودمان سؤالاتی را مي پرسيم كه كسی از خود در زمان آرامش نمی‌پرسد؛ هریك از ما كه از جزئیات جنايات اين حكومت در زندانها اطلاع دارد - و كدام ايراني آزاده اي است كه دست كم یك بار صابون ظلم زندان و تبعيض و انواع ستم اين حكومت بر تنش نخورده باشد؟ - با اضطراب از خود می‌پرسیم، واقعا" اگر سكوت كنم از شر آنها در امان مي مانم؟ و آیا اگر دستگير و شكنجه شوم، تاب می‌آورم؟ آيا بيرون زندان زنده مي مانم يا درون زندان؟ و آيا اين بيرون، آزادم؟ مي بينيم كه ما ناگزير از خيزشي بر عليه اين همه ستم و ظلميم. ما ناگزير از يك قيام، يك قيام سبزيم. نسل ما يك قيام حق طلبانه اما سبز به تاريخ بدهكار است. وگرنه تاريخ يك ذلت و حقارت هميشگي به ما بدهكار خواهد بود.



به این ترتیب پایه‌ای‌ترین پرسش آزادی مطرح مي شود و ما مشرف به ژ‍رفترین معرفت و شناختی ايستاده ايم كه انسان می‌تواند از خودش داشته باشد. چرا كه راز انسان در "حد آزادی خویش" است، توانایی وی در مقاومت در مقابل ذلت و مصیبت و مرگ است.

شرایط تازه براي همه كسانی كه درگیر فعالیت‌های روشنگري مردم بودند تجربه جدیدی فراهم آورده است؛ قبل از كودتا همگي مانند سربازان روشنگري در روز روشن با مظاهر ظلم و تبعيض و فقر و فساد مبارزه مي كرديم. اما بعد از كودتا بسيراي از ما را در شب تاريك به دام انداختند و در تنهایی در بندمان كردند. با اين حال همه كساني كه براي نجات كشور از ظلم و غارت و فريب جان خود را قمار مي كنند و به روشنگري مردم مي پردازند، بی‌یار و یاور در سلولهاي انفرادي مقاومت می‌كنند، تنها و برهنه پیش روی جلادانی قرار مي گيرند كه صورتشان معلوم نيست، خوب خورده و خوب پوشیده اند و بر جسم بی‌نوای آن‌ها غلبه مي كنند اما روحشان را نمي توانند به بند بكشند. شكنجه‌گرانی كه وجدانهاي خواب و قدرت نظامي ایشان را محق جلوه می‌دهد اما برحق نيستند. ياران مردم، تنها و بدون دستی محبت‌آمیز یا كلامی تشویق كننده، در بن تنهایی‌شان، هنوز دارند از من و شما و مردمان و از حقوقمان حمایت می‌كنند. از حقوق همه ما، همه همراهان آنها در نهضت مبارزه با تباهي و مردمي كه شايد اصلا" خبر نداشته باشند چنين تلاشهايي مي شود. و يادمان نرود آنها مبارزاني آموزش ديده نيستند. كساني هستند مانند ما و گاهي رنجورتر و نحيف تر از ما، كه فقط براي آينده اي بهتر براي همه تلاش مي كنند تا نصيب يك ملت شود. یك كلمه اعتراف يك دانشجوي بيست ساله كافی است كه ده‌ها و صدها دستگیری دیگر رخ دهد. اما مي بينيم كه اينان با پشتوانه حق خواهي شان، چگونه محكم و استوار مي ايستند و ناله بازجويان را در آورده اند. مسئولیت تمام عیار در تنهایی تمام عیار! آیا این همان تعریف آزادی ما نیست؟ همه آنها مسئوليت خويش را دريافته اند و مقاومت مي كنند. بر ماست كه يك بار بنشينيم و در تنهايي وجدان خود بينديشيم كه ما چه بايد بكنيم؟

این محرومیت، این تنهایی، این مخاطره عظیم برای همه یكسان است. اما شكل و شيوه اش فرق مي كند. ممكن است برای رهبران و افراد عادي جنبش يك شكل نباشد؛ اما هيچكس از نيرنگ و جنايت در امان نخواهد بود. مجازات برای كسانی كه پیغام‌ها را با پوستر و ايميل و sms به سايرين می‌رساندند و برای كسانی كه كل جنبش را مديريت می‌كنند یكسان است؛ اسارت، تبعید و مرگ. براي همين است كه اين جبش، هزاران رهبر و هزاران سرباز خودساخته دارد كه گاهي بزرگترين هزينه ها را مي دهند. هیچ ارتشی در جهان وجود ندارد كه خطر برای فرمانده كل آن با یك سربازش چنین یكسان باشد و برای همین قيام سبز ملت ما، حقيقتا" یك جمهوری راستین است! سرباز و فرمانده در معرض همان خطر، همان طردشدگی، همان مسئولیت تمام عیار و همان آزادی مطلق درون نظام فردا هستند.

به این ترتیب، در اوج نيرنگ و جنايت حاكمان، قوی‌ترین جنبش مردمي در ايران بنا شده و راه خود را به سوي آزادي كامل از ذلت يافته است. هر یك از شهروندان این جنبش می‌داند كه مدیون همه دیگران است و فقط می‌تواند بر خودش تكیه كند؛ هيچكس متوقع و طلبكار نيست و هر كدام از آن‌ها در تنهایی‌، به نقش تاریخی خود واقف است. هر یك از ما، در مقابله با جباران و حاكمان مستبد، پای قراردادی آزادانه و غیرقابل فسخ با "خود" ایستاده ايم‌ و با انتخاب آزادانه خود، آزادی را برای همه انتخاب مي كنيم، حتي اگر بهاي آن مرگ و شهادتمان باشد. این خيزش سبز بدون نهادها، بدون ارتش و بدون پلیس چیزی است كه هر ايراني می‌بایست در هر لحظه به دست بياورد و بر علیه حاكمان جائر حركت كند. و مژده بزرگ اينكه تاكنون، كسی در وظیفه‌اش درنمانده است. از فعالان سياسي و رهبران اصلي جنبش بگيريد تا همفكران مهاجر در خارج از وطن و از روشنگراني كه اكنون دربند هستند تا دانشجويان و كارگران و معلمان و مردم عادي، هيچكدام اين فرصت بزرگ را براي داشتن يك "زندگي" با عزت و يك احترام نفس دائمي از دست نداده اند.خواه اين عزت در زندگي بهتر در فردا تجسم پيدا كند، و يا در شهادتي عزتمندانه و شجاعانه در امروز.

ما امروز در آستانه يك خيزش سبز و تشكيل يك "جمهوری سبز" هستیم. باشد كه این جمهوری كه در روشنی روز برپا می‌شود، تلخي هاي اين شب سياه را براي آموختن و عبرت گرفتن به خاطر بسپارد، حفظ كند و فضيلتهاي تازه اي بنا كند.و باشد كه دنيايي بسازيم "شايسته زيستن". وگرنه چنانچه بر اين وضعيت رضايت دهيم، روزي هزار بار در مقابل همان سئوال قرار مي گيريم كه:"مرگ بهتر است تا..." دريغ كه آن زمان شايد ديگر نتوانيم كاري بكنيم! و اي بسا بميريم در حاليكه هنوز به فهرست قبرستان افزوده نشده ايم! بعيد مي دانم اين مردم ديگر به چيزي جز زندگي، بودن، عزت و انتخاب آزادانه رضايت بدهند و اين خبر بدي براي حاكمان تيره بخت نظام است.جمهوري سبز عملا" آغاز شده است و ما در آستانه صبح پيروزي ايستاده ايم.

پي نوشت: اين نوشته با الهام از نوشته اي از "ژان پل سارتر" بود.
نوشته اي بود از بابک داد در 1:34

"جمهوري سبز"


ما هيچ وقت به اندازه دوران بعد از كودتا آزاد نبوده‌ايم و در عين حال هيچوقت به اين اندازه سركوب نشده ايم! اما چندان هم ناراضي نيستيم! قبل از كودتاي 23 خرداد، ما همه حقوقمان و اولاً" حق بيان و حق اعتراض را از دست داده بوديم، اما هرگز به اندازه دوران بعد از كودتا نتوانستيم آزادانه و تمام عيار بر آن وضعيت تلخ برآشوبيم و انتقاداتمان را بر زبان بياوريم. كودتاي 23 خرداد به "مالباختگي تمام عيار ملت ما" عينيت بخشيد و باعث شد فرصتي بي نظير براي خيزش در مقابل ظلمي چند دهه اي را پيدا كنيم. اعتراض كرديم و سركوب شديم و باز برخاستيم و افتاديم. باز زدند و كشتند و ما هنوز بر مي خيزيم و هنوز هستيم.

قبل از كودتا هر روز، رو دررو، به ما توهين می‌شد و بايد سكوت می‌كرديم؛ ما را تك تك زنداني يا سركوب می‌كردند، به نام كارگر، دانشجو، معلم و روزنامه نگار! فارس، كرد، بلوچ، ترك،... بعد از كودتا هم چنين است، تازه دسته دسته به سوي زندانها مي برندمان، اما ما ديگر همان مردم نبوديم و نيستيم. هر يكي را كه مي گيرند، سايرين انگيزه مي يابند تا سخت تر شوند، مبارزه را جدي تر بگيرند و اين بساط فرعوني را در هم بپيچند! قبل از كودتا ما هر جايی، روی ديوارها، در روزنامه‌ها و بر رو‌ی پرده سينما، آن تصوير بی‌روح و دل به هم‌زنی را می‌ديديم كه حاكمان می‌خواستند از خودمان به خوردمان بدهند. ملتي ذليل و افسرده و توسري خور. اما بعد از كودتا ما خيابانها و سايتها را آنطوري نقاشي كرده ايم كه "ما مي خواهيم". آنچنان كه شور زندگي را در ما برانگيخته است و حالا حاكمان از ديوارها رو برمي گردانند و با سطل هاي رنگ، شبها به جان در و ديوار شهرها مي افتند و ديوارها را رنگ مي كنند تا "واقعيت زنده" ما را نبينند! بعد از كودتا همه ما انرژي فروخفته خود را رها كرده ايم و تبديل به "ما" شده ايم و اين آزادي را مديون شرايط بعد از كودتا هستيم! با تمام سختي ها و سياهي هايش. و چنانچه گفته اند: عدو شود سبب خير، اگر خدا خواهد!

بعد از همه اين سالها كه به نظر می‌رسید زهر استبداد و ستم در ذهن و جان ما رخنه كرده است، حالا ما ديگر زنده ايم و هر اندیشه صحیحی و هر قدم بظاهر كوچكي یك پیروزی بزرگ به شمار می‌آيد؛ از آن جایی كه حكومت با تمام قوا در پی آن است كه ساكت و خانه نشينمان كند، هر سخنی و هر حركتي و هر اقدام كوچكي، اعلام دوباره اصول و اعتراض مان محسوب می‌شود. از آن جایی كه ما را مزورانه به دام انداخته اند، هر حركت ما ارزش یك گام بزرگ را مي يابد. حال آن حركت نامه نگاشتن به رهبري باشد و يا نوشتن شعاري در پس كوچه اي در تاريكي شب. همه اين كارها ارزش مبارزه با ستم را پيدا كرده و توسط ملت ستايش مي شوند. قبل از كودتا، اوضاع و احوال غالباً دهشتناك زندگي ما‌، نهایتاً این امكان را برایمان فراهم می‌آورد كه، بدون نقاب و بدون حجاب، در آن وضعیت بی‌قرار كننده و تحمل ناپذیری كه حاكمان مي خواستند "زنده بمانيم!". بعد از كودتا ما در حال مبارزه با اين وضع، در حالي كه چوب و باتوم و گلوله مي خوريم و مي گريزيم و زنداني مي شويم و مي ميريم، تازه داريم "زندگي مي كنيم". تازه داريم لذت زندگي كردن را تجربه مي كنيم.

مبارزه، اسارت، مهاجرت، فرار و علی‌الخصوص مرگ (كه از مواجهه با آن در دوران‌های خوش‌تر شانه خالی می‌كردیم) اينك دغدغه دائمی ما شده است! و جالب است كه بيشتر زندگي را احساس مي كنيم، و در محاصره اينهمه "امكان مردن"، ما داريم بهتر از قبل "زندگي" مي كنيم. مي دانيم كه گريزي از اين نداريم كه بايستيم و با سياهي و تباهي مبارزه كنيم. حتي اگر نخواهيم وارد قضاياي سياسي شويم، ناگهان از يك جايي باتوم يا گاز اشك آور و احضاريه و زندان به زندگي ما سرك مي كشد و يا گلوله اي سرگردان قلب ما را نشانه مي رود، چنانكه بسياري از شهروندان بيگناه چنين كشته شدند. آموخته ايم كه این‌ اتفاقات ديگر قابل اجتناب نيستند و با خانه نشستن نمي شود از آنها جلوگيري كرد. حتي اگر در خانه اي در حومه شهر زندگي كنيم، از گزند حكومت در امان نيستييم و به زودي مرگ را با سلاحهاي برنده تري بنام "فقر مطلق" و يا "تبعيض" و "اعتياد" و "بزه" به در خانه هايمان مي آورند!

این‌ها سهم ما، سرنوشت ما و اساسا" واقعیت ما به مثابه يك "انسان" است؛ هر لحظه از زندگی‌مان تعبیر كامل این عبارت شده است كه"مرگ با عزت بهتر از زندگي ذليلانه است". قبل از كودتا هر كدام از ما كلاه خود را چسبيده بوديم ولي حالا باور داريم "يكي براي همه، همه براي يكي!" و براي همديگر چتري از مهرباني مي گسترانيم تا از گزند كودتاچيان در امان بمانيم! بنابراين هر تصمیمی كه هریك از ما برای خود مي گيرد، تصمیمی معتبر به حساب می‌آيد تا دست كم به باقيمانده زندگي خود معنا ببخشد. چرا كه حالا ديگر همگي ما "رو در روی مرگ" قرار گرفته ايم و هر بار سئوالي روبروي ماست به اين صورت كه "مرگ بهتر است تا ... ".

من در این جا روی سخنم آن دسته نخبگان و روشنفكران و مبارزان نیست كه در نهضت روشنگري مردم سهيم بوده و هستند، بلكه همه ايرانياني است كه در هر ساعت شبانه روز ، در این سالهاي سال در دلشان به ستمكاران تاريخ و يزيد و ابن ملجم و شمر لعنت فرستاده اند و از مظلومان تاريخ جانبداري كرده اند اما به اين ستم سياه كه سالهاست بر كشورمان حكومت مي كند، با قدرت "نه" نگفته اند! مي بينيد كه سبعیت و وحشيگري حاكمان هریك از ما را به نوعي به سوي نيستي و فلاكت سوق داده است و ديگر هرگونه سكوت ما خيانتي غيرقابل بخشش نسبت به خود و مردم است. مي بينيد كه بعد از كودتا هر يك از ما به نوعي، از خودمان سؤالاتی را مي پرسيم كه كسی از خود در زمان آرامش نمی‌پرسد؛ هریك از ما كه از جزئیات جنايات اين حكومت در زندانها اطلاع دارد - و كدام ايراني آزاده اي است كه دست كم یك بار صابون ظلم زندان و تبعيض و انواع ستم اين حكومت بر تنش نخورده باشد؟ - با اضطراب از خود می‌پرسیم، واقعا" اگر سكوت كنم از شر آنها در امان مي مانم؟ و آیا اگر دستگير و شكنجه شوم، تاب می‌آورم؟ آيا بيرون زندان زنده مي مانم يا درون زندان؟ و آيا اين بيرون، آزادم؟ مي بينيم كه ما ناگزير از خيزشي بر عليه اين همه ستم و ظلميم. ما ناگزير از يك قيام، يك قيام سبزيم. نسل ما يك قيام حق طلبانه اما سبز به تاريخ بدهكار است. وگرنه تاريخ يك ذلت و حقارت هميشگي به ما بدهكار خواهد بود.



به این ترتیب پایه‌ای‌ترین پرسش آزادی مطرح مي شود و ما مشرف به ژ‍رفترین معرفت و شناختی ايستاده ايم كه انسان می‌تواند از خودش داشته باشد. چرا كه راز انسان در "حد آزادی خویش" است، توانایی وی در مقاومت در مقابل ذلت و مصیبت و مرگ است.

شرایط تازه براي همه كسانی كه درگیر فعالیت‌های روشنگري مردم بودند تجربه جدیدی فراهم آورده است؛ قبل از كودتا همگي مانند سربازان روشنگري در روز روشن با مظاهر ظلم و تبعيض و فقر و فساد مبارزه مي كرديم. اما بعد از كودتا بسيراي از ما را در شب تاريك به دام انداختند و در تنهایی در بندمان كردند. با اين حال همه كساني كه براي نجات كشور از ظلم و غارت و فريب جان خود را قمار مي كنند و به روشنگري مردم مي پردازند، بی‌یار و یاور در سلولهاي انفرادي مقاومت می‌كنند، تنها و برهنه پیش روی جلادانی قرار مي گيرند كه صورتشان معلوم نيست، خوب خورده و خوب پوشیده اند و بر جسم بی‌نوای آن‌ها غلبه مي كنند اما روحشان را نمي توانند به بند بكشند. شكنجه‌گرانی كه وجدانهاي خواب و قدرت نظامي ایشان را محق جلوه می‌دهد اما برحق نيستند. ياران مردم، تنها و بدون دستی محبت‌آمیز یا كلامی تشویق كننده، در بن تنهایی‌شان، هنوز دارند از من و شما و مردمان و از حقوقمان حمایت می‌كنند. از حقوق همه ما، همه همراهان آنها در نهضت مبارزه با تباهي و مردمي كه شايد اصلا" خبر نداشته باشند چنين تلاشهايي مي شود. و يادمان نرود آنها مبارزاني آموزش ديده نيستند. كساني هستند مانند ما و گاهي رنجورتر و نحيف تر از ما، كه فقط براي آينده اي بهتر براي همه تلاش مي كنند تا نصيب يك ملت شود. یك كلمه اعتراف يك دانشجوي بيست ساله كافی است كه ده‌ها و صدها دستگیری دیگر رخ دهد. اما مي بينيم كه اينان با پشتوانه حق خواهي شان، چگونه محكم و استوار مي ايستند و ناله بازجويان را در آورده اند. مسئولیت تمام عیار در تنهایی تمام عیار! آیا این همان تعریف آزادی ما نیست؟ همه آنها مسئوليت خويش را دريافته اند و مقاومت مي كنند. بر ماست كه يك بار بنشينيم و در تنهايي وجدان خود بينديشيم كه ما چه بايد بكنيم؟

این محرومیت، این تنهایی، این مخاطره عظیم برای همه یكسان است. اما شكل و شيوه اش فرق مي كند. ممكن است برای رهبران و افراد عادي جنبش يك شكل نباشد؛ اما هيچكس از نيرنگ و جنايت در امان نخواهد بود. مجازات برای كسانی كه پیغام‌ها را با پوستر و ايميل و sms به سايرين می‌رساندند و برای كسانی كه كل جنبش را مديريت می‌كنند یكسان است؛ اسارت، تبعید و مرگ. براي همين است كه اين جبش، هزاران رهبر و هزاران سرباز خودساخته دارد كه گاهي بزرگترين هزينه ها را مي دهند. هیچ ارتشی در جهان وجود ندارد كه خطر برای فرمانده كل آن با یك سربازش چنین یكسان باشد و برای همین قيام سبز ملت ما، حقيقتا" یك جمهوری راستین است! سرباز و فرمانده در معرض همان خطر، همان طردشدگی، همان مسئولیت تمام عیار و همان آزادی مطلق درون نظام فردا هستند.

به این ترتیب، در اوج نيرنگ و جنايت حاكمان، قوی‌ترین جنبش مردمي در ايران بنا شده و راه خود را به سوي آزادي كامل از ذلت يافته است. هر یك از شهروندان این جنبش می‌داند كه مدیون همه دیگران است و فقط می‌تواند بر خودش تكیه كند؛ هيچكس متوقع و طلبكار نيست و هر كدام از آن‌ها در تنهایی‌، به نقش تاریخی خود واقف است. هر یك از ما، در مقابله با جباران و حاكمان مستبد، پای قراردادی آزادانه و غیرقابل فسخ با "خود" ایستاده ايم‌ و با انتخاب آزادانه خود، آزادی را برای همه انتخاب مي كنيم، حتي اگر بهاي آن مرگ و شهادتمان باشد. این خيزش سبز بدون نهادها، بدون ارتش و بدون پلیس چیزی است كه هر ايراني می‌بایست در هر لحظه به دست بياورد و بر علیه حاكمان جائر حركت كند. و مژده بزرگ اينكه تاكنون، كسی در وظیفه‌اش درنمانده است. از فعالان سياسي و رهبران اصلي جنبش بگيريد تا همفكران مهاجر در خارج از وطن و از روشنگراني كه اكنون دربند هستند تا دانشجويان و كارگران و معلمان و مردم عادي، هيچكدام اين فرصت بزرگ را براي داشتن يك "زندگي" با عزت و يك احترام نفس دائمي از دست نداده اند.خواه اين عزت در زندگي بهتر در فردا تجسم پيدا كند، و يا در شهادتي عزتمندانه و شجاعانه در امروز.

ما امروز در آستانه يك خيزش سبز و تشكيل يك "جمهوری سبز" هستیم. باشد كه این جمهوری كه در روشنی روز برپا می‌شود، تلخي هاي اين شب سياه را براي آموختن و عبرت گرفتن به خاطر بسپارد، حفظ كند و فضيلتهاي تازه اي بنا كند.و باشد كه دنيايي بسازيم "شايسته زيستن". وگرنه چنانچه بر اين وضعيت رضايت دهيم، روزي هزار بار در مقابل همان سئوال قرار مي گيريم كه:"مرگ بهتر است تا..." دريغ كه آن زمان شايد ديگر نتوانيم كاري بكنيم! و اي بسا بميريم در حاليكه هنوز به فهرست قبرستان افزوده نشده ايم! بعيد مي دانم اين مردم ديگر به چيزي جز زندگي، بودن، عزت و انتخاب آزادانه رضايت بدهند و اين خبر بدي براي حاكمان تيره بخت نظام است.جمهوري سبز عملا" آغاز شده است و ما در آستانه صبح پيروزي ايستاده ايم.

پي نوشت: اين نوشته با الهام از نوشته اي از "ژان پل سارتر" بود.
نوشته اي بود از بابک داد در 1:34

"جمهوري سبز"


ما هيچ وقت به اندازه دوران بعد از كودتا آزاد نبوده‌ايم و در عين حال هيچوقت به اين اندازه سركوب نشده ايم! اما چندان هم ناراضي نيستيم! قبل از كودتاي 23 خرداد، ما همه حقوقمان و اولاً" حق بيان و حق اعتراض را از دست داده بوديم، اما هرگز به اندازه دوران بعد از كودتا نتوانستيم آزادانه و تمام عيار بر آن وضعيت تلخ برآشوبيم و انتقاداتمان را بر زبان بياوريم. كودتاي 23 خرداد به "مالباختگي تمام عيار ملت ما" عينيت بخشيد و باعث شد فرصتي بي نظير براي خيزش در مقابل ظلمي چند دهه اي را پيدا كنيم. اعتراض كرديم و سركوب شديم و باز برخاستيم و افتاديم. باز زدند و كشتند و ما هنوز بر مي خيزيم و هنوز هستيم.

قبل از كودتا هر روز، رو دررو، به ما توهين می‌شد و بايد سكوت می‌كرديم؛ ما را تك تك زنداني يا سركوب می‌كردند، به نام كارگر، دانشجو، معلم و روزنامه نگار! فارس، كرد، بلوچ، ترك،... بعد از كودتا هم چنين است، تازه دسته دسته به سوي زندانها مي برندمان، اما ما ديگر همان مردم نبوديم و نيستيم. هر يكي را كه مي گيرند، سايرين انگيزه مي يابند تا سخت تر شوند، مبارزه را جدي تر بگيرند و اين بساط فرعوني را در هم بپيچند! قبل از كودتا ما هر جايی، روی ديوارها، در روزنامه‌ها و بر رو‌ی پرده سينما، آن تصوير بی‌روح و دل به هم‌زنی را می‌ديديم كه حاكمان می‌خواستند از خودمان به خوردمان بدهند. ملتي ذليل و افسرده و توسري خور. اما بعد از كودتا ما خيابانها و سايتها را آنطوري نقاشي كرده ايم كه "ما مي خواهيم". آنچنان كه شور زندگي را در ما برانگيخته است و حالا حاكمان از ديوارها رو برمي گردانند و با سطل هاي رنگ، شبها به جان در و ديوار شهرها مي افتند و ديوارها را رنگ مي كنند تا "واقعيت زنده" ما را نبينند! بعد از كودتا همه ما انرژي فروخفته خود را رها كرده ايم و تبديل به "ما" شده ايم و اين آزادي را مديون شرايط بعد از كودتا هستيم! با تمام سختي ها و سياهي هايش. و چنانچه گفته اند: عدو شود سبب خير، اگر خدا خواهد!

بعد از همه اين سالها كه به نظر می‌رسید زهر استبداد و ستم در ذهن و جان ما رخنه كرده است، حالا ما ديگر زنده ايم و هر اندیشه صحیحی و هر قدم بظاهر كوچكي یك پیروزی بزرگ به شمار می‌آيد؛ از آن جایی كه حكومت با تمام قوا در پی آن است كه ساكت و خانه نشينمان كند، هر سخنی و هر حركتي و هر اقدام كوچكي، اعلام دوباره اصول و اعتراض مان محسوب می‌شود. از آن جایی كه ما را مزورانه به دام انداخته اند، هر حركت ما ارزش یك گام بزرگ را مي يابد. حال آن حركت نامه نگاشتن به رهبري باشد و يا نوشتن شعاري در پس كوچه اي در تاريكي شب. همه اين كارها ارزش مبارزه با ستم را پيدا كرده و توسط ملت ستايش مي شوند. قبل از كودتا، اوضاع و احوال غالباً دهشتناك زندگي ما‌، نهایتاً این امكان را برایمان فراهم می‌آورد كه، بدون نقاب و بدون حجاب، در آن وضعیت بی‌قرار كننده و تحمل ناپذیری كه حاكمان مي خواستند "زنده بمانيم!". بعد از كودتا ما در حال مبارزه با اين وضع، در حالي كه چوب و باتوم و گلوله مي خوريم و مي گريزيم و زنداني مي شويم و مي ميريم، تازه داريم "زندگي مي كنيم". تازه داريم لذت زندگي كردن را تجربه مي كنيم.

مبارزه، اسارت، مهاجرت، فرار و علی‌الخصوص مرگ (كه از مواجهه با آن در دوران‌های خوش‌تر شانه خالی می‌كردیم) اينك دغدغه دائمی ما شده است! و جالب است كه بيشتر زندگي را احساس مي كنيم، و در محاصره اينهمه "امكان مردن"، ما داريم بهتر از قبل "زندگي" مي كنيم. مي دانيم كه گريزي از اين نداريم كه بايستيم و با سياهي و تباهي مبارزه كنيم. حتي اگر نخواهيم وارد قضاياي سياسي شويم، ناگهان از يك جايي باتوم يا گاز اشك آور و احضاريه و زندان به زندگي ما سرك مي كشد و يا گلوله اي سرگردان قلب ما را نشانه مي رود، چنانكه بسياري از شهروندان بيگناه چنين كشته شدند. آموخته ايم كه این‌ اتفاقات ديگر قابل اجتناب نيستند و با خانه نشستن نمي شود از آنها جلوگيري كرد. حتي اگر در خانه اي در حومه شهر زندگي كنيم، از گزند حكومت در امان نيستييم و به زودي مرگ را با سلاحهاي برنده تري بنام "فقر مطلق" و يا "تبعيض" و "اعتياد" و "بزه" به در خانه هايمان مي آورند!

این‌ها سهم ما، سرنوشت ما و اساسا" واقعیت ما به مثابه يك "انسان" است؛ هر لحظه از زندگی‌مان تعبیر كامل این عبارت شده است كه"مرگ با عزت بهتر از زندگي ذليلانه است". قبل از كودتا هر كدام از ما كلاه خود را چسبيده بوديم ولي حالا باور داريم "يكي براي همه، همه براي يكي!" و براي همديگر چتري از مهرباني مي گسترانيم تا از گزند كودتاچيان در امان بمانيم! بنابراين هر تصمیمی كه هریك از ما برای خود مي گيرد، تصمیمی معتبر به حساب می‌آيد تا دست كم به باقيمانده زندگي خود معنا ببخشد. چرا كه حالا ديگر همگي ما "رو در روی مرگ" قرار گرفته ايم و هر بار سئوالي روبروي ماست به اين صورت كه "مرگ بهتر است تا ... ".

من در این جا روی سخنم آن دسته نخبگان و روشنفكران و مبارزان نیست كه در نهضت روشنگري مردم سهيم بوده و هستند، بلكه همه ايرانياني است كه در هر ساعت شبانه روز ، در این سالهاي سال در دلشان به ستمكاران تاريخ و يزيد و ابن ملجم و شمر لعنت فرستاده اند و از مظلومان تاريخ جانبداري كرده اند اما به اين ستم سياه كه سالهاست بر كشورمان حكومت مي كند، با قدرت "نه" نگفته اند! مي بينيد كه سبعیت و وحشيگري حاكمان هریك از ما را به نوعي به سوي نيستي و فلاكت سوق داده است و ديگر هرگونه سكوت ما خيانتي غيرقابل بخشش نسبت به خود و مردم است. مي بينيد كه بعد از كودتا هر يك از ما به نوعي، از خودمان سؤالاتی را مي پرسيم كه كسی از خود در زمان آرامش نمی‌پرسد؛ هریك از ما كه از جزئیات جنايات اين حكومت در زندانها اطلاع دارد - و كدام ايراني آزاده اي است كه دست كم یك بار صابون ظلم زندان و تبعيض و انواع ستم اين حكومت بر تنش نخورده باشد؟ - با اضطراب از خود می‌پرسیم، واقعا" اگر سكوت كنم از شر آنها در امان مي مانم؟ و آیا اگر دستگير و شكنجه شوم، تاب می‌آورم؟ آيا بيرون زندان زنده مي مانم يا درون زندان؟ و آيا اين بيرون، آزادم؟ مي بينيم كه ما ناگزير از خيزشي بر عليه اين همه ستم و ظلميم. ما ناگزير از يك قيام، يك قيام سبزيم. نسل ما يك قيام حق طلبانه اما سبز به تاريخ بدهكار است. وگرنه تاريخ يك ذلت و حقارت هميشگي به ما بدهكار خواهد بود.



به این ترتیب پایه‌ای‌ترین پرسش آزادی مطرح مي شود و ما مشرف به ژ‍رفترین معرفت و شناختی ايستاده ايم كه انسان می‌تواند از خودش داشته باشد. چرا كه راز انسان در "حد آزادی خویش" است، توانایی وی در مقاومت در مقابل ذلت و مصیبت و مرگ است.

شرایط تازه براي همه كسانی كه درگیر فعالیت‌های روشنگري مردم بودند تجربه جدیدی فراهم آورده است؛ قبل از كودتا همگي مانند سربازان روشنگري در روز روشن با مظاهر ظلم و تبعيض و فقر و فساد مبارزه مي كرديم. اما بعد از كودتا بسيراي از ما را در شب تاريك به دام انداختند و در تنهایی در بندمان كردند. با اين حال همه كساني كه براي نجات كشور از ظلم و غارت و فريب جان خود را قمار مي كنند و به روشنگري مردم مي پردازند، بی‌یار و یاور در سلولهاي انفرادي مقاومت می‌كنند، تنها و برهنه پیش روی جلادانی قرار مي گيرند كه صورتشان معلوم نيست، خوب خورده و خوب پوشیده اند و بر جسم بی‌نوای آن‌ها غلبه مي كنند اما روحشان را نمي توانند به بند بكشند. شكنجه‌گرانی كه وجدانهاي خواب و قدرت نظامي ایشان را محق جلوه می‌دهد اما برحق نيستند. ياران مردم، تنها و بدون دستی محبت‌آمیز یا كلامی تشویق كننده، در بن تنهایی‌شان، هنوز دارند از من و شما و مردمان و از حقوقمان حمایت می‌كنند. از حقوق همه ما، همه همراهان آنها در نهضت مبارزه با تباهي و مردمي كه شايد اصلا" خبر نداشته باشند چنين تلاشهايي مي شود. و يادمان نرود آنها مبارزاني آموزش ديده نيستند. كساني هستند مانند ما و گاهي رنجورتر و نحيف تر از ما، كه فقط براي آينده اي بهتر براي همه تلاش مي كنند تا نصيب يك ملت شود. یك كلمه اعتراف يك دانشجوي بيست ساله كافی است كه ده‌ها و صدها دستگیری دیگر رخ دهد. اما مي بينيم كه اينان با پشتوانه حق خواهي شان، چگونه محكم و استوار مي ايستند و ناله بازجويان را در آورده اند. مسئولیت تمام عیار در تنهایی تمام عیار! آیا این همان تعریف آزادی ما نیست؟ همه آنها مسئوليت خويش را دريافته اند و مقاومت مي كنند. بر ماست كه يك بار بنشينيم و در تنهايي وجدان خود بينديشيم كه ما چه بايد بكنيم؟

این محرومیت، این تنهایی، این مخاطره عظیم برای همه یكسان است. اما شكل و شيوه اش فرق مي كند. ممكن است برای رهبران و افراد عادي جنبش يك شكل نباشد؛ اما هيچكس از نيرنگ و جنايت در امان نخواهد بود. مجازات برای كسانی كه پیغام‌ها را با پوستر و ايميل و sms به سايرين می‌رساندند و برای كسانی كه كل جنبش را مديريت می‌كنند یكسان است؛ اسارت، تبعید و مرگ. براي همين است كه اين جبش، هزاران رهبر و هزاران سرباز خودساخته دارد كه گاهي بزرگترين هزينه ها را مي دهند. هیچ ارتشی در جهان وجود ندارد كه خطر برای فرمانده كل آن با یك سربازش چنین یكسان باشد و برای همین قيام سبز ملت ما، حقيقتا" یك جمهوری راستین است! سرباز و فرمانده در معرض همان خطر، همان طردشدگی، همان مسئولیت تمام عیار و همان آزادی مطلق درون نظام فردا هستند.

به این ترتیب، در اوج نيرنگ و جنايت حاكمان، قوی‌ترین جنبش مردمي در ايران بنا شده و راه خود را به سوي آزادي كامل از ذلت يافته است. هر یك از شهروندان این جنبش می‌داند كه مدیون همه دیگران است و فقط می‌تواند بر خودش تكیه كند؛ هيچكس متوقع و طلبكار نيست و هر كدام از آن‌ها در تنهایی‌، به نقش تاریخی خود واقف است. هر یك از ما، در مقابله با جباران و حاكمان مستبد، پای قراردادی آزادانه و غیرقابل فسخ با "خود" ایستاده ايم‌ و با انتخاب آزادانه خود، آزادی را برای همه انتخاب مي كنيم، حتي اگر بهاي آن مرگ و شهادتمان باشد. این خيزش سبز بدون نهادها، بدون ارتش و بدون پلیس چیزی است كه هر ايراني می‌بایست در هر لحظه به دست بياورد و بر علیه حاكمان جائر حركت كند. و مژده بزرگ اينكه تاكنون، كسی در وظیفه‌اش درنمانده است. از فعالان سياسي و رهبران اصلي جنبش بگيريد تا همفكران مهاجر در خارج از وطن و از روشنگراني كه اكنون دربند هستند تا دانشجويان و كارگران و معلمان و مردم عادي، هيچكدام اين فرصت بزرگ را براي داشتن يك "زندگي" با عزت و يك احترام نفس دائمي از دست نداده اند.خواه اين عزت در زندگي بهتر در فردا تجسم پيدا كند، و يا در شهادتي عزتمندانه و شجاعانه در امروز.

ما امروز در آستانه يك خيزش سبز و تشكيل يك "جمهوری سبز" هستیم. باشد كه این جمهوری كه در روشنی روز برپا می‌شود، تلخي هاي اين شب سياه را براي آموختن و عبرت گرفتن به خاطر بسپارد، حفظ كند و فضيلتهاي تازه اي بنا كند.و باشد كه دنيايي بسازيم "شايسته زيستن". وگرنه چنانچه بر اين وضعيت رضايت دهيم، روزي هزار بار در مقابل همان سئوال قرار مي گيريم كه:"مرگ بهتر است تا..." دريغ كه آن زمان شايد ديگر نتوانيم كاري بكنيم! و اي بسا بميريم در حاليكه هنوز به فهرست قبرستان افزوده نشده ايم! بعيد مي دانم اين مردم ديگر به چيزي جز زندگي، بودن، عزت و انتخاب آزادانه رضايت بدهند و اين خبر بدي براي حاكمان تيره بخت نظام است.جمهوري سبز عملا" آغاز شده است و ما در آستانه صبح پيروزي ايستاده ايم.

پي نوشت: اين نوشته با الهام از نوشته اي از "ژان پل سارتر" بود.
نوشته اي بود از بابک داد در 1:34

آمریکا: تبعه ایرانی آمریکايی باید آزاد شود


رادیو فرانسه: کاخ سفید واشنگتن ضمن ابراز تأسف از اتهامات جدید طرح شده علیه کیان تاجبخش، جامعه شناس ایرانی-آمریکایی، بار دیگر خواستار آزادی وی شد.

کاخ سفید آمریکا با انتشار بیانیه ای نگرانی بسیار این کشور را از اخبار مربوط به اتهامات جدید علیه کیان تاجبخش اعلام کرده که از جمله دستگیرشدگان رویدادهای پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران است و ماه گذشته از سوی دادگاه انقلاب تهران به پانزده سال زندان محکوم شد.

نشریه آمریکایی نیویورک تایمز به نقل از خانوادۀ کیان تاجبخش نوشته است که این جامعه شناس ایرانی-آمریکایی دوشنبه گذشته مجدداً متهم به جاسوسی شد، با این تفاوت که اینبار او را به جاسوسی به نفع بنیاد جورج سوروس متهم کرده اند.

سخنگوی رئیس جمهوری آمریکا گفته است که اتهامات آقای تاجبخش بی اساس است و نخستین محکومیت او جنجال برانگیز بوده است.

کاخ سفید در ادامه بیانیه خود افزوده است که حکومت ایران نمی تواند با نقض حقوق اساسی و زندانی کردن افراد بی گناه احترام جامعۀ جهانی را به دست آورد.

دولت آمریکا خواستار آزادی آقای تاجبخش شده و از حکومت تهران خواسته است که حقوق ساکنان این سرزمین را محترم شمارد.

آمریکا: تبعه ایرانی آمریکايی باید آزاد شود


رادیو فرانسه: کاخ سفید واشنگتن ضمن ابراز تأسف از اتهامات جدید طرح شده علیه کیان تاجبخش، جامعه شناس ایرانی-آمریکایی، بار دیگر خواستار آزادی وی شد.

کاخ سفید آمریکا با انتشار بیانیه ای نگرانی بسیار این کشور را از اخبار مربوط به اتهامات جدید علیه کیان تاجبخش اعلام کرده که از جمله دستگیرشدگان رویدادهای پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران است و ماه گذشته از سوی دادگاه انقلاب تهران به پانزده سال زندان محکوم شد.

نشریه آمریکایی نیویورک تایمز به نقل از خانوادۀ کیان تاجبخش نوشته است که این جامعه شناس ایرانی-آمریکایی دوشنبه گذشته مجدداً متهم به جاسوسی شد، با این تفاوت که اینبار او را به جاسوسی به نفع بنیاد جورج سوروس متهم کرده اند.

سخنگوی رئیس جمهوری آمریکا گفته است که اتهامات آقای تاجبخش بی اساس است و نخستین محکومیت او جنجال برانگیز بوده است.

کاخ سفید در ادامه بیانیه خود افزوده است که حکومت ایران نمی تواند با نقض حقوق اساسی و زندانی کردن افراد بی گناه احترام جامعۀ جهانی را به دست آورد.

دولت آمریکا خواستار آزادی آقای تاجبخش شده و از حکومت تهران خواسته است که حقوق ساکنان این سرزمین را محترم شمارد.

آمریکا: تبعه ایرانی آمریکايی باید آزاد شود


رادیو فرانسه: کاخ سفید واشنگتن ضمن ابراز تأسف از اتهامات جدید طرح شده علیه کیان تاجبخش، جامعه شناس ایرانی-آمریکایی، بار دیگر خواستار آزادی وی شد.

کاخ سفید آمریکا با انتشار بیانیه ای نگرانی بسیار این کشور را از اخبار مربوط به اتهامات جدید علیه کیان تاجبخش اعلام کرده که از جمله دستگیرشدگان رویدادهای پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران است و ماه گذشته از سوی دادگاه انقلاب تهران به پانزده سال زندان محکوم شد.

نشریه آمریکایی نیویورک تایمز به نقل از خانوادۀ کیان تاجبخش نوشته است که این جامعه شناس ایرانی-آمریکایی دوشنبه گذشته مجدداً متهم به جاسوسی شد، با این تفاوت که اینبار او را به جاسوسی به نفع بنیاد جورج سوروس متهم کرده اند.

سخنگوی رئیس جمهوری آمریکا گفته است که اتهامات آقای تاجبخش بی اساس است و نخستین محکومیت او جنجال برانگیز بوده است.

کاخ سفید در ادامه بیانیه خود افزوده است که حکومت ایران نمی تواند با نقض حقوق اساسی و زندانی کردن افراد بی گناه احترام جامعۀ جهانی را به دست آورد.

دولت آمریکا خواستار آزادی آقای تاجبخش شده و از حکومت تهران خواسته است که حقوق ساکنان این سرزمین را محترم شمارد.

این نخستین بار است که حکومتی جایزه نوبل را توقیف می‌کند


رادیو آلمان: وزارت خارجه نروژ با احضار سفیر جمهوری اسلامی نسبت به مصادره مدال و سند جایز نوبل صلح شیرین عبادی توسط دولت ایران اعتراض کرد. وزیرخارجه نروژ گفت که این عمل ما را در بهت و ناباوری فرو برده است.

وزارت خارجه نروژ روز پنجشنبه ۲۶ نوامبر در وبگاه اینترنتی خود خبر اعتراض شدید دولت نروژ در مورد مصادره جایزه نوبل خانم شیرین عبادی توسط دولت جمهوری اسلامی را انتشار داد.

یوناس گار استور، وزیرخارجه نروژ در این زمینه گفت: «این نخستین بار است که حکومتی جایزه نوبل را توقیف می‌کند». وی افزود: «مدال و سند جایزه و نیز دیگر اجزای شخصی دکتر عبادی از صندوق بانکی وی برداشته شده و این امر حسی از بهت و ناباوری در ما بر جای گذارده است».


نروژ نگران امنیت خانواده عبادی

شیرین عبادی روز دوشنبه ۱۶ نوامبر در گفت‌وگو با دویچه‌وله از تخلیه صندوق امانات بانکی خود به وسیله ماموران دولت خبر داده بود.

گری لارسن، دبیر وزارت خارجه‌ی نروژ روز چهارشنبه (۲۵ نوامبر) ضمن ملاقات با سفیر جمهوری اسلامی ایران در اسلو اعتراض دولت متبوع خود را نسبت به این توقیف و مصادره جایزه خانم عبادی اعلام داشت.

در اطلاعیه‌ی مطبوعاتی وزارت خارجه نروژ به نقل از خانم عبادی آمده است که او نسبت وضعیت همسرش نگران است، زیرا که همسر او مدام مورد تهدید قرار می‌گیرد.

این اطلاعیه می‌افزاید که که وزارت خارجه نروژ طی سال‌های گذشته بارها اعتراض و نگرانی خود را در مورد تهدیدهای مقامات ایران علیه خانم عبادی ابراز داشته است. آخرین مرتبه در مورد بستن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران بوده است.


تهدید به مرگ

خانم عبادی در مصاحبه شانزدهم نوامبر خود با دویچه‌وله اعلام کرده بود که مراکز امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی او را به صورت جدی تهدید به مرگ کرده‌اند. به گفته برنده نوبل صلح، ماموران به همسر وی که در ایران به سر می‌برد گفته‌اند که اگر او به فعالیت‌های حقوق‌بشری خود در خارج از کشور ادامه دهد، هرجا باشد او را خواهند یافت.

شیرین عبادی، در سال ۲۰۰۳ به خاطر تلاش‌هایش در دفاع از حقوق‌بشر و دموکراسی جایزه نوبل را دریافت کرد. وی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری در ۲۲ خرداد امسال برای شرکت در چند کنفرانس بین‌المللی به اروپا سفر کرد و هنوز به ایران باز نگشته است.


فشار بر خانواده

در غیاب عبادی، مراکز امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی بارها اعضای خانواده و همکاران وی را در ایران زیر فشار قرار داده‌اند. خبرگزاری فرانسه با اشاره به بازداشت همکاران و همسر خانم عبادی، به نقل از وزارت خارجه نروژ نوشته است: «این اقدامات نشان‌دهنده برخورد خشن حکومت ایران با آزادی عقیده است».

وزارت خارجه نروژ در بیانیه‌ای که روز پنجشنبه (۲۶ نوامبر، ۵ آذر) به همین مناسبت انتشار داد، تاکید کرد که دولت نروژ سال گذشته نیز به محدود ساختن فعالیت‌های خانم عبادی از سوی دولت ایران اعتراض کرده است. بر اساس این بیانیه، اسلو خواهان تامین امنیت خانم عبادی و اعضای خانواده وی است و از فعالیت‌های بین‌المللی وی برای دفاع از حقوق بشر پشتیبانی می‌کند.

این نخستین بار است که حکومتی جایزه نوبل را توقیف می‌کند


رادیو آلمان: وزارت خارجه نروژ با احضار سفیر جمهوری اسلامی نسبت به مصادره مدال و سند جایز نوبل صلح شیرین عبادی توسط دولت ایران اعتراض کرد. وزیرخارجه نروژ گفت که این عمل ما را در بهت و ناباوری فرو برده است.

وزارت خارجه نروژ روز پنجشنبه ۲۶ نوامبر در وبگاه اینترنتی خود خبر اعتراض شدید دولت نروژ در مورد مصادره جایزه نوبل خانم شیرین عبادی توسط دولت جمهوری اسلامی را انتشار داد.

یوناس گار استور، وزیرخارجه نروژ در این زمینه گفت: «این نخستین بار است که حکومتی جایزه نوبل را توقیف می‌کند». وی افزود: «مدال و سند جایزه و نیز دیگر اجزای شخصی دکتر عبادی از صندوق بانکی وی برداشته شده و این امر حسی از بهت و ناباوری در ما بر جای گذارده است».


نروژ نگران امنیت خانواده عبادی

شیرین عبادی روز دوشنبه ۱۶ نوامبر در گفت‌وگو با دویچه‌وله از تخلیه صندوق امانات بانکی خود به وسیله ماموران دولت خبر داده بود.

گری لارسن، دبیر وزارت خارجه‌ی نروژ روز چهارشنبه (۲۵ نوامبر) ضمن ملاقات با سفیر جمهوری اسلامی ایران در اسلو اعتراض دولت متبوع خود را نسبت به این توقیف و مصادره جایزه خانم عبادی اعلام داشت.

در اطلاعیه‌ی مطبوعاتی وزارت خارجه نروژ به نقل از خانم عبادی آمده است که او نسبت وضعیت همسرش نگران است، زیرا که همسر او مدام مورد تهدید قرار می‌گیرد.

این اطلاعیه می‌افزاید که که وزارت خارجه نروژ طی سال‌های گذشته بارها اعتراض و نگرانی خود را در مورد تهدیدهای مقامات ایران علیه خانم عبادی ابراز داشته است. آخرین مرتبه در مورد بستن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران بوده است.


تهدید به مرگ

خانم عبادی در مصاحبه شانزدهم نوامبر خود با دویچه‌وله اعلام کرده بود که مراکز امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی او را به صورت جدی تهدید به مرگ کرده‌اند. به گفته برنده نوبل صلح، ماموران به همسر وی که در ایران به سر می‌برد گفته‌اند که اگر او به فعالیت‌های حقوق‌بشری خود در خارج از کشور ادامه دهد، هرجا باشد او را خواهند یافت.

شیرین عبادی، در سال ۲۰۰۳ به خاطر تلاش‌هایش در دفاع از حقوق‌بشر و دموکراسی جایزه نوبل را دریافت کرد. وی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری در ۲۲ خرداد امسال برای شرکت در چند کنفرانس بین‌المللی به اروپا سفر کرد و هنوز به ایران باز نگشته است.


فشار بر خانواده

در غیاب عبادی، مراکز امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی بارها اعضای خانواده و همکاران وی را در ایران زیر فشار قرار داده‌اند. خبرگزاری فرانسه با اشاره به بازداشت همکاران و همسر خانم عبادی، به نقل از وزارت خارجه نروژ نوشته است: «این اقدامات نشان‌دهنده برخورد خشن حکومت ایران با آزادی عقیده است».

وزارت خارجه نروژ در بیانیه‌ای که روز پنجشنبه (۲۶ نوامبر، ۵ آذر) به همین مناسبت انتشار داد، تاکید کرد که دولت نروژ سال گذشته نیز به محدود ساختن فعالیت‌های خانم عبادی از سوی دولت ایران اعتراض کرده است. بر اساس این بیانیه، اسلو خواهان تامین امنیت خانم عبادی و اعضای خانواده وی است و از فعالیت‌های بین‌المللی وی برای دفاع از حقوق بشر پشتیبانی می‌کند.

این نخستین بار است که حکومتی جایزه نوبل را توقیف می‌کند


رادیو آلمان: وزارت خارجه نروژ با احضار سفیر جمهوری اسلامی نسبت به مصادره مدال و سند جایز نوبل صلح شیرین عبادی توسط دولت ایران اعتراض کرد. وزیرخارجه نروژ گفت که این عمل ما را در بهت و ناباوری فرو برده است.

وزارت خارجه نروژ روز پنجشنبه ۲۶ نوامبر در وبگاه اینترنتی خود خبر اعتراض شدید دولت نروژ در مورد مصادره جایزه نوبل خانم شیرین عبادی توسط دولت جمهوری اسلامی را انتشار داد.

یوناس گار استور، وزیرخارجه نروژ در این زمینه گفت: «این نخستین بار است که حکومتی جایزه نوبل را توقیف می‌کند». وی افزود: «مدال و سند جایزه و نیز دیگر اجزای شخصی دکتر عبادی از صندوق بانکی وی برداشته شده و این امر حسی از بهت و ناباوری در ما بر جای گذارده است».


نروژ نگران امنیت خانواده عبادی

شیرین عبادی روز دوشنبه ۱۶ نوامبر در گفت‌وگو با دویچه‌وله از تخلیه صندوق امانات بانکی خود به وسیله ماموران دولت خبر داده بود.

گری لارسن، دبیر وزارت خارجه‌ی نروژ روز چهارشنبه (۲۵ نوامبر) ضمن ملاقات با سفیر جمهوری اسلامی ایران در اسلو اعتراض دولت متبوع خود را نسبت به این توقیف و مصادره جایزه خانم عبادی اعلام داشت.

در اطلاعیه‌ی مطبوعاتی وزارت خارجه نروژ به نقل از خانم عبادی آمده است که او نسبت وضعیت همسرش نگران است، زیرا که همسر او مدام مورد تهدید قرار می‌گیرد.

این اطلاعیه می‌افزاید که که وزارت خارجه نروژ طی سال‌های گذشته بارها اعتراض و نگرانی خود را در مورد تهدیدهای مقامات ایران علیه خانم عبادی ابراز داشته است. آخرین مرتبه در مورد بستن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران بوده است.


تهدید به مرگ

خانم عبادی در مصاحبه شانزدهم نوامبر خود با دویچه‌وله اعلام کرده بود که مراکز امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی او را به صورت جدی تهدید به مرگ کرده‌اند. به گفته برنده نوبل صلح، ماموران به همسر وی که در ایران به سر می‌برد گفته‌اند که اگر او به فعالیت‌های حقوق‌بشری خود در خارج از کشور ادامه دهد، هرجا باشد او را خواهند یافت.

شیرین عبادی، در سال ۲۰۰۳ به خاطر تلاش‌هایش در دفاع از حقوق‌بشر و دموکراسی جایزه نوبل را دریافت کرد. وی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری در ۲۲ خرداد امسال برای شرکت در چند کنفرانس بین‌المللی به اروپا سفر کرد و هنوز به ایران باز نگشته است.


فشار بر خانواده

در غیاب عبادی، مراکز امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی بارها اعضای خانواده و همکاران وی را در ایران زیر فشار قرار داده‌اند. خبرگزاری فرانسه با اشاره به بازداشت همکاران و همسر خانم عبادی، به نقل از وزارت خارجه نروژ نوشته است: «این اقدامات نشان‌دهنده برخورد خشن حکومت ایران با آزادی عقیده است».

وزارت خارجه نروژ در بیانیه‌ای که روز پنجشنبه (۲۶ نوامبر، ۵ آذر) به همین مناسبت انتشار داد، تاکید کرد که دولت نروژ سال گذشته نیز به محدود ساختن فعالیت‌های خانم عبادی از سوی دولت ایران اعتراض کرده است. بر اساس این بیانیه، اسلو خواهان تامین امنیت خانم عبادی و اعضای خانواده وی است و از فعالیت‌های بین‌المللی وی برای دفاع از حقوق بشر پشتیبانی می‌کند.

16 آذر؛ از بازداشت دانشجویان تا تغییر رنگ نرده های سبز


در آستانه 16 آذر و روز دانشجو، رنگ آمیزی نرده های محوطه ی دانشگاه شیراز، به دستور مسئولین این دانشگاه توجه دانشجویان را به خود جلب كرد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این اقدام از آن رو مورد توجه دانشجویان قرار گرفت كه تمام نرده های اطراف دانشگاه شیراز كه به رنگ سبز بودند، به رنگ سفید رنگ آمیزی شدند.

بنابر شنیده ها این رنگ آمیزی با هزینه ی بسیار زیادی همراه بوده و این در حالی است كه صادقی رئیس دانشگاه شیراز و سایر مسئولین بارها از كمبود بودجه ی قابل توجه این دانشگاه سخن گفته اند.

این اقدام مدیریت دانشگاه شیراز به اعتقاد دانشجویان، به دلیل ترس مسئولین از جنبش سبز دانشجویان و تجمعات 16 آذر ناشی می شود.

لازم به ذكر است كه ترس مسئولین و نهادهای امنیتی در شیراز از برگزاری تجمعات دانشجویی، باعث شده است تا بسیاری از دانشجویان دانشگاه شیراز از 13 آبان تاكنون بازداشت شوند و یا توسط كمیته انضباطی و حراست احضار و با احكام انضباطی روبرو شوند.

16 آذر؛ از بازداشت دانشجویان تا تغییر رنگ نرده های سبز


در آستانه 16 آذر و روز دانشجو، رنگ آمیزی نرده های محوطه ی دانشگاه شیراز، به دستور مسئولین این دانشگاه توجه دانشجویان را به خود جلب كرد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این اقدام از آن رو مورد توجه دانشجویان قرار گرفت كه تمام نرده های اطراف دانشگاه شیراز كه به رنگ سبز بودند، به رنگ سفید رنگ آمیزی شدند.

بنابر شنیده ها این رنگ آمیزی با هزینه ی بسیار زیادی همراه بوده و این در حالی است كه صادقی رئیس دانشگاه شیراز و سایر مسئولین بارها از كمبود بودجه ی قابل توجه این دانشگاه سخن گفته اند.

این اقدام مدیریت دانشگاه شیراز به اعتقاد دانشجویان، به دلیل ترس مسئولین از جنبش سبز دانشجویان و تجمعات 16 آذر ناشی می شود.

لازم به ذكر است كه ترس مسئولین و نهادهای امنیتی در شیراز از برگزاری تجمعات دانشجویی، باعث شده است تا بسیاری از دانشجویان دانشگاه شیراز از 13 آبان تاكنون بازداشت شوند و یا توسط كمیته انضباطی و حراست احضار و با احكام انضباطی روبرو شوند.

16 آذر؛ از بازداشت دانشجویان تا تغییر رنگ نرده های سبز


در آستانه 16 آذر و روز دانشجو، رنگ آمیزی نرده های محوطه ی دانشگاه شیراز، به دستور مسئولین این دانشگاه توجه دانشجویان را به خود جلب كرد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این اقدام از آن رو مورد توجه دانشجویان قرار گرفت كه تمام نرده های اطراف دانشگاه شیراز كه به رنگ سبز بودند، به رنگ سفید رنگ آمیزی شدند.

بنابر شنیده ها این رنگ آمیزی با هزینه ی بسیار زیادی همراه بوده و این در حالی است كه صادقی رئیس دانشگاه شیراز و سایر مسئولین بارها از كمبود بودجه ی قابل توجه این دانشگاه سخن گفته اند.

این اقدام مدیریت دانشگاه شیراز به اعتقاد دانشجویان، به دلیل ترس مسئولین از جنبش سبز دانشجویان و تجمعات 16 آذر ناشی می شود.

لازم به ذكر است كه ترس مسئولین و نهادهای امنیتی در شیراز از برگزاری تجمعات دانشجویی، باعث شده است تا بسیاری از دانشجویان دانشگاه شیراز از 13 آبان تاكنون بازداشت شوند و یا توسط كمیته انضباطی و حراست احضار و با احكام انضباطی روبرو شوند.

وزیر علوم رژیم: باید بر اساتید دانشگاهی نظارت شود


ایرنا: وزیر علوم روز پنجشنبه در اختتامیه همایش شکوه هجرت در اردوگاه شهید باهنر گفت: باید بر اساتید دانشگاهی نظارت شود. آنان باید بر اساس جهان بینی اسلامی و منافع نظام سخن گویند.

کامران دانشجو با اشاره به اینکه امروز عده ای می خواهند دانشگاه ها را با دیدگاه غربی ها جلو ببرند، گفت: این عده می خواهند دانشگاه ها بر مبنای آزادی،لاابالی گری و هرج و مرج پیش رود.

وزیر علوم اظهار داشت: آنان بیان کردند دانشجو به دلیل آنکه قشر فرهیخته جامعه است هر کاری کرد نباید برخوردی صورت گیرد. آنان می گویند در مقابل باج خواهی و زورگویی عملی انجام ندهیم. جامعه دانشگاهی ما ارزش مدار است که اخلاق را در کنار علم می خواهد و این حرکات را بر نمی تابد.

وی افزود: دشمنان بدانند که دانشجویان لاابالی گری های ترویجی آنان را قبول نخواهند کرد و دانشگاه ارزش مدار می ماند.

وزیر علوم گفت: در دنیا همه دانشگاه ها با هر دیدگاه نظام می گویند ما می خواهیم علم را در بالاترین سطح بدست آوریم.

وی افزود: فرق میان ما با دانشگاه های دیگر در نوع جهان بینی است. آنان انسان را موجودی لذت خواه می دانند ولی ما انسان را آرمان خواه می دانیم.

وزیر علوم رژیم: باید بر اساتید دانشگاهی نظارت شود


ایرنا: وزیر علوم روز پنجشنبه در اختتامیه همایش شکوه هجرت در اردوگاه شهید باهنر گفت: باید بر اساتید دانشگاهی نظارت شود. آنان باید بر اساس جهان بینی اسلامی و منافع نظام سخن گویند.

کامران دانشجو با اشاره به اینکه امروز عده ای می خواهند دانشگاه ها را با دیدگاه غربی ها جلو ببرند، گفت: این عده می خواهند دانشگاه ها بر مبنای آزادی،لاابالی گری و هرج و مرج پیش رود.

وزیر علوم اظهار داشت: آنان بیان کردند دانشجو به دلیل آنکه قشر فرهیخته جامعه است هر کاری کرد نباید برخوردی صورت گیرد. آنان می گویند در مقابل باج خواهی و زورگویی عملی انجام ندهیم. جامعه دانشگاهی ما ارزش مدار است که اخلاق را در کنار علم می خواهد و این حرکات را بر نمی تابد.

وی افزود: دشمنان بدانند که دانشجویان لاابالی گری های ترویجی آنان را قبول نخواهند کرد و دانشگاه ارزش مدار می ماند.

وزیر علوم گفت: در دنیا همه دانشگاه ها با هر دیدگاه نظام می گویند ما می خواهیم علم را در بالاترین سطح بدست آوریم.

وی افزود: فرق میان ما با دانشگاه های دیگر در نوع جهان بینی است. آنان انسان را موجودی لذت خواه می دانند ولی ما انسان را آرمان خواه می دانیم.

وزیر علوم رژیم: باید بر اساتید دانشگاهی نظارت شود


ایرنا: وزیر علوم روز پنجشنبه در اختتامیه همایش شکوه هجرت در اردوگاه شهید باهنر گفت: باید بر اساتید دانشگاهی نظارت شود. آنان باید بر اساس جهان بینی اسلامی و منافع نظام سخن گویند.

کامران دانشجو با اشاره به اینکه امروز عده ای می خواهند دانشگاه ها را با دیدگاه غربی ها جلو ببرند، گفت: این عده می خواهند دانشگاه ها بر مبنای آزادی،لاابالی گری و هرج و مرج پیش رود.

وزیر علوم اظهار داشت: آنان بیان کردند دانشجو به دلیل آنکه قشر فرهیخته جامعه است هر کاری کرد نباید برخوردی صورت گیرد. آنان می گویند در مقابل باج خواهی و زورگویی عملی انجام ندهیم. جامعه دانشگاهی ما ارزش مدار است که اخلاق را در کنار علم می خواهد و این حرکات را بر نمی تابد.

وی افزود: دشمنان بدانند که دانشجویان لاابالی گری های ترویجی آنان را قبول نخواهند کرد و دانشگاه ارزش مدار می ماند.

وزیر علوم گفت: در دنیا همه دانشگاه ها با هر دیدگاه نظام می گویند ما می خواهیم علم را در بالاترین سطح بدست آوریم.

وی افزود: فرق میان ما با دانشگاه های دیگر در نوع جهان بینی است. آنان انسان را موجودی لذت خواه می دانند ولی ما انسان را آرمان خواه می دانیم.

شهرها برای زندگی، شهرها علیه اعدام


رادیو آلمان: در روز ۳۰ نوامبر در بیش از هزار شهر جهان در اعتراض به مجازات اعدام مراسم نورافشانی برگزار می‌شود. این مراسم‌ها در نقاط دیدنی شهرها برگزار خواهند شد.

این آکسیون با عنوان «شهرها برای زندگی، شهرها علیه اعدام» از سوی جامعه‌ی کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شود. ۱۱۳۴ شهر از ۸۱ کشور جهان در این مراسم باشکوه شرکت می‌کنند. نخستین‌بار چنین مراسمی در سال ۲۰۰۲ برگزار شد.

انتخاب ۳۰ نوامبر برای این مراسم نیز دلایل تاریخی دارد. در ۳۰ نوامبر سال ۱۷۸۶ "پتر لئوپولد ژوزف، حاکم توسکانا برای نخستین‌بار مجازات اعدام را در قلمرو حاکمیت خود لغو کرد.

شهرها برای زندگی، شهرها علیه اعدام


رادیو آلمان: در روز ۳۰ نوامبر در بیش از هزار شهر جهان در اعتراض به مجازات اعدام مراسم نورافشانی برگزار می‌شود. این مراسم‌ها در نقاط دیدنی شهرها برگزار خواهند شد.

این آکسیون با عنوان «شهرها برای زندگی، شهرها علیه اعدام» از سوی جامعه‌ی کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شود. ۱۱۳۴ شهر از ۸۱ کشور جهان در این مراسم باشکوه شرکت می‌کنند. نخستین‌بار چنین مراسمی در سال ۲۰۰۲ برگزار شد.

انتخاب ۳۰ نوامبر برای این مراسم نیز دلایل تاریخی دارد. در ۳۰ نوامبر سال ۱۷۸۶ "پتر لئوپولد ژوزف، حاکم توسکانا برای نخستین‌بار مجازات اعدام را در قلمرو حاکمیت خود لغو کرد.

شهرها برای زندگی، شهرها علیه اعدام


رادیو آلمان: در روز ۳۰ نوامبر در بیش از هزار شهر جهان در اعتراض به مجازات اعدام مراسم نورافشانی برگزار می‌شود. این مراسم‌ها در نقاط دیدنی شهرها برگزار خواهند شد.

این آکسیون با عنوان «شهرها برای زندگی، شهرها علیه اعدام» از سوی جامعه‌ی کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شود. ۱۱۳۴ شهر از ۸۱ کشور جهان در این مراسم باشکوه شرکت می‌کنند. نخستین‌بار چنین مراسمی در سال ۲۰۰۲ برگزار شد.

انتخاب ۳۰ نوامبر برای این مراسم نیز دلایل تاریخی دارد. در ۳۰ نوامبر سال ۱۷۸۶ "پتر لئوپولد ژوزف، حاکم توسکانا برای نخستین‌بار مجازات اعدام را در قلمرو حاکمیت خود لغو کرد.

بحران اتمی؛ هراس رژیم از قطعنامه جديد شوراى امنيت


رادیو آلمان: شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امروز در دومین روز نشست خود در مورد قطعنامه‌ی تهیه شده از سوی پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان تصمیم می‌گیرد. دیپلمات‌ها می‌گویند این قطعنامه برای تصویب به اتفاق آرا از شانس مناسبی برخوردار است. محمد البرادعی می‌گوید، به خاطر عدم همکاری کامل ایران، آژانس عملا در بن‌بست گرفتار آمده ‌است. البرادعی که تا پایان ماه همین ماه (نوامبر) ماموریت‌اش به عنوان مدیرکل آژانس به پایان می‌رسد شامگاه پنجشنبه در وین گفت، از اینکه ایران پیشنهاد سازش را بلوکه کرده سرخورده شده است.


هراس رژیم از صدور قطعنامه جديد شوراى امنيت

سایت حکومتی تابناک در مطلبی با عنوان "آخرين خوش خدمتی البرادعي براي تصويب قطعنامه علیه ایران" نوشت، البرادعى در سه روز مانده به پايان دوران مديرکلى خود در آژانس بين‌المللى انرژى اتمى، پايه‌گذار صدور قطعنامه ای عليه ايران شد.

تابناک نوشت، بنابر اطلاعات رسيده، مذاکراتى که در هفته‌ هاى گذشته، ميان البرادعى و وزارت خارجه انگلستان انجام گرفته بود، منجر به توافق نامبرده و اکثريت اعضاى شوراى حکام با 35 عضو ديگر شده است. همچنین پيرو مذاکرات انجام شده، قطعنامه پيشنهادى از سوى کشور آلمان، به دليل آن‌چه آنها «نقض پيمان» از سوى ايران به دليل عدم اعلام به موقع تجهيزات غنى‌سازى سايت فردو مىنامند، قرار است با اجماع اعضاى شوراى حکام تصويب و صادر شود. علاوه بر اين، در اين قطعنامه از ايران خواسته شده است که دليل راه ‌اندازى اين تاسيسات غنى‌سازى را اعلام نمايد که به باور آنان، تنها مى‌تواند کاربرد نظامى داشته باشد؛ ضمن آن که در اين قطعنامه ـ که شديدترين لحن در زمينه فعاليتهاى ايران در زمينه غنى ‌سازى اورانيوم است ـ خواسته شده که همه تصميم ‌گيرى‌هاى خود در زمينه تاسيسات هسته‌اى را در مرحله تصميم‌گيرى به آگاهى آژانس برساند.

به نوشته سایت تابناک، اين قطعنامه شديدالحن، پيش نويس قطعنامه‌ اى خواهد بود که شوراى امنيت سازمان ملل مى ‌خواهد تا پيش از پايان سال ميلادى جديد عليه ايران منتشر کند. بنابراين، آنها براى صدور قطعنامه سازمان ملل به اين قطعنامه شوراى حکام نيازمندند. تصويب قطعنامه داده شده به شوراى حکام ـ که قرار است در دستور جلسه شوراى حکام به رأى گذارده شود ـ مى‌ تواند با «اجماع» راه را براى صدور قطعنامه چهارم شوراى امنيت سازمان ملل متحد، آن هم تا پيش از پايان سال ميلادى جديد هموار کند.

بحران اتمی؛ هراس رژیم از قطعنامه جديد شوراى امنيت


رادیو آلمان: شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امروز در دومین روز نشست خود در مورد قطعنامه‌ی تهیه شده از سوی پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان تصمیم می‌گیرد. دیپلمات‌ها می‌گویند این قطعنامه برای تصویب به اتفاق آرا از شانس مناسبی برخوردار است. محمد البرادعی می‌گوید، به خاطر عدم همکاری کامل ایران، آژانس عملا در بن‌بست گرفتار آمده ‌است. البرادعی که تا پایان ماه همین ماه (نوامبر) ماموریت‌اش به عنوان مدیرکل آژانس به پایان می‌رسد شامگاه پنجشنبه در وین گفت، از اینکه ایران پیشنهاد سازش را بلوکه کرده سرخورده شده است.


هراس رژیم از صدور قطعنامه جديد شوراى امنيت

سایت حکومتی تابناک در مطلبی با عنوان "آخرين خوش خدمتی البرادعي براي تصويب قطعنامه علیه ایران" نوشت، البرادعى در سه روز مانده به پايان دوران مديرکلى خود در آژانس بين‌المللى انرژى اتمى، پايه‌گذار صدور قطعنامه ای عليه ايران شد.

تابناک نوشت، بنابر اطلاعات رسيده، مذاکراتى که در هفته‌ هاى گذشته، ميان البرادعى و وزارت خارجه انگلستان انجام گرفته بود، منجر به توافق نامبرده و اکثريت اعضاى شوراى حکام با 35 عضو ديگر شده است. همچنین پيرو مذاکرات انجام شده، قطعنامه پيشنهادى از سوى کشور آلمان، به دليل آن‌چه آنها «نقض پيمان» از سوى ايران به دليل عدم اعلام به موقع تجهيزات غنى‌سازى سايت فردو مىنامند، قرار است با اجماع اعضاى شوراى حکام تصويب و صادر شود. علاوه بر اين، در اين قطعنامه از ايران خواسته شده است که دليل راه ‌اندازى اين تاسيسات غنى‌سازى را اعلام نمايد که به باور آنان، تنها مى‌تواند کاربرد نظامى داشته باشد؛ ضمن آن که در اين قطعنامه ـ که شديدترين لحن در زمينه فعاليتهاى ايران در زمينه غنى ‌سازى اورانيوم است ـ خواسته شده که همه تصميم ‌گيرى‌هاى خود در زمينه تاسيسات هسته‌اى را در مرحله تصميم‌گيرى به آگاهى آژانس برساند.

به نوشته سایت تابناک، اين قطعنامه شديدالحن، پيش نويس قطعنامه‌ اى خواهد بود که شوراى امنيت سازمان ملل مى ‌خواهد تا پيش از پايان سال ميلادى جديد عليه ايران منتشر کند. بنابراين، آنها براى صدور قطعنامه سازمان ملل به اين قطعنامه شوراى حکام نيازمندند. تصويب قطعنامه داده شده به شوراى حکام ـ که قرار است در دستور جلسه شوراى حکام به رأى گذارده شود ـ مى‌ تواند با «اجماع» راه را براى صدور قطعنامه چهارم شوراى امنيت سازمان ملل متحد، آن هم تا پيش از پايان سال ميلادى جديد هموار کند.

بحران اتمی؛ هراس رژیم از قطعنامه جديد شوراى امنيت


رادیو آلمان: شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امروز در دومین روز نشست خود در مورد قطعنامه‌ی تهیه شده از سوی پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان تصمیم می‌گیرد. دیپلمات‌ها می‌گویند این قطعنامه برای تصویب به اتفاق آرا از شانس مناسبی برخوردار است. محمد البرادعی می‌گوید، به خاطر عدم همکاری کامل ایران، آژانس عملا در بن‌بست گرفتار آمده ‌است. البرادعی که تا پایان ماه همین ماه (نوامبر) ماموریت‌اش به عنوان مدیرکل آژانس به پایان می‌رسد شامگاه پنجشنبه در وین گفت، از اینکه ایران پیشنهاد سازش را بلوکه کرده سرخورده شده است.


هراس رژیم از صدور قطعنامه جديد شوراى امنيت

سایت حکومتی تابناک در مطلبی با عنوان "آخرين خوش خدمتی البرادعي براي تصويب قطعنامه علیه ایران" نوشت، البرادعى در سه روز مانده به پايان دوران مديرکلى خود در آژانس بين‌المللى انرژى اتمى، پايه‌گذار صدور قطعنامه ای عليه ايران شد.

تابناک نوشت، بنابر اطلاعات رسيده، مذاکراتى که در هفته‌ هاى گذشته، ميان البرادعى و وزارت خارجه انگلستان انجام گرفته بود، منجر به توافق نامبرده و اکثريت اعضاى شوراى حکام با 35 عضو ديگر شده است. همچنین پيرو مذاکرات انجام شده، قطعنامه پيشنهادى از سوى کشور آلمان، به دليل آن‌چه آنها «نقض پيمان» از سوى ايران به دليل عدم اعلام به موقع تجهيزات غنى‌سازى سايت فردو مىنامند، قرار است با اجماع اعضاى شوراى حکام تصويب و صادر شود. علاوه بر اين، در اين قطعنامه از ايران خواسته شده است که دليل راه ‌اندازى اين تاسيسات غنى‌سازى را اعلام نمايد که به باور آنان، تنها مى‌تواند کاربرد نظامى داشته باشد؛ ضمن آن که در اين قطعنامه ـ که شديدترين لحن در زمينه فعاليتهاى ايران در زمينه غنى ‌سازى اورانيوم است ـ خواسته شده که همه تصميم ‌گيرى‌هاى خود در زمينه تاسيسات هسته‌اى را در مرحله تصميم‌گيرى به آگاهى آژانس برساند.

به نوشته سایت تابناک، اين قطعنامه شديدالحن، پيش نويس قطعنامه‌ اى خواهد بود که شوراى امنيت سازمان ملل مى ‌خواهد تا پيش از پايان سال ميلادى جديد عليه ايران منتشر کند. بنابراين، آنها براى صدور قطعنامه سازمان ملل به اين قطعنامه شوراى حکام نيازمندند. تصويب قطعنامه داده شده به شوراى حکام ـ که قرار است در دستور جلسه شوراى حکام به رأى گذارده شود ـ مى‌ تواند با «اجماع» راه را براى صدور قطعنامه چهارم شوراى امنيت سازمان ملل متحد، آن هم تا پيش از پايان سال ميلادى جديد هموار کند.

Thursday, November 26, 2009

عباس جلیلیان نویسنده کرد با حکم 15 ماه حبس راهی زندان کرمانشاه شد


خبرگزاری دیدهبان حقوق بشر کردستان: عباس جلیلیان، نویسنده و پژوهشگر کُرد اوایل هفته جاری برای گذراندن حکم 15 ماه حبس خود راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد.

حکم 15 حبس تعزیری برای عباس جلیلیان در فروردین ماه امسال از سوی دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شد. این حکم هفتهی گذشته در دادگاه تجدید نظر استان نیز مورد تایید قرار گرفت.

اتهام این نویسنده و پژوهشگر کُرد "شناسايی و جذب جاسوس و معرفی آن به كشور بيگانه" عنوان شده است. اما عباس جليليان در تمامی مراحل بازجويی و طی جلسات دادگاه اتهام نسبت داده شده به خود را قوياً رد كرده و خواهان ارائهی اسناد و مداركی در اثبات اين اتهام ساختگی شده بود.

دادگاه بدوی این فعال ادبی و فرهنگی بدون حضور وکیل برگزار شد. رأی دادگاه تجدیدنظر نیز مبنی بر تایید حکم بدوی در همان آغاز جلسهی دادگاه به عباس جلیلیان و وکیل وی اعلام گشت.

عباس جليليان متخلص به "ئاكو" از چهرههای ادبی سرشناس كُرد و مؤلف آثاری چون فرهنگ باشوور، رمان رنگامه، مجموعهی زرينه و سيمينه است. وی دی ماه سال گذشته در شهر اسلام آباد استان كرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و پس از دو ماه به قيد وثيقهی 100 ميليون تومانی آزاد شد.

پنجشنبه 5 آذر 1388

عباس جلیلیان نویسنده کرد با حکم 15 ماه حبس راهی زندان کرمانشاه شد


خبرگزاری دیدهبان حقوق بشر کردستان: عباس جلیلیان، نویسنده و پژوهشگر کُرد اوایل هفته جاری برای گذراندن حکم 15 ماه حبس خود راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد.

حکم 15 حبس تعزیری برای عباس جلیلیان در فروردین ماه امسال از سوی دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شد. این حکم هفتهی گذشته در دادگاه تجدید نظر استان نیز مورد تایید قرار گرفت.

اتهام این نویسنده و پژوهشگر کُرد "شناسايی و جذب جاسوس و معرفی آن به كشور بيگانه" عنوان شده است. اما عباس جليليان در تمامی مراحل بازجويی و طی جلسات دادگاه اتهام نسبت داده شده به خود را قوياً رد كرده و خواهان ارائهی اسناد و مداركی در اثبات اين اتهام ساختگی شده بود.

دادگاه بدوی این فعال ادبی و فرهنگی بدون حضور وکیل برگزار شد. رأی دادگاه تجدیدنظر نیز مبنی بر تایید حکم بدوی در همان آغاز جلسهی دادگاه به عباس جلیلیان و وکیل وی اعلام گشت.

عباس جليليان متخلص به "ئاكو" از چهرههای ادبی سرشناس كُرد و مؤلف آثاری چون فرهنگ باشوور، رمان رنگامه، مجموعهی زرينه و سيمينه است. وی دی ماه سال گذشته در شهر اسلام آباد استان كرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و پس از دو ماه به قيد وثيقهی 100 ميليون تومانی آزاد شد.

پنجشنبه 5 آذر 1388

عباس جلیلیان نویسنده کرد با حکم 15 ماه حبس راهی زندان کرمانشاه شد


خبرگزاری دیدهبان حقوق بشر کردستان: عباس جلیلیان، نویسنده و پژوهشگر کُرد اوایل هفته جاری برای گذراندن حکم 15 ماه حبس خود راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد.

حکم 15 حبس تعزیری برای عباس جلیلیان در فروردین ماه امسال از سوی دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شد. این حکم هفتهی گذشته در دادگاه تجدید نظر استان نیز مورد تایید قرار گرفت.

اتهام این نویسنده و پژوهشگر کُرد "شناسايی و جذب جاسوس و معرفی آن به كشور بيگانه" عنوان شده است. اما عباس جليليان در تمامی مراحل بازجويی و طی جلسات دادگاه اتهام نسبت داده شده به خود را قوياً رد كرده و خواهان ارائهی اسناد و مداركی در اثبات اين اتهام ساختگی شده بود.

دادگاه بدوی این فعال ادبی و فرهنگی بدون حضور وکیل برگزار شد. رأی دادگاه تجدیدنظر نیز مبنی بر تایید حکم بدوی در همان آغاز جلسهی دادگاه به عباس جلیلیان و وکیل وی اعلام گشت.

عباس جليليان متخلص به "ئاكو" از چهرههای ادبی سرشناس كُرد و مؤلف آثاری چون فرهنگ باشوور، رمان رنگامه، مجموعهی زرينه و سيمينه است. وی دی ماه سال گذشته در شهر اسلام آباد استان كرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و پس از دو ماه به قيد وثيقهی 100 ميليون تومانی آزاد شد.

پنجشنبه 5 آذر 1388

ضرب و شتم بسيجی اصلاح طلب در همايش تقدير از بسيجيان


مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

ضرب و شتم يك بسيجي اصلاح طلب در همايش تقدير از بسيجيان

صبح روز جاري در مراسمي كه به مناسبت هفته‌ی بسيج براي تقدير از بسيجيان در شهرستان رامهرمز برگزار شد، يك بسيجي اصلاح طلب به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

راه علي تقي پور 44 ساله از جانبازان و فرماندهان جنگ و بازنشسته سپاه خوزستان كه توسط بسيج براي حضور در اين مراسم دعوت شده بود از سوي عوامل بسيج در مسجد جامع این شهر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

به گفته شاهدان عيني به هنگام ورود اين پاسدار بازنشته اصلاح طلب، فرمانده سپاه رامهرمز با مشاهده وي، او را با الفاظي چون ضد انقلاب، ضد ولايت فقيه و مزدور بيگانه مورد فحاشي قرار داد.

لازم به ذكر است تقي پور از اعضاي مركزي ستاد مير حسين موسوي در رامهرمز بود و هم اكنون از فعالان جنبش سبز است كه در جريان روز قدس بازداشت و به 6 ماه حبس و 75 ضربه شلاق محكوم شد و با توجه به شرايط جسمي و جانباز شيميايي بودن وي، اين حكم به پرداخت جزاي نقدي تبديل شد.

ضرب و شتم بسيجی اصلاح طلب در همايش تقدير از بسيجيان


مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

ضرب و شتم يك بسيجي اصلاح طلب در همايش تقدير از بسيجيان

صبح روز جاري در مراسمي كه به مناسبت هفته‌ی بسيج براي تقدير از بسيجيان در شهرستان رامهرمز برگزار شد، يك بسيجي اصلاح طلب به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

راه علي تقي پور 44 ساله از جانبازان و فرماندهان جنگ و بازنشسته سپاه خوزستان كه توسط بسيج براي حضور در اين مراسم دعوت شده بود از سوي عوامل بسيج در مسجد جامع این شهر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

به گفته شاهدان عيني به هنگام ورود اين پاسدار بازنشته اصلاح طلب، فرمانده سپاه رامهرمز با مشاهده وي، او را با الفاظي چون ضد انقلاب، ضد ولايت فقيه و مزدور بيگانه مورد فحاشي قرار داد.

لازم به ذكر است تقي پور از اعضاي مركزي ستاد مير حسين موسوي در رامهرمز بود و هم اكنون از فعالان جنبش سبز است كه در جريان روز قدس بازداشت و به 6 ماه حبس و 75 ضربه شلاق محكوم شد و با توجه به شرايط جسمي و جانباز شيميايي بودن وي، اين حكم به پرداخت جزاي نقدي تبديل شد.

ضرب و شتم بسيجی اصلاح طلب در همايش تقدير از بسيجيان


مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

ضرب و شتم يك بسيجي اصلاح طلب در همايش تقدير از بسيجيان

صبح روز جاري در مراسمي كه به مناسبت هفته‌ی بسيج براي تقدير از بسيجيان در شهرستان رامهرمز برگزار شد، يك بسيجي اصلاح طلب به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

راه علي تقي پور 44 ساله از جانبازان و فرماندهان جنگ و بازنشسته سپاه خوزستان كه توسط بسيج براي حضور در اين مراسم دعوت شده بود از سوي عوامل بسيج در مسجد جامع این شهر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

به گفته شاهدان عيني به هنگام ورود اين پاسدار بازنشته اصلاح طلب، فرمانده سپاه رامهرمز با مشاهده وي، او را با الفاظي چون ضد انقلاب، ضد ولايت فقيه و مزدور بيگانه مورد فحاشي قرار داد.

لازم به ذكر است تقي پور از اعضاي مركزي ستاد مير حسين موسوي در رامهرمز بود و هم اكنون از فعالان جنبش سبز است كه در جريان روز قدس بازداشت و به 6 ماه حبس و 75 ضربه شلاق محكوم شد و با توجه به شرايط جسمي و جانباز شيميايي بودن وي، اين حكم به پرداخت جزاي نقدي تبديل شد.

چين از قطعنامه آژانس عليه ايران حمايت می کند؛ تهديد تهران به كاهش همكارى




هم زمان با آغاز نشست شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى و بررسى پيش نويس قطعنامه تازه عليه برنامه هسته اى ايران، چين اعلام كرد كه از اين قطعنامه حمايت خواهد كرد و على اصغر سلطانيه نيز تهديد كرد كه در صورت تصويب قطعنامه، هم كارى ايران با آژانس به حداقل مى رسد.

هى يافئى؛ معاون وزير امور خارجه چين، روز پنج شنبه اعلام كرد: پكن «به طور اصولى» از قطعنامه آژانس كه از ايران مى خواهد تا سريعا در باره يك مركز اتمى خود كه برای سال ها مخفى كرده بود، اطلاع رسانى كند.

به گفته اين مقام چينى؛ تصويب اين قطعنامه در شوراى ۳۵ نفره حكام علامتى براى ايران خواهد بود كه در باره مناقشه بر سر برنامه هسته اى خود همكارى كند.

وى اظهار داشت: «ما اميدواريم كه شوراى حكام آژانس علامتى به ايران بفرستد كه بايد در سريع ترين زمان ممكن به پيشنهاد اين نهاد پاسخ دهد. هم زمان، ما اميدواريم كه اين موضوع از طريق رايزنى حل و فصل شود.»

هى يافئى در پاسخ به اين پرسش خبرگزارى «رويترز» كه موضع چين در قبال اين قطعنامه چيست، گفت: «در اصول، ما اين موضوع را مورد توجه قرار خواهیم داد.»

كشورهاى عضو گروه پنج به علاوه يك در هفته جارى قطعنامه اى را به شوراى حكام آژانس ارائه كرده اند كه در صورت تصويب آن، از ايران خواسته خواهد شد تا هدف از ساخت تاسيسات مخفى هسته اى در نزديكى قم را روشن كرده و تاييد كند كه مراكز اتمى مخفى ديگرى ندارد.

خبرگزارى رويترز گزارش داده است: ديپلمات هاى حاضر در نشست شوراى حكام پيش بينى مى كنند كه قطعنامه ارائه شده از سوى اين گروه در روز پنج شنبه يا جمعه با اكثريت آراء به تصويب برسد.

تهدید ایران به کاهش هم کاری

در صورت تصويب چنین قطعنامه ای، این نخستين اقدام شوراى حكام آژانس در قبال برنامه هسته اى ايران پس از نزديك به چهار سال خواهد بود.

در همين حال، نماينده ايران در آژانس به يك روزنامه آلمانى گفته است: در صورتى كه آژانس قطعنامه اى عليه ايران به تصويب برساند، جمهورى اسلامى هم كارى خود را با آن كاهش مى دهد و به حداقل خواهد رساند.

على اصغر سلطانيه به روزنامه «زود دويچه تسايتونگ» گفته است: راى به اين قطعنامه كه براى نخستين بار پس از چهار سال صورت مى گيرد، به جو فعلى آسيب خواهد زد و داراى پيامدهاى طولانى مدت خواهد بود.

شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى در فوريه سال ۲۰۰۶ با انتقاد از عدم همكارى ايران در زمينه شفاف سازى اهداف فعاليت هاى اتمى خود، پرونده هسته اى اين كشور را به شوراى امنيت فرستاد و از آن زمان سه قطعنامه تحريمى عليه تهران در اين شورا تصويب شده است.

در تحولى ديگر، محمد البرادعى؛ مدير كل آژانس، روز پنج شنبه در آغاز نشست شوراى حكام آژانس گفت: تلاش هاى آژانس براى راستى آزمايى اظهارات ايران مبنى بر صلح آميز بودن فعاليت هاى هسته ايش به بن بست رسيده است.

آقاى برادعى با انتقاد از عدم هم كارى ايران گفت: پيشنهاد اخير آژانس مى توانست راه را براى تفاهم بگشايد اما، به گفته وى، «متاسفانه ايران تا به حال با هيچ يك از پيشنهادهاى آژانس موافقت نكرده است.»

اشاره وى به پيشنهاد روز ۲۲ اكتبر آژانس است كه اورانيوم با غناى ۳.۵ درصد ايران براى غنى سازى بيشتر به روسيه ارسال شود و پس از تبديل به ميله هاى سوخت اتمى در فرانسه، براى مصرف در راكتور تحقيقاتى تهران به اين كشور بازگردانده شود.

محمد البرادعى، هم چنين، پنهان نگاه داشتن تاسيسات هسته اى فردو در نزديكى قم را مغاير تعهدات ايران دانست.

آژانس مى گويد كه ايران ساخت اين تاسيسات را از سال ۲۰۰۲ آغاز كرده است ولى در سپتامبر سال جارى وجود آن را به اين نهاد اطلاع داده است.

از سوى ديگر، روسيه نيز روز پنج شنبه از ايران خواست تا پيش نويس توافق وين براى مبادله سوخت اتمى را بپذيرد.

گروه پنج به علاوه يك اميدوار است كه با ارسال حدود ۷۰ درصد از اورانيوم كم غنى شده ايران به خارج، از خطر دست يابى اين كشور به سلاح هسته اى كاسته شود.

تهران هر گونه تلاش براى ساخت بمب اتمى را رد كرده است.

چين از قطعنامه آژانس عليه ايران حمايت می کند؛ تهديد تهران به كاهش همكارى




هم زمان با آغاز نشست شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى و بررسى پيش نويس قطعنامه تازه عليه برنامه هسته اى ايران، چين اعلام كرد كه از اين قطعنامه حمايت خواهد كرد و على اصغر سلطانيه نيز تهديد كرد كه در صورت تصويب قطعنامه، هم كارى ايران با آژانس به حداقل مى رسد.

هى يافئى؛ معاون وزير امور خارجه چين، روز پنج شنبه اعلام كرد: پكن «به طور اصولى» از قطعنامه آژانس كه از ايران مى خواهد تا سريعا در باره يك مركز اتمى خود كه برای سال ها مخفى كرده بود، اطلاع رسانى كند.

به گفته اين مقام چينى؛ تصويب اين قطعنامه در شوراى ۳۵ نفره حكام علامتى براى ايران خواهد بود كه در باره مناقشه بر سر برنامه هسته اى خود همكارى كند.

وى اظهار داشت: «ما اميدواريم كه شوراى حكام آژانس علامتى به ايران بفرستد كه بايد در سريع ترين زمان ممكن به پيشنهاد اين نهاد پاسخ دهد. هم زمان، ما اميدواريم كه اين موضوع از طريق رايزنى حل و فصل شود.»

هى يافئى در پاسخ به اين پرسش خبرگزارى «رويترز» كه موضع چين در قبال اين قطعنامه چيست، گفت: «در اصول، ما اين موضوع را مورد توجه قرار خواهیم داد.»

كشورهاى عضو گروه پنج به علاوه يك در هفته جارى قطعنامه اى را به شوراى حكام آژانس ارائه كرده اند كه در صورت تصويب آن، از ايران خواسته خواهد شد تا هدف از ساخت تاسيسات مخفى هسته اى در نزديكى قم را روشن كرده و تاييد كند كه مراكز اتمى مخفى ديگرى ندارد.

خبرگزارى رويترز گزارش داده است: ديپلمات هاى حاضر در نشست شوراى حكام پيش بينى مى كنند كه قطعنامه ارائه شده از سوى اين گروه در روز پنج شنبه يا جمعه با اكثريت آراء به تصويب برسد.

تهدید ایران به کاهش هم کاری

در صورت تصويب چنین قطعنامه ای، این نخستين اقدام شوراى حكام آژانس در قبال برنامه هسته اى ايران پس از نزديك به چهار سال خواهد بود.

در همين حال، نماينده ايران در آژانس به يك روزنامه آلمانى گفته است: در صورتى كه آژانس قطعنامه اى عليه ايران به تصويب برساند، جمهورى اسلامى هم كارى خود را با آن كاهش مى دهد و به حداقل خواهد رساند.

على اصغر سلطانيه به روزنامه «زود دويچه تسايتونگ» گفته است: راى به اين قطعنامه كه براى نخستين بار پس از چهار سال صورت مى گيرد، به جو فعلى آسيب خواهد زد و داراى پيامدهاى طولانى مدت خواهد بود.

شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى در فوريه سال ۲۰۰۶ با انتقاد از عدم همكارى ايران در زمينه شفاف سازى اهداف فعاليت هاى اتمى خود، پرونده هسته اى اين كشور را به شوراى امنيت فرستاد و از آن زمان سه قطعنامه تحريمى عليه تهران در اين شورا تصويب شده است.

در تحولى ديگر، محمد البرادعى؛ مدير كل آژانس، روز پنج شنبه در آغاز نشست شوراى حكام آژانس گفت: تلاش هاى آژانس براى راستى آزمايى اظهارات ايران مبنى بر صلح آميز بودن فعاليت هاى هسته ايش به بن بست رسيده است.

آقاى برادعى با انتقاد از عدم هم كارى ايران گفت: پيشنهاد اخير آژانس مى توانست راه را براى تفاهم بگشايد اما، به گفته وى، «متاسفانه ايران تا به حال با هيچ يك از پيشنهادهاى آژانس موافقت نكرده است.»

اشاره وى به پيشنهاد روز ۲۲ اكتبر آژانس است كه اورانيوم با غناى ۳.۵ درصد ايران براى غنى سازى بيشتر به روسيه ارسال شود و پس از تبديل به ميله هاى سوخت اتمى در فرانسه، براى مصرف در راكتور تحقيقاتى تهران به اين كشور بازگردانده شود.

محمد البرادعى، هم چنين، پنهان نگاه داشتن تاسيسات هسته اى فردو در نزديكى قم را مغاير تعهدات ايران دانست.

آژانس مى گويد كه ايران ساخت اين تاسيسات را از سال ۲۰۰۲ آغاز كرده است ولى در سپتامبر سال جارى وجود آن را به اين نهاد اطلاع داده است.

از سوى ديگر، روسيه نيز روز پنج شنبه از ايران خواست تا پيش نويس توافق وين براى مبادله سوخت اتمى را بپذيرد.

گروه پنج به علاوه يك اميدوار است كه با ارسال حدود ۷۰ درصد از اورانيوم كم غنى شده ايران به خارج، از خطر دست يابى اين كشور به سلاح هسته اى كاسته شود.

تهران هر گونه تلاش براى ساخت بمب اتمى را رد كرده است.

چين از قطعنامه آژانس عليه ايران حمايت می کند؛ تهديد تهران به كاهش همكارى




هم زمان با آغاز نشست شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى و بررسى پيش نويس قطعنامه تازه عليه برنامه هسته اى ايران، چين اعلام كرد كه از اين قطعنامه حمايت خواهد كرد و على اصغر سلطانيه نيز تهديد كرد كه در صورت تصويب قطعنامه، هم كارى ايران با آژانس به حداقل مى رسد.

هى يافئى؛ معاون وزير امور خارجه چين، روز پنج شنبه اعلام كرد: پكن «به طور اصولى» از قطعنامه آژانس كه از ايران مى خواهد تا سريعا در باره يك مركز اتمى خود كه برای سال ها مخفى كرده بود، اطلاع رسانى كند.

به گفته اين مقام چينى؛ تصويب اين قطعنامه در شوراى ۳۵ نفره حكام علامتى براى ايران خواهد بود كه در باره مناقشه بر سر برنامه هسته اى خود همكارى كند.

وى اظهار داشت: «ما اميدواريم كه شوراى حكام آژانس علامتى به ايران بفرستد كه بايد در سريع ترين زمان ممكن به پيشنهاد اين نهاد پاسخ دهد. هم زمان، ما اميدواريم كه اين موضوع از طريق رايزنى حل و فصل شود.»

هى يافئى در پاسخ به اين پرسش خبرگزارى «رويترز» كه موضع چين در قبال اين قطعنامه چيست، گفت: «در اصول، ما اين موضوع را مورد توجه قرار خواهیم داد.»

كشورهاى عضو گروه پنج به علاوه يك در هفته جارى قطعنامه اى را به شوراى حكام آژانس ارائه كرده اند كه در صورت تصويب آن، از ايران خواسته خواهد شد تا هدف از ساخت تاسيسات مخفى هسته اى در نزديكى قم را روشن كرده و تاييد كند كه مراكز اتمى مخفى ديگرى ندارد.

خبرگزارى رويترز گزارش داده است: ديپلمات هاى حاضر در نشست شوراى حكام پيش بينى مى كنند كه قطعنامه ارائه شده از سوى اين گروه در روز پنج شنبه يا جمعه با اكثريت آراء به تصويب برسد.

تهدید ایران به کاهش هم کاری

در صورت تصويب چنین قطعنامه ای، این نخستين اقدام شوراى حكام آژانس در قبال برنامه هسته اى ايران پس از نزديك به چهار سال خواهد بود.

در همين حال، نماينده ايران در آژانس به يك روزنامه آلمانى گفته است: در صورتى كه آژانس قطعنامه اى عليه ايران به تصويب برساند، جمهورى اسلامى هم كارى خود را با آن كاهش مى دهد و به حداقل خواهد رساند.

على اصغر سلطانيه به روزنامه «زود دويچه تسايتونگ» گفته است: راى به اين قطعنامه كه براى نخستين بار پس از چهار سال صورت مى گيرد، به جو فعلى آسيب خواهد زد و داراى پيامدهاى طولانى مدت خواهد بود.

شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى در فوريه سال ۲۰۰۶ با انتقاد از عدم همكارى ايران در زمينه شفاف سازى اهداف فعاليت هاى اتمى خود، پرونده هسته اى اين كشور را به شوراى امنيت فرستاد و از آن زمان سه قطعنامه تحريمى عليه تهران در اين شورا تصويب شده است.

در تحولى ديگر، محمد البرادعى؛ مدير كل آژانس، روز پنج شنبه در آغاز نشست شوراى حكام آژانس گفت: تلاش هاى آژانس براى راستى آزمايى اظهارات ايران مبنى بر صلح آميز بودن فعاليت هاى هسته ايش به بن بست رسيده است.

آقاى برادعى با انتقاد از عدم هم كارى ايران گفت: پيشنهاد اخير آژانس مى توانست راه را براى تفاهم بگشايد اما، به گفته وى، «متاسفانه ايران تا به حال با هيچ يك از پيشنهادهاى آژانس موافقت نكرده است.»

اشاره وى به پيشنهاد روز ۲۲ اكتبر آژانس است كه اورانيوم با غناى ۳.۵ درصد ايران براى غنى سازى بيشتر به روسيه ارسال شود و پس از تبديل به ميله هاى سوخت اتمى در فرانسه، براى مصرف در راكتور تحقيقاتى تهران به اين كشور بازگردانده شود.

محمد البرادعى، هم چنين، پنهان نگاه داشتن تاسيسات هسته اى فردو در نزديكى قم را مغاير تعهدات ايران دانست.

آژانس مى گويد كه ايران ساخت اين تاسيسات را از سال ۲۰۰۲ آغاز كرده است ولى در سپتامبر سال جارى وجود آن را به اين نهاد اطلاع داده است.

از سوى ديگر، روسيه نيز روز پنج شنبه از ايران خواست تا پيش نويس توافق وين براى مبادله سوخت اتمى را بپذيرد.

گروه پنج به علاوه يك اميدوار است كه با ارسال حدود ۷۰ درصد از اورانيوم كم غنى شده ايران به خارج، از خطر دست يابى اين كشور به سلاح هسته اى كاسته شود.

تهران هر گونه تلاش براى ساخت بمب اتمى را رد كرده است.

بحران اتمی؛ ابراز ناامیدی البرادعی از رفتار رژیم تهران


به گزارش خبرگزاری فرانسه از وین، نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بررسی آخرین گزارش البرادعی در باره فعالیتهای اتمی رژیم تهران آغاز شد. در این نشست همچنین قرار است پيش نويس قطعنامه پيشنهادي گروه 5+1 علیه رژیم تهران به شورای حکام ارایه شود.

در آغاز نشست امروز، محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی طی سخنانی از عدم پاسخ مثبت رژیم تهران به پیشنهاد این آژانس برای انتقال اورانیوم غنی شده به خارج ابراز ناامیدی کرد و گفت، من از اینکه رژیم تهران پیشنهاد ما را نپذیرفت، مایوس شده ام.

خبرگزاری رویتر نیز در گزارشی از وین نوشت، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی امروز اعلام کرد که تحقیقات در مورد اینکه آیا رژیم تهران در پی تولید سلاح هسته ای است یا خیر، به دلیل عدم همکاری این رژیم در بن بست قرار گرفته است.

رویتر به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت، در پیش نویس قطعنامه گروه پنج بعلاوه یک از وجود یک تاسیسات دیگر غنی سازی اورانیوم در ایران که رژیم تهران آن را به آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش نکرده بود، بشدت ابراز نگرانی شده است.

بازرسان آژانس گفته اند که این تاسیسات جدید گنجایش تنها سه هزار سانتریفوژ را دارد. این تعداد سانتریفوژ برای نیاز های مربوط به تولید برق ناکافی است، از این رو نگرانی های بین المللی در باره تلاش رژیم تهران برای تولید بمب اتمی افزایش یافته است.

این اولین بار در چهار سال گذشته است که پنج کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان پیش نویس قطعنامه ای را علیه رژیم تهران روی میز شورای حکام آژانس قرار می دهند.

اینکه چین و روسیه نیز با این اقدام همراه شده اند، نشانه نگرانی جامعه بین المللی از مخفی کاریهای رژیم تهران و عدم همکاری این رژیم با آژانس بین المللی انرژی اتمی تلقی شده است.

به گزارش رادیو فرانسه، نشست دو روزه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین آخرین نشستی خواهد بود که به ریاست محمد البرادعی برگزار می شود. این دیپلمات مصری پس از دوازده سال به کار خود پایان می دهد بدون اینکه توانسته باشد بحران اتمی رژیم تهران را به سامانی مورد پذیرش جامعۀ بین المللی برساند.

بحران اتمی؛ ابراز ناامیدی البرادعی از رفتار رژیم تهران


به گزارش خبرگزاری فرانسه از وین، نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بررسی آخرین گزارش البرادعی در باره فعالیتهای اتمی رژیم تهران آغاز شد. در این نشست همچنین قرار است پيش نويس قطعنامه پيشنهادي گروه 5+1 علیه رژیم تهران به شورای حکام ارایه شود.

در آغاز نشست امروز، محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی طی سخنانی از عدم پاسخ مثبت رژیم تهران به پیشنهاد این آژانس برای انتقال اورانیوم غنی شده به خارج ابراز ناامیدی کرد و گفت، من از اینکه رژیم تهران پیشنهاد ما را نپذیرفت، مایوس شده ام.

خبرگزاری رویتر نیز در گزارشی از وین نوشت، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی امروز اعلام کرد که تحقیقات در مورد اینکه آیا رژیم تهران در پی تولید سلاح هسته ای است یا خیر، به دلیل عدم همکاری این رژیم در بن بست قرار گرفته است.

رویتر به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت، در پیش نویس قطعنامه گروه پنج بعلاوه یک از وجود یک تاسیسات دیگر غنی سازی اورانیوم در ایران که رژیم تهران آن را به آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش نکرده بود، بشدت ابراز نگرانی شده است.

بازرسان آژانس گفته اند که این تاسیسات جدید گنجایش تنها سه هزار سانتریفوژ را دارد. این تعداد سانتریفوژ برای نیاز های مربوط به تولید برق ناکافی است، از این رو نگرانی های بین المللی در باره تلاش رژیم تهران برای تولید بمب اتمی افزایش یافته است.

این اولین بار در چهار سال گذشته است که پنج کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان پیش نویس قطعنامه ای را علیه رژیم تهران روی میز شورای حکام آژانس قرار می دهند.

اینکه چین و روسیه نیز با این اقدام همراه شده اند، نشانه نگرانی جامعه بین المللی از مخفی کاریهای رژیم تهران و عدم همکاری این رژیم با آژانس بین المللی انرژی اتمی تلقی شده است.

به گزارش رادیو فرانسه، نشست دو روزه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین آخرین نشستی خواهد بود که به ریاست محمد البرادعی برگزار می شود. این دیپلمات مصری پس از دوازده سال به کار خود پایان می دهد بدون اینکه توانسته باشد بحران اتمی رژیم تهران را به سامانی مورد پذیرش جامعۀ بین المللی برساند.

بحران اتمی؛ ابراز ناامیدی البرادعی از رفتار رژیم تهران


به گزارش خبرگزاری فرانسه از وین، نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بررسی آخرین گزارش البرادعی در باره فعالیتهای اتمی رژیم تهران آغاز شد. در این نشست همچنین قرار است پيش نويس قطعنامه پيشنهادي گروه 5+1 علیه رژیم تهران به شورای حکام ارایه شود.

در آغاز نشست امروز، محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی طی سخنانی از عدم پاسخ مثبت رژیم تهران به پیشنهاد این آژانس برای انتقال اورانیوم غنی شده به خارج ابراز ناامیدی کرد و گفت، من از اینکه رژیم تهران پیشنهاد ما را نپذیرفت، مایوس شده ام.

خبرگزاری رویتر نیز در گزارشی از وین نوشت، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی امروز اعلام کرد که تحقیقات در مورد اینکه آیا رژیم تهران در پی تولید سلاح هسته ای است یا خیر، به دلیل عدم همکاری این رژیم در بن بست قرار گرفته است.

رویتر به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت، در پیش نویس قطعنامه گروه پنج بعلاوه یک از وجود یک تاسیسات دیگر غنی سازی اورانیوم در ایران که رژیم تهران آن را به آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش نکرده بود، بشدت ابراز نگرانی شده است.

بازرسان آژانس گفته اند که این تاسیسات جدید گنجایش تنها سه هزار سانتریفوژ را دارد. این تعداد سانتریفوژ برای نیاز های مربوط به تولید برق ناکافی است، از این رو نگرانی های بین المللی در باره تلاش رژیم تهران برای تولید بمب اتمی افزایش یافته است.

این اولین بار در چهار سال گذشته است که پنج کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان پیش نویس قطعنامه ای را علیه رژیم تهران روی میز شورای حکام آژانس قرار می دهند.

اینکه چین و روسیه نیز با این اقدام همراه شده اند، نشانه نگرانی جامعه بین المللی از مخفی کاریهای رژیم تهران و عدم همکاری این رژیم با آژانس بین المللی انرژی اتمی تلقی شده است.

به گزارش رادیو فرانسه، نشست دو روزه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین آخرین نشستی خواهد بود که به ریاست محمد البرادعی برگزار می شود. این دیپلمات مصری پس از دوازده سال به کار خود پایان می دهد بدون اینکه توانسته باشد بحران اتمی رژیم تهران را به سامانی مورد پذیرش جامعۀ بین المللی برساند.

حمله پاسداران به موسوی به خاطر بیانیه در مورد بسیج


سایت حکومتی جوان آنلاین وابسته به سپاه پاسداران: میرحسین موسوی در پانزدهمین بیانیه خود، به مناسبت فرا رسیدن هفته بسیج، بسیجیان را مورد فحاشی و اتهاماتی بی سابقه قرار داد.
وی در بخشی از آخرین بیانیه خود بسیج را "جیره‌خوار" دولت نامید و مدعی شد که بسیجیان در ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه می‌گیرند. او گفت: "افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند."
میرحسین موسوی همچنین با حمله به سازمان بسیج مستضعفین آن را دستگاهی "بی‌نیت" توصیف کرد که چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند!
او در عین حال اغتشاش‌گرانی که تعداد آن‌ها در تجمع غیرقانونی روز 13 آبان به چند هزار نفر کاهش یافت را، "مردم" نامید.
میرحسین که بدون ارائه حتی "یک سند" تمام نهادهای اجرایی و نظارتی انتخابات دهم را به تقلب متهم کرده بود، "دروغگویی" را هم به مسئولان نظام نسبت داد اما در عین حال خود و حامیانش را "راستگویان" توصیف کرد و از بسیجیان خواست تا به آنان بپیوندند.
حمله موسوی به جایگاه بسیج و بسیجی در حالی در دستور کار قرار گرفته است که وی پیش از این در برنامه‌های تبلیغاتی خود و سخنرانی‌های انتخاباتی، برای گسترده‌تر کردن دامنه حامیانش خود را یک "بسیجی" می‌نامید.
حتی در همان زمان انتخابات برخی منابع خبری از تلاش ستاد موسوی برای جذب برخی از فرماندهان پایگاه های بسیج در ستاد انتخاباتی وی، در قبال پرداخت مبالغ میلیونی خبر دادند که البته با مخالفت بسیجیان همراه شد.
با این حال تناقض در ادعا و عمل موسوی باعث رویگردانی بسیجیان از وی شد و اینگونه بود که تخریب رسانه‌ای این نهاد در دستور کار رسانه‌های حامی موسوی قرار گرفت.
موسوی در حالی از بسیج با عناوینی از جمله "جیره خوار"، "بی نیت"، "حزب سیاسی" و "سرانه بگیر" یاد کرده است که مراجع تقلید در روزهای گذشته از عملکرد بسیج تقدیر کردند و آن را سرمایه‌ای ارزشمند خواندند.
روزگذشته نیز مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از بسیجیان، فرمودند: تا هنگامی که بسیج است، هیچ تهدیدی متوجه نظام اسلامی نخواهد شد و این موضوع، یک رکن اساسی است.

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic