Monday, November 23, 2009

بیش از 150 نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف، خواهان آزادی حجت شریفی و نفیسه زارع‌کهن شدند

بیش از 150 نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف با امضای بیانیه‌ای خواستار آزادی حجت شریفی و نفیسه زارع‌کهن شدند. متن این بیانیه به شرح زیر است:

هموطنان عزیز،
در چند ماه گذشته، پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، شاهد اعتراضات مسالمت آمیز جمع کثیری از ایرانیان بودیم که خواستار پاسخ‌گویی مسوولان به سوالات خود از سلامت انتخابات بودند. متاسفانه حاکمیت، با استفاده از نیروهای گوناگونِ امنیتی، نظامی و لباس شخصیِ وابسته به جریان‌های تندرو، به جای پاسخ‌گویی به این سوالات، امکانات و نیروی خود را به کار بسته تا به هر نحو ممکن صدای این اعتراضات مردمی را خاموش سازد.

در این راه گاه جمعیتِ عظیمِ پرسش‌گران را خس و خاشاک و اندک خوانده‌اند و گاه آنان را به وابستگی به دشمنی خیالی متهم ساخته‌اند. از سوی دیگر سعی کرده‌اند با جرم شمردنِ سوال، دستگیری تعداد زیادی از خوش‌نام‌ترین فعالان سیاسی، مطبوعاتی و فرهنگی کشور و عده بیشتری از مردم بی‌گناه، برگزاری دادگاه‌های نمایشی و ایجاد رعب و ناامنی جلوی طرح این سوالات را بگیرند. اسف‌بارتر از این‌ها خشونت عریانی است که نسبت به مردم بی‌گناه کوچه و خیابان و بازداشت‌شدگان بی‌پناه روا داشته شده است.

متاسفانه حاکمیت و نیروهای امنیتیِ وابسته به آن، به جای اصلاحِ رویه هنوز هم در پیِ دشمن خیالی، به دستگیری و آزار فعالان سیاسی و فرهنگی و به خصوص فعالان دانشجویی می‌پردازند. در تازه‌ترینِ این برخوردها، دوست عزیزمان حجت‌الله شریفی و همسرش نفیسه زارع‌کهن و جمع دیگری از فعالان دانشجویی توسط عوامل نامعلومِ امنیتی دستگیر شده و به مکانِ نامعلومی منتقل گشته‌اند. دردناک است که در شرایطی که باز هم شاهد برخوردهای خشونت‌آمیز با اجتماعات مردمی ۱۳ آبان بوده‌ایم، سخن گفتن از نقضِ حقوقِ دست‌رسی بازداشت‌شدگان به وکیل و تفهیمِ اتهام در کمتر از ۲۴ ساعت (مصرح در اصول ۳۲ و ۳۵ قانون اساسی)، بلامحل می‌نماید.

ما به عنوانِ جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف که فصل مشترکمان دوستی و آشنایی با حجت‌الله شریفی می‌باشد، ضمن شهادت به وطن‌دوستی و خیرخواهیِ او و همسرش، اعتراض شدیدِ خود را به بازداشتِ‌ غیرِ قانونی این هم‌دانشگاهیِ عزیزمان و سایر فعالانِ دانشجویی اعلام کرده، خواهان آزادی سریع و بی‌قید و شرط ایشان و سایر زندانیان سیاسی می‌باشیم. تذکر می‌دهیم که سرکوب، دستگیری و برخوردهایِ خشونت‌بار نه تنها صدایِ اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی را خاموش نخواهد کرد، بلکه بر دامنه این اعتراضات افزوده، برای حاکمیت آبرو و مشروعیتی بر جای نمی‌گذارد.

امضا کنندگان:
۱. آرش آبادپور، دکترا از دانشگاه منیتوبا، ورودی ۱۳۷۵ ۱۳۸۲ دانشگاه صنعتی شریف
۲. آرشام حاتم بیکی، فوق لیسانس ، مدیر فن آوریهای پیشرفته ، ورودی ۱۳۷۶ دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف
۳. آرش محمدی نصر، کارشناسی ارشد سازه ، شریف، مهندس ارشد سازه استرالیا، ورودی ۱۳۷۴ عمران دانشگاه صنعتی شریف
۴. آرش هاشمی، دانشجوی دانشگاه مک‌گیل، کانادا، ورودی ۷۹ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۵. آزاده تاج پور، کارشناسی ارشد -CSULA، دانشجو - دانشگاه کلرمانت، ورودی ۷۶ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۶. ابوالفضل طاهری، دانشجو، ورودی ۸۵ علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۷. ابوذر شیرزاد، کارشناسی ارشد، کارشناس مالی و سرمایه گذاری، ورودی ۱۳۷۷ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۸. احسان ابراهیمی، دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه شیکاگو، طلای المپیاد ریاضی کشوری سال ۱۳۷۵، ورودی ۱۳۷۶ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۹. احمد طالبی، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران، ورودی ۷۵ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۰. احمد محصل، کارشناسی، دانشگاه شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه شریف، ورودی ۸۷ اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
۱۱. اختای ایلغمی، دکتری دانشگاه مریلند، ورودی ۱۳۷۵ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۲. اشرف آسيدباقر، فوق ليسانس - کينگز کالج لندن، -، ورودی ۱۳۵۸ فيزيک دانشگاه صنعتی شریف
۱۳. افرا علیشاهی، دکترا، علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، محقق، دانشگاه سارلند، آلمان، ورودی ۱۳۶۹ مهندسی‌ نرم افزار دانشگاه صنعتی شریف
۱۴. امیر امین زاده، دانشجوی دکترا - دانشگاه کالیفرنیا سانتاباربارا، دانشجوی دکترا، ورودی ۷۸ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۵. امیر حسام صلواتی ، فوق لیسانس مخابرات سیستم- دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف ، دانشجو، رتبه ۱ کنکور سراسری (رشته ریاضی فیزیک) سال ۸۱ ، ورودی ۸۱ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۶. امیر رضایی، کارشناسی مکانیک دانشگاه سمنان، شرکت تیغه های فولادی- نماینده مدیریت
۱۷. امین ذکایی آشتیانی، فوق لیسانس - سوربن ، ورودی ۷۹ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۱۸. ایرج اکبری، فوق لیسانس - شریف، مدیر پروژه، ورودی ۷۴ صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۱۹. بابک فرزاد، دکترا علوم کامپیوتر - دانشگاه تورنتو، استادیار دانشگاه براک - کانادا،طلا المپیاد کشوری کامپیوتر ۱۳۷۳ و ۱۳۷۲، برنز المپیاد کامپیوتر جهانی ۱۳۷۴، ورودی ۷۴ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۲۰. بابک لطفعلی ، فوق لیسانس- کوینز، دانشجو- دانشگاه مکگیل، ورودی ۷۸ صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۲۱. بشیر سجاد، دانشگاه واترلو کانادا، دانشجوی دکتری، مدال طلای کشوری و برنز جهانی المپیاد کامپیوتر - قهرمانی جهان، روباتهای فوتبالیست با تیم شریف، ورودی ۱۳۷۶ کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۲۲. بورگان نظامی نرج آباد، دکتری اقتصاد دانشگاه تگزاس آستین، استادیار اقتصاد دانشگاه رایس، مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری ۱۳۷۵، ورودی ۱۳۷۶ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۲۳. بهداد اسفهبد، کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، مهندس نرم‌افزار، تورنتو، کانادا، مدال طلا و نقره، المپیاد جهانی کامپیوتر، ورودی ۱۳۷۹ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۲۴. بهشاد معماری، دکتری مخابرات، دانشگاه لنکستر، طراح ارشد شرکت ارتباطات اچ-دابلیو، ورودی ۷۴ برق دانشگاه صنعتی شریف
۲۵. بهمن دارالشفایی، مهندسی صنایع دانشگاه شریف، ورودی ۷۷ صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۲۶. بهمن غلامی، کارشناسی شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه کبک، ورودی ۸۱ برق دانشگاه صنعتی شریف
۲۷. پروانه نامی، لیسانس، ورودی ۱۳۶۵ دانشگاه صنعتی شریف
۲۸. پریسا باباعلی، دکترا ریاضی - دانشگاه صنعتی استیونز ، استادیار مهمان - دانشگاه شهر نیویورک ، ورودی ۷۶ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۲۹. پوژن ضیایی، فوق ليسانس - دانشگاه صنعتی مونيخ، دانشجوی دکترا، موسسه تحقيقاتی فورتيس، ورودی ۷۸ مهندس کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۳۰. پیمان رزّاقی، دکتر - دانشگاه تورنتو، دانشجوی فوق دکتری - دانشگاه تورنتو - کانادا، ورودی ۱۳۷۷ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۳۱. تارا جاویدی، دکترا دانشگاه میشیگان، استادیار دانشکده مهندسی‌ برق و کامپیوتر دانشگاه کالیفرنیا سندیگو، رتبه اول کنکور سراسری- ریاضی، ورودی ۱۳۷۱ مهندسی‌ برق دانشگاه صنعتی شریف
۳۲. جواد هادی، کارشناسی ارشد، مهندس، ورودی ۱۳۷۲ کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۳۳. حامد قدوسی، مدرسه عالی فاینانس وین، دانش‌جوی دکترا، رتبه یک منطقه دو، کنکور سال ۷۴، ورودی ۷۴ صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۳۴. حسن فغانی، دانشجو دکتری، دانشگاه واشینگتن، رشته اقتصاد، ورودی ۱۳۷۹ صنایع-اقتصاد(فوق) دانشگاه صنعتی شریف
۳۵. حسین مسرت مشهدی، دانشجو دکتری کامپیوتر، دانشگاه سیمون فرزر کانادا، مدال طلا کشوری المپیاد کامپیوتر ۱۳۷۳، ورودی ۷۴ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۳۶. حسین نمازی، دکتری ریاضی، استادیار دانشگاه تگزاس آستین، ورودی ۱۳۷۴ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۳۷. حسین نوریان، دانشجو مدیریت، دانشگاه مک مستر کانادا، ورودی ۷۴ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۳۸. حمید اکبری، دانشجوی دکتری مدیریت.دانشگاه یورک ، دانشجو-استاد پاره وقت_دانشکده مدیریت شولیک، ورودی ۷۴ صنایع-مدیریت دانشگاه صنعتی شریف
۳۹. حمید رضا راهنمایی، کارشناسی، برق-قدرت، ورودی ۷۲ برق-قدرت دانشگاه صنعتی شریف
۴۰. حمید رضا کبدانی، فوق لیسانس (برونل ، انگلستان) ، دانشجوی دکترا، دانشگاه اشتوتگارت، آلمان، ورودی ۱۳۷۱ کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۴۱. حمیدرضا مهدیزاده، کارشناسی ارشد - دانشگاه تهران، دانشجوی دکترا - انستیتوی تکنولوژی ایلینوی، ورودی ۷۸ مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف
۴۲. حمید ساروخانی، کارشناسی ارشد - صنعتی شریف، کارشناس ابزر دقیق - امارات متحده عربی، ورودی ۷۰ برق دانشگاه صنعتی شریف
۴۳. حمید سپهر، مدیر فنی، لندن، انگلیس، ورودی ۱۳۷۱ مهندسی‌ برق دانشگاه صنعتی شریف
۴۴. خسرو صبازده، فوق لیسانس ریخته گری از پلیتکنیک باکو، اریکسون در استکهلم، ورودی ۱۳۵۱ مهندسی شیمی‌ دانشگاه صنعتی شریف
۴۵. داریوش دانش، کارشناسی ارشد دانشگاه لامار، مهندس مکانیک، ورودی ۴۶ مهندسی شریف دانشگاه صنعتی شریف
۴۶. راضیه زاهدی، کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه شریف، دانشجو دکتری ، ورودی ۸۳ علوم اقتصادی دانشگاه صنعتی شریف
۴۷. رامین رسولی، کارشناسی ارشد، دانشجو، کانادا، ورودی ۶۸ مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۴۸. رامین فرجاد، لیسانس شریف، مهندس، ورودی ۶۴ برق دانشگاه صنعتی شریف
۴۹. روبیل احمدی، فوق لیسانس دانشگاه تورنتو ، مهندس ارشد طراحی سیناپسیس، ورودی ۷۴ دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف
۵۰. روح اله شهیدی پور، کارشناسی ارشد مدیریت MBA از دانشگاه صنعتی شریف، مدیرعامل شرکت دانش پژوهان نوآور، ورودی ۷۶,۸۰ مهندسی شیمی-مدیریت MBA دانشگاه صنعتی شریف
۵۱. رویا کریمیان، فوق لیسانس از دانشگاه کرنل، ورودی ۷۵ ریاضی و علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۵۲. سالم دریساوی، دکترای علوم کامپیوتر از دانشگاه ایلی نوی، مهندس نرم افزار آی بی‌ ام، رتبه سوم کنکور ریاضی ، ورودی ۱۳۷۴ مهندسی نرم افزار دانشگاه صنعتی شریف
۵۳. سعید افخمی ، دکترا، معاون شرکت پی‌آرتی، ورودی ۱۳۶۳ برق دانشگاه صنعتی شریف
۵۴. سعیده معصومی، کارشناسی برق-شریف، طراح سیستم-شرکت پویا، ورودی ۱۳۷۴ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۵۵. سهیلا روفی، دانشجو ونکوور کانادا، ورودی ۷۶ مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف
۵۶. سیاوش پا‌سالار، دکترا دانشگاه مینسوتا، محقق دانشگاه تگزاس هوستن، ورودی ۷۰,۷۷ مهندسی‌ صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۵۷. سید علیرضا رضوی مجومرد، دکترا از دانشگاه مینه سوتا، ورودی ۱۳۷۳ برق دانشگاه صنعتی شریف
۵۸. سید مرتضی عمادی، دکتری دانشگاه نورث وسترن شیکاگو، دانشجو، مدال نقره المپیاد ریاضی کشوری، ورودی ۷۶ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۵۹. شادان کیوان، فوق لیسانس، بازنشسته، ورودی ۱۳۴۷ مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۶۰. شروین تقوی نژاد، دانشجوی دکترا، دانشگاه کالیفرنیا، ارواین، دانشجو، ورودی ۷۷ مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۶۱. شهاب تشرفی، دانشجودکتری دانشگاه سایمون فریزر کانادا، ورودی ۸۴ کارشناسی ارشد نرم افزار - مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۶۲. شهرام خزایی، فوق لیسانس، ورودی ۷۷ م. برق دانشگاه صنعتی شریف
۶۳. شهروز تکیار، دکترای مهندسی برق - دانشگاه مینه سوتا، ورودی ۷۴ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۶۴. شهریار مختاری شرقی، دکترای ریاضی، دانشگاه کلمبیا، دانشیار دانشگاه لانگ ایلند، مدال برنز المبیاد ریاضی، آلمان ۱۹۸۹، ورودی ۱۳۶۸ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۶۵. صابر باقری نژاد، مهندس نرم-افزار شرکت یوتوب، مدال طلای المپیاد ریاضی ۱۳۷۴، ورودی ۱۳۷۵ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۶۶. عارف قراخانی، مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف، دانشجو مدیریت، ورودی ۸۷ مدیریت دانشگاه صنعتی شریف
۶۷. عاطفه یوسفی امین، علوم نانویی مولکولی دانشگاه جیکوبز برمن، دانشجوی دکترا در آلمان، ورودی ۸۰ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۶۸. عباس محصل افشار، دکتری دانشگاه مریلند، محقق در دانشگاه مریلند، ورودی ۷۷ مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف
۶۹. عبدالرضا حیدری، دکتری برق واترلو-کانادا، دانشمند ارشد و مدیر، ورودی ۷۲ برق دانشگاه صنعتی شریف
۷۰. علی اشتری ، دکترا دانشگاه مانیتوبا، پسا دکتری دانشگاه مانیتوبا، ورودی ۷۶ دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف
۷۱. علی اصغر رنجبر، لیسانس، مدیر پروژه، ورودی ۱۳۵۱ مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۷۲. علی امینی ، دکتری مهندسی برق ، ورودی ۷۴ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۷۳. علی‌ تاجر ، دانشجو دکتری، دانشگاه کلمبیا ، ورودی ۱۳۷۶ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۷۴. علی رجایی، دکترا دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، مهندس، ورودی ۱۳۶۶ دانشگاه صنعتی شریف
۷۵. عليرضا ريحانی، كارشناسي ارشد، ورودی ۷۶ مكانيك دانشگاه صنعتی شریف
۷۶. علیرضا رییسی، دانشجوی دانشگاه ایلتی پنسیلوانیا، ورودی ۷۴ عمران دانشگاه صنعتی شریف
۷۷. علیرضا شعبانی، دکترای مهندسی برق، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، پسا دکترا، دانشگاه پرینستون، مدال نقره المپیاد کشوری فیزیک، ورودی ۷۷ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۷۸. علیرضا صادقی، کارشناسی ارشد ، دانشجوی دکتری - آلمان، ورودی ۷۱ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۷۹. علیرضا صالحی گلسفیدی، دکترا ریاضی دانشگاه ییل، استادیار دانشگاه ‍پرینستون، مدال نقره المپیاد جهانی ریاضی، ورودی ۱۳۷۵ ریاضی محض دانشگاه صنعتی شریف
۸۰. علی‌ شوریده ، دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه مینه سوتا ، دانشجو، مدال نقره المپیاد جهانی ریاضی ۱۳۷۸، ۱۳۷۹ ، ورودی ۱۳۷۹ مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۸۱. علی صدیقیان، دکترا تحقیق در عملیات - دانشگاه کلمبیا، استادیار دانشگاه شهر نیویورک، ورودی ۷۶ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۸۲. علی صدیقی، دکترا- دانشگاه تگزاس ای اند ام، دانشگاه تگزاس ای اند ام، ورودی ۷۴ مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۸۳. علی مقتدری، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد- دانشگاه ویسکانسین میلواکی، ورودی ۷۹ مهندسی مواد دانشگاه صنعتی شریف
۸۴. علی نقیبی، کارشناسی ارشد، دانشجوی دکتری، ورودی ۱۳۷۲ مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف
۸۵. علی وکیل، دانشجوی دکتری دانشگاه بریتیش کلمبیا، ورودی ۱۳۸۳ مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۸۶. علی وکیلی ، دانشجوی دکتری، موسسه تکنولوژی کالیفرنیا ، مدال برنز المپیاد جهانی فیزیک، ۲۰۰۱ ، ورودی ۱۳۸۰ دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف
۸۷. فائزه راعی، کاندیدای دکتری اقتصاد، کارشناس اقتصادی صندوق جهانی پول ، رتبه سوم کنکور سراسری دانشگاه سال ۷۷، ورودی ۷۷ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۸۸. فرزانه سرافراز، کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر داشنگاه صنعتی امیرکبیر، دانشجوی دکتری علوم کامپیوتر دانشگاه منچستر، ورودی ۷۸ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۸۹. فرهاد مردانی، دانشجو دانشگاه مونت رویال کانادا، ورودی ۷۰ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۹۰. فریدون هرمزدیاری، دانشجو دکترا-دانشگاه سیمون فریزر، محقق، ورودی ۱۳۷۸ مهندسی‌ کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۹۱. فواد قادری، دانشگاه کاردیف انگلستان، دانشجو دکتری برق و کامپیوتر، ورودی ۷۳ دانشگاه صنعتی شریف
۹۲. فیروز عافیت‌طلب، کارشناسی ارشد از دانشگاه یوسی‌ال‌ای، مدیر صنعتی، ورودی ۱۳۴۶ شیمی دانشگاه صنعتی شریف
۹۳. کوثر یوسفی، دانشگاه تگزاس/آستین، دانشجو دکترا، ورودی ۱۳۸۰ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۹۴. کیا دلیلی، دکتری ریاضی دانشگاه راتگرز، محقق فوق دکتری‍ دانشگاه ایالتی میسوری، مدال طلای المپیاد کشوری ریاضی ۱۳۷۳، ورودی ۱۳۷۴ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۹۵. کیارش امیری، دانشگاه رایس، دانشجوی دکترا، ورودی ۸۰ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۹۶. گلناز تاج الدین ، دانشجوی دکترای مدیریت. دانشگاه یورک ، ورودی ۷۴ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۹۷. گلنوش بلورانی، کارشناس ارشد مهندسی محیط زیست - دانشگاه کنکوردیا، مهندس مشاور - کانادا، ورودی ۷۶ مهندسی مواد دانشگاه صنعتی شریف
۹۸. لیلا هرمزی، دکترای فیزیک دانشگاه ایالتی‌ فلوریدا، محقق پسادکتری دانشگاه مریلند، ورودی ۷۵ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۹۹. لیلا یوسفی ، دکترا دانشگاه واترلو، پسا دکترا دانشگاه واترلو، ورودی ۱۳۷۵ دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۰. مازیار صالحی، کارشناسی ارشد مهندسی سیستمهای اقتصادی-اجتماعی، موسسه عالی پژوهش در برناه ریزی و توسعه، کارشناس برق بخش خصوصی، ورودی ۶۵ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۱. متين باقرپور، دکترا تربيت مدرس، استاد دانشگاه علم و فرهنگ، ورودی ۷۴ برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۲. مجتبی عبدی، کارشناسی -شریف، ورودی ۷۵ کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۳. مجید سعیدی، فوق لیسانس، دانشگاه کلگری، کانادا، دانشجوی دکتری مهندسی نفت، کانادا، ورودی ۷۷ مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۴. مجيد فراهاني، دانشجودكتري مديريت پروژه و ساخت، ورودی ۷۱ مهندسي صنايع دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۵. محسن دادفرنیا، دکتری - دانشگاه ایلینوی، محقق دانشگاه ایلینوی، ورودی ۱۳۷۱ مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۶. محسن عمادی، فوق لیسانس فرهنگ دیجیتال، دانشگاه یواسکلا فنلاند، شاعر، مترجم و محقق، شاعر مهمان خانه شاعران جهان، سخنران کنگره جهانی مولانا در ترکیه، شاعر مهمان کنگره بین المللی کاتالونیا و کنگره جهانی شعر اسپانیا، ورودی ۷۴ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۷. محسن قفقازی، دکتری دانشگاه بریتیش کلمبیا، ورودی ۱۳۸۱ مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۸. محسن نوروزي ، کارشناسی ارشد صنايع - مديريت سيستم و بهره وري دانشگاه علم و صنعت ، كارشناس وزارت راه و ترابري، ورودی ۶۹ مهندسي عمران دانشگاه صنعتی شریف
۱۰۹. محسن وثوقی فر، کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، مدیر آموزشی - پترو پژوهش، ورودی ۷۵ فرآیند های نفت دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۰. محمد جواهری، دکترای ریاضی، دانشیار مهمان ترینیتی کالج، مدال نقره المپیاد جهانی‌ ریاضی سال ۱۹۹۵، ورودی ۷۴ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۱. محمد حافظی، دکتری فیزیک هاروارد، محقق موسسه مشترک کوانتم، نقره المپیاد جهانی فیزیک ۱۳۷۷، ورودی ۷۷ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۲. محمد حسین رحمتی، دانشجوی دکترا دانشگاه تگزاس، دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه تگزاس، برنز المپیاد فیزیک کشوری، ورودی ۱۳۸۰ مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۳. محمد رفیعی فنود، فوق لیسانس، دانشجو، ورودی ۸۰ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۴. محمد صدیقی، دکتری فیزیک دانشگاه راتگرز نیوجرسی، محقق در دانشگاه سینسیناتی، برنز المپیاد بین المللی فیزیک ۱۹۹۷، ورودی ۷۶ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۵. محمد مهدیان، دکترا از دانشگاه ام.آی.تی، محقق ارشد، مرکز تحقیقاتی یاهو، مدال طلا و نقره ی المپیاد جهانی ریاضی و کامپیوتر، ورودی ۱۳۷۲ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۶. محمود طاهرزاده، دکتری برق دانشگاه واترلو، محقق پسادکتری، دانشگاه پرینستون، مدال طلا کشوری المپیاد ریاضی ۱۳۷۳، ورودی ۷۴ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۷. مرتضي احمدي، ورودی ۷۱ مهندسي كامپيوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۸. مرضیه بخشی، کارشناسی، دانشگاه صنعتی شریف ، دانشجو، دانشگاه سایمون فریزر ، مرحله اول المپیاد کامپیوتر و ریاضی، ورودی ۸۴ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۱۹. مریم خلیلی یادگاری، وردی ۷۴ رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۰. مریم سعیدی، دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه مینه سوتا ، دانشجو، طلای کشوری المپیاد ریاضی ۱۳۷۸، ورودی ۱۳۷۹ مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۱. مریم قاسمی ، فوق لیسانس، دانشگاه شریف، دانشجو، دانشگاه بوستون، ورودی ۷۹ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۲. مزدک اسکویی، دانشجوی دکتری دانشگاه جورج واشینگتن، مدال برنز المپیاد شیمی، ورودی ۷۸ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۳. مسلم کاظمی، دانشجو دکتری، دانشگاه سایمون فریزر کانادا، رشته علوم مهندسی، عضو تیم روبوکاپ شریف و قهرمان روبوکاپ سال‌های ۱۳۷۸، ۱۳۷۹، ۱۳۸۰، ورودی ۷۵ مهندسی‌ رایانه دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۴. مصطفی بشکار، دکترا اقتصاد، دانشگاه وندربیلت، دانشگاه ییل، ورودی ۱۳۸۰ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۵. منوچهر فره وشی، دکتری، ورودی ۵۰ مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۶. مهدخت گنج دانش، دانشجو، ورودی ۷۷ ریاضی کاربردی دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۷. مهدی اعتماد، کارشناسی ریاضی ،دانشگاه شریف، ورودی ۷۹ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۸. مهدی روحانی، فوق لیسانس - شریف، دانشجوی دکترای مواد دانشگاه ان یو اس، رتبه ۴ کنکور ارشد، ورودی ۸۴ مهندسی و علم مواد دانشگاه صنعتی شریف
۱۲۹. مهدي شوريده يزدي، ليسانس مهندسي كامپيوتر دانشگاه صنعتي شريف، سرپرست واحد تحليل و طراحي شركت محور ماشين، ورودی ۷۳ مهندسي كامپيوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۰. مهدی قاسمیان امیری، مدیریت، مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری توسعه شمال، ورودی ۷۳ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۱. مهدی مجبوری، دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، ورودی ۷۶ مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۲. مهدی مرادی، کارشناسی ارشد، ورودی ۷۳ دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۳. مهدی همتی، کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی شریف، دانشجو دکتری مهندسی صنایع ، ورودی ۷۷ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۴. مهران رفیعی، فوق لیسانس، دانشگاه صنعتی کویینزلند، کارشناس داده پردازی، استرالیا، ورودی ۱۳۵۰ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۵. مهناز فلاح، ورودی ۷۴ رياضي دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۶. ناصر براتي، ورودی ۷۶ مهندسي صنايع دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۷. ندا زارع، ورودی ۱۳۷۷ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۸. نرگس سرداری، لیسانس، دانشگاه شریف، دانشجو، دانشگاه چالمرز، ورودی ۱۳۸۳ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۱۳۹. نوید غفارزادگان، دانشجوی دکتری مدیریت عمومی، دانشگاه ایالتی نیویورک، ورودی ۱۳۷۵ مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
۱۴۰. نیلوفر فضل اللهی، لیسانس دانشگاه شریف، دانشجوی دکتری، برنده مدال نقره المپیاد فیزیک دانش آموزی کشوری، ورودی ۱۳۷۹ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف
۱۴۱. وحید هاشمیان، دکترا، دانشگاه واترلو کانادا، منخصص تکنولوژی اطلاعات، ورودی ۱۳۷۵ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
۱۴۲. هژیر رحمانداد، دکترا،‌ام.آی.تی، استادیار دانشگاه ویرجینیا تک، مدال طلای المپیاد شیمی، ورودی ۱۳۷۵ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف
۱۴۳. یاسر کراچیان، دکترای فیزیک از دانشگاه تورنتو ، کارشناس انتقال تکنولوژی در دانشگاه ویلفرد لوریه کانادا، ورودی ۷۴ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

امضا کنندگان حامی:
۱۴۴. اعظم نیرومند راد، دکترا از دانشگاه ایالتی میشیگان، استاد بازنشسته، دانشگاه جرج تاون، برنده ی جایزه ی ماری کوری ۲۰۰۹
۱۴۵. بابک خرّم، لیسانس، کارمند
۱۴۶. پرستو دوكوهكي
۱۴۷. حسن رحمانی، لیسانس جامعه شناسی دانشگاه تهران
۱۴۸. رضا پولادیان، دکترا، دانشجوی دانشگاه یو بی سی
۱۴۹. رضا دونی، فوق لیسانس ، مهندس
۱۵۰. رضا گلستانی، دکتری پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران ، دانشجوی دکترای پزشکی هسته ای دانشگاه گرونینگن
۱۵۱. روجا نجفی، فوق لیسانس تاریخ هنر و نقد - بروکلین کالج - مرکز تحصیلات عالی نیویورک، دانشجو - دکترا تاریخ هنر - دانشگاه تگزاس در آستین
۱۵۲. زهرا موسوي، دانشجو کارشناسی، دانشگاه علامه
۱۵۳. سارا میری، لیسانس فیزیک - دانشجوی دانشگاه آزاد تهران مرکز
۱۵۴. سعیدرضا گنجی زاده زواره، دکترای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی‌ اصفهان‌، اپیدمیولوژی, دانشگاه بریتیش کلمبیا، پژوهشگر،‌ رزیدنت داخلی‌، دانشگاه بریتیش کلمبیا
۱۵۵. سوسن مرواریدی، دکترا، محقق دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس
۱۵۶. شکوفه امین، كارشناس ارشد حقوق، وكيل
۱۵۷. علی اسکرچی، دکترا، استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا
۱۵۸. علی توکلی، فوق لیسانس، دانشجو
۱۵۹. فرانک فرزاد، فوق لیسانس مدیریت سیستمها از دانشگاه تورنتوی کانادا، کارشناس نرم افزار شرکت مدیکالیس در واترلو
۱۶۰. فرهنگ گنج دانش، کارشناسی حقوق دانشگاه شهید بهشتی
۱۶۱. کورش محمد خانی، کارشناسی ارشد، دانشجوی دکتری سوربن
۱۶۲. لیلا زاهدی، دکترا دانشگاه علوم پزشکی سمنان، پزشک
۱۶۳. مازیار صیرفی، کارشناسی علوم سیاسی و اقتصاد - دانشگاه بریتیش کلمبیا، دا نشجو
۱۶۴. مجيد اصغري، ليسانس، كارمند
۱۶۵. نادر برزو، کارشناسی ارشد، دانشگاه واشنگتن آمریکا، مهندس
۱۶۶. نرگس معمارصادقی، دکترای کامپیوتر، دانشگاه مریلند، آمریکا
۱۶۷. نعیمه مدیر، کارشناسی _پلی تکنیک تهران، مهندس برق _شرکت طراحی و تولید بسامد آزما
۱۶۸. نگین جهانگیری، دانشجو دکتری مهندسی مواد دانشگاه ایلینوی در شیکاگو
۱۶۹. هادی کحال زاده، کارشناس ارشد اقتصاد انرژی دانشگاه آزاد تهران، کارشناس اقتصاد

بعد از توقيف چند ساعته روزنامه همشهري رفع توقيف شد


با رايزني هاي انجام گرفته از سوي مسوولان نشريه ، روزنامه همشهري كه با اعلام هيات نظارت بر مطبوعات از امروز به مدت يك هفته توقيف شد، بعد از چند ساعت رفع توقيف شد .
به گزارش خبرنگار ايلنا، دستور توقيف اين روزنامه صبح امروز به دليل درج يك آگهي گردشگري صادر شده بود كه در تصوير مندرج آگهي ياد شده عكس يكي از مراكز مربوط به فرقه بهائيت به چاپ رسيده يود.

بعد از توقيف چند ساعته روزنامه همشهري رفع توقيف شد


با رايزني هاي انجام گرفته از سوي مسوولان نشريه ، روزنامه همشهري كه با اعلام هيات نظارت بر مطبوعات از امروز به مدت يك هفته توقيف شد، بعد از چند ساعت رفع توقيف شد .
به گزارش خبرنگار ايلنا، دستور توقيف اين روزنامه صبح امروز به دليل درج يك آگهي گردشگري صادر شده بود كه در تصوير مندرج آگهي ياد شده عكس يكي از مراكز مربوط به فرقه بهائيت به چاپ رسيده يود.

بعد از توقيف چند ساعته روزنامه همشهري رفع توقيف شد


با رايزني هاي انجام گرفته از سوي مسوولان نشريه ، روزنامه همشهري كه با اعلام هيات نظارت بر مطبوعات از امروز به مدت يك هفته توقيف شد، بعد از چند ساعت رفع توقيف شد .
به گزارش خبرنگار ايلنا، دستور توقيف اين روزنامه صبح امروز به دليل درج يك آگهي گردشگري صادر شده بود كه در تصوير مندرج آگهي ياد شده عكس يكي از مراكز مربوط به فرقه بهائيت به چاپ رسيده يود.

«نیروهای امنیتی مانع از حضور مردم در مراسم سالگرد قتل فروهرها شدند»


پرستو فروهر، دختر داریوش و پروانه فروهر، روز یکشنبه در گفت و گو با رادیو فردا از حضور بسیار سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی برای جلوگیری از شرکت مردم و حتی بستگان نزدیک خانواده فروهر در مراسم یازدهمین سالگرد قتل پدر و مادرش خبر داد.




پرستو فروهر در این گفت و گو با اشاره به برگزاری مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش در منزل فروهرها اظهار داشت: نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور گسترده و سنگین خود در اطراف خانه فروهرها مانع نزدیک شدن مردم به محل برگزاری این مراسم شدند.

خانم فروهر روز شنبه اعلام کرده بود، علیرغم اعلام ممنوعیت برگزاری مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش از سوى مقام‌هاى امنیتى جمهورى اسلامى ایران این مراسم را روز یکشنبه در خانه خود برگزار خواهد کرد.

داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران و همسرش پروانه اسكندرى، در اول آذرماه سال ۱۳۷۷ و در دوره ریاست جمهورى محمد خاتمى، بر اثر ضربات چاقو در منزل خود كشته شدند.

چند ماه پس از این رویداد و كشته شدن دو نویسنده و روشنفكر دیگر كه به «قتل‌هاى زنجیره‌اى» مشهور شده است، مقام‌هاى امنیتى جمهورى اسلامى ایران، «عناصر خودسر و كج‌اندیش» در وزارت اطلاعات را مسئول قتل‌ها اعلام كردند.

هر چند در سال‌هاى گذشته مقام‌هاى امنیتى از برگزارى مراسم سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر جلوگیرى كرده بودند، با این حال پرستو و آرش فروهر، فرزندان فروهرها در آستانه سالگرد قتل پدر و مادرشان با انتشار اطلاعیه‌‌اى اعلام كرده بودند، مراسم سالگرد آنها را در منزل شان واقع در خیابان هدایت برگزار خواهند كرد.

پرستو فروهر با اشاره به اعلام ممنوعیت برگزارى این مراسم از سوى مراجع امنیتى در ایران تاكید كرده بود، تحت هر شرایطى مراسم امسال را مانند سال‌هاى پیش برگزار خواهد كرد.

به گفته خانم فروهر، نیروهای انتظامی با نرده گذاری دو طرف کوچه محل سکونت فروهرها و نیز با استقرار نفربرها، موتورسواران پلیس و نیروهای ضد شورش در خیابان‌های اطراف مانع از آن شدند که مردم به خانه پدر و مادرش در کوچه هدایت راه پیدا کنند.

با این حال برخی از بستگان نزدیک خانواده فروهر و نیز شماری از اعضای حزب ملت ایران توانسته بودند، خود را به منزل فروهرها برسانند.

پرستو فروهر همچنین گفته است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به وی اجازه خروج از خانه‌اش را نداده بودند و هر کدام از بستگان وی که از خانه خارج می‌شدند، دیگر اجازه بازگشت به خانه فروهرها را نمی‌یافتند.

به گفته دختر داریوش و پروانه فروهر، در یازدهمین سالگرد قتل پدر و مادرش تجمعاتی در دانشگاه‌ها و به ویژه دانشگاه تربیت معلم که در نزدیکی خانه فروهرها قرار دارد، برپا شده بود، که نیروهای امنیتی از خروج دانشجویان از محوطه دانشگاه جلوگیری کردند.

در این میان برخی گزارش‌های دیگر نیز از حضور پر شمار نیروهای امنیتی و انتظامی در مناطق مرکزی تهران در روز یکشنبه اول آذر حکایت داشت.

نیروهای انتظامی و امنیتی ایران در چند سال گذشته از برگزاری مراسم سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر جلوگیری کرده‌اند.

پرستو فروهر گفته است، این موضوع که در طول یک سال حتی دو ساعت هم اجازه داده نمی‌شود، مراسمی برای پدر و مادرش برگزار شود، «بسیار تلخ» است.

«نیروهای امنیتی مانع از حضور مردم در مراسم سالگرد قتل فروهرها شدند»


پرستو فروهر، دختر داریوش و پروانه فروهر، روز یکشنبه در گفت و گو با رادیو فردا از حضور بسیار سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی برای جلوگیری از شرکت مردم و حتی بستگان نزدیک خانواده فروهر در مراسم یازدهمین سالگرد قتل پدر و مادرش خبر داد.




پرستو فروهر در این گفت و گو با اشاره به برگزاری مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش در منزل فروهرها اظهار داشت: نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور گسترده و سنگین خود در اطراف خانه فروهرها مانع نزدیک شدن مردم به محل برگزاری این مراسم شدند.

خانم فروهر روز شنبه اعلام کرده بود، علیرغم اعلام ممنوعیت برگزاری مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش از سوى مقام‌هاى امنیتى جمهورى اسلامى ایران این مراسم را روز یکشنبه در خانه خود برگزار خواهد کرد.

داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران و همسرش پروانه اسكندرى، در اول آذرماه سال ۱۳۷۷ و در دوره ریاست جمهورى محمد خاتمى، بر اثر ضربات چاقو در منزل خود كشته شدند.

چند ماه پس از این رویداد و كشته شدن دو نویسنده و روشنفكر دیگر كه به «قتل‌هاى زنجیره‌اى» مشهور شده است، مقام‌هاى امنیتى جمهورى اسلامى ایران، «عناصر خودسر و كج‌اندیش» در وزارت اطلاعات را مسئول قتل‌ها اعلام كردند.

هر چند در سال‌هاى گذشته مقام‌هاى امنیتى از برگزارى مراسم سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر جلوگیرى كرده بودند، با این حال پرستو و آرش فروهر، فرزندان فروهرها در آستانه سالگرد قتل پدر و مادرشان با انتشار اطلاعیه‌‌اى اعلام كرده بودند، مراسم سالگرد آنها را در منزل شان واقع در خیابان هدایت برگزار خواهند كرد.

پرستو فروهر با اشاره به اعلام ممنوعیت برگزارى این مراسم از سوى مراجع امنیتى در ایران تاكید كرده بود، تحت هر شرایطى مراسم امسال را مانند سال‌هاى پیش برگزار خواهد كرد.

به گفته خانم فروهر، نیروهای انتظامی با نرده گذاری دو طرف کوچه محل سکونت فروهرها و نیز با استقرار نفربرها، موتورسواران پلیس و نیروهای ضد شورش در خیابان‌های اطراف مانع از آن شدند که مردم به خانه پدر و مادرش در کوچه هدایت راه پیدا کنند.

با این حال برخی از بستگان نزدیک خانواده فروهر و نیز شماری از اعضای حزب ملت ایران توانسته بودند، خود را به منزل فروهرها برسانند.

پرستو فروهر همچنین گفته است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به وی اجازه خروج از خانه‌اش را نداده بودند و هر کدام از بستگان وی که از خانه خارج می‌شدند، دیگر اجازه بازگشت به خانه فروهرها را نمی‌یافتند.

به گفته دختر داریوش و پروانه فروهر، در یازدهمین سالگرد قتل پدر و مادرش تجمعاتی در دانشگاه‌ها و به ویژه دانشگاه تربیت معلم که در نزدیکی خانه فروهرها قرار دارد، برپا شده بود، که نیروهای امنیتی از خروج دانشجویان از محوطه دانشگاه جلوگیری کردند.

در این میان برخی گزارش‌های دیگر نیز از حضور پر شمار نیروهای امنیتی و انتظامی در مناطق مرکزی تهران در روز یکشنبه اول آذر حکایت داشت.

نیروهای انتظامی و امنیتی ایران در چند سال گذشته از برگزاری مراسم سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر جلوگیری کرده‌اند.

پرستو فروهر گفته است، این موضوع که در طول یک سال حتی دو ساعت هم اجازه داده نمی‌شود، مراسمی برای پدر و مادرش برگزار شود، «بسیار تلخ» است.

«نیروهای امنیتی مانع از حضور مردم در مراسم سالگرد قتل فروهرها شدند»


پرستو فروهر، دختر داریوش و پروانه فروهر، روز یکشنبه در گفت و گو با رادیو فردا از حضور بسیار سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی برای جلوگیری از شرکت مردم و حتی بستگان نزدیک خانواده فروهر در مراسم یازدهمین سالگرد قتل پدر و مادرش خبر داد.




پرستو فروهر در این گفت و گو با اشاره به برگزاری مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش در منزل فروهرها اظهار داشت: نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور گسترده و سنگین خود در اطراف خانه فروهرها مانع نزدیک شدن مردم به محل برگزاری این مراسم شدند.

خانم فروهر روز شنبه اعلام کرده بود، علیرغم اعلام ممنوعیت برگزاری مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش از سوى مقام‌هاى امنیتى جمهورى اسلامى ایران این مراسم را روز یکشنبه در خانه خود برگزار خواهد کرد.

داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران و همسرش پروانه اسكندرى، در اول آذرماه سال ۱۳۷۷ و در دوره ریاست جمهورى محمد خاتمى، بر اثر ضربات چاقو در منزل خود كشته شدند.

چند ماه پس از این رویداد و كشته شدن دو نویسنده و روشنفكر دیگر كه به «قتل‌هاى زنجیره‌اى» مشهور شده است، مقام‌هاى امنیتى جمهورى اسلامى ایران، «عناصر خودسر و كج‌اندیش» در وزارت اطلاعات را مسئول قتل‌ها اعلام كردند.

هر چند در سال‌هاى گذشته مقام‌هاى امنیتى از برگزارى مراسم سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر جلوگیرى كرده بودند، با این حال پرستو و آرش فروهر، فرزندان فروهرها در آستانه سالگرد قتل پدر و مادرشان با انتشار اطلاعیه‌‌اى اعلام كرده بودند، مراسم سالگرد آنها را در منزل شان واقع در خیابان هدایت برگزار خواهند كرد.

پرستو فروهر با اشاره به اعلام ممنوعیت برگزارى این مراسم از سوى مراجع امنیتى در ایران تاكید كرده بود، تحت هر شرایطى مراسم امسال را مانند سال‌هاى پیش برگزار خواهد كرد.

به گفته خانم فروهر، نیروهای انتظامی با نرده گذاری دو طرف کوچه محل سکونت فروهرها و نیز با استقرار نفربرها، موتورسواران پلیس و نیروهای ضد شورش در خیابان‌های اطراف مانع از آن شدند که مردم به خانه پدر و مادرش در کوچه هدایت راه پیدا کنند.

با این حال برخی از بستگان نزدیک خانواده فروهر و نیز شماری از اعضای حزب ملت ایران توانسته بودند، خود را به منزل فروهرها برسانند.

پرستو فروهر همچنین گفته است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به وی اجازه خروج از خانه‌اش را نداده بودند و هر کدام از بستگان وی که از خانه خارج می‌شدند، دیگر اجازه بازگشت به خانه فروهرها را نمی‌یافتند.

به گفته دختر داریوش و پروانه فروهر، در یازدهمین سالگرد قتل پدر و مادرش تجمعاتی در دانشگاه‌ها و به ویژه دانشگاه تربیت معلم که در نزدیکی خانه فروهرها قرار دارد، برپا شده بود، که نیروهای امنیتی از خروج دانشجویان از محوطه دانشگاه جلوگیری کردند.

در این میان برخی گزارش‌های دیگر نیز از حضور پر شمار نیروهای امنیتی و انتظامی در مناطق مرکزی تهران در روز یکشنبه اول آذر حکایت داشت.

نیروهای انتظامی و امنیتی ایران در چند سال گذشته از برگزاری مراسم سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر جلوگیری کرده‌اند.

پرستو فروهر گفته است، این موضوع که در طول یک سال حتی دو ساعت هم اجازه داده نمی‌شود، مراسمی برای پدر و مادرش برگزار شود، «بسیار تلخ» است.

تظاهرات علیه سفراحمدینژاد به برزیل

تظاهرات علیه سفراحمدینژاد به برزیل

تظاهرات علیه سفراحمدینژاد به برزیل

Saturday, November 21, 2009

دانشجوی فیزیک هسته ای در آتش سوخت


رئیس دانشگاه ارومیه جزئیات مرگ یک دانشجوی این دانشگاه را تشریح کرد و گفت: به نظر می رسد این دانشجوی فیزیک هسته ای به علت نشت گاز در خوابگاه دچار آتش سوزی شده و برای نجات خود را از طبقه چهارم به بیرون پرتاب کرده است.

حسن صدقی گمچه در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: دانشگاه ارومیه حدود 64 خوابگاه خودگردان طرف قرارداد دارد که به آنها دانشجو برای اسکان معرفی می شود و وظیفه مدیریت و نگهداری دانشجویان به عهده خود مالک و پیمانکار است.

رئیس دانشگاه ارومیه گفت: این خوابگاه طبق قرارداد قرار بود از سیستم گرمایشی پکیج و رادیاتور استفاده کند که متاسفانه در جریان قرار گرفتیم بعد از اتمام کار نصب پکیج در چند طبقه ابتدایی بر خلاف قرارداد در سایر طبقات بخاری به کار گرفته شده است.

صدقی گمچه گفت: این طور که از شواهد پیدا است فردای همان روز دانشجو پیش از ظهر به خوابگاه باز می گردد و قصد روشن کردن بخاری را داشته که دچار انفجار و حریق شده و خود را از طبقه چهارم به پایین پرت می کند که متاسفانه پس از برخورد با سیم برق به کف خیابان می افتد.

وی افزود: دانشگاه ارومیه هم اکنون از خوابگاه خودگردان مذکور شکایت کرده و رئیس این خوابگاه تحت پیگیرد قانونی قرار دارد.

دانشجوی فیزیک هسته ای در آتش سوخت


رئیس دانشگاه ارومیه جزئیات مرگ یک دانشجوی این دانشگاه را تشریح کرد و گفت: به نظر می رسد این دانشجوی فیزیک هسته ای به علت نشت گاز در خوابگاه دچار آتش سوزی شده و برای نجات خود را از طبقه چهارم به بیرون پرتاب کرده است.

حسن صدقی گمچه در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: دانشگاه ارومیه حدود 64 خوابگاه خودگردان طرف قرارداد دارد که به آنها دانشجو برای اسکان معرفی می شود و وظیفه مدیریت و نگهداری دانشجویان به عهده خود مالک و پیمانکار است.

رئیس دانشگاه ارومیه گفت: این خوابگاه طبق قرارداد قرار بود از سیستم گرمایشی پکیج و رادیاتور استفاده کند که متاسفانه در جریان قرار گرفتیم بعد از اتمام کار نصب پکیج در چند طبقه ابتدایی بر خلاف قرارداد در سایر طبقات بخاری به کار گرفته شده است.

صدقی گمچه گفت: این طور که از شواهد پیدا است فردای همان روز دانشجو پیش از ظهر به خوابگاه باز می گردد و قصد روشن کردن بخاری را داشته که دچار انفجار و حریق شده و خود را از طبقه چهارم به پایین پرت می کند که متاسفانه پس از برخورد با سیم برق به کف خیابان می افتد.

وی افزود: دانشگاه ارومیه هم اکنون از خوابگاه خودگردان مذکور شکایت کرده و رئیس این خوابگاه تحت پیگیرد قانونی قرار دارد.

دانشجوی فیزیک هسته ای در آتش سوخت


رئیس دانشگاه ارومیه جزئیات مرگ یک دانشجوی این دانشگاه را تشریح کرد و گفت: به نظر می رسد این دانشجوی فیزیک هسته ای به علت نشت گاز در خوابگاه دچار آتش سوزی شده و برای نجات خود را از طبقه چهارم به بیرون پرتاب کرده است.

حسن صدقی گمچه در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: دانشگاه ارومیه حدود 64 خوابگاه خودگردان طرف قرارداد دارد که به آنها دانشجو برای اسکان معرفی می شود و وظیفه مدیریت و نگهداری دانشجویان به عهده خود مالک و پیمانکار است.

رئیس دانشگاه ارومیه گفت: این خوابگاه طبق قرارداد قرار بود از سیستم گرمایشی پکیج و رادیاتور استفاده کند که متاسفانه در جریان قرار گرفتیم بعد از اتمام کار نصب پکیج در چند طبقه ابتدایی بر خلاف قرارداد در سایر طبقات بخاری به کار گرفته شده است.

صدقی گمچه گفت: این طور که از شواهد پیدا است فردای همان روز دانشجو پیش از ظهر به خوابگاه باز می گردد و قصد روشن کردن بخاری را داشته که دچار انفجار و حریق شده و خود را از طبقه چهارم به پایین پرت می کند که متاسفانه پس از برخورد با سیم برق به کف خیابان می افتد.

وی افزود: دانشگاه ارومیه هم اکنون از خوابگاه خودگردان مذکور شکایت کرده و رئیس این خوابگاه تحت پیگیرد قانونی قرار دارد.

مشکلات مالی مردم را به فکر فروش کلیه هایشان انداخته است


گزارش از شیراز - روی در و دیوار بیمارستان های سعدی و نمازی شیراز پر است از کاغذ هایی که فروش پاره ای از تن آدم ها را فریاد می زند.

فروش دارایی که قرار است سلامتی یا مرگ کسی را رقم زند ، دارایی که به ازای پول ، فروشنده را زیر تیغ جراحی می برد؛ تیغ فروش عضوی از تن ، روی این تابلوها و دیوار ها پر است از آگهی فروش کلیه ...
تکه کاغذ ها هرکدام نام و نشانی دارد ، رویشان نوشته« فروش کلیه گروه خونی ... شماره تماس ...»
آنچه در روی پرده سینما می بینیم حکایت زنی که می خواهد برای پول کلیه اش را بفروشد یا مردی که به خاطر اعتیادش قصد رفتن زیر تیغ جراحی را دارد یک لحظه روی این کاغذ های سفید رنگ به نمایش در می آید ، انگار جلو تلویزیون نشسته ای یا اینکه در سالن سینما هستی...

2- تماس
شماره ها را در دفترچه کوچکم یادداشت می کنم تا با آنان ، با فروشندگان صحبت کنم ، تلفنی قرار هایمان را تنظیم می کنیم و دو نفر از آنها اجازه می دهند که همدیگر را از نزدیک ببینیم.
اما چند تنشان اهل شیراز نیستند ، مهدی اهل مرودشت 37 سال دارد و به خاطر بیکاری به فکر فروختن عضوی از بدنش افتاده ، صدایش از پشت تلفن به گرفتگی صدای معتادان می ماند خودش نیز این حدس را تصدیق می کند« تفریحی (مخدر) مصرف می کنم.»
مهدی می خواهد بخشی از پولی که به وسیله فروش کلیه اش به دست می آورد را برای خرج و خورد و خوراک بردارد و با بخشی دیگر از آن یک پیکان بار مدل سال 80-79 بخرد و برای امرار معاش بارکشی کند.
او آخرین قیمتی که حاضر است تکه جانش را با آن عوض کند 15 میلیون بیان می کند و از خطراتی هم که ممکن است پس از عمل او را تهدید کند هراسی ندارد ؛ می گوید:« موردی ندارد پول مهم تر است.»
علی نیز فروختن کلیه اش را تنها راه نجات از بحران مالی که با آن درگیر است عنوان می کند ، علی 24 ساله با لهجه ای اردکانی کلیه اش را « هر چه بیشتر بهتر» قیمت می گذارد و می افزاید:« پاره ی تنم را که بفروشم ضرر می کنم ، حالا چه بهتر که نه به گیرنده فشار مالی وارد شود و نه ما بیشتر از نقص عضو ضرر کنیم.»
علی شنیده بوده که کلیه اش را 15 میلیون می خرند اما کسی کلیه را به این قیمت نخریده ، حتا تا 9 میلیون هم مشتری پیدا کرده اما نفروخته و از این بابت پشیمان است.
او به خطراتی که ممکن است پس از فروش کلیه تهدیدش کند خیلی فکر کرده ، شب های متوالی سیگاری آتش زده کنج حیاط خانه نشسته و به اینکه پس از عمل چه بر سرش خواهد آمد اندیشیده اما جز این کار برای رفع بدهکاری راه دیگری پیدا نکرده که نکرده ؛ می گوید:« این که پس از عمل چه اتفاقی افتد دیگر با خداست ، الان بخواهد ببرد می برد ، هر زمان دیگر هم بخواهد این کار را بکند برایش از آب خوردنی راحت تر است.»
« فقر، فقر، فقر» این واژه را با سوز و گداز روی زبانش مزمزه می کند و فقط در این اندیشه است که این همه اعلامیه روی در و دیوار بیمارستان ها ، این همه اعلامیه ی فروش پاره ای از تن ، فقط از همین واژه نشات می گیرد.

3- بچه هایم لیاقتش را دارند
بالاخره روز دیدار نزدیک با اینان که می خواهند تکه گوشتی سرنوشت ساز از تنشان را ببرند و بفروشند فرا می رسد ، توی این هوا که سوز سرما تا اعماق استخوان آدم نفوذ می کند فقط در این فکری که بخاری آبی سوزی بیابی و دستانت را با خیال راحت روی آن گرم کنی.
برای رسیدن به خانه زن کلیه فروش باید به جنوبی ترین نقطه شهر رفت یعنی محله شیخ علی چوپان ، پس از آنکه از اتوبوس پیاده می شوم ، باید کمی هم پیاده روی کنم ، در این مسیر همین بوی جوی ها لجن گرفته و کثافت های گوسپندان است که می پاشد توی هوا ، اشکالی ندارد تا دقیقه ای دیگر جایی مهمانیم و فنجانی چای در اتاقی گرم انتظارمان را می کشد.
این درب همان خانه است دری زنگ زده که پیداست از بیش از 30 سال پیش مسئولیت حفظ امنیت این خانه را بر عهده گرفته ، وارد که می شوی گویا وارد دخمه ای شده ای اینجا که نامش را باید آلونک گذاشت تا خانه مانند دخمه ای است ، این اتاقک کوچک از سطح کوچه 5-4 پله پایین تر است و تنها به وسیله چراغی نفتی گرم می شود کتری کوچکی روی چراغ نفتی می جوشد و پیرزنی در جوار آن از ترس سرما پناه گرفته.
زن پیدایش می شود ، با سینی چای می آید به استکانها باید با اکراه نگریست.از سخنانش مهربانی می ترواد ؛زیاد طول نمی کشد تا سفره دلش را باز کند:« مشکلات مالی زیادی دارم ، بچه هایم با هوشند خیلی باهوشند می خواهم درسشان را ادامه دهند شوهرم به آنها بهایی نمی دهد ، بی اعتناست ...»
در حیاط خانه باز می شود و پسری 16-15 ساله وارد می شود مادرش را « ننه» صدا میزند و رشته ی کلام مادر را می درد ، پسر با این کار مادر مخالف است ، با این پوشش خلافی اش دلی از شیشه دارد آخر نمی خواهد مادر به خاطر او خودش را ناقص کند شیشه چشمانش نم می شود دیگر دل ماندن ندارد ، از خانه می زند بیرون...
مادر می خواهد برای دختر کوچکش رایانه بخرد و برای پسرش خانه ، از همه اینها گذشته دیگر صاحبخانه هم بالای سرشان نیست که مدام مامور بیاورد و از آنها بخواهد که هر چه زود تر خانه را تخلیه کنند.
زیر لب می گوید:« بچه هایم لیاقتش را دارند.»
- مادر! چه طور می خواهید با 4 میلیون و نیم خانه بخرید؟
در درونش بلوایی به پا می شود این را از چهره اش می شود خواند.آخر مادر شنیده بوده چهل میلیون کلیه اش را می خرند.« نه نمی فروشم ، این قیمت نمی فروشم.» این آخرین جمله ای است که ادا می کند.

4- دو روز پس از عمل هم بمیرم مهم نیست
عجب! همانهایی که قرار دیدار گذاشته اند از هم دور نیستند این یکی در محله شیخ علی چوپان سکنا دارد و آن یکی در دهپیاله ، پیاده هم می شود رفت.
سعید بدهکار است ، 11 میلیون بدهکار است هرجور که شده باید قرضش را ادا کند حالا هم مقداری دانه کفتر ریخته توی یک نایلون و آورده روی پشت بام خانه برای کفترهایش بپاشد و با این پرندگان زبان بسته درد دل کند.
هر چه قدر کلیه را بخرند می فروشد باید بدهی اش را صاف کند ، مقداری پول از این و آن قرض کرد تا کاری با آن راه بیاندازد ، ازدواج کند و سر و سامان گیرد اما بخت یارش نبود ، ورشکست شد:
- چه کاره بودی؟
- کارم گفتنی نیست.
- نزول؟
- نه خدا نکند.
22 میلیون بدهکار بوده نیمی از آن را برگردانده حالا در تلاش برگردان بقیه بدهی اش است ، انجمن حمایت از بیماران کلیوی هم رفته اما با 4 میلیون و نیمی که انجمن تایین کرده کارش راه نمی افتد با 8 میلیون 80 درصد بدهی اش پاس می شود.
سعید روزی از کنار بیمارستان نمازی گذر می کرده که چشمش به اعلامیه های روی در و دیوار افتاده و چه راهی هم یافته ...
مشتی گندم برای کفترهایش می پاشد و آه کشان می گوید:« دو روز پس از عمل هم بمیرم مهم نیست ، این اهمیت دارد که بدهی ام را صاف کنم.»
آخر سر هم می گوید:« دعا کن مشتری پیدا کنم این لطفی است که در حقم می توانی بکنی ...»
عجب روزگاریست چه بسا همین الان یکی دارد خودش را به دست تیغ برنده جراحی می سپارد ، و کسی هم شاید روی دیوار بیمارستانی دیگر اعلامیه ای می چسباند.

مشکلات مالی مردم را به فکر فروش کلیه هایشان انداخته است


گزارش از شیراز - روی در و دیوار بیمارستان های سعدی و نمازی شیراز پر است از کاغذ هایی که فروش پاره ای از تن آدم ها را فریاد می زند.

فروش دارایی که قرار است سلامتی یا مرگ کسی را رقم زند ، دارایی که به ازای پول ، فروشنده را زیر تیغ جراحی می برد؛ تیغ فروش عضوی از تن ، روی این تابلوها و دیوار ها پر است از آگهی فروش کلیه ...
تکه کاغذ ها هرکدام نام و نشانی دارد ، رویشان نوشته« فروش کلیه گروه خونی ... شماره تماس ...»
آنچه در روی پرده سینما می بینیم حکایت زنی که می خواهد برای پول کلیه اش را بفروشد یا مردی که به خاطر اعتیادش قصد رفتن زیر تیغ جراحی را دارد یک لحظه روی این کاغذ های سفید رنگ به نمایش در می آید ، انگار جلو تلویزیون نشسته ای یا اینکه در سالن سینما هستی...

2- تماس
شماره ها را در دفترچه کوچکم یادداشت می کنم تا با آنان ، با فروشندگان صحبت کنم ، تلفنی قرار هایمان را تنظیم می کنیم و دو نفر از آنها اجازه می دهند که همدیگر را از نزدیک ببینیم.
اما چند تنشان اهل شیراز نیستند ، مهدی اهل مرودشت 37 سال دارد و به خاطر بیکاری به فکر فروختن عضوی از بدنش افتاده ، صدایش از پشت تلفن به گرفتگی صدای معتادان می ماند خودش نیز این حدس را تصدیق می کند« تفریحی (مخدر) مصرف می کنم.»
مهدی می خواهد بخشی از پولی که به وسیله فروش کلیه اش به دست می آورد را برای خرج و خورد و خوراک بردارد و با بخشی دیگر از آن یک پیکان بار مدل سال 80-79 بخرد و برای امرار معاش بارکشی کند.
او آخرین قیمتی که حاضر است تکه جانش را با آن عوض کند 15 میلیون بیان می کند و از خطراتی هم که ممکن است پس از عمل او را تهدید کند هراسی ندارد ؛ می گوید:« موردی ندارد پول مهم تر است.»
علی نیز فروختن کلیه اش را تنها راه نجات از بحران مالی که با آن درگیر است عنوان می کند ، علی 24 ساله با لهجه ای اردکانی کلیه اش را « هر چه بیشتر بهتر» قیمت می گذارد و می افزاید:« پاره ی تنم را که بفروشم ضرر می کنم ، حالا چه بهتر که نه به گیرنده فشار مالی وارد شود و نه ما بیشتر از نقص عضو ضرر کنیم.»
علی شنیده بوده که کلیه اش را 15 میلیون می خرند اما کسی کلیه را به این قیمت نخریده ، حتا تا 9 میلیون هم مشتری پیدا کرده اما نفروخته و از این بابت پشیمان است.
او به خطراتی که ممکن است پس از فروش کلیه تهدیدش کند خیلی فکر کرده ، شب های متوالی سیگاری آتش زده کنج حیاط خانه نشسته و به اینکه پس از عمل چه بر سرش خواهد آمد اندیشیده اما جز این کار برای رفع بدهکاری راه دیگری پیدا نکرده که نکرده ؛ می گوید:« این که پس از عمل چه اتفاقی افتد دیگر با خداست ، الان بخواهد ببرد می برد ، هر زمان دیگر هم بخواهد این کار را بکند برایش از آب خوردنی راحت تر است.»
« فقر، فقر، فقر» این واژه را با سوز و گداز روی زبانش مزمزه می کند و فقط در این اندیشه است که این همه اعلامیه روی در و دیوار بیمارستان ها ، این همه اعلامیه ی فروش پاره ای از تن ، فقط از همین واژه نشات می گیرد.

3- بچه هایم لیاقتش را دارند
بالاخره روز دیدار نزدیک با اینان که می خواهند تکه گوشتی سرنوشت ساز از تنشان را ببرند و بفروشند فرا می رسد ، توی این هوا که سوز سرما تا اعماق استخوان آدم نفوذ می کند فقط در این فکری که بخاری آبی سوزی بیابی و دستانت را با خیال راحت روی آن گرم کنی.
برای رسیدن به خانه زن کلیه فروش باید به جنوبی ترین نقطه شهر رفت یعنی محله شیخ علی چوپان ، پس از آنکه از اتوبوس پیاده می شوم ، باید کمی هم پیاده روی کنم ، در این مسیر همین بوی جوی ها لجن گرفته و کثافت های گوسپندان است که می پاشد توی هوا ، اشکالی ندارد تا دقیقه ای دیگر جایی مهمانیم و فنجانی چای در اتاقی گرم انتظارمان را می کشد.
این درب همان خانه است دری زنگ زده که پیداست از بیش از 30 سال پیش مسئولیت حفظ امنیت این خانه را بر عهده گرفته ، وارد که می شوی گویا وارد دخمه ای شده ای اینجا که نامش را باید آلونک گذاشت تا خانه مانند دخمه ای است ، این اتاقک کوچک از سطح کوچه 5-4 پله پایین تر است و تنها به وسیله چراغی نفتی گرم می شود کتری کوچکی روی چراغ نفتی می جوشد و پیرزنی در جوار آن از ترس سرما پناه گرفته.
زن پیدایش می شود ، با سینی چای می آید به استکانها باید با اکراه نگریست.از سخنانش مهربانی می ترواد ؛زیاد طول نمی کشد تا سفره دلش را باز کند:« مشکلات مالی زیادی دارم ، بچه هایم با هوشند خیلی باهوشند می خواهم درسشان را ادامه دهند شوهرم به آنها بهایی نمی دهد ، بی اعتناست ...»
در حیاط خانه باز می شود و پسری 16-15 ساله وارد می شود مادرش را « ننه» صدا میزند و رشته ی کلام مادر را می درد ، پسر با این کار مادر مخالف است ، با این پوشش خلافی اش دلی از شیشه دارد آخر نمی خواهد مادر به خاطر او خودش را ناقص کند شیشه چشمانش نم می شود دیگر دل ماندن ندارد ، از خانه می زند بیرون...
مادر می خواهد برای دختر کوچکش رایانه بخرد و برای پسرش خانه ، از همه اینها گذشته دیگر صاحبخانه هم بالای سرشان نیست که مدام مامور بیاورد و از آنها بخواهد که هر چه زود تر خانه را تخلیه کنند.
زیر لب می گوید:« بچه هایم لیاقتش را دارند.»
- مادر! چه طور می خواهید با 4 میلیون و نیم خانه بخرید؟
در درونش بلوایی به پا می شود این را از چهره اش می شود خواند.آخر مادر شنیده بوده چهل میلیون کلیه اش را می خرند.« نه نمی فروشم ، این قیمت نمی فروشم.» این آخرین جمله ای است که ادا می کند.

4- دو روز پس از عمل هم بمیرم مهم نیست
عجب! همانهایی که قرار دیدار گذاشته اند از هم دور نیستند این یکی در محله شیخ علی چوپان سکنا دارد و آن یکی در دهپیاله ، پیاده هم می شود رفت.
سعید بدهکار است ، 11 میلیون بدهکار است هرجور که شده باید قرضش را ادا کند حالا هم مقداری دانه کفتر ریخته توی یک نایلون و آورده روی پشت بام خانه برای کفترهایش بپاشد و با این پرندگان زبان بسته درد دل کند.
هر چه قدر کلیه را بخرند می فروشد باید بدهی اش را صاف کند ، مقداری پول از این و آن قرض کرد تا کاری با آن راه بیاندازد ، ازدواج کند و سر و سامان گیرد اما بخت یارش نبود ، ورشکست شد:
- چه کاره بودی؟
- کارم گفتنی نیست.
- نزول؟
- نه خدا نکند.
22 میلیون بدهکار بوده نیمی از آن را برگردانده حالا در تلاش برگردان بقیه بدهی اش است ، انجمن حمایت از بیماران کلیوی هم رفته اما با 4 میلیون و نیمی که انجمن تایین کرده کارش راه نمی افتد با 8 میلیون 80 درصد بدهی اش پاس می شود.
سعید روزی از کنار بیمارستان نمازی گذر می کرده که چشمش به اعلامیه های روی در و دیوار افتاده و چه راهی هم یافته ...
مشتی گندم برای کفترهایش می پاشد و آه کشان می گوید:« دو روز پس از عمل هم بمیرم مهم نیست ، این اهمیت دارد که بدهی ام را صاف کنم.»
آخر سر هم می گوید:« دعا کن مشتری پیدا کنم این لطفی است که در حقم می توانی بکنی ...»
عجب روزگاریست چه بسا همین الان یکی دارد خودش را به دست تیغ برنده جراحی می سپارد ، و کسی هم شاید روی دیوار بیمارستانی دیگر اعلامیه ای می چسباند.

مشکلات مالی مردم را به فکر فروش کلیه هایشان انداخته است


گزارش از شیراز - روی در و دیوار بیمارستان های سعدی و نمازی شیراز پر است از کاغذ هایی که فروش پاره ای از تن آدم ها را فریاد می زند.

فروش دارایی که قرار است سلامتی یا مرگ کسی را رقم زند ، دارایی که به ازای پول ، فروشنده را زیر تیغ جراحی می برد؛ تیغ فروش عضوی از تن ، روی این تابلوها و دیوار ها پر است از آگهی فروش کلیه ...
تکه کاغذ ها هرکدام نام و نشانی دارد ، رویشان نوشته« فروش کلیه گروه خونی ... شماره تماس ...»
آنچه در روی پرده سینما می بینیم حکایت زنی که می خواهد برای پول کلیه اش را بفروشد یا مردی که به خاطر اعتیادش قصد رفتن زیر تیغ جراحی را دارد یک لحظه روی این کاغذ های سفید رنگ به نمایش در می آید ، انگار جلو تلویزیون نشسته ای یا اینکه در سالن سینما هستی...

2- تماس
شماره ها را در دفترچه کوچکم یادداشت می کنم تا با آنان ، با فروشندگان صحبت کنم ، تلفنی قرار هایمان را تنظیم می کنیم و دو نفر از آنها اجازه می دهند که همدیگر را از نزدیک ببینیم.
اما چند تنشان اهل شیراز نیستند ، مهدی اهل مرودشت 37 سال دارد و به خاطر بیکاری به فکر فروختن عضوی از بدنش افتاده ، صدایش از پشت تلفن به گرفتگی صدای معتادان می ماند خودش نیز این حدس را تصدیق می کند« تفریحی (مخدر) مصرف می کنم.»
مهدی می خواهد بخشی از پولی که به وسیله فروش کلیه اش به دست می آورد را برای خرج و خورد و خوراک بردارد و با بخشی دیگر از آن یک پیکان بار مدل سال 80-79 بخرد و برای امرار معاش بارکشی کند.
او آخرین قیمتی که حاضر است تکه جانش را با آن عوض کند 15 میلیون بیان می کند و از خطراتی هم که ممکن است پس از عمل او را تهدید کند هراسی ندارد ؛ می گوید:« موردی ندارد پول مهم تر است.»
علی نیز فروختن کلیه اش را تنها راه نجات از بحران مالی که با آن درگیر است عنوان می کند ، علی 24 ساله با لهجه ای اردکانی کلیه اش را « هر چه بیشتر بهتر» قیمت می گذارد و می افزاید:« پاره ی تنم را که بفروشم ضرر می کنم ، حالا چه بهتر که نه به گیرنده فشار مالی وارد شود و نه ما بیشتر از نقص عضو ضرر کنیم.»
علی شنیده بوده که کلیه اش را 15 میلیون می خرند اما کسی کلیه را به این قیمت نخریده ، حتا تا 9 میلیون هم مشتری پیدا کرده اما نفروخته و از این بابت پشیمان است.
او به خطراتی که ممکن است پس از فروش کلیه تهدیدش کند خیلی فکر کرده ، شب های متوالی سیگاری آتش زده کنج حیاط خانه نشسته و به اینکه پس از عمل چه بر سرش خواهد آمد اندیشیده اما جز این کار برای رفع بدهکاری راه دیگری پیدا نکرده که نکرده ؛ می گوید:« این که پس از عمل چه اتفاقی افتد دیگر با خداست ، الان بخواهد ببرد می برد ، هر زمان دیگر هم بخواهد این کار را بکند برایش از آب خوردنی راحت تر است.»
« فقر، فقر، فقر» این واژه را با سوز و گداز روی زبانش مزمزه می کند و فقط در این اندیشه است که این همه اعلامیه روی در و دیوار بیمارستان ها ، این همه اعلامیه ی فروش پاره ای از تن ، فقط از همین واژه نشات می گیرد.

3- بچه هایم لیاقتش را دارند
بالاخره روز دیدار نزدیک با اینان که می خواهند تکه گوشتی سرنوشت ساز از تنشان را ببرند و بفروشند فرا می رسد ، توی این هوا که سوز سرما تا اعماق استخوان آدم نفوذ می کند فقط در این فکری که بخاری آبی سوزی بیابی و دستانت را با خیال راحت روی آن گرم کنی.
برای رسیدن به خانه زن کلیه فروش باید به جنوبی ترین نقطه شهر رفت یعنی محله شیخ علی چوپان ، پس از آنکه از اتوبوس پیاده می شوم ، باید کمی هم پیاده روی کنم ، در این مسیر همین بوی جوی ها لجن گرفته و کثافت های گوسپندان است که می پاشد توی هوا ، اشکالی ندارد تا دقیقه ای دیگر جایی مهمانیم و فنجانی چای در اتاقی گرم انتظارمان را می کشد.
این درب همان خانه است دری زنگ زده که پیداست از بیش از 30 سال پیش مسئولیت حفظ امنیت این خانه را بر عهده گرفته ، وارد که می شوی گویا وارد دخمه ای شده ای اینجا که نامش را باید آلونک گذاشت تا خانه مانند دخمه ای است ، این اتاقک کوچک از سطح کوچه 5-4 پله پایین تر است و تنها به وسیله چراغی نفتی گرم می شود کتری کوچکی روی چراغ نفتی می جوشد و پیرزنی در جوار آن از ترس سرما پناه گرفته.
زن پیدایش می شود ، با سینی چای می آید به استکانها باید با اکراه نگریست.از سخنانش مهربانی می ترواد ؛زیاد طول نمی کشد تا سفره دلش را باز کند:« مشکلات مالی زیادی دارم ، بچه هایم با هوشند خیلی باهوشند می خواهم درسشان را ادامه دهند شوهرم به آنها بهایی نمی دهد ، بی اعتناست ...»
در حیاط خانه باز می شود و پسری 16-15 ساله وارد می شود مادرش را « ننه» صدا میزند و رشته ی کلام مادر را می درد ، پسر با این کار مادر مخالف است ، با این پوشش خلافی اش دلی از شیشه دارد آخر نمی خواهد مادر به خاطر او خودش را ناقص کند شیشه چشمانش نم می شود دیگر دل ماندن ندارد ، از خانه می زند بیرون...
مادر می خواهد برای دختر کوچکش رایانه بخرد و برای پسرش خانه ، از همه اینها گذشته دیگر صاحبخانه هم بالای سرشان نیست که مدام مامور بیاورد و از آنها بخواهد که هر چه زود تر خانه را تخلیه کنند.
زیر لب می گوید:« بچه هایم لیاقتش را دارند.»
- مادر! چه طور می خواهید با 4 میلیون و نیم خانه بخرید؟
در درونش بلوایی به پا می شود این را از چهره اش می شود خواند.آخر مادر شنیده بوده چهل میلیون کلیه اش را می خرند.« نه نمی فروشم ، این قیمت نمی فروشم.» این آخرین جمله ای است که ادا می کند.

4- دو روز پس از عمل هم بمیرم مهم نیست
عجب! همانهایی که قرار دیدار گذاشته اند از هم دور نیستند این یکی در محله شیخ علی چوپان سکنا دارد و آن یکی در دهپیاله ، پیاده هم می شود رفت.
سعید بدهکار است ، 11 میلیون بدهکار است هرجور که شده باید قرضش را ادا کند حالا هم مقداری دانه کفتر ریخته توی یک نایلون و آورده روی پشت بام خانه برای کفترهایش بپاشد و با این پرندگان زبان بسته درد دل کند.
هر چه قدر کلیه را بخرند می فروشد باید بدهی اش را صاف کند ، مقداری پول از این و آن قرض کرد تا کاری با آن راه بیاندازد ، ازدواج کند و سر و سامان گیرد اما بخت یارش نبود ، ورشکست شد:
- چه کاره بودی؟
- کارم گفتنی نیست.
- نزول؟
- نه خدا نکند.
22 میلیون بدهکار بوده نیمی از آن را برگردانده حالا در تلاش برگردان بقیه بدهی اش است ، انجمن حمایت از بیماران کلیوی هم رفته اما با 4 میلیون و نیمی که انجمن تایین کرده کارش راه نمی افتد با 8 میلیون 80 درصد بدهی اش پاس می شود.
سعید روزی از کنار بیمارستان نمازی گذر می کرده که چشمش به اعلامیه های روی در و دیوار افتاده و چه راهی هم یافته ...
مشتی گندم برای کفترهایش می پاشد و آه کشان می گوید:« دو روز پس از عمل هم بمیرم مهم نیست ، این اهمیت دارد که بدهی ام را صاف کنم.»
آخر سر هم می گوید:« دعا کن مشتری پیدا کنم این لطفی است که در حقم می توانی بکنی ...»
عجب روزگاریست چه بسا همین الان یکی دارد خودش را به دست تیغ برنده جراحی می سپارد ، و کسی هم شاید روی دیوار بیمارستانی دیگر اعلامیه ای می چسباند.

اعتراض محمود عباس به جمهوری اسلامی


اعتراض محمود عباس به جمهوری اسلامی
رادیو آلمان: محمود عباس از جمهوری اسلامی انتقاد کرد که از گروه اسلامی حماس حمایت می‌کند. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی که از برزیل دیدن می‌کند، به خبرنگاران گفت که رژیم ایران با حمایت از گروه حماس عملا در روند صلح خاورمیانه نقشی منفی ایفا می‌کند. محمود عباس تأکید کرد که در انتخابات سال آینده، خود را برای ریاست تشکیلات خودگردان نامزد نخواهد کرد.

اعتراض محمود عباس به جمهوری اسلامی


اعتراض محمود عباس به جمهوری اسلامی
رادیو آلمان: محمود عباس از جمهوری اسلامی انتقاد کرد که از گروه اسلامی حماس حمایت می‌کند. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی که از برزیل دیدن می‌کند، به خبرنگاران گفت که رژیم ایران با حمایت از گروه حماس عملا در روند صلح خاورمیانه نقشی منفی ایفا می‌کند. محمود عباس تأکید کرد که در انتخابات سال آینده، خود را برای ریاست تشکیلات خودگردان نامزد نخواهد کرد.

اعتراض محمود عباس به جمهوری اسلامی


اعتراض محمود عباس به جمهوری اسلامی
رادیو آلمان: محمود عباس از جمهوری اسلامی انتقاد کرد که از گروه اسلامی حماس حمایت می‌کند. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی که از برزیل دیدن می‌کند، به خبرنگاران گفت که رژیم ایران با حمایت از گروه حماس عملا در روند صلح خاورمیانه نقشی منفی ایفا می‌کند. محمود عباس تأکید کرد که در انتخابات سال آینده، خود را برای ریاست تشکیلات خودگردان نامزد نخواهد کرد.

گلباران مزار شهدای سبز





گلباران مزار شهدای سبز





گلباران مزار شهدای سبز





لغو ناگهاني كليه ملاقات هاي بند 209 زندان اوین


کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - به گفته خانواده هاي زندانيان سياسي حاضر در بند 209 زندان اوين، زندانيان سياسي در تماسهاي جداگانهاي در روزهاي گذشته، اعلام كردند كه كليه ملاقاتهايشان در روز يكشنبه لغو شده است.

ملاقات با زندانيان بند 209 در هفتههاي گذشته، در روزهاي يكشنبه صورت ميگيرد و لغو اين ملاقاتها نگراني زيادي را در ميان خانوادههاي زندانيان سياسي بوجود آورده است. لغو ملاقاتهاي اين هفته درحالي صورت ميگيرد كه بسياري از زندانيان؛ پس از پشت سرگذاشتن دوران بازجويي خود از حق ملاقات با خانوادههايشان برخوردار بودهاند. زندانيان سياسي هيچگونه دليلي را براي لغو ملاقاتهايشان اعلام نكردهاند.

خانواده هاي زندانيان سياسي ميگويند:" نگران آنيم كه وقايع دهه 60 بار ديگر در زندانها تكرار شود، چرا كه در آن سال نيز ناگهان كليه ملاقاتهاي زندانيان سياسي قطع شد و پس از آن موج اعدامها در زندان اوين آغاز گشت."

لغو ناگهاني كليه ملاقات هاي بند 209 زندان اوین


کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - به گفته خانواده هاي زندانيان سياسي حاضر در بند 209 زندان اوين، زندانيان سياسي در تماسهاي جداگانهاي در روزهاي گذشته، اعلام كردند كه كليه ملاقاتهايشان در روز يكشنبه لغو شده است.

ملاقات با زندانيان بند 209 در هفتههاي گذشته، در روزهاي يكشنبه صورت ميگيرد و لغو اين ملاقاتها نگراني زيادي را در ميان خانوادههاي زندانيان سياسي بوجود آورده است. لغو ملاقاتهاي اين هفته درحالي صورت ميگيرد كه بسياري از زندانيان؛ پس از پشت سرگذاشتن دوران بازجويي خود از حق ملاقات با خانوادههايشان برخوردار بودهاند. زندانيان سياسي هيچگونه دليلي را براي لغو ملاقاتهايشان اعلام نكردهاند.

خانواده هاي زندانيان سياسي ميگويند:" نگران آنيم كه وقايع دهه 60 بار ديگر در زندانها تكرار شود، چرا كه در آن سال نيز ناگهان كليه ملاقاتهاي زندانيان سياسي قطع شد و پس از آن موج اعدامها در زندان اوين آغاز گشت."

لغو ناگهاني كليه ملاقات هاي بند 209 زندان اوین


کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - به گفته خانواده هاي زندانيان سياسي حاضر در بند 209 زندان اوين، زندانيان سياسي در تماسهاي جداگانهاي در روزهاي گذشته، اعلام كردند كه كليه ملاقاتهايشان در روز يكشنبه لغو شده است.

ملاقات با زندانيان بند 209 در هفتههاي گذشته، در روزهاي يكشنبه صورت ميگيرد و لغو اين ملاقاتها نگراني زيادي را در ميان خانوادههاي زندانيان سياسي بوجود آورده است. لغو ملاقاتهاي اين هفته درحالي صورت ميگيرد كه بسياري از زندانيان؛ پس از پشت سرگذاشتن دوران بازجويي خود از حق ملاقات با خانوادههايشان برخوردار بودهاند. زندانيان سياسي هيچگونه دليلي را براي لغو ملاقاتهايشان اعلام نكردهاند.

خانواده هاي زندانيان سياسي ميگويند:" نگران آنيم كه وقايع دهه 60 بار ديگر در زندانها تكرار شود، چرا كه در آن سال نيز ناگهان كليه ملاقاتهاي زندانيان سياسي قطع شد و پس از آن موج اعدامها در زندان اوين آغاز گشت."

دولت کودتا در آستانه 16 آذر و تر س از حضور میلیونی مردم در روز دانشجو اقدام به دستگیری فعالین دانشجویی زده است

دولت کودتا در آستانه 16 آذر و تر س از حضور میلیونی مردم در روز دانشجو اقدام به دستگیری فعالین دانشجویی زده است

دولت کودتا در آستانه 16 آذر و تر س از حضور میلیونی مردم در روز دانشجو اقدام به دستگیری فعالین دانشجویی زده است

اسکار اینترنت، برای معترضان ایرانی


سازمان «وبی اواردز» (Webby Awards)، استفاده از خدمات توییتر توسط معترضان ایرانی را به عنوان یکی از لحظات تاریخی سال ۲۰۰۹ اینترنت معرفی کرد.

این سازمان، ۱۰ لحظه تاریخی اینترنتی در دهه اخیر را اعلام کرده است که یکی از آنها استفاده معترضان ایرانی از توییتر است.

وبی اواردز، جوایزی هستند که از سال ۱۹۹۶ هر ساله توسط «فرهنگستان بینالمللی هنرها و علوم دیجیتال» اعطاء میشود. این جوایز را «اسکار اینترنت» نیز نامیدهاند.

چهاردهمین جایزه وبی اواردز در ماه آوریل ۲۰۱۰ در ۱۰۰ مقوله اهدا میشود.

لحظات تاریخی سالهای دهه اخیر که از سوی این سازمان معرفی شدهاند، عبارتند از:

گسترش فهرست شبکه ارتباطی کریگ به بیرون از شهر سانفرانسیسکو (۲۰۰۰)، آغاز بهکار بخش تبلیغاتی گوگل (گوگل ادووردز (۲۰۰۰)، آغاز بهکار دانشنامه ویکیپدیا (۲۰۰۱)، تعطیل شدن تارنمای نپستر؛ سایت دریافت رایگان موسیقی (۲۰۰۱)، گوگل آیپیاو ؛آزادسازی سهام گوگل برای عموم (۲۰۰۴)، انقلاب ویدئویی برخط (۲۰۰۶)، دسترسی غیر دانشجویان به فیسبوک و آغاز بهکار توییتر (۲۰۰۶)، به بازار آمدن تلفنهای چندرسانهای همراه آیفون (۲۰۰۷)، مبارزات انتخاباتی ایالات متحده (۲۰۰۸) و اعتراضات انتخاباتی ایران (۲۰۰۹).

در بخش اعتراضات انتخاباتی ایران در بیانیه وبی اواردز به عنوان توضیح آمده است:

«هنگامی که انتخابات سال ۲۰۰۹ ریاستجمهوری در ایران، نتایج مشکوک به بار آورد، مخالفان به سراغ توییترها رفتند و بدینوسیله، انقلاب توییتر زاده شد. توییتر بهواقع چنان برای سازماندهی تظاهراتها حیاتی شد که وزارت خارجه ایالات متحده از این شرکت خواست تا وقفه برنامهریزی خود برای نگهداری سایت را به تعویق بیندازد. این اعتراضات همچنین مزیت توییتر به عنوان یک وسیله اعتراضی کلیدی را نشان داد: از آنجا که بیشتر کاربران از طریق یک تارنمای مرکزی به آن وارد نمیشوند، سانسور آن تقریباً محال است.»

توییتر (Twitter) یک شبکه گسترده و محبوب ارتباط اینترنتی است. این شبکه همراه با شبکه اجتماعی اینترنتی فیسبوک به مهمترین وسایل ارتباط جمعی در ایران به ویژه در میان جوانان تبدیل شده و نقش اطلاعرسانی مهمی در انتخابات اخیر و ناآرامیهای متعاقب آن داشته است.

بنا بر اعلام سازمان وبی اواردز، این ۱۰ لحظه اینترنتی نشان میدهند که اینترنت، باعث دور زدن نظامهای قدیمی شده و قدرت بیشتری به توده مردم داده است. دیوید-میچل دیویس، مدیر وبی اواردز میگوید: «اینترنت، قصه اصلی دهه ماست، زیرا محرکی برای تغییر شد. نه تنها تغییر در زندگی روزمره، بلکه در همهچیز از تجارت گرفته تا ارتباطات، سیاست و فرهنگ پاپ.»

29 آبان 1388

اسکار اینترنت، برای معترضان ایرانی


سازمان «وبی اواردز» (Webby Awards)، استفاده از خدمات توییتر توسط معترضان ایرانی را به عنوان یکی از لحظات تاریخی سال ۲۰۰۹ اینترنت معرفی کرد.

این سازمان، ۱۰ لحظه تاریخی اینترنتی در دهه اخیر را اعلام کرده است که یکی از آنها استفاده معترضان ایرانی از توییتر است.

وبی اواردز، جوایزی هستند که از سال ۱۹۹۶ هر ساله توسط «فرهنگستان بینالمللی هنرها و علوم دیجیتال» اعطاء میشود. این جوایز را «اسکار اینترنت» نیز نامیدهاند.

چهاردهمین جایزه وبی اواردز در ماه آوریل ۲۰۱۰ در ۱۰۰ مقوله اهدا میشود.

لحظات تاریخی سالهای دهه اخیر که از سوی این سازمان معرفی شدهاند، عبارتند از:

گسترش فهرست شبکه ارتباطی کریگ به بیرون از شهر سانفرانسیسکو (۲۰۰۰)، آغاز بهکار بخش تبلیغاتی گوگل (گوگل ادووردز (۲۰۰۰)، آغاز بهکار دانشنامه ویکیپدیا (۲۰۰۱)، تعطیل شدن تارنمای نپستر؛ سایت دریافت رایگان موسیقی (۲۰۰۱)، گوگل آیپیاو ؛آزادسازی سهام گوگل برای عموم (۲۰۰۴)، انقلاب ویدئویی برخط (۲۰۰۶)، دسترسی غیر دانشجویان به فیسبوک و آغاز بهکار توییتر (۲۰۰۶)، به بازار آمدن تلفنهای چندرسانهای همراه آیفون (۲۰۰۷)، مبارزات انتخاباتی ایالات متحده (۲۰۰۸) و اعتراضات انتخاباتی ایران (۲۰۰۹).

در بخش اعتراضات انتخاباتی ایران در بیانیه وبی اواردز به عنوان توضیح آمده است:

«هنگامی که انتخابات سال ۲۰۰۹ ریاستجمهوری در ایران، نتایج مشکوک به بار آورد، مخالفان به سراغ توییترها رفتند و بدینوسیله، انقلاب توییتر زاده شد. توییتر بهواقع چنان برای سازماندهی تظاهراتها حیاتی شد که وزارت خارجه ایالات متحده از این شرکت خواست تا وقفه برنامهریزی خود برای نگهداری سایت را به تعویق بیندازد. این اعتراضات همچنین مزیت توییتر به عنوان یک وسیله اعتراضی کلیدی را نشان داد: از آنجا که بیشتر کاربران از طریق یک تارنمای مرکزی به آن وارد نمیشوند، سانسور آن تقریباً محال است.»

توییتر (Twitter) یک شبکه گسترده و محبوب ارتباط اینترنتی است. این شبکه همراه با شبکه اجتماعی اینترنتی فیسبوک به مهمترین وسایل ارتباط جمعی در ایران به ویژه در میان جوانان تبدیل شده و نقش اطلاعرسانی مهمی در انتخابات اخیر و ناآرامیهای متعاقب آن داشته است.

بنا بر اعلام سازمان وبی اواردز، این ۱۰ لحظه اینترنتی نشان میدهند که اینترنت، باعث دور زدن نظامهای قدیمی شده و قدرت بیشتری به توده مردم داده است. دیوید-میچل دیویس، مدیر وبی اواردز میگوید: «اینترنت، قصه اصلی دهه ماست، زیرا محرکی برای تغییر شد. نه تنها تغییر در زندگی روزمره، بلکه در همهچیز از تجارت گرفته تا ارتباطات، سیاست و فرهنگ پاپ.»

29 آبان 1388

اسکار اینترنت، برای معترضان ایرانی


سازمان «وبی اواردز» (Webby Awards)، استفاده از خدمات توییتر توسط معترضان ایرانی را به عنوان یکی از لحظات تاریخی سال ۲۰۰۹ اینترنت معرفی کرد.

این سازمان، ۱۰ لحظه تاریخی اینترنتی در دهه اخیر را اعلام کرده است که یکی از آنها استفاده معترضان ایرانی از توییتر است.

وبی اواردز، جوایزی هستند که از سال ۱۹۹۶ هر ساله توسط «فرهنگستان بینالمللی هنرها و علوم دیجیتال» اعطاء میشود. این جوایز را «اسکار اینترنت» نیز نامیدهاند.

چهاردهمین جایزه وبی اواردز در ماه آوریل ۲۰۱۰ در ۱۰۰ مقوله اهدا میشود.

لحظات تاریخی سالهای دهه اخیر که از سوی این سازمان معرفی شدهاند، عبارتند از:

گسترش فهرست شبکه ارتباطی کریگ به بیرون از شهر سانفرانسیسکو (۲۰۰۰)، آغاز بهکار بخش تبلیغاتی گوگل (گوگل ادووردز (۲۰۰۰)، آغاز بهکار دانشنامه ویکیپدیا (۲۰۰۱)، تعطیل شدن تارنمای نپستر؛ سایت دریافت رایگان موسیقی (۲۰۰۱)، گوگل آیپیاو ؛آزادسازی سهام گوگل برای عموم (۲۰۰۴)، انقلاب ویدئویی برخط (۲۰۰۶)، دسترسی غیر دانشجویان به فیسبوک و آغاز بهکار توییتر (۲۰۰۶)، به بازار آمدن تلفنهای چندرسانهای همراه آیفون (۲۰۰۷)، مبارزات انتخاباتی ایالات متحده (۲۰۰۸) و اعتراضات انتخاباتی ایران (۲۰۰۹).

در بخش اعتراضات انتخاباتی ایران در بیانیه وبی اواردز به عنوان توضیح آمده است:

«هنگامی که انتخابات سال ۲۰۰۹ ریاستجمهوری در ایران، نتایج مشکوک به بار آورد، مخالفان به سراغ توییترها رفتند و بدینوسیله، انقلاب توییتر زاده شد. توییتر بهواقع چنان برای سازماندهی تظاهراتها حیاتی شد که وزارت خارجه ایالات متحده از این شرکت خواست تا وقفه برنامهریزی خود برای نگهداری سایت را به تعویق بیندازد. این اعتراضات همچنین مزیت توییتر به عنوان یک وسیله اعتراضی کلیدی را نشان داد: از آنجا که بیشتر کاربران از طریق یک تارنمای مرکزی به آن وارد نمیشوند، سانسور آن تقریباً محال است.»

توییتر (Twitter) یک شبکه گسترده و محبوب ارتباط اینترنتی است. این شبکه همراه با شبکه اجتماعی اینترنتی فیسبوک به مهمترین وسایل ارتباط جمعی در ایران به ویژه در میان جوانان تبدیل شده و نقش اطلاعرسانی مهمی در انتخابات اخیر و ناآرامیهای متعاقب آن داشته است.

بنا بر اعلام سازمان وبی اواردز، این ۱۰ لحظه اینترنتی نشان میدهند که اینترنت، باعث دور زدن نظامهای قدیمی شده و قدرت بیشتری به توده مردم داده است. دیوید-میچل دیویس، مدیر وبی اواردز میگوید: «اینترنت، قصه اصلی دهه ماست، زیرا محرکی برای تغییر شد. نه تنها تغییر در زندگی روزمره، بلکه در همهچیز از تجارت گرفته تا ارتباطات، سیاست و فرهنگ پاپ.»

29 آبان 1388

تصویب قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران درکمیته سوم سازمان ملل متحد


کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز جمعه بيستم نوامبر، بیست و نهم آبان، با تصويب قطعنامه ای اقدامات حکومت ايران در سرکوب تظاهرات معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری را شديدا محکوم کرد.

کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که به مساله حقوق بشر می پردازد، قطعنامه پيشنهادی کانادا را با ۷۴ رای موافق در مقابل ۴۸ رای مخالف و ۵۹ رای ممتنع به تصويب رساند.

اين در حالی است که محمد خزايی، نماينده ايران در سازمان ملل متحد، با انتقاد از اين قطعنامه گفت اين برخوردها بر مبنای «ملاحظات سیاسی» انجام می شود.


بیشتر بخوانید:
پنج متهم حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به اعدام محكوم شدند قطعنامه کمیته سوم سازمان ملل متحد از «نقض فزاینده و جدی حقوق بشر» در ايران «عمیقا ابراز نگرانی» کرده است.

اين قطعنامه به ويژه نسبت به اقدامات حکومت ايران در واکنش به تظاهرات معتر ضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ همزمان با افزايش نقض حقوق بشر در اين کشور ابراز نگرانی کرده است.

اين قطعنامه تصریح کرده است که حکومت ايران با «زندان و بازداشت های خودسرانه » فعالان سياسی، روزنامه نگاران، وبلاگنويسان، دگراندیشان، وکلا، روحانيون، دانشجويان، دانشگاهيان، مدافعان حقوق بشر را مورد آزار و ارعاب قرار می دهد.

اين قطعنامه تصريح کرده است که اين اقدامات حکومت ايران به « کشته و مجروح » شدن تعداد زيادی منجر شده است.

به دنبال اعتراض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد تظاهرات مسالمت آميز معترضان بود. اين راهپيمايی با خشونت پليس و نيروهای سپاه و بسيج سرکوب شد.

مخالفان حکومت ايران می گويند درجريان اعتراضات پس از انتخابات دست کم ۷۲ نفر کشته شده اند.

اين قطعنامه همچنين گرفتن «اعترافات اجباری، آزار زندانيان از جمله تجاوز و شکنجه» انها در زندان های ايران را محکوم کرده است.

در حالی قطعنامه محکوميت ايران در يک کميته سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است که مقامات قضايی ايران در هفته جاری از صدور حکم اعدام برای پنج نفر از متمهان حوادث پس از انتخابات خبر داده بودند.

عربستان سعودی در اقدامی برخلاف اکثر کشورهای اسلامی به نفع اين قطعنامه رای مثبت داد. اين در حالی بود که چين و روسيه به اين قطعنامه رای مخالف دادند.

شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸

تصویب قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران درکمیته سوم سازمان ملل متحد


کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز جمعه بيستم نوامبر، بیست و نهم آبان، با تصويب قطعنامه ای اقدامات حکومت ايران در سرکوب تظاهرات معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری را شديدا محکوم کرد.

کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که به مساله حقوق بشر می پردازد، قطعنامه پيشنهادی کانادا را با ۷۴ رای موافق در مقابل ۴۸ رای مخالف و ۵۹ رای ممتنع به تصويب رساند.

اين در حالی است که محمد خزايی، نماينده ايران در سازمان ملل متحد، با انتقاد از اين قطعنامه گفت اين برخوردها بر مبنای «ملاحظات سیاسی» انجام می شود.


بیشتر بخوانید:
پنج متهم حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به اعدام محكوم شدند قطعنامه کمیته سوم سازمان ملل متحد از «نقض فزاینده و جدی حقوق بشر» در ايران «عمیقا ابراز نگرانی» کرده است.

اين قطعنامه به ويژه نسبت به اقدامات حکومت ايران در واکنش به تظاهرات معتر ضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ همزمان با افزايش نقض حقوق بشر در اين کشور ابراز نگرانی کرده است.

اين قطعنامه تصریح کرده است که حکومت ايران با «زندان و بازداشت های خودسرانه » فعالان سياسی، روزنامه نگاران، وبلاگنويسان، دگراندیشان، وکلا، روحانيون، دانشجويان، دانشگاهيان، مدافعان حقوق بشر را مورد آزار و ارعاب قرار می دهد.

اين قطعنامه تصريح کرده است که اين اقدامات حکومت ايران به « کشته و مجروح » شدن تعداد زيادی منجر شده است.

به دنبال اعتراض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد تظاهرات مسالمت آميز معترضان بود. اين راهپيمايی با خشونت پليس و نيروهای سپاه و بسيج سرکوب شد.

مخالفان حکومت ايران می گويند درجريان اعتراضات پس از انتخابات دست کم ۷۲ نفر کشته شده اند.

اين قطعنامه همچنين گرفتن «اعترافات اجباری، آزار زندانيان از جمله تجاوز و شکنجه» انها در زندان های ايران را محکوم کرده است.

در حالی قطعنامه محکوميت ايران در يک کميته سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است که مقامات قضايی ايران در هفته جاری از صدور حکم اعدام برای پنج نفر از متمهان حوادث پس از انتخابات خبر داده بودند.

عربستان سعودی در اقدامی برخلاف اکثر کشورهای اسلامی به نفع اين قطعنامه رای مثبت داد. اين در حالی بود که چين و روسيه به اين قطعنامه رای مخالف دادند.

شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸

تصویب قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران درکمیته سوم سازمان ملل متحد


کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز جمعه بيستم نوامبر، بیست و نهم آبان، با تصويب قطعنامه ای اقدامات حکومت ايران در سرکوب تظاهرات معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری را شديدا محکوم کرد.

کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که به مساله حقوق بشر می پردازد، قطعنامه پيشنهادی کانادا را با ۷۴ رای موافق در مقابل ۴۸ رای مخالف و ۵۹ رای ممتنع به تصويب رساند.

اين در حالی است که محمد خزايی، نماينده ايران در سازمان ملل متحد، با انتقاد از اين قطعنامه گفت اين برخوردها بر مبنای «ملاحظات سیاسی» انجام می شود.


بیشتر بخوانید:
پنج متهم حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به اعدام محكوم شدند قطعنامه کمیته سوم سازمان ملل متحد از «نقض فزاینده و جدی حقوق بشر» در ايران «عمیقا ابراز نگرانی» کرده است.

اين قطعنامه به ويژه نسبت به اقدامات حکومت ايران در واکنش به تظاهرات معتر ضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ همزمان با افزايش نقض حقوق بشر در اين کشور ابراز نگرانی کرده است.

اين قطعنامه تصریح کرده است که حکومت ايران با «زندان و بازداشت های خودسرانه » فعالان سياسی، روزنامه نگاران، وبلاگنويسان، دگراندیشان، وکلا، روحانيون، دانشجويان، دانشگاهيان، مدافعان حقوق بشر را مورد آزار و ارعاب قرار می دهد.

اين قطعنامه تصريح کرده است که اين اقدامات حکومت ايران به « کشته و مجروح » شدن تعداد زيادی منجر شده است.

به دنبال اعتراض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد تظاهرات مسالمت آميز معترضان بود. اين راهپيمايی با خشونت پليس و نيروهای سپاه و بسيج سرکوب شد.

مخالفان حکومت ايران می گويند درجريان اعتراضات پس از انتخابات دست کم ۷۲ نفر کشته شده اند.

اين قطعنامه همچنين گرفتن «اعترافات اجباری، آزار زندانيان از جمله تجاوز و شکنجه» انها در زندان های ايران را محکوم کرده است.

در حالی قطعنامه محکوميت ايران در يک کميته سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است که مقامات قضايی ايران در هفته جاری از صدور حکم اعدام برای پنج نفر از متمهان حوادث پس از انتخابات خبر داده بودند.

عربستان سعودی در اقدامی برخلاف اکثر کشورهای اسلامی به نفع اين قطعنامه رای مثبت داد. اين در حالی بود که چين و روسيه به اين قطعنامه رای مخالف دادند.

شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸

بازداشت شش تن از فعالین دانشجویی دانشگاه علامه


خبرگزاری هرانا ـ حقوق دانشجویی: در ادامه بازداشت فعالیت دانشجویی عصر دیروز علیرضاموسوی، احمد میرطاهری، علیرضا زرگر، حمید قهوهچیان،امیر کاظمپور و یاسر معصومی از فعالان دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در یک کافیشاپ بازداشت شدهاند.

علیرضا موسوی دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، حمید قهوهچیان دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی و بقیه از دانشجویان اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی بودند.

در آستانهی 16 آذر موج جدید از بازداشتهای دانشجویی فرا رسیده و بسیاری از دانشجویان دستگیر شدهاند. دیروز همچنین شش تن دیگر از فعالین دانشجویی لیبرال بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. سورنا هاشمی، البرز زاهدی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و مهرداد بزرگ از فعالین دانشجویی لیبرال بازداشت شدهاند.
همچنین روز گذشته عباس حکیمزاده از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت نیز بازداشت شده است.

بازداشت شش تن از فعالین دانشجویی دانشگاه علامه


خبرگزاری هرانا ـ حقوق دانشجویی: در ادامه بازداشت فعالیت دانشجویی عصر دیروز علیرضاموسوی، احمد میرطاهری، علیرضا زرگر، حمید قهوهچیان،امیر کاظمپور و یاسر معصومی از فعالان دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در یک کافیشاپ بازداشت شدهاند.

علیرضا موسوی دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، حمید قهوهچیان دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی و بقیه از دانشجویان اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی بودند.

در آستانهی 16 آذر موج جدید از بازداشتهای دانشجویی فرا رسیده و بسیاری از دانشجویان دستگیر شدهاند. دیروز همچنین شش تن دیگر از فعالین دانشجویی لیبرال بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. سورنا هاشمی، البرز زاهدی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و مهرداد بزرگ از فعالین دانشجویی لیبرال بازداشت شدهاند.
همچنین روز گذشته عباس حکیمزاده از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت نیز بازداشت شده است.

بازداشت شش تن از فعالین دانشجویی دانشگاه علامه


خبرگزاری هرانا ـ حقوق دانشجویی: در ادامه بازداشت فعالیت دانشجویی عصر دیروز علیرضاموسوی، احمد میرطاهری، علیرضا زرگر، حمید قهوهچیان،امیر کاظمپور و یاسر معصومی از فعالان دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در یک کافیشاپ بازداشت شدهاند.

علیرضا موسوی دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، حمید قهوهچیان دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی و بقیه از دانشجویان اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی بودند.

در آستانهی 16 آذر موج جدید از بازداشتهای دانشجویی فرا رسیده و بسیاری از دانشجویان دستگیر شدهاند. دیروز همچنین شش تن دیگر از فعالین دانشجویی لیبرال بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. سورنا هاشمی، البرز زاهدی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و مهرداد بزرگ از فعالین دانشجویی لیبرال بازداشت شدهاند.
همچنین روز گذشته عباس حکیمزاده از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت نیز بازداشت شده است.

خودداري اعتراض آميز محمدرضا حکيمي از دريافت جايزه فارابي


اعتماد : محمدرضا حکیمی پژوهشگر و نویسنده صاحب الحیاه با انتشار پیامی عدم حضور خود در جشنواره فارابی را اعلام کرد. نام این استاد اخیراً در جشنواره فارابی (علوم انسانی) در کنار برخی استادان دیگر برای خدمت 50ساله به علوم انسانی مورد تجلیل قرار گرفته بود که او از پذیرش این عنوان و جایزه خودداری کرد.

به گزارش اعتماد، در پیام مربوط به انصراف او از دریافت جایزه ضمن سپاسگزاری از داوران آمده است؛ چون وی در جشنواره ها حضور نمی یابد در جشنواره اخیر نیز حضور نیافته و جایزه یی دریافت نکرده است. همان گونه که پیشتر هم یادآور شده ام، بار دیگر تاکید می کنم که تا هنگامی که در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی و نامرئی بیداد می کند، برگزاری چنین جشنواره هایی از نظر اینجانب در اولویت نیست. در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت 50ساله به علوم انسانی تجلیل شده است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در کتاب ها و در دنیای ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از کرامت انسان است در واقعیت خارجی و عینیت؟
سی ام آبان ۱۳۸۸

خودداري اعتراض آميز محمدرضا حکيمي از دريافت جايزه فارابي


اعتماد : محمدرضا حکیمی پژوهشگر و نویسنده صاحب الحیاه با انتشار پیامی عدم حضور خود در جشنواره فارابی را اعلام کرد. نام این استاد اخیراً در جشنواره فارابی (علوم انسانی) در کنار برخی استادان دیگر برای خدمت 50ساله به علوم انسانی مورد تجلیل قرار گرفته بود که او از پذیرش این عنوان و جایزه خودداری کرد.

به گزارش اعتماد، در پیام مربوط به انصراف او از دریافت جایزه ضمن سپاسگزاری از داوران آمده است؛ چون وی در جشنواره ها حضور نمی یابد در جشنواره اخیر نیز حضور نیافته و جایزه یی دریافت نکرده است. همان گونه که پیشتر هم یادآور شده ام، بار دیگر تاکید می کنم که تا هنگامی که در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی و نامرئی بیداد می کند، برگزاری چنین جشنواره هایی از نظر اینجانب در اولویت نیست. در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت 50ساله به علوم انسانی تجلیل شده است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در کتاب ها و در دنیای ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از کرامت انسان است در واقعیت خارجی و عینیت؟
سی ام آبان ۱۳۸۸

خودداري اعتراض آميز محمدرضا حکيمي از دريافت جايزه فارابي


اعتماد : محمدرضا حکیمی پژوهشگر و نویسنده صاحب الحیاه با انتشار پیامی عدم حضور خود در جشنواره فارابی را اعلام کرد. نام این استاد اخیراً در جشنواره فارابی (علوم انسانی) در کنار برخی استادان دیگر برای خدمت 50ساله به علوم انسانی مورد تجلیل قرار گرفته بود که او از پذیرش این عنوان و جایزه خودداری کرد.

به گزارش اعتماد، در پیام مربوط به انصراف او از دریافت جایزه ضمن سپاسگزاری از داوران آمده است؛ چون وی در جشنواره ها حضور نمی یابد در جشنواره اخیر نیز حضور نیافته و جایزه یی دریافت نکرده است. همان گونه که پیشتر هم یادآور شده ام، بار دیگر تاکید می کنم که تا هنگامی که در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی و نامرئی بیداد می کند، برگزاری چنین جشنواره هایی از نظر اینجانب در اولویت نیست. در این جشنواره از فاضلان و استادانی، به نام خدمت 50ساله به علوم انسانی تجلیل شده است. پرسش این است آیا این علوم برای ثبت در کتاب ها و در دنیای ذهنیت است یا برای خدمت به انسان و حفظ حقوق انسان و پاسداری از کرامت انسان است در واقعیت خارجی و عینیت؟
سی ام آبان ۱۳۸۸

شکنجه گران و قاتلین را بشناسیم

شکنجه گران و قاتلین را بشناسیم

شکنجه گران و قاتلین را بشناسیم

سعید حبیبی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد


کمیته گزارشگران حقوق بشر - بر اساس رای صادره توسط قاضي محمد مقيسه ای، رييس شعبه ي بيست و هشت دادگاه انقلاب اسلامي تهران، سعید حبیبی، دبیر تشکیلات سابق دفتر تحکیم وحدت و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، با استناد به ماده 610 قانون مجازات اسلامی، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور به سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت محکوم شده است.

این فعال دانشجویی چپ، روز شنبه 4 مهرماه 1388 در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. حکم مزبور به دکتر محمد شریف، وکيل سعيد حبیبی ابلاغ و در آن براي صدور حکم به محتويات پرونده و گزارش مامورين وزارت اطلاعات استناد شده است. شرکت در اجتماع افراد مخالف نظام در خاوران، شرکت در جلسات گروه چپ مارکسیستی به مناسبت روز دانشجو، شرکت در جلسات روز دانشجوی دانشگاه علوم اجتماعی به مناسبت 16 آذر 86، راه اندازی وبلاگ دانش سرخ از جمله مواردی هستند که به عنوان مصادیق اتهام سعید حبیبی ذکر شده اند.

سعید حبیبی، پیش از این، در آذرماه 1386 ، در جریان بازداشت های گسترده فعالان دانشجویی طیف چپ بازداشت شده بود و بیش از 70 روز در بند 209 زندان اوین به سر برده بود. او سپس با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

سعید حبیبی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد


کمیته گزارشگران حقوق بشر - بر اساس رای صادره توسط قاضي محمد مقيسه ای، رييس شعبه ي بيست و هشت دادگاه انقلاب اسلامي تهران، سعید حبیبی، دبیر تشکیلات سابق دفتر تحکیم وحدت و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، با استناد به ماده 610 قانون مجازات اسلامی، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور به سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت محکوم شده است.

این فعال دانشجویی چپ، روز شنبه 4 مهرماه 1388 در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. حکم مزبور به دکتر محمد شریف، وکيل سعيد حبیبی ابلاغ و در آن براي صدور حکم به محتويات پرونده و گزارش مامورين وزارت اطلاعات استناد شده است. شرکت در اجتماع افراد مخالف نظام در خاوران، شرکت در جلسات گروه چپ مارکسیستی به مناسبت روز دانشجو، شرکت در جلسات روز دانشجوی دانشگاه علوم اجتماعی به مناسبت 16 آذر 86، راه اندازی وبلاگ دانش سرخ از جمله مواردی هستند که به عنوان مصادیق اتهام سعید حبیبی ذکر شده اند.

سعید حبیبی، پیش از این، در آذرماه 1386 ، در جریان بازداشت های گسترده فعالان دانشجویی طیف چپ بازداشت شده بود و بیش از 70 روز در بند 209 زندان اوین به سر برده بود. او سپس با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

سعید حبیبی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد


کمیته گزارشگران حقوق بشر - بر اساس رای صادره توسط قاضي محمد مقيسه ای، رييس شعبه ي بيست و هشت دادگاه انقلاب اسلامي تهران، سعید حبیبی، دبیر تشکیلات سابق دفتر تحکیم وحدت و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، با استناد به ماده 610 قانون مجازات اسلامی، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور به سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت محکوم شده است.

این فعال دانشجویی چپ، روز شنبه 4 مهرماه 1388 در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. حکم مزبور به دکتر محمد شریف، وکيل سعيد حبیبی ابلاغ و در آن براي صدور حکم به محتويات پرونده و گزارش مامورين وزارت اطلاعات استناد شده است. شرکت در اجتماع افراد مخالف نظام در خاوران، شرکت در جلسات گروه چپ مارکسیستی به مناسبت روز دانشجو، شرکت در جلسات روز دانشجوی دانشگاه علوم اجتماعی به مناسبت 16 آذر 86، راه اندازی وبلاگ دانش سرخ از جمله مواردی هستند که به عنوان مصادیق اتهام سعید حبیبی ذکر شده اند.

سعید حبیبی، پیش از این، در آذرماه 1386 ، در جریان بازداشت های گسترده فعالان دانشجویی طیف چپ بازداشت شده بود و بیش از 70 روز در بند 209 زندان اوین به سر برده بود. او سپس با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

Friday, November 20, 2009

حمله هکرهای ولایت فقیه به وبلاگ اختصاصی آیت الله بروجردی


وقتی نظامی به نهایت عجز و ناتوانی خود میرسد حال و روزش به قدری رقت بار و دردناک می شود که در آن شرایط متوسل به بدترین و غیر انسانی ترین شیوه ها برای محو حس حقارت درونی خویش می شود .
اصولا وجود فیلترینگ و عدم آزادی بیان در هر نظامی دلیلی آشکار بر عدم مقبولیت وی است که با نقض اصول مسلم جمهوریت ، وارث نظامی خواهد بود فاقد مشروعیت . شکی نیست که نظارت و نقد حکومت توسط مردم از ابتدائی ترین تعاریف جمهوریت می باشد . نظامی که نقد پذیر نباشد بلاشک در دره دیکتاتوری سقوط خواهد کرد و دیر یا زود بساطش جمع می شود .
آیت الله بروجردی بعنوان یکی از جدی ترین منتقدین نظام ولایت فقیه ، همواره دیکتاتوری دینی را خشن ترین شکل دیکتاتوری در تاریخ می داند و بدلیل پافشاری بر اعتقادش مبنی بر لزوم جدایی دین از دولت ، تاکنون متحمل سخت ترین ضربات از جانب دشمنان آزادی شده است .
جمهوری ولایت فقیه که در سراشیبی سقوط قرار دارد در ماههای اخیر بر شدت تلاشهایش برای خروج از بحران مشروعیت افزوده است و با صرف هزینه های هنگفت بیت المال در جهت گسترش فیلترینگ ، به بقای عمر حقیرش دل بسته است اما دیگر دیر شده و ملت بزرگ ایران این بار برغم تمامی موانع موجود ، برای برچیدن نظام ملایان دست بکار شده و انشاالله تا فتح قله های پیروزی چند قدمی بیش باقی نمانده است .

درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic